هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





Re: پيام امروز
پیام زده شده در: ۶:۳۸ جمعه ۱۹ اسفند ۱۳۸۴

گریفیندور

استرجس پادمور


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۵۳ شنبه ۷ خرداد ۱۳۸۴
آخرین ورود:
امروز ۱۸:۳۴:۰۰
از یک جایی!
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
گریفیندور
پیام: 3571
آفلاین
حمله جاسوسان اسمشونبر به سايت آرمهاي محفل
ديشب خبري به دست ما رسيد حاكي بر اينكه عدهاي از جاسوسان اسمشونبر به سايت آپ لود آرمهاي محفل حمله كردند ........ما پس از شنيدن اين خبر بالافاصله به محل مراجعه كرديم و شاهد ماجرا بوديم.......
در پي اين حمله سايت به طور كامل از بين رفته و در نتيجه اگر آرم محفل كسي خراب گردد ديگر نميتواند آرم خود را درست تحويل بگيرد........
ما به نزد پروفسور دامبلدور رفتيم و از او سوالاتي پرسيديم.....
خبرنگار پيام:آقاي دامبلدور شما چه حرفي داريد؟؟؟
دامبل:خب ببينيد من ميدونم كه اين كار ولدمورت هستش ولي اين اتفاق افتاده و كاري نميشه كرد.......اون ميخواهد با اين كاراش به محفل ضرر برساند كه كور خونده من زرنگتر از اون هستم......
اون چوب دستيشو در حضور ملت جادوگر به بيرون كشيد و .....
بالافاصله آرمهاي محفل از داخل سايت بيرون اومد و در هوا غيب شد........
دامبل:خب سايت جديدي براي عكسها پيدا كردم.......اينم از اين كاري نداريد ما بريم.........
خبرنگار پيام:ببخشيد خب محفليها آرمها رو از كجا گير بيارن ؟؟؟
دامبل در حال خنده: اي بابا .....خب بيان راديو ديگه
و پس از گفتن اين حرف از ما دور شد........

در اين بين سوالي پيش ميآيد مبني بر اين كه نقشه بعدي ولدمورت چيست؟؟؟؟؟

تا فردا و روزنامه اي ديگر و خبري ديگر


از یک جایی ...

تصویر کوچک شده


Re: پيام امروز
پیام زده شده در: ۱:۰۴ چهارشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۴

حسن مصطفیold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۴۶ یکشنبه ۲۷ آذر ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۲:۲۰ یکشنبه ۹ دی ۱۳۹۷
از القزوین- مصر- قلعه‌ی الفرانکشتاین
گروه:
کاربران عضو
پیام: 38
آفلاین
آنفولانزای مرغی وارد جادوگران شد

مکان: سنت مانگو

پرستارا: آقایون اجازه بدید... آقایون ...یکی یکی
- حقیفت داره حقیقت داره؟
- شنیدم یه دکتر اومده توی سنت مانگو راسته؟
- میگن قزوینیه؟
- آخ جون!
- اینو کی گفت من شنیدم عربه؟
- خانم پرستار asl plz!
....

سلام اخویون!
- آقا آقا آقا اجازه
دکتر: بگو جانم
- مرسی آقا. آقا اجازه آقا اینجا روزنامس چرا دیالوگ داریم ما؟
دکتر: اه چه سوالای بی ربطی می پرسید بعدی!
- سلام از پیام امروز مزاحمتون می شم!
دکتر: بعدی!
- د چرا آخه!
دکتر: مسخره اینجا خوده پیامه امروزه!
- از اون لحاظ!
- ببخشید آیا درصطه آنفولانزای مرقی وارد جادوگران شده ؟
دکتر: آلبوس پرسیوال جمشید دامبل تویی؟! از کی وارد کار خبرنگاری شدی؟
دامبل: جدن معلومه من آلبوسم؟ منکه ریشام رو سفید رنگ کردم! به جای ردای قهوه ای هم قهوه ای پررنگ پوشیدم! عجب آدم تیزی هستی! حالا بگو جدیه؟
دکتر: جان اسوات راس میگم!
دامبل: اسوات کیه؟
دکتر: بچه محله اون زیاد مهم نیست ولک! مهم اینه که : آی ملت فرار کنید! آنفولانزای مرغی وارد جادوگران شد! فرار کنید!

دکتر: نه دیگه اینفده سریع نه یه نکته ای داشت! جهت تزریق آمپول ضد آنفولانزای مرغی به سنت مانگو مراجعه کنید! آخ جون چه فازی میده!
دامبل: این آخرش چیزی گفتی؟
دکتر: گفتم فاز و نول بیمارستان ایراد داره باید تعمیر بشه! حالا برین پی کارتون!
- سلام از خبرگذاری مدیریت قهرمانه اومدم! کیا مبتلا شدن و آیا؟
دکتر: فعلن در تمام حیوانات خانگی و وحشی این سایت مثل باک بیک و کارگاه ققنوس این بیماری وجود داره.
- آقای دکتر اسمی برای این ویروس ابدا کردین؟
دکتر: والا می خواستم بذارم ویروس "المصطفی" ولی شورای مبارزه با زبان فارسی مجوز نداد! اسم علمی ویروس : دامبلیانیو! کارکریفیو هووومیوس هستش! البته می تونید حسنی هم صداش کنید! ولی زود پسرخاله نشید... برای جلوگیری از انتشار این ویروس پیشنهاد می کنم کله خودتون رو اسموت کنید!
- هوووی! این سیاسی بود؟
دکتر: کی اینو گفت؟ آمپولیوس ماتحتیوس ماکسیومم!
- آخ مادر...........!


Prof.Dr Hasan Mostafa ::: Professional Master Alchemist

[size=medium][co


Re: پيام امروز
پیام زده شده در: ۲۱:۱۱ سه شنبه ۹ اسفند ۱۳۸۴

تام ریدلold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱:۳۲ پنجشنبه ۶ بهمن ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۳:۵۳ پنجشنبه ۶ دی ۱۳۸۶
از آنگباند
گروه:
کاربران عضو
پیام: 151
آفلاین
خبر های جامعه ی جادویی حاکی از آن است که پس از گروگان گرفته شدن مادر وزارت محترم جادو ، عده ای ناشناس، با نقاب هایی سفید و کلاه های کوکلاکسکلانی ، که خود را والپرگیس می نامیدند ،و پیشتر و در جریان انتخابات سعی داشتند آن را تحریم کنند ، در مقابل ساختمان وزارت سحر و جادو ( یعنی مقابل کیوسک تلفن ) تجمع کرده و خواستار استعفای دراکو مالفوی از مقام وزارت سحر و جادو شدند!
این عده در بیانیه ی خود که بند داشت چنین آورده اند :
1- به حق ریش مرلین
- ما از کم سن ترین عضو ترین خانواده ی اصیل مالفوی انتظار نداریم از این قبیل فیگور های مشنگی بردارد و وزیر شود!
( آن ها همچنی با بالا بردن وند های خود شعار می دادند :
استعفایوس دراکو! وزیر مشنگی نشو!)
2- به حق ریش مرلین
- ما خواستار باز گشت جامعه ی جادویی به شکل سنتی هستیم و تقاضا داریم تا برای حفظ اصالت جادویی تمام نمود های مشنگی پاک بشود! از جمله ی آن ها : مقام وزیر سحر و جادو!
( شعار آن ها بود :
مرلین کجایی؟! بچه هاتو کُشوندن/ رسم های دیرنت رو به خاک خون کِشوندن)
3 - به حق ریش مرلین
- ما این گونه رفتار ماگل پسند را تحمل نخواهیم کرد و در صورت عدم همکاری دراکو مالفوی، پدر و خاله او را به وحشیانه ترین شکل شکنجه خواهیم کرد! باشد تا نژاد جادویی اصلاح شود!
( و فریاد می زدند:
کروشیو! کروشیو! شعار هر والپرگیس
شکنجه می دیم مرلین ، هرکی که از نسلت نیس!)

و در آخر با اعمال خشونت از سوی جن هایی که در استخدام وزارت خانه بودند ، ضرب و شتم(!) و پراکنده شدند تا زمزمه هایی مبنی بر تزلزل نیروی امنیتی وزارت خانه ی سحر و جادو ، فضای جامعه ی جادوگری را در بر بگیرد!
خبرنگار دیلی پرافت
مرکز لندن!



Re: پيام امروز
پیام زده شده در: ۱۷:۱۹ سه شنبه ۹ اسفند ۱۳۸۴

سرژ تانکیان old


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۴۹ جمعه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۰:۰۹ یکشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۶
گروه:
کاربران عضو
پیام: 532
آفلاین
گروگان گيري حزب

حزب ليبرات دموكرات جادوگرياليستي طي يك عمل شهادت طلبانه نارسيسا بلك همسر لوسيوس مالفوي و مادر وزير كله پشمو سحر و جادو را گروگان گرفته تا وزير كله خود را اسموت كند

گروگان گيران بعد از دو ساعت وقتي متوجه اين شدند كه مانند آن حيوان نجيب(خر) در گل گير كرده اند از كرده خود پشيمان شده ولي با توجه به شواهد ، راه برگشت نداشتند و با فرياد«هر چه پيش ايد خودش آيد» به گروگان گيري خود ادامه دادند

ققنوس به نام مستعار «آلفا كفتر 2» و سرژ تانكيان با نام مستعار «ريش» تابلو ترين گروگان گيران اين حادثه هستند...

سوابق ققنوس:
1-در انتخابات وزارت سحر و جادو(دوره قبل) عكس هاي كله متلاشي شده در شهر پخش كرد و اين خود نشان دهنده ذات خراب اين بشر هست
2-يك تنه با جمعي از مديران كه به خوابگاه دختران حمله ور شده بودند دعوا افتاد و در اين زد خورد يك مدير مفقود شد.كه اين نشان دهنده روحيه تهاجمي و جنگ دوستي اين بشر است
3-بوجود آورنده بيماري«انفولانزاي كفتري» كه اين خود نشان دهنده فعاليت هاي ضد بشري اين بشر است.
4-مخ سه نفر آدم بيكار را زده و حزب ليبرات را برپا كرده است و قصد دارد كه تك تك مديران را ترور كند.كه اين خود نشان دهنده روحيه تروريستي اين بشر است

سوابق سرژ تانكيان:
1-در قديم در شهر نامه هاي بيناموسي پخش ميكرد كه اين نشان دهنده افكار منحرف و ضد عرف جامعه اي اين بشر است
2-تا الان چند هزار شناسه عوض كرده كه اين نشان دهنده عدم ثبات شخصيت اوست
3-كودن بودن و گول ققنوس را خوردندو برپايي حزب كه اين خود نشان دهنده عقب ماندگي او از جوامع صنعتي است

تا اين لحظه همچنان نارسيسا بلك در چنگال آن دو گير كرده و ان دو جاني با فريادي خواستار اسموت شدن كله وزير شدند وگر نه كله مادر وزير را اسموت ميكنند!!



Re: پيام امروز
پیام زده شده در: ۲۲:۰۱ جمعه ۵ اسفند ۱۳۸۴

دراکو مالفویold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۱۶ چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱۳:۲۶ یکشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶
از وزارت سحر و جادو
گروه:
کاربران عضو
پیام: 1030
آفلاین
انگلستان از دنیای جادوگری اخراج شد !


مکان : ساختمان وزاتخانه سحر و جادو

بیش از صد هزار خبرنگار از سرتاسر جهان دور هم جمع شدند تا در جلسه اضطراری و فوری وزير سحر و جادو با خبرنگاران رسانه های مختلف جهان شرکت کنند .
تمام پرژکتورها روی میزی انداخته شده که قراره وزير سحر و جادو در مورد مشکل اخیر پاسخگو باشه .
سالن کنفرانس پر از جمعیت شده و هر کس در تلاش هستش که خبرهای این حادثه رو به کشور خودش ارسال کنه .
بالاخره انتظارها به پایان رسید و وزير جدید سحر و جادو روی صحنه حاضر میشه ...
لنز دوربین خبرنگاران از همه طرف روی وزير زوم شده بود !!
- با عرض سلام خدمت تمام خبرنگاران رسانه های مختلف سرتاسر جهان ؛ بعد از محو شدن یه روزه دنیای جادوگری در این جلسه اضطراری حاضر شدیم تا جوابگوی سوالات شما باشیم .

مسئولین اجرایی جلسه :
اولین خبرنگار ؛ توماس هنکمن از خبرگذاری رويترز !
- با سلام خدمت وزير سحر و جادوی انگلستان ! میخواستم دلیل این حادثه تلخی که پیش اومد و انگلستان از صحنه روزگار محو شد رو بدونم .
وزير : ساعت ده شب پنجشنبه بود که به ما خبر دادن کشور انگلستان متاسفانه از دنیای جادوگری کنار گذاشته شده و از رسمیت خارج شده ؛ ما هم از همون ابتدا تلاشهای خودمون رو شروع کردیم و بعد از ...
مردی از میون خبرنگاران فرياد میزنه :
ایا فکر میکنید این موضوع به بدهی های زياد شما مربوط نمیشه ؟
دراکو لبخندی میزنه و ادامه میده :
- نه اصلا ... درسته که در این چند ماه اخیر ما سه ملیارد گالیون کسری بودجه داشتیم و از کشورهای مختلف وام گرفتیم اما این دلیلی نمیشه که کشور ما رو از بین کشورهای دنیای جادوگری کنار بذارن .
در دوره قبلی وزارت هم ما این بدهی ها رو داشتیم اما سازمان ملل جادوگری به هیچ وجه ما رو از بین کشورهای عضو ، خارج نکرد .

خبرنگار شبکه یورو نیوز - هلنا سامسون
زنی با موهای رنگ کرده پشت تريبون قرار میگیره .
- میتونید لحظه ای که این خبر به شما رسید رو شرح بدید ؟
دراکو : حقیقتش ما شب داشتیم میرفتیم کفه مرگمون رو بذاريم که ققنوس معاون ما زنگ زد و خبر داد که کشور ما رو به اصطلاح هک کردن ؛ اول متوجه منظورش نشدم ، بعد توضیح داد که کشور ما از بین کشورهای جزو دنیای جادوگری خارج شده و هیچ فرد یا کالایی نمیتونه از این کشور خارج بشه . ما هم بلافاصله با سازمان ملل جادوگری تماس گرفتیم تا دلیل این کار رو بدونیم ولی متاسفانه تمام خطوط ارتباطی ما با خارج کشور قطع شده بود ... حتی جغدهای بین المللی ما هم اجازه خروج از کشور رو نداشتند ... تمامی پورتکی ها از کار افتاده بود !! اوضاع وحشتناکی بود ... هیچ راهی نداشتیم که با دنیای خارج ارتباط برقرار کنیم !! بالاخره بعد از تلاش فراوان موفق شدیم سفیر سازمان ملل در کشور انگلستان که زوپس قهرمان بود رو پیدا کنیم و از این طريق موضوع رو بررسی کنیم !

خبرنگار اعزامی اشتسیو پرز - تانیکا ورمال
آیا این خبر واقعیت داره که این مشکل به دلیل شکایت معاون برزيلی بوده که قرار بود شما استخدام کنید اما رد صلاحیت شد ؟
دراکو : این حادثه تنها توسط کسایی میتونه ایجاد شده باشه که در سازمان ملل جادوگری دست دارند و به اصطلاح هکر نامیده میشن و برای همچین کار بزرگی یه شکایت نمیتونه موثر باشه !

خبرنگار شبکه سی ان ان - دیاس مک لارن
- شایعاتی وجود داره مبنی بر اینکه بعد از حمایتی که به طور رسمی از فعالیتهای هسته ای ایران کردید این مشکل پیش اومده ، آیا این واقعیت داره ؟
دراکو : هوووم ... به هر حال ما همیشه حامی این کشور بوده و خواهیم بود ؛ هر کس این حق رو داره که در مورد مسائل مختلف نظرش رو اعلام کنه و دلیلی نداره که به خاطر حمایت از یک کشور ، ما رو مجازات کنند .
انرژی هسته ای حق مسلم ماست !

خبرگذاری پیام امروز - ريتا اسکیتر
- جناب وزير من برخلاف بقیه باید در مورد مسائل داخلی کشور سوال کنم ! آیا واقعیت داره که بعد از اخراج کشور انگلستان از دنیای جادوگری ديمنتورهای وزارتخونه از کنترل شما خارج شدن و یک سری از زندانی های آزکابان فرار کردند .
وزير نگاهی به جمعیت هزار نفری خبرنگاران میکنه و با قاطعیت تمام جواب میده :
- متاسفانه باید این خبر رو تایید کنم ! غذای روحی این ديمنتورها از خارج کشور تامین میشه و بعد از قطع شدن این رابطه با عالم خارج متاسفانه ديمنتورهای وزارتخونه هم به دلیل کمبود غذا از کنترل ما خارج شدن و به عده ای از زندانی ها حمله کردند تا از اونها استفاده کنند و متاسفانه باید بگم که شش زندانی ما کشته شدند و به دلیل آشوب زياد در آزکابان ، حدود بیست و هفت زندانی دیگه هم تونستن که فرار کنند .
ترس و وحشت در چهره همگی خبرنگاران به وضوح دیده میشد ... قلم جادویی اسکیتر تیتر فردای روزنامه رو ثبت میکرد .

وزير در میان بهت و حیرت تمامی خبرنگاران صحنه کنفرانس رو ترک کرد .



وزیر مردمی اورجینال اسبق


تک درختم سوخت ، پس بذار جنگل بسوزه


Re: پيام امروز
پیام زده شده در: ۱۵:۲۶ شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۴

دراکو مالفویold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۱۶ چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱۳:۲۶ یکشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶
از وزارت سحر و جادو
گروه:
کاربران عضو
پیام: 1030
آفلاین
عصر دیروز وزير سحر و جادو در حرکتی نمادين و برای حمایت از فعالیتهای هسته ای کشور دوست و برادر ایران تصمیم گرفت که مسیر ويژه بین منزل تا اداره رو با یک عدد خودرو سمند مشکلی متالیک طی کنه !
جمعیت ملیونی مردم جادوگر هم که تا به حال چنین وسیله عجیبی رو ندیده بودند به خودرو وزير حمله کردند و مانع حرکت این وسیله ماگولی شدند .
خودرو در حال طی مسیر خودش بود که ناگهان پسرکی نوجوان در حالی که کفن به تن کرده بودن با شعار جانم فدای وزير به جلوی ماشین پريد و پس از برخورد سی کیلومتر اون طرفتر پایین اومد . ( وزير مردمی باشه همینه دیگه )
مردم با اشتیاق ماشین رو لیس میزدند و دو دستی خودشون رو به ماشین چسبونده بودند !:bigkiss:
یه دفعه ماشین به دلیل ازدیاد جمعیت متوقف شد و وزير از هوش خودش کمک گرفت و سیبی رو گاز زد و با قدرت تمام به بیرون پرتاب کرد و از اونجایی که مردم جامعه جادوگری وزير رو خیلی دوست داشتند همگی به سمت سیب هجوم بردند و ماشین بالاخره از دست همه خوره های وزير نجات پیدا کرد .
در جلوی در وزارتخونه تنها خبرنگار پیام امروز بود که متوجه این حقه شده بود و حضور داشت و این افتخار نصیب این روزنامه شد تا اولین گزارش رو با وزير عزيز سحر و جادو انجام بده !
گ : خوب جناب وزير بهتون تبريک میگم ! شما وزير ...
د : زود باش سوالات مزخرفت رو شروع کن ، الان ملت میريزن !
گ : این حمایت شما از فعالیتهای نوکلوئیک برای چیه ؟
د : از اونجایی که ما خشانت طلب هستیم شنیدیم این ماگولها که هیچی نوفهمن از ما هم جلو زدن ... تونستن آواداکداورای ما رو پیشرفتش کنن که به جای یه نفر ، هزاران نفر رو میکشه !! مام که خشانت طلب ! برای همین تصمیم گرفتیم حمایت کنیم تا یه چیزی هم گیر ما بیاد ...
گ : شنیدیم که گروههای تروریستی معاون شما رو ترور کردند ؟ این حقیقت داره ؟!
د : بله متاسفانه ... نامردا تمام پرهای ققنوس رو خشک خشک از بدنش جداکرده بودند !! حالا مجبوريم یه معاون جدید معرفی کنیم !
گ : خوب این افتخار رو به ما میدید که ما اولین بار این شخص رو معرفی کنیم ؟!
د : هووومک ... فعلا که نمیتونم دقیق اشاره کنم اما میتونم بگم که یه معاون خارجی استخدام کردیم !
گ : معاون خارجی ؟!
د : بله ... ما ایشون رو از چهار ماه پیش فرستاده بودیم خارج از کشور تا تدریس کنه و حالا که دوباره به وطن برگشته میخوایم به عنوان معاون ازش استفاده کنیم !
گ : کی ؟!
د : حالا به زودی میفهمید !
گ : نظر شما در مورد بازگشت این آلبوس دامبلدور به داخل این جامعه جادویی چیه ؟!
د : والا چی بگم ؟! ما به عنوان وزير موظف بودیم که این پیر خرفت رو دوباره وارد سایت کنیم ! میدونم یه عضو ارزشی بیش نیست اما به هر حال امیدوارم آدم شده باشه تو این مدت !
گ : شنیده بودیم به سازمان ملل جادوگری توهین کرده ؟!
د : آره ... به عله که رييس سازمان ملل هستش یه چند تا فحش ماگولی داده بود ! البته از اون خفنهاش !
دراکو نگاهی به مردم انداخت که داشتن با سرعت تمام به سمت اونها میومدند ولی گزارشگر کماکان حاضر نبود تموم کنه !
گ : شایعه شده که یه عده ای میخوان شبانه به خانه شما حمله کنند و کله مبارک رو اسموت کنند ؟!
د : من دستم به اون سالی برسه خودش میدونه !! این اسموت کردن رو انداخت دهن این ملت ... اینام که هیچی نوفهمن ! حالا کینگزلی در به در ، یه غلطی کرده بود و کلش رو اسموت کرده بود !
مردم در حالی که دراکو دراکو سر داده بودند به اونها رسیدند و وزير بدبخت هم از ترسش به داخل وزارتخونه فرار کرد !



وزیر مردمی اورجینال اسبق


تک درختم سوخت ، پس بذار جنگل بسوزه


پيام امروز
پیام زده شده در: ۱۴:۵۹ جمعه ۲۸ بهمن ۱۳۸۴

آلبوس دامبلدورold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۱۲ شنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۲:۰۶ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
از درون مغاک!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 1171
آفلاین
مصاحبه اختصاصی با دامبلدور

چند روز پیش خبری به دست ما رسید مبنی بر اینکه دامبلدور در کوچه پس کوچه های هاگزمید دیده شده است.بدین منظور خبرنگارمون رو فورا به آنجا احضار کردیم تا مچ دامبل را بگیرد:
------------------------------------------------------------------------

خبرنگار:تازه جلوی کافه ی مادام پادیفوت ظاهر شده بودم که جمعیت عظیمی رو صد متر اون ور تر دیدم.جلوتر رفتم و خودم رو هر جوری بود وسط جمعیت چپوندم!...اونقدر چپوندم تویه جمعیت که نگو و نپرس!....ولی مگه میشد بری جلو...آقا هی من میچپوندم هی اونا میچپوندن!....خلاصه یه دفعه چپوندم ......یه دفعه دیدم یه خانم محترمیه...اومدم که بازم ببینم دیدم هیچی جز سیاهی نمیبینم و فهمیدم که در بیهوشی به سر میبرم.

خبرنگار:خلاصه بعد از کش و قوس فراوان به جلوی جمعیت رسیدم و دامبلدور رو در حال بندری زدن دیدم!....ملت داشتن دست میزدن دامبلدور بندری میزد!...هر از گاهی هم یکی جو میگرفتش خودشو مینداخت وسط!...جاتون خالی اونقدر رقصیدیم که نگو و نپرس!!....خلاصه به هر زحمتی بود دامبلدور رو از وسط جمعیت کندم آوردم بیرون و شروع کردم باهاش یه مصاحبه خفن ترتیب دادم:


خ.پروفسور نظر شما در مورد اوضاع جامعه جادوگری بعد از کشت و کشتار توسط ولدمورت چیه؟

دامبلدور:خب باید بگم که من مشت محکمی بر دهان این ملت میکوبم!....چون اینا هیچی نوفهمن!....آخه ملت وزیر سحر و جادو وقتی انتخاب میکنید باید کلشم اسموت کنید!...اگه نباشه که حال نمیده!...تازه باید هلیکوپتری هم بزنه!...گیتارم که حتما باید بلد باشه!

خ.پروفسور نظر شما در مورد اوضاع جامعه جادوگری بعد از کشت و کشتار توسط ولدمورت چیه؟

دامبلدور:مسابقات چکش زنی چیز خوبیه!....منم پایه ام!...حاضرم سر ریشام شرط ببندم که فینال مسابقات بین گراپی و فلور برگزار میشه!

خ.پروفسور نظر شما در مورد اوضاع جامعه جادوگری بعد از کشت و کشتار توسط ولدمورت چیه؟

دامبلدور:یعنی چی آقا!...من با مدیره مخالفم!....تازه با مدیر زیر 20 سالم مخالفم!...آقا باید تجدید نظر کنید!...یعنی چه!

خ.پروفسور نظر شما در مورد اوضاع جامعه جادوگری بعد از کشت و کشتار توسط ولدمورت چیه؟

دامبلدور:به نظر من وزیر باید جلوی این شایعات رو بگیره!...آقا یعنی چه؟...دامبلدور غیب می شود؟! هم شد اسم تاپیک؟

خ.پروفسور نظر شما در مورد اوضاع جامعه جادوگری بعد از کشت و کشتار توسط ولدمورت چیه؟

دامبلدور:من با جفت چشمای خودم رستم رو تویه سایت دیدم ولی الان غیب شده...حدس میزنم آتشفشان بازم یه قربانی برامون به ارمغان آورده!

خ.پروفسور نظر شما در مورد اوضاع جامعه جادوگری بعد از کشت و کشتار توسط ولدمورت چیه؟

دامبلدور:یعنی چی آقا!...من با این چکشم بر سر اسنیپ میزنم!...یعنی چی که طلسم آواداکداورا رویه من اجرا میکنه!...همین جا جا داره یه بندری به افتخار هری پاتر بزنم که میخواد هورکراکس های ولدمورت رو از بین ببره!

خ.پروفسور نظر شما در مورد اوضاع جامعه جادوگری بعد از کشت و کشتار توسط ولدمورت چیه؟

دامبلدور:رفتن من هیچ ربطی به این مسائل نداشت!...تکذیب میکنم!

خ.پروفسور نظر شما در مورد اوضاع جامعه جادوگری بعد از کشت و کشتار توسط ولدمورت چیه؟

دامبلدور:بگو....بخند...زندگی کن....علی آتشفشان کیلو چند؟

خ. و در آخر پروفسور نظر شما در مورد اوضاع جامعه جادوگری بعد از کشت و کشتار توسط ولدمورت چیه؟

دامبلدور:و در آخر باید بگم که من برمیگردم و در دهان آستاکبار میزنم ولی بازم میگم!...من تا کله ی وزیر رو اسموت نکنم ول کن نیستم!...گفته باشم!


و اینجا بود که دامبلدور بندری زنان باز به وسط جمعیت رفت!


ویرایش شده توسط پرفسور کويیرل در تاریخ ۱۳۸۴/۱۱/۲۹ ۱۴:۰۵:۰۲

شناسه ی جدید: اسکاور


Re: پيام امروز
پیام زده شده در: ۱۷:۰۶ پنجشنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۴

سدريك ديگوري


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۰۴ شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۲۲:۲۲ جمعه ۲۱ مهر ۱۳۸۵
از لبه ي پرتگاه
گروه:
کاربران عضو
پیام: 528
آفلاین
شيريني دانماركي نخوريم!!!

همانطور كه همه ي شما دوستان عزيز نميدانيد شيريني دانماركي به دلايل فوق ناموسي در ايران و قزوين توسط برادر حميد تحريم شده ميباشد شد بود.

يكي از خواهران محجبه و اهل آسلام كه اتفاقا چادر و مانتوي خود را در خانه جا گذاشته بود به سراغ برادر حميد آمد تا از او در اين مورد سوالات لازم را بپرسد پس گوش جان ميسپاريم به اين مصاحبه ي جالب و خواندني و ديدني و شنيدني و گفتني و ...

خواهر محجبه:سلام آقاي برادر حميد شما خوب هستيد؟
برادر حميد:بله عزيز دل محله به به ميبينم كه بسيار اهل آسلام هستيد چرا برادر كوچيكتون رو با خودتون نياورديد؟
خ.م:ببخشيد زودتر پيك فرستاده بوديد دره خونه تا بيان ببرنش,مگه پيش شما نيومدن؟
ب.ح:احسنت و باز هم احسنت به اين هوش,بله منتها بس كه اين عزيزان كوچك زيادن كه كمي آمارشون از دست بنده خارج گرديده.
خ.م:هه هه هه(صداي خنده ي نخودي)خب ببخشيد برادر من براي موضوع ديگه اي خدمتتون رسيدم.
ب.ح:بفرماييد عزيز دل محله؟
خ.م:خب راستش برادر ما خانوادمون به شيريني دانماركي علاقه ي بسيار داره و از اونجايي كه شما اين نوع شيريني رو تحريم كرديد ما ميخواستيم بدونيم چه خاكي به سرمون برزيم,ديگه شيريني نخوريم؟اگرم شيريني بخوريم چه نوعي بخوريم كه همچين خيوب باشه؟
ب.ح:اينا مهم نميباشد بگو كه آيا برادر شما هم از آشاميدن اين شيرينيها لذت ميبرد؟
خ.م:بله بسيار.

و آنگاه بود كه نوري درخشيدن گرفت و برادر حميد دست در آمامه خود كرد و نوعي شيريني از آن بيرون آورد...
تصویر کوچک شده
ب.ح:بفرماييد اين هم شيريني كاملا آسلامي و مارك دار باشد كه خوشتان بيايد و لذت ببريد و برادر كوچكتان هم لذت ببرد و نورش بيشتر شود.

در اينجا بود كه خواهر محجبه محجبه تر شد و پريدن گرفت و ما سانسور كرديم ادامه را باشد كه باشد.
پس از اين شيريني بخوريد و سراغ برادر حميد بيايد تا ارشادتان كند كه ارشاد برادر بعد از خوردن اين شيرينيها بهتر و كارساز تر خواهد بود.


ویرایش شده توسط سدریک دیگوری در تاریخ ۱۳۸۴/۱۱/۲۱ ۴:۲۴:۲۲

[size=medium][color=0000FF]غم و اندوه را مي ستايم زيرا همواره همراه من بوده Ø


Re: پيام امروز
پیام زده شده در: ۳:۵۱ چهارشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۸۴

تام ریدلold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱:۳۲ پنجشنبه ۶ بهمن ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۳:۵۳ پنجشنبه ۶ دی ۱۳۸۶
از آنگباند
گروه:
کاربران عضو
پیام: 151
آفلاین
"خبر فوری"

خبر ها حاکی از آن است که گروهکی موسوم به "جبهه ی تحریم" که از سه شنبه شب آغاز به کار کرده است ، در تلاش است جریان انتخابات را از حالت عادی خارج و آن را یک سره لغو نماید! اعضای این گروهک که برای جامعه ی جادویی تا این لحظه ناشناخته مانده اند عقیده دارند برای حفظ ارکان جادویی جامعه باید از هر گونه رسوم مشنگی ( که گویا مقصود ،انتخابات اخیر وزارت سحر و جادوست) پرهیز کرده و در حفظ رسوم باستانی جامعه ی جادویی کوشید! سخن گوی جبهه ی تحریم اذعان داشت :
"احترام به نوع ماگل انسانی به جای خود! اما وقتی دنیا ی ماگلی از این حربه ها نتوانسته برای زندگی بهتر استفاده کند چرا باید جامعه ی جادویی را به نمود های زندگی مدرن مشنگی آلوده کرد؟! انتخابات در جادوی کهن معنا ندارد! وزیر یا چیزی شبیه به آن باید با نظر خرد بر تر جادویی - جادو گران شناخته شده ، مثل مرلین کبیر و و و...- انتصاب شود! "
آنها همچینین اعلام می کنند در تلاش هستند تا به زودی مجوز به وجود آودرن ستاد تحریم را کسب کنند تا مانیفست خود را در دست رس همه گان بگذارند!
شایعاتی مبنی بر مذاکره ی اعضای این گروهک با یکی از کاندیدا های مقام وزارت سحر جادو در سطح جامعه ی جادویی منتشر شده که حاکی از مبادله ی نظر میان عضوی از جبهه ی تحریم با آرتیکوس دامبلدور می باشد!
آیا این بار اتخابات وزارت سحر و جادو با " چالش"(!!!!!!) مواجه خواهد شد یا ناظران بر انتخابات اجازه ی اظهار وجود به این گروهک تازه را نخواهند داد!
زمان قضاوت خواهد کرد!



Re: پيام امروز
پیام زده شده در: ۱۸:۰۷ سه شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۴

دراکو مالفویold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۱۶ چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱۳:۲۶ یکشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۶
از وزارت سحر و جادو
گروه:
کاربران عضو
پیام: 1030
آفلاین
وزارتخانه تخلیه شد !!

عصر ديروز با خبر شدیم که گروه کثیری از ساحره ها و جادوگران در جلوی دفتر وزارتخانه سحر و جادوی انگلستان تجمع کرده اند .
این خیل جمعیت هر یک با همراه داشتن عکسی از کاندیدشدگان محبوب خود ، از شش سمت متفاوت خود را به وزارتخانه رساندند اما این بار خبری از اعتراض و تحریم نبود .
در ادامه این حرکت خودجوش بعد از مدتی هر یک از گروهها یک نفر را به عنوان نماینده معرفی کرد و افراد برگزیده در همان حال مشغول گفتگو و مذاکره شدند ... !
متاسفانه تا آن زمان کسی از علت این تجمع آگاه نبود تا اینکه سیسیلیا کژمن،خبرنگار باسابقه جادوگر تی وی توانست دلیل این امر را از یکی از افراد جمعیت بشود .
سلام ... دوست عزيز !! این حرکت مردمی به چه دلیل انجام شده ؟!
- والا مام درست در جريان نیستیم که چرا اومدیم اینجا ... تو راه دیدیم ملت دارن میان ؛ مام همون جوری افتادیم دنبالشون !
مرد دیگری در گوشه ای بر روی دوش جمعیت رفته بود و در حال تشويق کاندیدای محبوب خود بود و شعارهایی را سر میداد !
- عزيز جان میشه یه لحظه بیاید پایین با هم صحبت کنیم ؟!
- البته ... عباس منو بذار زمین ببینم این خانم چی میگه ! جونم آبجی !!
- میخواستم بدونم دلیل این حرکت هماهنگ از طرف شش کاندید وزارت چی هستش ؟!
- منم درست در جریان نیستم ... به من پول دادن که فرياد بزنم ! ديشب زنگ زدن که بیام اینجا داد بزنم ... من کاره ای نیستم آبجی ! برو از اون آقا بپرس ! اره قربونت ...

مردی کرواتی در گوشه ای با متانت ایستاده بود و در حالی که دستانش را در هم قفل کرده بود منتظر تمام شدن جلسه شش جانبه بود !
- سلام جناب ! شما از دلیل این تجمع خبر داريد یا شمام همین جوری اومدید اینجا !
- اوهوم ... علیکم السلام ... ما میخواستیم که بیایم این افراد وزارتخونه رو تخلیه کنیم تا وزير جدید بعد از انتخاب شدن سريعا وارد این وزارتخونه بشه !!
- هوووم ... چه جالب ! اما حالا چرا این کار رو نمیکنید ؟!
- حقیقتش موندیم تو این مساله که نماینده کدوم گروه اول وارد وزارتخونه بشه تا افراد داخلش رو بندازه بیرون ! به هر حال هر کسی دوست داره زودتر از بقیه وارد بشه و کم نیاره
- آوووو ... پس فعلا باید منتظر جواب مذاکره شش جانبه بود ! درسته ؟!
- دقیقا ... همه نظر این شش نفر را با کمال میل خواهند پذیرفت و اگرم اشتباه کنن جون خودشون رو از دست دادن ... مساله حیسیتی شده !

یک ساعت گذشت ... سه ساعت گذشت ... خورشید غروب کرد ... تمام مردم در روی زمین آهسته به خواب رفتند و کماکان شش نماینده در حال مذاکره بودند ! همه جا تاريک بود و تنها یک حلقه نور بر روی افراد برگزیده تابانده میشد تا در روشنایی به گفتگوهای دوستانه خود ادامه دهند ... زمین یک دور کامل بر خود چرخیده بود و نور الهی بر جمعیت ده هزار نفری مردم میتابید و به آهستگی آنها را بیدار میکرد !
هر شش نماینده به علامت تایید سری تکان دادند و هر یک نگاهی به گروه خود انداختند و تازه متوجه گذشت زمان شدند .
جغدی به آسمان رفت و بعد از یک ساعت سرژ و ققنوس از میان جمعیت پدیدار شدند .

- کی با ما کار داشت ؟! داشتیم نقشه های کاريمون رو میکشیدیما !! نذاشتید اخر به نتیجه برسیم که کی رو باید وزيرش کنیم !

هر شش نفر روی فرشی زمردین نشستند !
- زود باشید ما رو ببريد !
سرژ : اینا چی میگن ققی ؟!
ققنوس : من از اولشم گفتم که وزارت ارزش این کارها رو نداره ولی گوش نکردی !
سرژ : ولی باید اون رو وزير کنیم حتما ... کار و کاسبی خودمون هم سکه میشه !
مجددا همه جمعیت مشغول تشویق کاندیدهای محبوب خود شده بودند !
سرژ و ققنوس دو سر فرش زمردین رو گرفتند و اونها رو کشون کشون به داخل وزارتخونه بردند .
تمام جمعیت از این ایده به وجد اومده بودند و با شدت بیشتری به شعار دادن مشغول شدند .!
هر شش نماینده در داخل وزارتخونه به سر میبردند اما خبری از بیرون افتادن کسی نبود ... بالاخره بعد از چند دقیقه هر شش نفر در مقابل در ظاهر شدند !
- دوستان خواهش میکنم ... خواهش میکنم ساکت باشید ! ما تمام این وزارتخونه رو گشتیم اما خبری از هیچ کس نیست ... ! گويا تمام این افراد فرار کردند !
مرد کرواتی به سمت شش نماینده رفت !
- آخه احمق ها ... من از دیروز میخوام به شما بگم اما نمیذاريد ... فقط میگید برو مردم رو جمع کن ... اینجا سه ماهه که تخلیه شده ! هیچ خبری از افراد وزير قبلی نیست که شما اومدید اینجا رو تخلیه کنید !
هر شش نماینده نگاهی به یکديگر انداختند و متوجه شدت دیوانگی خود شدند !
- خوب ... خوب .. ! هوووم ! ما ...
تمام جمعیت با سنگ و شیشه به سمت شش نماینده هجوم اوردند تا خشم خود از این حرکت ابلهانه رو نشون بدن !
و اینک وزارتخانه منتظر وزير جدید میماند تا دوباره فعالیت خود را از سر گیرد . !



وزیر مردمی اورجینال اسبق


تک درختم سوخت ، پس بذار جنگل بسوزه







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.