هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: کارگاه داستان نویسی
پیام زده شده در: ۰:۰۰:۰۵ دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۹
#1
تصویر شماره 16.
-تابستون چطور بود ریموس.
جیمز که با دقت به محوطه ی بیرون از قطار خیره شده بود این جمله را خطاب به ریموس لوپین گفت.
ریموس که در حال ور رفتن با صفحات کتاب معجون سازی دست دومش بود،گفت:
-اممم،راستش بدک نبود ولی نه خوب بود،تو چطور جیمز؟
-عالی بود،راستش پدرم یه هدیه ی خیلی خیلی خیلی عالی بهم داد.
سیریوس که داشت پوزخند می زد گفت:
-حتما یه گوزن شاخدار برات خریده؟؟؟؟
هر سه نفر از خنده ریسه رفتند.
-میشه انقدر بلند نخندید؟؟؟
این صدای لی لی اونز بود.
جیمز که داشت موهایش را مرتب می کرد گفت:بله،بله،چشم ملکه اونز!!!!
بعد به سیریوس چشمک زد.
-راستی چه خبر از زرزروس،ملکه اونز؟؟؟؟دلم براش خیلی تنگ شده!!!
این را سیریوس گفت و بعد به جیمز چشمک زد.
-درست صحبت کن،مگه اون چیکارت کرده؟؟؟
بعد با عجله از در کوپه خارج شد.
جیمز با عصبانیت به سیریوس خیره شد و گفت:اگه یه بار دیگه ناراحتش من می دونم با تو!!!!
-جیمز!!چرا همیشه از این دختره دفاع میکنی؟؟؟
جیمز که دست و پایش را گم کرده بود،من من کنان گفت:
-اممم راسستش دخخختره خوبیه!!!!
ریموس که تازه متوجه شده بود که در اطرافش چه می گذرد،گفت:
-نکنه می خوای باهاش ازدواج کنی جیمز؟؟؟؟
جیمز که حالا در خیالات خودش غرق شده بود دوباره با صدای سوت بخار قطار به کوپه برگشت،گفت:
-معلومه که میخوام.
و به محوطه بیرون از قطار خیره شد و متوجه پچ پچ های ریموس و سیریوس نشد.

پاسخ:
خوش اومدی به کارگاه! قبل از بررسی محتوا، بریم سراغ یسری نکات ظاهری:

نقل قول:
سیریوس که داشت پوزخند می زد گفت:
-حتما یه گوزن شاخدار برات خریده؟؟؟؟
هر سه نفر از خنده ریسه رفتند.
-میشه انقدر بلند نخندید؟؟؟
این صدای لی لی اونز بود.
جیمز که داشت موهایش را مرتب می کرد گفت:بله،بله،چشم ملکه اونز!!!!

سیریوس با پوزخند گفت:
-حتما یه گوزن شاخدار برات خریده.

هر سه نفر از خنده ریسه رفتند.

-میشه انقدر بلند نخندید؟

این صدای لی لی اونز بود.
جیمز که داشت موهایش را مرتب می‌کرد، به سمتش برگشت.
- بله. بله. چشم ملکه اونز!

همونطور که دیدی، بعد از دیالوگ اگه قراره توصیف بیاد همیشه دوتا اینتر باید بزنیم تا خواننده گیج نشه. همینطور علائم نگارشی یکبارش هم تاثیرشو میذاره. نکته ی بعدی اینکه وقتی دیالوگ مربوط به شخصی که توی توصیف ازش اسم برده نیست، بازهم دوتا اینتر میزنیم و ازهم جداشون میکنیم. و درآخر اینکه، برای روون تر شدن پستت، بهتره به جای هربار آوردن "فلانی گفت" یه توصیف از اون شخص بیاری.
اما درمورد محتوا، خلاق بود و چیز جدیدی بود. اما اینکه جیمز بخواد جلوی دوستاش بگه آره میخوام باهاش ازدواج کنم، با توجه به سنشون یکمی عجیبه.

در آخر ازت میخوام به نکاتی که گفتم توجه کنی و با یه نمایشنامه کامل تر پیشمون برگردی. تا اون زمان...

تائید نشد.


ویرایش شده توسط Adampotter در تاریخ ۱۳۹۹/۲/۲۲ ۰:۴۳:۱۶
ویرایش شده توسط تام جاگسن در تاریخ ۱۳۹۹/۲/۲۲ ۰:۴۷:۵۲






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.