هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: کارگاه داستان نویسی
پیام زده شده در: ۱۲:۲۳ شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۸
#1
تصویر شماره هشت

***


تق تق تق !
تق تق تق !
-پروفسور!
قژژژ!
این صدای باز شدن در دفتر مدیرت بود
-پروفسور!
-خر و پف !
-پروفسور؟
-خررررررررر و پپف !
-پروفسور خوابیدن ؟
بله پروفسور خواب بود.
-چی ؟ کی ؟ تو اینجا؟ چیکار می کنی ؟ مگه الان نباید سر کلاس باشی ؟
-الان همه کلاس ها تموم شدن !
-چطور در رو باز کردی ؟
-باز بود !
- واقعا ؟ ... اه ... حالا اینجا چیکار می کنی ؟
-راستش نامه براتون اوردم.
- چرا تو ؟ مگه هاگرید مسئول نامه های من نیست ؟
- چرا ولی دیدم خوابه ، گفتم بیدارش نکنم.
- آها ! ... خب حالا نامه رو بده من درباره اینکه من خواب بودم به هیچکس نمیگیا !
-به ریش مرلین ،قسم یاد می کنم که نگم .
- خوبه ... اه ... این نامه بازکن پس کجاست ؟ ... کجا میری وایسا بیا ببینم !
-بله پروفسور ؟
-فرزندم ، تو که خوب می بینی بیا ببین این نامه بازکن من کجاست .
پسر گریفی برگشت و همراه دامبلدور دنبال نامه بازکن گشت .
- مثه اینکه نیست
-پس اینو کجا گذاشته هاگرید ؟ ... بیخیالش شو .برو دنبال کلاه گروهبندی !
...
- بفرمایین .
دامبلدور کلاه رو گرفت و دست خود را درون کلاه کرد و هی سعی می کرد چیزی از آن بیرون بیاورد .
-اه ... اه !... جوانک بیا تو بکش ،من میگریم .
جوان گریفی همان کاری رو کرد که پروفسور ، به او گفته بود . دستش را درون کلاه کرد و اولین چیزی را که به دستش خورد بیرون کشید
- بگیر اون ور اون شمشیر رو نورش کروم کرد !
- ببخشید پروفسور .
مواظب باش نزنی نصفمون کنی !
- باشه مراقبم ! ... حالا می خواین با این چی کار کنین ؟
- معلومه می خوام نامه باز کنم .
- بفرمایید ... با شمشیری به این زیبایی و تیزی می خواین نامه باز کنین ؟
- هی ! این هر شمشیری نیست . شمشیر گودریکه . گودریکه همسایه بغلمون رو نمی گما، گودریک گریفیندور رو می گم
- با شمشیر گودریک گریفیندور می خواین نامه باز کنین ؟
پسر گریفی تا جایی که می تونست دهن خود را باز کرد .
- مگه چیه ؟
- ...
بعد از چند دیقه
- حالا پروفسور تو نامه چی نوشته بودن ؟
- هیچی ! فقط مثه اینکه می خوان مساقبات سه جادوگر رو تو هاگوارتز برگذار کنن !
- واقعا ؟!
- آره ولی خیلی خوشحال نباش سال اولییا نمی تونن شرکت کنن .
- چه بد
- آره خیلی بده ! حلا اگه می خوای از دفترم برو بیرون می خوام یه چرت بزنم . میدونی که ما
مدیرا ام نیاز به استراحت دارم .
البته کل این جملات رو با لحن مهربونی گفت
- خدافظ پروفسور .
خدافظ ... برای کمکی که کردی سی امتیاز به گریف می دم . البته به کسی هم درباره مسابقات سه جادوگر نگو ! فعلا .


اگه می واین مثه نفر قبل ردم کنین بگم میخواستم یکم حالت طنزگونه داشته باشه (درضمن دامبلدورم تو دفتر می خوابه . اصن همه می خوابن)

طنزش مشکلی نیست راستش. توصیفاتت ولی جای کار خیلی بیشتری داشت. داستان یه حالت ابهام دار و خیلی سریعی داشت. وقتی دیالوگ هاتم تموم میشن، دوتا اینتر بزن، بعد توصیفاتتو بنویس. توصیفاتتو بیشتر کن. خواننده رو با حال و هوای اون محل و شخصیتا مرتبط کن. عجله نکن موقع نوشتن.

فعلا تایید نشد، ولی منتظر خوندن یه داستان بهتر ازت هستم.


ویرایش شده توسط arrtemisfowl در تاریخ ۱۳۹۸/۶/۲۳ ۱۶:۱۶:۲۲
ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در تاریخ ۱۳۹۸/۶/۲۴ ۲۳:۲۸:۰۳






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.