هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: سال اولی ها از این طرف: کلاه گروهبندی
پیام زده شده در: ۱۴:۱۴:۵۳ چهارشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۰
#1
سلام کلاه نازنین
من یه برونگرای غیر اجتماعی عم
گاهی منطق بهم غلبه میکنه
گاهی احساسات
اهل ریسک و ماجراجویی عم
با بقیه زود جوش نمیخورم
تنبلم
دوست دارم مردم رو راهنمایی کنم
زود عصبی میشم
به شدت رک و موست کنده صحبت میکنم
علاقه خاصی به هنر دارم
از جمله نوشتن
شوخ طبعم هستم
سعی میکنم خلاقیت به خرج بدم
غرق در رویا پردازی عم
چالش فکری دوست دارم
وابسته عم
زیاد مینالم
حاضر جوابی میکنم
زود گریه عم میگیره
گرایش ذاتی به غم و اندوه دارم
دچار نوسان عزت نفسم
از ریاست گریزونم و به اصرار هم قبول نمیکنم
ولی دوست دارم معاون رئیس باشم
حقه بازم یکم
و خجالت خیلی کم اتفاق افتاده بکشم با کسی رو در بایستی ندارم
و به ظاهر اهمیت نمیدم و شلخته عم
اگه با یکی لج بیوفتم به بدترین طرز ممکن ترور شخصیتی میکنمش
و خیلی سعی میکنمبه بقیه اعتماد به نفس بدم
از تشبیه هم خیلی استفاده میکنم

•~•~•~•~•~•~•~•~•

هافلپاف

مرحله بعد: انتخاب یک شخصیت از لیست شخصیت های گرفته نشده و معرفی آن در تاپیک معرفی شخصیت.


ویرایش شده توسط melorin در تاریخ ۱۴۰۰/۱۱/۲۰ ۱۴:۱۸:۰۷
ویرایش شده توسط melorin در تاریخ ۱۴۰۰/۱۱/۲۰ ۱۴:۲۰:۰۹
ویرایش شده توسط کلاه گروهبندی در تاریخ ۱۴۰۰/۱۱/۲۰ ۱۴:۴۴:۲۲


پاسخ به: کارگاه داستان نویسی
پیام زده شده در: ۱۵:۵۱:۰۹ سه شنبه ۱۹ بهمن ۱۴۰۰
#2
http://www.jadoogaran.org/modules/xcg ... 9671_256967_5175359_n.jpg
تصویر شماره 3

نمیدانست دقیقا چرا بعد از این همه مقاومت به آنجا رفته بود و داشت به چهره زنی با موهایی همچون بوسه، آتشین و چشمانی جنگلی در حالی که او را در آغوش گرفته بود چشم دوخته بود.
زنی که با اولین دیدار توانست قلب او را تصاحب کند.
در آن دو جفت جنگل سبزِ چشم های زن هر بار با نگاه کردن به او درخت عشق جوانه میزد.
اسنیپ به سختی بغضش را قورت داد و ناگهان به طرز دیوانه واری شعله های خشم و تنفر در تمام وجودش زبانه کشید تنفر از آن جیمز از خود راضی، از هری پاتر معروف که باعث و بانی تمام این مصیبت ها بود.
 اما... اما او بیشتر از همه مقصر بود. اگر به مرگ خواران نمی پیوست.... اگر پیشگویی را به دست لرد سیاه نمیداد... 
لی لی حالا زنده بود.
 او باید بیشتر از همه از خودش متنفر میبود نه کس دیگری.
اینکه دیگر خونی در رگ های لی لی جریان نداشت فقط و فقط تقصیر خود او بود.

----------+
داستانت کمی کوتاه بود، اما توصیفات و فضاسازی خوبی داشتی.

بعضی از جملاتت زیادی طولانی و پر از تشبیه میشدن مثل:

نقل قول:
در آن دو جفت جنگل سبزِ چشم های زن هر بار با نگاه کردن به او درخت عشق جوانه میزد.

که تقریبا معنیش رو از دست داده و تشبیه درآن دو جفت جنگل سبز اضافه ست.

اما در مجموع قشنگ نوشته بودی.
تایید شد.
مرحله‌ی بعد: گروهبندی!


ویرایش شده توسط ملانی استانفورد در تاریخ ۱۴۰۰/۱۱/۱۹ ۱۶:۲۱:۰۸






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.