هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل

صفحه‌ی اصلی انجمن‌ها


صفحه اصلی انجمن ها » همه پیام ها (آیلین.پرینس)



پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۲۰:۲۹:۰۴ سه شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۹
#1
کجا؟
پیش چند عدد کرونا


ocean is only blue

and like bots





پاسخ به: اپیدمی
پیام زده شده در: ۱۷:۵۹:۳۲ شنبه ۲ فروردین ۱۳۹۹
#2
- هکتور کرونا گرفته!
-
- چیه مگه نمی دونید کرونا چیه؟
ظاهرا که نمی دانستند.
- بریم موضوع رو به ارباب بگیم
- باشه
به سمت خانه ریدل ها رفتند. هکتور در را باز کرد و با لحن تندی گفت:
-اهم اهم... سلام ارباب... اهم
-چرا ویکتور سرفه می کند؟
- ارباب من هکتورم
- ارباب اونو ببخشید. یه بیماری مشنگی گرفته!
- او را از جلو چشممان دور کنید
مرخواران هکتور را گرفتند و به حیاط خانه پرتاب کردند.
-حالا بروید ماسک بخرید
-نمی تونیم سرورم گرون شده
-کروشیو
-چشم ارباب رفتیم رفتیم!
آنها به سمت در خروجی رفتند و با استفاده از غیب و ظاهر شدن، درست در وسط بازار جادوگران ظاهر شدند.
-ماسک فروشی کدوم وره؟
-فکر کنم اونجاست!
بلاتریکس گفت:
- رفتم
و به سمت ماسک فروشی دوید.
-۶۳ تا ماسک بده
-۱۳ نات و ۷۸ گالیون
- ندارم. پولشو بعدا می دم
-باشه ولی ما اونقد ماسک نداریم. می تونین سفارش بدین.
-باشه باشه
و باز به سمت مرگخواران دوید.
-پس ماسک کو؟


ocean is only blue

and like bots





پاسخ به: اگر جای فلان شخصیت بودم ....
پیام زده شده در: ۱۷:۵۰:۰۵ چهارشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۸
#3
اگر جای هری بودم،
یه روز می نشستم و درباره ی تمام چیز هایی که دیده و شنیده بودم فکر می کردم. اونجوری شاید اتفاقات بد کمتری می افتاد


ocean is only blue

and like bots





پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۲۲:۲۲:۳۲ سه شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۸
#4
با کی؟
با یه پیتزا فروش مشنگ!


ocean is only blue

and like bots





پاسخ به: خادمان لرد سياه به او مي پيوندند(در خواست مرگخوار شدن)
پیام زده شده در: ۲۱:۳۳:۱۲ سه شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۸
#5
۱-هرگونه عضویت سابق در گروه های محفل ققنوس/مرگخواران را با زبان خوش شرح دهید!
من از همون اول تصمیمم رو گرفته بودم که توی مرگخواران عضو شم


2-مهمترین فرق دامبلدور و لرد در کتاب چیست؟
بلا فقط تو بگو این دو چه شباهتی دارن من تفاوت رو میگم

3-مهمترین هدف جاه طلبانه تان برای عضویت در مرگخواران چیست؟
خدمت به شما

4-به دلخواه روی یکی از محفلی ها لقبی بگذارید!
دامبلدور: ابر زمینی

5-به نظر شما محفل ققنوس از چه راهی قادر به پر کردن شکم ویزلی هاست؟
ریش های دامبلدور را چیده، با آن ها پلیور بافته و بفروشند!

6-بهترین راه نابود کردن یک محفلی چیست؟
اون قدر شکنجشون کنیم که درخواست مرگ کنن

7-در صورت عضویت چه رفتاری با نجینی(مار محبوب ارباب) دارید؟
سنسور گشنگی پرنسس رو دیوار نصب می کنم هر وقت زنگ زد پیتزا سفارش می دم!

8-به نظر شما چه اتفاقی برای موها و دماغ ارباب افتاده است؟
این موضوع هیچ ربطی به من نداره. ارباب خودشون بخوان می گن

9-یک کاربرد استفاده از ریش دامبلدور را نام ببرید!
می شه به انوان اسکاچ برای شستن لکه های سر سخت استفاده نماییم!

آیلین عزیز

خوش اومدین به سایت.

من پست‌هاتون رو خوندم.
در سطح بدی قرار ندارید، لاکن خیلی زوده واسه پیوستن به جبهه. هنوز راه درازی پیش روتونه.
بیشتر فعالیت کنین و اللخصوص بیشتر بخونین. خوندن پست‌های خوب، می‌تونه کمک خوبی بهتون بکنه. در مرحله بعد هم بنویسید و درخواست نقد بدین. نقد کننده‌ها می‌تونن نکات مثبت و مشکلاتی که به چشم خودتون نمیان رو بهتون بگن و راهنمایی کنن. ضمنا فعالیت ایفای نقش رو بیشتر کنین. تاپیک‌های «کی،کجا،با کی» و امثالهم کمکی به پیشرفت در رول نویسی نمیکنن و چیزی که اینجا سنجیده میشه، توان رول نویسیه.

عجله نکنین... وقتش که برسه، جبهه مرگخواران پذیراتون خواهند بود!

موفق باشید.


ویرایش شده توسط آیلین پرینس در تاریخ ۱۳۹۸/۱۲/۲۸ ۱۵:۱۶:۲۳
ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در تاریخ ۱۳۹۹/۱/۲ ۰:۲۰:۵۶

ocean is only blue

and like bots





پاسخ به: قصر خانواده مالفوی
پیام زده شده در: ۱۷:۴۱:۴۱ سه شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۸
#6
بعد از اینکه لوسیوس و دراکو خارج شدن لرد نارسیسا رو خواست. مرگخوار ها با هر جون کندنی که بود نارسیسا رو پیدا کردن و آوردنش پیش لرد و خودشون در رفتن چون ( برید گمشید وگرنه دو تا کروشیو برای هر نفر دارم ) موجود در چشم لرد سیاه رو دیدن.
لرد سیاه به نارسیسا گفت:
- ترشی یعنی چه؟

- ا.. چیزه...یعنی...همون قنده دیگه ارباب
همون موقع دراکو رسید.
لرد سیاه به دراکو گفت:
-قند مارو آوردی؟
-قند؟
-مگه خودت نگفتی که باعث رشد موهایمان می شود؟
-اون ترشی بود ارباب.
-مگر ترشی همان قند نیست؟
-خیر ارباب.
-خودت با مامان و بابات فورا بیاین اینجا
درا کو لوسیوس و نارسیسا رو آورد.لرد هم به قول خود وفا کرد و دو تا کروشیو نثار هر کدومشون کرد
لوسیوس هم با تلپاتی به نارسیسا گفت ( حالا بزار برسیم !‌ )

وقتی به آشپز خونه رسیدن لوسیوس از طرف دراکو ۲ تا و از طرف خودش ۴ تا کروشیو نثار نارسیسا کرد



ویرایش شده توسط آیلین پرینس در تاریخ ۱۳۹۸/۱۲/۲۸ ۱۵:۲۹:۲۰

ocean is only blue

and like bots





پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۱۶:۴۶:۰۶ سه شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۸
#7
کی؟
شب کریسمس


ocean is only blue

and like bots





پاسخ به: كلاس فلسفه و حكمت
پیام زده شده در: ۱۲:۵۶:۰۵ یکشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۸
#8
آخرش نفهمیدم کسی اون پسره رو نجات داد یا نه


ocean is only blue

and like bots





پاسخ به: كلاس آموزش دوئل
پیام زده شده در: ۲۱:۳۶:۰۹ شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۸
#9
بالاخره از محفل رسیدم خونه ریدل ها


ocean is only blue

and like bots





پاسخ به: **همانند يك سفيد اصيل بنويسيد**
پیام زده شده در: ۲۱:۲۹:۵۵ شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۸
#10
آیلین داشت دور اتاق می چرخید؛ این کار همیشگی اش بود. همیشه دنبال این بود که اربابش را خوشحال کند. همینطور می چرخید و می چرخید. یک دفعه خفاش بنفش جیغ جیغو ای وارد اتاق شد.

-داری چیکار می کنی؟

آیلین همین طور که دور اتاق می چرخید گوش دراز خفاش را گرفت و به یک سو پرت کرد.

ربکا گفت:

- آخخخ. نمی خوای بگی چیکار می کنی دیگه چرا منو پرت می کنی؟
آیلین ناگهان به سمت در دوید؛ انگار نه انگار کس دیگری در اتاق بود. او فهمیده بود که باید چکار کند. او غیب و مستقیم در محل برگزاری محفل ظاهر شد. آرام آرام در زاویه خارج از دید محفلیون( ریونی هستیم ) راه می رفت.
پشت مبل های خاک گرفته و قدیمی با خودش فکر کرد :

-اینها هنوز چیزی نفهمیدن. شاید بهتر باشه با استفاده از پشمک آقا چند تایی شون رو بیهوش کنم تعدادشون کمتر شه.

و با این فکر چوبدستیش رو به سمت دامبلدور گرفت و زیر لب گفت:

-ایمپریوس
انگار گرمایی از دستش به سمت دامبلدور جریان یافت؛ اما او احساس خاصی نکرد. او ده ها بار از این طلسم استفاده کرده بود.
دامبلدور که اکنون در اختیار آیلین بود چوبدستی اش را برداشت ولی کسی را طلسم نکرد. آیلین تکانی به خود داد و خودش را جمع و جور تر کرد.

و حالا بود که دامبلدور دستش را بالا آورد و...

-استوپفای

سیریوس بلک نقش زمین شد
آيلین از پشت مبل بیرون پرید و اولین کسی رو که دید نفش زمین کرد. تنها کسی که دست به مقاومت زد لوپین بود اما آيلین که از یک گرگینه ی ننر نمی ترسید بنابرین...

-کروشیو

-پتریفیکوس توتالوس

آیلین لحظه ای سر جایش خشک شد ولی بعد با حرکت موجی پیچ و تاب داری خودش را خلاص کرد لوپین هم تازه بلند شده بود که

-انسندیو

کلاه روی سر لوپین آتش گرفت ولی آیلین به او فرصت نداد که آتش را خاموش کند

-لوکوموتور مورتیس

پاهای لوپین بسته شدند و او حتی دیگر جرات نکرد جیغ بزند
آیلین با خنده های شیطانی یه سمت در خروجی رفت و علامت شوم را شلیک کرد. به محض ظاهر شدن علامت او به خانه ریدل ها برگشت.

ولی بشنویم از محفلی ها؛ دامبلدور تازه به حالت اول خود برگشته بود. او سرش را برگرداند، نگاهی به اطراف انداخت.

او با دیدن کپه ی خاکستر روی زمین و بقیه محفلی ها که کنار هم جمع شده بودند و می لرزیدند با تعجب گفت:

اینجا چه خبر شده؟




ویرایش شده توسط آیلین پرینس در تاریخ ۱۳۹۸/۱۲/۲۵ ۱۹:۳۹:۳۸

ocean is only blue

and like bots









هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.