هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




Re: هدف دراکو چه بود ؟ کشتن دامبلدور يا ورود مرگخواران ؟
پیام زده شده در: ۱۹:۵۶ شنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۴
#1
من هم با نظر هرمیون موافقم
دامبلدور نمرده است
دراکو وظیفه یه اساسی خودش را کشتن دامبلدور می دونسته اما مطمئن نبوده که از عهده اش بر می اید بنابراین سعی کرد که کمد را درست کند که من حدس می زنم که دامبلدور کاملا از این ماجرا خبر دار بوده است و بعد هم دراکو توانست مرگ خواران را وارد هاگوارتز کند و با کمک انها دامبلدور را بکشد که این کار را اسنیب کرد . اما من فکر می کنم که اسنیب به دستوردامبلدور این کار را انجام داده است تا دیگر مرگ خواران و ارباب تاریکی ها به دامبلدور توجهی نکنند و دامبلدور بتواند به راحتی کار اصلی خودش را انجام دهد


:bigkiss: dostar
dostar to harry potter 2


Re: آیا دامبلدور مرحوم شده؟یا همش یه کلکه؟
پیام زده شده در: ۱۹:۴۳ شنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۴
#2
به نظر من هم دامبلدور نمرده است به خاطر اینکه:
1.دامبلدور خیلی قوی و به این راحتی ها نمی توانست شکست بخوره
2.شاید دامبلدور از روی قصد این صحنه سازی را انجام داده تا مرگ خواران و ولدومرت دیگر به او توجهی نداشته باشند و او به راحتی کارش را انجام بده
خانم رولینگ قبلا هم ما را خیلی سر کار گذاشته اند شاید هم این بار هم سر کار باشیم


:bigkiss: dostar
dostar to harry potter 2


Re: پادگان نظامى
پیام زده شده در: ۱۱:۰۱ دوشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۴
#3
در همين موقع نيکل با سرعت زياد به وسط ميدان جنگ مي ره

و با۶ و ۷ تلسم تمام مرگ خوار ها را نقش بر زمين مي کنه سپس به بالاي سر ققنوس ميرسه.
نيکل :‌اي واي ققنوس از پيش ما نرو
ققنوس : نيکل تو دوست خوب من بودي
نيکل :‌اي نمير برو بچ را تنها نزار و
در همان موقع هرميون با يه ورد حال ققنوس را خوب مي کنه
نيکل : اي بابا شانس هم نداريم که ميمردي از دستت را خت مي شدم


:bigkiss: dostar
dostar to harry potter 2


Re: بحث های سر میز غذا
پیام زده شده در: ۱۰:۴۵ دوشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۴
#4
در همين موقع در باقدرت زيادي باز مي شه و تلق به ديوار بقلي برخورد مي کند و نيکل با چهره اي خونين از پشت ان نمايان مي شود و با سرعت وارد محفل مي شود و در را هم خيلي سريع مي بندد
سيريوس : اي واي چه شده
مالي : بيا با اين دستمال صورتت را پاک کن
نيکل صورتس را پاک مي کند
نيکل : ممنون
مالي :‌چي شده
کاراگاه : مرگ خوارا بودن اره
سيريوس :‌دوباره شروع شد
نيکل‌؛:اره و سه نفري بدجوري من را دور کردند
سيريوس :‌حالا چي کار کنيم
نيکل :‌بابا بلند شيد و از خودتون دفاع کنيد
کارا گاه :‌خب بايد دامبلدور دستور بده
مالي‌: اخه اين طوري هم نمي شه
نيکل :خب يه نامه براش بفرستيد
و بقيه اماده مي شوند که نامه را بنويسند
کارگاه :ولي اول از اين غذا يه کمي به من بديد بعدا هر کاري که مي خواهيد بکنيد
....................
ادامه دارد


:bigkiss: dostar
dostar to harry potter 2


Re: ردا فروشي خانم مانيا (انواع رداهاي رسمي-شب و ...)
پیام زده شده در: ۱۲:۳۸ یکشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۴
#5
نيکل وارد مغازه مي شه
نيکل :‌سلام بر مادام مانيا
اليور : ببينم تو عينک لازم نداري
من :‌چرا
اليور :‌مگه نميبيني تعطيل است را
من :‌خب من کار ضروري دارم
اليور : حالا چي مي خواستي
من :‌شلوار کردي جين
اليور : بدو برو تا خودم نزدمت
من هم رفتم


:bigkiss: dostar
dostar to harry potter 2


Re: هتل ملوان زبل
پیام زده شده در: ۱۲:۲۹ یکشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۴
#6
بن با سرعت همه ي وسايلش را در کمد جا مي دهد و از بي سيم مي گويد
غريبه بدو بياريدش من اماده ام
غريبه :‌جناب عليا حضرتا از اين طرف
نيکلاس در مهد کودک را ميزتد
تق تق تق
بن : بله بفرماييد تو
و غريبه در را باز مي کند
بازرس با هيجان وارد مهد کودک مي شه
بازرس : سلام
بن با تعجب : سلام
بازرس : غريبه و نيکلاس مي سه کمي ما را تنها بگذاريد
غريبه و نيکل :‌باشه
و اما ماجرا يي که توي اتاق اتفاق افتاد
بازرس : بن امکان دارد اين جا اتفاق ها يي بيفتد ولي به هيچ کس چيزي نگو
بن :‌باشه
بازرس :‌ببينم اسبنب بازي هم داري
در همين موقع غريبه و نيک که گوش واستاده بدوند زدند زير خنده ولي بازرس نفهميد
مدت ۱۵ مين بازرس با نيکل بازي ميکردند
بعد شروع کردن به اهنگ خواندن
توپ سفيدم قشنگي و نازي حالا من مي خوام برم به بازي
............
و همين طور ۱۵ مين دي گر گذشت و بازرس بعدش از مهد امد بيرون
بازرس : عالي بود اين هم ده از ده را گرفت
نيکل :‌ايول
غريبه :‌فعلا مهد و غذا و ادبمان ده از ده شان را گرفته اند


:bigkiss: dostar
dostar to harry potter 2


Re: ارتش دامبلدور جلسات الف دال
پیام زده شده در: ۱۹:۰۶ پنجشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۴
#7
خب چه جوري همين طوري بپريم وسط
بايد يه مديري بياد و اينجا را سر و سامان بده
ماهم بايد سپاهمان را اماده کنيم تا سياهان را بترسانيم
سفيد هاي هميسه جاودان


:bigkiss: dostar
dostar to harry potter 2


Re: هتل ملوان زبل
پیام زده شده در: ۱۹:۰۱ پنجشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۴
#8
غريبه دوباره بانيکل و بازرس از اشپزخانه خارج مي شوند
بازرس در دفترچه اش چيزي مي نويسد
بازرس : خب حالا مي ريم سراغ سالن رقصتان
غريبه : اقاي عليا حضرت غذا چه طور بود
بازرس : خوب بود از ۱۰ نمره ۱۰ نمره را گرفتيد
نيکل : از اين طرف بياييد لطفا
غريبه از توي بي سيم:‌از غريبه به پانسي سوژه داره مي ايد توي اتاق رقص اماده باش
بازرس : خب کدوم دره
نيکل : اين در است
و در را باز مي کند
بازرس و نيکل و غريبه وارد سالن رقص مي شوند
يه اهنگ غمناک گذاشته شده بود
امشب در سر پر از سحرم
امشب از اين عالم گويي دورم
بازرس با صورتي نسبتا غمناک ميگه :‌هي خيلي اهنگ اسلامي خوبي است
پانسي : اره مورد علاقه ي خودم
بازرس :‌خب اهنگ هاي شاد تر نداريد
پانسي ابرو مي ندازه بالا اهنگ را عوض مي کنه
به زمين خوردن مرگ خوار
يا در اوردن شکلک
باس اينکه تو بفهمي
چقدر اين مگر خوارا بدند
بازرس کمي ميرقصه و مي گه : اينم توپه حال داد
نيکل ارام به غريبه مي گه :‌بابا اين يارو اهل حاله ها
غريبّ‌:‌اره فکر کنم به جامعه پارتي هم مي ره
بازرس :‌خب عزيز دلم تکنو نداري
نيکل و غريبه :‌ماااااااااااااااااااا
پانسي :‌چرا
و يه اهنگ تکنو ميزار ه
بازرس :
و مي پره وسط و يه رقص پا مي ره
جملگي :‌ماااااااااااااااااااااااااااااااا
و بازرس بعد از ۱۰ مين رقصيدن روي صندلي مي شيند
بازرس :‌عالي بود شما هم ۱۰ از ۱۰ نمره را مي گيريد
غريبه :‌ايول
نيکل : عاليه


:bigkiss: dostar
dostar to harry potter 2


Re: هتل ملوان زبل
پیام زده شده در: ۱۵:۳۲ پنجشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۴
#9
غريبه ونيکل و بازرس وارد اشپز خانه شدند
در اشپز خانه
سيبل : باسلام خدمت سر بازرس گا گلاب
بازرس : خانوم لطفا يک نمونه از غذا يتان را به من بدهيد
سيبل ارام به غريبه ميگه : اي بابا ما فقط پاچه خواري بلديم کيفيت و اين جور چيزا که بارمان نمي شه
نيکل : ديگه بايد فاتحه ي اين جا را بخونيم
بازرس : شما ها در گوش هم چي مي گوييد سري کارتون را انجام بديد ديگه
سيبل : حالا چي کار کنم
غريبه : يه فکري زد تو سرم
نيکل : چه فکري
غريبه : الان ميبيني
غريبه از تو بي سيم مي گه :‌از غريبه به بن
بن هم جواب ميده‌: به گوسم
غريبه :‌بن جان بدو برو سر کوچه يه غذا بخر بيار بعد ان را از تو فر اجاق گاز ضاهر کن
بن :‌اي به چشم
بعد از ۱۵ مين
بازرس :‌اگه تا ۵ مين ديگه غذا را نيافريد ۲ نمره ي منفي مي گيريد خانوم
در همين موقع غذا توي فر ضاهر مي شه ولي بازرس ان را نمي بيند
سيبل :‌غذا را بر مي دارد و جلوس سر بازرس مي گذارد
سربازرس :‌از لحاظ زماني که مشکلي نبود حالا از لحاظ کيفيت
بازرس شروع به خوردن مي کنه و بعداز ۱۰ مين
بازرس : عاليه شما از ۱۰ نمره ۱۰ نمره گرفتيد
نيکل :‌ايول
غريبه : ايده را داشتي


:bigkiss: dostar
dostar to harry potter 2


Re: هتل ملوان زبل
پیام زده شده در: ۹:۲۶ پنجشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۴
#10
نيکل و غريبه وارد سالن مي شوند
نيکل از تو بي سيم مي گه : ايول برو بچ تا اين جا عالي
بازرس :‌خب تا اينجا از لحاظ ادب کار کنا نتان حرف ندارند ولي حالا مي رويم سراغ کيفيت خب اول دوست دارم به اشپز خانه بروم و دست پخت ان خانم که امد و خيلي هم با ادب بود را بچشم.
غريبه : بفرماييد از اين طرف است جناب بازرس گل
غريبه چند لحظه اي صبر کرد ولي ديد بازرس هيچ امتيازي به او نداده است سپس دوباره گفت
غريبه : عاليا حضرت بازرس بازرس ها از اين طرف لطفا بياييد
ولي ديد بازرس هيچ امتيازي به او نداده است
نيکل :‌کارمون ساختس ديکه اومد تو خط کيفيت پاچه خواري را محل نميده
غريبه از تو بي سيم مي گه : از غريبه به کليه ي واحد ها سوژه زده تو خط کيفيت از اين به بعد پاچه خواري جواب نمي ده
نيکل از تو بي سيم مي گه :از نيکل به سيبل هم اکنون داريم مي اييم اشپز خانه بهترين غذايي که بلدي را بپز تا ما داريم مي اييم.
ادامه دارد


:bigkiss: dostar
dostar to harry potter 2






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.