هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل

صفحه‌ی اصلی انجمن‌ها


صفحه اصلی انجمن ها » همه پیام ها (آیلین.پرینس)



پاسخ به: باشگاه دوئل
پیام زده شده در: ۱۸:۵۰:۲۳ شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۹
#1
دوئل آیلین پرینس با پلاکس بلک
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
-دو هزار و بیست و یک شد!

آیلین روی صندلیش نشست و به کیکی که رو به رویش روی میز بود زل زد. سپس تکه ای از آن کند و با آرامش آن را خورد. سپس برای خودش مقداری شیر ریخت بعد ظرف کاکائو را برداشت و مقداری کاکائو در شیرش ریخت و با چوبدستیش شروع کرد به هم زدن آن. وقتی حدود پنج دقیقه آن را هم زد، لیوان را بالا برد و محتویات داخل آن را هورت کشید.
مرگخواران پشت در سعی داشتند با طلسمی که آنها را از کیک آیلین دور نگه میداشت مقابله کنند. بلاتریکس پایش را با عصبانیت به دیوار نامرئی رو به رویش فشرد. پلاکس پاهای ایوا رو گرفت و او را به دیوار نامرئی طلسم آیلین کوبید. ولی هیچ یک از این کار ها نتیجه ای نداشت. باید بجای به سرقت بردن کیکی که آیلین درست کرده بود، خودشان هدیه ای برای لرد می ساختند. به فکر هیچکس نرسید که اگر هدیه آیلین این کیک بود، پس چرا داشت از آن میخورد. شاید چون حواسشان به کوباندن خویش به دیوار بود.

...

کشوی کنار تخت آیلین منفجر شد. هزار جور وسایل شیرینی پزی مختلف که آیلین به زور توی کشویش چپانده بود از آن بیرون پاشید. آیلین حتی یک عدد اجاق دارای فر را هم تا جای ممکن کوچک کرده و توی آن جا داده بود. آن روز که جادو ی آن اجاق از بین رفته بود، دوباره بزرگ شده و کشو را منفجر کرده بود. آیلین میدانست نباید ربکا را توی کشوی تاریکش راه بدهد. حالا باید کل این خرابکاری را جمع میکرد.

نیم ساعت بعد

آیلین کیک قبلی را به عنوان تمرین درست کرده بود. او برای هدیه سال نوی لرد سیاه، این کیک را درست کند.
دستور پخت را نگاه کرد:
شیر
آرد
شکر
کره
روغن آفتاب گردان
فوندانت
کرم شکلات
تخم مرغ

آیلین در دل گفت:
-آرد که ندارم! مهم نیست! شکر میریزم! کره هم که نمیخواد اصلا. روغنم که روغن مو میریزم واسه ارباب خوبه.فوندانت میخوایم چیکار؟ اصلا باید مزش خوب بشه نه ظاهرش.کرم شکلات... خب... از رو کیک قبلی برمیدارم! تخم مرغم که تخم هیپوگریف میریزم، تموم شد!
آیلین مواد مورد نیازش را به ردیف روی میز چید و مایع کیک را آماده کرد. بعد فر را روی ۱۸۰ درجه فارنهایت تنظیم کرد و کیک را برای دو لحظه توی آن گذاشت. این روش آیلین بود!

صبح روز بعد

همه کادو بدست به سمت اتاق لرد سیاه پیش می رفتند. از روی بسته ی بزرگ پلاکس چند موی سیاه نمایان بود که از آن می چکید. وای! آیلین میدانست توی آن بسته دو متری چیست. از پلاکس فاصله گرفت. به اتاق لرد که رسیدند، آیلین بسته زیبا و مشکی خود را به لرد تحویل داد. لرد بسته را باز کرد و جسم سبز مایل به صورتی داخل آن نمایان شد.

چهل سال بعد

پیر مردی که سوروس اسنیپ نام داشت و هنوز هم از موهایش روغن می چکید، کنار خانه ریدل، جلوی سنگ قبری اشک می ریخت. روی سنگ قبر نوشته بود:

آیلین پرینس

2/1/2021


ارباب... میشه کروشیو بزنم؟
چشاتونو رد کنید بیاد!


پاسخ به: تولد هفده سالگی جادوگران
پیام زده شده در: ۱۱:۲۹:۲۶ دوشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۹
#2
چند بار بگم دیسکورد ندارم! به فکر منم باشین خب!


ارباب... میشه کروشیو بزنم؟
چشاتونو رد کنید بیاد!


پاسخ به: باشگاه دوئل
پیام زده شده در: ۱۷:۰۴:۳۲ یکشنبه ۱۴ دی ۱۳۹۹
#3
آیلین پرینس vs الویا شادلو

شب بود. لرد ولدمورت در جنگل ممنوع قدم میزد و به هری پاتر فکر میکرد. به دامبلدور و همدستانش فکر میکرد. چطور جرئت کرده بودند هری پاتر را بالاتر از او فرض کنند؟ چطور آن مشنگ های ابله را هم سطح جادوگران فرض کرده بودند؟
ناگهان صدای خش خشی از پشت سرش شنید. رویش را برگرداند؛ کسی نبود. ولی دوباره صدای خش خش و تکان خوردن علف های هرز که در آن نقطه از جنگل ممنوع روییده بودند، به گوش رسید. ولی آیا کسی آنجا بود؟
در همان لحظه، شخصی کنار او پرید. او هری پاتر بود! باورش نمیشد! ولی لرد ولدمورت از هری پاتر نمی ترسید!
- تو کشته میشی!
-نه! تو کشته میشی! من همه ی هورکراکس هاتو نابود کردم و حالا میخوام خودتو نابود کنم!
-من هفت هورکراکس خودمو جاهایی پنهان کردم که تو فکرشم نمی کنی!
-حالا میبینیم کی زنده می مونه! آودا کداورا!
و با نوری سبز رنگ، همه چی به پایان رسید.
***

لرد ولدمورت از خواب پرید و از تخت خوابش به پایین افتاد.
-

از اتاقش خارج شد و مستقیم به سمت میز بزرگ مرگخواران رفت. بلافاصله صدای ایوا و مروپ و آیلین و گابریل بلند شد:
-سلام ارباب! چرا اینقدر زود بیدار شدین؟ صبحونه میخواین؟
-عزیز مامان خورشت آلو بپزم برات؟
-ارباب قلم پر زاپاس میخواین؟
-لباستونو بشورم؟

لرد خواب آلود، بی حوصله، و گشنه بود!
-ایوا! تو صبحونه بده! با بقیتون فقط یه کار داریم. بشینید.

همه غیر از ایوای ویبره زنان که به سمت آشپزخانه میدوید نشستند.

-ما به این نتیجه رسیدیم که هفت هورکراکس برایمان کافی نیست و ما می خواهیم دارای هشت هورکراکس باشیم.

جمع ساکت شد.

-ما نمی دونیم واسه درست کردن هورکراکس کیو بکشیم. تا شب ساعت دوازده وقت دارید یه نفرو برای کشته شدن پیدا کنید.ما یه چیزی هم میخوایم تبدیل به هورکراکسش کنیم. ما برای دومی پاتیل طلای هکتورو در نظر داریم!

هکتور گویی در مواد مذاب در حال سوختن بود. او میدانست روزی نتیجه پست هایش در تاپیک دفتر درخواست دوئل را میبیند.
لرد با رضایت به صحنه نگاه میکرد!

همه ی مرگخواران بجز ایوا که اکنون با ظرفی پر از تارت سیب و کیک شکلاتی و شیر به سمت لرد هجوم می برد و هکتور که هنوز در حال ذوب شدن بود پراکنده شدند و هر کدام از در و پنجره خانه ریدل ها بیرون رفتند تا کسی را برای کشته شدن پیدا کنند.
آیلین دقیقا میدانست چه میکند. او از پنجره بیرون رفت و پرواز کنان به سمت میان گریمولد رفت. وقتی به آنجا رسید با خود فکر کرد که چطوری بدون شناخته شدن به محفل برود. با اکراه لباس سفید پوشید. جملاتش را تک به تک آماده کرد و آماده ی زدن زنگ در شد.
زینگگگگ!

-سلام باباجان! بیا تو! میخوای تو محفل ققنوس عضو شی باباجان؟
-ن...
-پس باید چند مورد رو بدونی باباجان

آیلین وحشت کرد! نکند هویتش فاش میشد؟

-اول اینکه ما از اینا داریم! از اون زنگه استفاده نکن باباجان! دوما باید لباس آشپزی میپوشیدی باباجان! داریم سوپ پیاز می پزیم!

خیال آیلین راحت شد. با چوبدستیش چند دیگ سوپ پیاز آماده کرد و جلوی دامبلدور گذاشت.
- اومدم اینا رو بدم. ولی شرط داره! باید پشتم سوار بشی!

چند دقیقه بعد، آیلین دامبلدور را روی پشتش، و دیگ را روی نوکش حمل میکرد و دامبلدور آن بالا با شادی در حال خوردن سوپ بود!

در محفل
- نمکو بده!
-تو پیازو بریز!
نه الان باید سبزیش ریخته بشه!

روی کول آیلین
به خانه ریدل ها رسیدند و آیلین در اتاق لرد سیاه دامبلدورر را پیاده کرد.

- این فسیل در اتاق ما چه میکند؟
-ارباب واسه هورکراسه!
-تام! من یه تن سوپ خوردم! دلت میاد همشو حروم کنی؟
-میاد!

و این شد که هشتمین هورکراکس لرد ولدمورت هم ساخته شد!


ارباب... میشه کروشیو بزنم؟
چشاتونو رد کنید بیاد!


پاسخ به: تولد هفده سالگی جادوگران
پیام زده شده در: ۱۱:۴۴:۳۴ شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹
#4
رز!
نصف ملت دیسکورد ندارن!
دامبلدور!
میشه بریم کافی شاپ با رعایت فاصله اجتماعی؟


ارباب... میشه کروشیو بزنم؟
چشاتونو رد کنید بیاد!


پاسخ به: تولد هفده سالگی جادوگران
پیام زده شده در: ۱۶:۲۴:۱۷ جمعه ۱۲ دی ۱۳۹۹
#5
تولدت مبارک!
فقط تام! تولد امسالم تو کافی شاپ برگذار میشه؟


ارباب... میشه کروشیو بزنم؟
چشاتونو رد کنید بیاد!


پاسخ به: قرعه های اسرار آمیز هکتور
پیام زده شده در: ۲۲:۰۰:۳۴ چهارشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۹
#6
یه دو امتیازی بده هک!


ارباب... میشه کروشیو بزنم؟
چشاتونو رد کنید بیاد!


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۹:۵۱:۴۰ سه شنبه ۹ دی ۱۳۹۹
#7
سلام ارباب! خوبین؟
ارباب جاعون نگرفتین که؟
ارباب من چشای این پایینی رو میخوام!


سلام ایلین! ما خوبیم.
هیچ بیماری ای نگرفتیم. ما مسدودالبیماری هستیم. بیماری اگه بیاد به در بسته می خوره.

این پایینی ایوای ماست! چشماش هم سر جاش می مونه.

نقد پست یه وجبیتو با موشی آلوده و بسیار هپلی فرستادیم.


ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۱۰ ۲۳:۵۴:۵۷

ارباب... میشه کروشیو بزنم؟
چشاتونو رد کنید بیاد!


پاسخ به: یاران لرد سياه به او مي پيوندند(در خواست مرگخوار شدن).
پیام زده شده در: ۱۹:۴۸:۱۴ سه شنبه ۹ دی ۱۳۹۹
#8
سلام بلا و سلاااااااام بر ارباااااب
ارباب یه مدتی نبودم، با اردنگی بلا یه چند کیلومتری پرت شدم بیرون! میشه برگردم تو؟

سلام آیلین!

خوش برگشتی به سایت.
دسترسیت نه قطعا توسط من بلکه توسط لرد گرفته شد و دلیلش هم فکر می‌کنم عدم فعالیت در چند ماه اخیر بوده. پستی که امروز زدی رو خوندم و مشکلی برای برگشتنت پیدا نکردم. فقط اینکه فعال بمون و یا اگه مشکلی برای فعالیت داشتی و اصطلاحا مرخصی لازم بودی، قبلش اطلاع بده. غیب نشو یهو.

بفرمایید داخل.


........................

دروغ می گه... خودش بیرون کرده. ما خیلی اصرار کردیم بمونی... ولی گوش نکرد. دماغ هم نداریم که دراز بشه!


ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۹ ۲۱:۵۷:۱۹
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۱۰ ۱:۱۰:۳۳
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۹/۱۰/۱۰ ۱:۱۲:۳۱

ارباب... میشه کروشیو بزنم؟
چشاتونو رد کنید بیاد!


پاسخ به: پارک جادوگران
پیام زده شده در: ۱۹:۲۵:۲۹ سه شنبه ۹ دی ۱۳۹۹
#9
لرد نگاهی به ایوا انداخت. او دو پا داشت، پس موریانه نبود. ولی مو داشت! پس می توانست موش باشد!
-موش

گابریل با سرعتی بیشتر از سرعت نور واکنش نشان داد!

-موش ارباب؟ موش؟ ارباب موش خیلی میکروب داره! جرونا میگیریما ارباب!

این واکنش گابریل برای اعضای خانه ریدل بسیار عادی، و اعصاب خورد کن بود.

-یک موش از خود شخص ایوا که هر روز مقدار زیادی مبل و صندلی میخوره تمیز تره گابریل.

گابریل با این که با توضیح لرد قانع نشده بود کنار رفت. پس موش شدن ایوا باید تصویب میشد اما تام گفت:

-ارباب! گابریل راست میگه! موش علاوه بر جرونا، جاعون رو هم انتقال میده! و البته نمی دونم تسترالا موش می خورن ی نه!



ارباب... میشه کروشیو بزنم؟
چشاتونو رد کنید بیاد!


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۸:۳۲:۵۵ سه شنبه ۹ دی ۱۳۹۹
#10
سلام
درخواست دوئل دارم با الیویا .
هماهنگ شده به مدت ۴ روز.


ارباب... میشه کروشیو بزنم؟
چشاتونو رد کنید بیاد!






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.