هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: مغازه اليواندر
پیام زده شده در: ۱۷:۰۴:۵۲ شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۹
#1
خلاصه:

آنتونین دالاهوف قصد کشتن لرد ولدمورت رو داره و برای همین الیواندر چوبدستی‌ساز رو دزدیده چون معتقده اگه چوبدستی قدرتمندی داشته باشه می‌تونه لردو شکست بده. الیواندر برای هسته‌ی چوبدستی به ریسه‌ی قلب اژدها نیاز داره. آنتونین برای پیدا کردن قلب اژدها راهی سفر می شه. یه مگس به نام ویزو هم اونو در این سفر همراهی می کنه.
سبزی فروشی که مگس و آنتونین ازش خرید کردن، ازشون چهارصد گالیون می خواد. آنتونین رو توی مغازه نگه می داره که ویزو بره و گالیون ها رو بیاره.
ویزو برای تهیه گالیون ها توی مسابقه ای شرکت می کنه... ولی پولی به دست نمیاره و فقط موفق می شه یه قلب اژدها رو که جایزه مسابقه بود، برداره و فرار کنه.

..............................
برای ویزو سلامتی آنتونین معم ترین چیز بود بنا بر این ویزو ویز ویز کنان به سمت سبزی فروشی رفت.

'فلش فورواردچند ساعت بعد'

_خانمای عزیز، آقایون خسیس بیاین این ور بازار.سبزی تازه دا...

و صحبتش با آمدن ویزو قطع شد‌.

_ویز ویز ویزویز؟
_دالاهوف کجاست؟ خب تو دیر اومدی یه خانمه هم نیاز شدیدی به ریحون داشت منم به عنوان ریحون فروختمش .

قلب ویزو با صحبت های دالاهوف فروش سبزی فروش شکست.
قلب ویزو با صحبت های سبزی فروش پودر شد.
قلب ویزو طاقت این همه درد را نداشت پس...
قلب اژدها را در فرق سر یبزی فروش کوبید تا انتقام بگیرد . همان جا سبزی فروش در اثر ضربه مغزی مرد و همون جا حلوا و مخلفاتش رو خوردن و رفتن . و اینگونه بود که ویزو تصمیم گرفت تنهایی لرد سیاه رو سفید نابود کنه.
پس سخنرانی پر شوری رو شروع کرد:
_ویز ویز ویزو ویزو ویز ویزو ویزو ویزو ویز.

صدای تشویق از سوی جماعت همیشه در صحنه بلند شد و گه گاهی فریاد عاشقتیم نیز میامد.
ویزو پس از اتمام تشویق ها لب به ویز ویز کردن گشود:
_ویز ویز ویز؟

سکوت همه جا رو فرا گرفت . مطمئنا کسی ویزو رو برای شکست لرد سیاه همراهی نمیکرد!.
باری دیگر قلب ویزو با بی معرفتی مردم شکست، پودر شد و همانجا بود که ویزوبرای بار دوم تصمیم گرفت تنهایی به جنگ لرد سیاه برود.


ویرایش شده توسط ایزابلا تینتوئیستل در تاریخ ۱۳۹۹/۹/۲۲ ۱۷:۰۹:۴۵



پاسخ به: قرعه های اسرار آمیز هکتور
پیام زده شده در: ۰:۲۱ شنبه ۸ آذر ۱۳۹۹
#2
سلام هک
اومدم باهم پاتیل منفجر کنیم .
یه انفجار ۳ امتیازی میخوام .




پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۱۵:۳۶ چهارشنبه ۵ آذر ۱۳۹۹
#3
کی: وقتی که هکتور دست از ساختن معجون بردارد.




پاسخ به: دارالمجانین لندن
پیام زده شده در: ۱۳:۱۱ شنبه ۱ آذر ۱۳۹۹
#4
مانند تمامی پست هایی که مجبور بودند کاری را انجام دهند، دو نفر دا به جلو انداختند...
مرگخوار تازه وارد، پلاکس و استاد بدبیاری ها، افلیا .
لرد سیاه نگاهی به دو نفر منتخب انداخت.
افلیا رو میشناخت، همان کسی بود که در لحظه ورودش در رو شکوند و سی گالیون خرج رو دست ش گذاشت و درمورد نفر بعدی...
باید با بلا حرف میزد تا همه کسانی که درخواست مرگخوار شدن داده بودند، قبول نکند. اخه کدوم مرگخواری اسلحه ش پاستل و مداد رنگی بود




پاسخ به: موزه جادو و تاریخ جادوگری
پیام زده شده در: ۱۴:۲۷ دوشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۹
#5
مرد نخ نما نگاهی به بادکنک انداخت‌ و پیشنهاد رو قبول کرد شاید بادکنک بهتر از پودر قلب بود.
بادکنک را بغل کرد و به سمت در رفت .

فلش فوروارد

یک ربع بعد مردم مردی میدیدند که بادکنکی بغل کرده بود و به سوی اسمان میرفت. مرد نخ نما سبک شده بود و بالاخره هدف ش را پیدا کرده بود.
هدف ش، بالا رفتن، فراموش کردن بود.

دفتر مدیر موزه

موزه دار لبخند زد. چند وقت بود که پودر قلب بین معجون سازان محبوب شده بود. با دقت پودر رو داخل شیشه ریخت‌‌‌ یه ذره مونده بود...
شترق
ایزا و یوشی با وعتماد به نفس وارد شدند و همزمان ظرفی که پودر قلب دورن آن بود شکست
موزه دار به پورد قلب با ارزشش نگاه کرد که پخش زمین شده بود.
افسوس ...
افسوس که ادب حکم میکرد با احترام حرف بزند وگرنه کروشیوی میزد که بلاتریکس از خجالت آب میشد‌.
با دست شقیقه هایش را ماساژ داد تاثیری نداشت ولی خب‌‌‌... با کلاس بود .
بالاخره رو به دو دختری که روبه رو یش بودند و فیگور گرفته بودند نگاه کرد.

_نام؟
_من یوشیم و اینم ایزا
_خب خانم سوشی و ایزا.چی کار میتونم براتون بکنم؟

ولی یوشی بی توجه به سوال موزه دار ایزابلا را میزد.
_بیا . اینم بهت گفت سوشی . سوشی .
_به حسابت میرسم ویزا . اصلا نمیخوایم چیزی بفروشیم .
و از در بیرون رفتن.
موزدار اهی کشید: ملت دیونه ان.
و منتظر مشتری بعدی شد...




پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۲۳:۴۹ یکشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۹
#6
کی‌: زمانی که کلاغه به خونش رسید.




پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۱۴:۲۴ شنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۹
#7
کی:زمانی که خاندان ویزلی نیست و نابود شود.




پاسخ به: شهرداری هاگزمید (تعامل با ناظران)
پیام زده شده در: ۱۸:۵۲ پنجشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۹
#8
سلام .
درخواست باز شدن تاپیکی به نام پارک وحشت.
ایده ش از یکی کتابای اقای ار ال استاینه ، میدونم که اینجا سایت هری پاتره ولی فقط ایده اصلیش برای یه کتاب دیگه س و اگه سوژه خوب پیش بره هیچ ربطی نخواهد داشت‌.
کارکنان این پارک وحشت ها هستن و اتفاقات وحشتناکی در این پارک منتظر جادوگرانه.
ممنون از توجه تون.




پاسخ به: یک سوال مطرح شده، متناسب با هر یک از گروههای هاگوارتز به آن جواب دهید
پیام زده شده در: ۲۳:۵۳ یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۹
#9
آفلاین
1.به کدام یک از خصوصیات خودتان افتخار میکنید:
الف)اصالتتون *
ب)خوشبینی تون
ج)هوش و ذکاوتتون
د)مهربانیتون

۲.در صورت تکرار قصه ی سه برادر کدام یک را انتخاب می کردید:
الف)سنگ زندگانی
ب)شنل نامرئی*
ج)ابرچوبدستی
د)دانش پس از مرگ

۳.از بین اشیا صندوق جادویی کدام را برمیدارید:
الف)کلید طلایی
ب)بطری زیبا و خالی
ج)کتاب نقره ای
د)شمیشر جواهر نشان*

۴.هنگام عبور از پل با دوستان صمیمیتون غولی اجازه ی عبور نمیدهد آنگاه شما چه میکنید:
الف)تسلیم شدن و تعظیم کردن بدون هیچ جنگ و خونریزی
ب)پاسخ به معمای غول برای عبور *
ج)داوطلب شدن برای مبارزه
د)عبور از پل دیگر که پس از عبور شما خواهد شکست

۵.از جادو برای چه استفاده میکنید:
الف)به دست آوردن قدرت
ب)در راه پیشرفت*
ج)راحتی و آسایش
د)محبت و کمک به دیگران

۶.در برابر چه چیزی کمترین مقاومت را دارید:
الف)جهالت
ب)خواری
ج)گرسنگی
د)تنهایی*

۷.از چهار جام کدام را مینوشید:
الف)جام پر از مایع خونی رنگ*
ب)جام پر از مایع نقره ای رنگ
ج)جام پر از مایع شفاف یا بیرنگ
د)جام پر از مایع طلایی رنگ

۸.کدام را مورد دوست دارید قبل از بقیه مطالعه کنید:
الف)غول
ب)سانتور
ج)دیوانه ساز*
د)انسان

۹.به کدام جادو علاقه خاصی دارید:
الف)جادوی سفید
ب)جادوی خاکستری
ج)جادوی سیاه*
د)همه ی موارد

۱۰.از چه حادثه ای بیشتر می ترسید:
الف)از بین رفتن گنجینه ی دانشتان
ب)شکستن چوبدستیتان
ج)از بین رفتن کل زحماتتان*
د)مرگ یکی از دوستانتان




پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۲۳:۳۴ شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۹
#10
کِی : زمانی که لرد تاریکی به قدرت رسید.








هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.