هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: اسکله تفریحی
پیام زده شده در: امروز ۱:۳۵:۳۴
#1
_نگران نباشید فرزندان روشنایی . من خوبم

متاسفانه هیچ یک از اعضا ی محفل و مرگخوار نمیدونستن دهن شمشیر کجا میتونه باشه و نتونستن جلوی دامبلدور رو بگیرن که کلمه ی ممنوعه رو نگه

_نمیخوام نگرانتون کنما ، فقط ارباب کجاست ؟

همه ی جماعت مرگخوار و محفلی رو به تام کردن.
_مثل اینکه نگرانتون کردم .

صدایی از ناکجا اباد به گوش رسید
_یارانمون ما اینجاییم .
_ارباب کجایین؟
_ما پایینیم بلا.

نقشه خسته شده بود . نقشه ، نقشه ای نبود که بتونه بی توجه ای رو تحمل کنه.
نقشه ‌، نقشه ای ناز پردرده بود
_منم هنوز شارژر میخوام .
وگرنه نمیگم کلاغ کجاست و تا اطلاع ثانوی خاموشم . وقتی شارژر پیدا کردین خبرم کنین. فعلا


Happy Halloween


پاسخ به: خاطرات مرگ خواران
پیام زده شده در: دیروز ۱۴:۵۲:۲۷
#2

_اربابم کجایییی ؟ اربابممممممممممممممممممممم کجایی؟ دقیقا کجایی...

زمزمه نا موزونی خانه ریدل ها رو در بر گرفت:
_کجایی تو بی من دقیقا کجایی .

و صدای ضجه ای اهنگ رو قطع کرد.

_ارباببببببب بدون شما چیکار کنممممم. ارباااااااااااااابا کجایین؟ چرا مارو تنها گذاشتین

سدریک که چند وقتی بود کاملا بیدار بود به طرف لینی ای دوید که بعد از چند سال به شکل جانور نما نبود تا ارومش کند.
چند هفته بود که خانه ی ریدل ها در جو بدی قرار گرفته بود . با غیب شدن لرد ولدمورت ،ایزا دیگر گاز نمیگرفت، پلاکس نقاشی نمی کرد و حتی از اسنیپ حرف نمی زد، اگلا پیپ ش را( حتی خاموش )نمی کشید، هکتور معجون نمی ساخت، سو چند هفته بود که کلاهش را گوشه اتاقش ول کرده بود و سراغ ش رو نمیگرفت، ملانی با غم به کیف پزشکی مملو از وسایل پزشکی اش خیره شده بود و مروپ تمام میوه هایش رو در سطل خالی کرده بود.
دوباره اهنگ سوزناک خانه رو در بر گرفت.

_یه پاییز زرد و زمستون سرد و
یه خانه ی تنگ و یه زخم مار شکلو
رو دستم گذاشتی.
غم جمعه عصر و غریبیه جادو
یه دنیا سوالو تو مغزم گذاشتی
جهانی دروغ و یه دنیا ی بی جادو
یه درد عمیق و یه تیزی تیغ و
یه قلب مریض و یه آه غلیض
یه دنیا محالو تو سینم گذاشتی
اربام کجایی دقیقا کجایی؟
کجایی تو بی من، تو بی من کجایی

_ما همین جاییم پاتریشیا
مرگخوران بی توجه به صدایی که بسیار شبیه به ارباب بود توجهی نکردند زیرا چند روز بود ارباب رو در همه جای خونه میدیدند ولی ارباب سرابی بیش نبود.
_کجاییی ارباب . کجا رفتی ارباب
_من همینجا ایم پاتریشا . اکه بار دیگه...

مرگخواران در جای خود خشک شدند و در صدم ثانیه به سوی اربابی که دعا می کردند واقعی باشد دویدند . ایزابلا که مثل یوز ایرانی می دوید زود تر از همه به لرد رسید.
_واقعیه . وااااااقعیهههههههه . ارباب اومدن. ارب...
_شلیل مامان برگشتی شلیل مامان برگشته.

پاتریشیا در حالی که برگ هایش جوانه می زد جیغ زد:
_ارباب. واقعا خودتونین؟
_بله پاتریشیا خودمونیم
_اربابااااااااااب فدای جان پیچ هاتون بشیم
نیم ساعت بعد.
_حالا بیا وسط.
ربکا با رقص بندری و هکتور ویبره کنان به وسط خانه ی ریدل ها امدند.
_خجالت هم خوب چیزیه.
_زمان سالازار اگه یه نفر خوب بندری نمی رقصید، سالازار با یه کروشیو حساب شو می رسید
_بفرما شلیل مامان، گیلاس ارگانیک .
_مادرمان هنوز هم باید میوه بخوریم
_بخور گیلاس مامان . بخور جون بگیری.

و این گونه بود که با آمدن لرد تمام غم های خانه ریدل ها رفتن پی کارشون.
ایزا هر که دم دستش بود گاز می گرفت، پلاکس نقاشی تمام مرگخواران می کشید، اگلا پیپ ش را روشن کرده بود و می کشید، هکتور معجون می پروند، سو کلاهش را از زاویه های مختلف برسی می کرد ، ملانی با شادی تمام مرگخواران رو ویزیت می کرد و مروپ تمام میوه هایش رو در حلق لرد فرو کرده بود.

امروز بود که ارباب مرگخواران برگشته بود


Happy Halloween


پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: دیروز ۰:۱۳:۰۹
#3
چیکار :ترسوندن مردم بخاطر هالوین


Happy Halloween


پاسخ به: اتاق تسترالها
پیام زده شده در: ۱۱:۱۰:۰۰ یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۹
#4
تسترال با لبخندی تسترال واره روبه مرگخوران کرد.

_مارا به تور خانه گردی ببرید . میخواهیم با اینجا آشنا شویم

زمزمه هایی حاکی از نارضایتی از سوی مرگخواران بلند شد و صدای بلاتریکس از همه بلندتر بود.

_هنوز هیچی نشده مثل ارباب حرف می زنه

ولی حرف، حرف تسترال بود . پس به سوی بهترین اتاق خانه ریدل بعد از اتاق ارباب رفت ، که اتاقی نبود جز اتاق اژی .
مروپ با بغض به ظرف های میلیک شیک پخش در اتاق نگاه کرد.
_اژی . اژیییییییی نوه ی گلم کجاییی . کجایی که ببینی شلیل مامان یه تسترال به جون ما انداخته

مرگخواران با به یاد آوردن دردسر هایی که اژی با خود اورده بود و اکنون قرار بود تسترال بیاورد به خود لرزیدند .


Happy Halloween


پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۱۰:۱۵:۳۸ یکشنبه ۴ آبان ۱۳۹۹
#5
کجا : بالای قبر تام ریدل


Happy Halloween


پاسخ به: بنگاه املاک گرگینه ی صورتی
پیام زده شده در: ۰:۴۲:۱۷ جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹
#6
_چه طور بخوریمش . اشتها انگیز به نظر میاد
_
_نظر دادم خب

بلاتریکس در حالی که چشمانش را در حدقه میگرداند گفت :

_چه طوره با چکش بکوبیم روش و با آب مخلوط کنیم و رنگ قاطیش کنیم و از اول بسازیمش؟
_ایده ای بس خوب
_افتض... بسیار عالی

شاید ایده بلاتریکس در نظر مرگخواران بسار خوب بود ولی چشمان ترسیده فنریر این ایده رو تایید نمی کرد.

_ایده تایید شد . مرحله بعد . چکش رو آماده کنید.

ایوا چکشی را از معده اش دراورد و کف دست بلا گذاشت.

_بفرما

ناگهان صدایی کار مرگخواران را قطع کرد.

_ما فنریر که با دست شما حالت داده شود دوست نداریم

پس برای بار دوم مرگخواران برای یافتن چاره ای دور هم جمع شدند...


Happy Halloween


پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۰:۰۵:۲۹ جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹
#7
با کی :اگلا


Happy Halloween


پاسخ به: کوچه ناکترن
پیام زده شده در: ۱۸:۲۰:۰۱ پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹
#8
_بابا جان کاری داشتی؟
_خیر

دامبلدورآمادگی این جواب رو نداشت.
_خب باباجان میشه بری کنار؟
_خیر

همچنان دامبلدور آمادگی این جواب را نداشت.

_باباجان میخوای همراه ما بیای؟

میزوهو خوب فکر کرد ، کمی دیگر فکر کرد تا اینکه فکر از حضور میتزو در خلوتگاهش خسته شد چون میزوهو خیلی کم وقت ش را صرف فکر کردن می کرد پس جوابی کف دست میتزو گذاشت‌.

_میام

بنابراین محفلی ها راه افتادند و پومانا بر اعتقاد اینکه میزوهو خطرناک است ،با فاصله از میزوهو راه می رفت.

_پروفسور اونجا رو نمیدونستم توی کوچه ناکترن قنادی هم هست !
_پرفسور جون ، میشه ما رو به کیک مهمون کنی‌‌؟

دامبلدور با پشیمانی فکر کرد که چرا میزوهو رو همراه خودش آورده

_راست میگه پروفسور از صبح تا حالا داریم راه میریم دنبال زهر مار

_باباجان گابریل، از تو بعید بود . بعد از اون همه سوپ پیازی که خوردی هنوز گشنته‌؟
_ببخشید پروفسور . اشتب کردم.
_خیلی خوشمزه س

همه ی سر ها به سمت میتزو برگشت.

_جان؟ چیزی شده؟
_میتزو جان ، بابا جان ، اون چیه تو دستت‌‌؟
_کیکی شکلاتی
_و از کجا پولش رو آوردی ‌؟

میزوهو بعد کمی مکث با لبخند رو به دامبلدور کرد و گفت :با گالیون های توی جیب شما


ویرایش شده توسط ایزابلا تینتوئیستل در تاریخ ۱۳۹۹/۸/۱ ۱۸:۲۴:۲۴
ویرایش شده توسط ایزابلا تینتوئیستل در تاریخ ۱۳۹۹/۸/۲ ۰:۰۳:۵۲

Happy Halloween


پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۱۷:۴۹:۲۱ پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۹
#9
کی : افیلیا


Happy Halloween


پاسخ به: کوچه ناکترن
پیام زده شده در: ۲۱:۵۸:۲۲ سه شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۹
#10
در سمت ملت محفلی

_پروفسور اجازه؟
_بگو باباجان سوالی داری؟

فلور به زاخاریاس چشم غره ای رفت و گفت:
_ خیر .من با این خیاره نمیخوام برم
_چرا بابا جان نمیخوای با زاخاریاس مهربون و دوست داشتنی و سفید بری؟

زاخاریاس یا همون خیار خودمون با حالتی که سدریک به بالشش خیره میشد به دامبلدور نگاه کرد .

_مرسی پروفسور از تعریفاتون . خجالتم دادین .
_پروفسور دوباره اجازه ؟

دامبلدور که هنوز در حالت بود در پاسخ به فلور گفت :
_بگو بابا جان . بگو با عشق و محبت بگو . بگو با مهربانی بگو . بگو...
_من خیار دوست ندارم
_همین باباجان ؟
_بله پروفسور .

دامبلدور که نیازی نیست بگم در چه حالتی بود رو به زاخاریاس کرد و گفت :

_زاخاریاس ناظر اینده ی محفلی باباجان، برو تو اون یکی گروه .
_دقیقا کدوم گروه پروفسور ؟
_گروه سوم بابا جان.
_چشم پرفسور . ولی وقتی ناظر بشم ، هیچ وقت نمی بخشمت فلور ...
_بشین بینیم بابا


Happy Halloween






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.