هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۲:۰۴ شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۸
#1
نام: برد لی


گروه:ریونکلاو


سن:18

گروه خونی :اصیل


چوب دستی:ریشه درخت بلوط مغز پر دم ققنوس 25 سانتی متر انعطاف پذیر


خصوصیات ضاهری:مو های مشکی ،قد بلند هیکلی ،چشم های یخی.

جارو: اذرخش


پاترونوم:ققنوس


بوگارد:گرگ

محل زندگی : لس انجلس


خصوصیات اخلاقی: شجاع اهل تلاش و کوشش، خیلی کتاب میخونم استاد در درس دفاع در برابر جادوی سیاه ،خلاصه جادوگر قوی هستم.



معرفی کوتاه :من در یک خوانواده اصیل زندگی میکردم.
خیلی سخت بود از علایقم چشم پوشی میکردم،تا مثلا خوانواده ام پیش خوانواده های اصیل دیگه سر بلند باشه .تمام خوانواده من اهل اسلیترین بودن ولی من دوست نداشتم مثل اونها باشم ، خوشبختانه کلاه گروهبندی منو به ریونکلاو فرستاد.
من دوستانه زیادی داشتم که پدر یا مادرشون ماگل بودن به همین خواطر نمی تونستم بااونها ارتباط برقرار کنم.



تایید شد.


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۸/۳/۱۱ ۲۲:۱۳:۰۰

ماگل زاده ولی بالا تر از هر اصیل زاده.


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۹:۴۹ شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۸
#2
نام:بردلی

گروه:ریونکلاو

سن:۱۸

گروه خونی:اصیل زاده

چوب دستی:تنه درخت بید مغز پر دم ققنوس

پاترونوم:ققنوس

بوگارد:همونی که میدونی

جارو: اذرخش

ویژگی های ضاهری و اخلاقی:
موی بلند تقریبا لخت قد بلند هیکل درشت لاغر چشم های یخی
باهوش و شجاع اخل درس و کتاب به بازی علاقه دارم هرروز هم کمی تمرین دفاع در برابر جادوی سیاه میکنم
خلاصه اینکه جادوگر قدرتمندی هستم.

خب... اول از همه اینکه اسم شخصیتت سر هم نیست. طبق لیست، برد لی هستش. یعنی "لی" نام خانوادگیه، "برد" هم اسم.
یه نکته دیگه اینکه خیلی خیلی کوتاه نوشتی معرفی شخصیتت رو و تقریبا هیچ توضیحی راجع به ویژگی های شخصیتت ندادی. لطفا تو یک پست جدید، کامل ترش کن.

فعلا تایید نشد!


ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در تاریخ ۱۳۹۸/۳/۱۱ ۲۰:۵۹:۱۰

ماگل زاده ولی بالا تر از هر اصیل زاده.


پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
پیام زده شده در: ۱۶:۰۶ شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۸
#3
درود بر تو کلاه زیبا من بلند پروازی تو وجودمه پس اسلایدرین اگر پر بود ی نمه شجاعت دارم پس گریفیندور


ماگل زاده ولی بالا تر از هر اصیل زاده.


پاسخ به: کارگاه داستان نویسی
پیام زده شده در: ۱۳:۰۸ شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۸
#4
http://www.jadoogaran.org/modules/xcg ... e_2018-08-03_20-34-08.png

هري ودابي




هري : چه روز هاي سختي کاش زود تر تابستون تموم شه برگردم پيش دوستام. اصلا چرا دارم با تو حرف ميزنم تو فقط ي عکسي.
چند روزي به اين حالت گذشت که ي شب وقتي هري توي تختش به عکس پدر ومادرش نگاه ميکرد ي صدايي اومد: ويژوو.
هري:سلام دابي!چطوري اومدي اينجا؟
دابي : سلام ارباب. من ميتونم غيب وضاهر بشم يادتون رفته.معضرت ميخوام نبايد اين حرفو ميزدم چرا بايد ارباب دابي رو يادش باشه. من ي خدمت کارم بايد مجازات بشم .
دابي وقتي حرفش تموم شد باسر رفت توي ديوار.
هري:دابي نياز نيست بس کن الان متوجه ميشن تو توي اتاقي برام درد سر درست نکن دابي.
دابي حالا کارت چي بود که اين موقع شب به اينجا اومدي؟
دابی:ارباب هری پاتر دابی شنید شما ناراحت هستید پرفسور دامبلدور از من خواست که بیام و چیزی به شما بدم .
دابی از زیر دامن کهنه اش چند نامه بیرون اورد.
هری:اینا نامه های کی هستن؟
دابی : نامه های ارباب جیمز پاتر .
هری :یعنی اینا نامه های پدر منه؟
دابی: درسته ارباب پدر شما قبل از مرگش نامه هارو به پروفسور دامبلدور داد تا در موقعیت مناسب به شما بده.
هری که باذوق بسیاری نامه هارو از دابی گرفت مشتاق بود اونارو بخونه.
اولین نامه که طلایی بود رو برداشت بازش کرد نامه شروع کرد به خوندن :
سلام هری عزیز!
احتمالا وقتی این نامه هارو میخونی من مرده ام.اصلا ناراحت نباش .
پروفسور دامبلدور حتما وقتی نامه رو بهت میده که تو بزرگ شدی ومتوجه میشی من چی میگم .
امیدوارم هیچ وقت جای خالی پدر و مادرت رو احساس نکنی چون ماهمیشه در قلب تو هستیم.
هروقت ناراحت میتونی باما حرف بزنی ماصدا ی تورو میشنویم .
من به پروفسور دامبلدور گفتم این نامه رو نخونه چون میخواستم اولین کسی باشی که این نامه هارو میخونی دامبلدور حتما حس کرد که تو احساس ناراحتی میکنی واین نامه هارو بهت داد .
دوست دار تو پدرت.
هری همانگونه که اشک از چشمانش جاری میشد خوشحال بود،برگشت تا از دابی تشکر کنه ولی دابی رفته بود.
از ان موقع به بعد هری هروقت دلش میگرفت با پدر مادر خود حرف میزد هرچند جوابی نمیگرفت ولی همیشه خوشهال بود.


خیلی از جملات رو پشت سر هم نوشتی بدون اینکه با نقطه بهشون پایان بدی یا با ویرگول به جمله بعد ربطشون بدی. وارد ایفای نقش که بشی بهتر می‌تونی این اشکالات رو رفع کنی.

تایید شد.

مرحله بعد: گروهبندی


ویرایش شده توسط lordkazemi در تاریخ ۱۳۹۸/۳/۱۱ ۱۳:۲۳:۱۱
ویرایش شده توسط lordkazemi در تاریخ ۱۳۹۸/۳/۱۱ ۱۳:۲۵:۴۳
ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۸/۳/۱۱ ۱۵:۵۰:۵۸
ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۸/۳/۱۱ ۱۵:۵۱:۴۹

ماگل زاده ولی بالا تر از هر اصیل زاده.


پاسخ به: کارگاه داستان نویسی
پیام زده شده در: ۱۳:۲۳ جمعه ۱۰ خرداد ۱۳۹۸
#5
همه ی بچه ها در تخت هایشان خواب بودند.سوروس در اتاق کنار دامبلدورایستاده بود با صدایی نگران گفت:
-دامبلدور!اون بچه راست میگه ؟اون برگشته؟
-هری دلیلی برای دروغ گویی نداره.الان باید به فکر چاره بود.
-چطور میشه جلوی اون رو گرفت ؟حالا قدرتمند تر از هر وقت دیگه برگشته ومطمئنا طرفتار های زیادی جمع کرده.حالادیگه هیچ کس نمیتونه جلوشو بگیره.
-اول باید هور کراکس هارونابود کرد.
-ولی هیچکس نمیدونه اونها چی وکجا هستند.
-این وظیفه ی اونه(هری)که اون هارو پیداو نابود کنه.
-اما چطور نابودشون کنه ؟
-با شمشیر گریفیندور میشه اونارو نابود کرد.راهنماییش کن تا بتونه شمشیر رو پیدا کنه.
سورس چوبش را در هوا تکانی داد وبلند گفت:اکسپکترو پاترونوم!اهویی از چوبشبیرون امد وبه بیرون از مدرسه رفت.
سپس گفت:
-در زمان مناسب این اهو جای شمشیر رو به هری نشون میده
-اما یه مشکلی دیگه هم هست .وقتی لیلی جلوی حمله ی ولدمورت ایستاد ، حمله ی ولدمورت به خودش برگشت
و اون رو نابود کرد ولی بخشی از ولدمورت زنده موند و وارد هری شد .
-یعنی هری هم یه... .
-هور کراکسه!
-بله، وحتما باید به دست ولدمورت کشته بشه اگر ولدمورت سعی کنه هری رو بکشه در واقع قسمتی از از خودش رو که درون هری زندگی میکنه رو میکشه و هری زنده میمونه... .

پی نوشت:این مثلا قسمتی از یادگاران مرگ بود که گسترشش دادم . جایی که هری خاطرهی سوروس رو میبینه ومتوجه میشه که اونم یه هورکراکسه.

جالب نوشتی.
فقط یه نکته، من متوجه نشدم دقیقا راجع به کدوم یک از تصاویر نوشتی.
لطفا برو و یک پست راجع به یکی از تصاویر تاپیکی که لینکشو دادم بنویس و برگرد. یا اگر اشتباه میکنم و راجع به یکی از تصاویر نوشتی، بهم توی یک پیام شخصی بگو.

فعلا تایید نشد!





ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در تاریخ ۱۳۹۸/۳/۱۰ ۱۴:۱۹:۰۳
ویرایش شده توسط lordkazemi در تاریخ ۱۳۹۸/۳/۱۱ ۱۳:۱۲:۱۳
ویرایش شده توسط lordkazemi در تاریخ ۱۳۹۸/۳/۱۱ ۱۳:۱۲:۴۵
ویرایش شده توسط lordkazemi در تاریخ ۱۳۹۸/۳/۱۱ ۱۳:۱۴:۴۵
ویرایش شده توسط lordkazemi در تاریخ ۱۳۹۸/۳/۱۱ ۱۳:۱۵:۰۵

ماگل زاده ولی بالا تر از هر اصیل زاده.






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.