هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





Re: ȇԐǥ Ϧơ
پیام زده شده در: ۱۲:۴۹ جمعه ۱ تیر ۱۳۸۶
#22

پیوز قدیمی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۲۱ جمعه ۲۵ اسفند ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۳:۳۸:۰۸ پنجشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۹
از توی دیوارای تالار هافلپاف
گروه:
کاربران عضو
پیام: 1513
آفلاین
سلستینا هم بلافاصله به سمت حسن مصطفی یورش برد : « تارانتالگرا »
رابستن که از مچ پا آویزان شده بود با ناراحتی گفت : « استاد شما تعظیم نکردید ! »
اسنیپ پوزخندی زد و گفت : « تعظیم جزء مقررات باشگاه دوئله ... اما یک مرگخوار واقعی ، وقتی در یک جنگ دوئل می کنه باید بدونه مقدمه حمله کنه ! این رو به خاطر داشته باش ! »
در همان حال مصطفی که اختیار پاهایش را از دست داده بود به اسنیپ گفت : « میشه ما رو به حال عادی بر گردونید ؟ »
اسنیپ گفت : « بله ! »
سپس دو بار چوبدستی اش را تکان داد. رابستن به زمین افتاد و حسن اختیار پاهایش را به دست آورد.
اسنیپ گفت : « فکر می کنم نوبت اینه که دو ورد جدید بهتون یاد بدم !! »
اسنیپ جلو کلاس رفت و گفت : « برای سطح شما ورد های استیوپفای و فاینیت اینکانتام ! ... کی می تونه بگه این ها مال چه کاریه ؟ »
دست سلستینا بلافاصله بالا رفت : « بفرمایید دوشیزه واربک »
سلستینا با آرامش گفت : « استیوپفای طلسم بی هوشیه ! برای فلج کردن هم به کار میره. فاینیت اینکانتام برای باطل کردن طلسم های تقریبا پیچیده است ، برای طلسم های ساده تر هم از ورد فاینیت به تنهایی استفاده میشه ! ورد اینکانتام هم به تنهایی طلسم رو باطل می کنه ! »
اسنیپ گفت : « عالی بود دوشیزه واربک ، اولین باری بود که حرف درستی زدی ! »
سلستینا سرخ شد و برای اینکه عکس العملی نشان ندهد سرش را پایین انداخت و دستانش را مشت کرد.
اسنیپ گفت : « حالا خانم واربک ، می خوام با آقای لسترانج دوئل کنی ! »
سلستینا و رابستن به وسط کلاس رفتند و بلافاصله و بدون تعظیم شروع کردند :
- « استیوپفای»
- « پروتگو»
- «اکسپلیارموس»
- « تارانتالگرا»
- «پرتگو»
- «پتریفیکوس توتالوس»
سلستینا که خیلی عصبانی شده بود فریاد زد : « کراچیو ! »
اما اسنیپ همان لحظه جلو دوید و گفت : « پروتگو »
سپس گفت :« این کارتون رو گزارش میدم دوشیزه واربک ... جلسه امروز تمومه .. می تونید برین ! »


هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر کوچک شده






A Never Ending Story ...


Re: باشگاه دوئل
پیام زده شده در: ۲۳:۲۲ چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۶
#21

سلسیتنا واربکold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۵۷ دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۱:۰۶ شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۲
از قبرستون!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 125
آفلاین
دیوارها گرچه سیاه رنگ بودند ولی تلالو نوری عجیب از آنها به چشم میخورد.چند صندلی نیز در گوشه دیوار گویی به منظوری خاص چیده شده بود.اتاق دو پنجره بزرگ داشت که با پرده هایی خاکستری رنگ پوشانده و نوری دلگیر را منتشر میساخت.هیچ کس نمیتوانست تا این حد هنرمندانه یک فضای جنگ جویانه و ستیزه طلبانه را ترتیب دهد.سلستینا اولین کسی بود که ابراز احساسات کرد:وای!اینجا رو.
سوروس با قیافه ای عبوس اجازه نداد دیگر اعضای گروه آخر ابراز احساسات کنند و با بدخلقی گفت:بله بله من هم مثل شما توانایی مربی تعلیقیتون رو ستایش میکنم ولی من کارهای مهمتری از تحسین هنرهای تجسمی یک تعلیقی دارم...
سپس گوشه لبش با حالت تحقیر آمیزی بالا رفت که گویای سرزنش فورتسکیو بود.سلستینا هیچ از این حرکت خوشش نیامد:پروفسور ممکنه که آقای فورتسکیو توسط لرد تعلیق شده باشند ولی من تصور میکنم بنیان گذار مجدد باشگاه شایسته اسمی محترمانه تر از یه تعلیقی باشه.
سوروس با لحنی که لحظه به لحظه زهرآلود تر میشد گفت:دوشیزه واربک.من هم تصور میکنم که با توجه به این که من از وقت گرنبهام گذشتم تا به شماها درس بدم شایسته احترامی بیشتر باشم و همینطور تصور میکنم که تصورات شما اهمیتی نداره.
سلستینا سرخ شد و سر به زیر انداخت . اسنیپ هم لبخندی از روی پیروزی زد.وی درسش را شروع کرد:خیله خب.من از وقتم گذشتم و آموزش به شما رو که در ضعیف ترین سطح ممکن قرار دارید...
رابستن با عصبانیت گفت:ما ضعیف نیستیم...
اسنیپ به نرمی پرسید:جدی؟پس میشه بگید چرا در این کلاس یعنی ضعیف ترین سطح قرار دارید؟
رابستن جوابی نداشت که بدهد ولی هرسه از دست این معلم جدید خشمگین بودند.اسنیپ که دیگر داشت صبرش بع سر میامد گفت:خیله خب.بریم سراغ کارمون.میدونم یه سری آموزش ها رو دیدید.پس اونها رو به صورت عملی تمرین میکنید.لسترنج تو بیا اینجا و با من دوئل کن و واربک و مصطفی هم فکر میکنم از پس هم بر بیان.
رابستن در حالی که آب دهانش را با صدا قورت میداد به این فکر میکرد که اگر سالم ماند پیش لرد سیاه برود و درخواست بازگشت فورتسکیو را بدهد.در همین افکار بود که اسنیپ فریاد زد:شروع کنید!له وی کورپوس...

نقد شد!برسسی پستهای خانه ریدل شماره 17


ویرایش شده توسط تئودور نات در تاریخ ۱۳۸۶/۳/۳۱ ۲۱:۳۶:۵۲

[url=http://i18.tinypic.com/62gd2fc.gif]عضو تیم پ


Re: باشگاه دوئل
پیام زده شده در: ۱:۵۲ چهارشنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۶
#20

فورتسکيو


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۲۹ جمعه ۷ مهر ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۳:۲۳ شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۸۸
از اینجا، اونجا
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 85
آفلاین
به نام خدا
دوستان ! باشگاه دوئل مرگخواران علاقه مند به انجام مأموریت را برای اثبات وفاداری به لرد به عنوان عضو می پذیرد ! برای عضویت در این باشگاه کافی است که یک پست در این باشگاه زده باشید و تمایل خود را اعلام کنید !
با تشکر
راستی اینو بگم که ما توی کتاب هری پاتر دو تا فورتسکیو داریم، یکی توی یک مغازه توی دیاگونه و دومیش وزیر بوده. از لحاظ تلفظ انگلیسی با هم فرق دارند، و آن مغازه دار فامیلی هم دارد، اما این وزیره فامیلی ندارد.
-------------------------------------
فورتسکیو هم خیلی سریع راه های نفوذ نور را بست و غیب شد. لرد آنها را احضار کرده بود. آنها در خانه ریدل ظاهر شدند.
همه مرگخواران آنجا بودند. تئودور نات هم در کنار صندلی لرد ایستاده بود. لرد عصبانی بود و به محض ظاهر شدن فورتسکیو با نگاهی غضبناک در چشمان او خیره شد. بعد گفت: (( یاران وفادار من ! مشکلات زیادی داریم. همونطور که بورگین، بلیز، سالازار و سامانتا میدونن، یک نفر به ظاهر لرد در کلاس آنها ظاهر شد ! ))
این حرف لرد عجیب بود و چهره همه را متعجب ساخت. همه یه ویژه فورتسکیو گیج شده بودند. بعد لرد ادامه داد : (( آن مرد من نبودم ! ))
صورتش را رو به فورتسکیو برگرداند، دوباره به او خیره شد و با عصبانیت گفت : ((کسی که دوئل را به مرگخواران یاد می دهد، باید همیشه وردهایش را بر روی افرادی که وارد باشگاه می شوند، اجرا کند تا بفهمد که او کیست. خودت می دانی که باشگاه دوئل دارد مکان بسیار مهمی برای ما می شود و یک پایگاه برای مقابله با محفل ! چرا اینقدر راحت گول خوردی؟ ))
فورتسکیو هنوز متعجب بود، اما سرش را به زیر انداخت و اظهار پشیمانی کرد.
- به دلیل این بی لیاقتی، تو برای یک هفته تدریس نخواهی کرد ! در این مدت، سوروس اسنیپ به جای تو تدریس خواهد کرد.
بعد دوباره رویش را به مرگخواران بهت زده کرد و ادامه داد : (( محفل، برنامه های جدیدی دارد ! محفل ققنوس به کمک اسلاگهورن معجونی تهیه کرده که مانند معجون مرکب عمل می کند اما اثرش کمتر است و نیازی به موی فرد مورد نظر نیست ! آنها با چند دقیقه حضور در کلاس فورتسکیو خیلی چیزها را فهمیدند ! بنابراین مهمترین پایگاه فعلی ما در معرض خطر است. شما باید با تمام سعی و تلاشتان در کلاس های دوئل شرکت کنید. البته بعد از این یک هفته بیکاری موقت معلمتان، کلاس های وِیژه دوئل تشکیل خواهد شد، که با حضور افراد برجسته در امور مختلف حادوگری برگزار می شود. شما باید در همه چیز قوی باشید. حالا می توانید بروید !
همه گیج شده بودند. چه صحبت های عجیبی ! به این زودی فورتسکیو تعلیقی شد، باشگاه دوئل یک پایگاه بسیار مهم شد، محفل پیشرفت کرد ...
- راستی، هر چه سریعتر برای انجام مأموریت در باشگاه عضو شوید !
بله، این بهترین راه برای کشف رازهای جبهه سفید بود !
روز بعد باشگاه دوئل تاریک تر از همیشه بود. سوروس اسنیپ با ردای خاکستری رنگی در کلاس سطح w منتظر شاگردان نشسته بود. سایر مرگخواران نیز برای تمرین به باشگاه آمده بودند و وارد سالن تمرین می شدند. سالنی با شکوه که تا کنون آن را ندیده بودند. عجب سلیقه ای به خرج داده بود این فورتسکیو ! دیوارها ....
----------------------------------
با تشکر

نقد شد!برسسی پستهای خانه ریدل شماره 17


ویرایش شده توسط تئودور نات در تاریخ ۱۳۸۶/۳/۳۱ ۲۱:۳۶:۴۷

تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


Re: باشگاه دوئل
پیام زده شده در: ۲۳:۲۵ سه شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۸۶
#19

ایگور کارکاروفold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۲۳ شنبه ۱ بهمن ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۸:۰۶ دوشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۲
از اتاق خون محفل
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 3124
آفلاین
مورگان،رودولف و پیوز هنوز در سالن کلاس بودند.آنها با هیجان در مورد کلاس صحبت میکردند و نظرات خودشان را در مورد معلم جدید میدادند.

-معلم خیلی خوبیه،میدونه چیکار باید بکنه و عملی همه چی بهمون یاد میده.اگر دامبلدور زنده بود در پایان این ترم شاید میتونستیم مثل لرد باهاش مقابله کنیم.

-دیگه اقرار نکن مورگان،دامبلدور قدرت جادویی بالایی داشت.من نمیدونم دراکو چطوری تونست خلع سلاحش کنه.از یک جوان که 6 کلاس خوانده در هاگوارتز بسیار بعید به نظر میرسه!

در بین بحث های آنها رودولف به اطرافش نگاهی انداخت.سالنی زیبا به همراه تابلوی بسیار زیاد از دوئل کنندگان حرفه ای و یا افراد سیاه قدیمی.ستون های با ظریف کاری فراوان و به رنگ سفید.لرد با افسونی کاری کرده بود که آنها نه خراب بشوند و نه کثیف.نوری از پنجره بزرگ درون سالن میتابید که آن را روشن میکرد.آن نور حتی در شب هم می تابید.همه آن طلسم ها برای او جالب بود.صورتش را به طرف دو دوست مرگخوارش گرفت.آنها هم ساکت شده بودند و به اطراف نگاه می انداختند.

-بچه ها بهتر نیست یک دوئل بکنیم؟اول من و مورگان.بعد من و پیوز!

این صدای رودولف بود که سکوت 5 دقیقه ای را شکست.دو مرگخوار دیگه با حرکت سر تایید کردند و ایستادند.پیوز به گوشه ای رفت تا دوئل آنها را تماشا کند.دو مرگخوار رو به روی یکدیگر ایستادند و چوب دستی هایشان را در آوردند.

1..2...3

ناگهان علامت شوم بر روی دستانشان درد گرفت.بدون هیچ مکث و حرفی خود را غیب کردند و سالن دوئل را خالی از آدم گذاشتند.

--------------------------------
مرگخواران جدید رو اگر فقط میخواهی بگو من از رو لیست بهت بگم...در ضمن بهتر نیست برای همه از اول ماموریت صادر نکنی.شاید یکی نخواد اصلا عضو اینجا باشه.اول عضو جمع کن بعدا به همونا ماموریت بده!


بعضی اوقات نیاز به تغییر هست . برای همین شناسه بعدی منتقل شدم !

شناسه هایی که باهاشون در جادوگران فعالیت داشتم :

1-آلبوس دامبلدور
2-مرلین



Re: ��Ԑ�� ����
پیام زده شده در: ۳:۵۱ سه شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۸۶
#18

آنتونین دالاهوف


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱:۳۴ دوشنبه ۳ مهر ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۲۳:۱۱ شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۹
از کره آبی
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 2608
آفلاین
سطح:M
مورگان الکتو...رودولف و پیوز سرشار از هیجان بودند.
دلیل کلی هیجانشان اشتیاقشان برای فراگیری دوئل بود و البته تک تک هم دلیلی مختص خود داشتند:
مورگان:همیشه دوست داشت به بهترین نحو ممکن دماغ محفلیارو به خاک بماله و چه فرصتی بهتر از فراگیری دوئل!
رودولف:نامش با خشانت! گره خورده بود و چه انگیزه ای بهتر از این!
پیوز:او مرگخوار عاقلی بود که خوب میدانست فراگیری دوئل چه تاثیری بسزائی در پیشرفتش خواهد داشت.
******************************
فورتسکیو در حالی که شنلش در هوا موج میخورد وارد کلاس شد.
همه بنشانه احترام برخاستند...
فورتسکیو:بنشینید دوستان...
بدون هیچ فوت وقتی میرم سر اصل مطلب...دریغا که مطلب زیاد و فرصت ما اندک است...پس خوب گوشاتونو باز کنید:
در آموزش های سطحهای قبل طلسمهای بین المللی تدریس شد اگر مایل بودید میتوانید پستهای قبل را بخوانید!(چکش)
من برای سطح شما طلسمهای جدیدی را در نظر گرفته ام که فعلا بصورت تئوری برایتان تدریس خواهم کرد...قلم و کاغذهایتان را بیرون بیاورید:
1_له وی کورپوس:طلسم غیرلفظی میباشد که باعث میشود فرد مورد نظر از مچ پا در هوا معلق نگه داشته شود
2_لیبراکورپوس:ضد طلسم له وی کورپوس
3_موبیلیکورپوس:هدایت شخص مورد نظر مانند یک عروسک خیمه شب بازی
4_مورس موردر:توسط مرگخواران برای بوجود اوردن علامت شوم بکار برده میشود
5_پروتگو:طلسم محافظت یا در واقع ضد طلسم/باعث میشود طلسمی که به سویت پرتاب شده به سمت پرتاب کننده اش بازگردد
خوب برای این جلسه تصمیم دارم یک طلسم را عملی هم تمرین کنیم بچه ها نظر شما چیه؟
مورگان:استاد نظر من له وی کورپوس است خیلی حال میده!
فورتسکیو:باشه....موافقم خیلی حال میده میخوام این افتخارو بهت بدم که این حال کردن رو تجربه کنی!....
فورتسکیو در یک لحظه که بوسیله چشم غیر مسلح قابل دیدن نبود!چوبدستیش را کشید...آن را بسمت مورگان گرفت و زمزمه کرد:له وی کورپوس...
مورگان مانند کسی که با طناب پایش را از بالا بکشند در فاصله 3 متری از زمین معلق شد!
_خوب حالا تا وقتی که ضد طلسمش که بهتون امروز یاد دادم رو یادت نیاد اون بالا میمونی!

پست شما نقد شدنقد پستهای خانه ریدل شماره 13


ویرایش شده توسط تئودور نات در تاریخ ۱۳۸۶/۳/۲۹ ۲۳:۴۲:۱۵


Re: باشگاه دوئل
پیام زده شده در: ۱:۲۸ دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۸۶
#17

فورتسکيو


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۲۹ جمعه ۷ مهر ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۳:۲۳ شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۸۸
از اینجا، اونجا
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 85
آفلاین
به نام خدا
سلام !
من از ناظرین محترم اجازه دارم که پست پشت سر هم بزنم و همچنین در اینجا مأموریت و امیتاز بدم ! در واقع از لرد کبیر اجازه گرفتم. دوستان، هموطور که در اینجا به رول نویسی ادامه می دهید، در طول پستها بنده، به شما مأموریت هایی رو میدم و امتیازاتی. این امتیازات سبب ارتقاء کلاس های شما خواهد بود ! مأموریت ها را باید به شکل رول نویسی و دقیق انجام دهید تا لرد از ما راضی باشد ! خوشبختانه لرد از کار باشگاه تا اینجا راضی است. نتایج مأموریت ها را نیز در همین جا به صورت ادامه رول های اینجا بزنید ! به زودی مأموریت ها را اعلام خواهم کرد ...

با تشکر
--------------------------
لرد کبیر ! فقط چنین کسی چنین قدرت هایی داشت ! او برای نظارت آمده بود !
طلسم را رفع کرد و با چوبدستیش نوری تاباند. سپس گفت : (( تعجب کردید ؟ خوب، معلم بدی نیست ! توانست تا خدی طلسم را رفع کند. من خیلی وقت ندارم. از این به بعد باشگاه دوئل پایگاه قدرتمندی برای مأموریت های مرگخواران خواهد بود. شما وظیفه دعوت به همکاری مرگخواران تازه کار را دارید. من باید برم. ))
لرد این را گفت و به همان سرعتی که آمده بود غیب شد و رفت.
مرگخواران و فورتسکیو همچنان در بهت بودند. نمی دانستند که باید چه بگویند.
فورتسکیو گفت: (( خوب، وقت تعطیلیه ! خدانگهدار همه ی شما ! تعطیل ! ))
فورتسکیو که از اولین روز کاریش راضی بود و البته خیلی خسته شده بود این را گفت، و از در کلاس بیرون آمد. بعد به طرف تابلو اعلانات رفت و نوشت: (( مأموریت اول برای سلسیتنا : تحقیق در مورد این که چه کسانی تازگی مرگخوار شده اند. ))
بعد به اتاق خوابش رفت تا استراحت کند و این خستگی ها را نیز جبران نماید.
---------------------------------
دوستان ! شما رول نویسی رو ادامه بدید، یعنی کلاس های سطح m و w . سلسیتنا هم باید مأموریت خود را آغاز کند. یه مقدار اولاش سخته که هم رول نویسی باشه و هم مأموریت و بعد به هم ربطشون بدید اما این یک شیوه تقریباً جدیده تا اونجایی که من میدونم !

با تشکر

پست شما نقد شد.نقد پستهای خانه ریدل شماره 13


ویرایش شده توسط تئودور نات در تاریخ ۱۳۸۶/۳/۲۹ ۲۳:۳۸:۲۷
ویرایش شده توسط تئودور نات در تاریخ ۱۳۸۶/۳/۲۹ ۲۳:۳۸:۴۸

تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


Re: باشگاه دوئل
پیام زده شده در: ۱۵:۳۱ یکشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۶
#16

فورتسکيو


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۲۹ جمعه ۷ مهر ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۳:۲۳ شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۸۸
از اینجا، اونجا
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 85
آفلاین
به نام خدا

ظهر روز سه شنبه، ساعت 12، سطح G
فورتسکیو که تا ساعت ده و سی دقیقه با سطح B کلاس داشت ، حالا کمی خسته بود. البته یک ساعت و نیم استراحت کرده بود ولی هنوز اندکی خسته به نظر می رسید.
با همان ردای قهوه ای وارد کلاس تنگ و ترشی شد که رویش نوشته شده بود سطح G .
اتاق سه پنجره داشت و خیلی کوچک بود. یک نیمکت عریض در یک طرف اتاق قرار داشت که رو کش آن قرمز بود. رنگ هایی که در اتاق به کار رفته بود، درست برعکس رنگ های اتاق سطح B بود. سه فانوس در سه جای اتاق به دیوار متصل بود و همراه با نور کمی که وارد می شد اتاق را روشن می کرد. در کف اتاق فرش ساده ای پهن شده بود.
فورتسکیو وارد شد، و سلام کرد.
بقیه هم جواب دادند.
- همونطور که می دونید لرد تازه به من جسم داده و من خیلی خسته ام ! لطفاً ساکت باشید، سؤالاتتون رو هم برای جلسه بعد بزارین ! تا من زود درس رو بگم. اول از همه باید بدونید که در این کلاس ما همش عملی کار می کنیم و هر از گاهی نکاتی رو هم متذکر می شم. حالا سامانتا در مقابل بورگین و سالازار در مقابل بلیز قرار بگیرن. شروع کنید.
فورتسکیو حرف های این جلسه را در همین چند جمله خلاصه کرد. دوئل شروع شد. سامانتا بدون تعظیم رو به بورگین فریاد زد : (( اکسپلیاروموس )) بورگین جا خالی داد و طلسم به سالازار خورد. همین باعث شد که او نتواند در مقابل بلیز از خودش دفاع کند.
فورتسکیو از روی نیمکت بلند شد و گفت : (( خیلی خوب بود، و البته طلسم استاندارد و خوبی رو هم به کار بردید. این اولین طلسم بین المللی بود. در ضمن شما باید تعظیم بسیار کوتاهی در مقابل دوستانتون داشته باشید. ))
در همین موقع یک صدای نا آشنا، غریب و در عین حال مخوف از پشت سر گفت : (( در برابر دوستان چطور، مرگ خوار تازه کار ؟! پارتی داشتی که این قدر زود معلم اینجا شدی؟ بزار حدس بزنم، خون اصیل هستی ! ))
حواس همه مرگخواران پرت شد.
به دلیل باز بودن در روشنایی اتاق کمی بیشتر شده بود. صورت فرد در تاریکی معلوم نبود، اما وقتی فورتسکیو جلو رفت، آن فرد فریاد زد : (( کروشیو ! )) بعد گفت : (( باید معلمتون بلد باشه از خودش دفاع کنه. )) سپس جلوتر آمد. او کسی نبود به جز ...


تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


Re: ��Ԑ�� ����
پیام زده شده در: ۶:۲۴ یکشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۶
#15

آنتونین دالاهوف


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱:۳۴ دوشنبه ۳ مهر ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۲۳:۱۱ شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۹
از کره آبی
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 2608
آفلاین
فورتسکیوی عزیز دیدم که گفتی بعد یه پست سطح G را شروع کنیم ولی بنظرم سطح B هنوز جای کار داره.
*******************************
پرسی بیش از حد داشت به تئودور تیکه مینداخت و از پیروزیش سرمست بود...رو به فورتسکیو کرد و گفت:استاد بنظرتون کارم حرف نداشت؟معاون لردو کله پا کردم!
_چرا کارت خوب بود...ولی زیادم خوشحال نباش تئودور ممکنه دفعه بعدی از شصت پا آویزونت کنه!...بنظرم زیاد تمرکز نداشت...ذهنش مشغول وظایفی هست که لرد بر عهدش گذاشته...
سپس ادامه داد:خوب دوستان با طلسمهای لوموس و استاپفی آشنا شدید و البته کاربرد اکسپلیارموس هم به عینه دیدید!خوب حالا میریم سراغ طلسمهای بین المللی بعدی:
تارانتالگرا:پاهای شخصی که شما این طلسمو رویش اجرا کردید خود بخود شروع بدویدن میکنند
فرولا:این طلسم دو کاربرد دارد:1_ترمیمی:کاربرد ترمیمی این طلسم فقط برای افرادی مثل شما هست که در سطح بالائی از دوئل قرار دارند زیرا کاربردش این است که اگر در حین مبارزه آسیبی دیدید بتونید خودتونو باندپیچی کنید که البته نیازمند سرعت عمل بسیار بالائی هست.
2_تهاجمی:که البته کاربرد تهاجمی فرولا بسیار بیشتر هست و بیشتر هم مورد استفاده قرار میگیرد...باعث میشود اجزای بدن شخصی که این طلسم رویش اجرا شده باندپیچی شود و از ادامه دوئل باز بماند!
نوکس:معکوس طلسم لوموس میباشد و برای خاموش کردن نور چوبدستی به کار میرود و حتما حدس میزنید که کاربردش چیه؟
سلسیتنا:استاد بنظر من در دوئل های شبانه به کار میاید و باعث میشود با خاموش کردن نور چوبدستی طرف مقابل در واقع اونو در شب کور کنیم!
فورتسکیو:آفرین درسته!....و اما دو طلسم بعدی یعنی:انگوریگیو و انر ویت را در جلسات بعدی برایتان تشریح خواهم کرد الان به خاطر ذیق وقت بنظرم بهتره تارانتالگرا رو تمرین کنیم:
خوب حالا پرسی و دالاهوف بیان جلو به بقیه کارکردشو نشون بدن...آماده اید؟...تعظیم کنید...و با شمارش من شروع کنید...پرسی و آنتونین گارد گرفتند...3...2 ...1 ..حالا!
پرسی بسیار سریع تارانتالگرا رو پرتاب کرد و لی آنتونین جا خالی داد و گفت!...پرسی پشت سرتو ببین!
...همه به جز فورتسکیو که لبخندی معنا دار!بر لبش بود برگشتند تا جائی رو که آنتونین اشاره کرده بود ببینند ولی وقتی دوباره متوجه دوئل شدند دیدن پرسی داره در حالی که به اینور و اونور میخوره به شدت میدوه و آنتونین داره بهش میخنده!
...پرسی داشت در حین دویدن به سوی آنتونین تارانتالگرا رو پرت میکرد ولی مدام از بغل او رد میشد و خنده آنتونین بیشتر میشد که ناگهان یکی از طلسمها به آنتونین خورد و پاهای اونم بی اختیار شروع به دویدن کردند...منظره دویدن بی اختیار آنتونین و پرسی موجی از خنده رو در کلاس راه انداخته بود تا اینکه بالاخره فورتسکیو هر دو طلسم را باطل کرد و وقتی پرسی و آنتونین به جمع بلا و تئو اضافه شدن گفت:
_خوب آنتونین کلک رشتی خوبی زدی که البته در قوانین بین المللی هم چیزی مبنی بر غیر قانونی بودنش نیامده!...ولی خوب با غرور بیجا و بی توجهی باعث شدی توسط پرسی طلسم شوی...پرسی کار تو هم خوب بود چون بعد از طلسم شدن به تلاشت ادامه دادی و ناامید نشدی...ولی دوستان توجه داشته باشید در مبارزه های واقعی خیلی خیلی...کم براتون پیش میاد که بتونید بعد از طلسم شدن حتی انگشتاتونم تکون بدید!چه برسه بخواهید مثل پرسی دوباره شانستونو امتحان کنید!..چون معمولا اینقدر طلسمها قوی و گلچین شده انتخاب میشوند که شانسی برای طرف مقابل نمیماند!....
***************************
پ.ن:دوستان اگه بخواهید با کاربرد طلسمها آشنا شوید میتونید در امضای من در بخش مقالات روی:طلسمها و کاربردها کلیک کنید.
موفق باشید.



Re: ��Ԑ�� ����
پیام زده شده در: ۰:۴۳ یکشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۶
#14

تئودور نات


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۳۷ دوشنبه ۱۰ مهر ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۴:۰۰ چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۸۸
از كنار بر بچ مرگ خوار
گروه:
کاربران عضو
پیام: 791
آفلاین
چشم.
و بعد فورتسکیو به جلو حرکت کرد و تک تک افراد را از نظر گزراند و دوباره شروع به حرف زدن کرد:لوموس براي روشن کدرن نور و نوکس براي خاموش کردن نور .استاپفي : افسون بيهوش کننده که معمولا براي دستگيري فرد به کار برده ميشه .
و بعد ادامه داد.خب تئودور تو و پرسی برین رو سکو و یک دوئل انجام بدید و افسون بیهوشی رو اجرا کنید و اکسپلیارموس .
تئودرو به سوی سکو حرکت کرد در دلش کمی هیجان داشت میترسید.اگر نمیتوانست طلسم را انجام دهد احتمالا جلوی همه افراد ضایع میشد.
و در سوی دیگر پرسی مسمم با این امید پیش میرفت تا تئو را نقش بر زمین کند وتلافی مسخره کردن او را بدهد.
هر دو در روبروی هم قرار گرفته بودند و با تعظیمی کوتاه مبارزه را اغاز کردند.
تئودور چوب را بالا برد و با خشانت گفت:اکپلیاراموس
اما پرسی با سرعت و طلسم او را مهار کرد و طلسم استاپفی را بسوی تئو فرستاد اما طلسم با فاصله کمی از کنار تئو گذشت.
فورتسکتو با صدای بلند گفت:دقت کن پرسی .تو هم تئودور شانس اوردی اما همیشه از این شانس ها وجود نداره.
پرسی نگاهی به تئودور کرد و سریع طلسم اکسپلیاراموس را اجرا کرد.تئو که جا خورده بود نتوانست به خوبی طلسم را مهار کند و باعث شد چوب از دستانش رها شود و درست در مقابلش پرسی چوبش را در دستانش نگه دارد.و خنده ای به طرف تئو کرد.
-----------------------
اقا من هیچ وقت دوئل نه بلد بودم نه چیزی اگرم پستم ضایعست که هست.لطفا بگین پاکش کنم.و یا به پست من کاری نداشته باشین وداستان رو از قبلی ادامه بدین



Re: باشگاه دوئل
پیام زده شده در: ۲۳:۴۸ شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۶
#13

فورتسکيو


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۲۹ جمعه ۷ مهر ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۳:۲۳ شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۸۸
از اینجا، اونجا
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 85
آفلاین
به نام خدا
پرسی عزیز ! سعی کن اگه وقت کردی، پستتو اصلاح کنی، چون این باشگاه شامل 8 اتاق برای تدریس است. اما بهتر است فقط آن اتاق ها را برای تدریس تئوری به کار ببری !
-------------------------------------
پرسی تعظیم کوتاه خود رو انجام داد اما در حین تعظیم آنتونیون فریاد زد : (( کروشی... ))
فورتسکیو که این حرکت او را دیده بود، آن را متوقف کرد و گفت : (( نوچ ! آنتونیون در هنگام تعظیم در مقابل یک مرگخوار نباید این کار رو بکنی. به موقعش در مورد دوئل در برابر دشمنانی چون محفلیا صحبت خواهم کرد. )) و بعد ادامه داد : (( البته، باید در همین جلسه طلسم های بین المللی رو بهتون یاد بدم تا در جلسه اول از طلسم های فرا بین المللی استفاده ننمایید. )) بعد آن ها را به اتاقی که روی آن بزرگ نوشته شده بود، B هدایت کرد. رنگ درون اتاق مشکی بود و جفت جفت خال های سرخ در آن به کار گرفته شده بود. پنجره ی گردی در بالای اتاق قرار داشت که نور کمی را از خود عبور می داد. یک هواکش هم در طرف دیگر اتاق بود تا بوی نامطبوع مواد سمی را دفع کند. یک تشک مخصوص و سفت در کف اتاق قرار گرفته بود که در رنگ آمیزی آن از قرمز یک دست استفاده شده بود. در دو طرف اتاق دو نیمکت چند نفره قرار داشت که به نوعی جالب بودند. البته روکش روی آن ها مشکی بود و همین باعث شده بود تا با تشک اتاق جور شود.
- خوب، بهتره بشینید، دوستان ! 7 تا طلسم بین المللی داریم که با هم اونها رو مرور می کنیم:
اولین و معروف ترین آن ها رو پرسی بگه.
- " اکسپلیاروموس " !
نات به نشانه تمسخر گفت : (( خسته نباشی، پرسی ! کارت خیلی سخت و سنگین بود !))
پرسی لبخندی رو به او زد و بعد دوباره حواسش را بر روی سخنان فورتسکیو متمرکز کرد.
- خوب بود، پرسی ! دومیش "تارانتالگرا " و سومیش هم "فرولا " هست. خوب، چهارمی و پنجمیش رو کی میگه ؟ بلاتریکس خیلی سریع تر از اینکه پرسی دهانش را باز کند گفت : (( "نوکس، لوموس " و "انگوریگیو "، " اِنر ویت " و " استاپفی "، چهار ورد بین المللی بعدی هستند. ))
فورتسکیو قدمی به سوی او برداشت، با این حرکت ردایش در هوا موج زد. رو به بلاتریکس گفت : (( لوموس ! )) بعد با تعجب نگاهی به او انداخت و گفت : (( فقط به سؤالاتی که ازتون پرسیده میشه، پاسخ بدید خانم لسترنج ! این ها چیزهایی هستند که باید بهتون یاد داده باشند.))
بلاتریکس مستقیماً در چشمان فورتسکیو نگاه کرد و گفت : ....
--------------------
دوستان ادامه بدید و همچنین کاربرد وردها رو بنویسید، اگر بلد نیستید می توانید به عنوان تحقیق بر عهده کارآموزان قرار دهید. در ضمن در پست بعدی کلاس B را به انجام رسانده و کلاس G را شروع کنید.

با تشکر


تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.