هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: کارگاه ساخت ورد جادویی
پیام زده شده در: ۲۳:۲۹:۵۳ جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۹
#1
نام ورد : آنتیو
کاربرد : پدید آوردن اتشی که زیر اب دوام می اورد.
چرخش دست : پنج بار چرخش مچ دست



پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۲۳:۱۸:۱۲ جمعه ۳۰ آبان ۱۳۹۹
#2
چی کار: خوابیدن



پاسخ به: فرهنگستان ريدل
پیام زده شده در: ۱۷:۰۴:۵۴ سه شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹
#3
بعد هز ارایش کردن ایوا ، کراب با زور مرگخواران رو بیرون کرد.

_ولی من هنوز گشنمه.

همین یه جمله مثل اتیش زدن انبار باروت بود، فقط از نوع کراب.

_کوفت بخوری . هی میگی گشنمه گشنمه .
_می رم قهر می کنما.
_من فقط من میتونم قهر کنم. من فقط قهر دون دارم.

کراب و شیپ به لیسا خیره شدن.

_به من زل نزنین قهر می کنما
_
_برم ؟ دوست دارین من برم؟
_نه . نه لیسا به ارایشگاه من خوش اومدی. شیپ یه صندلی برای لیسا بیار.
_من گشنمه ها هنوز .
_ بدو برو صندلی بیار وگرنه اخراجی.

شیپ به دور دست ها نگاه کرد.
تا کی ظلم در برابر شپش ها.
تا کی گرسنگی کشیدن.
تا کی...

افکار شیپ با فریاد کراب قطع شد.

_بدوووووووو.




پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۵:۴۹:۱۵ جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۹
#4
نام :امیلی

نام خانوادگی: تایلر

چوب دستی:چوبِ درخت بید و هسته ِ ریسه قلب اژدها

گروه :گیریفیندور

لقب ها:ام . ته تغاری. لوس . بچه خوشگل.

ملیت : فرانسوی

نژاد :اصیل زاده

جانور نما:گرگ قهوه ای مانند تمام خاندان تایلر

سپر مدافع: گرگ نر

حیوان خونگی :گرگی به نام جس (مخفف جسیکا)

علایق :ارایش کردن،چتر های فرانسوی و گل و گیاه

ویژگی های ظاهری:پوستی سفید مانند بقیه مردمان فرانسوی و چشم های آبی که میشود کمی درنده خویی گرگ را توی ان دید و مو های قهوه ای. قد بلند

ویژگی‌های اخلاقی:وفادار ، فقط کافیه خودتو بهش ثابت کنی اونوقت برات از جونش هم میگذره. صادق ، خیلی حساس و لجباز

زندگی نامه:
امیلی در یکی از روز های زیبای اکتبر چشم به دنیا گشود و اخرین و دومین بچه ی تایلر ها شد و با بزرگ شدنش بین پسر های خاندان اصیل تایلر محبوب شد. در تولد یازده سالگی اش مثل تمامی خانواده تایلر اماده شد که مدرسه بوتابون برود اما با دریافت نامه هاگوارتز با اصرار و لجبازی تصمیم پدر و مادرش را تغییر داد و در اخر به مدرسه هاگوارتز رفت . در انجا هر سال با نمرات عالی و درخشان به خانه برمی گشت و در دوران تحصیل ش در گروه گیریفیندور دوستان زیادی پیدا کرد و طی سال ها به جادوی سیاه علاقه پیدا کرد و با مرگخوار شدنش این پرونده را بست.

یک مقداری محتویات زندگی نامه ت کم بود، البته بعدا میتونی برگردی و بیشترش کنی یا تغییرش بدی.
تایید شد!


ویرایش شده توسط hanaaa در تاریخ ۱۳۹۹/۷/۱۱ ۱۷:۳۹:۴۲
ویرایش شده توسط hanaaa در تاریخ ۱۳۹۹/۷/۱۱ ۲۳:۳۳:۲۳
ویرایش شده توسط hanaaa در تاریخ ۱۳۹۹/۷/۱۲ ۱۱:۳۶:۰۲
ویرایش شده توسط فنریر گری‌بک در تاریخ ۱۳۹۹/۷/۱۳ ۱۸:۲۸:۲۴


پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
پیام زده شده در: ۱۳:۰۵:۴۰ جمعه ۱۱ مهر ۱۳۹۹
#5
سلام کلاه
من شجاعم
شب زنده دار
باهوشم
به کسایی که نمیشناسم اعتماد نمی کنم.
از مشنگ بدم میاد.

اولویت هام :
۱_گیریفیندور
۲_ریونکلا
۳_اسلایترین
۴_هافلپاف

----

گریفیندور


مرحله بعد: انتخاب یک شخصیت از لیست شخصیت های گرفته نشده و معرفی آن در تاپیک معرفی شخصیت.


ویرایش شده توسط کلاه گروهبندی در تاریخ ۱۳۹۹/۷/۱۱ ۱۴:۵۴:۳۶


پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
پیام زده شده در: ۲۳:۱۷:۰۰ پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۹
#6
سلام کلاه جوووون

من خیلییی شجاعم
عاشق گریف
کتابخونم
شب زنده دار.
خونگرم
اولویت م گریفیندور و بعد اسلایترینه

----

لطفا معرفی گروه هارو مطالعه کن و بهم دو اولویت بده تا بتونم گروهبندیت کنم.


ویرایش شده توسط کلاه گروهبندی در تاریخ ۱۳۹۹/۷/۱۱ ۰:۱۶:۴۴
ویرایش شده توسط hanaaa در تاریخ ۱۳۹۹/۷/۱۱ ۰:۵۲:۲۲


پاسخ به: کارگاه داستان نویسی
پیام زده شده در: ۲۰:۳۵:۰۳ پنجشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۹
#7
تصویر شماره ۴ کارگاه داستان نویسی

به جینی نگاه کردم که درون کتاب فرو رفته بود .
عاشق شدن بد دردی بود.
البته به طور دقیق تر عشقی که نتونی اعتراف کنی نه به معشوقت نه به خانوادت.
با بی دقتی کتابی رو از داخل قفسه برداشتم. سعی کردم به نگاه خیره پانسی پارکینسون توجه نکنم.
ولی همیشه اتفاقی که میخوایم نمی افته.
_سلام دراکو.

برگشتم و به پانسی زل زدم .

_سلام
_ خب ... تو قراره با کی به مجلس رقص بری؟ چند تفر به من پیشنهاد کردم ولی فکر کردم که تو...
_نه ممنون.
_اما...
با عصبانیت از پانسی دور شدم.

_دختر اعصاب خورد کنیه، نه؟
به گوینده این جمله زل زدم.
_چیه تا حالا ویزلی ندیدی؟
_ویزلیه دختر ندیدم .
_دراکو مالفوی من حدود دو ساله اینجام.
_هی جینی.
_دین . کجا بودی؟

زیر لب غرولند کردم.
_دین توماس مزاحم همیشگی و دوست جدیدِ جینی ویزلی

_ بیا بریم میخوام یه چیزی نشونت بدم. خیلی باحاله.
_باشه نیازی نیست منو بکشی .همراهت میام.

به جینی نگاه کردم که با هر قدم که میرفت ، تکه ای از قلب منو همراه خودش می برد‌.

فکر کنم قبلا گفتم همیشه اتفاقی که میخوایم نمی افته...


--------


پاسخ:
ایرادی که باعث شه نتونی از این قسمت رد بشی؟ نه...نداره...

تایید شد.

مرحله‌ی بعد: کلاه گروهبندی




ویرایش شده توسط hanaaa در تاریخ ۱۳۹۹/۷/۱۰ ۲۰:۳۸:۵۳
ویرایش شده توسط کلاه گروهبندی در تاریخ ۱۳۹۹/۷/۱۰ ۲۲:۱۸:۱۸






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.