هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۳:۵۳:۰۸ جمعه ۱۵ آذر ۱۳۹۸
#1
نام :اما بونز

گروه : ریونکلاو


خصوصیات ظاهری و اخلاقی: از نظر ظاهری دختری با چشمای بین مشکی و قهوه ای و موی خیلی مشکی و پوست گندمی و کمی

جذاب قد متوسط و نه لاغر نه چاق وخصوصیات اخلاقی خوش اخلاق عاشق چالش و ریسک و هیجان و دوست دارم که همیشه

بین همه خاص باشم و قدرت های پنهان خاصی دارم و کمی شوخ . با پاترونوس گرگ و زود با دیگران ارتباط برقرار میکنم

و میدانم در اینده برای جامعه جادوگران کار های فوق الاده ای میکنم .با اینکه یک ماگل زاده هستم

چوب دستی :چوب درخت خاس 12 اینچ و با موی تک شاخ

جارو : آذرخش

زندگینامه :اما در سال۲۰۰۵ بدنیا امد و در 11سالگی به هاگوارتز پا گذاشت . او جزو بهترین شاگردان بود و در سال

پنجم به محفل ققنوس پیوست ودر سال ششم به قدرت های فوق الاده خود پی برد . که باعث شد نفرین های قوی که بعد

از نابودی والده مورت به دست هری پاتر پابرجا بود را خنثی کند وتوانایی بخوصوصی در درس های دفاع برابر جادوی سیاه

و افسون ها داشت بیشتر چیز هایی که بلد بود را از کتاب های هگوارتز بدست ارد.و هیچ کس

نمیداند که قدرت قوی اما از کجا سرچشمه میگیرد.


باید شخصیت رو از لیست شخصیت های ایفای نقش انتخاب کنی. شخصیت های ساختگی تایید نمیشن.
اینترهای بین جملاتت هم اضافه بودن و معرفیتو به هم ریختن.
با یه معرفی بهتر برگرد.

فعلا تایید نشد.


ویرایش شده توسط Faezeh_Ahmadi در تاریخ ۱۳۹۸/۹/۱۵ ۱۳:۵۷:۱۴
ویرایش شده توسط Faezeh_Ahmadi در تاریخ ۱۳۹۸/۹/۱۵ ۱۹:۲۶:۴۶
ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۳۹۸/۹/۱۵ ۲۰:۴۴:۱۹


پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
پیام زده شده در: ۱۴:۳۵:۲۳ دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۸
#2
سلام من دختری ام عاشق هیجان از کسی نمیترسم و شجاعم وعاشق رنگ نقره ای هستم یک ماگل زاده و وفادار

باهوش کسی نمیتونه چیزی ازم پنهان کنه برای کسی که دوست دارم هر کاری میکنم و دوست دارم خاص باشم.

همه دوستم دارند .رازدارم و قوه تخیل خیلی قوی دارم.عاشق جادوی سیاه ولی خواهش منو توی هافل پاف ننداز.



پاسخ به: کارگاه داستان نویسی
پیام زده شده در: ۱۴:۳۲:۴۹ شنبه ۹ آذر ۱۳۹۸
#3
تصویر شماره 5

وارد سالن اصلی شدیم با اینکه خیلی استرس داشتم ولی صحبت های لیلی باعث میشد کمی استرسم کمتر بشه .

لیلی پاتر دختری با موهای بور پوستی سفید بود که در قطار با او آشنا شده بودم . دختر خوشرو و خوش صحبتی بود .

هردو محو سقف که مانند آسمان شب میدرخشید شده بودیم . با ضربه لیلی به بازوم سرم رو پایین اوردم و با دانش اموزان دیگر که بزرگ تر بودند نگاهی انداختم .

پروفسور مک گونگال با صدای بلندی شروع به صحبت کرد :
-این کلاه شما سال اولی ها رو گروهبندی میکنه هرنفر ممکن در یکی از چهار گروه گریفیندور ,ریونکلاو , هافلپاف , اسلیترین, انتخاب بشه . اولین نفر امیلی جونز .

امیلی بدون هیچ استرسی به سمت چهارپایه راه افتاد . همین که کلاه روی سرش قرار گرفت فریاد اسلیترین از کلاه برخواست .
بعد از 30 دقیقه نصف بچه ها گروهبندی شدند تا اینکه اسم خودم رو از زبان پروفسور شنیدم :
_آلیس مالفوی .

با تمام وجودم میخواستم جزو گریفیندور باشم . با قدم های سست به طرف سکو رفتم و روی چهار پایه نشستم .

صدای کلاه انگار در سرم میچرخید . پدر و مادرم هردو اسلیترین بودن ولی من نمیخواستم اسلایترین باشم . کلاه با صدایی کمی ملایم گفت :
- خوب ,خوب, خوب , اصیل زاده هستی و میتونی خیلی قدرتمند باشی اسلایترین برات مناسب اما با صدای گفت : گریفیندور ولی مناسب تره .

انگار دنیا رو بهم دادند از جا پریدم و به سمت میز گریفیندور رفتم . نفر بعدی لیلی بود همین نشست گلاه گفت : -گریفیندور

از جا پرید و با جیغ کلاه را به هوا پرتاب کرد ولی انگار کلاه خوشش نیومده بود و این تازه اول ماجرا های ما بود .....

خوب نوشتی.
جای مانور بیشتری هم داشتی روی سوژه، ولی خوب بود در کل.

تایید شد.

مرحله بعد: کلاه گروهبندی


ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در تاریخ ۱۳۹۸/۹/۹ ۱۷:۲۳:۴۳






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.