هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: دندانپزشکی دکتر گلگومات
پیام زده شده در: ۲۳:۰۷ یکشنبه ۳ مرداد ۱۴۰۰
#1
-چجوری به گریه بندازیمش؟!
بلا گفت:
-کرشیو بزنم بهش گریه کنه؟
ولدمورت گفت:
-بزن.

بلا به سمت پیتر کروشیو فرستاد. پیتر جیغ زد. اشک در چشمانش جمع شد.
بلا دوباره فرستاد. پیتر بیشتر جیغ زد. اشک بیشتر جمع شد.
بلا برای بار سوم فرستاد. یک قطره اشک غلطید و از چشم پیتر افتاد‌

همه به ایوا نگاه کردند.

-ایوا؟!
-ها؟
-دلت سوخت؟
-نه.
-ببین داره گریه میکنه!
-آخه‌...
-دلت نسوخت؟
-نه.

ملانی شروع به گریه کرد. لینی پرسید:
-ایوا دلت نسوخت الان برای ملانی؟
-نه!

همه به لرد نگاه کردند‌. باید چکار میکردند؟ دل ایوا دیگر برای گریه هیچکس نمیسوخت!


سلام علیکم!


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۳:۰۹ دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۰
#2
نام: الادورا بلک

رتبه خون: اصیل اندر اصیل

رابطه خونی با شخصیت های
داستان: خاله سیریوس بلک

مهارت ها: طلسم های ممنوعه، طلسم های کشنده، و تبدیل شدن به خرگوش

گونه: ساحره-جانورنما

علایق: جادوی سیاه، خرگوشها، گردن‌زدن جن های خانگی.

مشخصات ظاهری: موهای مجعد قهوه ای رنگ، چشمهای سبز براق، پوست سفید

زندگینامه: او در خانواده اصیل و نه چندان مذهبی بلک چشم به جهان گشود. به هاگوارتز رفت و در گروه اسلیتیرین جای گرفت. در هاگوارتز شاگرد نمونه ای نبود و تا پانزده سالگی هم شاگرد محبوبی نبود. اما پس ز آن به دلیل زیبایی ظاهرش در میان دانش آموزان مذکر(!) از محبوبیت خاصی برخوردار بود.
در سن بیست سالگی سنت گردن‌زنی جن های خانگی را در خانواده بلک بنیان نهاد. به منظور ترویج این سنت، هفتاد جن خانگی را گردن زد و تنها کریچر پیر باقی ماند.
خواهرش پیش از او ازدواج کرد و صاحب پسری به نام سیریوس شد. اینکه سیریوس چه ربطی به الادورا دارد به اینجا برمیگردد که سیریوس ژن جانورنماییش را از الادورا به ارث برده بود.

الادورا بلک عضو مرگخواران بود تا جایی که پیش از نبرد هاگوارتز بر اثر کهولت سن جان سپرد.


تایید شد.


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۴۰۰/۴/۱ ۰:۴۳:۲۱

سلام علیکم!


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۲:۵۱ شنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۰
#3
نام کاراکتر: دیانا کارتر
گونه: ساحره، دگرگون‌نما
پدر و مادر: سدریک و الیزا کارتر(ساختگی)
مهارت ها: تغییر شکل(مهارت های دگرگون‌نمایی)، افسون های فراموشی، افسون های تغییر شکل.
علایق: کدوحلوایی، رنگ فیروزه ای و کوییدیچ

زندگینامه:
دیانا کارتر در خانواده ای مذهبی متولد شد(چی بگم خب؟!). وی در یازده سالگی به هاگوارتز رفت و در آنجا چندان هم دانش آموز نمونه ای نبود. ولی هرجوری بود پاس کرد و از هاگوارتز فارغ التحصیل شد. بیشتر وقت خودش را روی نیروهای دگرگون نمایی اش میگذاشت. او خودش را دوست داشت و هنوز هم دارد. وی از نبرد هاگوارتز جان بدر برد و در مجردی خویش زندگی اش را میکند



متاسفانه این شخصیت به تازگی توسط ایشون گرفته شده. لطفا یه شخصیت دیگه انتخاب کن. سعی کن یکم بیشتر راجع به شخصیت انتخابیت توضیح بدی.

تایید نشد.


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۴۰۰/۳/۳۰ ۱:۵۱:۳۴

سلام علیکم!


پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
پیام زده شده در: ۱۹:۰۳ شنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۰
#4
سلام. من اولویت اولم اسلیترین هست... ولی خب بقیه گروه ها هم مشکلی ندارم... اولویت دوم رو میزارم ریونکلا


اسلیترین!

مرحله بعد: انتخاب یک شخصیت از لیست شخصیت های گرفته نشده و معرفی آن در تاپیک معرفی شخصیت.


ویرایش شده توسط کلاه گروهبندی در تاریخ ۱۴۰۰/۳/۲۹ ۲۰:۵۶:۳۱

سلام علیکم!


پاسخ به: کارگاه داستان نویسی
پیام زده شده در: ۲۲:۱۸ پنجشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۰
#5
این تصویرش


-تق تق تق!

هری از خواب پرید. چشمانش را مالید و یک بار دیگر به موضوع دردناکی که خوابش را هم دیده بود فکر کرد: اینکه دوستانش برایش نامه نمیدادند.

-تق تق تق!!!

هری از ترس اینکه دورسلی ها بیدار شوند بلند شد و در اتاقش را باز کرد و بلافاصله با جن خانگی ای برخورد کرد که با دسته کاملی از درامز منتظر بود تا اگر هری در را باز نکرد شروع به نواختن کند.

-تو کی هستی؟ یا بهتر بگم، چی هستی؟

+دابی جن خونگیه، قربان. دابی دوسته.

-چی میخوای؟

+هری پاتر فکر میکنه دوستاش واسش چیزی نفرستادن، ولی فرستادن. نامه ها دست دابیه، ولی هری پاتر باید یه کاری بکنه تا دابی نامه هاشو بده.

-چی کار کنمممممم؟!

+هری پاتر باید یه چیزی به دابی بده... تا دابی آزاد بشه... یه لباس.

-چییییی بدممم؟!

+یه لباس!

-آخه دورسلیا به من لباس نمیدن که، همینا رو دارم فقط.

+اگه لباس ندین دابی نامه هاتونو نمیده!

-داااابییی!

+بله هری پاتر؟

-الان قرار نبود اینو بگی!


+قرار بود دابی چی بگه؟

-الان قرار بود بگی من در خطرم و نباید برم هاگوارتز. دورسلیا هم نباید الان خواب باشن! خانم منشی صحنه، دورسلیا رو بیدار کنین الان باید مهمون داشته باشن! دابی، دیالوگو اشتباه گفتی!

+ولی دابی فکر کرد باید هرجی میخواد بگه. هری پاتر که قراره آخر فیلمنامه به دابی جوراب بده، نمیشه الان بده؟

-دابی، باید همونِ توی فیلمنامه رو میگفتی!

+وااای دابی میره دستاشو لای در اجاق بذاره!

-نه نمیخواد، آقای کارگردان یه بار دیگه این سکانسو میریم!



هممم یکم روش سختی رو برای نوشتن انتخاب کردی. می‌تونستی خیلی بهتر بنویسی اما چون ایده متفاوتی بود سخت نمی‌گیرم.

تایید شد.

مرحله بعد: گروهبندی


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۴۰۰/۳/۲۷ ۲۲:۵۵:۱۶

سلام علیکم!






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.