هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: تنبیه سرای هاگوارتز
پیام زده شده در: ۰:۰۳:۰۱ جمعه ۱۰ آبان ۱۳۹۸
#1
چشمانم را باز کردم احساس میکردم هیچ کنترلی روی خودم ندارم. بدون هیچ آگاهی از اطرافم به اتاقی نگاه کردم که کنار دیوارش لکه خونی وجود داشت اما هیچ کسی از آن خبر نداشت. روی اون با شنل نا مرئی پوشانده شده بود. شنل رو سرم کردم و از پشت پنجره به بچه هایی نگاه کردم که با هم بازی میکردند. تنها در آن بین دو چهره برام آشنا بود. از پله ها پایین رفتم. تنها لوستر وسط تالار بود که نظرمو جلب کرد. با دقت بهش خیره شدم. با دیدن خفاش بنفش رنگ روی آن علت تکان ها را فهمیدم و بدون هیچ توجهی از تالار خارج شدم. به حیاط که رسیدم بید کتک زن شروع به تکان خوردن کرد. انگار میخواست منو از بچه های معصوم داخل حیاط دور کنه. نیشخندی رو لبم نشست و دندان های تیزم نمایان شد. در حالی که بسمت دو بچه در حرکت بودم اتش تشنگی بهم غلبه کرد. به سمت یکیشون رفتم و ...

-جوز... جوزفین مونتکومری چت شده؟ چرا یهو بیهوش شدی؟

یهو فروغ چشمام از بین رفت. دوباره همون چشمای معصوم آسمانیم پیدا شد ولی اتشم از بین نرفته بود با دیدن ریموند دوباره به حالت خلسه رفتم و بهش حمله ور شدم...
دقایقی گذشت. اتشم از بین رفت. صورتم آغشته به خون بود. این اشکام بود که صورتمو میشست.


ویرایش شده توسط پنه‌ لوپه کلیرواتر در تاریخ ۱۳۹۸/۸/۱۰ ۰:۱۴:۵۵
ویرایش شده توسط پنه‌ لوپه کلیرواتر در تاریخ ۱۳۹۸/۸/۱۰ ۰:۱۶:۰۳
ویرایش شده توسط پنه‌ لوپه کلیرواتر در تاریخ ۱۳۹۸/۸/۱۰ ۰:۲۸:۵۱
ویرایش شده توسط پنه‌ لوپه کلیرواتر در تاریخ ۱۳۹۸/۸/۱۰ ۰:۳۲:۴۰

به ریون و ریونی و محفل و محفلی و پروفمون نگاه چپ کنی چشاتو از کاسه در میارم.
تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس معجون سازي
پیام زده شده در: ۱۷:۵۸:۱۳ شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۸
#2
-من باید یه کاری کنم که همه ازم حساب ببرن.
-همه از شما حساب برد.
-تو رو حساب نکنم لیست کسایی که ازم حساب میبرن خالی میمونه.کاش جای من و لرد اوز میشد.
-ارباب با معجون مرکب تونست لرد شد.لرد با معجون مرکب تونست ارباب شد.
-موی لرد رو از کجا گیر بیارم؟
-لرد موی روی دست، پا و زیر بغل داشت.
-من پزم زیاده. فقط موی سر میریزم تو معجونم. حالا از تو اون کله بدون شاخ و برگ مو از کجا گیر بیارم؟ میتونم بلاتریکس بشم.
-ارباب پز زیاد داشت تن به مونث شدن نداد.
-راست میگی. پس چیکار کنم؟
-ارباب باهوش بود راه پیدا کرد.

و قبل از اینکه ریگولوس چیزی بگه ناپدید شد. هر کسی میتونست بفهمه که بانو بلک اونو فرا خونده بود. ریگولوس که به هوش خودش اعتماد داشت به فکر فرو رفت تا راهی پیدا کنه.

دو ساعت بعد
-کریچر!
-کریچر؟
-کریچر.
-ارباب کریچرو صدا کرد؟
-کجا بودی؟ این چهار ثانیه دیر کرد منو ناراحت کرد.
-کریچر بد. کریچر تستسترال. کریچر...

ریگولوس قبل از اینکه کریچر خودشو بسوزونه فندک رو از دستش گرفت و همون لحظه چشمش به زمان برگردونی که تو گردن کریچر بود افتاد.
-اینو از کجا آوردی؟
-از تو اتاق ارباب سیریوس برداشت تا به ارباب ریگولوس داد.
-بدش به من. ببینم میدونی چه سالی بود که لرد تازه مو در آورده بود و هنوز خطرناک نبود؟
-ارباب منظورش زمان سه سالگی لرد بود؟
-دقیقا.
-ارباب زمان برگردون رو به کریچر داد تا کریچر تنظیم کرد.
-بیا بگیر.
-کریچر آماده کرد بفرمایید.

زمانی که لرد ولدمورت سه ساله بود.
اتاق بچه لرد.

-حالا باید برم چند لاخ مو از سرش بکنم.

به سمت بچه ای که تو کالسکه بود رفت و قبل از اینکه کسی بفهمه سه لاخ مو از سر بچه کند و به زمان حال برگشت.

بعد از خوردن معجون مرکب
لحن بچه گونه ای تو خونه اربده میزد:
-پیستونک میخواییم.


به ریون و ریونی و محفل و محفلی و پروفمون نگاه چپ کنی چشاتو از کاسه در میارم.
تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس نجوم و ستاره شناسي
پیام زده شده در: ۰:۲۴:۴۶ شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۸
#3
1-
دختری مو قرمز به سمت انباری کنار خونه گیریمولد می رفت. در نزدیکی در حیوانی سفید سیاهی دیده میشد.

-میوو؟
-خالخالی یعنی منو با ویزلی ها اشتباه میگیری؟
-میوووو.
-خب چی کار کنم خالخالی قرارمونو فراموش کرده بودم.
-میو میو.
-خیلیم ریونیم فراموشی چه ربطی به هوشم داره؟تو که صاحبتو با یکی دیگه اشتباه میگیری حرف نزن.

و پشتشو به پنی کرد و از دری که برای حیوونای محفل ساخته شده بود رفت داخل.
پنه لوپه هم شروع به دوییدن کرد و رفت داخل. وقتی وارد شد دید خالخالی چراغو روشن کرده و بدون اینکه منتظر بمونه به نوشابه ها حمله ور شده.

-آهای تستسترال.
_میوو
-چیه و کوفت. مراقب ظرفا باش که همشونو نیاز دارم چون گفتم میخوایم همه رو امشب بخوریم دلیل نمیشه تو سریع بهشون حمله ور شی. تقارن و برابری چی میشه؟
-میوووو می.
-اه تقسیم کردی.

و خالخالی سری به نشانه تاسف تکون داد و دوباره به نوشابه خوردن ادامه داد. پنی هم به سمت بقیه نوشابه ها رفت تا شروع کنه به خوردن.

4 ساعت بعد
پنی در حالی که به اختراع خودش افتخار میکرد پارچه قرمزو بر داشت و از فضاپیمای تولیدی خودش رو نمایی کرد.

-
-اینم از فضاپیمای ما. همش از قوطی نوشابه و چسب ورقای آرم نوشابه ساخته شده. تازه یک کمد از نوشابه درست کردم که هر وقت گشنمون شد نوشابه بخوریم. بیا بریم تو تا بریم و مشق پروفسور ویزلی رو انجام بدیم.

صدای اربده ای از طرف خونه ریدل ها بلند شد که معلوم بود مخاطبش پنیه.
-خالیم بی تربیت خالی.

پنی هم اربده زد.
-ببخشید پروفسور خالی.

و هر دو وارد فضا پیما شدن و پنی شروع کرد به رانندگی.
-خیل خوب. خال خالی آماده ای؟
-میوو.
-یعنی چی؟ برای چی تو رانندگی کنی و من چشمامو ببندم؟
-میووووو.
-چی؟ فضا سیاه رنگه؟
-مووو.

پنی با سرعت به سمت کمد تغذیه رفت و تو کمدی قایم شد. خالخالی هم جاشو گرفت و شمارش معکوس رو شروع کرد.
-می. مییییی. مو. یوو...

بعد از دو دقیقه
-مو. بو. ما. هوووو.
-پیش به سوی مریخ. راهو بلدی که آره؟
-می.
-اه راست میگی تعداد سیاره هارو بشمر همونی که میدونیه. یه راهنمایی بکنم؟ قرمزه.
-میوو.
-نه میدونم کدومه فقط تو باید رو همون فرود بیای.
-میوووووو.
-آره نمیدونم. حالا تو حتما باید ازم سوتی بگیری.
-می.
-رانندگی تو بکن کره تستسترال.

بعد از کلی جر و بحث و تستسترال خوندن هم دیگه روی مریخ فروت اومدن. خالخالی شیشه نوشابه ای رو سرش گذاشت و رفت بیرون. بعد از دو دقیقه اومد تو و در کمدی که پنی توش قایم شده بود رو باز کرد.

-تو کی هستی؟ خالخالی کو؟
-نوشابه دادندی تا گربه بدمدی.
-نمیدم.
-خب نوشابه دادندی تا خاک بدمدی.
- یک چهارم نوشابه میدم خاک کل سیارتو بده.
-چی بدمدی تا تو دو نوشابه بدندی؟
- یک پاتیل خاک. سوخت فضاپیما به میزان لازم.ده گالیون و حالا گربم بده تا نخواد پول خورده بهم بدی.
-یهنی گربت به اندازه پول خورده ارزش دارندی؟
-اوهوم. اینا رو میدی که من بیام ازت بگیرم.
-میدمدی.

پنی بیرون اومد تا قنایم رو ازشون بگیره. بعد از اینکه همه چی رو ازشون گرفت رفت داخل و خالخالی رو از تو گونی بیرون آورد.

-میوو.
-یعنی شنیدی بهت گفتم پول خورد؟

2-
همه کسایی که تو کلاس بودن جز دروئلاشون هیجان زده بودن. اون منتظر بود تا تعثیرات معجون رو سریع تر بنویسه.

-من میگم منفجر میشه.
-نه بابا کمالاتش زیاد تر از همه میشه.
-نه...
-اههههه! نگاه کنین چی میشه اینقدر حرف نزنین.

بعد از این که پروفسور کل معجون رو سر کشید با نگرانی تمرکز کرد تا هر تحولی در خودش حس کرد برای بچه ها توضیح بده. اما تنها چیزی که حس کرد هیچی بود.
-بچه ها من هیچی حس نکردن میشم شما تغییری در من ندیدن میشین؟
-پروفسور دارین تغییر رنگ میدن.
-پروفسور چرا اینجوری حرف میزنین؟
-پروفسور چرا موهاتون داره بنفش میشه؟
-آبی شدن میشین. فضایی شدن میشین. مادر بچه شدن میشین ...
-رابستن مگه من نگفتن شدم خاک سیاره مریخ رو برام آوردن کن؟
-نه شما گفتین خاک سیاره خودمو آوردن کنم.
-سیاره تو مگه مریخ نشدن میشه؟
-ندونستن میشم.

دروئلا در دفترش نوشت:
اصلاح میکنم. معجون از خاک نا کجا آباد ساخته شده است و تاثیری جز ساخت آدم فضایی ندارد. جالب اینجاست که حتی به موی ملت هم رحم نمیکند و رنگ آبی را در آن اجرا میکند و باید توجه داشت که با موی قرمز ایجاد رنگ بنفش میکند. شاید تو امتحان بیاد.
3-
اسم: خودتون نوشتین معجون فضایی ولی به هر حال ... معجون سر تا پاتو آبی میکنم چه بخوای چه نخوای.
مثل فلوئور و خمیر دندونه و ترکیبی از تمام رنگ هایی که توشون آبی داره تشکیل شده یا به عبارت دیگه میتونیم تمام تنالیته های رنگی آبی رو توش ببنیم مثل رنگ آبی و بنفش و سبز و... در حالی که دودی قرمز رنگ برای گول زدن ملت ازش بلند میشه.


ویرایش شده توسط پنه‌ لوپه کلیرواتر در تاریخ ۱۳۹۸/۷/۲۷ ۲۳:۲۹:۲۱
ویرایش شده توسط پنه‌ لوپه کلیرواتر در تاریخ ۱۳۹۸/۷/۲۷ ۲۳:۳۲:۵۱

به ریون و ریونی و محفل و محفلی و پروفمون نگاه چپ کنی چشاتو از کاسه در میارم.
تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


پاسخ به: یک سوال مطرح شده، متناسب با هر یک از گروههای هاگوارتز به آن جواب دهید
پیام زده شده در: ۱۷:۱۰:۳۹ پنجشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۸
#4
۱.به کدام یک از خصوصیات خودتان افتخار میکنید:
الف)اصالتتون
ب)خوشبینی تون
ج)هوش و ذکاوتتون
د)مهربانیتون

۲.در صورت تکرار قصه ی سه برادر کدام یک را انتخاب می کردید:
الف)سنگ زندگانی
ب)شنل نامرئی
ج)ابرچوبدستی
د)دانش پس از مرگ

۳.از بین اشیا صندوق جادویی کدام را برمیدارید:
الف)کلید طلایی
ب)بطری زیبا و خالی
ج)کتاب نقره ای
د)شمیشر جواهر نشان

۴.هنگام عبور از پل با دوستان صمیمیتون غولی اجازه ی عبور نمیدهد آنگاه شما چه میکنید:
الف)تسلیم شدن و تعظیم کردن بدون هیچ جنگ و خونریزی
ب)پاسخ به معمای غول برای عبور
ج)داوطلب شدن برای مبارزه
د)عبور از پل دیگر که پس از عبور شما خواهد شکست

۵.از جادو برای چه استفاده میکنید:
الف)به دست آوردن قدرت
ب)در راه پیشرفت
ج)راحتی و آسایش
د)محبت و کمک به دیگران

۶.در برابر چه چیزی کمترین مقاومت را دارید:
الف)جهالت
ب)خواری
ج)گرسنگی
د)تنهایی

۷.از چهار جام کدام را مینوشید:
الف)جام پر از مایع خونی رنگ
ب)جام پر از مایع نقره ای رنگ
ج)جام پر از مایع شفاف یا بیرنگ
د)جام پر از مایع طلایی رنگ

۸.کدام را مورد دوست دارید قبل از بقیه مطالعه کنید:
الف)غول
ب)سانتور
ج)دیوانه ساز
د)انسان

۹.به کدام جادو علاقه خاصی دارید:
الف)جادوی سفید
ب)جادوی خاکستری
ج)جادوی سیاه
د)همه ی موارد

۱۰.از چه حادثه ای بیشتر می ترسید:
الف)از بین رفتن گنجینه ی دانشتان
ب)شکستن چوبدستیتان
ج)از بین رفتن کل زحماتتان
د)مرگ یکی از دوستانتان


به ریون و ریونی و محفل و محفلی و پروفمون نگاه چپ کنی چشاتو از کاسه در میارم.
تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


پاسخ به: از کدام شخصیت کتاب بیشتر خوشتان می آید؟ چرا؟
پیام زده شده در: ۲۳:۱۶:۵۶ سه شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۸
#5
جینی ویزلی چون همیشه هوای همه رو به خصوص هری رو داشت و حتی زمانی که هاگوارتز تو دستای لرد بود رفت تا شمشیر گریه رو بدست بیاره.


به ریون و ریونی و محفل و محفلی و پروفمون نگاه چپ کنی چشاتو از کاسه در میارم.
تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


پاسخ به: خوش قیافه ترین بازیگر در فیلم های هری پاتر
پیام زده شده در: ۲۳:۱۰:۴۴ سه شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۸
#6
فقط اما واتسون. حالا رادکلیف هم خوب بود.


به ریون و ریونی و محفل و محفلی و پروفمون نگاه چپ کنی چشاتو از کاسه در میارم.
تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۲۰:۲۵:۱۹ سه شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۸
#7
کی ؟
وین فلفلی


به ریون و ریونی و محفل و محفلی و پروفمون نگاه چپ کنی چشاتو از کاسه در میارم.
تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۱۶:۱۱:۴۶ دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۸
#8
با کی؟
آلیس.


به ریون و ریونی و محفل و محفلی و پروفمون نگاه چپ کنی چشاتو از کاسه در میارم.
تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


پاسخ به: اگه بخواین از پارک هری پاتر یه چیز بخرین اون چیه؟
پیام زده شده در: ۱۷:۳۶:۴۱ چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸
#9
گربه، نقشه غارتگر، چوبدستی، شنل نامرئی... راستی خودم دارم.
بزار فکر کنم... آهان قدح اندیشه.


به ریون و ریونی و محفل و محفلی و پروفمون نگاه چپ کنی چشاتو از کاسه در میارم.
تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۱۶:۲۲:۴۵ چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸
#10
کی ؟
موقع ورود اما دابز با پروفسور دامبلدور به خانه گریمولد.


به ریون و ریونی و محفل و محفلی و پروفمون نگاه چپ کنی چشاتو از کاسه در میارم.
تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.