هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل




پاسخ به: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۰:۰۷ پنجشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۲
#1
من اومدم به نوبه خودم از مدیران تشکر کنم به چند دلیل:
1- انگیزه و اراده قویشون که سایت رو هنوز سرپا نگه داشته. واقعا ینی اراده پولادین می‌خواد! :D
2- گرفتن دسترسی مدیریت آنتونین دالاهوف. ایشون همین هشت سالی که مدیر بودن تمام صندوق ارزی گالیون‌های جادوگران رو به اسم مسکن مهر به فنا دادن.
3- عوض کردن نام شاهزاده‌ی خالص. ما با این شخص بیشتر از شما آشناییم و اگر ایشون جای هیتلر بود قطعا جنگ جهانی رو به نفع خودش تموم می‌کرد، اینکه این تهدید رو در نطفه خفه کردید نشون از بصیرت چندبُعدی شما داره و واقعا جای تقدیر و تشکره!
4- نکته ویرایشی: من هنوز تو ایفای نقشم؟ :)) ایول آقا ایول :))


این مدتی که ما نبودیم به دنبال کسب مهارت‌های مختلف از سرتاسر این کره خاکی بودیم. برای مثال سرژ در دوره‌های نجاری نظامی شرکت کرده و در حال حاضر مجهز به اره‌های دیسکی مرگ‌باره. خلاصه که به حزب اجازه فعالیت آزادانه بدید، خود دانید البته ولی از ما گفتن بود!


ویرایش شده توسط هدویک در تاریخ ۱۳۹۲/۹/۲۱ ۰:۱۳:۳۸



Re: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۱۷:۴۶ چهارشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۰
#2
بنده هم حمایت کامل خودم از این طرح که به نظر تنها راه چاره میرسه با فرشدن دکمه 1 بر روی کیبرد اعلام می دارم و به خودم می بالم که یکی از آدمهایی بودم که به لرد خیلی سیاه راه دادم!




Re: نحوه برخورد،فکر کردی کی هستی!؟
پیام زده شده در: ۱۰:۲۶ چهارشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۰
#3
لکن اینطور نباشد که ما پست بزنیم و شما نقل قول نکنید!
تا دیروز می گفتند هدویگ فلاگ هدویگ بهمان هدویگ یک اتفاقی که فقط یک بار برای جادوگران میفتد هدویگ جادوی رول نویسی قرن بیستم حالا پست که می زنیم کسی حتی زحمت نقل قول کردنش را هم نمی کشد! باز لااقل بینز یک گریزی زد به پست ما که دلمان بیشتر نشکند. این بی توجهی و اهمیت ندادن به قدیمی ها و پستهای سرشار از مفهومشان از کجا سرچشمه می گیرد؟ این چه وضع اداره و تربیت کاربر است که احترام ما را فراموش کردند محض تفریح خودشان پست می زنند؟ این شد رول پلیینگ؟
اونوقت یکی هست مثل سرافینا، یک ساحره مفسد فی التاپیک، اطلاعاتی رد و بدل می کند با آرشام که اصلا از پروفایل شخیص هم باید حذف شود تا مشکل ایجاد نشود! آنوقت مدیران ما معلوم نیست کجا با کی هستند!
همین آرشام است که پای امثال سرافینا را به سایت باز می کند تا ما باز هم شاهد همچین صحنه هایی باشیم اونوقت هرچقدر هم که ملت بلند فریاد بزنند آقا این شخصیت را بلاک کنید، کسی گوشش بدهکار نیست. این موضع گیری ها خوب نیست عزیزان من، فقط چون ققی میگوید فلان چیز خوب است معنیش این نیست که بد است، این ققی هم به ندرت صلاح سایت را در نظر می گیرد الان هم صلاح سایت مد نظرش است که می گوید آرشام را بلاک کنید. این آرشام دایره اطلاعاتش زیاد شده اسم و سن دافی های سایت را هم ماشاءالله مثل هلو می گیرد حالا فردا اینها را در قالب یک سند رو کند شما می خواهید چه کار کنید؟ پست پاک کنید که تا آخر عمر مضحکه باشید؟ نه آقا جان. بلاک کنید این دندان خراب را از ریشه بکنید برود. همیشه از قدیم گفته اند جواب خاله بازی را باید با رول بی ناموسی داد! ما تا پای جان برای مبارزه با فساد آرشام رول بی ناموسی می زنیم تا ریشه این موجود را برای همیشه از این مکان مقدس بکنیم و خیال خودمان و هر کسی که از قربانیان این موج فضاحت آرشامیسم بوده را راحت کنیم.
من از مدیران خواستارم که دسترسی دوستانمان را پس بدهند تا بتوانیم هرچه سریعتر به رسالت راندن آرشام ِ سیاه از سرزمین رول پلیینگ برسیم!




Re: نحوه برخورد،فکر کردی کی هستی!؟
پیام زده شده در: ۲۳:۴۷ دوشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۰
#4
ینی اینکه ده نفر برگشتن تو سایت یه دونه از اینهمههههههههه تاپیک سایت رو گرفتن دستشون یه خرده با هم بگن بخندن انقد جای شما رو تنگ کرده که جایی که قرنی یه بار رول نمی خوره برداری یه رول بزنی بالاشم با فونت بولد بنویسی "سوژه جدید"؟




Re: نحوه برخورد،فکر کردی کی هستی!؟
پیام زده شده در: ۱۸:۳۲ دوشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۰
#5
من فقط درخواست آب دارم! هیچی دیگه نمی خوام آقا من فقط درخواست آب دارم!




Re: شورای مدیران!
پیام زده شده در: ۲۳:۰۶ دوشنبه ۹ شهریور ۱۳۸۸
#6
به عنوان حامي تازه واردا منم موافقم!




Re: جادوگر تی وی
پیام زده شده در: ۱:۲۲ جمعه ۶ شهریور ۱۳۸۸
#7
حزب تي‌وي تقديم مي‌كند

مستند انتقادي-اجتماعي درام-موزيكال ِ "جادوگران ارزشي ندارد!"

ديش دارام دارام ريم دام دارام دام دي ديش دام!
دوربين از خيلي خيلي دور به خيلي خيلي نزديك روي صورت هدويگ زوم مي‌كند كه سرش را پايين انداخته و سيگاري دود مي‌كند. هدويگ خيلي خيلي سريع يك نخ سيگار را تمام كرده و يكي ديگر روشن مي‌كند و شروع به حركت مي‌كند. دوربين خيلي خيلي نرم قدم‌هاي هدويگ را دنبال مي‌كند. هدويگ سرش را پايين انداخته و زير چشمي خيلي خيلي دقيق حركات اطرافييانش را دنبال مي‌كند. دوربين خيلي خيلي ناگهاني مي‌چرخد و روي فردي زوم مي‌كند كه دوستش را به خيابان زير ماشين هل مي‌دهد و نواي "آهاهاهاها!" سر مي‌دهد. تصوير به روي هدويگ برميگردد و روي پوزخندش زوم مي‌كند. هدويگ همينطور مسير خود را ادامه مي‌دهد. از كنار مغازه‌اي رد مي‌شود و نگاه خيلي خيلي مختصري به تلويزيون كوچك داخل ويترين مي اندازد. دوربين روي صفحه تلويزيون زوم مي‌كند:
-به پيشبيني همكاران ما در واحد هواشناسي حزب ارزشي‌ها ...
...
...
...
..نكات ايمني را رعايت كنيد.

حزب ارزشي‌ها


-چهه! حيف لقب ارزشي!
هدويگ ته‌سيگارش را به صورت خيلي خيلي حرفه‌اي به سمت سطل آشغال گوشه خيابان پرت مي‌كند و به حركتش ادامه مي‌دهد. دوربين او را از كنار دنبال مي‌كند. سايه‌اي روي او مي‌افتد و سرش را بلند مي‌كند.
- سلام! اسم من گابريله دنبال شوهر مي‌گردم!
هدويگ نگاه چپي به شيء! روبرويش مي‌اندازد. زير لبي چيزي (آمار فسادم بالا رفته!) مي‌گويد و طعنه‌ي خيلي خيلي ملايمي به زني كه در مقابلش ايستاده بود مي‌زند و مي‌رود. در ذهنش خاطراتش با چو و لونا و مريدانوس و بقيه همسرانش را مرور مي‌كند و آهي مي‌كشد. سيگاري روشن مي‌كند و به سمت ورودي مترو مسيرش را تغيير مي‌دهد.
دوربين عوض مي‌شود و پايين آمدن هدويگ از پله‌ها را نشان مي‌دهد. هدويگ خيلي خيلي منظم پله‌ها را طي مي‌كند. با شنيدن صدايي ناگهان مي‌ايستد.
- آهاهاها ما خيلي خفنيم! مي‌دوني چرا؟ چون ما ساحره‌ايم! ما الان به يكي از اين جادوگرا خواهش مي‌كنيم تا چرخ دستي ما رو تا دم فطار مترو حمل كنه! چقد مردا بدبختن! ما گولشون مي‌زنيم! آهاهاها!
- چقد تو خوش فكري عزيزم! خيلي نقشه خوبيه! همين كارو مي‌كنيم!‌ آهاهاهاها!
هدويگ خيلي خيلي موذيانه با چرخ دستي نزديك مي‌شود و با پايش سنگ زير چرخش را كنار مي‌زند. چرخ دستي شروع به حركت مي‌كند و چند لحظه بعد ساحره‌ها با جيغ و داد به دنبالش راه مي‌افتند!
هدويگ سرش را تكان مي‌دهد و مي‌خندد و به راهش ادامه مي‌دهد.

لوكيشن عوض مي‌شود و كوچه پس كوچه‌هاي لندن را نشان مي‌دهد. هدويگ در حال دود كردن سيگار ديگري در كوچه‌اي راه مي‌رود. سيگار را در دهانش مي‌گذارد تا يقه باراني‌اش را صاف كند. ناگهان خيلي خيلي سريع به سمت چپ مي‌چرخد و به كوچه باريك بن بستي نگاه مي‌كند كه در آن مردي در حال كتك زدن مرد ديگريست.
- به من راي مي دي لعنتي فهميدي1؟ همين الان ميري ستاد ترين‌ها و به من به عنوان خفن‌ترين جادوگر اعصار راي مي‌دي! وگرنه ...
هدويگ سيگارش را تف مي‌كند و به راهش ادامه مي‌دهد. دوربين همينطور او را از پشت دنبال مي‌كند تا اينكه جلوي دري مي‌ايستد. كليد را در قفل مي‌اندازد و در را باز مي‌كند. سپس خيلي خيلي خشن آن را پشت سرش مي‌بندد و دوربين خيلي خيلي آرام روي چوب در زوم مي‌كند و صفحه سياه مي‌شود...


ویرایش شده توسط هدویگ در تاریخ ۱۳۸۸/۶/۶ ۱:۲۷:۰۲



Re: مدیریت جلسات حضوری سایت (غیر رسمی)
پیام زده شده در: ۱۲:۱۴ شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۸
#8
از اونجايي كه سورنا تونست فقط در "يك" ميتينگ چاق‌ترين فرد جمع نبودن رو حس كنه!(با حضور ريموس) به شدت مشعوف شده!


ویرایش شده توسط هدویگ در تاریخ ۱۳۸۸/۵/۳۱ ۱۲:۱۶:۳۱



Re: دادگاه خانوادۀ جادوگرانی
پیام زده شده در: ۱۱:۴۴ شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۸
#9
قاضـــــــــــــــــــــــــــي!!!!
گوپس!(افكت با عصبانيت كوبيدن در!)
- ها چي كو كجا!
قاضي كه چرتش به شدت! پريده بود يه نگاه به هدي كه گردن رودولفو گرفته مي‌اندازه.
- چي شده؟
- من مي خوام همين الان يه دادگاه تشكيل بدي!
- الان كه نمي شه ...
- حالا!

===

تق تق تق
- دادگاه رسميست. از وكيل مدافع مي خوايم كه ...
هدويگ وسط حرف قاضي مي‌پره رو ميز:
- ببين قاضي من اين چيزا حاليم نيس! همين الان طلاق اين دست و پا چلفتي( به رودولف اشاره مي كنه) رو برا من مي‌گيري تا بيشتر از اين آبروريزي نشده!
- ولي به اين راحتيا ...
- چرا به هميـــــن راحتيه! دليلشم زيرش بنويس عدم توانايي اداره خود. اين بي عرضه خودشم نمي تونه جمع كنه مي خواد زن داشته باشه؟ يه مشت ساحره جماعت ريختن سرش هركار دوس دارن با اين مي‌كنن اين خاك بر سرم خفه خون گرفته هيچي نمي‌گه! من همين الان! طلاقشو مي‌خوام!
- ولي من نمي‌تونم ...
- چييييييييييييييييييييييييييييي؟!
گرومپس!(افكت با نوك تو شيكم قاضي رفتن!)
*خون در تمام رول پخش مي‌شه و از در و ديوار پست مي‌چكه. عبارت "اين يه حركت قديمي بود" ميون درياچه‌ي! خون حك مي‌شه. خون‌ها كم كم محو‌ مي‌شه...*

===

هدويگ رودولف در يك پر! و حكم طلاق در پر ديگر! از در دادگاه خارج مي‌شه. جلوي در بلاتريكس رو مي‌بينه كه نفس نفس مي‌زنه و به طرفشون مياد.
- رودولف؟ اينجا چه خبره؟ طلاق؟ دير رسيدم به جلسه؟
هدي يه نگاه چپ به بلاتريكس مي‌اندازه:
- چهههههه!
و با رودولف از اونجا خارج مي‌شه!

========

پ.ن : طلااااااااااااااااااق!!!


ویرایش شده توسط هدویگ در تاریخ ۱۳۸۸/۵/۳۱ ۱۱:۴۸:۴۰



Re: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۰:۲۷ پنجشنبه ۴ مهر ۱۳۸۷
#10
سلام!

مي‌گم كه كسي مي‌تونه براي من نحوه نمايش پست‌ها رو بكنه اول جديدا؟ يني صفحه يك تاپيك آخرين پستا رو داشته باشه؟‌اين پيش فرض شناسه‌هاي جديده ولي شناسه من قديميه و توي ويرايش ويژگي‌هاي فردي هم راهي پيدا نكردم درستش كنم!

میتونی پسوردتو برام ایمیل بزنی یا پیام شخصی بفرستی تا برات درست کنم.


ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در تاریخ ۱۳۸۷/۷/۴ ۱۸:۳۲:۲۸







هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.