هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۴:۱۶:۲۸ سه شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۸
#1
اسم : هلن داولیش
گروه : ریونکلاو
نژاد :ماگل زاده
چوبدستی : چوب درخت گردو با مغز موی تکشاخ
پاترنوم : گربه
جانور نما : گربه

ویژگی های ضاهری : موهایش همیشه کوتاه است و بیشتر وقت ها رنگشان سیاه یا بنفش است _ لباس هایش بیشتر وقت ها همان یو نیفورم هاگوارتز با یک گردنبنده این شکلی یه که مامان بزرگش بهش داده _ عاشق رنگ بنفشه برای همین همیشه تو ی استایلش یک چیز بنفش پیدا میکنید

توضیح کوتاه : هلن توی یک خانواده ی ماگل به دنیا اومد او از همان بچگی به بقیه ی اعضای خانواده اش فرق داشت مثلا توی ۵ ساگی توانست به یک گربه تبدیل شود و اونجا بود که خانوادش همه چیز را درباره ی ساحره بودن هلن فهمیدند و اونجا بود که مادر بزرگش اعتراف کرد که اوهم یک ساحره بوده است و همه چیز را درباره یه دنیای جادویی و هاگوارتز گفت و تعریف کرد که خودش توی گروه ریونکلاو بوده است و چند سالی هم استاد معجون سازی هاگوارتز بوده است
از ان موقع به بعد هلن توانایی های دیگری هم پیدا کرد مثلا این که میتوانست موهایش را از سیاه به بنفش تغیر بدهد و به یک گربه کامل تبدیل شود و توی تولد یازده سالگی هلن بالا خره نامه ی هاگوارتزش را میگیرد و توی هاگوارتز در ریونکلاو می افتد و خیلی از این بابت خوشحال میشود چون مادر بزرگش هم در این گروه بوده است و حیوان خانگی اش را که یک گربه ی خاکستری به اسم سیلدر هست را هم انجا پیدا میکند

لطفا ویرایش شود

جایگزین شد.


ویرایش شده توسط هلن داولیش در تاریخ ۱۳۹۸/۶/۵ ۱۴:۱۹:۵۰
ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در تاریخ ۱۳۹۸/۶/۵ ۱۴:۳۵:۰۶

Only Raven

cat and bock

LORD VOLDEMORT


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۹:۴۵:۱۲ دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸
#2
نام و نام خانوادگی:هلن داولیش
گروه:ریونکلاو
پاترنوم:گربه
چوب دستی:چوب درخت گردو با موی اسب تکشاخ ۲۸ سانتی منر
جارو :اذرخش
محل زندگی:شهر ماگلی لندن

ویژگی های ظاهری :موی بلند خرمایی پوست روشن قد بلند رنگ چشم قهوه ای
لاغر

ویژگی های اخلاقی
باهوش ،کنجکاو ،خونسرد و شجاع

توضیح کوتاه:
اسم من هلن داولیشه ،ماگل زاده ام و جادوگری را از مادربزرگم به ارث بردم و در شهر لندن زندگی میکنم در ۱۱ سالگی یک نامه از طرف هاگوارتز برای من امدو اینطور شد که من به هاگوارتز امدم وبه خاطر هوش و کنجکاو بودنم به گروه ریونکلاو فرستاده شدم و عضو باشگاه دوءل مدرسه شدم و سرگرمی مورد علاقه ام خواندن کتاب های جادویی و کلاس مورد علاقه ام هم معجون سازیه


بهتر شد ولی هنوزم کوتاهه. لطفا بعدا حتما برگرد و معرفی شخصیتت رو کامل کن.
تایید شد.



ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۸/۳/۲۷ ۲۰:۵۸:۰۰

Only Raven

cat and bock

LORD VOLDEMORT


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۷:۳۲:۱۶ دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸
#3
نام و نام خانوادگی:هلن داولیش
گروه :ریونکلاو
چوبدستی:چوب درخت گردو با موی تکشاخ ۲۸ سانتی متر
پاترنوم:گربه
محل زندگی:لندن

ویژگی ظاهری و اخلاقی
به دلیل هوش و عطش یادگیری به گروه ریونکلاو فرستاده شدم وخوشحالم سرگرمی مورد علاقه کتاب خواندن و ساختن معجون های جادویی

توضیح:
من درشهر لندن زندگی میکنم و ماگل زاده ام و جادوگری را از مادربزرگم به ارث بردم و در مدرسه ی علوم و فنون جادوگری هاگوارتز درس میخوانم و عضو باشگاه دوءل مدرسه ام درس مورد علاقه هم معجون سازیه


معرفیت خیلی کوتاهه!
از ویژگی های ظاهری و خصوصیات اخلاقی شخصیتیت بیشتر بگو. درباره زندگیش بیشتر توضیح بده.
با یه معرفی بهتر برگرد.

تایید نشد.



ویرایش شده توسط razo در تاریخ ۱۳۹۸/۳/۲۷ ۱۸:۵۲:۴۵
ویرایش شده توسط razo در تاریخ ۱۳۹۸/۳/۲۷ ۱۸:۵۳:۱۸
ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۳۹۸/۳/۲۷ ۱۹:۱۷:۵۲
ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۳۹۸/۳/۲۷ ۱۹:۱۸:۲۷

Only Raven

cat and bock

LORD VOLDEMORT


پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
پیام زده شده در: ۱۶:۰۲:۵۸ دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸
#4
سلام به کلاه بزرگ گروه بندی
ویژگی های من اینه
شجاع و باهوش و سرگریمی مورد علاقه ام هم کتاب خواندنه
انتخاب اولم ریونکلاو هست ولی اگر نشد گریفیندور هم خوبه
با تشکر


Only Raven

cat and bock

LORD VOLDEMORT


پاسخ به: کارگاه داستان نویسی
پیام زده شده در: ۱۳:۴۰:۲۵ دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸
#5
تصویر شماره ۱۰

هری_ هاگرید ما اینجا توی کوچه ی دیاگون چیکار میکنیم؟

هاگرید_بعدا خودت میفهمی هری.

هری میخواست زودتر بفهمد دیگر نمی توانست منتظر بماند دلش میخواست دوباره از هاگرید بپرسد که همان موقع هاگرید گفت:《بالاخره رسیدیم》.
هری فقط یک مغازه معمولی پر از وسایل عجیب میدید؛نمیدانست هاگرید چرا اینقدر راه اورا مجبور کرده که به اینجا بیاید.
هاگرید_اینجا مغازه لوییس پیر است ،بیا برویم هری.
انها داخل مغازه شدند هری باورش نمیشد ان مغازه ی کوچک و معمولی از داخل یک مغازه بزرگ و پر از وسایل جادویی بود

لوییس پیر_اه خدای من ببین کی امده هری پاترمعروف چی شده که به مغازه ی کوچک من امده اید؟
هاگرید_ ما برای اون چشم اومدیم.
لوییس پیر_ اه البته باید حدس میزدم شما برای چشم مرلین امدید.

هری_چشم مرلین دیگه چیه ؟

هاگرید_چشم مرلین یک گردنبنده که باعث میشه بتونی همه جارو ببینی برای این اسمش چشم مرلینه چون بعضیا فکر میکنن خود مرلین این چشمو ساخته و روحش را در این چشم قرار داده تا به صاحب بعدی این چشم کمک کنه و لوییس پیر این همه سال چشمو برای تو نگه داشته.
هری_یعنی صاحب بعدی این چشم منم ،حالا این چشم به چه دردم میخوره؟

هاگرید_تو برای شکست دادن لرد ولدموت به کمک مرلین نیاز داری و برای کمک چی بهتر از این چشم.
چند دقیقه بعد لوییس با یک گردنبند به شکل یک چشم ابی وارد شد هری ترسیده بود چطور میتوانست با کمک چشم ولدمورت راشکست دهد؛لوییس چشم را به هری داد هری ان را دور گردنش انداخت در یک لحظه همه چیز همه خوب بود و هم بد هم سفید بود و هم سیاه هری همه چیز را میدید همه کس را میدید
رون و هرمیون و پرفسور دامبلدور را میدید . یک دفعه صدایی شنید صدای پدر و مادرش بود
میگفتند :《تو میتوانی هری》
صدای مرلین را میشنید میگفت :《من با تو ام پسر تو میتوانی شکستش دهی》
هری با شنیدن این صدا ها قوت قلب گرفت دیگر مطمعن بود که میتواند ،میتواند لرد ولدمورت را شکست دهد او پدرو مادرش و دوستایش را داشت او مرلین را داشت که کمکش کنند


این دفعه خیلی بهتر بود. فقط یه سری اشکالات ظاهری هست که با ورود به ایفای نقش برطرف میشن. مثلا شکلک در اکثر مواقع، برای دیالوگه و توی توصیف ازش استفاده نمی کنیم.

تایید شد!

مرحله بعد: کلاه گروهبندی


ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۳۹۸/۳/۲۷ ۱۳:۵۴:۰۸
ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۳۹۸/۳/۲۷ ۱۳:۵۶:۴۶

Only Raven

cat and bock

LORD VOLDEMORT


پاسخ به: کارگاه داستان نویسی
پیام زده شده در: ۱۰:۵۴:۱۹ دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸
#6
تصویر دامبلدور در حال باز کردن نامه با شمشیر گیریفیندور

دامبلدور مثل همیشه در دفترش نشسته بود وداشت فکر میکرد که یکدفعه یک نامه از پنجره به داخل پرت شد دامبدور فورا از پنجره به بیرون نگاه کرد و یک جغد سیاه دید اون جغدو نمیشناخت و نمیدونست مال کیه
رفت و نامه را برداشت هیچ ادرس و نشانه نداشت فقط نوشته شده بود

درود بر مرلین

سعی کرد بازش کند ولی باز نشد از هر جادویی برای باز کردن نامه استفاده کرد ولی هیچکدام جواب نداد یک دفعه فکری به ذهنش رسید رفت و شمشیر گریفیندور را برداشت وقتی شمشیر به کاغذ خورد یک دفعه نوری طلایی رنگ بیرون امد و نامه باز شد روی نامه به رنگ طلایی نوشته شده بود
(هرجادویی بهایی دارد)
دامبلدور نمیدانست این یعنی چه صاحب نامه که بود یک دفعه صدایی پشت سرش گفت
(به ندای درونت گوش کن). برگشت هیچ کس انجا نبود به جز یک پر ،یک پر سیاه.


آمممم... خیلی سریع داستان رو پیش بردی. برای تموم کردن داستان عجله نکن. با حوصله، صحنه ها رو توصیف کن. درباره فضای داستان و حالات و احساسات افراد بنویس.
انتهای جمله ها هم حتما علامت نگارشی، یعنی نقطه، علامت سوال یا تعجب بذار.
می تونی به پست های تایید شده قبلی یه نگاه بندازی تا دقیق تر متوجه منظورم بشی.
منتظرم با یه پست بهتر برگردی!

فعلا تایید نشد.


ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۳۹۸/۳/۲۷ ۱۱:۴۸:۵۵

Only Raven

cat and bock

LORD VOLDEMORT


پاسخ به: کارگاه داستان نویسی
پیام زده شده در: ۲۲:۲۲:۳۱ یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۸
#7
تصویر شماره ۹
جیمز پاتر همراه ۳تا از دوستانش یعنی سیریوس بلک،ریموس لوپین و پیتر پتی گرو در حیاط هاگوارتز بودند و داشتند بر سر ساختن یک نقشه جادویی از هاگوارتز فکر میکردند که یک دفعه جیمز یک چیزی دید لیلی داشت با سورس اسنیپ حرف میزد. برای همین جیمز یک دفعه تصمیم گرفت برود کنارشان

لیلی_ سلام جیمز چی شده
جیمز_چی شده تو چرا داری با اسلایدرینی حرف حرف میزنی
لیلی_چون اون دوستمه

جیمز_ اون فقط یک اسلایدرینیه بیا پیش همگروهی های خودت
سورس(عصبانی)_ بگذار هر کار که خودش میخواد انجام بده
جیمز_ ببین کی داره حرف میزنه اسنیپ خجالتی همه بیاین ببینین اسنیپ زبون باز کرد

لیلی_ بیا بریم اسنیپ و تو جیمز باید از خودت خجالت بکشی
جیمز(خطاب به سورس) _ بعدا حسابت را میرسم
سورس با اینکه میدانست قرار است که یک کتک حسابی بخورد ولی تصمیم گرفت با لیلی برود و جیمز و دوستانش را تنها بگذارد

چقدر زیاد از شکلک استفاده کردی.
ببین، کار بدی نیستا، ولی خیلی دیگه زیادیشم خوب نیست. شکلک رو فقط آخر دیالوگا باید استفاده کرد، اونم جایی که نتونستی با توصیفت حس و حال دیالوگ رو منتقل کنی. پس همیشه اول از همه سعی کن از توصیف استفاده کنی، حالات شخصیتا و محیط رو با توصیفاتت به خواننده بگو. بعد اگر لازم شد برای دیالوگ ها شکلک بزن.
حالا برو یه پست بهتر، با توصیفات بیشتر بنویس و برگرد.

فعلا تایید نشد!


ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در تاریخ ۱۳۹۸/۳/۲۶ ۲۲:۳۸:۳۵

Only Raven

cat and bock

LORD VOLDEMORT


پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
پیام زده شده در: ۲۲:۲۲:۰۴ یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸
#8
سلام کلاه ویژگی های من اینه
شجاع صادق باهوش
لطفا منو توی گروه گیریفیندور یا ریونکلاو بگذار



برای اینکه گروهت مشخص شه و بتونی وارد ایفای نقش بشی، باید مراحل زیرو به ترتیب طی کنی:

1. خواندن قوانین ورود به ایفای نقش.
2. شرکت در تاپیک کارگاه داستان نویسی. (مرتبط با یکی از تصاویر کارگاه)
3. مطالعه‌ی بیوگرافی گروه‌های چهارگانه هاگوارتز و مراجعه به تاپیک گروهبندی.
4. انتخاب یک شخصیت از لیست شخصیت های گرفته نشده و معرفی در تاپیک معرفی شخصیت.


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۸/۲/۳۰ ۱:۴۱:۲۲
ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۸/۳/۴ ۱۸:۴۹:۵۲

Only Raven

cat and bock

LORD VOLDEMORT


پاسخ به: اگه کلاه گروه بندی رو سرتون بگذارن تو کدوم گروه می افتید؟ چرا؟
پیام زده شده در: ۲۱:۵۷:۲۰ یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸
#9
ریونکلاو یا گریفیندور خصوصیات هردو را دارم ولی گریفیندور بیشتر


Only Raven

cat and bock

LORD VOLDEMORT






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.