جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

16 کاربر(ها) آنلاین هستند (11 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9
مهمانان
7
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

Hogwarts آخرین گروه‌بندی‌ها Hogwarts
هافلپاف هافلپاف
گریفیندور گریفیندور
اسلیترین اسلیترین
گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  97 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  207 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  218 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  307 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  208 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: سئوالی که دوست داشتید در پایان کتاب 7 پاسخ داده شود ولی نشد چه بود؟
ارسال شده در: جمعه 2 مرداد 1394 10:11
نمایش جزئیات
آفلاین
با سیلام
اینا سوالای من که تو فصل های اخر کتاب هفت به وجود امد و تو فصل اخر جواب داد نشد (اخا در هر صورت جواب داد نشد بهشششششششششش پرسیدن حق مسلم ماست درود بر دموکراسی)

1-من هنوز نفهمیدم هری که تمام جواب ها رو به ولدمورت داد ولدمورت هم قطعا اینقدر باهوش بود که بدونه وقتی هری صاحب ابر چوبدستی با ابر چوبدستی نمی تونه بکشتش چرا همون موقع چوب یکی از مرگ خوار ها رو قرض نگرفت تا در حالت مساوی با هری دوئل کنه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

2-من هنوز تو شوکم که چرا تا وقتی لرد زندس چون خون هری رو گرفته هری رو زند نگه می دار ولی هری لرد و زند نگه نمی دار


3- بلاخر قاتل اریانا کی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟

4-اخا اینطوری که یعنی هرکی هرکیو تو دوئل شکست بده چوبش بر فنا رفته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مگه یه چوب چند بار صاحب اختیار می کنه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟(خب اینطوری که کل دنیای جادوگری باید بر فنا بر کافی تو کلاس دوئل شکست بخوری یعنی چوبت پر و باید خیلی شیک و مجلسی با دنیای جادوگری خداحافظی کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[Steve Jobs]
Ooh, everybody knows Windows bit off apple

[Bill Gates]
I tripled the profits on a PC

[Steve Jobs]
All the people with the power to create use an apple!

[Bill Gates]
And people with jobs use a PC

[Steve Jobs]
You know I bet they made this beat on an apple

[Bill Gates]
Nope, Fruity Loops, PC

[Steve Jobs]
You will never, ever catch a virus on an apple

[Bill Gates]
Well you could still afford a doctor if you bought a PC

پاسخ به: سئوالی که دوست داشتید در پایان کتاب 7 پاسخ داده شود ولی نشد چه بود؟
ارسال شده در: یکشنبه 13 مهر 1393 18:19
نمایش جزئیات
آفلاین
پنه لوپه
دامبلدور فقط حدس زد؟!
اینهمه زحمت کشیده بود تا بتونه جان پیچ رو پیدا کنه و جون مهره اصلی نقشه ای که در همه این سال ها برای نابودی ولدمورت میکشید یعنی هری پاتر رو به خطر انداخت و اینهمه راه رو تا "غار" رفتن و فقط حدس زد؟!

مجبور شدم بعد از مدت ها دوباره برم سراغ کتاب ها. اسم اون فصل در کتاب "شاهزاده دورگه" فصل "غار" هست. و اون صحنه رو رولینگ اینجوری نوشته و ویدا اینجوری ترجمه کرده:

قدح سنگی پر از مایع زمردی رنگ بود که آن درخشش تابناک را می پراکند...
دامبلدور آستین دست سیاه شده اش را عقب راند و نوک انگشت های سوخته اش را دراز کرد...
هری: قربان نه، دست نزنین!
دامبلدور: نمیتونم دست بزنم. میبینی؟ دستم از این پایین تر نمیره. امتحان کن.

هری دستش را درون قدح فرو برد و در دو سانتی متری معجون دستش به مانعی نامریی برخورد کرد که نمیگذاشت انگشتش را از آن جلوتر ببرد.

دامبلدور گفت: لطفا از سر راهم برو کنار.

چوبدستیش را بلند کرد و آن را بصورت پیچیده ای بر روی معجون حرکت داد و در همان حال بیصدا چیزی را زمزمه کرد. هیچ اتفاقی برای معجون نیفتاد.

بعد از مدتی هری گفت: شما فکر میکنین جان پیچ توی اینه قربان؟
دامبلدور: اوه بله.

دامبلدور با دقت بیشتری داخل قدح را نگاه کرد و ادامه داد:
_ ولی چطوری میتونیم اونو برداریم؟ به این معجون نه میشه دست زد نه میشه غیبش کرد یا نصفش کرد، یا با فنجون یا لوله تخلیه ش کرد و نه از طریق تغییر شکل یا هر نوع افسون و جادویی تغییری در ماهیتش به وجود آورد...

دامبلدور ادامه داد: تنها نتیجه ای که میتونم بگیرم اینه که این معجون باید نوشیده بشه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: سئوالی که دوست داشتید در پایان کتاب 7 پاسخ داده شود ولی نشد چه بود؟
ارسال شده در: یکشنبه 13 مهر 1393 15:33
نمایش جزئیات
آفلاین
دالاهوف
دامبلدور در قبال غیب کردن اون معجون هیچ کاری انجام نداد فقط حدس زد که نمیشه این کار رو انجام بده تاز اونا میتونستن یه ظرف درست کنن تا اون مایع رو توش بریزن

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: سئوالی که دوست داشتید در پایان کتاب 7 پاسخ داده شود ولی نشد چه بود؟
ارسال شده در: یکشنبه 13 مهر 1393 13:52
نمایش جزئیات
آفلاین
پنه لوپه

اون جا همراه هری دامبلدور هم بود. دامبلدور، به عنوان قویترین جادوگر سفیدی که در اون زمان زنده بود و هر کاری از دستش برمیومد انجام داد ولی فایده ای نداشت و خودش هم اینو گفت. یعنی سعی کرد معجون رو غیب کنه. از بین ببره. منتقل کنه به جای دیگه و هر کار دیگه ای ولی در نهایت نشد و علیرغم میل باطنیش مجبور شد از هری بخواد اونو به زور بهش بخوراند.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: سئوالی که دوست داشتید در پایان کتاب 7 پاسخ داده شود ولی نشد چه بود؟
ارسال شده در: یکشنبه 13 مهر 1393 12:03
نمایش جزئیات
آفلاین
اون معجون درون اون جامی که از جان پیچ محافظت میکرد در هر صورت باید خالی می شد من می خواستم بدونم چرا با وردی که اسنیپ پاتیل بچه ها رو تمیز میکرد اون معجون رو از بین نبردن؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: سئوالی که دوست داشتید در پایان کتاب 7 پاسخ داده شود ولی نشد چه بود؟
ارسال شده در: شنبه 12 مهر 1393 22:41
نمایش جزئیات
آفلاین
اوه چقدر پست زدم قبلا اینجا

نمیدونم قبلا پرسیدم یا نه ولی موردی که از همه بیشتر دوست داشتم در موردش بدونم و دقیق جواب داده نشد این بود که سرنوشت جادوگران بعد از مرگ چی میشه؟ بصورت کلی گفته شد که اکثر روح ها انتخاب میکنند که به مسیرشان ادامه دهند و یه عده قلیل نمیتوانند دل بکنند یا بنا به دلایلی مثل اینکه خیلی فجیع یا آنی کشته شدند در این جهان و همان محل میمانند. مثل میرتل گریان یا روح گریفندور. ولی توضیح داده نشد روح هایی که به مسیرشان ادامه میدهند چگونه میشوند؟

فقط در یک جا، در آخر کتاب هفتم و در ذهن هری پاتر در کینگزکراس شمایلی از دامبلدور و یک موجود مفلوک و هری پاتر توصیف شد که اینطور بنظر می آمد که یا در آن دنیا یا حداقل برزخ باشد و دامبلدور اشاره کرد که همه این وقایع در ذهن هری اتفاق افتاده است و چون هری خواسته است به کینگزکراس آمده اند.

البته اینکه رولینگ وارد این مقوله نشد شاید تیزهوشی این نویسنده بزرگ را نشان دهد. چون ممکن بود به خیالپردازی صرف بپردازد یا اینکه با عقاید عده ای منافات داشته باشد و بحث های دینی بوجود آید. مورد دیگه که باعث میشه توصیف نکردن این مورد برام جالب باشه یه مورد فلسفیه. اونم اینکه اگه این جهان رو بیخیال بشی و فقط به آن جهان بسنده کنی باعث میشه هیچ تلاشی نکنی ولی اگه این جهانو فرصتی در نظر بگیری برای پیشرفت، تمام تلاشتو میکنی تا به جایی برسی که حداقل خودت راضی بشی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: سئوالی که دوست داشتید در پایان کتاب 7 پاسخ داده شود ولی نشد چه بود؟
ارسال شده در: شنبه 8 فروردین 1388 22:10
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:
از آنجا که برای یافتن چوبدستی اش نیاز شدیدی به نور داشت بی اختیار این ورد را بر زبان آورده بود.. و در کمال ناباوری نوری را در چند سانتی متری دست راستش می دید. نوک چوبدستی روشن شده بود.


در این نقل قول از کتاب گفته شده وقتی هری نیاز شدیدی به نور داشت بی اختیار ورد لوموس را بر زبان آورد و چوبدستیش روشن شد.

بنظر من این نقل قول موید صحبتهای قبلیمه یعنی در یه موقع حاد نیروی جادوئی هری بطرزی ناخودآگاه در اثر نیاز بروز پیدا کرد.بخصوص اینکه بعد از این قضیه در هیچ جای دیگه ای در کتاب گفته نشد مثلا شخص دیگه ای اونجا حضور داشته و کمک کرده به هری که چوبدستیش روشن شه پس جواب قریب به یقین همونه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: سئوالی که دوست داشتید در پایان کتاب 7 پاسخ داده شود ولی نشد چه بود؟
ارسال شده در: جمعه 7 فروردین 1388 17:20
نمایش جزئیات
آفلاین
هممم، من هم بدم نمیاد بهتر از این بحث کنید. من باز هم تاکید میکنم، هری وقتی از دست ِ عمه ی دادلی ناراحت شده بود "ورد" به کار نبرد اما توی کتاب پنج "ورد" لوموس رو به کار برد که بدون چوبدستی هیچ جادوگری نمیتونه وردی رو عملی کنه.

حداقل ، این چیزیه که من میدونم!

این هم از متن ِ دقیق ِ کتاب (برای تایپش از وقت ِ با ارزشم زده اما !! با دقت بخونید و یک بحث ِ مفید بکنیم. حتی حاضرم یک همچین تاپیکی برای سوالم راه بندازم .

ممنون :

متن ِ کتاب :

فصل 1 / دادلی در چنگ دیوانه سازها

ترجمه ی ویدا اسلامیه ، انتشارات ِ کتاب سرای ِ تندیس

صفحه ی 29 ؛

نقل قول:
بلافاصله روی زمین افتاد و به حالت چهاردست و پا در آمد و در تاریکی دیوانه وار به دنبال چوبدستی اش گشت. ( پاراگراف ِ دوم هست. *بدون دیالوگ ها*)


پاراگراف آخر :

نقل قول:
_ دادلی دهنتو ببند! هر کاری میخوای بکنی بکن، فقط دهنتو ببند!
هری که دست هایش مثل عنکبوت بر روی زمین حرکت میکرد دیوانه وار گفت:
_چوبدستی! چوبدستی ...کجایی؟ بیا دیگه ... لوموس!
از آنجا که برای یافتن چوبدستی اش نیاز شدیدی به نور داشت بی اختیار این ورد را بر زبان آورده بود.. و در کمال ناباوری نوری را در چند سانتی متری دست راستش می دید. نوک چوبدستی روشن شده بود. هری قاپ زد و آن را برداشت و ...



قسمت های بولد شده ثابت میکنه که دستش روی چوبدستی هم نبوده ! چند سانت باهاش فاصله داشته.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b]دیگه ب
Re: سئوالی که دوست داشتید در پایان کتاب 7 پاسخ داده شود ولی نشد چه بود؟
ارسال شده در: پنجشنبه 6 فروردین 1388 19:47
نمایش جزئیات
آفلاین
پس شما باد شدن عمه دادلی بر اثر خشم هری را بدون چوبدستی چطوری تفسیر میکنید؟!

جادوگرا بعضی وقتا در مواقع حاد قابلیت های جادوئیشون بطرز خاصی حتی بدون استفاده از چوبدستی نمود پیدا میکنه.

اگر متن اون قسمت مد نظرت از کتاب رو عینا نقل قول کنی بهتر میشه بحث کرد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: سئوالی که دوست داشتید در پایان کتاب 7 پاسخ داده شود ولی نشد چه بود؟
ارسال شده در: پنجشنبه 6 فروردین 1388 17:59
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام.

نقل قول:
میدونیم جادوگرها قبل از سنی که به هاگوارتز برن و بتونن توانائی جادوئیشونو کنترل شده در اختیار خودشون بگیرن، وقتی هنوز بچه سال هستن ناخودآگاه در مواقع حاد توانائی جادوئیشون نمود پیدا میکنه.نمونه شو در کتاب دیدیم که هری وقتی در مدرسه بود و دادلی و دوستاش دنبالش کرده بودن در حین فرار ناگهان از سقف ساختمان مدرسه سر در آورد.



اولا" که این مورد یک جادوی کنترل شده نبوده که بشه اونو با چوبدستی هدایت کرد، غیب و ظاهر شدن بوده. نیازی به چوبدستی نداشته!


نقل قول:
من متن کتابو کامل یادم نیست ولی اگه گفته شما درست باشه میتونیم این جادوی بدون چوبدستی هری رو در همین قالب توضیح بالا تفسیر کنیم.


آنتونی عزیز، فکر نکنم بشه به این مسئله ربطش داد. چون وقتی هری ورد "لوموس" رو به کار برد ، باید یک چوبدستی استفاده میکرد اما برای غیب و ظاهر شدن یا هر حرکتی که توی کتاب بهش اشاره شده بود (حرف زدن با مار! ) نیازی به چوبدستی نداره .

اما اینکه هری برگرده بدون چوبدستی یه ورد رو به کار ببره و اون ورد درست عمل کنه واقعا" عجیب میشه. فکر میکنم یه جای دیگه هم چنین چیزی توی کتاب بود، ولی دقیق یادم نیست کجا بود. این خیلی تو چشم تر است!

واقعا" فکر میکنی هر کسی میتونه بدون چوبدستی وردی حتی مثل "لوموس" ساده به کار ببره.

ممنون از جواب، اما من قانع نشده ام.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b]دیگه ب