هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: اگه کلاه گروه بندی رو سرتون بگذارن تو کدوم گروه می افتید؟ چرا؟
پیام زده شده در: ۱۴:۰۶:۲۸ دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰
#1
یا میرم گریفندور یا ریونکلاو.
ولی از اونجایی که ریونو بیشتر دوست دارم قطعا ریونکلاو!

Only

avenتصویر کوچک شده




پاسخ به: یک سوال مطرح شده، متناسب با هر یک از گروههای هاگوارتز به آن جواب دهید
پیام زده شده در: ۱۳:۵۷:۵۰ دوشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۰
#2
به کدام یک از خصوصیات خودتان افتخار میکنید:
الف)اصالتتون
ب)خوشبینی تون
ج)هوش و ذکاوتتون ✔
د)مهربانیتون



۲.در صورت تکرار قصه ی سه برادر کدام یک را انتخاب می کردید:
الف)سنگ زندگانی
ب)شنل نامرئی✔
ج)ابرچوبدستی
د)دانش پس از مرگ



۳.از بین اشیا صندوق جادویی کدام را برمیدارید:
الف)کلید طلایی
ب)بطری زیبا و خالی
ج)کتاب نقره ای✔
د)شمیشر جواهر نشان



۴.هنگام عبور از پل با دوستان صمیمیتون غولی اجازه ی عبور نمیدهد آنگاه شما چه میکنید:
الف)تسلیم شدن و تعظیم کردن بدون هیچ جنگ و خونریزی
ب)پاسخ به معمای غول برای عبور✔
ج)داوطلب شدن برای مبارزه
د)عبور از پل دیگر که پس از عبور شما خواهد شکست



۵.از جادو برای چه استفاده میکنید:

الف)به دست آوردن قدرت
ب)در راه پیشرفت✔
ج)راحتی و آسایش
د)محبت و کمک به دیگران



۶.در برابر چه چیزی کمترین مقاومت را دارید:
الف)جهالت
ب)خواری✔
ج)گرسنگی
د)تنهایی



۷.از چهار جام کدام را مینوشید:
الف)جام پر از مایع خونی رنگ
ب)جام پر از مایع نقره ای رنگ✔
ج)جام پر از مایع شفاف یا بیرنگ
د)جام پر از مایع طلایی رنگ




۸.کدام را مورد دوست دارید قبل از بقیه مطالعه کنید:
الف)غول
ب)سانتور✔
ج)دیوانه ساز
د)انسان



۹.به کدام جادو علاقه خاصی دارید:
الف)جادوی سفید
ب)جادوی خاکستری
ج)جادوی سیاه✔
د)همه ی موارد



۱۰.از چه حادثه ای بیشتر می ترسید:
الف)از بین رفتن گنجینه ی دانشتان
ب)شکستن چوبدستیتان
ج)از بین رفتن کل زحماتتان
د)مرگ یکی از دوستانتان✔




پاسخ به: اولین رول شما در سایت
پیام زده شده در: ۱۷:۰۲:۵۹ جمعه ۱۷ دی ۱۴۰۰
#3
یعنی واقعا با گذاشتن این لینک دارم با آبروم بازی می کنم.

پست شماره ۷۰ مهد کودک دیاگون




پاسخ به: تولد هجده سالگی جادوگران
پیام زده شده در: ۲۰:۰۴:۴۷ پنجشنبه ۱۶ دی ۱۴۰۰
#4
راستش می خواستم بیام و یه تبریک ساده بگم و برم... ولی وقتی می خواستم ارسالو بزنم فهمیدم چیزی که می خواستم بگم خیلی بیشتر از یه تبریک خشک و خالیه.

خب شاید من با فقط شش ماه سابقه فعالیت تو سایت عضو قدیمی به حساب نیام ولی توی همین شش ماه دوستای زیادی پیدا کردم حتی شاید بیشتر از تعداد دوستام تو دنیای واقعی.

جادوگران فقط یه سایت طرفداری معمولی نیست... جادوگران یه جامعه بزرگه. جامعه ای که تونسته ده ها نفرو با هر سلیقه ای تو خودش جا بده. جامعه ای که تونسته محفلی و مرگخوار و سفیدی و سیاهی رو همزمان داشته باشه و بینشون دوستی بر قرار کنه.

چندین بار برام پیش اومده که بخوام سایتو برای همیشه ول کنم و برم. ولی هیچ وقت غیبتم از یک هفته یا نهایتا دو هفته بیشتر نشده و هربار برگشتم.
یادمه یک بار داشتم یکی از مصاحبه های قدیمی لینی رو می خوندم که دیدم در جواب یکی از سوالا گفته که این سایت یه جادویی داره که هر چقدر هم برای رفتن جدی و مصمم باشی بازم برت می گردونه.
واقعا به نظرم این موضوع درسته. یا حداقل برای من که جواب داد.
البته دیگه از این به بعد من غلط بکنم یه روز لاگین نکنم. اونم این آخرین باری که تو لاگین کردن تاخیر داشتم تنبیه شدم. مجازاتشم یه نیش ناقابل دردناک بود. خود نیش زننده می دونه جریان چه بود.
البته اگه چت باکسم نگاه کنین می فهمین.

جادوکران و اعضاش اون قدر محکم تو ذهنم جا گرفته که ناخودآگاه با خوندن اسم هر کدوم از اعضا تو کتابا یادش می افتم.(مسخره ترینشم اون جاییه که تو کتاب هری پاتر و شاهزاده دورگه توی هاگزمید کتی داره همراه دوستش لینی به مدرسه بر می گرده. من تو اون لحظه کتی میاد تو ذهنم که یه حشره آبی رنگ کوچولو در حالی که داره به جونش غر می زنه پشتش پرواز می کنه.)

به نظرم یکی از چیزایی که باعث شده جادوگران این قدر عضو داشته باشه اینه که دنیایی ساخته که هر کس می تونه توش هر جور دلش بخواد باشه می تونه سنش رو خودش انتخاب کنه اخلاقش رو خودش انتخاب کنه و برای خودش کلی خصوصیات جالب بسازه.
هرکسی تو جادوگران می تونه هر جور دلش می خواد باشه و هیچ محدودیتی نداره.
به نظرم همینه که جادوگرانو انقدر جذاب کرده.

راستی می خواستم از مدیرای سایت یه تشکر جانانه بکنم که با وجود همه مشکلات خودشون بازم به فکر سایت هستن و سر پا نگهش داشتن.

در آخر هم چیزی نمی مونه جز این که:


جادوگران عزیزم تولدت مبارک



آقا می دونم رفتین تو حس و یهویی با این جمله در اومدین ولی دیگه ببخشید.
یه سوال امسال میتینگ داریم؟
اگه آره میشه یگین چجوریه؟
چون من پارسال نبودم.




پاسخ به: یاران لرد سياه به او مي پيوندند(در خواست مرگخوار شدن).
پیام زده شده در: ۲۰:۱۸:۳۸ شنبه ۲۷ آذر ۱۴۰۰
#5
بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا بلا.
حالا بیام بلا؟
دیگه گناه دارم بذار بیام.


بلا بیا اینو خاموشش کن. سرمون رفت!

(بلاتریکس «اطاعت میشه سرورم» گویان، با چماغی که معلوم نشد از کجا به دستش رسید، فرق سر تری کوبید.
-خاموش شد! )

تری خاموش!
پست‌های اخیر و نقدت رو خوندم. به چیزایی که بهت گفته شده گوش کردی و به وضوح پیشرفت خوبی داشتی.
از قدیم چی می‌گن؟ گر صبر کنی، هکتور برات معجون می‌پزه. پخت! سر بکش و بیا تو!

تایید شد!


ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۴۰۰/۹/۲۷ ۲۲:۰۰:۳۹
ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در تاریخ ۱۴۰۰/۹/۲۸ ۳:۲۲:۰۶



پاسخ به: بررسی پست های انجمن ارتش تاریکی
پیام زده شده در: ۱۶:۵۵:۱۶ چهارشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۰
#6
سلام بر ارباب گرامی!
اگر ممکنه این پست بنده حقیر رو نقد بنمایید!

پ.ن: می خواستم خلاصه رو براتون بزارم ولی دیدم خودتون قبل من اونجا پست زدین برای همین نذاشتم.


نه دیگه خلاصه لازم نبود. خودم خونده بودم. ممنون بازم.

نقد شما رو به سمت پنجره اتاقتون پرتاب کردیم. بگیریدش!


ویرایش شده توسط تری بوت در تاریخ ۱۴۰۰/۹/۲۴ ۱۷:۰۴:۴۹
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۴۰۰/۹/۲۵ ۲۲:۲۲:۲۷



پاسخ به: آبدارخانه وزارت سحر و جادو
پیام زده شده در: ۱۷:۱۶:۱۳ دوشنبه ۲۲ آذر ۱۴۰۰
#7
آرکو همونطور که داشت برای فرار از خورده شدن به این ور و اون ور می دویید به فکر فرو رفت.
-آها... بانو مروپ!یه نفر دیگه هم امروز دادگاه داشت ولی همین یه ساعت پیش تموم شد. طرف تبرئه شد.

با شنیدن این حرف لحظه ای دوییدنشو متوقف کرد
- چی گفتی آرکوی مامان؟... راست میگی؟ خب این که مشکلی نداره. می گیم نظر دیوان عالی تغییر کرده.

آرکو داشت از تعجب شاخ در می آورد.
- بانو طرف بی گناهه. تبرئه شده.
- یعنی تو می خوای بگی که جون یک مجرم از گرسنگی وزیر مامان مهمتره؟
- خب بنده مرلین بی گناهه برای چی بکشیمش؟
- جواب مامانو بده!

آرکو نگاهی به ایوا انداخت که بالاخره گلدون کاکتوس رو خورده بود و الان سعی داشت با پرتاب تیغ های کاکتوس از دهنش قربانی بعدیش رو شکار کنه.
- اِاِاِاِ... چیزه! خب یعنی نه!

مروپ با رضایت سرش رو تکون داد.
- آفرین آرکوی مامان؛ حالا بدو برو اون مجرم خطرناک رو بیار. اصلا کی هست این مجرم؟
- گابریل دلاکور بود. از قرار معلوم روی یک بنده مرلینی وایتکس ریخته بود که تمیزش کنه.
- الان کجاست؟
- رفت طبقه بالا کیف وایتکساشو که توقیف شده بود رو تحویل بگیره.




پاسخ به: بررسی پست های انجمن ارتش تاریکی
پیام زده شده در: ۱۶:۳۵ دوشنبه ۸ آذر ۱۴۰۰
#8
سلام بر ارباب گرامی.
خوبین؟ خوشین؟ سلامتین؟
درخواست نقد اینو داشتم اگه ممکنه.


ویرایش شده توسط تری بوت در تاریخ ۱۴۰۰/۹/۸ ۱۶:۳۸:۲۱



پاسخ به: مرگ خواران دریایی!
پیام زده شده در: ۱۶:۳۱ دوشنبه ۸ آذر ۱۴۰۰
#9
به نظر می رسید که سدریک راضی شده.
- قول می دین که از همشون محافظت کنین؟

- آره بابا من خودم عین تخم چشام ازشون محافظت می کنم، تو فقط بــــــــرو!

سدریک لحظه ای این پا و اون پا کرد.
- خـــــب. من اینجوری راضی نمی شم. باید به شلوارک مرلین قسم بخوری.

لینی چنان تعجب کرد که یادش رفت بال بزنه و با سر به زمین خورد.
تام جلو اومد و بعد از اینکه لینی رو با کاردک جمع کرد با تعجب به سدریک زل زد.
- حالت خوبه سدریک؟
- همینه که هست اگه می خواین برم باید قسم بخورین.
- خیلی خب بابا. من به شلوارک مرلین قسم می خورم که از همه ی چیزایی که گفتی مراقبت کنم! الان خوب شد؟ حالا می ری دیگه؟
- خب هنوز نه الان باید به این کتابا قسم بخوری.

سدریک بعد از این حرف دستش رو پشت بوته ای برد و حدودا بیست تا از کتاب های مرلین رو بیرون آورد.
همون لحظه کوسه دیگه صبرش تموم شد.
- آهای! ببینم تصمیمتون تموم نشد؟ اگه قرار نیست بیاین من اینو با خودم ببرم.

کوسه داشت به بلاتریکس اشاره می کرد.
تام سریع به سمت کوسه برگشت تا یک وقت نذاره بره.
- چرا داره تموم می شه. چند دقیقه دیگه میاد خدمتتون.
- منتظرم!

تام با قیافه ای ملتمسانه به سدریک زل زد.
- سدریک، جون هر کی دوست داری برو!
- اول قسم بخور!




پاسخ به: کی, کِی, کجا، با کی، چیکار؟؟؟
پیام زده شده در: ۱۴:۵۳ یکشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۰
#10
دوباره:
کی:

یک محفلی مجهول النام








هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.