هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل

مدرسه هاگوارتز

لیگ کوییدیچ


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: دفتر وكلای پایه 1
پیام زده شده در: ۱۴:۵۶ پنجشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۹
#67

گریفیندور، مرگخواران

ادوارد


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۰۳ شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۱۹:۰۰:۵۶ جمعه ۱۷ تیر ۱۴۰۱
از باغ خانه ریدل
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
گریفیندور
مرگخوار
پیام: 196
آفلاین
در دولت آسلامی همه چیز عادلانه است. بنابراین هیچ یک از اعضای جامعه به وکیل نیاز نخواهد داشت.


تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده

نهی از معروف و امر به منکر.


پاسخ به: دفتر وكلای پایه 1
پیام زده شده در: ۸:۵۳ چهارشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۹
#66

محفل ققنوس

پومانا اسپراوت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۱۸ یکشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۰:۲۱ چهارشنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۰
از خانه گریمولد
گروه:
کاربران عضو
پیام: 157
آفلاین
سلااااااااام(اوه یک وکیل نباید شوق داشته باشه)

1. ایا شمابا قوانین وکالتی اشنایی دارید؟(نداشتید هم مهم نیست حالا)

خودم ندارم
اما بابام با قوانین وکالتی ماگلا یک اشنایی هایی داره ولی از نوع جادوگریش رو نه

2.شما تا چه حد متهم مورد نظر(هری پاتر) را می شناسید؟

خب تا حد لازم هری رو می شناسم اما شما نگفتین هری چه کاری کرده که میگین متهمه

3.ایا شما می توانید این متهم را مجازات کنید؟

مجازات اره اما نمی تونم بکشمش


نیستم ولی هستم

تصویر کوچک شده


پاسخ به: دفتر وكلای پایه 1
پیام زده شده در: ۲۰:۲۳ سه شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۹
#65

هافلپاف، محفل ققنوس

گابریل تیت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۰:۳۵ چهارشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۸:۲۰:۱۸ پنجشنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۱
از کتابخونه
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
هافلپاف
محفل ققنوس
پیام: 542
آفلاین

علیک

1.آیا شما با قوانین وکالتی آشنایی دارید؟ (نداشتید هم مهم نیست حالا!)

متاسفانه تا حالا با وکالت سر و کار نداشتم ولی خوشحال میشدم داشته باشم!

2.شما تا چه حد متهم مورد نظر (هری پاتر) را میشناسید؟

بله من اقای پاتر رو خوب میشناسم...اون مجرم نیستش ها!

3.آیا شما میتوانید این متهم را از مجازات نجات دهید؟

سعیمان را میکنیم!


only Hufflepuff
تصویر کوچک شده


پاسخ به: دفتر وكلای پایه 1
پیام زده شده در: ۱۳:۱۴ سه شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۹
#64

نیوت اسکمندر old


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۳۲ یکشنبه ۹ شهریور ۱۳۹۹
آخرین ورود:
۱۸:۵۷ یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۹
از رنجی خسته ام که از آن من نیست !
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 127
آفلاین
آیا شما با قوانین وکالتی آشنایی دارید؟ (نداشتید هم مهم نیست حالا!)
تو بگو بگم بلدم یا نه!

شما تا چه حد متهم مورد نظر (هری پاتر) را میشناسید؟

کیه که نشناسه ! ولی هری متهم نیس ها .

آیا شما میتوانید این متهم را از مجازات نجات دهید؟

کار ما اینه!


چه قلب ها که شکسته نشد از زبان های بریده !
و چه حرف ها زده نشد از ذهن های پریده!
و چه چشم ها که پر از کشتی های در اشک بود .
و چه دل ها گرفته نشد از کشتی های غرق شده.


تصویر کوچک شده
[img تصویر کوچک شده


پاسخ به: دفتر وكلای پایه 1
پیام زده شده در: ۲۳:۱۷ جمعه ۱۲ آبان ۱۳۹۶
#63

آرنولد پفک پیگمیold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۴۲ شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۱۷:۲۴ سه شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹
از هررررررررررچی که منفوره، خوشم میاد!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 95
آفلاین
برای محفل، روشنایی و عشق


- گلرت؟

گریندل‌والد میله‌های سلول رو ول کرد و نگاهی به پشت سرش انداخت. آلبوس گوشه‌ای دراز کشیده و مشغول حکاکی صدها خط روی دیوار بود.
- چکش برام میاری؟

گلرت جوابی نداد. فقط زل زد به چشم‌های آبی آلبوس.
دامبلدوری که دو ماه پیش به جرم سلاخیِ ولدمورت مجبور شده بود تا آخر عمرش توی این سلول سیاه و تاریک، آب‌خُنَک بخوره.
امّا چشماش آبی بودن. خیلی آبی بودن!
آبی و امیدوار...

- چکش می‌خوای چیکار؟
- تو بیار، کاریت نباشه. اگه بگی "نه" به آلبوس، امشب خبری نیستش از بوس.

گلرت از ماندانگاس هم ماندانگاس‌تر بود. رفقایی داشت که می‌تونستن انواع و اقسام کالاها رو به انواع و اقسام روش، به انواع و اقسام مکان‌ها صادر کنن.
- حله!

***


- گلرت گریندل‌والد اینجاس؟
- بله.
- تو آزادی.

مبصر از سلول خارج شد و گلرت هم شروع کرد به گاز گرفتن موزاییک.
- عـــــرررررررر! چقدر زود قراره آزاد بشم! دلم می‌خواد بیشتر بمونم! تازه به این دیوارا عادت کرده بودم! نکنه فکر کردین می‌تونین منو از آلبوس‌جونم جدا کنین؟ کور خوندین! عـــــررررررررر!

آلبوس نزدیک شد و دستش رو روی شونه‌ی گلرت گذاشت.
- برو گلرت. برو. نگران من نباش. از پسش بر میام. نمی‌دونم کِی... ولی خودمو دوباره می‌رسونم بهت... به لطف این چکش!
- با این چکش؟ مگه دیوونه‌ای؟ تونل‌سازی توی دیوارِ این زندون شونصد سال وقت می‌خواد!
- اشتباه نکن، گلرت. این چکش رو تو بهم دادی. عشق بین ما توی این چکش نهفته‌س. یادت باشه... عشق چیز خوبیه. شاید بهترین چیزها. با نیروی عشق میشه از پس هر کاری بر اومد. این چیزیه که توی کلاسای خصوصیم یادت دادم، گلرت. یادت که نرفته؟ حالا هم اشکاتو پاک کن. وقتی می‌بینمشون، چشام هم اشکی میشه. برو. برو جلو. درا به روت بازه. از فرصت استفاده کن... تو آزادی!

گلرت سری تکون داد، وسایلش رو جمع کرد و رفت.
و توی اون سلول، آلبوس تنها موند.
نگاهی به خطوطِ بی‌شمارِ روی دیوار انداخت. نگاهی هم به چکش.
آلبوس:
چکش:

***


بوووووم! بوووووم! بوووووم! بوووووم! بوووووم!

- چی شده؟

همزمان با ورود رودولف به سلول، نگاه مبصرانه‌ش روی تَرَک‌های دیوار قفل شد.
- هوی دامبلدور بوقی! با اجازه‌ی کی زدی دیوار زندون رو داغون کردی؟
- دلیل خاصی نداره. همر می‌کوبیم! همر بالا! همر پایین! همر اینور و اونور! همر گردالو گردالو گردالووووو! همر تو سر من! همر تو صورتت!

تَرَک‌های دیوار فجیع‌تر شد.
قیافه‌ی رودولف چکشی شد.
در نتیجه، قمه‌کش به نقطه‌ی جوش رسید!
ولی منصرف شد، وقتی که چشمش خورد به پوستر ساحره‌ای که یادش رفته بود لباس بپوشه.
- جووووووووووووون! جیگرررررررو! ... اهم اهم... خیله خب دامبلدور، نزدیک بود بخاطر بلایی که سر من و دیوار آوردی با قمه‌هام بزنم از وسط نصفت کنم، ولی چون دیوار سلولت رو با همچین پوستر جذابی تزئین کردی، این‌دفه رو می‌گذرم.

و رفت بیرون.
آلبوس هم وقتی از دور شدن رودولف مطمئن شد، نگاهی به اینور و اونور انداخت و بعد، یواشکی پوستر ساحره رو کنار زد.
پشت پوستر، حفره‌ای به عمق نیم متر وجود داشت...

ده سال بعد

- چی شده؟

رودولف چهارگوشه‌ی سلول رو گشت. امّا هیچ اثری از دامبلدور به چشم نمیومد.
ناتوان در برابر هضم اینکه توسط دامبلدور گول خورده بود، جیغی کشید، شلوارش رو درید، وسط سلول ایستاد و مراسم قمه‌زنی به‌پا کرد و بعد از چندین ضربه، قمه رو پرت کرد سمت پوستر ساحره.
قمه از پوستر رد شد و شکاف گنده‌ای به‌وجود اومد.
رودولف مشکوکانه پوستر رو کنار زد.
- چـ... چـ... چی شده؟

پشت پوستر، تونلی عمیـــــق وجود داشت که نمیشد انتهاش رو دید...

کیلومترها اونورتر

آلبوس دامبلدور کار غیرممکن شونصد ساله رو به مدت ده سال ممکن کرده و در اون لحظه، شنا کنان در حال بازگشت به خونه‌ش بود.
- i'll bring the HAMMER back!


Rock 'n' Roll 'n' Rule 'n' Role!


پاسخ به: دفتر وكلای پایه 1
پیام زده شده در: ۲۳:۳۰ چهارشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۴
#62

آرسینوس جیگرold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۵۹ دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۱
آخرین ورود:
۲۲:۴۹ دوشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۷
از وزارت سحر و جادو
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 1513
آفلاین
ریتا اسکیتر سوسکه

شما رو هم میندازیم تو قفس کنار تدی... از همونجا دفاع کن!

تایید شد


آرمینتا ملی فلوا

هوم... شما هم هیچ فعالیت ایفای نقشی نداشتید!

متاسفانه تایید نشد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ساحرگان و جادوگران گرامی!

فراخوان به اتمام رسید و تاریخ جلسه ی دادگاه به زودی اعلام خواهد شد!

با تشکر


لیست وکلای تایید شده:


ایرما پینس
رودولف لسترنج
هرمیون گرنجر
روبیوس هاگرید
نارسیسا مالفوی
وندلین شگفت انگیز
رون ویزلی
مورگانا لی فای
تد ریموس لوپین
تراورز
ریتا اسکیتر



بدون نام
آیا شما با قوانین وکالتی آشنایی دارید؟ (نداشتید هم مهم نیست حالا!)

نعO_o

شما تا چه حد متهم مورد نظر (هری پاتر) را میشناسید؟

داری میگی من باهاش رفت و امد دارم؟؟؟؟؟

آیا شما میتوانید این متهم را از مجازات نجات دهید؟

مهم نیست کی باشه من کارمو بلدم



پاسخ به: دفتر وكلای پایه 1
پیام زده شده در: ۹:۳۴ سه شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۴
#60

ریتا اسکیتر old


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۴۵ شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۴:۵۹ پنجشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۵
از شماها خسته شدم! از خودمم همین طور!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 243
آفلاین
جیگر، بکش کنار! اومدم!

اینجانب ریتا اسکیتر اصن حس فرم پر کردن را نداشته! اصن من به این سیستم مدیریتی آزکابان اعتراض دارم!
باشد کـ... اِ! بوقی ول کن می خوام جمله رو بگم! باشد که وزارت نـ...بوق بر تو ای کارگردان پشت صحنه! بزار بگم دیه. ته دِلَم می مونه ها! گفته باشم!

آیا شما با قوانین وکالتی آشنایی دارید؟ (نداشتید هم مهم نیست حالا!)
وکیل؟ بام؟ سقف؟ شیب؟ ننه سیریوس؟ من؟ ریتا؟ چی؟
فک کنم واضح گفتم که نه!

شما تا چه حد متهم مورد نظر (هری پاتر) را میشناسید؟
در این حد که اگه دادگاه این یارو تموم بشه، دادگاه من شروع میشه!

آیا شما میتوانید این متهم را از مجازات نجات دهید؟
به قیافم میخوره از این فداکاری ها و این چرت و پرتا؟ :|
اصن هدفم از اومدن اینه که دادگاه رو تا زمانِ بی پایان ادامه بدم که نوبت دادگاه من نشه! بعله.. من اینم!

راستی...
باشد که وزارت نباشد!
ته دلم می موند!

خدافظ جیــگـــَر!


دلتنگ آن گوشه گیر قدیمی!

به امید بازگشتِ سیریوس بلک

گوشه گیرم، باز گشت!


پاسخ به: دفتر وكلای پایه 1
پیام زده شده در: ۰:۰۳ دوشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۴
#59

آرسینوس جیگرold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۵۹ دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۱
آخرین ورود:
۲۲:۴۹ دوشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۷
از وزارت سحر و جادو
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 1513
آفلاین
نیوت اسکمندر

شما چه با این شناسه و چه با شناسه ی قبلی فعالیت ایفای نقش چندانی نداشتید و سطح نویسندگیتون هم تقریبا پایینه... ولی ناامید نشید، انشاالمرلین با تمرین بهتر میشید!

تایید نشد!


ایگور کارکاروف

شما هم تا الان فعالیتی نداشته اید!

تایید نشد!


تد ریموس لوپین

هوم... الان تایید کنم؟! تایید کنم فقط باید یک قفس بیارم بذارم گوشه ی دادگاه که شما به ملت حمله نکنی خوب! ولی با این حال...

تایید شد!


تراورز

اوه... حاجی شما هم اومدید؟ واقعا انتظار دیدن شما رو نداشتم اینجا... بفرمایید بفرمایید...

تایید شد!


فراخوان تا روز 19 فروردین 1394 ادامه دارد!



پاسخ به: دفتر وكلای پایه 1
پیام زده شده در: ۱۴:۴۸ یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۴
#58

تراورز


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۹:۱۶ دوشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۱۷:۲۶ شنبه ۱۹ تیر ۱۴۰۰
از تبار مشتای آهنیم، زنده تو شهر دزدای پاپتیم
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
پیام: 520
آفلاین

آیا شما با قوانین وکالتی آشنایی دارید؟ (نداشتید هم مهم نیست حالا!)


وکالت؟ وکالت چیه حاجی؟! خوردنیه؟ تو جیب جا می‌شه؟

شما تا چه حد متهم مورد نظر (هری پاتر) را میشناسید؟

یعنی الآن هری مهتمه؟ قرار هست من نجاتش بدم؟ کارگردان بهم نگفته بود حاجی! قرار بود بیام نذری بگریم برم که...
این هری هم می‌شه نوه دختر عموی عمه زن حاج رودولفه.

آیا شما میتوانید این متهم را از مجازات نجات دهید؟

چی؟ باید نجاتش بدم؟ کارگردان گفت این‌جا بیام اعدامش کنم حالا شما می‌گی نجاتش بدم؟! بیخیال، حاجیت بازی رو بلده!


every fairytale needs a good old-fashioned villain

حاجیت بازی رو بلده

حاجی بودیم وقتی حج مد نبود...


تصویر کوچک شده







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.