هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





Re: لیگ برتر کشورهای کوییدیچ
پیام زده شده در: ۵:۳۵ جمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۵

سجاد


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲:۵۶ جمعه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۶:۲۹ شنبه ۲۴ تیر ۱۳۸۵
از اهواز
گروه:
کاربران عضو
پیام: 22
آفلاین
بازی تیم بلغارستان

و حالا بلرویچ به جان می گه که صبر کنه و می ره مایکل رو بگرده
گزارشگر: تماشاچیای اسلیترین شروع به اعتراض کردن و بازیکنای اسلیترین هم سعی می کنن جلوی بلرویچ رو بگیرن، اما داور نشون داده که آدم قاطعیه برای همین بازیکنها رو کنار می زنه و می ره و مایکل رو می گرده، اون چیزی پیدا نکرده حالا داره به سمت جان می ره. یه لبخند شیطانی هم روی لبهای مایکل دیده می شه............ولی نه، داور به یه چیزی شک می کنه و بر میگرده، این بار الکتو که در اون صحنه پشت سر آمبریج بود رو می گرده و ............ بله، الکتو چوبدستی رو داخل پیراهنش قایم کرده بوده. حالا داور دستور می ده الکتو از زمین اخراج بشه. تمام تماشاچیهای اسلیترینی شروع به اعتراض می کنن، بازیکنها به سمت داور هجوم می برن، اما هیچ تغییری در تصمیم داور ایجاد نشده.
جان می ره پشت ضربة پنالتی، زوپیس می گه: این دفعه هر طور شده نمی ذارم گل بزنی.
جان بهش می گه: عمراً، آخه تو هنوز نمی تونی دماغت رو بالا بکشی، من نمی دونم کدوم احمقی اسم قهرمان رو روی تو گذاشته. ( یه وقت سوء تفاهم نشه، این فقط توی بازیه) من حتی چشم بسته هم می تونم به تو گل بزنم.
گزارشگر:جان یه ابتکار جدید به خرج داده، اون اصلا به دروازه نگاه نمی کنه، به نظر می رسه چشماش رو بسته و می خواد پنالتی رو بزنه، همین عملش باعث سردرگم شدن زوپیس شده، اون نمی تونه حدس بزنه که جان به کدوم طرف ضربه می زنه. حالا ضربه زده می شه، توپ به طرف حلقة سمت راست می ره، زوپیس به طرف چپ پریده مشخصه که سرنوشت این توپ چیه، حتماً گله............... اما نه، توپ به تیر دروازه خورد و برگشت، حالا مایکل، پانسی و جرج، هر سه دارن به سمت توپ می رن.
پانسی و جرج هر دو می گن: برو کنار من می گیرمش، اما هیچکدوم کنار نمی رن و ....................شترق
گزارشگر: وای چه صحنة وحشتناکی............ مایکل که می ترسید با اونها برخورد کنه با یه حرکت هوشمندانه عقب می ایسته............ جرج و پانسی بد جوری به هم خوردن................ خوب، خوشبختانه جرج در حالی که با دست چپش پای چپش رو گرفته به سمت زمین بر می گرده، مایکل توپ روگرفته......... اما........ وای خدای من، پانسی داره سقوط می کنه، حالا نفس تمام تماشاچیها در سینه حبس می شه و کل تیم بلغارستان می رن به سمت پانسی. ظاهراً ضربه ای به سر پانسی و اون بیهوش شده، بچه های تیم جاروی اون رو می گیرن و آروم میارنش روی زمین، پانسی صد در صد نمی تونه به بازی ادامه بده.
گزارشگر:گروه امداد به سمت پانسی اومدن و دارن اون رو مداوا می کنن، حالا بلرویچ به سمت بازیکنهای بلغارستان میاد.
بلرویچ: اگه بر گردید تو زمین یه پنالتی به نفع اسلیترین اعلام می کنم.
جرج: باشه الان میایم. بعد جرج رو به اعضای تیم می کنه و می گه: بچه ها نگران پانسی نباشین، اون خوب می شه. در ضمن اونها هم یه یارشون اخراج شده، پس از این نظر همه چیز مساویه.
گزارشگر: بچه های تیم بلغارستان با روحیة بالا به زمین بر می گردن، تمام تماشاچیهای بلغارستان با اینکه جرج پنالتی رو خراب کرده، اونو تشویق می کنن، چون واقعاً ابتکار زیبایی به کار برده بود. حالا داور توپ رو به مایکل می ده، بازیکنان حریف ایستادن چون توقع دارن مایکل با یک بازی جوانمردانه توپ رو به بلغارستان بسپاره......
مایکل به تیکا چشمک می زنه و می گه: حالا
گزارشگر: اما خبری از بازی جوانمردانه نیست، مایکل و تیکا با سرعت به طرف دروازة بلغارستان می رن، جرج که اصلاً انتظار این حرکت رو نداشت کاملاً جا می مونه، اما فاج با هوش بالای خودش یه بلاجر به طرف مایکل می فرسته، این بلاجر عالی هدف گیری شده، حتماً به مایکل می خوره.... آفرین بارتیموس، اون با یه حرکت عالی بلاجر رو به سمت جان می فرسته، جان تنها کسیه که روبروی مایکل ایستاده،............... وای، خدای من، حرکت نیکول گرینجر فوق العاده بود، با اینکه فاصلة زیادی داشت رسید و بلاجر رو به طرف تیکا فرستاد، این بار دیگه بلاجر به تیکا می خوره و اون از طرح حملة تیم اسلیترین کنار می ره، اما مایکل عالی کار می کنه و جان رو جا می ذاره، باز هم یه بلاجر از طرف فاج، توی این چند دقیقه بیشتر شاهد در گیری مدافع ها بودیم، عجب حرکتی می کنه این مایکل، مایکل با یه حرکت آکروباتیک جا خالی می ده و بلاجر بهش نمی خوره، حالا اون تک به تک شده با آمبریج.......
مایکل: اینبار دیگه هیچکاری نمی تونی بکنی.
آمبریج: تو عرضة گل زدن نداری، توی این بازی اینو ثابت کردی. البته شاید با تقلب بتونی یه کارهایی بکنی.
گزارشگر: یه ضربة فوق العاده از مایکل،شوتش خیلی محکمه، ولی آمبریج هم به سمت توپ پریده.. اما نمی تونه توپ رو بگیره و ........ گل، گل، یک گی رویایی از مایکل! چه می کنه این مایکل! ( این گزارشگره چقدر شبیه عادله) مایکل دو بازیکن و دو بلاجر رو جا گذاشت و توپ رو توی دروازه قرار داد.
جرج به سمت اعضای تیمش می ره و می گه: عیبی نداره بچه ها، ما هنوز جلوییم، اونا هیچکاری نمی تونن بکنن.
گزارشگر: حالا بچه های بلغارستان باید بازی شروع کنن، اینبار هم آمبریجه که بازی رو شروع می کنه، خوب ظاهراً پانسی به هوش اومده و حالا استادیوم یکپارچه پانسی رو تشویق می کنه؛ البته به هر حال پانسی هنوز هم نمی تونه بازی کنه و گروه امداد دارن اون رو به طور کامل از استادیوم خارج می کنن. وای همین اول کار مونتاگ یه بلاجر می فرسته طرف آمبریج..... خوب، گرینجر به خوبی اونو دفع می کنه، حالا آمبریج توپ رو به جان می ده،........ وای عجب جنگی شده بین بلاجر ها ، حالا بارتیموسه که یه بالاجر به سمت جان راونکلاو فرستاده، خوشبختانه فاج می یاد که اون رو دفع کنه، ........... وای، فاج به اشتباه چوبش رو به صورت جان می کوبه و همون لحظه بلاجر بارتیموس هم به کمر جان می خوره، جان در حالی که از بینیش خون می یاد توپ رو به جرج می ده و خودش به سمت زمین می ره. جرج تک و تنها به قلب حریف حمله ور شده، اون خیلی راحت تیکا رو جا می ذاره، یه بلاجر از طرف مونتاگ، ............ ویزلی عالی جا خالی می ده،........ اما مایکل توپش رو می گیره.
مایکل: از حالا به بعد دیگه هیچ کاری نمی تونید بکنید.
جرج نا امیدانه بر می گرده و هیچ جوابی به مایکل نمی ده.
گزارشگر: حالا مایکل توپ رو به تیکا می ده که هیچکس جز آمبریج جلئش نیست، اما دو تا بلاجر هم زمان داره به سمتش می یاد، از اولی به خوبی فرار می کنه ولی دومی خیلی بهش نزدیک شده...........کار بارتیموس بی نظیره و اون بلاجر دوم رو میزنه. حالا تیکا مستقیم به سمت آمبریج می ره، انگار نمی خواد شوت بزن، ......... وای، عجب حرکت خارق العاده ای........ اون آمبریج رو هم جا می ذاره و گل می زنه.
گزارشگر: حالا روحیة بازیکنان بلغارستان خیلی پایین اومده، اختلاف امتیاز هم با شدت کم شده، وای، خدا رو شکر، ظاهراً راونکلاو می تونه به بازی ادامه بده، حالا باید ببینیم بلغارستان چیکار می کنه...............

عزیزان، خواهش می کنم این پست رو ادامه بدین.


هفت سطر عشق
1- دلبستگی من به زندگی از دلبستگی شما به جادوگران کمتره
[size=x-large][color=00CC00]2- آینده Ù


Re: اسلیترین یونایتد و بلغارستان
پیام زده شده در: ۱۸:۱۵ پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۵

بارتیموس کراوچ old


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۷:۳۳ جمعه ۹ دی ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۴:۱۷ دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۶
از تالار اسلیترین
گروه:
کاربران عضو
پیام: 165
آفلاین


شعله های آتش برسر بازیکنان می ریخت مایک از ته قلب آرزو میکرد باران ببارید ولی!! حتی نمیتوان باران را در این آفتاب سوزان تصور کرد!
چند متر بازمین فاصله داشت که توانست خود را بالا بکشد سرش به شدت درد میکرد انگار غولی با چماقش با تمام توان ضربه ای بر سر او کوفته بود ! درست جایی را نمیدید،ستاره هایی طلایی رنگ دور سرش می چرخیدند.کمی طول کشید تا حالش خوب شود تا به خودش امد فهمید تیم بلغارستان 1 گل دیگر هم زده ! صدای شادی طرفداران تیم بلغارستان بلند شد ؛ هر بار که بلغارستان گلی میزد صدای طرفداران کم و کمتر می شد! تیم بلغارستان آنقدر به تیم اسلیترین گل زده بود طرفدارانش خسته شده بودند.
حالا دیگر تیم اسلیترین دو مهاجم داشت !ماروولو بعد از بهتر شدن سرش به تیکا علامت داده بود تا از دروازه محافظت کند .
این صدای گزارشگر بازی بود که تمام ورزگاه را پوشانده بود ؛ بعد ادامه داد : ماروولو گانت در حال چرخیدن دور زمینه تا شاید گوی زرین را پیدا کند تری بوت هم که نتوانسته چیزی پیدا کند گوشه ای از زمین ایستاده و زمین را زیر نظر گرفته است . حالا افراد تیم بلغارستان دست به یک حمله زده اند بارتیموس دور زمین می چرخد و بلوجر ها را از افراد تیم خود دور کرده و به طرف مهاجم های تیم بلغارستان می فرستد اگر بارتیموس هم مثل مونتاگ مجروح نشود به احتمال زیاد از خستگی روی زمین می افتد! برسیم به حمله ی تیم بلغارستان سرخگونه در دستان پانسی پارکینسون است او دارد با تمام سرعت به طرف دروازه ی تیم اسلیترین می رود بارتیموس بلوجری را به طرف صورت پانسی روانه میکنه پانسی جاخالی میده و سرخگونه را به جرج پاس میده ؛ مهاجم های تیم اسلیترین سعی میکنند سرخگونه را از جرج بگیرند جرج سرخگونه رابا سرعت به پایین پرتاب میکنه جان پایین جرج در حال حرکته او سرخگونه را گرفته و با سرعت به طرف دروازه حمله ور میشه، او سرخگونه را به سمت دروازه ی راستی پرتاب میکنه تیکا کاملا مخالف سرخگونه به طرف چپ شیرجه میره !
صدای سوت داورمسابقه بلند میشه ! گل ...گل تیم بلغارستان 80 تیم اسلیترین 30 .
ماروولو گانت کاپیتان تیم اسلیترین با سرعت به سمت داور میره با داور صحبت میکنه فکر کنم تقاضای استراحت داره ؛ بله داور استراحت اعلام میکنه . اعضای دو تیم به طرف زمین روانه می شوند .

اگر اعضای اسلیترین به طور مشکوکی مصدوم نمی شدند اوضاعشان بهتر از حال بود


ویرایش شده توسط بارتیموس در تاریخ ۱۳۸۵/۲/۲۱ ۱۹:۵۶:۴۳
ویرایش شده توسط بارتیموس در تاریخ ۱۳۸۵/۲/۲۱ ۱۹:۵۹:۰۷
ویرایش شده توسط بارتیموس در تاریخ ۱۳۸۵/۲/۲۱ ۲۰:۰۱:۵۸

[مواظب افکارت باش که تبدیل به گفتار می شود.
مواظب گفتارت باش که تبدیل به رفتارت می شود.
مواظب رفتارت


اسلیترین یونایتد و بلغارستان
پیام زده شده در: ۱۶:۲۲ پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۵

ماروولو گانتold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۰۳ شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۱:۳۹ یکشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۵
از تالار اسلایترین میرم بیرون !!!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 172
آفلاین
در زیر آفتاب سوزان و تابنده ی خورشید ، در آسمان زمین کوییدیچ ، چندین لکه ی رنگی دیده میشد . لکه ها ساعتی بود که به این طرف و آن طرف می رفتند و هر از گاهی متوقف می شدند . در این بین دو لکه از همه خسته تر و کم حال تر به نظر می رسیدند . اگر دقیق تر نگاه بکنیم ، خواهیم دید که لکه نیستند ، آدم هستند !
مسابقه ی تیم اسلیترین یونایتد و بلغارستان بود ، مسابقه ای که با سختی همراه بود . سختی به دلیل مصدوم شدن دو یار تیم اسلیترین . مطمئنا تیمی که دروازه بان و مدافع نداشته باشد ، هرگز کاری از پیش نمی برد .
دقایقی سوزان که با هر حمله ی تیم بلغارستان سوزان تر نیز میشد ، گذشت . در این مدتی که تیم بلغارستان گلهای متعددی به ثمر رسانده بود ، تیم اسلیترین فقط یک گل زده بود .
تمامی بچه ها ، خسته از شرایط و کلافه از گرما ، به کاپیتانشان چشم دوخته بودند . کاپیتانی که خودش قول برنده شدن در این مسابقه را از بچه ها گرفته بود ، چه طور می توانست با عقب بودن تیمش ، آسوده باشد و فکری نکند ؟
فریاد ها هر لحظه اوج می گرفت . از هر سو فریادی که از سوی یاران تیم اسلیترین بود و به گوش ماروولو می رسید ، شکنجه ای دوباره بود . کاش آن ها او را درک می کردند .
خودش هم اصلا انتظار چنین بازی رو نداشت . اصلا فکر نمی کرد که با مصدوم شدن دو بازیکنش ، این قدر تیمش آسیب پذیر شود . فقط می توانست دلش را به چشمان خودش خوش کند . حتی اگر بقیه نیز خسته باشند ، او به تنهایی گوی زرین را پیدا می کند . هر طور که شده ...
مدتی گذشت و دوباره فریاد از سوی تماشاچیان بلند شد . نیازی نبود که دوباره سرش را برگرداند ؛ حتما دوباره گل خورده بودند . ولی به نظر فریاد شادی بود ... نگاه کرد و دید که مایکل گلی را به ثمر رسانده است .
نتیجه فرق چندانی نکرد ، اما همین هم می توانست برای جبران کمک کند . پس با امید بیشتری رویش را برگرداند تا به دنبال گوی زرین بگردد .
می توانست بارتیموس را ببیند که برای جبران کارهای مونتاگ ، به هر دوی زمین می رود و از هر سو بازدارنده ها را دفع می کند . در دل به انتخاب خودش آفرین گفت . نگاهی به بوت انداخت ولی اثری از دیدن گوی زرین در چهره اش مشاهده نکرد .
شرایط سختی شده بود . نتیجه به نفع بلغارستان بود و با توجه به این که آن ها هیچ مصدومی نداشتند ، خیلی سخت به نظر می رسید که بتوان نتیجه را تغییر داد .
صدای گزارشگر را شنید ؛ پس این چند دقیقه کجا رفته بود ؟ سرش را تکان داد گویی می خواست این فکر را به تمام افکار بدی که به ذهنش آمده بود از سرش به بیرون پرتاب کند .
- خب ، بعد از گذشت چندید دقیقه ، ما هم چنان شاهد ضعف تیم اسلیترین هستیم ، باید دید که این ضعف از کجا شروع شده ؟ خب این جای بحث زیادی داره که جای اون این جا نیست . به ادامه بازی می پردازیم ، نتیجه الان 50 - 30 به نفع تیم بلغارستان هستش و با اون یار هایی که اون ها دارن ، بعید به نظر می رسه که اسلیترین بتونه نتیجه رو تغییر بده . ولی شاید در این لحظات بتونه گرفتن گوی زرین کمک شایان توجهی به اسلیترین بکنه . پس چشم همه به ماروولو دوخته شده که هم چنان به دنبال گوی می گرده . خب .. یه حمله برای تیم بلغارستان ، پارکینسون توپ رو در دست داره ، راونکلاو ، دوباره پارکینسون ، حالا پاس به جرج ویزلی میدن که اون هم به سمت دروازه ها حرکت می کنه . اگر این گل زده بشه باز هم کار تیم اسلیترین سخت تر میشه . باید دید که ... بله ... گل برای بلغارستان ؛ نتیجه 60- 30 به نفع بلغارستان .
ماروولو با تاسف سری تکان داد و به فضای خالی رو به رویش نگاه کرد . فقط یک راه برای برگرداندن این نتیجه داشت .
با دقتی دو چندان ، به همه جای زمین نگاه کرد . از بین بچه ها می گذشت و با نگاهش سعی داشت به هر کدام دلداری بدهد . نزدیک تر به زمین پرواز کرد و دوباره به دقت نگاه کرد . با دقت ...
نوری ، مثل برق زدن چیزی در آفتاب توجه او را به خودش جلب کرد . با سرعت به سمتش پرواز کرد ... خیلی به او نزدیک شده بود . طوری به او چشم دوخته بود که اصلا متوجه نبود به کجا می رود . لحظه ای بعد با صدایی که در تمام ورزشگاه پیچید به دیواره ی زمین برخرود کرد .
بازی برای چند لحظه متوقف شد .
- بله ، حالا باید ببینیم که آیا ماروولو می تونه به بازی ادامه بده یا تیم اسلیترین باید ایت بازی رو به بلغارستان واگذار کنه ؟ مثل این که .. به خوشبختانه مشکلی نیست ( چه آشنا !؟ ) و می تونه به بازی ادامه بده . خب باید منتظر بقیه ی بازی باشیم . نتیجه 60 - 30 به نفع بلغارستان .
صدای فریاد تماشاچیان در ورزشگاه شنیده می شد .


=============================
تذکر : تمامی افراد تیم اسلیترین یونایتد !
به تذکراتی که گفته شد دقت لازم رو داشته باشید و پست تیم خودمون رو ادامه بدین .
کاپیتان ، ماروولو گانت


آن چه ثابت و برجاست ، ثابت و برجا نیست . دنیا این چنین که هست نمی ماند .
برتول برشت




Re: لیگ برتر کشورهای کوییدیچ
پیام زده شده در: ۱۵:۰۵ پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۵

جان راونکلاو old


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۳۲ پنجشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۲۱:۲۲ دوشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۹
از مثلث برمودا
گروه:
کاربران عضو
پیام: 181
آفلاین
و جان وارد مي شود.
------------------------------------------------------------------
يه باز دارنده توسط نيكول با دستش برخورد ميكنه و آنچنان دردي ميگيره كه از دنبال كردن اسنيچ باز مي ايسته و فقط اون رو به تري بوت نشون ميده.نيكول با غرور فراوان به ماروولو نگاه ميكنه.مارولو باخشم جواب نگاه اونو ميده و به سرعت به دنبال تري بوت ميره اما تري بوت نيز توسط باز دارنده ي بارتيموس منحرف مي شه.و دوباره اسنيچ گم ميشه.در قسمت ديگه توپ دست تيم اسليترين بود.الكتو به تيكا.تيكا به ميكي پاس ميده اما در اون بين جان دخالت ميكنه و به زيبايي توپ رو از اونا قاپ ميزنه.
گزارشگر:و اين جانه كه دخلت ميكنه در پاس كاري اسليترين و خشم دشمناش رو در مياره.
جان با سرعت به سمت زوپيس مي رفت اما كه صداي جرج رو از پشتش شنيد.
جرج:پاس بده من.
اما جان همچنان ادامه ميداد تا جايي كه زوپيس مطمئن شد خودش ميخواد بشوته.در همين حين جان بهسمت بالا پرواز ميكنه و توپ رو به جرج ميده . جرج بلا فاصله اونو به پانسي پاس ميده.
پانسي از ظرف راست مي اومد زوپيس واقعا گبج شده بود و از همه بدتر تشويق طرفداران بلغارستان اونو به خشم مي آوردند.در طرف ديگه تري بوت رنگ طلاييه اسنيچ رو ميبينه.حواس زوپيس به تري بوت پرت ميشه و پانسي از فرصت استفاده ميكنه و با تمام وجودش اونو به سمت حلقه ي سمت چپ كه خالي بود ميفرسته.
گزارشگر: و باز هم بلغارستان برتري خودشو به نمايش ميذاره.گل.گل.من واقعا نميدونم به اينا چي بگم.اما يه لحضه وايسين.
صداي صوت بلوريچ بلند ميشه.
بلوريچ:گل به هيچ وجه قبول نيست.
صداي اعتراض طرفداران بلغارستان ورزشكاه رو از جا ميكنه.
جرج:اما آخه چرا ؟؟؟؟
تري بوت:اين درست نيس.گل از اين بهتر جايي وجود نداره.
جان خودشو از اون عقب ميرسون و ميگه بلوريچ درست ميگه...
تري بوت:هيچ معلومه چي داري ميگي؟ جان:تو و جرج با هم تو منطقه ي گل زني بوديد.
بلوريچ:يه پنالتي به نفع اسليترين...
تيكا سرخ گون رو تو دست داشت و به حلقه ي سمت چپ نگاه ميكرد.
دولوروس با خودش ميگه:فكر كردي من گول ميخورم.
دولوروس يه حركتي به سمت چپ ميكنه تا تيكا منحرف بشه.و اين اتفاق مي افته...تيكا سرخگون رو به سمت حلقه ي سمت راست مي اندازه و دولوروس به راحتي اونو ميگيره و به جان پاس ميده...
توپ در دست جان بود به سرعت به سمت زوپيس در حركت بود و چيزي جز برنده شدن مد نظرش نبود.يك دفعه يه بلاجر از طرف مايكل به سمتش مياد اما به زيبايي جاخالي ميده توپ رو با سرعت شوت مي كنه ولي زوپيس اونو ميگيره وبا تمام قدرتش به الكتو ميده.
گزارشگر:اونجا رو دوباره.دوباره اين تري بوت داره با شتاب پرواز ميكنه.
با گفتن اين جمله گانت به سمت اون(تري بوت)حركت ميكنه.ديگر بازيكنان از بازي مي ايستند.در اين بين فقط دولوروس و كورنيليوس متوجه بازي بودند و الكتو.الكتو به سرعت به سمت در دولوروس مي رفت.در اطراف فاج بلاجر نبود كه به الكتو بزنه.به همين دليل به سرعت و با شتاب به سمت الكتو پرواز ميكنه.جرج به خودش مياد و به حلقه ها و دولوروس نگاه ميكنه.ديگه فاصله اي بين فاج و الكتو نيست.
گزارشگر:بازيكنان تيم هاي مخالف با هم بر خورد كردند.يك مدافع و يك مهاجم.عجب بازي اي شده.هر دو تيم فقط پيروزي مي خوان.
توپ از دست الكتو ول ميشه اما از پايين تيكا توپ رو ميگيره و به سرعت به سمت حلقه ها ميره.
جان:دولوروس مواظب تيكا باش.داره مياد(با فرياد ميگه)
گزارشگر:دوباره بازيكنان بلغارستا گل كاشتند.يه بلاجر توسط نيكول گرينجر به تيكا ميخوره.و...و سرخگون در دست پانسي است.
تيكا با خشم و صورت سرخ به سمت نيكول ميره.
تيكا:اين دومين باريه كه داري مزاحم ميشي.دفعه ي بعدي...
اما صداي فرياد طرفداران تيم بلغارستان مانع ادامه ي حرفش ميشه.طرفداران:حمله.حمله.تا لحظه ي پيروزي.
گزارشگر:بلغارستان گل كاشته.امتيازات100 به 60 به نفع بلغارستانه.
در آسمان اثري از تري بوت و گانت نيست.هيچ كس آنها رو نميديد.
بر فراز آسمان نقطه اي كه از ديد همگان مخفي است دو جستجو گر در حال جدال براي گرفتن اسنيچ هستند.به قدري فاصله ي دو بازيكن از يكديگر كم است كه جدايي آنها از برخورد آنها سخت تر است.فاصله ي خيلي كمي تا اسنيچ دارند.قدرت نفس كشيدن بسيار سخت بود تا جايي كه تري بوت به جاي سفيدي آسمان همه جا را سياه ميديد.بالاخره تري بوت به شمت زمين رفت و مارولو را با اسنيچ تنها گذاشت.اما مارولو نيز به كم بود هوا به سمت زمين پرواز مي كند و براي بار چندم اسنيچ به حال خود رها ميشود.
گزارشگر:سرخگون تو دست مايكله .به سرعت به سمت دولوروس پيش ميره...
مايكل:دولوروس مي خوام نتيجه رو بكشم بالا.موافقي.
اما دولورس هيچ چيز نگفت و هيچ حركتي نكرد.تا اينكه سرخگون با شتاب از كنار گوشش به حلقه ي وسط نفوذ كرد.صداي طرفداران اسليترين(با خوشحالي)وطرفداران بلغارستان(با اعتراض)همزمان بلند شد.جان و جرج به سرعت به سمت دولوروس ميرن.
جان:دولوروس ...دولوروس...
بعد از گذشت چند لحظه آمبريج يه تكاني مي خوره.و با تمام قدرتش فرياد ميزنه:اون لعنتي ها منو طلسم كردن.اون...
جرج:چي...چي كار كردن؟اما اونا كه هيچ كدوم چوب بيرنو نكشيدن.
جان به اطافش نگاهي ميكنه و ميگه:نه كاملا.
بلوريچ به سمت اعضاي تيم بلغارستان مياد.
بلوريچ:بازي رو ادامه بديد...بازي رو ادامه بديد.
جان:ببخشيد جناب داور.من فكر ميكنم كه طلسم فرستادن تو بازي كوييديچ به سمت حرف خطا باشه.
بلوريچ:شما درست فكر ميكنيد.
جان:همين حالا مارولو يه افسون به طرف بازيكنان ما فرستاد...
بلوريچ:چي؟ جان:همين حالا مارولو يه افسون به طرف بازيكنان ما فرستاد...
بلوريچ:تو...مطمئني؟ جان:با چشماي خودم ديدم.
بلوريچ با صورتي گداخته در صوت خودش ميدمه.
گزارشگر:صبر كنين.داور اعلام پنالتي به نفع بلغارستان كرده.
اعتراض اعضاي تيم اسليترين بر سر بلوريچ ريخته مي شه.اما بلوريچ اعلام پنالتي كرده پس هيچ كس جلو دارش نيست.
جان سرخگون به دست در مقابل زوپيس ايستاد.


ویرایش شده توسط جان راونكلاو در تاریخ ۱۳۸۵/۲/۲۲ ۱:۳۹:۱۷


Re: لیگ برتر کشورهای کوییدیچ
پیام زده شده در: ۱۲:۱۷ پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۵

نيلوفر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۲۱ یکشنبه ۱ آبان ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۴:۴۱ پنجشنبه ۳ دی ۱۳۸۸
از تالار اصلي اسليترين كنار پنجره ي غم
گروه:
کاربران عضو
پیام: 193
آفلاین
تيم بلغارستان
جرج اينو گفت و به سمت ديگه اي از زمين رفت كوافل در دست بچه هاي اسلي قرار داره الكتو ميره جلو پاس ميده به مايكل كه در روبروش اما كمي پايين تر قرار داره مايكل توپ رو ميگيره عجب سرعتي اون داره نيكول رو جا ميذاره ميره به سمت دروازه حالا تك به تك با دولوروس آمبريج اون شوت ميكنه توپ داره گي ميشه اما در اين لحظه
پانسي : آفرين دولوروس كارت عالي بود
دولوروس كوافل رو با نوك انگشتاش مهار ميكنه و مانع گل خوردن تيمش ميشه همه اون رو تشويق ميكنن كوافل در دست جان هست حالا به جرج اون ميره جلو پاس ميده به پانسي عجب حركتي پانسي بارتيموس رو جا ميذاره ميره به سمت دروازه هيچ كس نميتونه جلوش رو بگيره آفرين پانسي اون مقابل زوپيس قرار داره دستش رو كه كوافل در اونه بالا ميبره خيره ميشه به دروازه سمت چپي با اين كار زوپيس رو گول ميزنه و ميندازه توي دروازه سمت راست و گل براي بلغارستان ورزشگاه به وجد مياد اسلي ها عصباني ميشن و خشانت خونشون بالا ميره و به داور اعتراض ميكنن اما داور دستور ادامه بازي رو ميده پانسي خيلي خوشحال ميشه از گلي كه زده و مورد تشويق همگان قرار ميگيره كوافل در دست مايكله ديگه هيچي براش مهم نيست پيشروي ميكنه ميره كه گل بزنه در اين حال تري بوت كه بالاي سرهمه قرار داره داره به دنبال اون توپ طلايي ميگرده اما انگار اسنيچس وجود نداره مايكل ميره جلو اما يه بلوجر به سمتش ميفرستن كه اون به خوبي از پسش برمياد ميره جلو كه كوافل رو ازش ميگيرن بلغاري ها ميخوان برن جلو كه ميبينن ماروولو از زمين دور ميشه ميره و دنبال اسنيچ ميكنه دستش رو دراز ميكنه كه بگيرش اما.................


be chashmanat biamooz ke har kas arzeshe didan nadarad


Re: لیگ برتر کشورهای کوییدیچ
پیام زده شده در: ۱۱:۳۱ پنجشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۵

آناکین مونتاگ old


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۰۲ شنبه ۷ شهریور ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۰:۰۰:۲۴ چهارشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۹
از 127.0.0.1
گروه:
کاربران عضو
پیام: 1402
آفلاین
الکتو پشت توپه دربازه بان بلغارستان هم درست جلوی حلقه ی وسطی ایستاده . بعد از مسدومیت مونتاگ وزوپیس قهرمان بچه های اسلی خیلی عسبی شدن
الکتو پنالتی رو میزنه ولی از کنار حلقه ی سمت راست میره بیرون

توپ دست بچه های تیم بلغارستانه و دارن به سمت دروازه ی اسلی میرن درسته که مونتاگ هنوز تویی زمینه ولی حتی نمیتونه چماقش رو تکون بده تیم اسلی هم با یه مدافع کاری از پیش نمیبره
حالا جرج ویزلی با زوپیس تکبتک مشه سرخگونه رو به سمت حلق ی راست میفرسته ولی زوپیس حتی نمیتونه تکون بخوره فقط خودش رو روی جارو نگه داشته و فقط در یه حالت میتونه مانع گل شدن توپ بشه اون هم وقتیه که هماجم های بلغارستان توپ رو به سمت حلقه ی وسطی شوت کنن و بخوره بهش

اینبار نوبت حمله ی تیم اسلیترین یونایتده ولی به وجود یه مدافع خیلی راحت توپ رو از دست میدن
دوباره بچه های بلغارستنا حمله میکنن ولی اینبار بارتی موفق میشه توپ رو ازشون بگیره با یه بلاجر قشنگ که درست میخوره توی سینه ی مهاجم

باز بچه های اسلی حمله میکنن ولی توپ رو از دست میدن ولی اینبار بلغاری ها گل میزنن

-------------------
-------------------

این چرخه همینطور ادامه داره هی بچه های اسليترين حمله می کنن هی بلغاری ها توپ رو میگیرن و میرن به طرف دروازه اختلاف امتیاز تیم ها خیلی زیاد شده بلغاری ها با اختلاف 70 امتیاز جلو ترن فقط جستجوگره که میتونه به داد تیم اسليترين برسه
همه ی نگاه ها به ماروولو دوخته شده


ویرایش شده توسط مونتاگ در تاریخ ۱۳۸۵/۲/۲۱ ۱۸:۵۸:۰۲


Re: لیگ برتر کشورهای کوییدیچ
پیام زده شده در: ۱۷:۱۸ چهارشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۵

مایکل آنجلو


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۰۹ سه شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۸:۴۸ یکشنبه ۲۷ آبان ۱۳۸۶
از اینجا تا شیراز راه درازیست!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 154
آفلاین
همه دوباره سر جاي خودشون برگشتن.
جرج كه از عصبانيت سرخ شده بود رو كرد به بقيه ي اعضاي تيمو گفت: ديگه لازم نيست احتياط كنيد اگه لازم شد بندازيدشون پايين .
بازي شروع شد
توپ دست تيمه بلغارستانه جرج پاس ميده به پانسي پانسي از دو مدافع رد ميشه سرخگونو پرتاب ميكنه
اوه نه با وجود زوپيس بلغارستان نمي تونه كاري از پيش ببره
ظاهرا طرفداراي تيم بلغارستان نا اميد شدن
زوپيس پاس ميده به تيكا تيكا ميره جلو واي چه سرعتي الكتو و مايكل تيكارو همراهي ميكنن صداي طرفداري اسلايترين به اوج خودش رسيده
تيكاشوت ميكنه اما نه آمبريج با تمام قدرت جلوي توپو ميگيره
ويزلي با داور صحبت ميكنه اون تقاضاي استراحت ميكنه
سوت داور به صدا در مياد
==============================
بچه هاي تيم بلغارستان با عصبانيت گوشه ي زمين جمع شدن
ريونكلا : ما اين طوري كاري از پيش نمي بريم
ويزلي : درسته به خاطر همينم اينجا جمع شديم نقشه اينه...
وقت استراحت تمام شد
دو تيم دوباره به زمين برگشتن
سوت داور به صدا در مياد
==================================
توپ دسته ويزليه پانسي جان مايكي توپو از جان مي قاپه
فاج يه بلاجر مي فرسته طرف مايكل ، مايكل با يه حركت نمايشي جا خالي ميده
اوه نه بلاجر با مونتاگ برخورد كرد اون داره سقوط ميكنه
بازي متوقف شده همه اعضاي اسلايترين دور مونتاگ جمع شدن ، بله اون قادر به ادامه ي بازي نيست
در همين حين جرج از غفلت بقيه استفاده كردو به گرنجر و فاج علامت داد و اونا همزمان با تمام قدرت دو تا بلاجر به سمت زوپيس فرستادن
اوه خداي من اونجا رو ببينيد( ولي احتياجي به گفتن نبود چون همه ي نگاها متوجه زوپيس شده بود) اين واقعا يه مسابقه ي دوستانه س!!!؟
دو تا مجروح از تيم اسلايترين اونم با هم !!! پناه بر خدا!!!
مثل اينكه زوپيس نمي خواد از زمين بيرون بره اون واقعا يه قهرمانه!!!
بچه هاي ناراحتو خشمگين تيم اسلايترين دور داور جمع شدن
داور سوتشو به صدا در مياره پنالتي به نفع تيم اسلايترين
فرياد اعتراض هواداران تيم اسلايترين به هوا ميره : اونا بايد اخراج بشن اونا بايد اخراج بشن!!!
الكتو مي خواد پنالتيو بزنه
تيكا : حالا بهتون نشون ميديم
ماروولو فرياد زد بچه ها حالا وقتشه كه خودتونو نشون بدين
و دوباره صداي هوراي هواداران اسلايترين زمينو لرزاند


ویرایش شده توسط مايكل آنجلو در تاریخ ۱۳۸۵/۲/۲۰ ۲۰:۴۲:۵۱
ویرایش شده توسط مايكل آنجلو در تاریخ ۱۳۸۵/۲/۲۰ ۲۰:۵۴:۰۱

تحقق بخشیدن به افسانه ی شخصی یگانه وظیفه ی آدمیان است.
[size=medium]همه چیز تنه


Re: لیگ برتر کشورهای کوییدیچ
پیام زده شده در: ۱۶:۳۷ چهارشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۵

سجاد


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲:۵۶ جمعه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۶:۲۹ شنبه ۲۴ تیر ۱۳۸۵
از اهواز
گروه:
کاربران عضو
پیام: 22
آفلاین
تیم بلغارستان

انگار تری بوت یه چیزی دیده، داره به سرعت به سمت زمین می ره، ماروولو گانت هم متوجه این موضوع شده، اون هم داره به همون سمتی می ره که تری بوت حر کت می کنه، اما فاصلة ماروولو خیلی بیشتره...... بوت داره با سرعت به سمت زمین میره، صبر کنید، شاید می خواد همون کلکی رو استفاده کنه که کرام توی جام جهانی گذشته انجام داد......... نه اینطور نیست، من هم اسنیچ رو دیدم، حالا بوت خیلی نزدیک شده، دستش رو به سمت اسنیچ دراز می کنه، تمام نفس ها در سینه حبس میشه، وای در آخرین لحظه تعادلش به هم میخوره و از اسنیچ دور می شه، اما خوشبختانه می تونه خودش رو کنترل کنه و به زمین نمی خوره،
گانت که داره به اون منطقه نزدیک می شه با خنده به تری بوت می گه: فکر کردی می تونی اسنیچ رو بگیری؟ صورتت به این حرفا نمی خوره سوسکی.
اما خود گانت هم وقتی به اون منطقه می رسه اسنیچ رو پیدا نمی کنه و تری بوت بهش می گه: تو که خودت عرضه نداری و دنبال من راه می افتی از این صحبتا نکن.
گزارشگر:خب، برگردیم سراغ بازی، ظاهرا آخرین حملة اسلیترینیها هم گل نشده و آمبریج موفق شده توپ رو کنترل کنه.
گزارشگر: حالا آمبریج توپ رو به پانسی می ده و این بار پانسی حمله رو آغاز می کنه. پارکینسون توپ رو به ویزلی می سپاره. در همین حال فریاد تماشاچیها بلند تر می شه: سوسکه...سوسکه...
همین باعث می شه ویزلی بهتر کار کنه( مثل علی دایی) یه کار ترکیبی فوق العاده رو با پارکینسون و راونکلاو انجام می ده طوری که سه مهاجم حریف هیچکاری نمی تونن بکنن. الان راونکلاو جلوی سه تا حلقه است و فقط زوپیس جلوشه ، وای نه پشت سرت رو بپا.......... بلاجر مونتاگ به راونکلاو خورد و توپ گیر اسلیترین اومد.............................
اولين حمله به روي دروازة بلغارستان در حال انجام گرفتنه. توپ در دست تيكا هستش. تماشاچياي اسلايتريني فرياد ميزنن: سوسكه! سوسكه!....
خوب حالا تيكا داره با مايكل جلو مي ره.الان تقريبا وسط زمين هستن. تيكا يه پاس مي ده به مايكل. در همون موقع يك بلاجر كه از طرف كورنيلوس مياد باعث مي شه كه مايكل جا خالي بده. حالا ديگه دو تا مهاجم اسلايترين روبروي دولوروس قرار دارن. مايكل فرياد مي زنه: نگفتم سوسك هستين! و دستش رو مي چرخونه تا توپو پرتاب كنه. دولوروس مي پره طرف مايكل ولي نه! مايكل ناگهان توپو پاس مي ده به تيكا. تيكا با تبسم مي گه: همون طور كه مايكل گفت شما...! چه حركت جالبي! نيكول از فاصله چند متري يك توپ بازدارنده رو به سمت تيكا پرت مي كنه و مي خوره به كمرش. او از درد يك جيغ كوچولو مي كشه و توپو ول مي كنه. دولوروس كه اين صحنه رو مي بينه به آرومي مي گه: از خدا براي تو آرزو مي كنم ديگه هيچ وقت خودتو جلوي من ضايع نكني. و ادامه حرفشو با فرياد مي گه: حمله كنيد! حمله كنيد! اگه حمله کنید می بریمشون!
تماشاچيا كه تحت تاثير قرار گرفتن حرف دولوروس رو ادامه مي دن: حمله حمله، بلغارستان/ ما گل می خوایم، ای قهرمان/آهای، آهای، اسلیترین/ وایسا و باختتو ببین. تا لحظه پيروزي. جرج از وسط زمين به طرف دولوروس مياد. يك نگاه به تري بوت كه سرگردان دنبال توپ زرين مي كنه ميندازه و بعد به دولوروس مي گه: كارت عالي بود. و بعد با سرعت زيادي از او فاصله مي گيره. بازي دوباره شروع شده.
گزارشگر: بازي دوباره شروع مي شه. بلغارستان از اسلیترین جلو افتاده، عجب بازي شده. توپ دست جان قرار داره...
گزارشگر: و حالا این بار نوبت بلغارستانه که حمله کنه، جان راونکلاو با سرعت داره جلو می ره، وای نه....... بارتیموس یه بلاجر رو فرستاد به استقبال جان، ......آخ...... آفرین جان، جان توپ رو پاس داد اما بعد از اون بلاجر به کمرش خورد، به هر حال حالا این ویزلیه که توپ رو در اختیار داره، پانسی هم کنارشه بازیکنهای اسلیترین چون می دونن که کاری نمی تونن بکنن فقط تماشا می کنن، باز هم اسلیترینی ها فریاد سوسکه.....سوسکه رو به سر می دن..... موقعیت پانسی فوق العاده است و اگه ویزلی بهش پاس بده توپ صد درصد گل می شه. اما ویزلی با خودخواهی خودش شوت می کنه و زوپیس قهرمان توپ رو می گیره.
حالا تمام تماشاچیها دارند فریاد می زنند: زوپیس قهرمان، زوپیس قهرمان.....
حالا زوپیس توپ رو به مایکل می سپاره. جرج به تری بوت نگاه می کنه و طوری که کسی متوجه نشه به اون چشمک می زنه.
گزارشگر: تري مثل اين که دوباره رد توپ رو گرفته. نگاهش كنين. داره به طرف بالا اوج مي گيره.
تماشاچيا فرياد مي زنن: : حمله حمله، بلغارستان/ ما گل می خوایم، ای قهرمان/
گزارشگر:" مثل اينكه مهاجما دست از بازي كشيدن و دارن تري بوت رو نگاه مي كنن. مارولو هم كه صورتش قرمز شده داره اونو تعقيب مي كنه."
هيچ كس حواسش به جرج نيست. آروم به طرف مايكل مي ره. و ناگهان توپو از دستش مي قاپه. مايكل فرياد مي زنه. همه بازيكنا مثل اينكه تازه از خواب بيدار شدن به اطراف نگاه مي كنن. حالا جورج تک و تنها روبروي زوپيس قرار داره.
گزارشگر: واي.. چه حركت غافلگير كننده اي. بدون اينكه اسلايتريني ها متوجه بشن توپو قا پيد. آفرين به هوشت جرج.
جرج روبروي زوپيس قرار داره. جرج با خنده فرياد مانند مي گه : من به قهرمانيت شكي ندارم زوپيس قهرمان!
بعد سريع سرشو بر ميگردونه و به دولوروس يه چشمك مي زنه.
گزارشگر: واي واقعا نمي دونم منظورشون از اين كارا چيه.
دولوروس با يك اعتماد به نفس قوي كه از چهره اش معلومه به طرف جرج مياد. حالا نزديك اونا قرار داره. ولي نه! از كنار اونا رد مي شه و به طرف حلقه ها ميره. جرج قبل از اينكه زوپيس بفهمه چي شده توپو از بالاي سرش به دولوروس پاس ميده.
دولوروس توپو مي گيره. با لبخند مي گه: دوست داري يه گل دیگه بخوري؟
و توپو تو مشتش مي گيره و مي خواد گل كنه. ولي نه!! پاس مي ده به پانسي پاركينسون كه از دور داره مياد . پانسي توپو مي گيره و محكم شوت مي كنه. توپ با صداي جيغ مانندي از كنار گوش زوپيس رد مي شه. و داخل دروازه مي ره.گـــــــــــــل!گــل!

حالا دوباره اسلیترینیها بازی رو شروع می کنن زوپیس که خیلی مضطرب شده به الکتو پاس میده، یه بلاجر از طرف گرینجر برای اون فرستاده می شه. ولی اون می فهمه و توپ رو به تیکا می سپاره...... اما سرعت توپ یه کم زیاده و توپ از دست تیکا ول می شه، ولی اون موفق می شه دوباره توپ رو بگیره، اما حالا دیگه تمام هم تیمی هاش تحت محاصرة بازیکنهای حریف هستن. و ویزلی هم جلوی خودش وایساده، اون سعی می کنه از جرج عبور کنه اما جرج دستش رو می خونه و با یه حرکت زیبا توپ رو می گیره.
جرج به تیکا می گه: اگه تیمتون اینه، بهتره اصلاً مسابقه ندید، تا این همه ضایع نشید.
تیکا هم فقط از عصبانیت سرخ می شه، چون دیگه جوابی نداره بده.
جرج صاحب توپه و جلو می ره حالا مایکل و الکتو براش ایجاد مزاحمت می کنن. اما اون به خوبی از بین اون ها رد می شه و توپ رو به جان پاس می ده.
جرج بر می گرده به الکتو و مایکل می گه : حالا کی سوسکه؟ ما یا شما؟
مایکل جواب می ده: خواهیم دید.
گزارشگر: جان راونکلاو داره به سمت دروازة حریف می ره. اون فقط دروازه بان رو جلوش داره، در ضمن پانسی هم کنارشه. موقعیت خیلی خوبیه.........وای نه، دوتا بلاجر به سمتش اومدن،........ عجب حرکتی، عالی بود، جا خالی داد و دو تا بلاجر به هم خوردن خیلی صحنة جالبی بود.
حالا جنگ بین تماشاچی ها هم شروع شده. تماشاچیان بلغارستان یک صدا فریاد می زنن: حمله حمله، بلغارستان/ ما گل می خوایم، ای قهرمان/آهای، آهای، اسلیترین/ وایسا و باختتو ببین. و در مقابل اسلیترینها هنوز هم با صدای خیلی بلند داد می زنند: سوسکید.....سوسکید.
حالا جان توپ رو به پانسی می ده و پانسی تک به تکه با زوپیس. یه ضربة خیلی محکم از پانسی............. زوپیس به سمت توپ شیرجه می ره و .............. توپ رو می گیره..... . ولی ...... اوه، توپ از دستش رها می شه و ویزلی سریع از راه می رسه و توپ رو صاحب می شه......... حالا می خواد دروازة خالی توپ رو بزنه توی گل.......... اما زوپیس با عصبانیت هرچه تمامتر با مشت به جاروی ویزلی می کوبه، ویزلی منحرف می شه و به سمت پایة یکی از دروازه ها می ره،......... این صحنه خیلی وحشتناکه......... آفرین ویزلی اون تونست خودشو کنترل کنه. حالا صدای سوت داور هم شنیده می شه. داور اعلام پنالتی کرده، اما جالبه که زوپیس رو از زمین اخراج نمی کنه.
حالا خود ویزلی می خواد پنالتی رو بزنه. باز هم صدای تماشاچی های بلغارستان بلند تر می شه. اما اسلیترینی ها ساکت شدن.
ویزلی به زوپیس می گه: به این راحتی ها نمی تونی از شر من خلاص بشی. حالا حالا ها باید بدوی.
ویزلی می ره و ضربه رو محکم می زنه، زوپیس مسیر توپ رو تشخیص می ده............ اما پنالتی ویزلی خیلی محکم تر از این حرفاست و دست زوپیس به توپ نمی رسه. حالا تمام تماشاچیها، حتی برخی از اسیلیترینی ها که از تیمشون راضی نیستند بلند می شن و یک صدا برای ویزلی دست می زنن.
ویزلی به زوپیس می گه: خسته نباشی، تلاش جالبی بود. اگه بخوای همینطور ادامه بدی بزرگترین شکست تاریخ رو می خورید. به خاطر کمکهات ممنونم!!!!
زوپیس می گه: بیرون از زمین حسابت رو می رسم.......


هفت سطر عشق
1- دلبستگی من به زندگی از دلبستگی شما به جادوگران کمتره
[size=x-large][color=00CC00]2- آینده Ù


Re: لیگ برتر کشورهای کوییدیچ
پیام زده شده در: ۱۶:۲۳ چهارشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۵

مورگان الکتوold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۵۳ شنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۷:۳۰ چهارشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۱
گروه:
کاربران عضو
پیام: 620
آفلاین
بارتیموس مگه مدافع نیست کوافل تو دستش چی کار می کنه من به جای بارتیموس الکتو گذاشتم پانسی با تمام قدرتی که ازش انتظار می رفت به سمت الکتو هجوم برد افرادی که پانسی رو خوب می شناختند می دونستند که هنگامی که پانسی این طور حمله می کنه حتما توپ رو می گیره الکتو با نیم نگاهی متوجه حرکت پانسی شد و سریع جاخالی داد صدای گذارشگر به گوش می رسه:خدای من باور نکردنیه پانسی زمین خورد نیازی نبود کگزارشگر چیزی بگوید چرا که مسلما چنین حرکت مهمی را همه ی تماشاچیان دیده بودند و برخی حتی بهتر از گزارشگر می دانستند درمانگرانی که سوار بر جاروی های پرنده ی سرخ رنگی بودند با سرعت عجیبی به سمت پانسی پارکینسون حرکت کردند یکی از آنان وردی به سمت پانسی نشانه گرفت و پانسی به صورت معلق به حرکت درآمد بلغاری ها هم که بازیکن تعویضی نداشتند ب ناچار بدن یک بازیکن ادامه دادند لرد بلرویچ داور تازه کار ولی عادل این دوره از مسابقات دستور از سر گیری مسابقه را داد تیکا توپ را در دست داشت به سوی تیم شش نفری بلغارستان حمله برد توپ بلوگری همچون شمشیر از کنارش گذشت که البته فقط یک خراش کوچک روی بازویش ایجاد کرد کرد تیکا طبق تمرین های قبلی سرخگون رو به ماکل پاس داد مایکل حمله رو ادامه داد و جلو رفت نفس در سینه های تماشاگران حبس شده بود تابه حال مسابقه ای به این پرهیجانی ندیده بودندو اکثریت هم می دانستند که دیگر نخواهند دید پس با دقت مسابقه را دنبال کردنداما تماشاگران بلغاری افسوس خوردند که چرا همچنین تصمیمی گرفته بودند چرا که بر روی تابلوی امتیازی چنین نوشته ای حک شده بود:بلغارستان 30-اسلیترین یونایتد20 مایکل یک گل به ثمر رسانده بود


تصویر کوچک شده


Re: لیگ برتر کشورهای کوییدیچ
پیام زده شده در: ۱۴:۵۹ چهارشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۵

بلید


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۴ شنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۰:۵۹ چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۰
از هر کجا که خون اشامی باشد بلید هم هست .
گروه:
کاربران عضو
پیام: 254
آفلاین
صداي فرياد از طرفداران دو تيم بلند بود طرفدار بلغار خوشحال و اسليترين با فريادهايى حاكي از عصبانيت.
جرج با خوشحالي دور زمين چرخي زد و سينه سپر كرد و همه ي طرفدارانش براي او سوت ميكشيدن و با فرياد ميگفت " كاپيتان تيم ناز ما گل ميزنه بي چون وچرا"
آلكتو جلو آمد چهره اش از عصبانيت سخت شده بود دو دستش را محكم به به دسته ي جارويش چنگ زده بود و دندانهايش را به هم ميفشرد با صداي بلندي كه به جرج برسه گفت" نشونت ميدم ويزلي"
گزارشگر شروع كرد :"توپ دست بچه هاي اسليترينه ، آلكتو مصمم به نظر ميرسه اونقدر محكم كوافل رو توى دستش گرفته كه به نظر ميخواد يه گل تماشايي به جا بزاره داور بلرويچ هم پا به پا ي اون جلو ميره اما....... اون چي بود؟..... يه چيزي به سرعت از كنار الكتو رد شد. الكتو خودشم مونده ، اون چي بود كه انقدر سريع كوافل رو گرفت؟"
صداي جيغ و فرياد بلند شد دست تمام تماشاچيان بلغاري بالا رفت و جيغي از خوشحالي كشيدن.
گزارشگر فريادي از شگفت سر داد و گفت"بليد... بليد ...اون بليد شكارچي خون آشامانه"
جورج مشتش را با شتاپ بالا برد و گفت "آره آره آره"
بليد در حالي كه كوافل رو بين بازو و پهلويش داشت با سرعت چرخي در جا زد و برگشت و با سرعت به طرف دروازه ى اسليترينها كه از ترس دهانشان باز مانده بود رفت به طرض اعجاب انگيزي جاي خالي در مقابل بلاجر ها ميداد و زوپيس و تيكا را جا گذاشت حتي بقيه ي اعضاي بلغارستان براي كمك به او جلو نيومدن چون مطمئنن كه گل ديگري به ثمر خواهد رسيد .
هنوز چندين پا تا دروازه فاصله بود كه بليد دستش را عقب برد بازوي قدرتمندش را جلو داد و كوافل با قدرت و سرعتي باور نكردني كه حتي از سرعت زياد قابل ديد نبود وارد حلقه ي وسطي شد صداي جيغ و فرياد استاديوم را از جا كنده بود طرفداران بلغار پرچم هاي (بليد تو قدرتمندي)را بالاى سرشان ميچرخواندن و تصوير بزرگي از بليد را كه شمشيرش را در دست داشت بالاى جايگاه تماشاچيان نسب كرده بودند.
گلوي گذارشگر از فريادي كه كشيده بود تقريبا پاره شده بود و دوباره شروع كرد به گزارش ادامه ي بازى:" افرين اين بلغارستان گل كاشته .البته بروبچه هاى اسليترين هم امادگى كامل دارن اين از شيوه و شگرد بازيشون پيداست ولي به نظر بلغار آماده تره مخصوصا با بازي بليد كه ديگه تركونده.....خوب خوب ، الان كوافل دستبارتيموسه كه يه بلاجر از پهلو به طرفش پرتاب ميشه و بارتيموس....بله بله جا خالي داد و بلاجر از چند اينچي پهلوش رد شد افرين بارتيموس حركت قشنگي بود از اون طرف دارم ميبينم كه پانسي با سرعت به طرف بارتيموس مياد اوج گرفته بله از بالاي سر يارتيموس ميخواد به پايين هجوم ببره و كوافل رو بگيره..... چه حركت زيبايي ......
-------------------------------------------------------
اين يك پست افتخاري از من بود.


ویرایش شده توسط بلید در تاریخ ۱۳۸۵/۲/۲۰ ۱۷:۰۲:۰۴

خوشحالم كه دوباره برگشتم.







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.