هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   2 کاربر مهمان





Re: باشگاه دوئل
پیام زده شده در: ۱۵:۳۱ یکشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۶
#16

فورتسکيو


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۲۹ جمعه ۷ مهر ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۳:۲۳ شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۸۸
از اینجا، اونجا
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 85
آفلاین
به نام خدا

ظهر روز سه شنبه، ساعت 12، سطح G
فورتسکیو که تا ساعت ده و سی دقیقه با سطح B کلاس داشت ، حالا کمی خسته بود. البته یک ساعت و نیم استراحت کرده بود ولی هنوز اندکی خسته به نظر می رسید.
با همان ردای قهوه ای وارد کلاس تنگ و ترشی شد که رویش نوشته شده بود سطح G .
اتاق سه پنجره داشت و خیلی کوچک بود. یک نیمکت عریض در یک طرف اتاق قرار داشت که رو کش آن قرمز بود. رنگ هایی که در اتاق به کار رفته بود، درست برعکس رنگ های اتاق سطح B بود. سه فانوس در سه جای اتاق به دیوار متصل بود و همراه با نور کمی که وارد می شد اتاق را روشن می کرد. در کف اتاق فرش ساده ای پهن شده بود.
فورتسکیو وارد شد، و سلام کرد.
بقیه هم جواب دادند.
- همونطور که می دونید لرد تازه به من جسم داده و من خیلی خسته ام ! لطفاً ساکت باشید، سؤالاتتون رو هم برای جلسه بعد بزارین ! تا من زود درس رو بگم. اول از همه باید بدونید که در این کلاس ما همش عملی کار می کنیم و هر از گاهی نکاتی رو هم متذکر می شم. حالا سامانتا در مقابل بورگین و سالازار در مقابل بلیز قرار بگیرن. شروع کنید.
فورتسکیو حرف های این جلسه را در همین چند جمله خلاصه کرد. دوئل شروع شد. سامانتا بدون تعظیم رو به بورگین فریاد زد : (( اکسپلیاروموس )) بورگین جا خالی داد و طلسم به سالازار خورد. همین باعث شد که او نتواند در مقابل بلیز از خودش دفاع کند.
فورتسکیو از روی نیمکت بلند شد و گفت : (( خیلی خوب بود، و البته طلسم استاندارد و خوبی رو هم به کار بردید. این اولین طلسم بین المللی بود. در ضمن شما باید تعظیم بسیار کوتاهی در مقابل دوستانتون داشته باشید. ))
در همین موقع یک صدای نا آشنا، غریب و در عین حال مخوف از پشت سر گفت : (( در برابر دوستان چطور، مرگ خوار تازه کار ؟! پارتی داشتی که این قدر زود معلم اینجا شدی؟ بزار حدس بزنم، خون اصیل هستی ! ))
حواس همه مرگخواران پرت شد.
به دلیل باز بودن در روشنایی اتاق کمی بیشتر شده بود. صورت فرد در تاریکی معلوم نبود، اما وقتی فورتسکیو جلو رفت، آن فرد فریاد زد : (( کروشیو ! )) بعد گفت : (( باید معلمتون بلد باشه از خودش دفاع کنه. )) سپس جلوتر آمد. او کسی نبود به جز ...


تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


Re: ��Ԑ�� ����
پیام زده شده در: ۶:۲۴ یکشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۶
#15

اسلیترین

آنتونین دالاهوف


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱:۳۴ دوشنبه ۳ مهر ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۲:۴۹:۵۵ پنجشنبه ۵ تیر ۱۳۹۹
از کره آبی
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ایفای نقش
پیام: 2606
آفلاین
فورتسکیوی عزیز دیدم که گفتی بعد یه پست سطح G را شروع کنیم ولی بنظرم سطح B هنوز جای کار داره.
*******************************
پرسی بیش از حد داشت به تئودور تیکه مینداخت و از پیروزیش سرمست بود...رو به فورتسکیو کرد و گفت:استاد بنظرتون کارم حرف نداشت؟معاون لردو کله پا کردم!
_چرا کارت خوب بود...ولی زیادم خوشحال نباش تئودور ممکنه دفعه بعدی از شصت پا آویزونت کنه!...بنظرم زیاد تمرکز نداشت...ذهنش مشغول وظایفی هست که لرد بر عهدش گذاشته...
سپس ادامه داد:خوب دوستان با طلسمهای لوموس و استاپفی آشنا شدید و البته کاربرد اکسپلیارموس هم به عینه دیدید!خوب حالا میریم سراغ طلسمهای بین المللی بعدی:
تارانتالگرا:پاهای شخصی که شما این طلسمو رویش اجرا کردید خود بخود شروع بدویدن میکنند
فرولا:این طلسم دو کاربرد دارد:1_ترمیمی:کاربرد ترمیمی این طلسم فقط برای افرادی مثل شما هست که در سطح بالائی از دوئل قرار دارند زیرا کاربردش این است که اگر در حین مبارزه آسیبی دیدید بتونید خودتونو باندپیچی کنید که البته نیازمند سرعت عمل بسیار بالائی هست.
2_تهاجمی:که البته کاربرد تهاجمی فرولا بسیار بیشتر هست و بیشتر هم مورد استفاده قرار میگیرد...باعث میشود اجزای بدن شخصی که این طلسم رویش اجرا شده باندپیچی شود و از ادامه دوئل باز بماند!
نوکس:معکوس طلسم لوموس میباشد و برای خاموش کردن نور چوبدستی به کار میرود و حتما حدس میزنید که کاربردش چیه؟
سلسیتنا:استاد بنظر من در دوئل های شبانه به کار میاید و باعث میشود با خاموش کردن نور چوبدستی طرف مقابل در واقع اونو در شب کور کنیم!
فورتسکیو:آفرین درسته!....و اما دو طلسم بعدی یعنی:انگوریگیو و انر ویت را در جلسات بعدی برایتان تشریح خواهم کرد الان به خاطر ذیق وقت بنظرم بهتره تارانتالگرا رو تمرین کنیم:
خوب حالا پرسی و دالاهوف بیان جلو به بقیه کارکردشو نشون بدن...آماده اید؟...تعظیم کنید...و با شمارش من شروع کنید...پرسی و آنتونین گارد گرفتند...3...2 ...1 ..حالا!
پرسی بسیار سریع تارانتالگرا رو پرتاب کرد و لی آنتونین جا خالی داد و گفت!...پرسی پشت سرتو ببین!
...همه به جز فورتسکیو که لبخندی معنا دار!بر لبش بود برگشتند تا جائی رو که آنتونین اشاره کرده بود ببینند ولی وقتی دوباره متوجه دوئل شدند دیدن پرسی داره در حالی که به اینور و اونور میخوره به شدت میدوه و آنتونین داره بهش میخنده!
...پرسی داشت در حین دویدن به سوی آنتونین تارانتالگرا رو پرت میکرد ولی مدام از بغل او رد میشد و خنده آنتونین بیشتر میشد که ناگهان یکی از طلسمها به آنتونین خورد و پاهای اونم بی اختیار شروع به دویدن کردند...منظره دویدن بی اختیار آنتونین و پرسی موجی از خنده رو در کلاس راه انداخته بود تا اینکه بالاخره فورتسکیو هر دو طلسم را باطل کرد و وقتی پرسی و آنتونین به جمع بلا و تئو اضافه شدن گفت:
_خوب آنتونین کلک رشتی خوبی زدی که البته در قوانین بین المللی هم چیزی مبنی بر غیر قانونی بودنش نیامده!...ولی خوب با غرور بیجا و بی توجهی باعث شدی توسط پرسی طلسم شوی...پرسی کار تو هم خوب بود چون بعد از طلسم شدن به تلاشت ادامه دادی و ناامید نشدی...ولی دوستان توجه داشته باشید در مبارزه های واقعی خیلی خیلی...کم براتون پیش میاد که بتونید بعد از طلسم شدن حتی انگشتاتونم تکون بدید!چه برسه بخواهید مثل پرسی دوباره شانستونو امتحان کنید!..چون معمولا اینقدر طلسمها قوی و گلچین شده انتخاب میشوند که شانسی برای طرف مقابل نمیماند!....
***************************
پ.ن:دوستان اگه بخواهید با کاربرد طلسمها آشنا شوید میتونید در امضای من در بخش مقالات روی:طلسمها و کاربردها کلیک کنید.
موفق باشید.




Re: ��Ԑ�� ����
پیام زده شده در: ۰:۴۳ یکشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۶
#14

تئودور نات


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۳۷ دوشنبه ۱۰ مهر ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۴:۰۰ چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۸۸
از كنار بر بچ مرگ خوار
گروه:
کاربران عضو
پیام: 791
آفلاین
چشم.
و بعد فورتسکیو به جلو حرکت کرد و تک تک افراد را از نظر گزراند و دوباره شروع به حرف زدن کرد:لوموس براي روشن کدرن نور و نوکس براي خاموش کردن نور .استاپفي : افسون بيهوش کننده که معمولا براي دستگيري فرد به کار برده ميشه .
و بعد ادامه داد.خب تئودور تو و پرسی برین رو سکو و یک دوئل انجام بدید و افسون بیهوشی رو اجرا کنید و اکسپلیارموس .
تئودرو به سوی سکو حرکت کرد در دلش کمی هیجان داشت میترسید.اگر نمیتوانست طلسم را انجام دهد احتمالا جلوی همه افراد ضایع میشد.
و در سوی دیگر پرسی مسمم با این امید پیش میرفت تا تئو را نقش بر زمین کند وتلافی مسخره کردن او را بدهد.
هر دو در روبروی هم قرار گرفته بودند و با تعظیمی کوتاه مبارزه را اغاز کردند.
تئودور چوب را بالا برد و با خشانت گفت:اکپلیاراموس
اما پرسی با سرعت و طلسم او را مهار کرد و طلسم استاپفی را بسوی تئو فرستاد اما طلسم با فاصله کمی از کنار تئو گذشت.
فورتسکتو با صدای بلند گفت:دقت کن پرسی .تو هم تئودور شانس اوردی اما همیشه از این شانس ها وجود نداره.
پرسی نگاهی به تئودور کرد و سریع طلسم اکسپلیاراموس را اجرا کرد.تئو که جا خورده بود نتوانست به خوبی طلسم را مهار کند و باعث شد چوب از دستانش رها شود و درست در مقابلش پرسی چوبش را در دستانش نگه دارد.و خنده ای به طرف تئو کرد.
-----------------------
اقا من هیچ وقت دوئل نه بلد بودم نه چیزی اگرم پستم ضایعست که هست.لطفا بگین پاکش کنم.و یا به پست من کاری نداشته باشین وداستان رو از قبلی ادامه بدین



Re: باشگاه دوئل
پیام زده شده در: ۲۳:۴۸ شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۶
#13

فورتسکيو


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۲۹ جمعه ۷ مهر ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۳:۲۳ شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۸۸
از اینجا، اونجا
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 85
آفلاین
به نام خدا
پرسی عزیز ! سعی کن اگه وقت کردی، پستتو اصلاح کنی، چون این باشگاه شامل 8 اتاق برای تدریس است. اما بهتر است فقط آن اتاق ها را برای تدریس تئوری به کار ببری !
-------------------------------------
پرسی تعظیم کوتاه خود رو انجام داد اما در حین تعظیم آنتونیون فریاد زد : (( کروشی... ))
فورتسکیو که این حرکت او را دیده بود، آن را متوقف کرد و گفت : (( نوچ ! آنتونیون در هنگام تعظیم در مقابل یک مرگخوار نباید این کار رو بکنی. به موقعش در مورد دوئل در برابر دشمنانی چون محفلیا صحبت خواهم کرد. )) و بعد ادامه داد : (( البته، باید در همین جلسه طلسم های بین المللی رو بهتون یاد بدم تا در جلسه اول از طلسم های فرا بین المللی استفاده ننمایید. )) بعد آن ها را به اتاقی که روی آن بزرگ نوشته شده بود، B هدایت کرد. رنگ درون اتاق مشکی بود و جفت جفت خال های سرخ در آن به کار گرفته شده بود. پنجره ی گردی در بالای اتاق قرار داشت که نور کمی را از خود عبور می داد. یک هواکش هم در طرف دیگر اتاق بود تا بوی نامطبوع مواد سمی را دفع کند. یک تشک مخصوص و سفت در کف اتاق قرار گرفته بود که در رنگ آمیزی آن از قرمز یک دست استفاده شده بود. در دو طرف اتاق دو نیمکت چند نفره قرار داشت که به نوعی جالب بودند. البته روکش روی آن ها مشکی بود و همین باعث شده بود تا با تشک اتاق جور شود.
- خوب، بهتره بشینید، دوستان ! 7 تا طلسم بین المللی داریم که با هم اونها رو مرور می کنیم:
اولین و معروف ترین آن ها رو پرسی بگه.
- " اکسپلیاروموس " !
نات به نشانه تمسخر گفت : (( خسته نباشی، پرسی ! کارت خیلی سخت و سنگین بود !))
پرسی لبخندی رو به او زد و بعد دوباره حواسش را بر روی سخنان فورتسکیو متمرکز کرد.
- خوب بود، پرسی ! دومیش "تارانتالگرا " و سومیش هم "فرولا " هست. خوب، چهارمی و پنجمیش رو کی میگه ؟ بلاتریکس خیلی سریع تر از اینکه پرسی دهانش را باز کند گفت : (( "نوکس، لوموس " و "انگوریگیو "، " اِنر ویت " و " استاپفی "، چهار ورد بین المللی بعدی هستند. ))
فورتسکیو قدمی به سوی او برداشت، با این حرکت ردایش در هوا موج زد. رو به بلاتریکس گفت : (( لوموس ! )) بعد با تعجب نگاهی به او انداخت و گفت : (( فقط به سؤالاتی که ازتون پرسیده میشه، پاسخ بدید خانم لسترنج ! این ها چیزهایی هستند که باید بهتون یاد داده باشند.))
بلاتریکس مستقیماً در چشمان فورتسکیو نگاه کرد و گفت : ....
--------------------
دوستان ادامه بدید و همچنین کاربرد وردها رو بنویسید، اگر بلد نیستید می توانید به عنوان تحقیق بر عهده کارآموزان قرار دهید. در ضمن در پست بعدی کلاس B را به انجام رسانده و کلاس G را شروع کنید.

با تشکر


تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


Re: باشگاه دوئل
پیام زده شده در: ۱۷:۳۰ شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۶
#12

پرسی ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۱۸ سه شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۲۱:۲۱:۵۷ یکشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۹
از تو میپرسند !!
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
پیام: 3757
آفلاین
سلام

یه مورد رو میگم و بعد مینویسم :

فورتسکیو عزیز ، زبان نوشتار پستها رو روان نمیکنه ! البته برای نوشتن حالات و فضا سازی و اینجور موارد به کار میاد ولی توی دیالوگ ها واقعا ضعف پست رو نشون میده !
مثلا نمونه خیلی کوچکش در پست های این تاپیکت :
دوستان ! همه شما می توانید خیلی زود به سطوح بالا صعود و یا به سطوح پایین تر نزول کنید.

میتونستی بنویسی :
دوستان ! همه شما میتونید خیلی زود به سطوح بالاتر صعود یا به سطوح پایین تر نزول کنید !

همین میتونید به جای میتوانید ، خیلی سطح دیالوگ ها رو از نظر من بالاتر میبره ! به هیچ وجه نمیخوام در مورد پست هات نظر بدم ، چون نه کارم این هست و نه بلدم این کار رو ، ولی پیشنهاد بود !


ادامه داستان ...

صبح روز سه شنبه ، ساعت 8 ، باشگاه دوئل ، سطح B

فورتسکیو در حالیکه ردای جدید قهوه ای رنگ پوشیده بود وارد اتاق تمرین گروه B باشگاه شد : سلام ، روز بخیر ، مرگخواران برتر به کلاس سطح B خوش اومدید !
دالاهوف ، ویزلی ، نات و لسترنج که در گوشه ای از اتاق جا خوش کرده بودند ، بدون حرکتی اضافی گفتند : سلام !
فورتسکیو که لحظه به لحظه تر عصبی تر میشد ، با صدای دورگه ای گفت : خوب آموزش رو شروع میکنیم .
آنتونین : ببین تو رو مرلین ! کی میخواد به ما آموزش بده !
پرسی پوزخندی زد و گفت : آره ، حتما هم انتظار داره یک صدا بهش بگیم ، چشم پروفسور

فورتسکیو بدون توجه به پوزخند های پی در پی اعضای سطح B گفت : بدون فوت وقت نکات مهمی که هنگام دوئل باید رعایت کنیم رو نام میبرم و مختصر توضیح میدم :

1- تعظیم کوتاه : یادتون باشه در هنگام دوئل تا اونجا که ممکنه به حریفتون کوتاه تعظیم کنید ، چون بهترین وقت برای حریفتون هست که به بدترین شکل ممکنه طلسمتون کنه !

2- فاصله گرفتن : فراموش نکنید که در هنگام آغاز دوئل تنها 5 قدم از حریفتون فاصله بگیرید ، چون ممکنه در حالیکه شما دارید به جهت مخالف اون میرید طلسمتون کنه ! خیلی ها فکر میکنن هر چی بیشتر از حریف فاصله بگیرن بیشتر به نفعشونه ، در حالیکه بالعکسه ! لازم نیست کم فاصله بگیرید چون تا 5 قدم جزو قوانین بین المللی هست !

3- استفاده از یک طلسم قوی و کار آمد : هنگام آغاز دوئل سعی کنید یک طلسم رو تو ذهنتون در نظر بگیرید و به بهترین نحو ممکن اجراش کنید ! خیلی ها هستن که میخوان برای غافل گیری حریف به طور متوالی 5 یا 6 طلسم روانه کنن ، ولی از این بین حتی یک مورد از طلسمهاشونم فایده نداره و کاری از پیش نمیبره .


حالا میتونید دو به دو این موارد رو توی دوئل هاتون رعایت کنید ، فکر میکنم برای جلسه اول کافی باشه !

آنتونین و پرسی در یک سوی اتاق و تئودور و بلاتریکس در سوی دیگر دوئل خود را آغاز کردند ، اتاق به این بزرگی با 4 نفر دوئل کننده ، واقعا بی نظیر بود ، مخصوصا برای اجرای طلسم های متعدد بیهوشی !

اکنون هر چهار نفر مقابل یکدیگر ایستاده بودند ؛ با شمارش من ، سه ، دو ، یک ! شروع کنید .

پرسی در حالی که سعی داشت کوتاه تعظیم کند گفت : فکر کنم بشه روش حساب کرد ! با اینکه آموزشش خیلی ساده و مبتدی بود ولی جالب بود !


-------
بهتر بود میگفتی که چطور ادامه بدیم ، چون من سوژه ای توی ذهنم نبود ساده و کوتاه نوشتم .

موفق باشی

ویرایش شد ! به جای باشگاه اتاق قرار گرفت !


ویرایش شده توسط پرسی ویزلی در تاریخ ۱۳۸۶/۳/۲۰ ۱۲:۲۶:۴۳

چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری


Re: باشگاه دوئل
پیام زده شده در: ۱۵:۰۲ شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۶
#11

فورتسکيو


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۲۹ جمعه ۷ مهر ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۳:۲۳ شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۸۸
از اینجا، اونجا
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 85
آفلاین
به نام خدا
دوستان عزیز، کلاس ها بیشتر عملی هستند. در هر پست، یک کلاس را به تصویر بکشید.
---------------------------------------------
قیافه زخمی سلسیتنا در هم رفت و زشت تر شد. رابستن هم که تازه به هوش آمده بود می خواست اعتراض کند.
فورتسکیو گفت : (( این باخت و برد یک شوخی بود. همه شما می توانید در کلاس ها شرکت کنید، همان طور که قبلاً گفتم، این دوئل ها فقط برای تعیین سطح است. ))
خیال آن دو راحت شد و فورتسکیو لبخندی زد . ادامه داد : (( کلاس ها در 4 سطح برگزار می شوند. سطح B یعنی بهترین، اولین سطح و برای قوی ترین مرگ خواراست. سطح G یعنی خوب، برای رده دوم، سطح M به معنای حد وسط برای رده سوم و در نهایت سطح W برای ضعیف تر هاست. من برای تعیین سطح شما 3 چیز اساسی را در نظر گرفتم؛ 1- سبک دوئل 2- جادوهای مورد استفاده 3- نقطه ضعف ها و نقطه قوت ها ! )) بعد نفسی تازه کرد و ادامه داد : (( شما با من شانزده نفرید، که البته تئودور الآن اینجا نیست، اما بقیه هستند. هر کلاس شامل 4 نفر خواهد بود. البته به جز کلاس سطحW . خوب حالا اسامی افراد و کلاس هایی که باید در آن آموزش ببینند؛ کلاس سطح B : آنتونیون دالاهوف، پرسی ویزلی، تئودور نات و در نهایت بلاتریکس لسترنج ! )) چهره ی خیلی ها همچون سامانتا و سالازار در هم رفت. آنها فکر می کردند، بهترین دوئل را انجام دادند ولی نه ! بعد فورتسکیو گفت : (( خواهشاً اعتراضات خود را برای بعد بگذارید. سطح G، سالازار اسلیترین، سامانتا ولدمورت، بورگین و بلیز زابینی. سطح M شامل این هایی هستند که نام می برم؛ مورگان الکتو، رودلف، اش ویندر و پیوز. و آخرین سطح، یعنی سطح W ؛ حسن مصطفی، رابستن لسترنج و سلسیتنا واربک ! ))
فورتکسیو به نشانه خسته نباشید دستش را تکان داد و به طرف دفتر خودش به راه افتاد. ناگهان در راه ایستاد، برگشت و گفت : (( دوستان ! همه شما می توانید خیلی زود به سطوح بالا صعود و یا به سطوح پایین تر نزول کنید. ))
واربک حال خوشی نداشت اما دنبال او به راه افتاد و در کنار فورتسکیو قرار گرفت.
- چیزی شده خانم واربک ؟ من احتیاج به استراحت دارم.
- بله می دانم، اما می خواهم منشی شما بشوم.
فورتسکیو کمی مکث کرد، بعد گفت : (( خوب، پس به دوستان اعلام کنید که از فردا صبح برای حضور در کلاس ها به اینجا بیایند. برنامه کلاس ها را تنظیم بندی کنید و نتایج را بر روی تابلو مشکی نصب کنید. چوب دستی ها را از اولیوندر تحویل بگیرید. معجون های سیاه را نیز تهیه کنید. ))
واربک که حسابی گیج شده بود، با خوشحالی پذیرفت و رفت. در راه این چیزها کم کم به ذهنش می آمد. او همه چیز را حفظ کرد و به ترتیب انجام داد.
صبح روز سه شنبه، ساعت 8، باشگاه دوئل، سطح B ...
----------------------------
با تشکر از سلسیتنای عزیز !
برای جدی تر شدن پست هایت آن ها را به زبان نوشتار بنویس.

با تشکر


تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


Re: باشگاه دوئل
پیام زده شده در: ۱۱:۳۰ شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۶
#10

سلسیتنا واربکold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۵۷ دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۱:۰۶ شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۲
از قبرستون!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 125
آفلاین
فورتسکیو عزیز فکر کنم گفتم که من و رابستن جفتمون داغون شدیم ها!
=======
سلستینا به آرامی گفت:ببخشید فورتسکیو.میشه که من هم تو کار نظارت به تو کمک کنم؟رابستن بدجوری سوخته و فکر نمیکنم حالا حالا ها به هوش بیاد.من میتونم بلاتریکس و سامانتا رو زیر نظر بگیرم.لطفا!
نگاه سلستینا چنان التماس آمیز بود که فورتسکیو خنده اش گرفت:خیله خب.دیگه وقت ادامه آزمونه.تو برو سراغ بلا و سامی و همچنین مورگان و بورگین.میخوام تا حداکثر نیم ساعت دیگه آزمون تموم بشه و برنده ها رو به من بگی.برو دیگه چرا به من زل زدی.
سلستینا به سرعت به سمت سامانتا و بلاتریکس رفت و گفت:خب دوئل رو شروع کنید.
سامانتا نگاهی تحقیر آکیز به معنای برو بچه کوچولو به سلستینا انداخت و ناگهان بلا را غافلگیر کرد:ایدوریت.
و دوئل آغاز شد.سرانجام با صدای فریاد فورتسکیو همه دست از دوئل برداشتند و فورتسکیو هم به حسن مصطفی تذکر داد که چوبش را توی تن اش ویندر فرو نکند!سلستینا هم با قدم های بلند به سمت او رفت و نام برنده ها را داد.
فورتسکیو نگاهی به اسامی که در دستش بود انداخت و صدایش را صاف کرد:خب.همه شما تا اینجا با یک نفر در سطح خودتون مبارزه کردید....
پوزخند سالازار و سامانتا کاملا مشهود بود!
_:و خب حالا بردید یا باختید.برد و باخت مهم نیست.مهم اینه که شما سعیتون رو کردید و طبق عملکردتون ارزیابی میشید.بریم سراغ اولین دوئل کاران سلستینا واربک و رابستن لسترنج که هیچکدوم نبردند.ایراد رابستن خنده بی موقع و غرورش بود ایراد سلستینا حواس پرتیش و زود عصبانی شدنش.نقطه قوت رابستن اجازه شروع شدن دوئل توسط حریفش بود و نقطه قوت سلستینا موقع شناسی و از وقت نهایت استفاده بردنش.میرسیم به دیگران و امتیاز دهیشون....


[url=http://i18.tinypic.com/62gd2fc.gif]عضو تیم پ


Re: باشگاه دوئل
پیام زده شده در: ۱:۴۰ شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۶
#9

فورتسکيو


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۲۹ جمعه ۷ مهر ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۳:۲۳ شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۸۸
از اینجا، اونجا
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 85
آفلاین
به نام خدا
پست خیلی خوبی بود سلسیتنا ! منتظر ادامه فعالیتت هستم. در ضمن چون بقیه فکر می کنن اینجا قفل شده نمی دونن.تا جایی که می تونی براشون پیام شخصی کن، البته اونایی که در پست ها نام برده شدند.
-------------------------------------
فورتسکیو روی تخته شاسیش چیزهایی نوشت و به سراغ پرسی و سالازار رفت. سالازار بسیار مغرور و آماده بود گویی که حتماً پرسی از او شکست می خورد.
با علامت فورتسکیو، سالازار فریاد زد : (( سکتوم سمپرا ! ))
خون، رنگ قرمز و سرخ شدن صورت فورتسکیو. او صورت خود را پاک کرد. پرسی خود را ترمیم کرد و فریاد زد : (( کروشیو !))
سالازار به خود می پیچید و فریاد می زد اما سریع آن را رفع کرد. بعد بلند شد و بلافاصله خواست فریاد بزند، اما فورتسکیو مخالفت کرد، چیزهایی روی تخته نوشت و به سراغ دو نفر بعدی رفت، یعنی تئودور نات و آنتونیون دالاهوف. قضاوت در مورد این دو مرگخوار قدیمی و وفادار به لرد برایش خیلی سخت بود ولی تنها او در مسند قدرت قضاوت قرار داشت. دوئل شروع شد.
تئودور فریاد زد : (( تاراتالگرا)) اما آنتونیون آن را با یک حرکت سریع رفع کرد. آنتونیون فریاد زد : (( کروشیاتوس ! )) باز هم رفع شد اما این بار توسط تئودور.
هر دو نفر در مرحله اول فقط می خواستند توانایی های یکدیگر را محک بزنند، گرچه تا حد زیادی با هم آشنا بودند.
فورتسکیو در همان مرحله حد توانایی آن ها را فهمیده بود، پس دستور توقف داد.
- میتونم برم، من باید برم پیش لرد. با من کارهای مهمی دارد.
فورتسکیو نگاهی به معاون لرد، تئودور انداخت و گفت : (( برو ! نتایج تا فردا عصر اعلام خواهند شد. ))
بعد رو به بقیه مرگخواران گفت : (( استراحت و یا تمرین کنید ! ادامه آزمون برای 2 ساعت دیگر... ))
در این مدت سلسیتنا پیش او آمد و از او درخواستی کرد ...

--------------------------------
دوستان امتیازات و سطح کلاس ها را در پستی بر عهده خودم بگذارید. سعی کنید در پست بعد، آزمون را به اتمام برسانید.
با تشکر


تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


Re: باشگاه دوئل
پیام زده شده در: ۱۷:۵۸ جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۸۶
#8

سلسیتنا واربکold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۵۷ دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۱:۰۶ شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۲
از قبرستون!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 125
آفلاین
فورتسکیو در حالی که با غرور در میان مرگخواران قدم میزد گفت:خب.دو به دو مشغول به کار میشید.به گروه های دو نفری تقسیم شید و با هم دوئل کنید.آ آ آ!بلاتریکس تو با رودولف دوئل نمیکنی!شما برو و سامانتا رو دریاب.
چهره بلاتریکس در هم رفت و برق پیروزی در چشمان سامانتا درخشید.فورتسکیو مشغول تقسیم بندی های عادلانه شد:سالازار و پرسی ویزلی دست به کار شید.تو سلستینا و رابستن تقریبا با هم عضو مرگخواران شدید پس در یک حد هستید.حسن مصطفی شما بیا اینجا.تئودور نات و آنتونین دالاهوف شماها به هم میاید.و ...
سلستینا رو در روی رابستن ایستاد.نمیدانست نیروی جادویی او در چه حد است.چوبدستیش را کشید و تعظیم کرد.رابستن هم در حالی که حریفش را سبک و سنگین میکرد چوبدستیش را کشید و تعظیم کرد.سلستینا یک دختر ساکت ولی موذی و زیرک بود.علاوه بر آن برادرش رودولف و همسر او بلاتریکس مدت های طولانی با رابستن کار کرده بودند.اولین نصیحت همیشه این بود:بذار حریفت اول حمله کنه.بنابراین رابستن چوبدستیش را تکانی داد و با نیشخندی تمسخر آمیز سلتینا را دعوت به مبارزه کرد.درست به هدف زد.سلستینا از لبخند تمسخر آمیز رابستن هیچ خوشش نیامد و فریاد زد:تاراتالگرا.
رابستن به سادگی پاسخ داد:پروته گو
و در ادامه طلسمی را حواله او کرد:موبیلی کورپوس.
دقیقا به هدف خورد.سلستینا از جا برخواست و به سویی دیگر پرتاب شد.رابستن نتوانست جلو خنده اش را بگیرد.شاید خنده بر هر درد بی درمان دوا باشد ولی نه خنده بی موقع!سلتینا از جا پرید و فریاد زد:فرننکیولوس!
سوزشی وحشتناک وجود رابستن را پر کرد ولی تسلیم نشد و همانطور که غلت میزد با دقت نشانه گیری کرد:ریداکتو.
سنگ جلو روی سلستینا منفجر شد و او پس از برخورد با دیوار بیهوش روی زمین افتاد.رابستن همانطور که در سیاهی فرو میرفت لبخندی زد.صدای فورتسکیو همهمه وار گوشش را پر کرد:پناه بر مرلین.جفتشون داغون شدن!


[url=http://i18.tinypic.com/62gd2fc.gif]عضو تیم پ


Re: باشگاه دوئل
پیام زده شده در: ۱۷:۱۹ جمعه ۱۸ خرداد ۱۳۸۶
#7

فورتسکيو


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۲۹ جمعه ۷ مهر ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۳:۲۳ شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۸۸
از اینجا، اونجا
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 85
آفلاین
به نام خدا
با سلام ! به لطف آقای تئودور نات، تاپیک باز شد، اما به شرطی که پستهای ارزشی داخلش زده نشه ! لطف کنید اگر به جز مسائل دوئل و نمایشنامه نویسی سؤال یا مشکلی دارین و یا هر چیز دیگری، فقط برای من یا معاونان محترم لرد و یا حتی خود لرد کبیر پیام شخصی کنید.
با تشکر
---------------------
تئودور وارد می شود، تعظیمی می کند و بعد صحبت را آغاز می کند : (( لرد کبیر ! طبق دستور شما باشگاه دوئل رو باز کردم. قرار است که فورتسکیو آنجا را درست و حسابی به راه بیندازد. اگر اجازه بدهید، بروم و دستورات لازم رو به اولیوندر برای ساخت چوبدستی های مورد استفاده در این باشگاه رو ابلاغ کنم. ))
لرد با صدای مخوف و رسای همیشگی اش که لرزه بر تن همه می اندازد گفت : (( بسیار خوب ! برو ! من هم باید به کارهای دیگری برسم. هر از گاهی به باشگاه سری خواهم زد تا پیشرفت اعضاء رو ببینم. عضو گیری را شروع کنید. ))
تئودور گفت : ((چشم، لرد کبیر. )) بعد تعظیمی کرد و غیب شد.
---------------- باشگاه دوئل ---------------
فورتسکیو مشغول تمیز کردن باشگاه بود. همه جا را خاک گرفته بود. از خوشحالی در خود نمی گنجید که با درخواستش موافقت شد.
در همین گیر و دار تئودور که از پیش اولیوندر می آمد ظاهر شد.
- خسته نباشی، فورتسکیو ! خوشحالم که می بینم می خواهی امور این باشگاه را راست و ریس کنی. اعضای باشگاه را معلوم کرده ای؟
او تعظیمی کرد و بعد با خوشحالی گفت : (( بله ! آخرین مرگ خوارانی که لرد آن ها را در لیست اعلام نمود. ))
- عالیه ! خوب ! من از لرد سیاه می خواهم تا پیام ها را توسط دم باریک، از طریق علامت داغ برای اعضاء ارسال کند. از فردا کار را شروع کنید.
بعد غیب شد. بالاخره تمیز شدن باشگاه تمام شد. فورتسکیو 8 اتاق دوئل آماده کرده بود. او می خواست که اعضاء را رتبه بندی کند و کلاس ها را در رتبه های متفاوت شروع کند. تمرین در همان 8 اتاق دوئل انجام می شد. اتاق ها پنجره ای نداشتند و به رنگ سیاه پر رنگی تزیین شده بودند. چراغ های سرخ رنگی، همچون رنگ چشمان جن، نور عجیب و کمرنگی را به اتاق می بخشید.
بالاخره انتظار به سر رسید. اعضا رسیدند. آن ها کسانی نبودند جز : آنتونیون دالاهوف، بورگین، رودلف، تئودور نات، بلیز زابینی، سالازار اسلیترین، مورگان الکتو، اش ویندر، پیوز، پرسی ویزلی، سامانتا ولدمورت، پرسی ویزلی، بلاتریکس لسترنج، سلسیتنا واربک، رابستن لسترنج و حسن مصطفی، که پیشاپیش آنها لرد ولدمورت کبیر پیش می آمد.
همه از تزیین باشگاه خوششان آمد و البته از روش جدید فعالیت در باشگاه. بعد از کلاس ها آنها دائماً تمرینات عملی و مسابقات خواهند داشت.
لرد بعد از نظارتی سطحی از آنجا رفت. اولین آزمون برای تعیین سطح به زودی برگزار می شد ...
-------------------
دوستان ! خواهشاً! آزمون ها را در چندین پست و با توضیحات کامل شرح دهید ! البته پر هیجان باشند! از نکات طنز در سطح خیلی خیلی کم می توانید استفاده نمایید.

با تشکر


ویرایش شده توسط فورتسکيو در تاریخ ۱۳۸۶/۳/۱۸ ۱۷:۲۲:۵۸

تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.