هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: بررسی پست های انجمن ارتش تاریکی
پیام زده شده در: ۱۳:۰۵:۴۸ سه شنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۰
#1
سلام بر لرد سیاه
بی زحمت این پست رو نقد کنید.


قدم قدم تا ‏ روشنایی، ازشمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر!
می جنگیم تا آخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی!!!‏
برای عشق!!!!‏
برای گریفیندور.


پاسخ به: گـِـُلخانه ی تاریک
پیام زده شده در: ۱۲:۳۰:۱۹ سه شنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۰
#2
کتی که هنوز در اثر معجون توهم گیج بود، به لینی خیره شد.

-چی؟

لینی موهای خود را کنده و روی زمین ریخت.

- لیست! لیست!

کتی که اصلا توی باغ نبود، به باغ برگشت و لیست را از دراورد.
- یک تار موی بلاتریکس،تهیه شد،
یکی از اعضای بدن تام،کبدش رو تهیه کردیم،
یک مژه نجینی، که اونم به لطف مورچه ها تهیه شد،
ملاقه هکتور، که اونم تهیه شد،
یکی از بال های لی...اهم اهم..اونم تهیه شد
و در اخر...چوبدستی لرد ولد..!

چشمان هر سه نفر گرد شد!

-چوبدستی ارباب؟!!

ایوا که از تعجب ماجرای موها را فراموش کرده بود با حالتی افسرده به کتی و لینی نگاه کرد.

-این دیگه نمیشه.


قدم قدم تا ‏ روشنایی، ازشمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر!
می جنگیم تا آخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی!!!‏
برای عشق!!!!‏
برای گریفیندور.


پاسخ به: یاران لرد سياه به او مي پيوندند(در خواست مرگخوار شدن).
پیام زده شده در: ۱۲:۰۷ سه شنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۰
#3
سلام ارباب! سلام بلا! اینم مال من که پستش کردم!


۱-هرگونه سابقه عضویت قبلی در یکی از گروه های مرگخواران / محفل را با زبان خوش شرح دهید.

نداشتن سابقه با زبان خوش-

2-به نظر شما مهم ترین تفاوت میان دو شخصیت لرد ولدمورت و دامبلدور در کتاب ها چیست؟


دامبلدور بینی و ریش داره ولدمورت نداره..


3-مهم ترین هدف جاه طلبانه تان برای عضویت در گروه مرگخواران چیست؟

پز دادن...؟ دیدن حسودی کردن بقیه..؟

4-به دلخواه خود یکی از محفلی ها(یا شخصیتی غیر از لرد سیاه و مرگخواران) را انتخاب کرده و لقبی مناسب برایش انتخاب کنید.

جینی.. هویج رنده شده...

5-به نظر شما محفل ققنوس از چه راهی قادر به سیر کردن شکم ویزلی هاست؟

همونجوری که حکومت قادر به سیر کردن شکم مردم دیوار ماریا و منطقه هاش بود!


6-بهترین راه نابود کردن یک محفلی چیست؟

بدیم تایتانا بخورنشون!

7-در صورت عضویت چه رفتاری با نجینی(مار محبوب ارباب)خواهید داشت؟

براشون پیتزا میخرم باهم بشینیم اتک ببینیم!

8-به نظر شما چه اتفاقی برای موها و بینی لرد سیاه افتاده است؟


ارباب لازمشون نداشتن دادن رفته!

۹-یک یا چند مورد از موارد استفاده بهینه از ریش دامبلدور را نام برده، در صورت تمایل شرح دهید.

بافتن طناب برای طناب بازی...

امیلی!
اول از همه که خوش اومدی.
هدف جاه‌طلبانه‌ات رو دوست داشتم. پز بده. خوبه!
امیلی شما برای عضو شدن تو جبهه مرگخواران، اول باید شروع به فعالیت کنی. پست‌های ایفای نقش زده، درخواست‌های نقد فراوان داده و پیشرفت زیادی حاصل کنی! الان هیچ پستی نداری که من بخونم و ببینم در چه سطحی هستی. پس برو، کسب علم و خباثت کن و بعدا دوباره اگه دوست داشتی بیا.

موفق باشی.


ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در تاریخ ۱۴۰۰/۸/۲۷ ۰:۰۶:۱۴

قدم قدم تا ‏ روشنایی، ازشمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر!
می جنگیم تا آخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی!!!‏
برای عشق!!!!‏
برای گریفیندور.


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۹:۳۰ چهارشنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۰
#4
نام: امیلی (ملقب به امی)

نام خانوادگی: اورگاردن

جبهه: مشخص نیست

گروه: گریفیندور

چوبدستی: چوب راش با هسته قلب اژدها، ۱۲ اینچ و انعطاف پذیری بالا

جارو: نیمبوس ۲۰۰۰

مشخصات ظاهری: دارای موهای قرمز به طوری که همیشه با ویزلی ها اشتباهش می گیرن...
پوستش سفیده و چشماش قهوه ای.
کلا حالت چهره ی بچگونه و معصومی داره.

مشخصات اخلاقی: خیلی خیلی خجالتیه... بلند پرواز و به شدتتتت خیال پردازه به طرزی که توی رویاهاش زندگی می کنه کلا...

علایق: انیمه، مانگا، مانهوا... کلا هرچیزی که به انیمه و ژاپن مربوط بشه، نقاشی کردن.


تایید شد. خوش اومدی به ایفای نقش!


ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در تاریخ ۱۴۰۰/۷/۲۸ ۱۱:۰۶:۲۲

قدم قدم تا ‏ روشنایی، ازشمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر!
می جنگیم تا آخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی!!!‏
برای عشق!!!!‏
برای گریفیندور.


پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
پیام زده شده در: ۱۸:۰۲ سه شنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۰
#5
سلام مجدد کلاه عزیز!
بفرمایید اینم از این!
حالا شال و کلاه قرمز من رو می دید من برم؟

(متاسفانه وقت ویرایش تموم بود و نتونستم قبلی رو ویرایش کنم.)


سلام فرزند خوبم!

اتفاقا کار درستی کردی. پست‌های این‌چنینی باید دوباره زده بشن تا بتونیم متوجه درخواستت بشیم.

حالا که انقدر مشتاق هستی، دلیلی نداره جلوت رو بگیرم...


گریفیندور!

مرحله بعد: انتخاب یک شخصیت از لیست شخصیت های گرفته نشده و معرفی آن در تاپیک معرفی شخصیت.


ویرایش شده توسط کلاه گروهبندی در تاریخ ۱۴۰۰/۷/۲۸ ۰:۱۸:۴۲

قدم قدم تا ‏ روشنایی، ازشمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر!
می جنگیم تا آخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی!!!‏
برای عشق!!!!‏
برای گریفیندور.


پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
پیام زده شده در: ۱۱:۱۵ دوشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۰
#6
سلاااام کلاه عزیز!
من دختر خون گرمی هستم.
شیطونم و نمیتونم یه جا بشینم!
همیشه خیلی تند تند حرف میزنم اصلا حوصله ی محاسبه ندارم!
به شدت شجاعم و دردسر یکی از روزمر گی هامه!

خیلییییییی گریفیندور رو دوست دارم و به شدت دوست دارم اونجا باشم!
میشه شال و کلاه قرمز ما رو بدید ما بریم؟
----
سلام بر تو ای فرزند خونگرم.
لطفا برای گروهبندی عجله نکن.
اول باید مراحل زیر رو به ترتیب طی کنی تا بتونم به گروهی که دوست داری و برات مناسبه بفرستمت.
قوانین رو به دقت مطالعه کن و بعد برگرد.

1. خواندن قوانین ورود به ایفای نقش.
2. شرکت در تاپیک کارگاه داستان نویسی. (مرتبط با یکی از تصاویر کارگاه)
3. مطالعه‌ی بیوگرافی گروه‌های چهارگانه هاگوارتز و مراجعه به تاپیک گروهبندی.
4. انتخاب یک شخصیت از لیست شخصیت های گرفته نشده و معرفی در تاپیک معرفی شخصیت.


تایید نشد.


ویرایش شده توسط ملانی استانفورد در تاریخ ۱۴۰۰/۷/۲۶ ۱۴:۲۲:۰۵

قدم قدم تا ‏ روشنایی، ازشمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر!
می جنگیم تا آخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی!!!‏
برای عشق!!!!‏
برای گریفیندور.


پاسخ به: کارگاه داستان نویسی
پیام زده شده در: ۱۱:۱۰ دوشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۰
#7
-ولی...من نبودم..
-پس کی بوده؟

داد و هورا های اسنیپ به قدری بلند بود که تا زیر زمین هافلپاف هم می رفت.
-ها؟ کار کی بوده پاترر؟
-کار من نبوده‌...من اصلا آبی دوست ندارم... اگه هم میخواستم همچین کاری کنم قرمزشون می کردم..‌!

اسنیپ آتش گرفت.
برگشت و دوباره نگاهی به ردا های مشکی و خفن و باحالش، که رنگ آبی آسمانی گرفته بودند خیره شد.
با چشمان قرمز شده به سمت هری برگشت و فریاد کشید:
-پس این بهونته؟
-ولی...
-

هری نفسش را درون ریه هایش حبس و کرد تند تند و پشت سر هم حرف زد.
-چشمام رو نگاه کن! چشمای لیلی هست! من پسر برگزیدم! من پسر لیلی ام! من پسر جی..عه وا، اشتباه شد. پسر لیلی ام..

گوش اسنیپ شنوا نبود.
هری ایندفعه واقعا بیچاره شده بود..‌.

فلش بک:
سه بچه ی سال اولی با ظرف های بزرگ رنگ آبی آسمانی به دفتر اسنیپ آمده بودند.
-دامبلدور گفت اینا رو به مینروا بدیم ها...
-ویلیام مینروا؟
-نه ویلیام مینروا کدوم تسترالیه! پروفسور اسنیپ منظورشه! مگه نمیدونی اسمش مینروا اسنیپه؟
-مواظب باش!

یکی از آنها سر خورد و به آن یکی که ظرف های رنگ را در دست داشت، برخورد کرد و رنگ ها به داخل کمد اسنیپ پرت شدند....

پایان فلش بک



با توجه به تصویر شماره‌ی ۷ کارگاه داستان نویسی

تایید شد.


مرحله‌ی بعد: گروهبندی!


ویرایش شده توسط ملانی استانفورد در تاریخ ۱۴۰۰/۷/۲۶ ۱۴:۲۹:۴۲
ویرایش شده توسط گابریل دلاکور در تاریخ ۱۴۰۰/۷/۲۷ ۱۷:۴۰:۵۰

قدم قدم تا ‏ روشنایی، ازشمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر!
می جنگیم تا آخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی!!!‏
برای عشق!!!!‏
برای گریفیندور.






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.