هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: پایگاه بسیج دانش‌آموزی هاگوارتز
پیام زده شده در: ۱۰:۲۴:۴۴ پنجشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۹
#1
با سلام به همگی

ماموریت اول انجام شد

با امید پیروزی های بیشتر


پس به جای این که اون برگه‌ی مسخره رو به هم بچسبونی، فقط جلوی افتادن تقصیرا به گردن خودتو گرفتی! خوشم اومد! آدم باهاس فقط کلاه خودشو دو دستی بچسبه که باد نبره. این یارو لوسی هم که یه بی اصل و نسبه! حقشه!
+3


ویرایش شده توسط ماروولو گانت در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۸ ۱۵:۳۵:۱۰

!!don't let muggles get you down


پاسخ به: كلاس تاريخ جادوگري
پیام زده شده در: ۱۹:۴۰:۳۵ یکشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۹
#2
شب بود
منو بهترین دوستام جسیکا و سوفیا توی جنگل ممنوعه بودیم.
ترسناک بود.
اجازه نداشتیم اون موقع شب بیرون باشیم و البته توی جنگل ممنوعه هم که بودیم دیگه هیچی.
اگه مچمونو میگرفتن بیچاره بودیم.
هممون اینو میدونستیم ولی قیافه خیلی ریلکس به خودمون گرفته بودیم.
کنار رودخونه نشسته بودیم و به درس جدید پروفسور موتویاما فکر میکردن.
"با نیروی ماه جهت روخانه را عوض کنید"
جسیکا گفت: این فایده نداره، کل تلاشمونو کردیم ولی نشد.
سوفیا: اره!
- هی بچه ها بیاین یه دور دیگه امتحان کنیم.
- کیتی برا تو راحته . تو همینجوریشم میتونی با حیوونا حرف بزنی!
- منظورم اون نبود . منظورم تغییر دادن جهت حرکت رودخونه بود.
-شاید اگه با هم دیگه این کارو بکنیم جواب بده.
زیر نور ماه کامل دست های همو گرفتن.
- باید وردی بگیم؟
- نه ولی به نظرم یه جمله که تقویتش کنه بد نیس. مثلا:
ای ماه کامل قدرتت را به ما عطا کن تا با قدرت نور مهتابت جریان اب را به حرکت خود دراریم.
همه این جمله رو گفتن.
بار اول جواب نداد.
- یبار دیگه امتحان کنیم.
بازم گفتن!
اما این بارم جواب نداد.
- برای بار اخر.
بار سوم جواب داد!!
جهت رودخونه تغییر کرد!!
باورمون نمیشد.
انجامش دادیم!!!!
- محشره!!
- حرف نداره!!
-فوق العادس!!
-خب بچه ها فکر کنم دیگه باید برگردیم تا کسی مچمونو نگرفته.
-منم وافقم.

-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.-.


سوال امتیازی

مزایا:خب یکیش اینکه مجبور نیستیم اون همه راه تا مدرسه بریم
معایب: معایبش زیاده
درسو بیشتریا خوب یاد نمیگیرن( ینی به خوبی کلاس های حضوری)
اینترنتمونو میخوره(جهت فان)
قطع و وصل میشه


!!don't let muggles get you down


پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
پیام زده شده در: ۱۸:۵۷:۴۸ یکشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۹
#3

3. لینک از سه تصویر معادل با چهره احتمالی خودتون برای سه لحظه "از کار افتادن جارو"، "سقوط به همراه جارو رو به پایین و با سرعت بالا" و "لحظه اصابت شما به زمین" پیدا کرده (یا در صورت تمایل طراحی کنید) و به اشتراک بذارید. ( 3 امتیاز)




وقتی جاروم از کار میفتهhttps://www.beytoote.com/images/stories/baby/ba2776-1.jpg

وقتی دارم سقوط میکنمhttps://hamsaranekhoob.com/wp-content/ ... 7ocuk1-e1557268219944.jpg


وقتی به زمین میخورمhttps://avatars3.githubusercontent.com ... 78ddf79930a012d7deb22&v=4


!!don't let muggles get you down


پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
پیام زده شده در: ۱۸:۴۷:۴۷ یکشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۹
#4
2. بر حسب کرم و کرم و خلاقیت یا حتی دانش جادویی و ماگلی خودتان، دو مورد روش غلبه بر کشش g رو در حین لحظه سقوط از جارو نام برده و مختصراً شرح دهید. (2 امتیاز)


خب میدونید که وقتی دارید سقوط میکنید زیاد وقت ندارید پس باید مراحل رو سریع انجام بدین
چون وقتی داریم پرواز میکنیم بین زمین و اسمون هستیم یه عنصر از زمین و یه عنصر از اسمون برای مواقع اضطراری همیشه باید همراهتون باشه
مثلا خاک و هوا
هوا ک همیشه هست ولی یه مقدار خاک همیشه داشته باشین
وقتی دارین سقوط میکنین بلند بگین
ای نیروی G
ای هوا
ای خاک به من کمک کنید
ای نیروی طبیعت به من زندگی را دوباره ببخش
در این حین میتونین بدون نیاز به جادوی جارو خودتونو از سقوط نجات بدین
روش دوم
سعی کنین وقتی دارین سقوط میکنین جارو کنترل کنین
سعی کنین بچرخونینش
وقتی داره میچرخه بگین ای جارو من ای نیروی طبیعت زندگی را از من نگیر کمکم کن


!!don't let muggles get you down


پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
پیام زده شده در: ۱۸:۳۲:۲۴ یکشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۹
#5
1. وصیت نامه ای مختصر از زبان خودتون بنویسید که قرار است با صدای بلند قبل از به پایین خم شدن جارو در لحظه سقوط بخوانید. جعبه سیاه جارو تون اینو گوش میده و به بازماندگان شما میرسونه پیام تون رو. در نتیجه میتونید به افشای حقایق و دسته گل ها بپردازین، جاسازهاتون رو لو بدین، یا حلالیت بطلبین! بهرحال ممکنه نتونید زنده برسین پایین. برین تو نقش! زور بزنید! اها! ووی ووی ووی! (5 امتیاز)



خب وقت زیادی برام نمونده.کسانی که دارین به این وصیعت نامه گوش میکنید! بدونید که من میخوام اختیارات و محدودیت هایی براتون ببزارم.
اول از همه
هیچ کس تاکید میکنم هیچ کس حق نداره به دفترچه خاطراتم دست بزنه ، اونو بخونه، بازش کنه، حتی نزدیکشم نباید بشین وگرنه با نفرین روح من مواجه میشین!!!
بهترین دوستای من یعنی جسیکا رابینسون و سوفیا کلرک
دوست دارم گردنبند مادرم به جسیکا و شونه ی بنشم به سوفیا برسه و امیدوارم جادوی درون این وسایل رو پیدا کنن
فقط این دو نفر میتونن به وسایلم دست بزنن
بقیه حتی حق ندارن نزدیکشون بشن
به کسایی که با من مشکل دارن بگین: اصلا اهمیت نمیدم چون اصلا برام مهم نیس
همین
خدانگهدار تا ابد


!!don't let muggles get you down


پاسخ به: سفر با زمان برگردان
پیام زده شده در: ۱۷:۴۲:۲۶ یکشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۹
#6
خب کار کردن با زمان برگردون اگه درست بلد باشی زیاد مشکلی درست نمیکنه
مثل کاری که من کردم
قضیه از اینجا شروع شد:
من،ینی کیتی رایکنولز،و دو تا از بهترین دوستام : سوفیا کلرک و جسیکا رابینسون . داشتیم تو حیاط هاگواتز قدم میزدیم و میخندیدیم
که یهو لوسی کاراسو اومد و راهمونو بست
خب لوسی زیاد از من خوشش نمیاد ینی نمیدونم چرا ولی خب دیگه البته شاید حسودیش میشه اما هر چی که هست از من خوشش نمیاد
برگردیم سر داستان
لوسی راهمونو بست و یقیمو محکم گرفت و منو چسبوند به دیوار
چوبدستیش رو زیر گردنم گذاشت و گفت:" منتظر تلافی کاری که با من کردی باش"
گفتم: درباره چی حرف میزنی؟
-نمیدونی؟!! درباره برگه امتحانم حرف میزنم که پارش کردی!!!
- لوسی این حرف از کجا دراومد؟ من برا چی باید برگه امتحانتو پاره کنم؟
- نمیدونم ولی گوشوارت روی تیکه های برگه امتحان من افتاده بود
دستشو جلو اورد و گوشوارم رو نشون داد.
گوشمو لمس کردم تا ببینم گوشوارم هست یا نه . که دیدم نبود
- لوسی، من نمیدونم کی اینکارو کرده. ولی کار من نبود
- مدارک که اینو نشون میده. خوب میدونی که امتحان اخر ترم بود و خیلی خیلی خیلیم مهم بود.یه جوری باید حلش کنی وگرنه نابودت میکنم! میدونی که چه کارایی ازم بر میاد مگه نه مثل کاری که با جنی پیرسون کردم.
لوسی با جنی از اول مشکل داشت ولی جنی بیشتر .جنی یه روز چوبدستی لوسی رو شکست و خب ...
لوسی بدجوری از کوره در رفت.به جنی یه تهمتی زد و بعد...
جنی از مدرسه اخراج شد.برای همیشه.
- ولی...
- حرف اخرمو زدم
باید یه کاری میکردم وگرنه حتما یه بلایی سرم میورد
چون رو امتحاناش خیلی خیلی حساسه.
کل شبو فکر کردم.
باید یجوری میفهمیدم کی اونکارو کرده
از دوستام کمک گرفتم
جسیکا گفت:باید یجوری بفهمیم کی برات پاپوش درست کرده
سوفیا: اره ولی ما توی اون زمان اونجا نبودیم . چطوری بفهمیم؟
گفتم: خودشه!!
- چی خودشه؟
- ما توی اون زمان اونجا نبودیم .پس ، باید یه کاری کنیم که توی اون زمان تو کلاس باشیم مثلا میتونیم از یه...
- زمان برگردون؟
- دقیقا
- کیتی این کار خطرناکه. اگه یه چیز تغییر کنه ممکنه موجب تغییر همه چیز بشه
- اما تنها شانسیه که دارم
- خودت میدونی
- کجا باید یدونه پیدا کنم؟
- دفتر مک گونگال؟
- شاید
-خب صبر کنید...
جسیکا رفت و شنل نامرعی کننده اش رو اورد.
- بزنید بر یم
رفتیم دفتر مک گونگال. همه جارو خوب گشتیم تا اخ سر سوفیا یه زمان برگردون رولای یه کتاب قدیمی پیدا کرد
- خودشه
- چند بار باید بچرخونمش؟
- فکر کنم چهر بار کافی باشه
زمان برگردون رو چهار بار چرخوندم و یدفه دم در کلاس ظاهر شدم
خودمو دیدم که داشتم برگه امتحانمو تحویل میدادم
سریع مخفی شدم که یه وقت کسی منو نبینه
خودمو دیدم که با دوستام از در کلاس اومدیم بیرون و رفتیم تو راهرو
یه دفه دیدم گوشوارم افتاد زمین
یکی دو دقیقه بع یه نفر اومد و گوشوارمو برداشت
سارا ماریاتنی بود!
گوشوارمو برداشتو رفت تو کلاس
اروم از لای در نگاه کردم
دیدم داره برگه های امتحان لوسی رو پاره میکنه
باید یه کاری میکردم ولی نمیشد
در نهایت وقتی کار سارا تموم شد گوشوارمو گذداشت لای اون همه تیکه کاغذ
وقتی داشت از در کلاس میومد بیرون مخفی شدم
وقتی داشت رد میشد چوب دستیشو توی جیب پشت رداش دیدم.
یه فکری به ذهنم رسید
اروم پشت سرش حرکت کردم و حواسم بود که منو نبینه.
چوب دستیشو خیلی یواش برداشتم
و بدو بدو رفتم تو کلاس
گوشوارمو برداشتم و به جاش چوبدستی رو گذاشتم.
یه دفه از زمان برگردون یه هشدار اومد
وقتم داشت تموم میشد
اما کارمو انجام دادم
یه دفه به زمان حال برگشتم.
دیدم جسیکا و سوفیا نشستن و منتظر من بودن
- انجامش دادی؟
- حله. مشکلی پیش نمیاد
و واقعا هم مشکلی پیش نیومد.


!!don't let muggles get you down


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۱:۳۷:۱۷ یکشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۹
#7
سلام دوباره

اسم:کیتی
فامیلی :رایکنولز
رنگ چشم: مشکی
رنگ مو:مشکی البته پایین موهاشو بنفش کرده
ملیت:انگلیسی
حیوان خانگی:گربه سفید به اسم جسی
سپر مدافع : خرگوش
نژاد: اصیل زاده
گروه: اسلیترین
چوبدستی:چوب درخت انگور با مغز موی تک شاخ 11.3/4 اینچ
تاریخ تولد: 15 سپتامبر 2005
خصوصیات ظاهری : قد متوسط چشم مشکی و موهای بلند مشکی بیشتر وقتا اهنگ گوش میده یکی از بچه های با کلاس و شاخ مدرسه که همیشه هودی و سویشرت میپوشه با کتونی های شیک
همیشه با اکیپشون تو مدرسه میچرخه
درسش خیلی خوبه
خیلی خوشگله
خیلی مهربون و وفاداره
همیشه از حق بقیه دفاع میکنه
اعتماد به نفس خیلی بالایی داره
گاهی مغرور و. یه دنده و حسوده
درباره زندگی: کیتی توی یه خانواده خیلی پولدار و اصیل به دنیا اومده . چون تک فرزنده خانوادش همه چی در اختیارش قرار دادن . 9 سال اول زندگیش توی فرانسه زندگی کردن بعد به خاطر اینکه از هاگواتز نامه اومد از اونجا رفتن
با حیوونا میتونه صحبت کنه و خیلی خیلی دوسشون داره
همیشه به خودش میرسه
اگرم نرسه باز خیلی خیلی خوشگله
فوق العاده مهربونه و همیشه اگه بتونه به همه کمک میکنه
اصیل ماگل دورگه هیچ فرقی براش نداره
خانوادش ینی رایکنولز خیلی معروفن
به معجون سازی و طلسم های باستانی علاقه داره

تایید شد.


ویرایش شده توسط rain2020 در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۱۲ ۱۱:۴۸:۲۵
ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۱۲ ۱۲:۳۱:۰۰

!!don't let muggles get you down


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۴:۵۱:۱۹ شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۹
#8
نام:کیتی

نام خانوادگی : رایکنولز

گروه :اسلیترین


رنگ چشم : مشکی

چوبدستی: چوب درخت انگور با مغز موی تک شاخ 11.3/4 اینچ

سپر مدافع : خرگوش

حیوان خانگی : گربه سفید به اسم جسی

علاقمندی: معجون سازی

شیطون باهوش بازیگوش مهربون دلسوز وفادار

اصیل زاده
انگلیسی

----

معرفی شخصیتی که نوشتی بیش از حد کوتاهه.
شخصیتی که انتخاب کردی هیچ توضیحاتی ازش وجود نداره و این موضوع میتونه خیلی به نفعت عمل کنه، میتونی در چهار چوب کتاب، هر زندگی نامه و ویژگی ظاهری و اخلاقی ای که میخوای رو براش در نظر بگیری.
منتظرت میمونم تا پست جدید معرفی شخصیتت رو ارسال کنی با توجه به توضیحاتی که دادم.

فعلا تایید نشد.


ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۱۱ ۲۱:۰۰:۲۷

!!don't let muggles get you down


پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
پیام زده شده در: ۱۸:۵۹:۵۰ جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۹
#9
سلام کلاه
من شخصا خیلی دوست دارم مردم منو بشناسن
شجاعم
مهربونم
اگه کمکی ازم بر بیاد حتما برای کسی انجام میدم
شوخ طبعم
رفیق ها و دوستامو خیلی خیلی دوست دارم
دلسوزم و همه با من درد و دل میکنن
و وفادارم
اما از طرفیم مغرورم
پز زیاد میدم
حسودم هستم

----

اسلیترین

مرحله بعد: انتخاب یک شخصیت از لیست شخصیت های گرفته نشده و معرفی آن در تاپیک معرفی شخصیت.


ویرایش شده توسط rain2020 در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۱۰ ۱۹:۳۸:۳۵
ویرایش شده توسط کلاه گروهبندی در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۱۱ ۱۳:۴۴:۴۹

!!don't let muggles get you down


تصویر شماره 15
پیام زده شده در: ۱۲:۰۶:۴۴ جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۹
#10
تصویر شماره 15تصویر کوچک شده

نارسیسا:بیا دراکو بیا اینجا
لوسیوس:این هری پاتر میتونه باعث شه هممون بمیریم
بلاتریکس:دراکو همون طور که ارباب گفت چون نتونستی دامبلدور رو بکشی باید درکشتن هری پاتر کمکش کنی حالا بیشترین اسیبی که میتونی به یه نفر بزنی رو نشونم بده
دراکو چهره ای غمگین به خود میگیرد ظاهرا قلب سیاهی نداردو نمیتواند اسیبی به کسی بزند
بلاتریکس فریاد میزند: درااااکوو زود باش دیگه بچه ی ترسو
دراکو دیگر گیج شده است
لوسیوس:پسرم اگه بتونی این کارو بکنی تا ابد از شر این پسره ی دورگه درامانیم
دراکو به چوبدستی اش نگاه میکند
به هری پاتر نگاه میکند
صحنه ی کشته شدن پروفسور ترلونی توسط ولدمورت را به یاد می اورد
اما در نهایت
به سوی پدر و مادر و خاله اش بر میگردد
بلاتریکس: اگه همین الان این کارو نکنی ارباب رو خبر میکنم و استینش رو بالا میزند
نارسیسا:دراکو با این کار ایندمونو نجات بده
دراکو :اینده؟شما اینده خودتونو با این کارای کثیف نابود کردین دیگه اینده ای براتون نمونده اما من هنوز وقت دارم
به سمت بلاتریکس بر میگردد
دراکو:اکسپلیارموس!
چوبدستی بلاتریکس لسترنج به هوا پرتاب شده و به دست دراکو می افتد
لوسیوس: دراکو! چه غلطی داری میکنی؟!
- استوپفای!
لوسیوس مالفوی به عقب پرتاب میشود
دراکو فریادمیزند: من یه دنیای سیاهو نمیخوام من .... من مثل شما نیستم!!! من مجبور شدم به دنیای سیاه شما بیام اما همین الان میخوام ازش خارج شم !استوپفای!!
بلاتریکس لسترنج که هری پاتر رو گرفته بود به عقب پرتاب میشود و هری پاتر به سمت دراکو فرار میکند دراکو چوبدستی بلاتریکس را به هری پرتاب میکند و میگوید:
بیا هری با هم از پسشون بر میایم
نارسیسا در حالی که چوبدستی خو را به سمت هرمیون و رون که دست هایشان بسته است نشانه گرفته است میگوید: تند نرو هری ! با پای خودت بیا اینجا وگرنه دوستاتو دیگه نمیبینی!
دراکو فریاد میزند: مامااان ! نههه! فکر میکردم تو درکم کنی من هیچ دوست واقعی نداشتم اما هیچ وقتم سعی نکردم دوستای دیگرانو از بین ببرم!
نارسیسا ارام چوبدستی اش را پایین میاورد گویی حرف دراکو رویش تاثیر گذاشته است
به سمت دراکو برمیگردد
دراکو:اما این کارت دلیل نمیشه که به خاطر جهنم کردن دنیام ببخشمت.استوپفای!
نارسیسا به عقب پرتاب شده و بیهوش میشود
بقیه مرگ خواران به دراکو و هری حمله میکنند
و دراکو و هری با هم به جنگ علیه مرگ خواران میپردازند
تا اینکه شکستشون میدن
دراکو:حافظشونو پاک کنیم؟
هری با سر تایید میکند
هری حافظه مرگ خواران را پاک میکند و رو به دراکو میگوید: ممنون
-خب منم اونقدرا بد نیستم
- کمک میکنی ولدمورتو شکست بدیم؟
- صد ردصد .
http://jadoogaran.org/uploads/sww3.jpg

------
پاسخ:

سلام، به کارگاه داستان نویسی خوش اومدی.

یه سوالی که ذهنمو مشغول کرده اینه که چرا از نقطه استفاده نمی کنی یا کم استفاده می کنی؟

مثلا:
نقل قول:
دراکو چهره ای غمگین به خود میگیرد ظاهرا قلب سیاهی نداردو نمیتواند اسیبی به کسی بزند

یا
نقل قول:
بلاتریکس:دراکو همون طور که ارباب گفت چون نتونستی دامبلدور رو بکشی باید درکشتن هری پاتر کمکش کنی حالا بیشترین اسیبی که میتونی به یه نفر بزنی رو نشونم بده 

علائم نگارشی یکی از اصول نوشتن هستن. اگر نباشن نمیشه مطالب رو با لحن صحیح خوند. دیالوگ و توصیف هم فرقی نداره، در هر حال جملات نباید بدون علامت بمونن یا تموم بشن. پس جمله بدون نقطه (.) نداریم.

"دراکو چهره ای غمگین به خود میگیرد. ظاهرا قلب سیاهی ندارد و نمیتواند اسیبی به کسی بزند."

یا

"بلاتریکس با لحن تهدید آمیزی شروع به صحبت کرد.
-دراکو همون طور که ارباب گفت، چون نتونستی دامبلدور رو بکشی باید درکشتن هری پاتر کمکش کنی. حالا بیشترین اسیبی که میتونی به یه نفر بزنی رو نشونم بده."


همونطور که مشاهده می کنی توی مثال بالا علاوه بر اضافه کردن نقطه ها و سایر علائم نگارشی، شکل دیالوگت هم تغییر دادم. اینکه یه اسم بیاریم و علامت نقل قول بذاریم و دیالوگو بنویسیم اصولا چندان زیبا نیست. ولی اینکه یه توصیف از شخصیت بیاریم و با علامت (-) شروع کنیم به نوشتن دیالوگ در مورد همون شخصیت خیلی بهتره چون هم به تجسم شخصیت ها و همراه کردن خواننده با حس و حال اون شخصیت کمک می کنه و هم شکل کلی دیالوگ هارو از توصیف ها متمایز می کنه و نظم بیشتری به نوشته مون می بخشه.

نکته بعدیم در مورد چارچوب شخصیتی دراکو هست. این شخصیت وابستگی زیادی به خانواده ش داره. اینکه به خاطر هری یه دفعه ۱۸۰ درجه تغییر کنه و شروع کنه خانوادشو طلسم کردن یکم عجیبه. یعنی مثلا ممکنه چهره هری رو تشخیص بده ولی به خانواده ش لو نده تا کمکی کرده باشه ولی اینکه بخواد کل خانواده ش رو طلسم کنه یکم با منطق این شخصیت سازگار نیست.

اما در کل خوب بود. به نظرم میتونی توی ایفای نقش این نکاتو بیشتر تمرین کنی و کم کم با نقد گرفتن و تمرین بهتر و بهتر بشی.

تایید شد!

مرحله بعد: گروهبندی


ویرایش شده توسط rain2020 در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۱۰ ۱۲:۱۲:۴۷
ویرایش شده توسط rain2020 در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۱۰ ۱۳:۳۷:۲۲
ویرایش شده توسط rain2020 در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۱۰ ۱۳:۳۹:۰۹
ویرایش شده توسط rain2020 در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۱۰ ۱۳:۵۶:۵۹
ویرایش شده توسط مروپ گانت در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۱۰ ۱۷:۵۵:۱۰
ویرایش شده توسط مروپ گانت در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۱۰ ۱۷:۵۵:۵۶






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.