هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: كلاس پيشگويي
پیام زده شده در: ۱۳:۰۱:۲۴ دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۸

گریفیندور، محفل ققنوس

اما دابز


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۰۱ چهارشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۰:۳۴:۱۸
از کتابخانه مرکزی
گروه:
کاربران عضو
محفل ققنوس
گریفیندور
ایفای نقش
پیام: 102
آفلاین
سلام پرفسور.
تکلیف آوردم پرفسور.


من این رویا را خیلی دورتر از موعود تحمل می کنم! فرقی نمی کند. من آرزو دارم آزادانه پرواز کنم. از طرق آسمان آبی در قلبم . آسمان آبی دور از ذهن که در فردا ها جاری می شود.

Blue Sky in My heart

فقط در سکوت- کلمات
فقط در تاریکی - نور
فقط در مرگ- زندگی
به مبارزه شاهین ها نگاه کن؛ در آسمان خالی.

私の愛する親愛なる

مزاحم شدم؟ میشه سوال بپرسم؟
魔法の世界
レイモンド


پاسخ به: كلاس پيشگويي
پیام زده شده در: ۳:۳۳:۵۹ جمعه ۲۳ اسفند ۱۳۹۸

اسلیترین

مایکل رابینسون


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۱۷:۲۴ جمعه ۱۶ اسفند ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۸:۴۳:۰۸
از رنجی که می بریم
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
پیام: 11
آفلاین


پاسخ به: كلاس پيشگويي
پیام زده شده در: ۲:۴۹:۰۹ پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۸

ریونکلاو

ایرما پینس


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۱۹ چهارشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۳
آخرین ورود:
دیروز ۲:۲۲:۳۲
گروه:
کاربران عضو
ریونکلاو
ایفای نقش
پیام: 180
آفلاین


قبل از صحبت کردن فکر کنید.
قبل از فکر کردن مطالعه کنید.


تصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس پيشگويي
پیام زده شده در: ۲۱:۰۸:۱۰ چهارشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۸

ریونکلاو، مرگخواران

لینی وارنر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۵۳ شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۲۲:۱۰:۴۵ چهارشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۹
از رو شونه‌های ارباب!
گروه:
مرگخوار
ناظر انجمن
ایفای نقش
کاربران عضو
گردانندگان سایت
ریونکلاو
پیام: 4812
آفلاین


پاسخ به: كلاس پيشگويي
پیام زده شده در: ۱۳:۵۷:۳۳ دوشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۸

اسلیترین

سپتیموس مالفوی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۱۲:۱۴ چهارشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۰:۳۵:۴۹
از عمارت مالفوی ها
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
پیام: 20
آفلاین
سلام پروفسور
بلاخره پس از تلاش های بسیار از قرنطینه آزاد شدم
هوووووووف


ویرایش شده توسط سپتیموس مالفوی در تاریخ ۱۳۹۸/۱۲/۱۹ ۱۵:۰۸:۳۵

?AFTER ALL THIS TIME

ALWAYS




پاسخ به: كلاس پيشگويي
پیام زده شده در: ۱۸:۵۴:۵۸ یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۸

ریونکلاو، مرگخواران

تام جاگسن


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۴۱ سه شنبه ۶ فروردین ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۱۲:۲۹:۲۲
از کی تا حالا؟!
گروه:
ناظر انجمن
ریونکلاو
کاربران عضو
ایفای نقش
مرگخوار
پیام: 257
آفلاین
خسته نباشید استاد.
حمله شروع شده!


لرد منی و جان منی، نکنه ازم دل بکنی
تصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس پيشگويي
پیام زده شده در: ۱۹:۳۶:۲۰ چهارشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۸

ریونکلاو، مرگخواران

ربکا لاک‌وود


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۲۷ چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۱۱:۱۸:۰۰
از غار زیر سایه ارباب!
گروه:
ایفای نقش
ریونکلاو
مرگخوار
کاربران عضو
ناظر انجمن
پیام: 201
آفلاین
بفرمایید پرفسور! ایشون استرلیزه، تقدیم شما!


ویرایش شده توسط ربکا لاک‌وود در تاریخ ۱۳۹۸/۱۲/۱۴ ۲۳:۳۹:۵۸

فقط لرد سیاه
ارباب؟ میشه جیغ بزنم؟
♡Only Raven♡


پاسخ به: كلاس پيشگويي
پیام زده شده در: ۱۴:۰۹:۲۲ چهارشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۸

ریونکلاو، محفل ققنوس

ریموند


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۵۰ چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۱۲:۲۷:۳۲
از اون شاخاش
گروه:
محفل ققنوس
کاربران عضو
ایفای نقش
ریونکلاو
پیام: 250
آفلاین
سلام استاد!

ایشون، وِری وِری آن تایم، تقدیم شما!



پاسخ به: كلاس پيشگويي
پیام زده شده در: ۲۲:۵۵:۲۵ یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۸

گریفیندور، محفل ققنوس

سر کادوگان


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۴۹ چهارشنبه ۳ آبان ۱۳۸۵
آخرین ورود:
امروز ۲:۲۶:۲۲
از این تابلو به اون تابلو!
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
محفل ققنوس
گریفیندور
پیام: 221
آفلاین
جلسه دوم کلاس پیشگویی

زنگ کلاس‌ها به صدا دراومد و دانش آموزان که بعد از دیدن و شنیدن پیشگویی‌های وحشتناک و بعضاً شرم‌آور جلسه قبل، حاضر بودند دو زنگ پشت سر هم ریاضیات جادویی بروند ولی پیشگویی نروند، لعن و نفرین گویان یکی بعد از دیگری وارد کلاس می‌شدند و دور ترین صندلی خالی به تابلوی استاد را انتخاب می‌کردند.
کادوگان سوار بر اسبش وارد تابلوی جلوی کلاس شد، افسار اسب کوتوله را کشید و قبل از کوبیده شدن صورتش در قاب تصویر، متوقف شد! ژستی گرفت و نگاه متوقعانه‌ای به دانش آموزان انداخت. دانش آموزان بلاخره بعد از چند تا حرکت چشم و ابرو ژست مختلف، منظور او را فهمیدند و برای ترمز قهرمانانه‌اش، برایش دست زدند. کادوگان جوگیر شد و یک دور قهرمانی از درون تابلوهای دور اتاق زد!
دانش‌آموزان که تازه متوجه شده بودند به خاطر تابلو‌های آویزون در اطراف اتاق، هیچ‌جا از زیر نگاه کادوگان در امان نیستند، یقه‌های رداشون رو بالا کشیدن و لبه‌ کلاهشون رو پایین کشیدن و سرشون رو تا گردن توی کتاب‌هاشون خم کردن.
کادوگان بلاخره به تابلوی اصلی برگشت. دست کرد توی خورجین اسب کوتوله و یه دست فنجون نعلبکی رو بیرون کشید.
- خب هم‌رزمان! جلسه قبل پیشگویی از توی گوی رو با هم مرور کردیم، این جلسه پیشگویی از طریق تفاله چایی و قهوه رو داریم! دست کنید توی جامیزتون و فنجون نعلبکی ‌هایی که براتون گذاشتم رو در بیارید!

دانش آموزان طبق گفته کادوگان، دست توی جامیز کردن و فنجون نعلبکی‌هایی که روشون عکس شش در چهار کادوگان چاپ شده بود رو بیرون کشیدند. کادوگان بی مقدمه نعره کشید:
-دااابی! اون قوری رو بیار وسط!

ناگهان جن خونگی بو داده با دو تا قوری غول‌آسا که به طرز خطرناکی در دست‌های کوچیکش تلو تلو می‌خوردن و قطرات داغ چای و قهوه ازشون روی زمین و کفش و ردای ملت می‌پاچید، وسط کلاس ظاهر شد و شروع کرد به رفتن سر نیمکت تک تک دانش‌آموزان و پر کردن فنجون‌هاشون.

تکلیف این جلسه:

به تاپیک دفترچه خاطرات هاگوارتز رفته، چای یا قهوه را انتخاب کرده، یک پست راجب اتفاقات اون روز بنویسید.
تذکر: حتماً حداقل یک پیشگویی رو توی پستتون بگنجونید.
در جوار هم شمشیر بزنید!


تصویر کوچک شده



تصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس پيشگويي
پیام زده شده در: ۱۶:۲۱:۴۸ دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۸

ریونکلاو، محفل ققنوس

ریموند


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۵۰ چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۱۲:۲۷:۳۲
از اون شاخاش
گروه:
محفل ققنوس
کاربران عضو
ایفای نقش
ریونکلاو
پیام: 250
آفلاین
ویرایش: من که قبل از سه اسفند درخواست تمدید داده بودم!
اصن مهلتش سه اسفند بوده این کلاس؟
خو اون شب هر کار کردم نشد که تموم شه پستم!
همیشه با درخواست تمدید کوییدیچ موافقت میشد!
ولی کلاسای هاگ که شرکت کننده هاشم اینقده کمن تمدید نمیشه؟
اَی خدا حالا من چه کا کنم با این پست طولانی که کلی نوشتمش و کلی پاش فسفر سوزوندم؟




سلام استاد! خوبین؟
چیزه میگم من درخواست تمدید دادم چون بهم گفته بودن تا سه اسفند بیشتر نمیشه توی کلاس شما شرکت کرد و خب الان که شرکت میکنم نمیدونم چی میشه!
راستی تمرین یک و دو رو با هم ترکیب کردم!



بعد از ظهر همون روز، همون شنبه ی اول مهر- همون موجودی که اکثرا بهش میگیم خر- هاگوارتز بعد از تموم شدن تموم کلاس های اون روز، آخیش گویان خودش رو جلوی غروب خورشید وِلو کرده بود و با لیسیدن یک عدد بستنی قیفی که ته قیفش هم سوراخ بود و همه جا رو به گند میکشید از غروبِ پشت دریاچه لذت میبرد!

همه ی جادو اموزان بدبخت بیچاره ی مادر مرده هم، از فرط خستگی توی همون محوطه ی هاگوارتز وِلو شده بودن!
عصر، عصر وِلو شدن بود!
بعد از عبور از تعطیلات حس و حال هاگوارتز نبود! اصلا نبود! به هیچ وجه من الوجود ممکن نبود!
حتی عده ای از جادو اموزان کاملا در حس و حال تابستون و تفریحات تابستونیشون بودن!

از جمله، جوزفین مونتگومریه هاگوارتز ما، که انگار نه انگار که اول مهره و همه خسته ان و خیلی هم خسته ان، لب شیرونی یکی از برج های ستاره شناسی نیشسته بود و پاهاش و توی هوا تاب میداد و بدون کوچکترین هراسی و توجه به ارتفاع، با پیچ گوشتی زمختی به جون رادیوی ماگلی ای افتاده بود که به تازگی پیدا کرده بود!

-درست شو!
-خِششششش....(افکت رادیو ی نامیزون)
-دِ میگمت درست شو!
ِخشش...خشش...

رادیوی مذکور هیچ شباهتی به رادیو نداشت! شاید مونتگومری چون تاحالا رادیو ندیده بود احساس میکرد ایشون که توی دستش بود رادیوست ولی نبود!

مونت گومری همینجور که سختکوشانه درحال تعمیر شۓ توی دستش بود آواز خیلی خزی رو زیر لب زمزمه میکرد!
-دونه دونه، دونه دونه، یه حسی که الان بینمونه...

زینگ زینگ

-علو...
-علو...
-خو علووو...
-علو مونت!
-عه ریمونده! ریموند!
-میگما مونت صدات خیلی باحال بود کل تالار ریون با صدای تو خودشون و تکون دادن، خودا ازت نگذره کمرم گرفت تو قر دادن...
-علو... رِی چی میگی؟ صدای کی باحال بود؟ علو... ری؟

مونتگومری که طبق همیشه هرکی باهاش تماس میگرفت شارژش تموم میشد حیرون شده بود و از طرفی حالا با توجه بیشتری به رادیوی داخل دستش نگاه میکرد!
شاید...
-آی خاک به سرم این رادیو نیست، فرستنده رادیوست!

مونت حالا به این نتیجه رسیده بود که شاید ابروش کاملا از دست رفته باشه ولی...
ولی برق شرارت بر اشک خجالت توی چشم هاش غلبه میکرد!

مونت گومری صدای خودش رو کلفت و زمخت کرد و با صدای رسا رو به گیرنده رادیو شروع به صحبت کردن کرد.
-با تشکر از جوزفین مونتگومری بابت اجرای زیباشون سراغ استعداد برتر بعدی مسابقه ی عصر جدید رادیویی میریم! این شوما و این برترین استعداد حال حاضر دنیا در زمینه ی پیشگویی!

چند ده متری پایین تر، تالار خصوصی ریونکلاو

اعضای شاد و شنگول ریون که کلی با اهنگ پخش شده از رادیو قر داده بودن حالا با خستگی مضاعف اولین روز تحصیلی و چند دقیقه ای رقص وحشیانه گوشه و کنار تالار ولو شده بودن و با چشمانی بسته به رادیوی قدیمی روی شومینه گوش میدادن!
-پیشگویی های من در مورد گروهی از نخبگان ریونکلاوه! مسلما همه ی شنوندگان عزیز با چهره های برتر المپیاد های علمی هاگوارتز آشنایی دارن!
بله درسته همون شیش نفر معروف!
اول از همه سراغ سر دسته ی این گروه میریم!
سو لی! ناظر سابق تالار ریون حالا راه بزرگی رو در پیش گرفته که به آینده ای درخشان ختم میشه! امسال سولی موفق به کسب رتبه ی برتر کنکور سراسری جادوگران خواهد شد!

سولی که گوشه ی تالار زیر کلاه نقابدارش چهره ی ذوق مرگ شده اش رو پنهون میکرد از هوش رفته بود!

-نفر بعدی اما... هیچ اینده ی درخشانی نخواهد داشت! وزیر این روزهای وزارتخانه به زودی بر اثر حل شدن در ماده شوینده ای جدید از میان ما خواهد رفت!

گابریل که به سختی به لکه ی گوشه ی گوشیش وَر میرفت با نگاهی اسفناک رادیوی تالار و مورد عنایت قرار داد و سریعا به کار خودش با گوشی کثیف شده اش ور رفت!

-نفر سوم! د.ر، ملقب به ناظر ریون، به زودی در اختلاس ناظرین هاگوارتز شرکت خواهد کرد و از میان ما به جمع بهتر از ما خواهد رفت!

وضعیت دروئلا روزیه در این لحظه توی تالار بسیار بغرنج بود! در حدی که کتاب بزرگی رو جلوی صورتش باز کرد و خودش رو از نگاه خیره بقیه دور کرد!

-نفر چهارم! جوزفین مونتگومری! دختر مو قرمز و بلای این روز های تالار ابی به زودی به عنوان دختر برتر هاگوارتز انتخاب خواهد شد!

جوزفین که خودش هم از حرف خودش تعجب کرده بود با لرز کوچیکی که برای لحظه ای کوتاه به بدنش افتاده بود ادامه داد!
-نفر پنجم، پنه لوپه کلیر واتر، به زودی شرکت نوشابه ای جدید تاسیس خواهد کرد، نوشابه ای با طعم کرفس که رو دست کوکا بلند خواهد شد!
و در اخرررر... گوزن ریون! متاسفانه باید به عرضتون برسونم در سال تحصیلی جاری شما شاخهاتون رو از دست خواهید داد! از اونجایی که نصف مغز شوما تو شاختونه این ترم مشروط میشین، بله درسته، شما به درجه ی والای مشروطی خواهید رسید!


ایشون نقاشیمون!
بله اصلنم عکس نیست و اصلا هم از توی نت سرچ نشده و خود خود خودمم کشیدمش! (یادی از تقلب های مدرسه ای میکند)








شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.