هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: قرعه های اسرار آمیز هکتور
پیام زده شده در: ۲۲:۱۰:۰۳ چهارشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۹
#1
سلام بر معجون ساز خونه ی ریدل ها!

یه سه امتیازی بده اگه مشکلی نیست.


only Hufflepuff


پاسخ به: قرعه های اسرار آمیز هکتور
پیام زده شده در: ۱۲:۰۸:۱۷ دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۹
#2


only Hufflepuff


پاسخ به: گـِـُلخانه ی تاریک
پیام زده شده در: ۱۲:۰۷:۳۰ دوشنبه ۸ دی ۱۳۹۹
#3

کتی به سمت در خونه ی ریدل رفت. در باز بود. انگار که گیاه فراموش کرده بود درو ببنده. اما کتی اینطور فکر نمیکرد. در باز خونه ی ریدل به معنی پذیرفته شدن در مرگخوارها بود.
کتی به سرعت از در وارد خونه ی ریدل شد و اولین نشان مرگخواری که پیدا کرد رو به سینه زد.
کمی خودش رو در آینه برنداز کرد. نشان مرکخوار ها بر روی لباسش می درخشید.

-به به! بالاخره...کتی بل مرگخواری برازنده!

دوباره خودش رو برانداز کرد.
باز هم خودش رو برانداز کرد.
دوباره دستی به سر و رویش کشید و خودش رو برانداز کرد.
نشان مرگخواریش رو برق انداخت و دوباره خودش رو برانداز کرد.
بسی بسیار خودش رو برانداز کرد.
از برانداز کردن خودش خسته شد.

-خب...خیلی زیبام...بهتره یه گشتی بز...

لیستی که گیاه داده بود در کنار آینه افتاده بود. کتی خم شد از روی زمین برش داشت. به خواسته های گیاه نگاهی کرد.

نقل قول:
یک تار موی بلاتریکس، یکی از اعضای بدن تام،یک مژه نجینی، ملاقه هکتور، یکی از بال های لینی، پیپ آگلا، قلموی پلاکس، میوه های بانو مروپ، یک دسته موی ملانی، یکی از ناخن های فنریر، یک چهارم معده ی ایوا و در آخر... چوب دستی لرد ولدمورت!


-چقدر پر و پیمون!

به اطرافش نگاه کرد. در سمت راستش در ورودی خونه ی ریدل بود، سمت چپش هم آینه ای ترک خورده؛ اما مستقیم...

-اصطبل!

با خیال خام خویش به سمت اصطبل رفت تا بلکه بتونه یکی از اعضای بدن تام رو بدست بیاره.


only Hufflepuff


پاسخ به: قرعه های اسرار آمیز هکتور
پیام زده شده در: ۹:۰۶:۵۰ یکشنبه ۷ دی ۱۳۹۹
#4
این ماموریت اول
بعدی هم تو راهه!


only Hufflepuff


پاسخ به: هتل ملوان زبل
پیام زده شده در: ۹:۰۵:۰۳ یکشنبه ۷ دی ۱۳۹۹
#5
روی صحبت پرفسور با محفلی ها بود اما ایندفعه محفلی ها تنها سری تکان دادن و به پرفسور نگاه کردن.

-خب...تام، باباجان خودت راهی بیندیش!

لرد با غرور به اطرافش نگاهی انداخت و نزدیکترین مرگخوار به خودش رو انتخاب کرد.

-تو بیا!
-من؟من محفلیم! عمرا بیام پیش تو! تو پدر مادرم رو کشتی!تو زندگیمو نابود کردی!تو...
-یکی بیاد ساکتش کنه.

تام با عجله از پشت بین جمعیت به بیرون پرید و با حالتی مادرانه هری رو پند و اندرز داد.
-کله زخمی عزیز...آروم باش! نذار غم دنیا باعث بشه بمیری...تو باید زنده بمونی...نذار این خاطره تورو از بین ببره! ارباب به تو نیاز داره...
-تام؟...این چرندیات چیه داری بهش میگی؟
-ارباب...دارم سعی میکنم زنده نگهش دارم!

لرد با تاسف تام رو نگاه کرد که حالا مشغول تعریف کردن خاطره ای برای هری بود کرد و سپس به بلاتریکس نگاه کرد.

-بلا؟این ننگ رو از پیراهن ما پاک کن.
-الان ارباب...کروشی...
-نهــــــــــــه!
-

هری خودش رو از بند دستان تام آزاد کرد و به سمت بلاتریکس شیرجه زد. بلاتریکس به خاطر این حرکت هری به عقب افتاد و چوبدستیش به سمت صورت لرد به پرواز در اومد.

-آخ!...بلا این چه کاریست؟


only Hufflepuff


پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۲۰:۱۳:۵۸ چهارشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۹
#6
با کی:
با لوسیوس مالفوی


only Hufflepuff


پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۸:۲۴:۳۸ سه شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۹
#7
کی:
مارکوس فنویک


only Hufflepuff


پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۱۰:۱۹:۱۹ دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۹
#8
کی:

رون ویزلی


only Hufflepuff


پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۱۰:۱۰:۴۶ یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۹
#9
کی:

هلگا هافلپاف


only Hufflepuff


پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۸:۱۹:۲۹ یکشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۹
#10
با کی:

با هاگرید


only Hufflepuff






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.