هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: دوست داری تو دنیای جادوگری چه کار مهمی کنی و به کجا برسی
پیام زده شده در: ۱۳:۰۳:۵۴ چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۹
#1
یه جادو آموز خفن و با استعداد
ترجیحا ارشد بودنم دوست دارم


?AFTER ALL THIS TIME

ALWAYS




پاسخ به: اگه قرار باشه يك نفر كه تو هري پاتر مرده برگرده شما ميگيد كي بر گرده؟
پیام زده شده در: ۲۲:۵۳:۴۸ جمعه ۱۵ فروردین ۱۳۹۹
#2
اسنیپ


?AFTER ALL THIS TIME

ALWAYS




پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۱۳:۳۸:۱۷ دوشنبه ۴ فروردین ۱۳۹۹
#3
کی؟
دامبلدور


?AFTER ALL THIS TIME

ALWAYS




پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۲۳:۴۶:۳۵ یکشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۹
#4
هری پاتر شب کریسمس توی آبدارخونه وزارت خونه با یه پیتزا فروش مشنگ بالانس میزدن


?AFTER ALL THIS TIME

ALWAYS




پاسخ به: كلاس آموزش دوئل
پیام زده شده در: ۲۲:۳۸:۳۳ چهارشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۸
#5
سلام پروفسور اینم مجسمه ای که سفارش داده بودید


?AFTER ALL THIS TIME

ALWAYS




پاسخ به: **همانند يك سفيد اصيل بنويسيد**
پیام زده شده در: ۲۲:۳۵:۵۳ چهارشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۸
#6
-خب بچه های خوب هرکی یک حریف برای خودش انتخاب کنه.

همه یه حریف به سرعت جت برای خودشون انتخاب کردن. سپتیموس هم که بلاخره استخارش رو کرده بود تکیه از دیوار گرفت که دید همه یه حریف برای خودشون انتخاب کردن.

-اممم...پروفسور انگار کسی نمونده که با من دوئل کنه پس من می تونم رفع زحمت کنم؟

پروفسور دهنش را برای گفتن چیزی باز کرد که صدایی که از بین جمعیت شنیده شد دهن او را بست.

-کجا؟....نکنه ترسیدی؟

حدس سپتیموس درست بود او کسی نبود جز جیمز سیریوس پاتر که با اقتدار از پشت صف جلو می اومد.

-تو انگار اون دفعه ادب نشدی نه؟
-فرزندانم دعوا را در کناری بگذارید و دوئل را آغاز کنید.

هر دو نفر گارد گرفتن.

-اکسپلیار...
-اکسپلیارموس.

چوب دستی جیمز به عقب پرت شد .

-خیلی کندی جیمز.
-ممم....یه لحظه استپ یه لحظه.
-مگه پلی استیشن مشنگیه که استپ استپ میکنی.
-انقد سخت نگیر به من آخه دلت میاد؟
-

جیمز همینطور که حرف میزد آرام آرام به چوب دستی نزدیک شد و در یک حرکت چوب رو از زمین قاپید.

-براکیابیندو.

پاهای سپتیموس بسته شد و در اثر نداشتن تعادل محکم با زمین برخورد کرد و آخش بر هوا رفت.

-چی شد کم آوردی...

زمانی که جیمز داشت حرف های چرت میزد اون پاهاش رو با ورد امانسپیر باز کرد و آماده حمله شد.

-موبیلاربوس.

و بعد میز کنار دیوار رو به سمت جیمز روانه کرد. میز با دست جیمز برخورد کرد و آخ جیمز به هوا رفت و این پوزخندی روی لب های سپتیموس نشاند. جیمز که خشمگین تر از همیشه بود به سمت او یک قدم برداشت.

-فیلی....
-پتریفیکوس توتالوس.

جیمز خشک زده بر روی زمین افتاد و همه چشم ها خیره او بود.

-چه بش کردی فرزندم؟؟
-هیچی کاری کردم تا یه مدت حرکت کردن یادش بره.

دامبلدور خودش رو جمع جور کرد.

-جیمز رو ببرید به درمانگاه تا منم فکر کنم جواب هری و جینی رو چی باید بدم.

چند تا از محفلی ها هم با برانکارد جیمز رو به درمانگاه منتقل کردند و دامبلدور دست به ریش کشان و در فکر فرو رفته به سمت اتاق خویش شتافت.

-خب دیگه...برگردید سر کار خودتون دوئلتون رو انجام بدین.
-پروفسور من دوئلم رو انجام دادم با اجازه بقیه کلاس رو میپیچونم.

بعد غیب شد و منتظر واکنش پروفسور هم نموند.(پرو تر از این آدم اصلا نیست که نیست )


?AFTER ALL THIS TIME

ALWAYS




پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۱۸:۴۷:۲۱ سه شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۸
#7
کجا؟
آبدارخانه وزارت جادو


?AFTER ALL THIS TIME

ALWAYS




پاسخ به: اگر جای فلان شخصیت بودم ....
پیام زده شده در: ۹:۳۸:۰۳ سه شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۸
#8
اگر جای سورس بودم خیلی زودتر از اینکه لیلی از جیمز خوشش بیاد میرفتم و غرورم رو یک بار برای همیشه می گذاشتم کنار و یک کلمه به لیلی می گفتم:
دوستت دارم


?AFTER ALL THIS TIME

ALWAYS




پاسخ به: فروشگاه لوازم جادويي ورانسكي
پیام زده شده در: ۱۴:۵۰:۲۴ پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۸
#9
-به نظرتون خوشش اومد؟
-دیدی چجوری صحنه رو ترک کرد اینکاری که کرد یعنی واقعا خوشش اومده بود و اشک در چشمانش حلقه زده بود و نخواست که....

با پس سری ای که رز به او زد دهنش دیگه باز نشد.

لحظاتی بعد اتاق لرد

-خب مرگخواران من چه کردید؟
-خب راستش ارباب یه نقش پیدا کردیم.
-چی؟
-شوهر خاله پسردایی سیموس.
-
-خوشتون اومد ارباب مگه نه من می دونستم شما خوشتون میاد من...
-کوروشیو....

لرد نفس عمیقی کشید.

-وارد تاپیک که نکردینش؟
-ن...نه قربانتان گردم.
-برید دنبال یه شخصیتی که یه مثقال عقل تو کلش باشه....حالا هم از جلوی من گمشید تا همین بلا رو سر همتون نیاوردم.

مرگخواران سریع راه خودشون رو گرفتن و رفتن.

-میگم خیلی خوشش اومد مگه نه؟
-آره می بینی؟ از ذوقش هم اینکارو باهات کرد.
-مگه چکار کرد؟
-هیچی انگار ضربش زیادی شدید بوده.


ویرایش شده توسط سپتیموس مالفوی در تاریخ ۱۳۹۸/۱۲/۲۲ ۱۹:۵۰:۱۰

?AFTER ALL THIS TIME

ALWAYS




پاسخ به: خادمان لرد سياه به او مي پيوندند(در خواست مرگخوار شدن)
پیام زده شده در: ۱۳:۳۷:۴۲ پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۸
#10
سلام بر لرد قدر قدرت و شکن ما و مرگخوار پر ابهت بلا عزیز

1. هرگونه عضویت سابق در گروه های محفل/مرگخواران را با زبان خوش شرح دهید؟
من که تازه اومدم ولی از اول پایبند به مرگخواران بودم

۲. مهمترین فرق لرد و‌ دامبلدور در کتاب چیست؟
سواله این ارباب؟؟ ...من که به هیچ وجه شباهتی بین شما و یه ریشوی خرفت با دماغ بی ابهت که تعداد شپش های گرد آوری شده ی ساکن ریش هایش از خدمتگزاران شما بیشتر است نمی بینم

۳. مهمترین هدف جاه‌طلبانه‌تان برای عضویت در مرگخواران چیست؟
خدمتگذاری به شما....شکنجه و درنهایت کشتن ویزلی ها ....مورد تمسخر قرار دادن دامبلدور و بالا بردن ابهت فردی

۴. به دلخواه روی یکی از محفلی ها لقب بگذارید؟
ممم راستش لقب هر حیوانی رو به اونها بدیم بعدا باید بریم از حیوانات عزیز حلالیت بطلبیم پس این کا را نمی کنیم....
دامبلدور:پشمک بدون چوب

۵. به نظر شما محفل ققنوس از چه راهی قادر به پر کردن شکم ویزلی هاست؟
گمونم نشخوار های تسترال هارو به خورد آنها می دهد....درسته؟ هرچند همان ها هم برایشان گران است.

۶. بهترین راه نابود کردن یک محفلی چیست؟
اجزای بدنشون رو تیکه تیکه کنیم
بدیمشون غذای پرنسس نجینی بشن
تسترال ها رو قتل عام کنیم تا دیگر نتوانند نشخوار آنها را بخورند

۷. در صورت عضویت چه رفتاری با مار محبوب ارباب(نجینی) دارید؟
محفلی ها رو برای ناهار ایشون شکار می کنم
هرشب قبل از خواب براشون قصه شاهزاده و مار نجینی رو می خونم

۸. به نظر شما چه اتفاقی برای موها و دماغ ارباب افتاده؟
دماغ که کلا مزاحمه به گمونم ارباب خودشون دماغشون رو کندن
مو رو هم به گمونم کوتاه کردن تا بر ابهتشون افزوده بشه

۹. یک کاربرد استفاده از ریش دامبلدور را نام ببرید؟
می تونیم بدیمشون به ویزلی ها تا برای خورد و خوراک از شپش هاش و برای بافتن لباس هاشون از اون استفاده کنن(که البته این بخشش لطف ارباب رو میرسونه)

حالا درو باز می کنید؟؟

سپتلمپیوس عزیز!

در مرحله اول خوش اومدین به سایت و از همه مهم‌تر تالار خوشرنگ و بوی اسلیترین!

معمولا بلافاصله بعد از خوش‌آمد گویی کسی رو دعوا نمی‌کنم، پس شما رو هم دعوا نکرده و فقط تذکر می‌دم.
خیلی خوبه که از بدو ورود جبهه خودتون رو مشخص کردین و می‌دونین می‌خواین چیکار کنین. لاکن توجه کنین که ما بخاطر ایفای نقشمون به کسی توهین نمی‌کنیم. بخش‌های مربوط به محفل بیشتر از اینکه طنز باشن، توهین آمیز بودن. ما با این لحن و کلمات با محفلی ها یا در موردشون صحبت نمی‌کنیم.
این دقیقا یکی از دلایل برای تایید نشدنتونه.
شما تازه اومدین. با شخصیت‌ها، ایفای نقششون و سوژه‌هاشون آشنا نیستین. همینطور سیاه نویسی هم بلد نیستین. کمی زمان لازمه تا یاد بگیرین. پس فعالیت کنین... نقد بخواین و بخونین و بنویسید. اگر کمکی لازم بود، من یا رابستن به عنوان ناظر‌های تالارتون همیشه همینجاییم.

موفق باشید.


ویرایش شده توسط سپتیموس مالفوی در تاریخ ۱۳۹۸/۱۲/۲۲ ۱۳:۵۱:۵۳
ویرایش شده توسط سپتیموس مالفوی در تاریخ ۱۳۹۸/۱۲/۲۲ ۱۴:۰۵:۳۳
ویرایش شده توسط سپتیموس مالفوی در تاریخ ۱۳۹۸/۱۲/۲۲ ۱۸:۲۷:۲۳
ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در تاریخ ۱۳۹۸/۱۲/۲۲ ۲۰:۲۰:۳۶

?AFTER ALL THIS TIME

ALWAYS








هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.