هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۲۲:۰۴:۳۵ یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۹
#1
سلام پروفسور وارنر .

1. پارچه رو کنار بزنین و بگین با چه جانوری مواجه شدین؟ بزرگ یا کوچیک؟ (2 امتیاز)

پارچه کدوم پارچه من پارچه ای رو پاره نکردم و و حیوانی رو هم اشتباهی له نکردم .

عجالتا یه خرس مادر کوچولو هم نبود . اشتباه فکر نکنید .

2. برخوردی که جانور با شما داشت چی بود؟ (4 امتیاز)

همون جانوری که من لهش نکردم. که اصلا هم له نشده بود . برای انتقام اول یه حرکت دم اژدها بروسلی اومد تو شکم بعدم ابکشم کرد .
نیوت به زور نجاتم داد .


3. چه غذایی برای جانورتون با این ابعاد جدید مناسب می‌دونین؟ چرا؟ (2 امتیاز)


باید ببینیم اون موجود اصلا چی هست .

اگه نیفته دنبالت با یه سیخ کباب قصدش کتک و خوردنت نباشه . عجالتا ماهی و پشکل تسترال بدیم به خوردش .

۲. آیا جانورتون از غذایی که تو سوال 3 تهیه کردین خوشش اومد؟ چرا؟ (1 امتیاز)


اره اگه کتک و به سیخ کشیدنت رو جز خوشحالی اش قرار ندی اره خوشش اومد .
خرس ها موجودات جالب ای هستم اگه بدونی روشون ننشستی جالبن .


5. هرگونه انتقاد و پیشنهادی که نسبت به کلاس در طی این سه جلسه داشتین ارائه بدین! (1 امتیاز)

اره ناراضیم چرا باید این حیوونا اینقدر وحشی باشن . چه نظارتیه به قول ماروولو تف .










پاسخ به: باشگاه دوئل
پیام زده شده در: ۱۶:۵۳:۴۴ یکشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۹
#2
نیوت اسکمندرvs جیمز پاتر


هنوز هم ؟!
- همیشه .
- جناب مدیر این اقایان همیشه شب ها در حال گشت زنی هستن .رو در حال قانون شکنی یعنی گشت زنی شبانه دستگیر کردیم .مثل همیشه درحال شیطونی کردن .

- و چطوری دستگیرشون کردین ؟
- یکی از دانش آموزان به نام سوروس اگه اشتباه نکرده باشم سوروس اسنیپ در حین کارشون دستگیرشون کرد .

- باشه آلبرت من بهشون رسیدگی می کنم . تو دیگه برو .

- باشه البوس و سپس با صدای جیر جیر رندی در را میبنند .

- خب آقایان توضیح بدید ؟

- باشه قضیه بر میگرده به سال پیش .

فلش بک

یه روز بهاری دیگه تو هاگوارتز برای سه دوست ماجراجو در پی هیجان می گذشت .
روزی نبود که جیمز به لی لی فکر نکنه . تمام فکر ذهنش دختری با دامنی گل گلی و پوستی سفید و چشمانی سبز که یاد اون از ذهن جیمز بیرون نمی رفت و دوستانش سیریوس و پریموس از این قضیه اطلاع داشتن ولی کاری از دستتون بر نمی اومد .

- هنوز به همون فکر میکنی ؟
- اره خودت میدونی که .

- چرابنظرم برای اینکه حالت خوب شه یه گوشمالی بدیم به سوروس بد نیست .

- نه حوصله شو ندارم .
چرا یه کاری نمیکنی لی لی بهت توجه کنه .

- مگه یادت رفته روز ولنتاین زدن گل تو سرم هدیه کریسمس رو که من دادم انداخت دور .

- راست میگی یادم نبود .

- یافتم یافتم سنگ قدرت اگه بتونیم پیداش کنیم و ازش برای یه کار مفید استفاده کنیم هم اکنون میره روی کارت شکلات قورباغه میفته هم لی لی به تو توجه میکنه .

جیمز برای عشقش لی لی همه کاری میکرد پس گفت .

- به دنبال سنگ قدرت .

شب اول

- کتابخانه رو گشتی ؟
- اره پیدا نشد .

- خوب بهتر بگرد .
گشتم نبود نگرد نیست .

- پس فردا دریاچه

شب دوم

ته دریاچه رو گشتیم از موجودات در یاییم پرسیدیم چیزی نصیبمون نشد .



پایان باش بک


- پروفسور ما به همین ترتیب هر شب یه جارو گشتیم . ولی چیزی نصیبمان نمی شد . ولی یه روز توانستیم یه سر نمی پیدا کنیم سر سرراه اسلایترین .

فلش بک

- جیمز مطمعنی باید بریم .
- اره من میرم ولی اگه شما میخواین میاین به همین ترتیب شب به سرسرا آسانترین باراه رمز عبور یکی از دانش آموز های آسانترین وارد شدند . و تونستم سنگ رو پیدا کنن.

پایان باش بک

- وبعد سوروس ما رو دید و همه رو خبر کرد و دنبالمان کردند .و الان اینجا هستیم .

- میشه سنگ رو ببینم .

- بفرمایید پروفسور .

افرین بچه ها از شما به عنوان دارندگان سنگ جادو یاد میشه و سپس با خنده به سمت در میرود و میگوید تنبیه بی تنبیه .




سه نشانه
پیام زده شده در: ۱۲:۲۵:۲۷ شنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۹
#3
سلام به همه!

در این تاپیک میخوایم بازی سه نشانه رو بکنیم.

حالا این بازی چطوریه؟

همونطوری که از اسمش پیداست شما ۳ نشانه از یک فرد که تو فیلم ها یا کتاب های هری پاتر باشه میگین و نفر بعدی باید حدس بزنه که اون کیه و خودشم ۳ نشانه از یک فرد بگه.

برای مثال : گرگینه ، ماه کامل ، استاد

و باتوجه به این نشانه ها معلومه که این فرد ریموس لوپین هست.

فقط توجه کنید که شخصیت ها معروف باشه که حدس زدن سخت نباشه.


خودم شروع میکنم:

عینکی ، ماجراجو . دشمن ولدمورت



ویرایش شده توسط جیمز پاتر در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۱۵ ۱۲:۳۳:۰۶


پاسخ به: هتل ملوان زبل
پیام زده شده در: ۱۵:۰۷:۱۱ پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹
#4
زاخاریاس کمی با خودش فکر کرد وقت برای این کار ها نداشت یا حداقل الان نداشت پس تصمیم گرفت رودولف را به حال خود بگزارد. و سپس خودش از دستشویی بیرون رفت .

رودولف هم که شرایط را مناسب میدید تصمیم گرفت از پنجره ی دستشویی خانم های داخل خیابان را دید بزند ‌.




ان طرف

ولدمورت که از دیر کردن رودولف و قطع نشدن صدای محفلی ها خسته شده بود و خونش به جوش آمده بود تصمیم گرفت یک حمله به محفلی ها را انجام دهد و سپس رو به مرگخوار ها گفت .

- ما قصد داریم به محفلی ها حمله بکنیم . تام و لسترنج ، مادر الکساندرا اماده ی حمله باشین .

از آنجا که هیچ کدام از مرگ خوار دلشان نمیتوانست حمله ای بکنند و از طرفی از اربابشان می‌ترسیدند. در دوراهی گرفتار شده بودند .




پاسخ به: هتل ملوان زبل
پیام زده شده در: ۱۳:۳۳:۲۷ پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۹
#5
رودلف که سر رشته ای از برق کاری نداشت واز انجام ندادن حرف هاش توسط محفلی ها عصبانی بود و نمی دانست چکار باید بکنه سعی کرد فرار بکنه .

- این فیوز هست ؟

- شوخی نکن این که جارو برقی هست فیوز نیست .

- خواستم شوخی کنم جدی نگیر .

رودلف از فشار عصبی حسابی عرق کرده بود . تصمیم گرفت راه حل دیگری رو برای فرار انتخاب کنه که ناگهان .

- این فیوز رو باید نگاه کنید .

رودلف که فکری به ذهنش نمی رسید تصمیم گرفت زاخاریاس را بپیچوند.

- حالا که فکر میکنم مشکلش باید از دست شویی باشه .

-دستشویی!

- اره دستشویی ممکنه که فاضلاب زده باشه به کنتور .

- کنتور ؟!

-اره کنتور چند روز پیش از سازمان دستشویی تمیز کنان علیه فاضلاب ها آوردند . گفتند فاضلاب قهر کرده رفته پیش کنتور .

زاخاریاس که لحظه به لحظه داشت تعجبش بیشتر میشد و برای اینکه کم نیاورد گفت .

- درست میگید بیاین برسم دست شویی .

- شما هم میاین !

- اره

و سپس به سمت دستشویی حرکت کردند .



ویرایش شده توسط جیمز پاتر در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۱۳ ۱۴:۴۴:۵۳


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۹:۴۷:۴۷ سه شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۹
#6
تاریخ تولد مارچ 1960

تاریخ مرگ اکتبر 1981 در سن 21 سالگی؛ کشته شده توسط لرد ولده مورت در گودریکز هالو.





شکل ظاهري
رنگ چشم: فندقی؛ دارای عینک.

رنگ مو: سياه؛ هميشه نامرتب، در پشت سيخ شده؛ در 15 سالگی عادت کرده بود که عمدا آن را بیشتر به هم بریزد تا بنظر برسد در معرض باد بوده است، مثل اینکه تازه از جارویش پیاده شده است.

در آینه نفاق انگیز: «مرد بلند قد مو مشکی و لاغر اندامی که کنار زن ایستاده بود دستش را دور او حلقه کرد. عینک به چشم داشت و مویش بسیار نامرتب بود. پشت موهایش درست مثل موی هری شاخ شده بود.»

رفتار: شجاع، حتی کمی گستاخ؛ در 15 سالگی او متکبر و تا حدی ظالم بود.



خانواده و دوستان
تبار
: پدر و مادرش هر دو جادوگر بودند. یا پدر یا مادرش از نوادگان نسل سوم پیورل، صاحب اصلی شنل نامرئی یادگار مرگ، بودند.

مادر: وفات بین سال های 1978 و 1981. حتی با مقیاس های جادوگری سالخورده بود و از یک بیماری جادویی مرد. هیچ چیز شومی در مورد مرگ او وجود ندارد.

پدر: وفات بین سال های 1978 و 1981. حتی با مقیاس های جادوگری سالخورده بود و از یک بیماری جادویی مرد. هیچ چیز شومی در مورد مرگ او وجود ندارد.

همسر: لی لی (اونز) پاتر، کشته شده در تاریخ 31 اکتبر 1981 به دست لرد ولده مورت در گودریکز هالو. لیلی و جیمز در زمانی بین تابستان 1978 و زمستان 1979 ازدواج کردند. ساقدوش آنها سیریوس بلک بود.

خواهر یا برادر: ندارد، ولی سیریوس بلک از خانه فرار کرد و از سال ششم تحصیلش در هاگوارتز با پاترها زندگی می کرد.

مکان خانه دوران کودکي: ناشناخته.

دوران کودکي: ، جیمز «بسیار نازپرورده» بود. والدین سالخورده اش «او را دیر به دنیا آوردند به همین دلیل او برایشان مانند یک گنج بود.»

شرایط خانوادگی: پاترها بسیار ثروتمند بودند؛ جیمز احتیاجی به کاری با مزد خوب نداشت.



هاگوارتز
تاریخ حضور: 1971-1978

گروه: گریفیندور

امتیازات در مدرسه: سرپرست پسران در سال هفتم هاگوارتز. اگر مالی درست گفته باشد و تمام سرپرست ها در سال ششم ارشد بوده باشند پس این در مورد جیمز هم صدق می کند.

اهداف در مدرسه: شهرت به دردسرسازی و قانون شکنی.

وسایل: ساخت نقشه غارتگر با همکاری ریموس لوپین، سیریوس بلک، و پیتر پتی گرو.

کوییدیچ: مهاجم تیم گریفیندور، برنده جام کوییدیچ

که در آن روز تابستان وقتی 15 ساله بود برای تحت تأثیر قرار دادن دختران کنار دریاچه با یک گوی زرین بازی می کرد ولی این احتمالا به این دلیل بوده که هنرنمایی با گوی زرین تأثیرگذارتر از هنرنمایی با سرخگون است.



مهارت ها، وسایل جادویی، غیره
چوبدستی: از جنس چوب ماهون، 28 سانتی متر، قابل انعطاف (مناسب تغییر شکل)

دیگر وسایل: شنل نامرئی، نقشه غارتگر، ساخته شده در دو سال آخر هاگوارتز (

تشکیلات و وابستگی ها: محفل ققنوس؛ مهاجم تیم کوییدیچ گریفیندور.

شغل «جیمز مقدار زیادی پول به ارث برده بود، بنابراین به کاری با مزد خوب نیاز نداشت.»

مهارت جادویی: تغییرشکل

شکل جانورنما: گوزن شاخدار (جانورنمای ثبت نشده) از سال پنجم هاگوارتز .

خزانه گرینگوتز: 687



جزئیات
جیمز پاتر در سال 1960 در یک خانواده جادوگر به دنیا آمد .. او ثروت هنگفتی به ارث برده بود و تنها پسر خانواده بود. . در مدرسه جیمز برای خودش شهرتی به هم زده بود. او دانش آموز با استعدادی بود که در سال آخر سرپرست پسران شد. یکی از رهبران یک گروه شیطنت آمیز دانش آموزی بود و به ندرت بدون بهترین دوستش سیریوس بلک در کنارش دیده می شد .دوستی که به همراه او، بدون اطلاع دیگران، یک جانورنما شد. کاری که برای یک جادوگر زیر سن قانونی یک شاهکار بشمار می آید. او اینکار را بخاطر یکی دیگر از عزیزترین همراهانش، ریموس لوپین، که یک گرگینه بود انجام داد. تمام گروه ماهی یک بار که لوپین تغییر شکل می داد به شکل حیوانات در می آمدند تا بتوانند در اطراف دهکده به ماجراجویی بپردازند. دوستانش در گروه غارتگران، او را شاخدار صدا می زدند.

یکی از همکلاسی هایشان به اسم سیوروس اسنیپ از جیمز متنفر بود. (سیریوس بلک و ریموس لوپین به هری گفتند که آنها این تنفر را به دلیل توانایی های کوییدیچ و محبوبیت و هوش جیمز می دانند ). سیوروس اسنیپ جیمز و دوستانش را در مدرسه تعقیب می کرد و سعی می کرد دلیلی برای به دردسر انداختن آنها پیدا کند. جیمز و دوستانش، اسنیپ را تحقیر می کردند و گاهی اوقات نسبت به او واقعا بیرحم بودند . سیوروس بالاخره فهمید راز لوپین هرچه هست به تونل مخفی زیر بید کتک زن ربط دارد، و به وسیله بلک قانع شد که به داخل تونل برود و آن را کشف کند. اگر جیمز در آخرین لحظه به او اخطار نمی داد، اسنیپ بوسیله گرگینه کشته می شد – یا در بهترین حالت خودش هم به یک گرگینه تبدیل می شد. به این ترتیب جیمز جان اسنیپ را نجات داد و این مسئله ای بود که اسنیپ را در سال های بعد عصبانی و ناراحت می کرد. دامبلدور می گوید اسنیپ تحمل زیر دِین بودن را ندارد.

در هاگوارتز، جیمز با لی لی که یک مشنگ زاده و دانش آموز بسیار باهوشی ست آشنا می شود. در ابتدا لی لی از جیمز که تا حدی متکبر است دوری می کند . ولی بالاخره با هم دوست شدند و در سال هفتم، سرپرست پسران و دختران شدند. لی لی و جیمز بعد از تمام شدن تحصیلاتشان در هاگوارتز ازدواج کردند و در 31 جولای 1980 صاحب یک پسر بنام هری شدند.

جیمز و لی لی در جنگ با ولده مورت شدیداً به دامبلدور وفادار بودند. عضو محفل ققنوس و جنگ با لرد سیاه بودند . وقتی ولده مورت از پیشگویی درباره پسری که در آخر جولای 1980 به دنیا می آید باخبر شد، به هدف ویژه لرد سیاه تبدیل شدند و در سال 1981 در جایی به نام گودریکز هالو مخفی شدند. برای اختفای خودشان از افسون رازداری استفاده کردند، ولی پیتر پتی گرو، فردی که بعنوان رازدار انتخاب کردند، در واقع جاسوس ولده مورت بود و به آنها خیانت کرد. در روز 31 اکتبر 1981 ولده مورت به گودریکز هالو رفت و جیمز و لی لی را کشت.

جیمز یک شنل نامرئی داشت که بعنوان یک ارثیه خانوادگی از پدرش به ارث برده بود، ولی بعد از مرگش به دست دامبلدور افتاد. دامبلدور در 25 دسامبر 1991 شنل را به هری داد، با یک یادداشت که در آن نوشته بود فکر می کند وقتش شده است که هری شنل را داشته باشد و از آن خوب استفاده کند.




———————
جایگزین شد!


ویرایش شده توسط جیمز پاتر در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۱۱ ۱۹:۵۸:۲۹
ویرایش شده توسط جیمز پاتر در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۱۲ ۱۳:۵۰:۳۰
ویرایش شده توسط جیمز پاتر در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۱۲ ۱۳:۵۲:۱۱
ویرایش شده توسط جیمز پاتر در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۱۲ ۱۳:۵۳:۴۹
ویرایش شده توسط جیمز پاتر در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۱۲ ۱۴:۰۳:۲۹
ویرایش شده توسط جیمز پاتر در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۱۲ ۱۴:۰۴:۵۴
ویرایش شده توسط حسن مصطفی در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۱۲ ۲۳:۰۸:۲۲



پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۷:۲۳:۰۵ سه شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۹
#7
سلام درخواست دوئل دارم
با نیوت اسکمندر

مهلتش ۴ روز

این دوئل برای هاگوارتز هست


ویرایش شده توسط جیمز پاتر در تاریخ ۱۳۹۹/۶/۱۲ ۱۳:۲۸:۴۲



پاسخ به: اگه قرار باشه يك نفر كه تو هري پاتر مرده برگرده شما ميگيد كي بر گرده؟
پیام زده شده در: ۱۳:۱۶:۵۵ سه شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۹
#8
جیمز پاتر

لی لی اونز





پاسخ به: دوست داشتین با کدوم یکی از شخصیتای هری پاتر نامزد میکردین؟
پیام زده شده در: ۱۳:۱۳:۴۴ سه شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۹
#9
اسم تاریک رو فقط نگاه کن .





پاسخ به: ماندگارترین دیالوگ ازنظرشما
پیام زده شده در: ۵:۵۹:۰۴ سه شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۹۹
#10
فينياس نايجلوس: من يه پيغام از آلبوس دامبلدور برات دارم.
هري:چيه؟
-همون جا كه هستي بمون
-من كه تكون نخوردم!حالا پيغامش چي هست؟
-همين الان بهت گفتم،بيشعور.دامبلدور ميگه:همون جايي كه هستي بمون.








هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.