هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





Re: كلاس پرواز و كوييديچ
پیام زده شده در: ۱۳:۰۰ دوشنبه ۵ تیر ۱۳۸۵

یونا


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۱۴ چهارشنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۷:۱۸ دوشنبه ۶ شهریور ۱۳۸۵
از بيمارستان سوانح و بيماري هاي سنت مانگو-طبقه ي اول نه،طب
گروه:
کاربران عضو
پیام: 120
آفلاین
مرلين اين بار با صدايي گوشخراش تر فرياد زد: چوب جاروتون رو دستتون بگيريد!
من هم لحظه اي فكر كردم و بعد تمام نكاتي كه در كتاب " پرواز با جارو" ، چند سال پيش خونده بودم به ذهنم اومدن. با خودم گفتم:
- اول سرفه مي كنيم تا صداي رسا و خوبي داشته باشيم اما...نه! لازم نيست! براي چي خودمون رو كوچيك كنيم وقتي مي دونيم جارو بالا نمي آد؟! اين تكنولوژي هاي جديد بعضي اوقات به درد نمي خورن.
خودمون از روش دستي استفاده كرده و جارو رو بلند مي كنيم تا روش سوار شيم.

مرلين باز فرياد زد: سوار جاروها بشين تا پرواز كنين!
مي خواستم سوار جارو بشم كه يهو كلمات كتاب تو ذهنم رژه رفتن.
- صبر كن! عجله براي چي؟! قبل از سوار شدن از جهات مختلف: بالا، راست، چپ، پايين و... بررسي اش مي كنيم تا سالم و مناسب باشه، آدامسي، بمبي چيزي روش كار نذاشته باشن.
نكته ي مهم در اين مرحله اينه كه سر جارو رو براي پيدا كردن گواهي استاندارد و اطمينان نگاه كنيم. بعد كه از همه ي نكات رو رعايت كرديم، اونو تو دستمون مي گيريم و آماده ي سوار شدن مي شيم.
من هم همه ي اين ها رو بررسي كردم اما نكته ي آخر رو پيدا نكردم. پس رفتم تا جاروم رو عوض كنم. چشمتون روز بد نبينه! هيچ كدوم از جاروها گواهي نداشتن!! من هم دست از پا درازتر با همون جاروي اول سر جام برگشتم. واي!! چكار بايد مي كردم؟ جاروم مطمئن نبود! دل رو به دريا زدم و سوار شدم!! چه اشكالي داشت؟! مامانم كه نمي فهميد بدون اطمينان كامل سوار جارو شدم.
حالا كه كلاه ايمني ام روي سرمه و سوار جارو شدم، بايد ببينم محيط براي پرواز مناسب باشه! خب... درختي كه اين نزديكي ها نيست پس خوبه! زمين هم كه چمنه و سنگ نيست. هوا هم كه طوفاني نيست. پرنده هاي زيادي هم كه اين اطراف نيستن! عاليه!!

- هي! زود باش ديگه! همه تو آسمونن!!
سرم رو برگردوندم و مرلين رو پشت سرم ديدم كه به من اشاره مي كنه. خودم رو جمع و جور كردم و سعي كردم از زمين ارتفاع بگيرم.
بعد از تلاش بسيار و زور زدن ها بالاخره جارو از زمين بلند شد! خودم رو به جارو چسبوندم و گفتم:
- ماماني!!! چه هيجاني! چه شوري!
اون موقع جارو فقط دو سه سانت از زمين بالاتر بود! اما وقتي جارو خيلي بالاتر از زمين رفت، فهميدم هيجان اون موقع هيچي نبود!
بدنم رو از روي جارو بلند كردم. بعد از صاف كردن كلاه روي سرم به بقيه ي بچه ها نگاهي انداختم. اونا هم مثل من در حال تلاش براي كنترل جارو بودن.

نمايشنامه:
به مغزم فشار آوردم. چه جوري جارو بالا مي آد؟
آهان يادم اومد! دستم رو بالاي جاروم گرفتم و گفتم: جارو بيا!
بعد از سه مرتبه گفتن اين جمله، بالاخره تو دستم اومد. مي گن تا سه نشه بازي نشه !! جارو رو محكم گرفتم و سعي كردم روش سوار شم. بعد از مدتي تكاپو موفق شدم. حالا نوبت بالا رفتن از زمين و پرواز بود. جاروي نازنين كه انگار مي دونست مي خواستم باهاش پرواز كنم (!) از زمين كمي بالاتر رفت. خيلي از بچه ها هنوز سوار جاروشون نشده بودن يا حتي جارو تو دستشون نيومده بود! واي كه چقدر من استعداد دارم و باهوشم!!( ملت: )
همون طور كه انتظار داشتم، جاروي عزيزم خيلي بالاتر از زمين رفت و حالا مي تونستم پرواز كنم. چپ، راست و هرجايي كه مي خواستم مي رفت!( اشاره كردم كه خيلي باهوشم ديگه؟!) خلاصه خيلي كيف داشت.
بعد از نيم ساعت تو هوا بودن و چرخ زدن براي خودم، استاد مرلين گفت كه برگرديم زمين. من هم كه به دليل وجود جاروي عزيزم ترسي از فرود نداشم، به سمت زمين رفتم. خيلي راحت فرود اومدم. تا چند روز در اين فكر بودم كه چجوري اين جارو رو از انباري بدزدم.


هنوز در همين نزديكي شايد منتظر ماست
يك جاده ي جديد يا كه دروازه اي مخفيØ


Re: كلاس پرواز و كوييديچ
پیام زده شده در: ۲۲:۱۹ یکشنبه ۴ تیر ۱۳۸۵

دیانا مالفوی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۱۵ جمعه ۲۸ مرداد ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۲۰:۰۹ سه شنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۴
از خونمون( قصر مالفوی ها)
گروه:
کاربران عضو
پیام: 196
آفلاین
سوال يک
!پروفسور مرلين فرياد زد:اوهوي با شمام . جاروهاتونو بلند کنيد
ديانا در گوش ايدي پچ پچ ميکرد و ميگفت :
تو برنامه ي درسي ما که نوشته کلاس پرواز وکوييديچ با تدريس پروفسور لرد بلرويچ ! مرلين کيه ديگه ؟
ايدي :نميدوني که اين پروفسوره رفته شناسنامه شو عوض کرده اسم و فاميلي جديد گرفته ! ميخواسته با ارباب ما رقابت کنه !
ديانا : چه جالب ! تازه هنوز هيچي ياد ما نداده داد ميزنه جاروهاتونو بلند کنيد ... ايييييييييييييييييييييييش
ايدي : حالا خوبه ما خودمون بلديم اونم در حده حرفه اي .
ديانا دستشو بالاي جارو گرفت و گفت آپ
و جارو سريع بالا اومد و در دستان ديانا قرار گرفت .
سوال دو
ديانا ميخواست سوار جارو و بشه و مهارتشو به همه نشون بده اما از اونجا که ميدونست جاروهاي هاگوارتز همه درب و داغون هستن اول يه نگاه به مارک جارو انداخت . روي دسته جارو نوشته بود نيمبوس 1900 .
ديانا : اووووووووووووووووووووووووووووووه ... فکر کنم مال وقتي بوده که پروفسور مرلين دانش آموز اينجا بوده !
بعد دستشو بالا برد و گفت: ببخشيد پروفسور ميشه از جلسه ي بعد جاروهاي خودمون رو بياريم ؟
پروفسور : نه ... چون همه بايد با يه امکانات اموزش ببينن !
ديانا زير لب غرغر کرد و گفت: نه که خيلي هم اموزش ميدي !
بعد شروع کرد به بررسي جارو از تعداد شاخه هاي جارو گرفته تا جنس چوب و طول و عرض و ارتفاع و مساحت و محيط و ...
رنگ جارو هم که خيلي پريده بود و گرد و خاک روشو گرفته بود .
ديانا که اعصابش خورد شده بود گفت: ميشه اين جارو رو تميز و روغن کاري کرد ؟ اگه ميشه اينو بدين يکي واسه من درستش کنه .
پروفسور مرلين : نه نميشه ... بايد کاررو خودتون انجام بدين . مگه تو خونتون کسي اين کارا رو براتون انجام ميده ؟ هاااااااااان
سوال سه
ديانا : آخه پروفسور ... من دوست دارم وقتي که اوج گرفتم از اون بالا برق جاروم چشم اينايي رو که رو زمينن کور کنه ! آخه من عاشق پروازم و به وسايل پروازم خيلي اهميت ميدم . وقتي که ميرم بالا احساس ميکنم که ار همه بالاترم البته بالا منظورم از لحاظ ارتفاع نيست از لحاظ مقام و مرتبه !
در رابطه با تميز کردن جارو هم بايد بگم که يادم مياد ...
سوال چهار
اولين باري که سوار جارو شدم 7 سالم بود وپدرم به مناسبت تولدم برام يه جارو آخرين مدل خريد .
من وقت هديه مو باز کردم خوشحال شدم ولي ديدم که يه لکه روشه و به هيچ وجه حاضر نشدم سوارش بشم و گفتم بايد يه نفر اونقدر برام تميزش کنه که برقش کور کننده بشه !
براي همين هم پدرم دراکو رو مجبور کرد يک ساعت فقط جاروي منو تميز کنه !
با گفتن اين جمله از زبان ديانا تمام بچه هاي کلاس زدن زير خنده صدايي ميگفت: وزير ملت رو نگاه اون موقع ها که بچه بوده ميشسته جاروي هم شيره اش رو تميز ميکرده !
از طرز حرف زدنش معلوم بود که يکي از اون جواتاست .
ديانا با غرور گفت: مگه چيه !؟ دادش گلم دستش درد نکنه اين کارو واسه من کرد . از اون موقع به اعد هم پدرم يکي از اين اجنه ها رو مامور کرده بود که يه ريز جاروي منو تميز و روغن کاري کنه .
خلاصه اون روز چه روزي بود خيلي حالا داد ! چون منم بچه بودم يه کم برام کنترل جارو سخت بود ولي چون از اون موقع شروع کردم الان به حد حرفه اي رسيدم . ميدونيد که پدر من خيلي به بچه هاش اهميت ميده ...
پروفسور مرلين زير لب گفت: يا ريش خودم .... از دست اين مالفوي ها ! همشون يه چيزيشون ميشه هااااااااااااااااااا


تصویر کوچک شده
مهاجم یک تیم همیشه پیروز فمن


Re: كلاس پرواز و كوييديچ
پیام زده شده در: ۱۴:۵۸ یکشنبه ۴ تیر ۱۳۸۵

ایگور کارکاروفold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۲۳ شنبه ۱ بهمن ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۸:۰۶ دوشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۲
از اتاق خون محفل
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 3124
آفلاین
با عرض سلام.
من یک سوال دارم.
فرق بین اذرخش و نیموبوس رو لطفا کامل بگین پروفوسور


بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :

1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین



Re: كلاس پرواز و كوييديچ
پیام زده شده در: ۱۶:۱۷ شنبه ۳ تیر ۱۳۸۵

لوسیوس مالفوی old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۴۲ شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱:۳۵:۵۳ جمعه ۱۳ تیر ۱۳۹۹
از قصر خانواده مالفوی
گروه:
کاربران عضو
پیام: 817
آفلاین
سوال 1 : مرلین از شما می خواد تا چوب جاروتون رو دستتون بگیرین . شما باید چیکار کنین ؟( 5 2 امتیاز )

اول دو تا فحش به مرلین میدم اما چرا؟ زیرا من اگه بلد بودم مدرسه نمیومدم!

بعد از قدرت اصیل زادگی خودم کمک میگرم بعد یه یا مرلین(مرلین قدیم) میگم بعد تمرکز گرفته و می گویم:

بالا! بالا! بیا بالا خودت تو بیا بالا یه وقت نیوفتی از او بالا جارو نرو بالا میوفتی از او بالا. بالا! بالا! یاره بالا! بیا بالا!

آهان جارو اومد بالا حالا تو دستم یه صاعقه آتش 2006 ایول زنم نارسیسا سالگرد طلاقمون برام خریده.


- سوال 2 : هنگام سوار شدن بر روی چوب جارو و آغاز پرواز ، چه نکاتی رو باید رعایت کنین ؟! ( 0 5 امتیاز )

خوب اولین کار نگاه کردن آب روغن جارو هست بعد باید پای راست را بالا برد اون ور دسته ی جارو گذاشت به طوری که چوب جارو لای پایمان باشه (فکر بد نکن اینقدر مفی فکر نکن )
بعد پاهای خود را رو رکاب گذاشته و بعد هم منتظر آموزش مرلین استاد پرواز میشیم تا بگه چیکار کنیم. ولی من خودم بلدم نگاه کنید


سوال 3 : احساس خودتون رو در هنگام ارتفاع گرفتن از زمین و پرواز شرح بدین ؟! ( 5 امتیاز )


هوم کاش من هم پرنده بودم پرواز میکردم از شهری به دشتی از دشتی به شهری من خیلی احساساتی میشم نه؟ خوب بید؟ وای چه نسیمی ای هدویگ میبینی من هم همانند تو در پروازم تو با بالهای خود من با جاروی پرنده خود ققی میبینی اینقدر پز این که میتونی بپری نده وای اون جا رو زمین کوییدیج جام جهانی وای علی دایی داره حمله میکنه ( در تفکرات لوسیوس جام جهانی کوییدیچ لوسیوس توپ رو کرام میگره حالا داره به طرف دروازه تیم افغانستان حرکت میکنه یه شوت با پشت جارو میزنه .................گل ! نه تمام وقت مسابقه تمومه و لوسیوس به طرف مرلین میره مرلین جام جهانی به دست لوسیوس میده )

وای انگار همه آرزوها در آسمان است چه احساس خوبی .!

البته من گردِ کدو رو ترجیع میدم برای پرواز .... آدم توپ توپ میشه



نمایشنامه : نمایشنامه ای از لحظه در دست گرفتن چوب جارو تا لحظه فرود اومدن روی زمین بنویسین . ( 15 امتیاز )




لوسیوس چوب جارو دست بگیر و آرام بلند شو یه نمایشنانه بگو و بعد هم همون جوری فرود بیا!

لوسیوس : چشم ! لوسیوس با جارو از زمین بلند میشه میگه : لوسیوس با جارو بلند شد و بعد مینشیند و مرلین به او آب داد! اینم نمایشنامه


جادوگران گذشته ، حال و آینده منه...


Re: كلاس پرواز و كوييديچ
پیام زده شده در: ۱۳:۵۱ شنبه ۳ تیر ۱۳۸۵

آنیتا دامبلدور


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۰:۰۷ جمعه ۲۷ آبان ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۲۰:۲۹ شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۳
از قدح اندیشه
گروه:
کاربران عضو
پیام: 1325
آفلاین
سوال 1 : مرلین از شما می خواد تا چوب جاروتون رو دستتون بگیرین . شما باید چیکار کنین ؟( 5 امتیاز )

1- ابتدا در دلم از مرلین کمک می خوام!
2- اطمینان حاصل میکنم که اونجا قزوین نیست!
3- با احتیاط دستم رو دراز میکنم که چوبم رو بردارم.
4- مرلین میزنه پشت دستم و میگه: خنگه! وردش رو بگو!
5- من کتاب رو باز میکنم و ورد رو پیدا کرده و میگم: بیا دست خاله!!!
6- جارو می یاد تو دستم!!

- سوال 2 : هنگام سوار شدن بر روی چوب جارو و آغاز پرواز ، چه نکاتی رو باید رعایت کنین ؟! ( 5 امتیاز )

1- ابتدا مطمئن میشیم که چوب جارومون نشکسته باشه.
2- کمربند ایمنی رو می بندیم تا پلیس جریممون نکنه!
3- به حالت الاغ سواری، پامون رو به جارو می کوبونیم و میگیم: هی... اشاع!... ناچ ناچ!!!!
4- هنگام بلند شدن از زمین، قرص ضد جو گیری بخوریم یه وقت کف نکینم!

- سوال 3 : احساس خودتون رو در هنگام ارتفاع گرفتن از زمین و پرواز شرح بدین ؟! ( 5 امتیاز )

یعنی ممکنه؟... وای!... چه خبر خوشی!... باید به دراکو بگم!!... وای! یعنی واقعا ممکنه؟! اوه مرلین رو شکر!... دارم بال در می یارم!...احساس غرور میکنم... احساس اینکه میتونم به جای اینکه با ماشین تابلوی وزارت این ور و اون ور برم، با چوب جاروی خودم میرم، خیلی شیرینه!... اوه!... چه توهمی!... یعنی من الان تو فضام؟!!

- نمایشنامه : نمایشنامه ای از لحظه در دست گرفتن چوب جارو تا لحظه فرود اومدن روی زمین بنویسین . ( 15 امتیاز )
_ خب خنگ مرلین! اون ورد کذایی رو بگو!
آنیتا با نگاهی چپ اندر غاز به مرلین نگاه میکنه و میگه:
_ آهین...آهین... بیا دست خاله!
و جارو به سرعت به می یاد به دست آنیتا! بعد یواشکی می شینه رو ی جارو یه هی میگه و جارو راه می یفته. اول تر تر میکنه و دودش رو می فرسته تو حلق مرلین! مرلین هم چون پاش لب گور بود، با زندگی خداحافظی میکنه و می میره!!! بعد آنیتا میره بالا...بالاتر و بالاتر... یهو چند تا دیوانه ساز میبینه! و چون زخم سرش تیر میکشه، از اون بالا تالاپی می یفته زمین!
_ آقا کات.. کات... باب این صحنه مال هری بود! چرا عوضی کار می کنید؟!
مادام پامفری می یاد بالای سر آنیتا ببینه حالش خوبه یا نه، میبینه گردنش شکسته و مرده!
دراکو که شنل دیمنتورها رو پوشیده بود، از اون بالا می یاد پایین و با دیدن آنیتا که مرده بود، شروع میکنه به گریه کردن و جریوس مکزیمم روی خودش اجرا کردن!


منوي مديريت، حافظ شما خواهد بود!
بازنشستگی!


Re: كلاس پرواز و كوييديچ
پیام زده شده در: ۱۳:۱۹ شنبه ۳ تیر ۱۳۸۵

دارن الیور فلاملold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۵۱ دوشنبه ۳ بهمن ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۲۳:۳۹ چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۶
از میدان گریملود شماره ی 12
گروه:
کاربران عضو
پیام: 290
آفلاین
سوال 1 : مرلين از شما مي خواد تا چوب جاروتون رو دستتون بگيرين . شما بايد چيکار کنين ؟( 5 امتياز )

با توجه به اينكه جاروها همانند چوبدستيها صاحب و دارنده ي خود را مي شناسد پس بايد تمام شجاعت و شهامت خود را جمع كرده و با صداي بلند و رسا به جارو بگوييم :بالا
جارو با توجه به شهامت و مهارت صاحب خود به دست او مي رسد.يعني اگر شخص گوينده جارو سوار خوبي باشد و از كوييديچ و جارو سواري هراس نداشته باشد جارو بدون حتي لحظه اي وقفه به دست او مي رسد.ولي اگر جاروسوار كوييديچر خوبي نباشد و نتواند كه با جارو خيلي خوب پرواز كند جارو به ميزان شهامتش بالا و پايين مي رود.پس اگر مرلين كبير،بزرگ،شفتالو،آلبالو و دانا از ما خواست كه جارويمان را در دست بگيريم با روي خوش به جارو مي گوييم:بالا(پاچه خواري رو حال كردي)

سوال 2 : هنگام سوار شدن بر روي چوب جارو و آغاز پرواز ، چه نکاتي رو بايد رعايت کنين ؟! ( 5 امتياز )


ازجمله نكاتي كه در جارو سواري و آغاز پرواز بايد رعايت كنيم عبارتند از:در هنگام پرواز و اوج گرفتن به آسمان بايد نوك جارو را به سوي آسمان نگه داريم و خود به حالت درازكش بر روي جارو سوار شويم.از ديگر نكات نيز مانند:
1.آرامش كامل.
2.اعتماد به نفس.
3.عدم توجه به ناسزاهاي مرلين كه گاهي اوقات نثار دانش آموزان مي كند.
3.حس آسمان گرايي و زمين زدايي.
4.عدم احساس حسادت به هدويگ(چون پرنده ست)چون باعث ضعف روحيه مي شود.
5......
سوال 3 : احساس خودتون رو در هنگام ارتفاع گرفتن از زمين و پرواز شرح بدين ؟! ( 5 امتياز )

پرواز و اوج گرفتن از زمين احساس بسيار خوبي به انسان مي دهد كه به نظر من وصف آن بر روي كاغذ(صفحه ي مانيتور)بسيار سخت است و اگر بخواهيم آن را مو به مو همچون ريش من شرح دهيد قلم(كيبورد)توان نوشتن نخواهد داشت.

مرلين كبير بهترين جارو سوار قرن.

اين جمله اي كه ديديد از مرلين كبير هستش كه فكر كنم جواب اين سوال رو تا حدود زيادي دادن.ولي احساس خودم رو هم هنگام پرواز مي گم:
پرواز و اوج گرفتن از زمين احساس بسيار خوبي به انسان مي دهد كه به نظر من وصف آ بر روي كاغذ(صفحه ي مانيتور)بسيار سخت است و اگر بخواهيم آن را مو به مو همچون ريش من شرح دهيد قلم(كيبورد)توان نوشتن نخواهد داشت.

ملت:اينكه همون ماله مرلينه.
من:ها.آهان راست مي گيد.نيدونم.ولي دركل هنگام پرواز آدم احساس سبكي مي كنه و اين حس زماني بيشتر حس مي شه كه يه آذرخش زير پات باشه.ولي كلا خيلي خوبه.

نمايشنامه : نمايشنامه اي از لحظه در دست گرفتن چوب جارو تا لحظه فرود اومدن روي زمين بنويسين . ( 15 امتياز )

يكي بود يكي نبود زير گنبد كبود تازه مدرسه وا شده بود كه فهميديم اولين روز با پروفسور مرلين كبير كه كوييديچ و پرواز را تدريس مي كرد كلاس داريم.اون روز بعد از كلاس عالي ( )پروفسور بلك كه فقط با جيغ و داد كلاسو اداره مي كرد داشتيم به زمين كوييديچ مي رفتيم.اونجا ديدم كه پروفسور مرلين با چند تا جاروي كهنه منتظر ما بود.بعد از فعل و انفعالات فراوان و طلسم كردن چند تن از دانش آموزا گفت كه جاروهاتون رو در دست بگيريد.من كه از شانس بدم بدم يك جاروي شهاب كج و كوله كه شاخه هاش مثل ريش مرلين دومتر بيرون اومده بود گيرم اومد.بعد از انكه همه پرواز كردن نوبت من رسيد كه هنر خودمو به ديگران عرضه كنم.
ملت:آخه تو هنر داري بي هنر.
من: با اجازه.چماقيوس.
ملت:
ببخشيد بينندگان عزيز.پروفسور در حالي كه دستش را به ريشش كه تا پاش مي رسيد مي كشيد و عصباني از پرواز افتضاح ديگران ايستاده بود گفت:خب.خب آقاي فلامل توبت توئه.
ملت:از كي تا حالا شدي آقا.
من:چماقيوس.
ملت:
من درحالي كه دستام به شدت مي لرزيد.سوار جارو شدم و به آرامي از زمين اوج گرفتم.احساس سبكي و بي وزني مي كردم.بسيار خوشايند بود.پرواز راحتتر از اوني بود كه فكرشو مي كردم.بعد از كمي اوج گرفتن در هوا با اشاره ي دست پروفسور به طرف زمين فرود آمدم.پروفسور كه ظاهرا از پرواز من خوش آمده بود گفت:آفرين آقاي فلامل.
ملت:نمايشنامه از اين ضايع تر نداشتي.
من:با اجازه ي همه آوداكداورا.
ملت:


ویرایش شده توسط دارن الیور فلامل در تاریخ ۱۳۸۵/۴/۳ ۱۳:۲۳:۱۹

[i][size=small][color=3333CC]هيچ وقت نگوييد كه اي كاش زندگي بهتر �


Re: كلاس پرواز و كوييديچ
پیام زده شده در: ۱۲:۵۴ شنبه ۳ تیر ۱۳۸۵

هرميون جين گرنجر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۴۷ چهارشنبه ۸ تیر ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۰:۲۶ جمعه ۳ اردیبهشت ۱۳۸۹
از زمان های نه چندان دور
گروه:
کاربران عضو
پیام: 284
آفلاین
سوال 1 : مرلين از شما مي خواد تا چوب جاروتون رو دستتون بگيرين . شما بايد چيکار کنين ؟( 5 امتياز )

بستگي داره چه جوري بهم بگه اگه فرياد بزنه منم فرياد ميزنم كه اهووووووي ميدوني با كي داري حرف ميزني اگه ادامه داد منم نفرين سايلنت رو روش اجرا ميكنم..بعد سوار موتورش ميكنم تابره....كجا؟؟؟؟خوب شايد به جنگل سياه...
ولي اگه با ملايمت و رفتاري كه شايسته ي يك عدد جنتلمن هست بگه دوشيزه گرنجر لطف كنيد چوب جاروتون رو تو دستتون بگيريد ..اونوقت منم ميگم هر طور شما ميفرماييد پروفسور به طرف چوب ميرم و ميگيرمش ولي چون من كوئيديچم خوب نيست اول كفرش در مياد ولي از اونجايي كه با يه ليدي طرفه خودشو كنترل ميكنه و درنهايت من چوب رو ميگيرم و او از شايد اشك ميريزه....


- سوال 2 : هنگام سوار شدن بر روي چوب جارو و آغاز پرواز ، چه نکاتي رو بايد رعايت کنين ؟! ( 5 امتياز )

خوب در ابتدا بايد مواظب باشيم كه جارو در نره و ما به شدن به زمين بخوريم...براي اين كار بايد آروم به جارو نزديك شويم تا نگرخه.....خوب بعد بايد چوب رو خوب واررسي كنيم تا مشكلي از نظر فني نداشته باشه..كه اين كار ديگه براي استادان كوئيديچ يك كار پيشو پا افتاده است و اغلب توجه نميكنند ولي در عين حال بسيار مهمه.....وقتي سوار جارو شديم بايد سعي كنيم خودمان رو كنترل كنيم تا جارو به يكباره از زمين بلند نشود و زياد دور نرود بايد اعتماد به نفس خود را حفظ كرده و به خود بقبولانيم كه ميتوانيم پرواز كنيم...اگر اين باور را در خود تقويت نكنيم امكان پرواز جارو كم ميشه ..يا اگرم پرواز كنه كنترلش غير قابل دسترسي ميشه


- سوال 3 : احساس خودتون رو در هنگام ارتفاع گرفتن از زمين و پرواز شرح بدين ؟! ( 5 امتياز )
خوب احساس بسيار خوبيه حس آزادگي و جدا شدن از مشكلات زميني و در ضمن نزديكتر شدن به خدا...حس پرنده بودن ...كلا زيبايي خاص خودشو داره فقط بايد مواظب باشيم اين حس مارو گمراه نكنه و يادمون نره كه نكات ايمني و مقررات رو رعايت كنيم


- نمايشنامه : نمايشنامه اي از لحظه در دست گرفتن چوب جارو تا لحظه فرود اومدن روي زمين بنويسين . ( 15 امتياز )
پروفسور مرلين به آرامي گفت:دوشيزه گرنجر نوبت شماست
من هم كمي جلو رفتم و بعد از تلاش بسيار چوب جارو ام رو متقاعد كردم كه از روي زمين بلند شود و در دستانم جاي گيرد

....لرزش دستانم غير قابل كنترل بود
با حركتي كه تلاش كردم سريع باشد بر روي جارو نشستم....همه ي نگاه ها به طرف من بود و ذهن من نيز پر از نكاتي كه مرلين بزرگ اشاره كرده بود..آرام پنجه هايم را روي زمين فشار دادم و به هوا رفتم....باورم نميشد بلاخره بلند شده بودم چه حس خوبي بود....همه داشتن تشويقم ميكردن
مرلين دوباره ادامه داد..خوب عاليه حالا سعي كن چوب جاروت رو به طرف بالا بگيري... به دور دست ها نگه كردو ادامه داد...و اوج
سري تكان دادم اب دهنم را قورت دادم و فقط به اوج نگاه كردم چوب را ب طرف بالا گرفتم....و رفتم بالا
داشتم بالا ميرفتم نميدونم كجا بود فقط چشمم به دور دست ها بود كه ناگهان كنترل خود را از دست دادم داشتم ميفتادم كه خودمو نگه داشتم....بعد صداي فرياد مرلين را شنيدم كه زمزمه اي بيش به نظر نميرسيد به پايين نگاه كردم واوووووووووووووو....خيلي بالا اومده بودم بچه ها با چهرهاي نگران به من نگاه ميكردند و مرلين با عصبانيت به پشتم اشاره ميكرد بر گشتم ديدم يك عدد كلاغ به سرعت داره به طرفم مياد .....به سرعت چوب رو برگردوندم و سعي كردم و به صورت ما پيچ كلاغ رو خسته كنم كه آخرش هم موفق شدم.....ولي باور نكردني بود مني كه از اسم چوب جارو هم ميترسيدم حالا داشتم پرواز ميكردم با خوشحالي به پايين نگاه كردم براي بچه ها دست تكان دادم و فياد زدم من تونستم..كه حرفم نا تمام ماند و با سر خوردم زمين.....همه به طرفم هجوم اوردند....فقط چشمانم را باز كردم و گفتم...من براي پرواز ساخته نشدم و بيهوش شدم.....

1هفته بعد تو بيمارستان به هوش اومدم


ما به اوج باز می گردیم و بر تری گریفیندور را عملا ثابت می کنیم...منتظر باشید..


Re: كلاس پرواز و كوييديچ
پیام زده شده در: ۹:۳۶ شنبه ۳ تیر ۱۳۸۵

ایگور کارکاروفold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۲۳ شنبه ۱ بهمن ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۸:۰۶ دوشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۲
از اتاق خون محفل
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 3124
آفلاین
جواب سوالات:
1-
راه اول:بهتریه مرلین از ما چنین چیزی نخواد.
راه دوم: ولی اگر خواست یک صوت میزنیم و میگیم:هی جارو بیا.خودمونم میریم جلوی پنجره وایمیستیم تا صوت زدیم میپریم پایین روی چوب.اگر چوب نیمومد که با مخ میریم تو زمین.
راه سوم:مثل ادم میریم جارو رو میگیریم دستمون و میاییم به مرلین نشون میدیم.
---------------
2-باید مواظب باشیم وبمستر اونجا نباشد دلیلش رو هم نمیدونم.
همچنین باید دستمون عاری از چسب باشد.
یک موقع هسته تو دهنمون نباشه که بپره تو گلومون(توصیه مادربزرگی)
سوسک رو جارومون ننشسته باشه که یک موقع ارزش های آسلام رو پایین بیاره و رومون اجرا کنه.
---------------
3-از موقعی که پرواز شروع میشه اول که داری میری بالا چهرت گرفته و میترسی ولی وقتی رسیدی به اون بالا دیگه عین خیالت هم نیست و با خیال راحت پرواز میکنی و لذت میبیری.خلاصه کلام من نمیتونم توضیح بدم باید خودت امتحاد کنی پروفوسور
---------------
4-من زمانی سوار شدن رو یاد گرفتم که تو هنوز به دنیا نیومده بودی
یک نیمبوس گرفته بودم و با خوشحالی به طرف زمین کوییدیچ هاگوارتز میدویدم.تو راه به سلام هیچکی جواب ندادم.تا رسیدم به زمین.سوار بر جارو شدم بالا رفتم و بالا رفتم و بالا رفتم.حدود 4 ساعت تو هوا پرواز میکردم و با همه مسابقه میذاشتم و میبردم.
ناگهان.
صدای زنگ تلفن رو شنیدم و از خواب بیدار شدم.اینم نحو پیاده شدنمم.


بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :

1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین



Re: كلاس پرواز و كوييديچ
پیام زده شده در: ۲۲:۰۳ جمعه ۲ تیر ۱۳۸۵

لی جردن


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۴۹ پنجشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۱۶:۵۱ پنجشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۸۹
از اون طرف شب!!!!!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 503
آفلاین
1 : مرلین از شما می خواد تا چوب جاروتون رو دستتون بگیرین . شما باید چیکار کنین ؟( 5 امتیاز )

اول يه لبخند بهش مي زنم بعد اون مي زنه تو گوشم ! ... بعد منم چوب جارو رو بر ميدارم مي زنم تو سرش !! ... ( خب نكته اش اينجاس كه من چطوري چوب جارو رو بر ميدارم ... اول ميرم بغلش وايميستم .. بعد مي گم .. اكسيو برومز .. بعد چوب مياد تو دستم !! )‌ ! ..
از كتاب چگونه چوب جاروي خودمان را برداريم ، انتشارات ليتل رد ، 1972 !

*********************************

سوال 2 : هنگام سوار شدن بر روی چوب جارو و آغاز پرواز ، چه نکاتی رو باید رعایت کنین ؟! ( 5 امتیاز )

سه نكته !
1- روي صندلي نامرئي چوب جارو نشسته باشم ...
2- چوب رو محكم با دستام بگيرم ..
3- با يه شتاب مناسب شروع به حركت كنم ..


**********************************

سوال 3 : احساس خودتون رو در هنگام ارتفاع گرفتن از زمین و پرواز شرح بدین ؟! ( 5 امتیاز )

احساس خاصي نداشتم ! ( خوب احساسمو گفتم ديگه ، چرا مي زني ... ! ) !


يكي از راه هاي پيشرفت در رول پلينگ ( ايفاي نقش ) :

ابتدا به لين


Re: كلاس پرواز و كوييديچ
پیام زده شده در: ۲۱:۱۲ جمعه ۲ تیر ۱۳۸۵

آوریل


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۲۱ جمعه ۲۳ بهمن ۱۳۸۳
آخرین ورود:
۲۳:۰۷ یکشنبه ۱۵ دی ۱۳۸۷
از کارتن!!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 790
آفلاین
1 : مرلین از شما می خواد تا چوب جاروتون رو دستتون بگیرین . شما باید چیکار کنین ؟( 5 امتیاز )

سوت میزنم نگاهش میکنمچی....نه...ببخشید، اول خودم میرم سمت چپ چوب جاروم وایمیستم، بعدش دستم رو بالای چوب جارو نگه میدارم، یه خورده تمرکز میکنم و میگم بالا! جوب جارو به زیبایی میاد تو دستم. !!



سوال 2 : هنگام سوار شدن بر روی چوب جارو و آغاز پرواز ، چه نکاتی رو باید رعایت کنین ؟! ( 5 امتیاز )

مطمئن میشم که در قسمت مناسبی از چوب جارو نشستم، یعنی نه خیلی جلوم که با کله بیفتم، نه خیلی عقب که در اثر شتاب از عقب بیفتم. بعدش جارو رو دو دستی میگیرم و ادای حرفه ای ها رو در نمیارم، چون ممکنه جارو یهو شتاب بگیره و دست من ول بشه و اونوقت.....!! مثل آدمای عقده ای سعی نمیکنم با بیشترین سرعت جارو از جام بلند شم، خیلی آروم بوسیله جارو از جام بلند میشم.


سوال 3 : احساس خودتون رو در هنگام ارتفاع گرفتن از زمین و پرواز شرح بدین ؟! ( 5 امتیاز )

ووووووف، جووون، چه حالی میده، هوا خنک، پاها رو هوا، بدون وزن، نفس عمیق، پر از اکسیژن، موها بهم ریخته، اه نه این یکیش حال نمیده، سه ساعت موهامو درست کرده بودم! بسه دیگه، بیا پایین!!

نمایشنامه :

آوریل با نگرانی کنار جاروی رشته رشته شده اش وایستاده بود و منتظر سوت پروفسور مرلین بود، در اوج اضطراب دستشو بالای چوبش گرفت و گفت : بالا!
چوب از نوک بلند شد و رفت تو بینی آوریل، دماغ آوریل 2 متر افزایش طول یافت.
مرلین : دوباره!
آوریل : بالا!
چوب عین بچه آدم رفت توی دستش، خیال آوریل راحت شد، سوار جارو شد و سعی کرد در قسمت وسطش بشینه که کله پا نشه. آروم پاهاشو یه تکونی داد و روی پرواز تمرکز کرد، جاروش با سرعت زیادی بالا رفت.
آوریل : جیـــــــــــــــــــــــــغ!!
مرلین : دختره احمق ابله جوزده! زود بیا پایین ببینم، کنترلش کن!
آوریل : نمیشه! ووییی، چه ارتفاعی، مامـــــــــــــــان، میترسم، خیلی وحشتناکه، ااااااااا، جلوم درخته!!
مرلین : سرشو بده پایین، زود، بده پا.........گوپس!!!
آوریل : چه خواب آرامش بخشی......
و از اون بالا با کله میفته پایین.


[size=small]جادوگران برای همÙ







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.