هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۸:۲۵:۳۸ سه شنبه ۹ فروردین ۱۴۰۱
#1
سلام درخواست دوئل با سدریک دیگوری دارم هماهنگ نشده به مدت سه هفته


الوهومورا

بیهوشی حالتی است بین خواب و بیداری نه کاملا گیجی نه کاملا هشیاری

قدم به قدم تا روشنایی از شمعی در تاریکی تا نوری پر ابهت و فراگیر!!
می جنگیم تا اخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی!!
برای عشق!!
برای گریفندور!!

تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده


پاسخ به: مغازه ی ویزلی ها!
پیام زده شده در: ۱۶:۱۶:۳۰ جمعه ۵ فروردین ۱۴۰۱
#2
قارقارو با درد تبدیل به کتی شد . به سرعت سمت آینه رفت و خودش رو نگاه کرد و از حال رفت.
-هی اونقدر ها هم بد نیست!
- گفتنش برای تو آسونه.
-اینقدر قر نزن دیگه .
-تو خودت مثلا ساحره ای؟ خب به جای این که با اون ریش مسخره بری بیرون خودتم جادو کن دیگه.
-خب ... خب ....

در حالی که قارقاروی کتی شده به کناری پرت می شد کتی مشغول تغییر شکل خودش با جادو های بدون درد شد .

در فروشگاه شوخی فروشی ویزلی


جیانا در حالی که مشغول برسی گوی زیبای پیشگویی هشت برای کلاس پیشگویی بود متوجه شد کتی با موهایی سبز و لباس های بنفش وارد مغازه شده.
-اون اینجا چه کار میکنه؟

جرج سمت مشتری تازه رفت تا اجناسش رو بفروشه .

-سلام خانم محترم امروز چه کمکی میتونم بهتون بکنم ؟ میخواین کلاس رو بپیچونین؟میتونم بهتون آبنبات حالت تهوع آور یا سرگیجه آور رو پیشنهاد کنم....یا شاید دلتون یکم معجون سکسکه بخواد تا پروفسور اون درس تا یه هفته مدرسه نیاد؟
-من یه معجون.....

کتی به خاطر حرف های جرج کاملا فراموش کرد چی می خواد بنابراین به قفسه ها نگاه کرد تا بلکه یادش بیاد .

-من یه معجون رشد مو میخوام. البته فکر کنم.
-انتخواب تون عالیه میخواین کسی اینقدر موهاش بلند بشه که زیر پاش گیر کنه؟ میخواین دل کسی رو به دست بیارین؟ معجون عشق تازه برامون رسیده فقط قیمتش یکم بالاس ولی مطمئن باشین پشیمون نمیشین . تازه معجون پوست موز هم داریم هر کس اون رو بخوره جلوی پاش پوست موز سبز میشه.
-خب یکم معجون عشق و پوست موز و ضد تغییر صورت،یعنی چیز ....یه چیزی که اثر معجون تغییر صورت رو وارونه کنه میخوام. آخرش یادم اومد. یکم آبنبات سکسکه هم بدین .
-سلیقه شما بی نقص ....میشه صد و بیست گالیون.
- بفرمایین.
کتی با کیسه ای پر از خرید در حالی که اصلا متوجه نبود چه خسارتی به خزانه لرد زده بیرون رفت .جیانا هم پول وسایلش رو داد و دنبال کتی رفت.

-باید ببینم این همه چیز رو برای چی می خواد.

ناگهان سر راه کتی جادوگری سبز شد که شنلی سیاه پوشیده بود و مو های سفید نقره ای از اون بیرون زده بود جیانا فورا جادوگر رو شناخت و با چهره ای کاملا بی احساس به سمتش هجوم برد .کتی هم که از هیچ چیز سر در نمی آورد کنار خیابون وایساد.
-دلفی ریدل تو به اتهام فرار از آزکابان و دخالت در زمان بازداشتی.
کتی از شنیدن کلمه آخر در جا خشکش زد دلفی ریدل فامیل ارباب بود؟ باید کاری می کرد؟ ولی جیانا در حالی که طلسم های رو سمت جادو گر نشونه می گرفت خودشون رو تلپورت کرد و کتی بی چاره که نمیدونست چه بلایی به سرش اومده رو جا گذاشت. جیانا اتفاقی محتوی معجون ها رو با هم جابجا کرده بود. معجون عشق توی بطری معجون معکوس کردن جابجایی صورت بود و معجون پوست موز توی بطری معجون عشق.


ویرایش شده توسط جیانا ماری در تاریخ ۱۴۰۱/۱/۵ ۱۶:۱۹:۳۱

الوهومورا

بیهوشی حالتی است بین خواب و بیداری نه کاملا گیجی نه کاملا هشیاری

قدم به قدم تا روشنایی از شمعی در تاریکی تا نوری پر ابهت و فراگیر!!
می جنگیم تا اخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی!!
برای عشق!!
برای گریفندور!!

تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده


پاسخ به: ارتباط با ناظر فن فیکشن
پیام زده شده در: ۱۴:۳۸:۴۹ شنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۰
#3
چطوری باید فن فیک شن ارسال کنیم؟


الوهومورا

بیهوشی حالتی است بین خواب و بیداری نه کاملا گیجی نه کاملا هشیاری

قدم به قدم تا روشنایی از شمعی در تاریکی تا نوری پر ابهت و فراگیر!!
می جنگیم تا اخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی!!
برای عشق!!
برای گریفندور!!

تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده


پاسخ به: بهترین تازه‌وارد
پیام زده شده در: ۱۰:۵۶:۳۷ سه شنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۰
#4
اگه ملاک از ابتدای سال باشه منم میگم اسکور ولی مورگانا با این که دیر اومد خیلی خوب پیش رفت


الوهومورا

بیهوشی حالتی است بین خواب و بیداری نه کاملا گیجی نه کاملا هشیاری

قدم به قدم تا روشنایی از شمعی در تاریکی تا نوری پر ابهت و فراگیر!!
می جنگیم تا اخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی!!
برای عشق!!
برای گریفندور!!

تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده


پاسخ به: بهترین تازه‌وارد
پیام زده شده در: ۱۲:۵۳:۰۳ یکشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۰
#5
مورگان لوفایکه با ورودش غوغا کرد


الوهومورا

بیهوشی حالتی است بین خواب و بیداری نه کاملا گیجی نه کاملا هشیاری

قدم به قدم تا روشنایی از شمعی در تاریکی تا نوری پر ابهت و فراگیر!!
می جنگیم تا اخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی!!
برای عشق!!
برای گریفندور!!

تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده


پاسخ به: فعال‌ترین عضو
پیام زده شده در: ۱۲:۵۱:۱۰ یکشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۰
#6
فعال ترین کتی بل و لرد سیاه و گابريل دلاکور اسکورپیوس مالفوی و سدریک دیگوری


ویرایش شده توسط جیانا ماری در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۲۲ ۱۲:۵۵:۳۳

الوهومورا

بیهوشی حالتی است بین خواب و بیداری نه کاملا گیجی نه کاملا هشیاری

قدم به قدم تا روشنایی از شمعی در تاریکی تا نوری پر ابهت و فراگیر!!
می جنگیم تا اخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی!!
برای عشق!!
برای گریفندور!!

تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده


پاسخ به: بهترین نویسنده
پیام زده شده در: ۱۲:۴۹:۵۷ یکشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۰
#7
کتی بل و جیسون سوان و ارکو


الوهومورا

بیهوشی حالتی است بین خواب و بیداری نه کاملا گیجی نه کاملا هشیاری

قدم به قدم تا روشنایی از شمعی در تاریکی تا نوری پر ابهت و فراگیر!!
می جنگیم تا اخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی!!
برای عشق!!
برای گریفندور!!

تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده


پاسخ به: جادوگر فصل
پیام زده شده در: ۱۲:۴۴:۰۵ یکشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۰
#8
کتی بل به دلیل وجود قارقارو و جیسون سوان


ویرایش شده توسط جیانا ماری در تاریخ ۱۴۰۰/۱۲/۲۲ ۱۲:۴۸:۳۸

الوهومورا

بیهوشی حالتی است بین خواب و بیداری نه کاملا گیجی نه کاملا هشیاری

قدم به قدم تا روشنایی از شمعی در تاریکی تا نوری پر ابهت و فراگیر!!
می جنگیم تا اخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی!!
برای عشق!!
برای گریفندور!!

تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده


پاسخ به: اعلام جرم
پیام زده شده در: ۱۳:۱۵:۳۵ دوشنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۰
#9
به نام دولت کج و کوله - ملت گوشت و دنبه


متهم : نیکلاس فلامل
شاکی:من
شاهد ها:خب میتونم اون زمان رو نشونتون بدم یازم شاکی نیاز هست؟

جیانا مدت ها بود کاراگاه بود ولی نه توی این دنیا.از وقتی وارد دنیای جادویی شده بود فقط خودش را به عنوان کاراگاه میدید وقت اقدام جدی بود. اون هر کسی رو که میشناخت یا نه تحت نظر داشت و مراقبشون بود وقتی رز به جنگل رفت مشکوک شد ولی نتونست اقدامی بکنه چون الان در حال تعقیب نیکلاس بود .

نقل قول:
-نیکلاس امشب تو نگهبانی بده کسی رو نداریم جایگزین تام کنیم.
-مشکلی نیست.


جیانا نفسش رو حبس کرد .خیلی آروم سرک کشید نیکلاس متوجه او نشده بود.کمی بعد از رفتن همه و خالی شدن وزارت خونه، نیکلاس آروم آروم به سمت گنجینه ی زمان برگردون ها رفت. حدس جیانا درست بود.

نقل قول:
-خب بذار ببینم کی تو لیست نفرته این دفعه... .


نیکلاس دفترچه ی کوچکی از جیب پالتویش بیرون کشید و شروع به ورق زدن کرد. بعد از صد صفحه ی اول که فقط اسم یوان و ریگولوس به چشم میخورد اسم دیگری هم به چشمش خورد. از زیرشنل نامرعی کننده جیانا به لیست نگاه می کردکه از تعجب خشکش زد.

نقل قول:
-اها همین خوبه.


ترس در چشمان جیانا موج میزد فورا نقشه نیکلاس رو فهمید. بدون این که بفهمه دستش رو روی وقت برگردون گذاشته بود و آماده بود. نیکلاس یکم بدنش رو کش و قوس داد. نمی خواست تاریخ ها رو اشتباه کنه بعد از کمی تمرکز نفسش را به بیرون هل داد و پیچ زمانبرگردان را چرخوند. زمان عقب و عقب تر می رفت وزارت خانه کم کم نو و جدید تر می شد. نیکلاس همینطور که در زمان به عقب برمیگشت مکانش رو هم تغییر داد. در میان هیاهو و صدای جیغ و فریاد و خوشحالی و گریه نسل های گذشته که از پیش چشمش میگذشتند تا سر خیابان اومد و رو به رو در خانه ای ایستاد. ولی نمیدوست که همراه خودش جیانا رو هم آورده.

نقل قول:
-خانه ی زاموژسلی.

جیانا چوبدستی اش رو آماده کرد.پایین تابلویی که اسم خانه درج شده بود یک روبان قرمز پاپیون شده بود. نیکلاس خودش را به داخل خانه دعوت کرد و از پله ها بالا رفت. از داخل اتاق خواب صدایی اومد. بدن جیانا منقبض شد ولی خودشو نشون نداد.منتظر موند بدون این که بدونه چرا.

نقل قول:
-وای عزیزم. انگار یکی اومده تو خونه.
-نگران نباش من میرم ببینم چیه.

قلب جیانا آنقدر محکم می زد که نزدیک بود از سینه اش بیرون بپره.صدای مردانه ای که صدای زن را جواب داد همینطور به در نزدیک تر می شد. در را رد کرد و با دیدن نیکلاس، چشمانش و لوله ی تفنگی که نیکلاس انگشتش را روی ماشه گذاشته بود خشک شد. صدای امدن پای زن هم از داخل اتاق امد.

نقل قول:
-عزیزم چی شده؟ هـ.... .


زن و مرد، از ترس هم را در اغوش گرفتند. زن باردار بود و با دست شکمش را نگه داشته بود. هر دو میلرزیدند و به نیکلاس نگاه میکردند.

نقل قول:
-من متاسفم.


جیانا طاقت نیاورد شنل رو کنار زد و قبل از این که نیکلاس ماشه رو بکشه روی اون پرید.زن و مرد از دین اون تعجب کردن و بیشتر ترسیدن ولی وقتی دیدن جیانا تفنگ رو به گوشه ای پرت کرد خیالشان تا حدی راحت شد .
-تو بازداشتی .....به جرم تلاش به قتل.
-نمیتونی منو بگیری.....
نیکلاس که تا آن موقع متوجه نشده بود که کی باهاش درگیر شده بود با دیدن جیانا بی حرکت موند.
-تو چطوری؟
-ساکت شو.
جیانا با چشم هایی بی حالت نیکلاس را نگاه کرد و مشتش را رو صورتش کوبید. و بعد با یه ورد بیهوشش کرد و به سمت زن و مرد برگشت . چشم هایش به حالت عادی برگشته بود با مهربانی به سمت زن رفت و ازشون عذر خواهی کرد بعد حافظشون رو پاک کرد.
-آبیلوی ایت.
ناگهان متوج شد که شنلش خونی شده زمان برگردان رو برداشت و خودش و نیکلاس رو به زمان و مکان اولیه برگردوند و نیکلاس رو پرت کرد توی اتاقی و درش رو بست. قبلش هم چوبدستی اش رو برداشت. از شدت درد روی زمین افتاد و از هوش رفت.

این بود جناب قاضی در خواست کاراگاه رسمی شدن دارم


الوهومورا

بیهوشی حالتی است بین خواب و بیداری نه کاملا گیجی نه کاملا هشیاری

قدم به قدم تا روشنایی از شمعی در تاریکی تا نوری پر ابهت و فراگیر!!
می جنگیم تا اخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی!!
برای عشق!!
برای گریفندور!!

تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده


پاسخ به: ضرب المثل های جادویی
پیام زده شده در: ۱۲:۳۸:۱۵ دوشنبه ۱۶ اسفند ۱۴۰۰
#10
دیدن محفل مخفی ، دانی چه حال دارد؟مانند هری پاتری که با رمز تاز بیاید. (دیدار یار غائب دانی چه حال دارد؟ ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد)

لرد ما چه تنبله هنوز کلاس اوله هر کس اینو بچه بوده نخونده باشه عمرش بر فناس(گرگ ما چه تنبله هنوز کلاس اوله)


الوهومورا

بیهوشی حالتی است بین خواب و بیداری نه کاملا گیجی نه کاملا هشیاری

قدم به قدم تا روشنایی از شمعی در تاریکی تا نوری پر ابهت و فراگیر!!
می جنگیم تا اخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی!!
برای عشق!!
برای گریفندور!!

تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.