هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۲:۱۷ چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۰
#1
نام: ایزابل مک دوگال
گروه: ریونکلاو
شغل: دانش آموز سال اول هاگوارتز🤗
پاترونوس: خرگوش
چوب دستی: چوب درخت انار و موی تک شاخ🌲
جارو: آذرخش⚡
توضیحات اخلاقی🥰:
نه زیاد مهربون و نه زیاد خشن. حساس. درونگرا. خجالتی. باهوش و کنجکاو. مثبت اندیش🤩
زندگی نامه📜:
ایزابل مک دوگال، در یک خانواده عادی و ماگل به دنیا امده و هیچ چیز درباره دنیای جادویی نمی دانستند. ایزابل علاقه زیادی به کتاب های تخیلی و درس و مدرسه داشت. و در یازده سالگی وارد هاگوارتز شد. او استعداد زیادی در جادو دارد.
توضیحات ظاهری:
مو و چشم سبز.
علایق:
کتاب خواندن، درس، هنر
ممنون🥰



تایید شد.


ویرایش شده توسط Looona در تاریخ ۱۴۰۰/۶/۳۱ ۱۲:۲۰:۳۶
ویرایش شده توسط Looona در تاریخ ۱۴۰۰/۶/۳۱ ۱۲:۲۹:۳۳
ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۴۰۰/۶/۳۱ ۱۶:۰۳:۵۳


پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
پیام زده شده در: ۱۴:۳۹ سه شنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۰
#2
سلام!

اول از همه، اینو بگم که از اینکه تو گریفیندور بیفتم، به شدت می ترسم؛ پس هرکاری می کنی، گریفیندوریم نکن. دلیل اینکه می ترسم، اینه که اصلا و ابدا شجاعتش رو ندارم و به هر حال، دوستش ندارم...
کتاب تخیلی زیاد می خونم.
تنهایی رو ترجیح می دم.
مثبت فکر می کنم، یعنی کلا مثبتم.😋
البته که باهوش هم هستم😂😂😂😂
دوستام از همه چی برام مهم ترن.
درونگرا و خجالتی ام و بیش از حد احساساتی.
درخواستم اینه که لطفا لطفا لطفاااااا منو تو ریونکلاو بذارید. الویت بعدیم اسلیترینه ولی فقط به خاطر اینکه به هافلپاف تریجیحش میدم.
ممنون😍😍😍😍


---

ریونکلاو

مرحله بعد: انتخاب یک شخصیت از لیست شخصیت های گرفته نشده و معرفی آن در تاپیک معرفی شخصیت.


ویرایش شده توسط Looona در تاریخ ۱۴۰۰/۶/۳۰ ۱۴:۴۴:۱۸
ویرایش شده توسط کلاه گروهبندی در تاریخ ۱۴۰۰/۶/۳۰ ۱۵:۴۵:۲۰


پاسخ به: کارگاه داستان نویسی
پیام زده شده در: ۱۰:۲۳ سه شنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۰
#3
تصویر شماره 2 کارگاه داستان نویسی


با خودش می گفت: نباید می آمدم.
به دنبال دریکو بود. در دستشویی، طلسمی را اجرا کرد و دریکو طلسم را به طرف هری منحرف کرد و او حس کرد با فشار بسیار بسیار بسیار زیاد، دارد به داخل زمین می رود. سر انجام، خودش را در این دیوانه خانه، یعنی عمق دریاچه پیدا کرد.
هیولایی دریایی، با چنگال هایی به شدت تیز، دنبالش می کرد. خوشبختانه، طلسم آب شش یادش بود. تقریبا کل مساحت دریاچه را شنا کرده بود. خسته بود و از تاریکی و تنهایی دریاچه، زجر می کشید.
قلبش ایستاد. مودی، جلوی چشمش ظاهر شد و هیولا را با طلسمی کوچک فراری داد. صدایی آشنا، گفت: اوه! چه سعادتی!
ولدمورت. صدایش به قدری بلند بود که شاید کل دریاچه را فرا گرفته بود.
- بگیرش بارتی! سریع! نکشش. اون قسمتش برای منه!
وحشت.
دامبلدور. دیگر چی؟! دامبلدور طلسم بیهوشی ای را روی بارتی، یا همان مودی، اجرا کرد، دست هری را گرفت و با هم غیب شدند.
دفتر دامبلدور. خستگی به معنای واقعی...
- تو دریاچه چیکار می کردی؟!
- آخ.
بلند شد و نشست.
- نمیدانم.
مجبور بود همچین چیزی بگوید. از اینکه برای دنبال کردن دریکو باید بهانه می آورد، فراری بود. دامبلدور، با همان صدایش مرموزش، می گوید:
- او به آزکابان و تو هم به رختخواب می روید. زود باش!
- بله قربان.
و با سر دردی دیوانه کننده از آنجا می رود.



خیلی خیلی سریع داستانو جلو بردی. با این حال به نظرم آمادگی رفتن به مرحله بعدو داری.

تایید شد.

مرحله بعد: گروهبندی


ویرایش شده توسط Looona در تاریخ ۱۴۰۰/۶/۳۰ ۱۰:۲۸:۲۹
ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۴۰۰/۶/۳۰ ۱۱:۲۹:۰۶






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.