هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
پیام زده شده در: ۲۳:۰۵ شنبه ۲ مرداد ۱۴۰۰
#1
1. مزایا و معایب این طلسم رو نام ببرید؛هر چه قدر خلاقانه تر بهتر.

مزایا :
۱- شکنجه ی امبریج ، پارکینسون و اسکیتر .
۲- کاربرد برای ادب کردن افراد فضول .
۳- خفن بازی
۴- نبود خون و کثافت کاری و اثر گناه .

معایب :
۱- امکان برگشت به خودمان .
۲- شکایت طرف و رفتن به ازکابان و اب یخ خوردن .
۳- دردددددد خیلی زیااااد .
۴- گران شدن چاقو ها .
۴ - نیاز به رفتن به کلاس های تیر اندازی و هدف گیری که حوصله اش را نداریم !

۲ . یه خاطره کوتاه از اینکه خودتون از طلسم استفاده کردین رو شرح بدین.

با گرنجر ، پاتر و ویزلی در حال رفتن به کلاس بودم . ناگهانی پانسی پارکینسون ، با ان هیکل و موهای قارچی اش پیدایش شد . تا دهانش را باز کرد ، اینبار برخلاف دفعه قبل که کروشیو نثارش کرده بودم ، یکی از این چاقو های زیبایم را به سمتش پرتاب کردم . و دقیقا به چشمان کجش خورد و کجترشان کرد . پارکینسون جیغ میکشید . ناگهان وزغی صورتی پیدایش شد . نام این وزغ امبریج بود . من هنوز سه چاقوی دیگر داشتم . امبریج با عشوه جلو امد و گفت : اینجا چه خب ...
که ناگهان چاقویی به سمتش پرت کردم به فرق کله اش خورد . و بر اثر درد بیهوش شد . سه نفر دیگر که هرماینی ، رونالد و هری نام داشتند دهانشان پنجاه و چهار متر باز شده بود . بی توجه به ان ها ، راهم را به سمت کلاس معجون سازی گرفتم که ناگهان ... چلیک ... زنی با دوربینش از من عکس گرفت . راستش از زاویه عکس خوشم نیامد . به همین دلیل چاقوی دیگری را وسط قلب ساحره سالخورده کردم . از ان اتفاق شش ماه گذشته و من اکنون در ازکابان هستم ( مدیر مدرسه لطف کردند و اجازه شرکت در کلاس ها را با فناوری مشنگی به من دادند) دیوانه ساز ها هم از دست من در امان نیستند . شاید باورتان نشود اما هر بار که هر کدامشان نزدیکم میشود چاقو را وارد گردن انها کرده و در میاورم . از پاترونوس بهتر میکند .
پی نوشت : هدف گیریم از قبل خیلی بهتر شده .

۳ . چه بر سر جادو آموز پررو اومد؟

اینقدر جیغ کشید که حراست مدرسه پدیدار شد و او را به مدت ۳۸ ساعت تمام در گلخانه از انگشت پا اویزان کرد !


ادم های :
ضعیف انتقام میگیرند
قوی میبخشند
باهوش نادیده میگیرند .


پاسخ به: سر جان هارت بازیگر نقش گریک الیوندر در گذشت.
پیام زده شده در: ۱۵:۳۰ یکشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۰
#2
روحشون شاد خدا رحمتشون کنه .
ولی یه سوال ... این فیلمه نفرین شده ؟ بازیگرای هری پاتر هر روز دارن دونه دونه میرن


ادم های :
ضعیف انتقام میگیرند
قوی میبخشند
باهوش نادیده میگیرند .


پاسخ به: کجای کتاب واقعا اشکتون در اومد؟
پیام زده شده در: ۱۵:۲۳ یکشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۰
#3
اسنیپ ، لوپین ، تانکس ، دامبلدور ، فرد ، سیریوس ، دابی و هدویگ


ادم های :
ضعیف انتقام میگیرند
قوی میبخشند
باهوش نادیده میگیرند .


پاسخ به: به نظرتون اگه لی لی به جای جیمز با اسنیپ ازدواج میکرد،جیمز چیکار میکرد؟ذات اسنیپ بهتر بود یا جیمز؟
پیام زده شده در: ۱۴:۵۳ یکشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۰
#4
راستش من با حرف لوسی ویزلی مخالفم . هم مخالف هم موافق . موافقم که گفتید جیمز و لیلی باید با هم ازدواج میکردن ، ولی با تاریکی قلب سوروس و بیشتر بودن عشق جیمز کاملا مخالفم !! کسی که قلبش تیره باشه هیچوقت عاشق نمیشه . در ضمن اسنیپ عاشق ترین عاشق ها بود . طوری که پاترونوسش مثل مال لیلی شد و هر کاری برای لیلی میکرد . و واقعا مث دیوار واینمیساد تا لیلی بیاد . در حالی که جیمز عشقش خیلی کمتر بود و نه تنها پاترونوسش مال خودش بود ، بلکه حتی سعی نکرد برای لیلی بمیره . یعنی براش فداکاری کنه . موقعی که ولدمورت حمله کرد میخواست با اون بجنگه نه فداکاری . البته اینم در نظر بگیریم اگه هم اینکارو میکرد جواب نمیداد چون اون قرار بود بمیره . و شما میگی نباید از شوخی ها بچگی کینه به دل گرفت . کار های جیمز اصن شوخی نبود ، قلدری و خودنمایی های خیلی بزرگ و بد بود ! شوخی به شوخی ها فرد و جرج میگن . اونا بقیه رو میخندوندن و خودشون هم خوشحال بودن . شوخی هاشونم اول معمولا رو خودشون امتحان میکردن مگه این که طرف خودش بخاد اول باشه . ولی غارتگران کاملا برعکس بودن . بگو ببینم ... اگه یه نفر از روی بی حوصلگی بیاد طلسمت کنه ، عشقتو ازت بگیره ، جلوی همه ابروتو ببره ، ازش متنفر نمیشی ؟ واقعا نمیشی ؟؟؟ بعدشم شما میاید دراکو مالفویو هری پاترو با سوروس اسنیپ و جیمز پاتر مقایسه میکنید !!!!!!!!! خودتون به اون راه زدید ؟ دراکو مالفوی بود که هری رو مسخره میکرد و هری با اون کاری نداشت . انتظار دارید از هری متنفر بشه ؟ ( از هری متنفر نبود ، فقط ازش خوشش نمیومد و حسادت میکرد . هری هم از دراکو متنفر نبود فقط ازش دلخور بود ) و دراکو مادر و پدرش مرگخوار بودن و اون مجبور بود . جیمز چی ؟ اون که تو نازو نعمت و عشق بزرگ شده بود و همش عاشق خودنمایی و قلدری بود فقط چون حوصله اقا سر میرفت . اسنیپ بیچاره هم از بچگی تو فقر و دعوا بزرگ شده بود . تو مدرسه هم هیچ دوست واقعی به جز لیلی نداشت ( که به لطف جیمز اونم از دست داد ) جیمز هم قلب تیره ای نداشت ولی انصافا یه بچه عوضی قلدر بود . اصن موندم لیلی چرا عاشقش شد . در ضمن قلب جیمزو دراکو پر از عشق مخفی نیست ، لطفا خودتونو الکی گول نزنید . با این همه اسنیپ تصمیم میگیره راهشو عوض کنه و به سمت روشنایی بره . اون حتی از پسر حیمز و لیلی مراقبت میکنه با اینکه اصن از هری خوشش نمیومده . این همه رنج رو برای لیلی کشید و کسی جز تعدادی نفهمیدن اونوقت شما دارید این چیزا رو میگید ؟ براتون متاسفم . تنها چیزی که باعث دشمنی این دو تا شد جیمز بود نه سوروس . اسنیپ موقعی هایی که تو خودش بود و کاری به کار کسی نداشت جیمز بهش حمله میکرد و اسنیپو جلوی جمع ( از جمله لیلی ) خراب میکرد. پس طبیعیه که لیلی به سمت جیمز کشیده بشه .


ویرایش شده توسط آلتیدا در تاریخ ۱۴۰۰/۳/۲۳ ۱۴:۵۹:۱۴
ویرایش شده توسط آلتیدا در تاریخ ۱۴۰۰/۳/۲۳ ۱۵:۰۳:۲۵
ویرایش شده توسط آلتیدا در تاریخ ۱۴۰۰/۳/۲۳ ۱۵:۱۲:۴۲

ادم های :
ضعیف انتقام میگیرند
قوی میبخشند
باهوش نادیده میگیرند .


پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۱۷:۴۹ یکشنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۰
#5
کجا : تو روغن موی اسنیپ


ادم های :
ضعیف انتقام میگیرند
قوی میبخشند
باهوش نادیده میگیرند .


پاسخ به: ضرب المثل های جادویی
پیام زده شده در: ۲۱:۲۵ یکشنبه ۹ خرداد ۱۴۰۰
#6
دراکو مالفوی که شاخ و دم ندارد .
ققنوس به مرگ میرسد ، ولدمورت به جاودانگی نمیرسد .


ادم های :
ضعیف انتقام میگیرند
قوی میبخشند
باهوش نادیده میگیرند .


پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۱۶:۴۴ یکشنبه ۹ خرداد ۱۴۰۰
#7
کِی : موقعی که ولدمورت داشت پایین ساختمون هاگوارتز جوشکاری میکرد


ادم های :
ضعیف انتقام میگیرند
قوی میبخشند
باهوش نادیده میگیرند .


پاسخ به: تنها موجود جادويي كه هيچ وقت نميميره؟
پیام زده شده در: ۱۵:۱۷ جمعه ۷ خرداد ۱۴۰۰
#8
دیوانه ساز نمیتونه بمیره . چون زنده نیست . یجورایی نیمه زنده ست . من راجعبشون تحقیق کردم .



پاسخ به: مجله شايعه سازی!
پیام زده شده در: ۱۷:۱۳ پنجشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۰
#9
دلیل کم پیدا بودن ولدمورت اشکار شد !
بلاتریکس لسترنج ادعا میکرد که ولدی شب ها تا ساعت ۳ به خانه برنمیگردد . امروز چندین شاهد اعتراف کردند که شب قبل ولدی را با جینورا ویزلی در کافه پاتیل سوراخ درزدار دیده اند . حتی خود هری پاتر هم تایید کرد که در سال دوم هم از این اتفاقات افتاده بود . به نظر میاید این هم بخشی از نقشه انتقام ولدمورت باشد . اما امروز صبح بعد از اینکه خبر به گوش بانو لسترنج رسید ، ولدمورت هم ناپدید شد . لطفا اگر نشانی از ولدی دیدید با این شماره تماس بگیرید : ۳۶۴۷۶۶۴۶۳۷۵۸۵۸۴۷۳۶۳۶۷۷۶۹۰۹۶۵۶۶


ادم های :
ضعیف انتقام میگیرند
قوی میبخشند
باهوش نادیده میگیرند .


پاسخ به: سازمان بین المللی حمایت از ساحره ها
پیام زده شده در: ۱۷:۳۰ چهارشنبه ۵ خرداد ۱۴۰۰
#10
hello
منم میخوام عضو بشم . ساحره ی فمینیستیم


سلام آلتیدای عزیز!
متاسفم که باید بگم سازمان حمایت از ساحره‌ها توی وزارت قبلی تغییر رویه داد و دیگه عضوگیری نکرد. اگه وقتی من وزیر بودم میومدی کلی کنار هم سبزی پاک می‌کردیم و دهن جادوگرا رو صاف می‌کردیم، حیف!

موفق باشی!


ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در تاریخ ۱۴۰۰/۳/۶ ۱:۴۵:۵۶

ادم های :
ضعیف انتقام میگیرند
قوی میبخشند
باهوش نادیده میگیرند .






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.