هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: کلاس طلسم‌های باستانی
پیام زده شده در: ۳:۲۴:۰۶ پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۹
#1
نقل قول:
جواب سوال اول


یا مرلین.

خب بزار فک کنم!
روح سیریوس بلک عزیز. نمیدونید چه نسبتی بام داره؟
اخه این سواله؟
خب معلومه پدر خوانده ی دوستم.
خب به شما هیچ ربطی نداره چرا فامیلمون نبود.
به هر حال منم دلم برا سیریوس جونم تنگ شده.

نقل قول:
جواب سوال دوم


_خب خب سیریوس جانم.بگو ببینم چرا رفتی چرا من بی قرارم؟


+ اهای نویل این دوتا سوال شد!

- نه اشتباه نکن علامت یکی از سوالارو نزاشتم بنابر این کامل نیست.

+خیلی خب نویل داستان از اونجایی شروع شد که دختر عمویی به نام بلاتریکس داشتم که من رو کشت.

-توضیحات بیشتر نمیدی؟

+ چرا توضیحات بیشتر بدم؟

- اگ پرفسور نمره بهم نداد چی؟ اگر گفت کمه؟

+ میام بالاسرش کلشو از بدنش میکنم میمیره راحت میشید از دستش.
اهم...
باشه باشه میگم.
الان چرا منتظری بگم؟

توضیحات بیشتر از این قراره:
- دعوا خانوادگی بود سر بچه ی من که هری پاتر باشه و اسمشو نبر که یه جورایی شوهر بلاتریکس باشه.
خب توصیه میشه تو دعواهای خانوادگی دیگران دخالت نکنید.




پاسخ به: كلاس گیاهشناسی
پیام زده شده در: ۳:۰۳:۰۵ پنجشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۹
#2
تکالیف جلسه دوم کلاس گیاه‌شناسی:  

1. یه اسم مناسب برای گیاهی که گفته شد، انتخاب کنید. (1 نمره)

اسکی رو . خب دیدم فرار مى کنه و تند میره گفتم لابد اسم خوبیه.

  2. یه روش برای سرگرم کردن گیاه مذکور پیشنهاد بدید. (3 نمره)

به نظر من باید برایش اهنگ بزاریم تا ان مکان ارام نشود چون وقتی ارام نمیشود بوگارت های درون ریشه ی گیاه  نمی توانند فعال شوند و باعث روبه رو شدن گیاه با ترسش نمى شود .

اصن با بند ریشه هاشو ببندیم یه پستونک هم بزاریم تو دهنش دیگه فرار که نمیکنه هیچ حرف هم نمیتونه بزنه.

  3. به نظرتون چرا این گیاه علاقه داره فرار کنه؟ (2 نمره)

چون مشکل بی صدایی در ریشه هایش دارد و وقتی جایی ارام باشد تعداد زیادی بوگارت کوچک در ریشه هایش بوجود می اید که ان باعث میشود با ترسش که از دست دادن ریشه هایش است روبه رو شود و برای اینکه ریشه هایش را از دست ندهد فرار میکند.

  4. توضیح بدید فکر می‌کنید چه اتفاقی برای لینی افتاده؟ (2 نمره)

من که دیدم وقتی از دهن گیاه درش اوردید سرش کامل جدا شده بود و خانم پامفری سعی داشت با بزاق دهان این گیاهه درستش کنه.  

5. تصورتون از شکل این گیاه چیه؟ نقاشی بکشید یا سعی کنید یه توضیح روشن و کامل بدین. اگر نقاشی می‌کشید می‌تونید یه توضیح مختصر هم بهش اضافه کنید. (2 نمره)

به نظر من این گیاه شبیه به مهر گیاه است ولی روی بدنش جوش های گنده ای وجود دارد.
چهره ای چروکیده و بد قیافه داره.
حین فرار جیغ میزنه و بد تر از مهر گیاه جیغ میزنه.
اگر یه موقع جلوش حرکات موزون بری با ریشه هاش میزنه نابودت میکنه.
دیگه چیزی یافت نشد از ویژگی هاش اگر فهمیدم اطلاع رسانی میکنم.



پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۲۱:۱۰:۰۶ چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۹
#3
نقل قول:
جواب سوال اول


بنظرم لوگومبا ها افراد رو میبینند و از طریق اون به گزشته و حال و رخداد های آن زمان افرادی که در حال نگاه کردنش هستند سفر میکنند و در 1صدم ثانیه به ترس افراد، تغییر شکل پیدا میکنند.

نقل قول:
جواب سوال دوم


لوگومبای من به شکل پرفسور اسنیپ با پیراهن بلند و مشکی رنگ در امد که در کلاس معجون سازی بود با این تفاوت که به جای قیافه ی پرفسور اسنیپ ، قیافه ی خودم ( نویل ) روی بدن پرفسور اسنیپ بود. لوگومبای نویل

نقل قول:
جواب سوال سوم


من همیشه و مخصوصا در کلاس های معجون سازی که پرفسور اسنیپ ان را تدریس میکنند بعضی رویداد ها را به دلیل حافظه ی کوتاه مدتم یادم میره و کمی دست و پا چلفتی هستم. پرفسور اسنیپ به هنین دلیل با من به تندی رفتار میکنه و من از او میترسم. به همین دلیل میترسم که جای او با اخلاق و رفتار او باشم و به همین دلیل لوگومبای من وقتی من را دید در 1 صدم ثانیه متوجه ترسم شد و به شکل تن پرفسور اسنیپ و چهره ی من در آمد .



پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
پیام زده شده در: ۱۵:۵۸:۲۲ دوشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۹
#4
تکلیف جلسه دوم تاریخ جادوگری:

نویل بالاخره گوی را از جلویش برداشت و خود را در کلبه ی نمناکی دید.
چوب دستی اش را از جیبش برداشت . ورد لوموس را به زمان اورد و به وسیله ی چوبدستی توده ای نورانی در کلبه به وجود امد.

باز هم طبق معمول گوی یاد اوری قرمز شد چرا که نویل چیزی از کلاس تاریخ جادوگری یادش نمی امد جز یک کلمه:
"بریون شدن"
چیزی نگزشت که چند ادم با لباس های عجیب الخلقه ظاهر شدند.
- شما کی هستید؟ من را کجا میبرید؟
- تو نویل لانگ باتم به جرم عجیب الخلقه بودن ...
مردی که سلاح های قرون وسطایی در دستش بود داد زد:
- احمق ! به جرم جادوگر بودن سوزانده خواهی شد.

بالاخره نویل محتوای درس تاریخ جادوگری را به خاطر اورد و با صدایی بلند گفت:
- و تو ای ماگل نادان ...
ولی هیچ وردی را به خاطر نمی اورد!

این بار کلمه "بریون شدن" بیشتر در گوشش اکو شد.
چوب دستی را جلوی مرد ها گرفت و ادامه داد:
- بریون شو!
تمام ادم های داخل کلبه بغیر از نویل سوزانده شدند .
نویل با ورد ناکس توده ی نورانی چوبدستی اش را خاموش کرد و وقتی به خودش امد که در تالار گریفیندور جلوی گوی نشسته بود.



پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
پیام زده شده در: ۱۳:۲۶:۰۳ سه شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۹
#5
تکلیف جلسه اول کلاس تاریخ جادوگری

نویل بار دیگر سراغ گیاهان جادویی هاگوارتز رفت.
تکلیف این جلسه ی کلاس تاریخ جادوگری اشنایی با دروید درون بود و نویل سعی داشت دروید درونش را در گیاهان پیدا کند.
گیاهان را وارسی کرد اما امکان نداشت موفق شود.

ظاهرا چیزی توجهش را جلب نکرد و بار دیگر در متن درس غرق شد: "اگر دروید ها به اندازه کافی قدرتمند بودند میتونستند به حیوانات تغییر شکل بدهند."

ساعاتی با خود فکر کرد:
- شاید بتونم به گیاهان تغییر شکل بدهم.
ناگهان مهر گیاه توجهش را جلب کرد.
این بار دستانش را بالا گرفت و گفت:
- ای مهر گیاه به غول تبدیل شو!

تنها تفاوت در مهر گیاه این بود که حالا دست نویل را گاز گرفته بود و نویل جیغ کشید.

بار دیگر نویل با عصبانیت گفت:
- ای موجود احمق به غول تبدیل شو!

ای وای باور نکردنی بود!
وزغ نویل به غول تبدیل شده بود!

در طول تاریخ این اولین وزغ غول نما بود ولی کسی باورش نمیشد که نویل در این کار دست داشته.

-----------------------'-'-'-'-'-'-'-'---------
پاسخ به سوال امتیازی:
مزایا : خوابیدن که کلاس تاریخ جادوگری با تکالیفش خواب هم ازمون گرفته.
لازم نیست ردا بپوشیم و با لباس خواب هم میتونیم توی کلاس ها شرکت کنیم.
کسی جز گوی یاد اوری متوجه فراموشی من (نویل)نمیشه
تقلب نمیشه کرد.

معایب: ادم نمیتونه مسخره کنه!
گوی توی مواقع حساس یهو شارژش تمام میشه.
کرم ریختن سخت تر شده.
نمیتونیم وسط کلاس حرف بزنیم.
دوستامونو نمیبینیم که کرم بریزیم!



پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
پیام زده شده در: ۱۹:۴۲:۲۳ یکشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۹
#6

تکلیف جلسه اول درس پرواز به معلمی پرفسور دادا حسن

نقل قول:
جواب سوال اول:



با نام و یاد دادا حسن که من را به این بالا فرستاد وصیتم را اغاز میکنم.
اول از همه سلام و خداحافظی میکنم از گوی یاد اوری که همیشه مایه ی زجر و بدبختی من بود.
اخه جسم انقدر بیکار؟
کار نداشتی دودستی چسبیده بودی به مغز فندقی و قشنگ من؟
باور کن یک روز ارزو به دل موندم قرمز نشی!
خب من خودم میفهمیدم چیز میز مهما رو یادم میره اما وقتی قرمز میشدی نمیفهمیدم چی یادم میره و همیشه دو دستی عذابم میدادی.

خب ...
از اینجا به بعدش قل بدید قیافمو شطرنجی میکنید!!!
دادا حسن!
ای تو که میدانی حافظه ی من قد ماهیه چرا وقتی دیدی گوی لامصب قرمز شد من را به این بالا فرستادی؟
چرا برای ازمایش های خفن و عجیبت وقتی هیچ کس جرات سوار شدن بر جاروی عجیب الخلقه ی تو را نداشت من را به زور سوار بر این جارو کردی؟

خب از همین جا اعلام میکنم که هر بلایی سرم اوردی اشکال نداره فقط بدون که دوسال پیش وقتی داشتی داوری کوییدیچ را انجام میدادی این من بودم که سنگ را بر سر تو کوباندم و تو تا یک ماه توهم داشتی که پاتیل اسنیپ با سرت برخورد کرده.
از همینجا حلالم کن.
اخه نمیدانید چه حالی میده وقتی حتی نمیفهمند که نویل قلم شکنجه ی امبیریج را برداشته.
ولی باز هم حلالم کنید.
ولی مثل اینکه اخرای عمرمه و تنها وصیتم اینه که گوی یاد اوری را نابود کنید یا ان را به جرج و فرد بدهید.
اخه جرج و فرد متخصص در ضد حال زدن به معلم ها هستند و از کجا معلوم بعد از رسیدن گوی به جرج و فرد دادا حسن وصیتش را نگوید؟

نقل قول:
جواب سوال دوم:


خب اگر تنها دو راه وجود داشته باشه دست منه.

راه اول : خب از ان جایی که کشش g ما رو به پایین میکشه ما هم باید ان را به پایین بکشیم .
چطوری؟
فقط کافیه دودستی بچسبه به جارومون و ما هم دودستی بچسبیم به بلاجر توی زمین کوییدیچ بعدش با اون بلاجر میریم پایین و کششg طوری هنگ میکنه که خود به خود گم و گور میشه.

راه دوم : فقط کافیه مثل من حافظتونو کم مدت کنید و بعدش از سر حواس پرتی ما حواسش پرت و دیوانه میشه.
و در نهایت ول میکنه و میره.

نقل قول:
جواب سوال سوم:


از کار افتادن جارو

سقوط جارو

اصابت من بد بخت با زمین (فاتحه یادتون نره)



پاسخ به: کلاس طلسم‌های باستانی
پیام زده شده در: ۰:۵۳:۵۲ یکشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۹
#7
تکلیف جلسه اول کلاس طلسم باستانی.


نقل قول:
پاسخ به پرسش اول:


از اونجایی که حافظه ی من قد ماهیه همه چیز از یادم میره!
آره همیشه چیزای مهم مثل حضور در کلاس ها یادم میره.
البته این همیشه هم بد نیست مثلا یک روز در خواب خوش به سر میبردم که صدایی شنیدم و فهمیدم سیموس فینیگان از دست بلاجر های درون زمین کوییدیچ به زمین پرتاب شده و خداروشکر کردم که در کلاس حضور نداشتم چون اگربا جاروی کوییدیچ توی هوا پرسه میزدم با کله رو زمین پرت میشدم و بعد مغزی برام باقی نمیموند که بخواد قد ماهی بشه

اما مشکل من حافظه ی کوتاه مدتم نیست مشکل من گوی یاد اوریه که هر وقت مسایل یادم میره محتوای داخلش از رنگ سفید به رنگ قرمز تبدیل میشه.
فکر نمیکنم چاره ای برای این مشکل وجود داشته باشه ولی امتحانش که ضرری نداره.

هلاااسپیاااافوس برااااتوس

اوه!
چی شد؟
اوخ!
پودر درون گوی یاد اوری دود شد رفت رو هوا.

به هر حال دیگه چیزی نباید بهم یاداوری کنه . این تهدیدی بزرگ از سلطان نویل بود.

نقل قول:
پاسخ به پرسش دوم:


تنها کاربردش تو مهمونیاست.
میپرسید چرا!!!؟؟؟؟؟؟؟
فقط کافیه ورد این طلسم به دست جرج و فرد ویزلی بیوفته تا همه زندگان و مردگان موجود در مهمونی مثل محتوای درون گوی دود شه و بره هوا.






پاسخ به: كلاس گیاهشناسی
پیام زده شده در: ۲۰:۴۵:۴۲ شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۹
#8
تکلیف جلسه اول کلاس گیاهشناسی



نقل قول:

1. بنویسید چه اتفاقی میفته و چه رفتاری با گیاهتون دارید؟ 2 نمره




رفتار خوبی باهاش دارم . بهش گفتم که میتونه چقدر به جادوگران کمک کنه.




نقل قول:

2. این رفتار باعث میشه برگ های گیاهتون چه شکلی بشه؟ (باید واضح و کامل توصیفش کنید.) 3 نمره





توی روزای اول صبح ها نوری درخشان داشت و بهم انرژی میداد
ولی...
طی چند روز نمیدونم چرا جوگیر شد و برگاش به شکل جادوی کوییدیچ کوچک در امد.



نقل قول:

3. نقاشی ای از وضعیت نهایی گیاهتون (بعد از تشکیل برگ ها ) بکشید. 2 نمره


تصویر کوچک شده

نقل قول:

4. یکی از کاربردهای گیاه متاثر رو بنویسید. 3 نمره



اگر قبل از بازی کوییدیچ آن رو بخوریم آن قدر انرژی میگیریم که جام قرمانی را بردیم . (البته بین خودمون باشه وگرنه بقیه اعضای کوییچ میفهمند.)



پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۱۴:۴۳:۰۲ شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۹
#9
تکلیف جلسه اول درس مراقبت از موجودات جادویی

نقل قول:
1. یک جانور رو انتخاب کنین و توضیح بدین که چطور می‌شه نوع جانورنماش رو از واقعیش تشخیص داد. (5 امتیاز)


میمون. واضحه اگر واقعا خودش باشه چشم تو چشم که میشیم اون ادای منو در میاره ولی اگر میمون نما باشه من اداشو در میارم.

نقل قول:

2. فرض کنین به شما حق انتخاب دادن که یک جانور رو به میل خودتون برای جانورنما شدن انتخاب کنین. چه جانوری رو انتخاب می‌کنین؟ چرا؟ (4 امتیاز)


شیر ...
خب چیه؟ شیر شجاعت و جسارتی داره که بنظرم مثل خودمه

نقل قول:

3. دوست داشتین جانورنما بشین؟ چه آره و چه نه، دلیلش رو بگین. (1 امتیاز)


آره...
خیلی باحاله. مثلا میتونم حال اونایی که ضد حال میزنن یا ادعا میکنن یا اوسکولن رو بگیرم



پاسخ به: دفتر مدیریت مدرسه
پیام زده شده در: ۱۴:۳۸:۲۵ جمعه ۳ مرداد ۱۳۹۹
#10
سلام ی پیشنهاد که نمیدونم تو ترم های قبل انجام میشده یا نه چون سال اولیم.

بنظرم توی پایان ترم وقتی امتحان ها تمام شد کارنامه بدید و برای همه اعضایی که تو کلاسهای این ترم شرکت کردند کارنامه تعلق بگیره.







هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.