هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





بدون نام
بيچاره شدي! تمام راههاي خروجي بسته است!



بدون نام
شاخدار:خب نفر بعدي كيه؟ آرتور بيا جلو! ا كجا فرار ميكني؟ ريموس درو ببند!
مهتابي چوبدستيش رو حركت ميده و يه ديوار جلو در درست ميشه! آرتور هم كه در حال دويدنه با سر ميره تو ديوار .
شاخدار: خب! آرتور هنوزم به ماگلها علاقه داري؟ خب بذار ببينم اينجا چي داريم؟
پانمدي: اين گيوتين چطوره؟
شاخدار: سيريوس حالا خشانتت رو بذار واسه بعد! اين دستگاه ناخن كش خوبه! از يه ماگل ولگرد كه ميگفت قبلا جلاد بوده خريدمش!
***
۱ ساعت بعد: آرتور: آي! آخ! ناخنهام! من نميدونستم ماگلها هم انقدر خشن اند! ديگه دور و بر وسايل ماگلي نمي پلكم!
---------------------------------------------------------------------------كجا ميري پاتيناز جان! مگه سر در رو نخوندي؟



Re: شيون آوارگان، مخفيگاه غارتگران (هر غير غارتگري كه وارد بشه به سرنوشت شومي گرفتار ميشه!)
پیام زده شده در: ۱۸:۲۸ چهارشنبه ۱ مهر ۱۳۸۳
#3

فنریر گری بکold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۵۰ یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۲
آخرین ورود:
۱۴:۲۳ دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۸
از شب تاريك
گروه:
کاربران عضو
پیام: 351
آفلاین
نارسیسا جان ایراد نداره من که اصلا نمیتونم دوریه مادریو از پسرش ببینم برو اونم برای اره جونم
پاتیناز جان بعدن به مشکل تو هم رسیدگی میکنم جایی نریا
باشه فعلا بیا این آب نباتو بگیر
پاتیناز:مسی
شاخدار:چی بود دادی بهش؟
اسنافلز:هیچی یدونه از آبنبات های کهیرک بود
شاخدار:اهان چیزه خوبیه یادم باشه دوستا دیگه بگیریم


وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري


Re: شيون آوارگان، مخفيگاه غارتگران (هر غير غارتگري كه وارد بشه به سرنوشت شومي گرفتار ميشه!)
پیام زده شده در: ۲۰:۱۴ چهارشنبه ۱ مهر ۱۳۸۳
#4

پاتيناز


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۳۵ چهارشنبه ۱ مهر ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۹:۲۶ چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۸۵
گروه:
کاربران عضو
پیام: 12
آفلاین
انداممو نميبيني اخه بهم ميخوره
من :چقدر اصرار مي كنه مثل اينكه موضوع مشكوك ميزنه
عزيزم بيا اينجا اينو بكن تو دهن اون گوزنه كه اونجاست بدو بابا
پرونگز:اااااااااااااااخ دهنش باز ميشه و بلافاصله صداي قورت دادن چيزي به گوش ميرسه و صد البته احساس خارش كشنده
من:



بدون نام
شاخدار: واي! مردم از خنده! سيريوس يه طلسم ضد خنده بفرست تا خفه نشدم!
پانمدي چوبدستيش رو به طرف شاخدار ميگيره و يه نوري از ته چوبدستيش خارج ميشه و خنده شاخدار قطع مي شه!
شاخدار: رفقا نظرتون چيه كه بارتي رو بياريم تو غارتگران؟ آخه تو لطيفه گويي استعداد عجيبي داره!
مهتابي: به نظر من عقلاني تر اينه كه اونو تحويل آزكابان بديم.
پانمدي: برو كنار الان خودم حساب اين خائن پست فطرت رو ميرسم.
شاخدار: نه بابا! حيف نيست چنين استعدادي رو از بين ببريم؟ خب اگه ازش خوشتون نمياد ميتونيم يه كم باهاش تفريح كنيم!
شاخدار با يه حركت چوبدستي بارتي رو از زمين بلند ميكنه و به طرف پانمدي ميندازه. پانمدي هم با حركت مارپيچي چوبدستي بارتي رو چند بار بالا و پايين ميكنه و اونو به طرف مهتابي ميندازه .
يك ساعت بعد- بارتي:



Re: شيون آوارگان، مخفيگاه غارتگران (هر غير غارتگري كه وارد بشه به سرنوشت شومي گرفتار ميشه!)
پیام زده شده در: ۱۵:۰۷ پنجشنبه ۲ مهر ۱۳۸۳
#6

فنریر گری بکold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۵۰ یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۲
آخرین ورود:
۱۴:۲۳ دوشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۸
از شب تاريك
گروه:
کاربران عضو
پیام: 351
آفلاین
نقل قول:

بارتی کراوچ نوشت
بارتی یک ورد میخونه و سایت هک میشه!!!!!!!

جیمز و دوستانشو به جرم کلاشی از سایت میندازن بیرون! چرا؟ آخه جیمز My Baby نبسته بود

آخی بچگی الهی شاخدار چرا ما بیبی بارتی کوچلو نبستی بیا عزیزم بیا پیش عمو سیریوس الان برات می بندم مهتابی پودر بچه نداری بزنم بچه عرق سوز نشه
شاخدار:نداریم اما من یکم پشم شیشه داریم بزار برات بیارم
بارتی:نه!!
لوپین بچه ها دو لایه ببندید
پانمدی:آره!من موافقم گردش خوبه یدونه رو گردنش ببندیم
یکی ساعت بعد
بارتی با چشم های قرمز:ای دارم میمیرم تما بدنم میخاره پاتیناز جون هرکی دوست داری منو بخوارون
پانیناز:اه ! پیف! پیف! برو کنار بو میدی




وقتي به دنيا مي آيم:سياهم
وقتي بزرگ مي شوم:سياهم
وقتي مريض مي شوم:سياهم
ولي تو
وقتي به دنيا مي آيي:صورتي هستي
وقتي بزرگ مي شوي:سفيد
وقتي مري


بدون نام
شاخدار: نارسيسا غذا ميخواي؟ خب زودتر ميگفتي!
شاخدار چوبدستيش رو تكون ميده و هر چي تو اتاق هست بلند ميشه و ميره به طرف دهن نارسيسا . نارسيسا دهنش رو ميبنده، ولي همه چيز محكم ميخوره تو صورتش. دهنش رو باز ميكنه كه داد بزنه ولي يه تيكه چوب ميره تو دهنش و گير ميكنه!
نارسيسا: اووم!اووم! امم! (چوب رو به زور در مياره) كمك! من اصلا گشنم نيست! آخ!
شاخدار: از دست پختم خوشت اومد؟



بدون نام
آرتور و سربازها منتظرن كه هليكوپتر برسه. غارتگرا هم غيبشون زده! ولي يهو دريچه سقف باز ميشه و يه عالمه پودر خارش آور ميريزه رو آرتور و سربازها.
سربازها: آخ! واي! ميخاره!
آرتور كه دستهاش هنوز زخمه: آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخ!
غارتگران:



بدون نام
آبرفورث جان مفهوم نبود! گفتي شيون آوارگان رو پاك ميكني؟ مثل اينكه تو هم از شوخي بدت نميادها!
شاخدار: دنساگيو!
دندونهاي آبرفورث شروع به بزرگ شدن ميكنه و تا پاهاش ميرسه. پاهاي آبرفورث داره زير دندوناش قطع ميشه. آبرفورث: آيييييييييييييي!
شاخدار چوبدستيش رو به طرف دندونهاي آبرفورث ميگيره و فرياد ميزنه: دپولسو!
و دندونهاي آبرفورث خرد ميشه و خرده هاش ميپاشه تو چشم و چال همه!
آبرفورث: آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآيييييييييييييييييي! دندونام!
همه: آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخخخخخخخخخ! چشمم! كور شدم!
شاخدار: آبرفورث ميشه واضحتر توضيح بدي؟



Re: شيون آوارگان، مخفيگاه غارتگران (هر غير غارتگري كه وارد بشه به سرنوشت شومي گرفتار ميشه!)
پیام زده شده در: ۱۳:۰۹ جمعه ۳ مهر ۱۳۸۳
#10

آبرفورث دامبلدورold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۲۴ شنبه ۱۳ دی ۱۳۸۲
آخرین ورود:
۲۳:۴۶ دوشنبه ۱۷ دی ۱۳۸۶
گروه:
کاربران عضو
پیام: 548
آفلاین
آبرفورث با يه ورد ريپارو! دندوناش رو درست مي‌كنه... بر مي‌گرده تا توضيح بده:
چوبدستيش رو مي‌گيره بالا و فرياد مي‌زنه! سايلنسيو! همه ساكت مي‌شن!
وينگارديوم له وياسيو! تمام بدن شاخدار مثل عروسك خيمه شب بازي به اختيار آبرفورث در مياد!
به اختيار آبرفورث شاخدار دستاش رو از پشت مي‌چسبونه به سقف! آويزون بوده...
ببين شاخدار جان... پسرم... از اين شوخي ها با من نكن... فعلا سه ساعت و نيم اون بالا بمون... چون وردش قويه... همه‌ي افراد اينجا هم كه سايلنسيو خوردن نمي‌تونن ضد طلسمش رو بخونن... هر چند بعيد مي‌دونم كسي بلد باشه.








شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.