هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: قوی ترین جادوگر بعد از دامبلدور کیه؟
پیام زده شده در: ۲:۵۰:۵۲ سه شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۹
#1
اسنیپ دیگه شایدم برابر یه حدودی


اینجا آسمون آبیه بی شک
اینجا آسمون سیاه ست کلا


پاسخ به: ولدمورت چی نداره ؟
پیام زده شده در: ۱۹:۰۴:۰۷ چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹
#2
نقل قول:

پیتر جونز نوشته:
ارباب همه چی دارن! همه چی
دیگه نبینم این تاپیک هارو بزنینا!
آقای انکرام ما اینجا پیازیم؟؟



چه غیرتی دارن مرگخوارا
دور از جون من پیازم گرونه شده ۹۹۹ گالیون



پاسخ به: آرایشگاه عمو آگریپا
پیام زده شده در: ۱۵:۵۶:۴۸ چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹
#3
سرُم و که وارد پوست لرد کردن با تعجب خاصی نگاه میکردن که چرا خون به طوسی هستش

گانت: پسرم پسرم چه بلایی سرش آوردید

دامبلدور:آروم باش پسرت رنگ بدنش سفید پس حتما رنگ خونش فرق میکنه اما مطمئنم که اصیل ترین خون بین جادوگران و داره

گانت:

دامبلدور که دید همه تعجب کردن از لردسیاه تعریف کرده آروم رو به محفلی ها گفت: یک چیز دیگه میگفتم که گانت پشیمان میشد

گانت:

آگریپا:خب زیادم خون نگیرید

که دست ولدمورت تکان خورد و دوباره بی حرکت شد

_یعنی الان مُرد

_زنده شد

_مرده بود زنده شد

_اصلا نمرده

گانت: ساااکت
پسرم انگشتر خانوادگی هنوز دستش هست نمرده



ویرایش شده توسط اسکات انکرام در تاریخ ۱۳۹۹/۲/۱۷ ۱۶:۰۲:۵۲

اینجا آسمون آبیه بی شک
اینجا آسمون سیاه ست کلا


پاسخ به: ولدمورت چی نداره ؟
پیام زده شده در: ۱۵:۳۵:۰۸ چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۹
#4
ولدمورت طرفدارش اینجا تو سایت و نداره


اینجا آسمون آبیه بی شک
اینجا آسمون سیاه ست کلا


پاسخ به: خورندگان مرگ
پیام زده شده در: ۴:۲۹:۵۶ جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۹
#5
مرگخوارها و دیوانه سازها به دستور لردسیاه شروع به گشتن کرده بودن دیوانه سازها آسمان و مرگخوارها زمین جایی برای فرار نبود اما هکتور هنوز پیدا نشده بود

بلا آرام به لرد سیاه میگوید: سرورم هکتور اصالتا به سرزمین های شمالی تعلق داشت اجازه تفتیش از شما را میخواهم

لردسیاه در حالی چوب دستی اش را در دست فشار میداد سعی میکرد آرام باشد رو به بلاتریکس کرد و گفت: خود نیز در فکرش بود

بلا خوشحال از چیزی که شنیده بود گفت: سرورم پس من ۴ نفر از افراد را با خودم میبرم
لردسیاه: نه خودت تنها از پسش برمیای لسترنج

و لرد سیاه دوباره ساکت شد

بلا در حالی که به کفش هایش نگاه میکرد گفت : بله سرورم
و آرام به طرف ساحل کنار دریا رفت و غیب شد


آن طرف از دریا و جنگل های سیاه در محل اقامت لردسیاه اسکات طبق دستور همیشگی که صادر شده بود در حال تمییز کردن کف سرسرای خانه بزرگ و سرد لردسیاه بود. اسکات آرام به طرف آشپزخانه می رود و یک تکه لقمه که از قبل آماده کرده بود زیر لباسش میگذارد و از خانه بیرون میرود که چشم اسکات به کلاغ های آزکابان می افتد
و بعد از چند متر که به لب جنگل میرسد اسکات آرام میشود و دری پنهان را باز میکند و آرام میگوید: هی هکتور هکتور
هکتور در تاریکی آرام جواب میدهد: بله
اسکات: بیا غذا آوردم برات

هکتور دست میکشد و غذا را میگیرد

_مرسی
_اهم
_چرا بهم کمک کردی اسکات ؟
_تو مجرم هستی اما حکمت سنگین تر
_خب چرا اینجا منو نگهداشتی خیلی خطرناکه
_نترس همیشه وقتی پنهان میشن حشره ها نزدیک ترین مکان به شکارچی و انتخاب میکنن اینطوری که هیچوقت کسی به مکان اول شک نمیکنه




اینجا آسمون آبیه بی شک
اینجا آسمون سیاه ست کلا


پاسخ به: اتوبوس شووالیه
پیام زده شده در: ۱۷:۳۱:۰۵ چهارشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۹
#6
بلا و تونکس هم دیگه را بغل کردند

بلا: تا حالا آدمی که زن یک گرگینه باشه را بغل نکرده بودم😈

تونکس پیش خودش فکر میکرد که امشب چطور کنار بلا بگذره که چشمش به فرد افتاد

تونکس:فرد رفیق میشه جامون و باهم عوض کنیم
فرد با خنده گفت: نه تونکس شرمنده کتی منو میکشه 😂 میخام امشب جناب پتی گرو اعظم پاستیل قورباغه امتحان کنیم

تونکس پتی گرو نگاه کرد که تنها مرگخواری بود که توی چشمهاش ترس دیده میشد

تونکس: خداحافظ فردی شبخیر
فرد: شبخیر خوشبگذره😅

تونکس پا به اتاق گذاشت و تو فکر این بود که آلبوس و لردسیاه امشب و چطور باهم میگذرونن که دید بلا کنار تخت خشکش زده 😱
رفت جلو و دید که دم یک موش کنار تخت معلومه

تونکس با خنده گفت: چیشد ساحره ی خطرناک😂

از زیر چشم به تونکس خیره شد و فهمید اوضاع دیگه براش خوب نیست


اینجا آسمون آبیه بی شک
اینجا آسمون سیاه ست کلا


پاسخ به: بنگاه املاک گرگینه ی صورتی
پیام زده شده در: ۱:۴۸:۰۳ جمعه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۹
#7
بلاتریکس با صدای سردش گفت: شنیدی چی گفتم ؟ تایید نشدی تایید نشدی

درخت بی اعتنا به بلاتریکس دوباره رو به لردسیاه کرد
_ارباب پرنده هایی که رو شاخه هام لانه کردن بگم براتون موسیقی بنوازن هن ببخشید بگن😓

لردسیاه: نه چند لحظه صبر کن درخت
بلاتریکس که دوباره با حرف لرد سیاه انرژی گرفته بود رو به درخت نیشخندی زد

لردسیاه : بلاتریکس
بلاتریکس:بله سرورم
لردسیاه: صندلی مخصوص و برام بیار
بلاتریکس: بله بله حتما سرورم

و سریع صندلی رو برای ولدمورت میاره

بلاتریکس: بفرمایید سرورم
لردسیاه: حالا شد، درخت
درخت: بله ارباب من
لرد سیاه : حالا موسیقی پخش بشه
درخت : الساعه سرورم

درخت و بلاتریکس نگاه های معنا داری به هم انداختن


اینجا آسمون آبیه بی شک
اینجا آسمون سیاه ست کلا


پاسخ به: پارک جادوگران
پیام زده شده در: ۲۱:۰۴:۳۵ پنجشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۹
#8

فرشته به صورت بی خیال و راحت به اسکات نگاه کرد و گفت : اسم
_اسکات
فرشته با لحن جدی گفت: فامیلت هم بگو نباید که بپرسم
_انکرام

فرشته نامه اعمال اسکات را پیدا کرد و آروم شروع کرد به خوندنش و بعد چند دقیقه سرش و بالا آورد و دید که اسکات خمیازه میکشه

فرشته پرسید: ببینم بین اون همه ساحره های زمین با هیچکس دوست نشدی
اسکات: اره
_ همیشه دنبال اتفاق های عجیب ...
اسکات اجازه نداد حرفش را تمام کند و گفت : ببینم تو جبرئیلی یا عزراییل؟ ها به ما گفتن نامه ها بررسی شدن و حالا منو بفرست یک طرفی که دوستام منتظرن
_ هیس😒 بعدشم مگه تو میدونی که دوستات کدوم طرف هستن

اسکات دوباره خمیازه کشید 😴

فرشته عصبانی شد و اسکات و فرستاد طرف دروازه جهنم

اسکات : یک لحظه
اسکات آروم رفت در گوش فرشته گفت:
پرسیدی چرا با کسی دوست نشدم؟ همه اش الکی بود ،یک دروغ کوفتی مدال ها مقام ها عشق ها ،وفاداری آزادی من اونجا اطراف رو نگاه کردم من نظم نمی دیدم فقط هرج و مرج منظم دیدم

و آروم اسکات رفت طرف دروازه و فرشته به خودش اومد و صدا زد: انکرام

اسکات: بگو رفیق
_یعنی همه ی ...
اسکات دوباره نذاشت فرشته حرفش را کامل کند و با صدای بلند گفت : اره با هم دیگه درسته بدون یکی اون یکی معنی نداره واسه همین مهم نیست جهنم برم یا بهشت

فرشته برگشت و با خمیازه گفت: نفر بعد


اینجا آسمون آبیه بی شک
اینجا آسمون سیاه ست کلا


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۳:۰۰:۵۲ سه شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۹
#9
نام :اسکات

فامیل : انکرام

نژاد : دورگه

گروه:روانکلاو

جنسیت : پسر

جنس چوب: ۱۳

متولد 1998/11/20

اخلاقیات: کم حرف و عجیب دنبال چیزای عجیب تو جمع باشه سعی میکنه بیشتر خوشرو باشه و بخنده سعی میکنه تو کارهای گروهی فعال باشه

زندگی: تو یک خانواده ضعیف و با ایمان به مرلین زاده شد (مثل مشنگ زاده های بزرگ تاریخ😁) عاشق موسیقی هیپ هاپ مشنگی و کوانتوم و جادوی سیاه و معجون سازی




----
تایید شد!
به ایفای نقش خوش آمدید.

* بعداً سر فرصت معرفی شخصیت رو در همینجا تکمیل تر کن چون تا یه حدی میتونه کمک کنه به بقیه اعضای ایفای نقش و خودت در بهتر جا انداختن شخصیتت در نمایشنامه ها و سوژه سازی.


ویرایش شده توسط پارسا1 در تاریخ ۱۳۹۹/۲/۲ ۲۳:۰۵:۲۸
ویرایش شده توسط حسن مصطفی در تاریخ ۱۳۹۹/۲/۲ ۲۳:۳۷:۱۸

اینجا آسمون آبیه بی شک
اینجا آسمون سیاه ست کلا


پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
پیام زده شده در: ۵:۲۳:۵۷ یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۹
#10
سلام کلاه گروهبندی
خوبی؟ من چند سال پیش اینجا بودم و رفتم گریفندور
خب اون موقع یادمه تستی بود نه اینطوری
خب راستش جوری جواب دادم که بیفتم گریفندور حالا واقعا میگم از خودم
من زود یکم عصبی میشم و زودم خاموش میشم😅 و دنبال چیزایی هستم که کمتر کسی میره دنبالشون از نازی های دنیای مشنگا تا اسرار مخفی بعد تام ریدل :) کلا یکم عجیبم و اینکه خیلی کم پیش میاد آدمایی واسم مهم باشن ولی وقتی مهم باشن براشون مرلین وکیلی کم نمیزارم و کتابم بتونم میخونم


----
متاسفانه کلاه گروهبندی در قرنطینه بود چند روزی و هنوز برنگشته. براش مرخصی با حقوق رد کردند.
من رو فرستادن به جاش که بهتون اعلام کنم در گروه ریونکلاو پذیرفته شدین.

مرحله بعد: انتخاب یک شخصیت از لیست شخصیت های گرفته نشده و معرفی آن در تاپیک معرفی شخصیت.


ویرایش شده توسط حسن مصطفی در تاریخ ۱۳۹۹/۲/۲ ۷:۳۴:۳۶

اینجا آسمون آبیه بی شک
اینجا آسمون سیاه ست کلا






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.