شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
نام: لودو بگمن گروه: هافلپاف سن: دلم جوونه! ظاهر: موهای بلوند و دلبرانه بلند و چهره زیبا و ساحره کش چوبدستی: 40 سانتی متر از جنس نارون و هسته ی ققنوس، انعطاف پذیر و مناسب برای جادوهای سیاه. ل ودو بگمن یکی از خوف ترین جادوگران دنیا در طول تاریخ بوده که جز اربابش لردولدمورت گولاخ تر از او ندیده! لودو بگمن که در کوییدیچ هم بهترین بازیکن و مدافع تاریخ بوده و در زمانی که در تیم ملی انگلستان بازی میکرده یک تنه تیم رو قهرمان جهان کرده و از شهرت بالایی به این خاطر برخوردار است. متاسفانه این روز ها به دلیل این که ساحره ها آنقدر پیشنهاد های مختلف به او میدهند به سطوح آمده و مجبور شده چند بار در هیبت های مبدل مانند دراکو مالفوی درآید تا او را نشناسند و آسایش داشته باشد.
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لودو بگمن در 1389/11/28 0:46:54 ویرایش شده توسط آنتونین دالاهوف در 1389/11/28 1:25:36
ظاهر:چشمان دابی بسیار بزرگ، سبز و مثل توپ تنیس است و بینی او دراز و باریک مثل مداد می باشد (ح.ا.1، ح.ا.2). او نسبتا" مثل همه جن های خانگی کوتاه است و قدش تا پهلوی هری می رسد. معرفی کوتاه: دابی، جن خانگی، سالها در خدمت خانواده مالفوی بود تا اینکه علاقه اش به هری پاتر او را تحریک کرد در مورد بازگشت به مدرسه در سال دوم هشدار دهد زیرا از نقشه لوسیوس برای دفتر خاطرات خبر داشت. دابی آن سال چندین بار در زندگی هری دخالت کرد که نتایجی نا موفق در پی داشت، اما در ماه ژوئن با حقه ای که هری به لوسیوس با دادن جوراب زد، او توانست آزادی اش را به دست آورد . سپس دابی به هاگوراتس رفت و در آنجا برای خدمات خود مزد می گرفت و در کمک به هری و مراقبت از او به موفقیت بیشتری رسید. دابی علاقه خاصی به جوراب داشت و از دستمزد خود برای خریدن کاموا و بافتن آنها استفاده می کرد. دابی شجاعت خود را ثابت کرد و در سالهای بعد خود را وقف کمک به هری نمود. او گیاه دریایی را در مسابقه دوم به هری رساند ، محل اتاق مشروط را آشکار کردو به کریچر در تعقیب دراکو مالفوی کمک نمود. آخرین خدمت بزرگ او به هری در ماه مارس 1998 بود که توسط ابرفورث دامبلدور به عمارت مالفوی فرستاده شد. در آنجا ابتدا جان لونا، دین توماس و اولیوندر را نجات داد و بعد برای نجات هری، رون، گریپهوک و هرمیون برگشت. هر چند موقع آپارات به خارج از عمارت، بلاتریکس لسترانج به سوی دابی چاقوی نقره اش را پرتاب کرد و او با زخمهایی مرگبار به کلبه صدفی رسید. آخرین کلمات او «هری پاتر» بودند . هری با دستان خود، قبر دابی را در کنار دریا درست کرد و سنگی با این نوشته روی آن قرار داد، «در اینجا دابی ، جن خانگی آزاد آرمیده است» تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آنتونین دالاهوف در 1389/11/25 21:06:54
نام:هلنا ریونکلا لقبی که دانش آموزان و اساتید هاگوارتز از آن استفاده می کنند:بانوی خاکستری لقبی که مادرم به من میدهد:دختره ناخلف لقبی که بارون خون آلود به من می دهد:........(خصوصیه )......والاآخر گروه:ریونکلا شغل:شبح گروهم دیگه مگه نمیبینی اونورم از اینورم پیداست. تحصیلات:پی اچ دی عبور نرم و بی صدا از دیوار و هرگونه جسم سخت(بعد از مرگ)-فوق لیسانس جون به لب کردن بارون(قبل از مرگ) چوب دستی:ندارم من دختر روونا ریونکلا هستم.در 18سالگی از خونه فرار کردم چون مادرم منو درک نمی کرد و همش می خواست منم مثل خودش بشم.اولش سخت بود ولی بعدش به دختر فراری بودن عادت کردم.تاج مادرم رو که ازش کش رفته بودم گرو می ذاشتم تا بتونم غذا بخرم.تا اینکه یه روز سر از آلبانی درآوردم و اونجا بود که با یه پسر همسن خودم آشنا شدم. وقتی این خبر به گوش مادرم رسید،بارون رو فرستاد دنبالم(آخه همیشه آرزو داشت منو بده به بارون).بارون هم تا ما دو تا رو با هم دید خون جلوی چشماش رو گرفت و..... الان هم به صورت شبح در خدمت شما هستم.
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط The Little Witch from North در 1389/11/22 22:49:56 ویرایش شده توسط آنتونین دالاهوف در 1389/11/23 3:43:22
نام : دراکو مالفوی نام پدر: لوسیوس مالفوی نام مادر: نارسیسا مالفوی تاریخ تولد:5 ژوئن 1980 چوبدستی: چوبدستی از چوب ولیک و ریسه ی قلب اژدها گروه : اسلیترین همسر: آستوریا گرین گراس فرزند: اسکورپیوس مالفوی( همسن آلبوس پسر هری پاتر) چوب جارو: نیمبوس2001 خصوصیات ظاهری: پوست سفید و رنگ پریده، موهای طلایی درخشان و چشم های آبی خوشگلی دارم.
من همیشه با آزار و اذیت هری و رون و هرمیون حال میکردم اما از 16سالگی به مرگخواران پیوستم و ماموریت قتل دامبلدور رو بر عهده گرفتم. تمام خانواده ی من در گروه اسلیترین و اصیل زاده و دشمن سر سخت گندزاده ها بودن و منم مثل اونام.پدرم هم یکی از افراد با نفوذ وزارتخونه اس. و همینطور مادر و خاله ام دختر دایی های سیریوس و ریگولس بلک هستن.
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط draco-malfoy در 1389/11/21 22:34:15 ویرایش شده توسط draco-malfoy در 1389/11/22 0:29:48 ویرایش شده توسط آنتونین دالاهوف در 1389/11/22 12:02:49
نام :هلگا هافلپاف شغل: جادوگر سن :مرده که سن نداره باو محل زندگی:اون دنیا جنس: مونث گروه : هافلپاف مو :قهوه ای ظاهر کلی : چاق،زیبا،مهربان و سخت کوش توانمندیها :جاوگری در سطح زیااااااااااااااااااد! توضیحات:از بنیان گذاران هاگوارتز و گروه هافلپاف...!!!که همه ی افراد رو در گروهش می پذیرفت
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هلگا هافپاف در 1389/11/5 21:20:39 ویرایش شده توسط آنتونین دالاهوف در 1389/11/8 20:12:53
کاش ذهن ما یارای فهمیدن اوج کلام استادان را داشت ولی صد حیف که این ذهن مورچه وار نمی داند بر اهرام ثلاثه پا گذاشته یا بر خشتی خام...
من از زمان بچگی با سالازار و رونا و هلگا دوست بودم و از زمان بچگی با هم بودیم و فکر ساختن مدرسه هاگوارتز از اونجا به سرمون زد که برای تحصیل باید کیلومتر ها راه می رفتیم.
مو های دراز و پر پشتی دارم. چشم های سیاه مایل قرمز. و قدی متوسط مایل به کوتاه اما هیکلی درشت و قدرتمند دارم.
از آدم های شجاع خوشم میاد چون خودم شجاعترین شجاعان هستم.
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1389/10/13 13:54:03
نام:الستور نام خانوادگی:مودی نام گروه:گریفیندور معرفی شخصیت: اودر سال چهارمی که هری در هاگوارتز تحصیل می کرد یعنی درهری پاتر و جام آتش توسط دامبلدور به عنوان معلم درس دفاع در برابر جادوی سیاه معرفی شد پس از چندی رفتارهای مشکوکی از او سر زد که در اخر داستان پس از تمام شدن مسابقهٔ جادوگری مودی به سراغ هری میرود و به او می گوید من بودم که اسم تو را در جام انداختم من بودم که به تو غیر مستقیم کمک می کردم تا برنده شوی وهمین طور من بودم که جام را به رمز تاز بدل کردم آن موقع دامبلدور میرسد و با محلول را ستی مشخص میشود او مودی واقعی نیست بلکه بارتی کراوچ یکی از مرگ خواران ولدمورت است و مودی واقعی را در صندوقچه ای حبس کرده و ساعت به ساعت معجون مرکب پیچیده می خورده تاهویتش را مخفی نگه دارد او همین طور در کتاب پنجم هری پاتر به محفل ققنوس پیوست در کتاب هفتم چون طلسم مادر هری در حال از بین رفتن بود(اگر این طلسم از بین میرفت ولدمورت به هری دسترسی داشت) قرار شد هفت نفر از معجون مرکب پیچیده بخورند آنگاه هر یک با یک محافظ به سمت یکی از خانههای محفل ققنوس که با جادوهای حفاظتی حفاظت می شد بروند تا ولدمورت و مرگخاران سردرگم شود که کدام یک هری واقعی است مودی محافظ مانگاداس فلچر که خود را به شکل هری در اورده بود به سوی یکی از خانههای امن می رفت که ولدمورت آنها را تعقیب کرد و طلسم ولدمورت به صورت مودی برخورد کرد او از جارو به پایین افتاد و مرد. او به دلیل چشم سحرآمیزش به چشم باباقوری معروف بود
لطفا من را پس از تایید در بازی با کلمات تایید کنید.
نام: داولیش گروه: گریفیندور جنس: مذکر سن: بیش از ۳۰ سال رنگ مو: قهوه ای شغل: کارآگاه وزارت جادو اولین حضور: کتاب هری پاتر و محفل ققنوس توضیحات: کارآگاهی که پروفسور دامبلدور از او به عنوان جادوگری توانمند یاد کرد.
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1389/10/13 13:42:43
توضیحات: جوانی هستم جویای نام، با قد بلند و موهای نقره ای و صورت مثلثی. از خانواده اصیل و با اصالت مالفوی ها میباشم و پدرم لوسیوس از مرگخواران با وفای لرد ولدرمورت است. انشالا منم پا روی جاپای او خواهم گذاشت و وفادار ترین مرگخوار ولدرمورت میشوم. اصولا بنده برای اصالت خون خیلی ارزش قائلم و ماگل ها برایم دوزار نمی ارزند و دوست دارم سر به تنشان نباشد. من دشمن خونی هری پاتر هستم و مطمئن باشید روزی او را خواهم کشت. با این شرایط من و خانواده مرفه و گالیون مندم به یک دختر زیبا و قدبلند و اصیل و سیاه برای ازدواج نیاز مندم :D
تایید شد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لولو در 1389/10/11 1:11:48 ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در 1389/10/12 17:07:02