هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





Re: امتحان گزارشگری کوییدیچ
پیام زده شده در: ۰:۰۲ دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۸۸

مرلینold2


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۳۵ سه شنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۲:۵۲ پنجشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۰
از پایان
گروه:
کاربران عضو
پیام: 221
آفلاین
امتيازات گزارشگري كوييديچ:

گریفندور : 0

هافلپاف : 0

اسلایترین : 0

ریونکلاو : 0


[b][size=medium][color=6600FF][font=Arial][url


امتحان گزارشگری کوییدیچ
پیام زده شده در: ۲۲:۵۴ پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۸۸

پرسی ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۱۸ سه شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۲۱:۲۱:۵۷ یکشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۹
از تو میپرسند !!
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
پیام: 3757
آفلاین
سلام

يك بازي رو گزارش كنيد و در اون با استفاده از ترفند هایی که در درس گفته شده مانند حمایتِ گزارشگر از داور جذابيت بازي رو بالا ببريد و همچنين يه ساحره رو براي خودتون جور كنيد !


چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری


Re: كلاس آموزش گزارشگري كوييديچ
پیام زده شده در: ۱۴:۴۷ چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۸

پرسی ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۱۸ سه شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۲۱:۲۱:۵۷ یکشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۹
از تو میپرسند !!
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
پیام: 3757
آفلاین
سلام


با تشکر از تدریس مرلین عزیز ، این کلاس این ترم توسط من و مرلین تدریس شد و با تشکر از شرکتِ دانش آموزان ، بعد از اتمام ِ امتحانات ، تاپیک امتحان با این تاپیک ادغام میشه ، این کلاس هم قفل میشه


پایان ترم هشتم هاگوارتز


چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری


Re: كلاس آموزش گزارشگري كوييديچ
پیام زده شده در: ۰:۴۲ چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸۸

مرلینold2


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۳۵ سه شنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۲:۵۲ پنجشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۰
از پایان
گروه:
کاربران عضو
پیام: 221
آفلاین
امتياز دهي جلسه آخر گزارشگري :

از اونجايي كه ديدم كسي شركت نكرده تو كلاسا به سرعت به اينجا اومدم تا بگم كه مهلت تموم شده و ديگه اقدام نكنيد كه يه موقع به دردسر خوندن پست نيفتم و خيال خودمو راحت كنم.

از تمام دانش آموزان تشكر ميكنم بابت اينكه تو كلاسم كسي شركت نكرد و به همين منظور به هر چهار گروه 10 امتياز كادو ميدم.

گريفيندور :10 امتياز
اسليترين:10 امتياز
راونكلاو:10 امتياز
هافلپاف:10 امتياز


[b][size=medium][color=6600FF][font=Arial][url


Re: كلاس آموزش گزارشگري كوييديچ
پیام زده شده در: ۱۹:۴۴ چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۸۸

مرلینold2


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۳۵ سه شنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۲:۵۲ پنجشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۰
از پایان
گروه:
کاربران عضو
پیام: 221
آفلاین
جلسه پنجم آموزش گزارشگري كوييديچ :

مرلين با خنده و خوشحالي و خيلي سر حال و سر زنده در كلاس رو با پا باز ميكنه و به همراه دو تا ساحره كه همراهش بودن به درون كلاس مياد.مرلين همچنان سر حال به طرف ميزش و ميره و اونجا ميشينه.ساحره ها هم كنارش وايستادن و به كلاس خيره شدن.
دانش آموزان پسر با خوشحالي به ساحره ها خيره شده بودن و آب دهنشون سرازير شده بود.دانش آموزان دختر هم كه به شدت حسوديشون شده بود ،نگاه خودشون رو به پنجره ها متمركز كردن.گابريل كه به شدت شاكي بود گفت:

-استاد مث اينكه خيلي سرتون گرمه!ميخوايد تدريس نكنيد!
-نه گابريل عزيز..من اين عزيزان رو براي آموزش امروز آوردم.البته الان دو تا پسر جيگرم براي آموزش ساحره ها مياد.

حرف مرلين تموم نشده بود كه پرسي در رو باز ميكنه و به درون كلاس مياد.دو تا پسر جيگر با موهاي بلوند كه روي صورتشون ريخته بود وارد كلاس شدن و به ساحره ها نگاهي انداختن!پرسي با سر به مرلين چيزي اشاره كرد و خارج شد.

گابريل چاپلوسانه گفت:

-استاد نميشه من با خودتون تمرين كنم؟جيگر تر از شما براي من نيست!
-خيلي ممنون 50 امتياز براي ريونكلاو !ولي امروز من قول تمرين رو به ويولت دادم.
-ايييييش !

مرلين لبخندي ميزنه و دوباره سر حال و خوشحال بلند ميشه و به طرف دانش آموزان حركت ميكنه.صدايش رو كمي بلند تر ميكنه و ميگه:

-خب امروز ميخوام آموزش جور كردن يه پسر يا دختر خوب در هنگام گزارشگري رو بهتون ياد بدم.من هر جور حساب كردم ديدم گزارشگري چه بدرد شما ميخوره؟خب يه چيز مفيد داشته باشه كه شما به طرفش جذب شيد و بريد گزارشگر شيد.
براي اين كار شما اول بايد به دقت دنبال يه پسر يا دختر خوب بگرديد.بعد از اينكه پيداش كرديد ازش تعريف كنيد و مورد توجه قرارش بديد.براش دستي تكون بديد و سعي كنيد تا آخر بازي رو مخش كار كنيد.آخر بازيم قرار شب(براي رستوران )بذاريد.

-خب حوصله بيشتر توضيح دادن ندارم.شما رو اين 4 تا مدل كار ميكنيد.منم ميرم با ويولت ببينم كجاهاي درس رو نفهميده!راستي تكليفتون هم اينه كه تو شهربازي كودكان مسابقه ي كوييديچ برگذار شده.اونجا بريد و گزارشگري رو قبول كنيد.


[b][size=medium][color=6600FF][font=Arial][url


Re: كلاس آموزش گزارشگري كوييديچ
پیام زده شده در: ۰:۲۰ چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۸۸

مری فریز باود


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۴۴ چهارشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۸۷
آخرین ورود:
۱۴:۲۹ جمعه ۱۵ مرداد ۱۳۹۵
از زیر عذاب
گروه:
کاربران عضو
پیام: 1014
آفلاین
- بله من مری باود هستم و از همین جا یکی دیگه از بهترین بازیهای تاریخ رو که بین ناظرین و مدیران فعلی سایت در حال برگزاری هست رو انجام بدن ، بله من همین جا میبینم که ناظرین با ترکیبی شامل مرلین ، پرسی ، آبرفورث ، دراکو مالفوی، منیروا مکگونگال دو تن دیگه از ناظرین وارد زمین میشن و از آن طرف هم مدیران با ترکیب همیشگی ایوان روزیه ، کوییرل ، آنتونین دالاهوف ، استرجس پادمور و یک بازیکن تیرچنگ جدید به نام اینیگو ایماگو در نقش معاون مدددددددددددددددددیر(تماشاچیان : سوت ، کف ، دست ....) خودشون رو برای بازی امروز آماده کردن .

بازیکنان دو تیم همانطور که وارد زمین می شدند مورد تشویق تماشاچیان قرار میگرفتند و با طراوت خاصی خود را به میانه‌ی زمین که در آنجا پیوز به عنوان داور بازی قرار داشت، می رساندند .

- خب بازی در همین لحظه شروع میشه، اما مثل اینکه اتفاقی افتاده و در هیمن شروع بازی هنوز ثانیه ای نگذشته که آبر چوبی رو برمیداره و یک راست میکوبه توی صورت آنتونین و با لبخندی ملیح از کنارش رد میشه، اووووووووه عجب صحنه ای بود باید ببینیم داور نظرش چیه چو هنوز سرخگون دست اونه !

پیوز خودش رو به آنتونین نزدیک میکنه بعد از آنکه نگاهی به تماشاچیای عصبانی مدیرا میندازه که در بین آنها ایرکسس و فینیاس به خوبی مشاهده میشن رو به بقیه بازیکنا میکنه و بی توجه به آنتونین سرخگون رو بالا میندازه تا بازی شروع بشه !

- بله مثل اینکه داور به خوبی به بازی واقف هست ، همین الان به من اشاره کردن که آنتونین از دیروز دندون رد داشته و آبر با این کار میخواسته اونو قبل از بازی آروم کنه ، آفرین به داور که خیلی سریع به این حرکت انسان پسندانه پی برد

اما این تازه شروع کار بود ، برای آنکه هر یک از افرادی که لحظه ای توپ را میگرفتند و به سمت دروازه تیم مقابل حمله میکردند به سرعت با یک توپ بازدارنده مواجه میشدند ، تا آنکه ایوان روزیه که شخصیتی ساکت و بی سر و صدا را دنبال میکرد دیگر تحمل خود را از دست داده و کله‌ی دراکو مالفوی را به عنوان توپ بازدارنده به طرف پرسی پرتاب کرد ! در همین لحظه درگیری بالا گرفت و بسیاری از بازیکنان به هر سو حرکت میکردند تا درگیری را پدید آورند ، پیوز نیز که اوضاع را کمی نابسامان دید به سرعت خود را به صحنه رساند !

دراکو : این چه وضعیه چرا اینطوری میکنین ؟ همه کاراتون مثل همه دیگه الانم کلی تخلف توی سایت از خودتون سر میزنه ، اصلاً هم به شکایتهای ما توجه نمیشه !

کوییرل :
نقل قول:
هر کاربر این حق رو داره بسته به سبک و سلیقه خودش بدون در نظر گرفتن موضوع تاپیک پست ارسال کنه ولی بهتره قبل پست ذکر کنه که به سوژه ربطی نداره تا سوژه تاپیک هم به هم نخوره


آبر : مرسی واقعاً اونا دارن مارو میخورن بعد شما چی میگین ؟
نقل قول:
من اکیدا درخواست دارم هر مدیری که میتونه بیاد اینجا واسه من کار تاسف بارم رو توضیح بده! کوییرل شما توضیح بدید لطفا!


کوییرل :
نقل قول:
آنتونین کار خلافی نکردن فقط دارن رو اعصاب شما مانور میدن منم که گفتم فعلا کاری بهشون نداشته باشید بزارید کله دراکو وقتی کنده شد من اقدام میکنم


پرسی :

نقل قول:
اونا غلط کردن که اومدن وسطِ انجمن هم بازی رو به مسخره بازی گرفتن هم دارن رو اعصابِ ناظر مانور میدن ! همچین کسیو باید همچین بزنی تو دهنش تا یاد بگیره چطور رفتار کنه !



در همین لحظه هلهله ای از سمت تماشاچیان بلند میشه و فریاد زنان تشکر خودشون رو به ناظرین نشون میدن !

_ بله همینطور که میبینم داور خودش رو سریع به مهلکه میرسوه ، ابتدا یه قیافه عالی میگیره و با یکی از چماق ها توی سر کوییرل میزنه ، کوییرل که خیلی عصبانی شده میخواد واکنش نشون بده که داور اخراجش میکنه ، بله منم فکر میکنم این بهترین کاری بود که میتونست انجام بده کوییرل دیگه داشت خیلی اعتراض میکرد اصلا خیلی در طول بازی چشم غره میرفت !

در همین لحظه بازی دوباره شروع میشه و اینیگو توپرو میگیره و به سرعت به طرف دروازه ناظرین میره ، هیچ کس هم نیست که جلوش رو بگیره و به سرعت سرخگون رو به طرف دروازه پرت میکه ، منیروا هم که همه حواسش رو قرار بود بزاره روی وزارت کم میاره نمیتونه توپ رو بگیره ، اما در یک آن استر که انگار از آسمون میفته جلوی توپ سبز میشه و توپ بهش برخورد میکنه و از حلقه رد نمیشه ، اما پیوز خودش رو سریع به صحنه میرسونه و اعلام گل میکنه

- خب اینطوری که من میبینم ناظرین دارن به خاطر این گل اعتراض میکنن ، البته منم با داور موافقم ما استر رو که بازی دادیم که این بار دوم باشه و چون نیت گل زدن مهمه حرکت داور بسیار زیبا و جذاب بود و این نشون از حرفه ای بودن این داور هست !

چند ساعت بعد !

- بله همینطور که میبینم لحظاتی زیادی از بازی گذشته و تا الان چندین بار منیروا گوی زرین رو گرفته اما چون داور به قصد اصلی او پی برده و میدونسته که دلش پاک نیست گوی رو ازش گرفته و دوباره بازی رو شروع کرده ! بله حالا یک پنالتی دیگه به نفع مرلین او که خودش رو از همه جناحها به دور نگه داشته تونسته بپازی خوبی رو انجام بده و داور هم برای اینکه مزد بازی خودبش رو بهش بده چند تا پنالتی براش کنار گذاشته البته بازیکنای مدیران خیلی از این مورد شاکی هستن و این رو به نفع گیری میدونن اما واقعاً باید به داور احسنت گفت که قدر بازی جوانمدانه رو خوب میدونه

در همی هنگام مرلین که میبینه داور از این نوع بازی خوشش اومده رو میکنه به بقیه و میگه :

- نقل قول:
هممم بيزحمت يه مقدار دعواتون رو شديد تر بكنيد.کوییرل حواست باشه مشت هاي بهتري بزني.آبر شما هم نميخواد با صورت بري تو كله ملت و غيره !

اگر يه مقدار دعواهاتون شديد تر بشه خيلي ممنون ميشم.من چون بيكارم ميام ميخونم و ميخندم!


- بله میبنیم که داور به شدت از این جمله استقبال میکنه و روبه بقیه میکنه و حرفهایی رو مثل ایننقل قول:
بوی نخود گندیده میاد ...
رد و بلد میکنه ! عجب داور باکلاسی داریم که خودش رو با هر سنخیتی وقف میده ! بله میبنیم که منیروا به گوی زرین نزدیک میشه بله داره اونو میگیره که بازی به نفع ناظرین تموم بشه ، بله گوی رو تصاحب میکنه ، اما نه داور خطا میگیره ، بزارین ببینیم چی شده !


منیروا : پیوز هنوز سوت نزده بودی میدونستم میخوای چکار کنی ( کنایه از حرف چتر باکس )

- اوه اوه داور کارتش رو درمیاره و بازیکن رو اخراج میکنه ، همگی دیدیم که چه الفاظ بدی رو به کار برد واقعاً که باید به داور حق داد ، بله داور گوی زرین رودر دستان آنیتا که هر سال یه بار میاد یه توپی میزنه و میره میده و بازی رو تموم میکنه ، عجب حرفه ای گری انجام میده داور ، واقعاً که منم میتونستم حدس بزنم که آنیتا توپ رو دیده بود و منیروا سعی داشت با ترفند اونو ازش بگیره بله پایان بازی به نفع مدیرا اعلام میشه و منم همینجا باید برم دست داور رو ببوسم و یه تبریک به هافل برای همچین داوری بگم


ویرایش شده توسط مری فریز باود در تاریخ ۱۳۸۸/۵/۲۸ ۹:۳۲:۳۲

خداحافظی در اوج یا خروج فوج فوج... مسئله این است!


Re: كلاس آموزش گزارشگري كوييديچ
پیام زده شده در: ۲۳:۰۲ یکشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۸

گابریل دلاکور


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۰۰ سه شنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۱۷:۳۳ دوشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۰
از يت نكن! شايدم، اذيت نكن!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 710
آفلاین
روز قبل از مسابقه

- خفه شو!
پيوز :
- خفه نشو!
پيوز :
- خفه شو بعد نشو!

قبل از اينكه پيوز براي شكلك ِ بعدي نقشه اي بكشه، فيلچ جاروشو بلند كرد و محكم از سر پيوز ردش نمود.

پيوز : زورت به من نميرسه، مردك ِ مسخره ي فشفشه! گُلي، سيگارت!
فيلچ : اِ؟ خيله خب! حالا كه اينقدر اصرار ميكني جادوت ميكنم. ميدوني فشفشه ها شايد چوبدستي نداشته باشند، ولي من يك رگ جادويي دارم به هر حال!

فيلچ دست هاشو به سمت كله ي پيوز ميگيره و پيوز همچنان در حال انجا حركت ارزشي ِ به ريش ِ فيلچ هست. دستان فيلچ در مسير دايره اي حركت ميكنه و اون با حالت آهنگين شروع به خوندن ميكنه.

- هووووووووم ماااااااا كارااااااااااااااااسوووووووووووووووو... هووووووووووووم مييييييي كاااااااراااااااااسييييييييييييي...
پيوز :

و ناگهان چهره ي پيوز ، پشت ِ سيلي از آتش و اب ِ‌مخلوط محو ميشه و وقتي ظاهر ميشه، چيزي عجيب در صورتش هست. علامتي سوال!

روز مسابقه


- گزارشگر اعظم وارد ميشوند.
- اعظم خودتي، عمه مارج! (مثلا" فحش داد باب.)

پيوز براي طرفدارن ِ ميليوني اش دستي سرسري تكون ميده و در جايگاه ِ گزارشگري ميشينه. از اون سمت ِ زمين، گابريل وارد ميشه و هيچ كس كوچكترين تشويقي نميكنه به جز يك نفر كه بعد ازمدتي، صداي دست هاي بارتي هم خاموش ميشوند . گابريل از دور دست ها، به پيوز نگاهي خشمگينانه ميكنه. مثل بقيه ي بازي ها هم، مطمئنا" آخر بازي پيوز ايرادي به داوري اش ميگيره. نفس عميق گابريل، با سوت وحشتناك بلندي خارج ميشه و بازيكنان هافلپاف و اسليترين، به شدت از زمين فاصله ميگيرند. (يعني خيلي !)

پيوز ميكروفون رو ميگيره.

- اين گابر زيبايي هاي بيسيار پنهاني داشت، چرا تا حالا Notice نكرده بودم؟
گابريل با خشم به سمت پيوز برميگرده. در افكارش: حتما" داره يه كاري ميكنه حواسم پرت بشه اونوقت بگه اين داوري نميكنه خوب.

پيوز : بازي داره به شدت درست داوري ميشه. اوووخ! هافلپاف خطا كرد و اين خطا كاملا" درست و دقيق ديده شد. داور پا به پاي بازيكنان داره حركت ميكنه و از فاصله ي اينقدر، داره ميبينه. همه صحنه ها جلوي روي داور هستند.

گابريل با عصبانيت سوتي ميزنه. به سكوي ِ داوري نزديك ميشه و يقه ي نامريي پيوز رو طبق ِ تفكرات و توهمات ِ خودش ميگيره.

گابر : ببين يارو! برو دنبال يكي ديگه براي بدبخت كردن. من خودم زياد كار دارم! اگه يكم ديگه ادامه بدي اين كارهارو، ميزنم تو سرت، بعد هم از هافلپاف كلا" 60 امتياز كم ميكنم كه ببازيد!
پيوز (پشت ِ بلندگو) : ملت!! به نظرم بايد به اين داوري توجه بشه. واو! مرلين كنه باز هم داوري بازي ها به عهده ي داورهايي با عرضه و با هنر مثل ايشون باشه.
گابر :

پيوز :
گابريل غش ميكنه‌!

پيوز ادامه ميده:
- بعله. اصلا" اين يكي از نشانه هاي توجه ِ شديد ِ داوري به اين بازي هست! داور از شدت توجه غش كردند. عجب داوريي هست، آدم لذت ميبره. نميبره؟
ملت :

و ورزشگاه كم كم در سكوت ترس فرو ميره. و آرگوس فيلچ اون گوشه موشه ها، پاي هري رو از سقف آويزون كرده و داره هِر هر شيطاني ميخنده.

روز بعد از مسابقه

ريتا : پيوز! ما باختيم.
پيوز : به من چه؟
ريتا : باب، برو بزن تو دهن اين گابر. اگه نري خودم اين كار رو ميكنم.
پيوز : بشين سرجات بابا، اون داوري اشو كرد.
اسپراوت : پيوز... جلوي روي خودت دو تا پنالتي ِ الكي گرفت.
پيوز : چه اشكالي داره. پنالتي خيلي هم حال ميده!

ملت هافل :
پيوز : داوري بعدي قول ميدم از اين بهتر باشه. شما هم اينقدر پشت سر داور ها غيبت نكنيد ميرم به مدير مدرسه ميگما.


[b]دیگه ب


Re: كلاس آموزش گزارشگري كوييديچ
پیام زده شده در: ۱۸:۴۲ شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۸۸

ترورس


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱:۰۱ دوشنبه ۵ مرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۱۶:۱۸ چهارشنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۹
از این سبیل ها خوف نمی کنی یابو !
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 209
آفلاین
رولی بنویسید و در اون حمایتِ گزارشگر بازی از داور رو به شکل طنز نشون بدید ! ( 30 امتیاز )

گزارشگر بازی روی صندلی نشست و بازی رو شروع کرد.

-با سلام خدمت شما بینندگان گرامی که این برنامه رو از کانال سه و شبکه جام جم مشاهده میکنید!
خب هر دو کاپیتان با هم دست میدن و میرن سره جاهاشون.
ســــــــووووووت
-بازی بین دو تیم کنسرو سازی هاگزمید و اف.سه نوشمک سازی بریتانیا برگزار میشه!
یاران هاگزمید عبارت اند از گرواپ ، عله ، دامبلدور ، ولدمورت ، بلا ، پیوز و ربیوس هاگرید به عنوان جستو جوگر برای تیم کنسرو سازی بازی می کنن!
-یاران اف.سه نوشمک هم عبارت اند از باراک حسین اوباما ، محمود احمدی نژاد ، علی دایی ، ماشالا خانوم ، مرحوم سیروس قایق ران و جستو جوگر شازده تقی عثمان .

-خوب میریم به بازی توپ دسته عله است ، اوباما رو یه دریبل سرپا میزنه میرسه به محمود ولی محمود با جف پا میره تو دهن عله داور دستور ادامه بازی رو میده ولی عله معترضه ... نظر داور درسته خفشو مرتکه شتر .

وایی اون گوشه ورزشگاه از چشم ما دور مونده اوباما انگشتشو میکنه تو چشم محمود و محمود با ته جارو میره تو صورت حسین وایی داور به خطا اعتقادی نداره ...

تماشاگران:داور برو بیرون ... داور برو بیرون

-حق صد در صد با داوره بله میریم به بازی گویا هاگرید اسنیچ رو دیده ولی به خاطر وزنش فقط میتونه سی سانت از زمین بلند شه با جارو ، شازده تقی عثمان به سرعت میره دنبال اسنیچ دیگه رسیده به اسنیچ ، داره میگیرتش ... وای بلا یه کروشیو به سمت شازده میفرسته و شازده از رو جارو می افته پایین ولی داور باز هم اعتقادی به خطا نداره ! کاملا درسته اون طلسم نا خواسته به شازده خورد اصلا خودش رفت سمت طلسم بعـــــله !

تماشاگران : توپ تانگ فشفشه داور ما بـــــــــوق کشه !

علی دایی مثل اینکه گردن بندش باز شده و ماشالا خانوم داره براش میبنده در همین لحظه گرواپ توپ رو میگیره میره سمت دروازه گـــــــــــــــــــــــــــل!گــــــــــــــــــــــل!

مرحوم سیروس قایق ران اومده و به ماشالا و دایی داره فحش خواهر مادر میده!
اونجارو ؛ ولدمورت شلوار عله رو کشیده پایین بعله اقا این جا جای این کارا نیست داور یک کارت زرد به ولدک میده تا دیگه از این کارای بی ناموسی نکنه!

پیوز به شدت معترضه و داره داد میزنه: ده امتیاز از اسلیترین کم طبق قوانین و شما اقای داور به چه حقی کارت زرد دادی کجای قانون نوشته اگه شلوار هم تیمی تو دراری باید کارت بگیری ها کثافت بوقلمون گوساله ...!

خب خیلی شلوغ شده بازی ... پیوز همچنان همراه داوره و داره فحش میده و اون ور ولدی هنوز نیم نگاهی به عله داره تا در یک فرصت مناسب توجیه کنه عله رو !

خوب داور دیگه خسته شد و پیوز رو اخراج کرد همینه درسته اصلا به توچه پیوز خر ؟ چرا تو اینقدر گیری واه واه ایش!

گراب جاروش رو تا ته تو دهن محمود جایی داده ولی داور توجهی نداره همینه درسته اصلا به چه اجازه محمود رفته دور بره گرواپ!

دامبلدور سه تا رو دریبل میزنه میرسه به شهین خانوم و ریشاش میره جلو چشش ، میخوره زمین ... سووووت ... نه گویا شهین خانوم انداختش همینه پنالتی درسته احسنت به این داور بوقی!

... ... ... برای دفعه چهار دهم پنالتی تکرار میشه و ببینیم ... گل همینه گل بلاخره بعد از سیزده پنالتی بلاخره پنالتی چهاردهم گل می شه و داورم از این گل مثل اینکه خوشحاله!

اسنیچ! ... عثمان اسنیچو میبینه و میره دنبالش و میگیرتش اما داور قبول نداره چرا معلوم نیست ولی حتما" درست میگه شک نکنید یک غلطی کرده که داور قبول نداره ؛ هاگرید مشتشو می کوبونه توی دهن شازده و اونو نقش زمین می کنه و اسنیچو از تو دست شازده بر میداره ... سوتتتتتتتت ... پایان بازی ؟؟؟؟!!

بعــــــــــــــــله هاگرید اسنیچو با تلاش بسیار گرفت و پیروزی رو برای تیمش به ارمقان اورد !!!

تماشا گران : رای مرا پس بده !

خب منتظر باشید که داوری این بازی رو تحلیل کنیم ولی به نظر من مشکلی نداشت داوری خیلی خوب و عادلانه بود بازی جذابی هم شاهد بودیم و تماشاگران هم به صندلی ها کاری نداشتن ، من شمارو به مرلین کبیر می سپارم ... تا دیداری دیگر بوق بر شما باد!


خدا يكي ؛ زن يكي ، يكي !

"تا دنیا دنیاست ابی مال ماست / ما قهرمانیم جام تو دست ماست"


Re: كلاس آموزش گزارشگري كوييديچ
پیام زده شده در: ۱۴:۲۸ شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۸۸

پرسی ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۱۸ سه شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۲۱:۲۱:۵۷ یکشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۹
از تو میپرسند !!
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
پیام: 3757
آفلاین
جلسه چهارم آموزش گزارشگری کوییدیچ

همه ی دانش آموزان در زمین بازی کوییدیچ منتظر اومدنِ استاد هستند ، بعد از دقایقی پرسی سوار بر روی یک چوبِ جاروی خوف از دور دست ها به سمتِ دانش آموزان میاد و با یک حرکتِ نمایشی که تحسین دختر ها و پسر ها رو برمی انگیزه ، روی زمین میشینه .

پرسی : خب ! بالاخره بعد از مدت ها فرصتی شد که یکی از جلساتِ کلاسمون رو توی فضای باز و زمین بازی برگزار کنیم !

آسپ : توی کلاس بهتر بود ! فضا بسته و تاریک بود و راحت بودیم !
مرلین که این جلسه تدریس نداشت ، با سر به یکی از دختر های سال دومی که زیباتر از همه به نظر میرسید اشاره کرد و زیر لب گفت : بریم سمتِ رختکن ها ! اونجا کسی نیست !

پرسی لبخندی زد و ادامه داد : خب ! این جلسه مربوط به یکی از مواردِ مهم توی گزارشگری کوییدیچ هست ! داور بازی و گزارشگر بازی دو تا از مهمترین عناصر توی یک بازی کوییدیچ هستند ، و مسئولیت هاشون جدا ناپذیر هستن ، برای اینکه بتونیم یک بازیِ خوب داشته باشیم ، باید این دو پُست دست به دست هم بدن و از هم حمایت کنن ، بالاخص گزارشگر !

ماتیلدا با سردرگمی پرسید : یعنی چی که از هم حمایت کنن ؟! داور مسئولیتِ هدایتِ بازی رو داره و گزارشگر فقط بازی رو توصیف میکنه ، چطوری میشه که گزارشگر از داور حمایت کنه ؟!

پرسی جواب داد : به نکته ی خوبی اشاره کردی ، همونطور که میدونید ، بیشتر از هر چیزی توی یه بازی به گزارشگر توجه میشه ، تمام ِ تماشاگران به صحبت و نظر گزارشگر توجه میکنن ، فقط بازیکنان به داور متکی هستن ! منظورم از حمایت این هست که گزارشگر از کلیه تصمیماتی که داور میگیره و نظراتی که میده در طولِ بازی حمایت کنه ! چرا که مخالفتش باعث جوگیر شدنِ بیشتر ِ تماشاگران و اعتراض بیشترشون به بازی میشه !

آبرفورث : یعنی اگر داور خطایی هم کرد ، گزارشگر باید ساکت بمونه ؟!

پرسی به سمتِ او برگشت و ادامه داد : دقیقا همینطوره ! داور اختیار کامل داره ، و اعتراض ِ گزارشگر صرفا باعثِ خراب شدنِ جو میشه و کاری از پیش نمیبره !

بذارید یکی از بازی هایی که حمایتِ گزارشگر از داور باعثِ تموم شدنِ بازی به خوبی و خوشی شد رو براتون تعریف کنم .

فلش بک - بازی کوییدیچ

داور : همگی آماده هستید ! سووووت !

گزارشگر : بله بازی شروع میشه با سوتِ داور ، همه ی بازیکنان در پست های خودشون قرار گرفتن ، آنجلینا سرخگون به دست به سمتِ دروازه اسلیترین میره ، با یک چرخش ِ زیبا توپ رو به آلیشیا میده .

تماشاگران : نـــه !

گزارشگر : اوه ! کراب با تمام ِ قدرت چماقش رو بعد از پاس دادنِ آنجلینا ، به دهانِ آنجلینا میکوبه ! از پشت اشاره میکنن همه ی دندون های آنجلینا توی دهنش ریخته

داور : سووت ! مشکلی نیست ! بازی رو ادامه بدید !
گزارشگر : اوه بله ، داور دستور ادامه ی بازی رو میده ، به نظر من هم خطا نبود ، کراب تازه باید محکم ترم تو دهن ِ آنجلینا میزد

سرخگون دست به دست بین ِ بازیکنان میچرخه ، مارکوس فلینت به نزدیکی دروازه گریفیندور رسیده .

گزارشگر : الیور وود کاملا اماده هست که این توپ رو بگیره ، مارکوس میشوته ... بله ! الیور توپ رو میگیره !

مارکوس که از هدر رفتن تلاش هاش به شدت ناراحت هست ، به سمتِ الیور وود حمله ور میشه و از اون بالا پرتش میکنه پایین !

داور : سوووت ! بازی رو ادامه بدید ، وگرنه جو بازی خراب میشه !

گزارشگر : بله من الان دارم میبینم که مغز ِ الیور وود روی زمین کوییدیچ پاشیده و مستخدمین زمین بازی مشغولِ پاک کردنِ خون ها از روی زمین هستن و جسد الیور هم داره به بیرون از بازی برده میشه ... من این فرجه ی داور رو تحسین میکنم ، به نظر من هم خطا نبود ، تا اون باشه دیگه توپ ها رو نگیره

پایان فلش بک - بازی کوییدیچ


همه ی دانش آموزان تحتِ تاثیر حمایتِ گزارشگر از داور قرار گرفتن


تکالیف :
رولی بنویسید و در اون حمایتِ گزارشگر بازی از داور رو به شکل طنز نشون بدید ! ( 30 امتیاز )


چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری


Re: كلاس آموزش گزارشگري كوييديچ
پیام زده شده در: ۱۴:۲۵ شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۸۸

پرسی ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۱۸ سه شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۲۱:۲۱:۵۷ یکشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۹
از تو میپرسند !!
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
پیام: 3757
آفلاین
امتیازاتِ جلسه سوم آموزش گزارشگری کوییدیچ

جیمز سیریوس پاتر : 30

مری فریز باود : 27
بهتر بود به جای مری ، شخصیتِ دیگه ای رو انتخاب کنی ، مینروا هم سوژه چندانی نداشت بنظرم ، میتونستی شخصیت هایی رو انتخاب کنی که بتونی بهتر بنویسی در موردشون ، بد نبود در کل

پیوز : 30
واق واق ِ ریپر

ترورس : 28
گراپ ؛ میره دنبال اون و بازی رو ول میکنه

کینگزلی شکلبوت : 29
بهتر بود در مورد کوییرل به این اشاره میکردی که یکی از خصوصیت هاش اینه که عمامش رو بر میداره و بوی پیاز ِ گندیده کل ِ ورزشگاه رو میگیره و اینا

برودریک بود : 30
آبرفورث


چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.