هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل

صفحه‌ی اصلی انجمن‌ها


صفحه اصلی انجمن ها » همه پیام ها (آرتور ویزلی)



Re: هالی ویزارد
پیام زده شده در: ۱۲:۳۶ چهارشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۳
#1
من اسم كمپانيمو انتخاب كردم
ويزني
فيلم بعدي از كمپاني ويزني:تمدن
در ضمن كمپاني ويزني فيلم هاي تاريخي و جنگي مي سازه


I come back


Re: هالی ویزارد
پیام زده شده در: ۱۹:۰۳ دوشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۸۳
#2
عنوان:جنگ جهاني صد و چهل و شش و نيمم
با شركت:
آرتور ويزلي
مرلين
كرام
شكمبولي
و تعدادي سيا لشكر و سفيد لشكر...
كارگردان:آرتور ويزلي
********
كوچه ي تاريك و سياه
مرلين و آرتور در حال راه رفتن
كرام به همراه شكمبولي ظاهر ميشه
آرتور:به ببين كي اينجاست ... كرام
شكمبولي:اهم اهم
مرلين:اين صداي كي بود؟
شكمبولي:من!
آرتور:تو كي هستي كجايي
كرام:جناب وزير كنار من تشريف دارن
آرتور:آهان چشاشو ديدم
شكمبولي:خوب بالاخره وقتش رسيده كه منافقين سركوب بشن
تصوير مياد رو مرلين و پلك زدنشو نشون ميده
هوا روشن ميشه و شكمبولي و افرادش معلوم ميشن
مرلين:معلوم نيست اينارو از كجاي آفريقا آورده كه اينقد سياهن
آرتور:بدو فرار
مرلين و ارتور فرار مي كنن
انواع جادو ها به سمتشون روانه ميشن
آرتور و مرلين غيب ميشن
******
محفل
بيــــــــــــــــــــــــــــــــــــبوووووووووووو بيــــــــــــــــــــــــــــــــــبوووووووو
آرتور:حمله ي هوايي شده
تصوير بيرون محفل رو نشون ميده كه عده اي جادوگر روي جارو بروي سقف محفل جادو ميفرستن
آرتور:بدو بريم آشپزخونه
مرلين:صبر كن الان نيروي كمكي خبر مي كنم
تصوير مياد رو مرلين و مرلين چشاشو ميبنده و تمركز ميكنه
تصوير به بيرون محفل ميره
و چند تا جادوگر سفيدو رو جارو نشون ميده كه سياه ها رو با جادو سرنگون مي كنن
*******
راديو وزارت:طبق جديدترين خبر ها نيرو هاي وزارتي قسمت هاي اعظمي از محفل را تصرف كرده اند و در آن جا رژه مي روند
*******
شكمبولي در برابر افراد خودش
شكمبولي:ما از محفلي ها شكست نخورديم ما از بوي گند دستشوييشون شكست خورديم
*******
در نزديكي محفل آرتور و مرلين يك منجنيق آوردن و گراپي رو روش سوار كردن
و گراپي رو به هدف مشخصي فرستاده شد
*******
شكمبولي همچان در حال سخنراني است كه گراپي ميافته رو خودش و تمام افردش
*******
پس از بمباران گراپي محفلي ها نيرو هاي وزارتي خود را از جنگ كنار كشيدند...


I come back


Re: مغازه جیب بر های جادویی ویزلی ها
پیام زده شده در: ۲۲:۱۱ جمعه ۱۴ اسفند ۱۳۸۳
#3
آرتور كه خاك آلود بود بر ميگرده
آرتور:لودو كو؟
فرد: اونجاست
لودو:سلام آرتور عزيز حالت چطوره
آرتور:حالا بهت مي گم
لودو:صبر كن بيا يه معامله اي با هم بكنيم
آرتور:چي؟
لودو:در مغازه رو ميبنديم و من هم به چيزي كه ميخوام ميرسم اينطوري هر دو راضي ميشميم
آرتور:فكر بدي نيست
لودو:پس بيا تا به حسابشون برسيم
آرتور:صبر كن يه كاري دارم بعد ميام
لودو:چي؟
آرتور:بزار ميفهمي
آرتور ميزنه پشت كمر فلامل و فلامل ميافته رو زمين
آرتور:پس منو گو.ل ميزني؟
فلامل:تقصير من چيه اينا منو اغفال كردن
آرتور:خدمت هر سه تا تون ميرسم


I come back


Re: مغازه جیب بر های جادویی ویزلی ها
پیام زده شده در: ۱۰:۴۲ جمعه ۱۴ اسفند ۱۳۸۳
#4
لودو:آرتور خواهش مي كنم
آرتور:امكان نداره!
لودو:من به تو دستور ميدم
آرتور:تو نسبت به من هيچ رتبه اي نداري
لودو:
آرتور:خوب فيلم بازي نميكني گريه نكن
لودو:جان من اين تن بميره
آرتور مياد در گوش لودو ميگه:شايد مغازه رو بتونم وا كنم ولي 50 گاليونم كجا بود
لودو:پس باز مي كني
آرتور:يه هيچ وجه
لودو كه از سفارش خودش منصرف شده بود از مغازه فرار مي كنه


I come back


Re: مغازه جیب بر های جادویی ویزلی ها
پیام زده شده در: ۱۵:۵۳ پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۳
#5
آهنگ وسترني...
آرتور:
فرد:جمع كن جرج شهرداري اومد
جرج:اوه اوه بابا
آرتور:به به چه خبره اينجا
جرج:چيزه ام سلام
فرد:من هم همچنين
آرتور:بايد يكم شما رو نصيحت كنم
فرد:اوفيششش
آرتور:اما قبلش بايد در اين جا رو گل بگيرم


I come back


Re: چگونگي رد شدن از سكوي نه و سه چهارم بدون جلب توجه ماگلها ؟
پیام زده شده در: ۱۵:۱۱ سه شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۳
#6
خوب واقعا عجيبه كه توي ايستگاه به اين شلوغي كه اين همه آدم رفت و آمد مي كنه جلب توجه نشه
رولينگ ميتونست يه مكان ديگه رو بزاره كه زياد جلب توجه نكنه مثلا همين بيمارستان سنت مانگو


I come back


Re: پيام امروز
پیام زده شده در: ۲۲:۵۶ یکشنبه ۹ اسفند ۱۳۸۳
#7
[size=large]كودتاي دوباره[/size

پس مدت مديدي آرتور ويزلي به جمع جادوگران پيوست.و گمان مي شود قصد وزارت و كودتايي دوباره را دارد.
با وي مصاحبه اي ترتيب داده شده كه به شرح زير است
گ:سلام آقاي ويزلي
آ:سلام
گ:اول ميخوام در مورد كودتا سئوال كنم
آ:منتظر باشيد تا ببيند من فعلا چيزي نميگم
گ:پس ميخوايد وزير شيد؟
آ:مطمئن نيستم
گ:حامي هاي شما كيان
آ:4 تا گروه كه بيش تر نيست
گ:كدوم يكيشون
آ:سياه به اضافه سفيد
گ:ميشه واضح تر بگيد
آ:اين دو رنگ و مخلوط كنين رنگ مورد نظر بدست مياد
گ:يعني منظور دو گروهه
آ:فعلا كه يكيه
گ:چرا برگشتيد
آ:براي قشنگي
گ:متشكرم از وقتي كه گذاشتيد
آ:خواهش مي كنم


I come back


Re: جادوگر تی وی
پیام زده شده در: ۲۲:۴۴ جمعه ۷ اسفند ۱۳۸۳
#8
يك اخبار فوري
آرتور ويزلي در صفحه ي تلويزيون ظاهر ميشود
خوشحالم كه بعد از مدت ها دوباره شما رو ديدار ميكنم
من دوباره برگشتم تا اينجا دولت تعيين كنم
من اومدم تا دوره جديد وزيريمو آغاز كنم ميدونم كه شما از من طرفداري خواهيد كرد تا من تو دهن اين دولت بزنم
كرام اونطرف ظاهر ميشه
كرام: تو از كجا پيدات شد؟
آرتور:از سي سي يو پيدام شد
كرام زير لبي به كارگردان برنامه:قعطش كنيد قعطش كنيد
آرتور:ما منتظر ياري سبز شما هستيم بنياد حمايت از ! @%@%،$×^)^%×)%^))××(،(×.....


I come back


Re:بمباران شیمیایی(به روی سفیدان)به کار گیری سیاهان از سلاحهای اتمی.
پیام زده شده در: ۱۶:۵۰ دوشنبه ۲۰ مهر ۱۳۸۳
#9
تا دقايقي ديگر موشك هاي ضد سياه دامبول به سمت نيروگاه شما حركت ميكنن تسليت مي گم


I come back


Re: گفتگو با ناظر انجمن شهر لندن
پیام زده شده در: ۱۴:۳۵ دوشنبه ۲۰ مهر ۱۳۸۳
#10
بله پاك شد مي توني بياي تاپيكتو بزني


I come back






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.