هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل

صفحه‌ی اصلی انجمن‌ها


صفحه اصلی انجمن ها » همه پیام ها (hogwarts149@gmail.com)



پاسخ به: بدترين فيلم هري پاتر
پیام زده شده در: ۱۴:۰۶ جمعه ۳ آبان ۱۳۹۸
#1
به ترتیب نیست نمره همشون 100،000،000،000صد میلیارده
دامبلدور
اسنیپ
تام ریدل
لوپین
سیریوس
هری
رون
دراکو
نویل
فرد و جرج
سدریک دیگوری


من معتقد بودم و هستم که ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسی است ! »


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱:۲۹ پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۸
#2
سلام منم با شناسه خودم
(( لطفاً جایگزین شود))

نام: هلگا هافلپاف.

سن: تا دلت بخواد بیشتر از سن تو.

تاريخ تولد: هلگا هافلپاف در قرون وسطا متولد شده اما تاریخ دقیق تولدش مشخص نیست.

جنسیت: مونث.

اصالت: انگلیس.

گونه: گرگینه.

رنگ چشم:متغير با رنگ لباسي كه ميپوشه.

گروه: موسس گروه هافلپاف.

مو: طلایی و بلند.

ظاهر كلي: کمی تپل اما نه خیلی چاق. صورتی گرد با بینی کشیده و استخوانی. قد متوسط. هلگا اصولا لباس های شاد می پوشید مثل رنگ های قرمز، نارنجی و زرد. او بسیار مهربان بود، آشپزی بهترین تفریحش بود و همیشه از پذیرایی کردن از مهمان ها با غذاها و نوشیدنی ها و کیک هایش لذت می برد. هلگا هافلپاف به وفاداری و درستکاری مشهور بود و همه به او اعتماد داشتند و با او درد دل می کردند.

حیوان خانگی: از تمام حیوانات حداقل یکی دارد.

نام كامل: هلگا ریونا هافلپاف.

كوييديچ: بازی نمی کرد.

جارو: پرواز با موجودات جادویی مثل اژدهایان، تسترال ها و هیپوگریف ها را به پرواز با جارو ترجیح می داد.

چوب جادو: چوب بلوط،27/94 سانتی متر، مغز: موی گورکن.

مغز: موی گورکن با انعطاف لازم.

پوست: سفید مایل به سرخ.

شغل: آشپزی در آشپزخانه و انتخاب تازه واردین.

علاقه ها: آشپزی در آشپزخانه.

تواناييهاي خاص: گرگینه بودن.

جانور نما: تک شاخ.

پاترونوس: اژدها.

بوگارت: دیوانه ساز.

خون: اصیل زاده.

زندگي نامه: او آشپز زبردستی بود و بزرگترین تخصصش افسون‌های مرتبط با غذا بود. هنوز هم بسیاری از غذاهای هاگوارتز بر اساس دستورهای غذایی هلگا طبخ می‌شود. این استعداد هلگا کل مدرسه را برای ضیافت های خوشمزه گردهم جمع می‌کرد، ویژگی ای که بعدا در گروهش نیز دیده می شد که همه را به یک چشم می‌دید. تابلوی نقاشی او که دارد در جام معروفش به دانش‌آموزان نوشیدنی تعارف می‌کند هنوز هم به دیوار تالار عمومی هافلپاف است.

نقل قول معروف : I’ll teach the lot, and treat them just the same من به همه درس میدم، و با همه یکسان برخورد می‌کنم.


تایید شد.


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۸/۸/۲ ۱۷:۵۶:۱۵

من معتقد بودم و هستم که ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسی است ! »


پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
پیام زده شده در: ۰:۱۳ چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۹۸
#3
به دلیل اینکه می خوام تمام گروه ها رو پوشش بدم


من معتقد بودم و هستم که ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسی است ! »


پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
پیام زده شده در: ۲۳:۴۳ سه شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸
#4
سلام دوباره بر شما من درخواست رمز رو کردم و الان می خوام گروهبندی دوباره بشم من با یک ایمیل دیگه دوباره ثبت نام می کنم و دوباره بهتون می گم که من رو توی هافلپاف بندازین


من معتقد بودم و هستم که ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسی است ! »


پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
پیام زده شده در: ۱۷:۳۴ سه شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸
#5
سلام بر کلاه گودریک گریفیندور من اون مشکلم در حال برسی هست و اگه میشه می خوام دوباره گروه بندیم کنی
من پسری شجاع و نترسم مهربون تخیلی خون گرم وفادار نسبت به تمام دوستانم و گروهم. گاهی بازی گوش و سر به هوا درسخون و با هوش عاشق کوییدیچ هستم اولویتم گریفیندوره ولی تمام خانوادم تو هافلپاف هستنولی لطفا هافلپاف نه



من معتقد بودم و هستم که ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسی است ! »


پاسخ به: کارگاه داستان نویسی
پیام زده شده در: ۳:۰۷ یکشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۸
#6
http://www.jadoogaran.org/uploads/images/img5367c58367363.jpg
تصویرشماره 10
در روزی آفتابی، هاگرید، هری را که برای اولین بار بود که به دنیای جادوگران پا می گذاشت را به طرف بانک گرینگاتز واقع در خیابان دیاگون برد. هری در راه بسیار خوشحال بود و دنیای جادوگران برایش بسیار زیبا بود. هاگرید هری را برای برداشت مقداری پول از ارثیه اش برای خرید وسایل ترم اولش به گرینگاتز می برد بعد از رسیدن به داخل بانک رفتند مقداری پول برداشتند و از بانک بیرون آمدند.
آفتاب داغ، چشم هری را به درد آورده بود. بعد از چند خرید،
هاگرید گفت:
_خب هری، دیگه الان وقتشه که بریم برات یه جغد بگیریم.

هری گفت:
_هاگرید من نمیام ، من از جغد ها بدم میاد اون ها خیلی کثیف کاری می کنن.

هاگرید در جوابش گفت
_: هری باید بگم که توی هاگوارتز جای مخصوصی براشون داریم و تو که هنوز یک جغد نداشتی می دونم که ازشون خوشت میاد و البته تو توی هاگوارتز خیلی به جغد نیاز داری و باید یه جغد بگیری.

وقتی به آن مغازه رسیدند، بوی بدی دماغ هری را به سوزش در آورد. هری تا مغازه دار را دید، به قدری ترسید که نزدیک بود جیغ بزند و فرار کند. او خانمی قد بلند بود با لباسی سفید و موهایش جلوی صورتش را گرفته بود. هری فکر کرد او یک جن است. هاگرید متوجه ترس هری شد و او را آرام کرد و بعد کمی با هم خندیدند. همانطور که هاگرید با مغازه دار حرف می زد، هری جغد هارا نگاه میکرد که هاگرید گفت: خانم ببخشید! ما یک جغد می خواهیم.

خانم فروشنده چند جغد را به آنها نشان داد. هری چشمش به یکی از جغد ها افتاد و دید شبیه پسر عمویش دادلی است.
هری:
_هاگرید! واقعاً لازمه؟

هاگرید:
_بله! وقتی برسی هاگوارتز می فهمی چقدر لازمه.

هری پس از گشت و گزاری یک جغد سفید برفی را انتخاب کرد. بعد هاگرید چند گالیون در آورد و به فروشنده داد.

هاگرید:
_حالا می خوای اسمشو چی بزاری؟

هری:
_هدویگ.

هاگرید:
_واقعاً! اسم قشنگیه.

هاگرید با تعجب گفت: وای هری! ساعت رو ببین. بیا این بلیطت برو به ایستگاه کینگزکراس اگه گم شدی از چند نفر راه رو بپرس. هری بلیطت رو گم نکنی ها! دامبلدور، میدونی اون می خواد که منو منو ببینه.

هری:
_باشه هاگرید من رفتم.


خیلی سریع ماجرا رو پیش بردی و تقریبا هیچ اتفاق خاصی رخ نداد که توجه خواننده رو جلب کنه. با این وجود اینجا متوقفت نمی‌کنم چون اشکالاتت توی ایفای نقش بهتر رفع می‌شن.

تایید شد.

مرحله بعد: گروهبندی


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۸/۷/۳۰ ۳:۳۱:۰۰


پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
پیام زده شده در: ۲۲:۳۷ شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۸
#7
سلام کلاه گروهبندی من امیرعباس یا همون هلگا هافلپاف هستم به دلیل فراموش کردن رمز عبور به مدت خیلی زیاد نتونستم به اینجا بیام و واقعا متاسفم اگه میشه منو به همون گروه و شخصیت برگردون


من معتقد بودم و هستم که ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسی است ! »






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.