هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: حل بحران پست های انجمن کوییدیچ
پیام زده شده در: ۱۹:۲۴ جمعه ۵ مهر ۱۳۹۲
#10

محفل ققنوس

تد ریموس لوپین


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۹:۳۰ سه شنبه ۱۰ مهر ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۲۳:۵۵ پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۶
از دور شبیه مهتابی‌ام.
گروه:
محفل ققنوس
ایفای نقش
کاربران عضو
پیام: 1495
آفلاین
خیلی خبر خوبیه دلورس عزیز... واقعا ممنون از پیگیریت و خیلی خوشحالم که این پیگیری جواب داده.

منم واقعا امیدوارم ایراد فنی بوده باشه و همه‌ش یه سوتفاهم بزرگ باشه.



تصویر کوچک شده


پاسخ به: حل بحران پست های انجمن کوییدیچ
پیام زده شده در: ۱۷:۲۲ جمعه ۵ مهر ۱۳۹۲
#9

دلوروس آمبریج


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۴۶ شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۱
آخرین ورود:
۱۷:۵۲:۵۳ شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۸
از چاه
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 1592
آفلاین
خبر خوبی دارم. همه پست ها و تاپیک های حذف شده کوییدیچ رو روی دیتابیس دیگه ای پیدا کردم. کل محتوای پست ها هم هستن. سرجاشون. حتی با ویرایش (اگه مثلا ویرایش شدن). همه هستن خلاصه. با ریز جزئیات تعداد پست ها و بازدیدها و رای ها و آی پی ها و همه موارد.

حتی در مورد انجمن های دیگه من هنوز بررسی نکردم، اما احتمالاً پست ها و تاپیک های از سایر انجمن ها اگه به اشتباه حذف شدن هم احتمالاً هستن روی اون جداول.

باید فقط با دقت جوین کرد این جداول رو که بازیابی بشن. من پشتیبان به حجم سیصد و خورده ای مگ تهیه کردم و جای نگرانی نیست دیگه. منتظر می مونم خود هری بیاد نظر بده و بازیابی رو انجام بده. فکر کنم در توان من نیست. مطمئن نیستم از برخی موارد مثل هماهنگی ها در ادغام و فیلد ها مثلا. برای همین ترجیح میدم شخصاً جوین رو انجام ندم و خود هری بیاد. براش خبر فرستادم.

ــــــــــــــــــــ
در مورد مقصر شک من بیشتر به مورد فنی نزدیکتره تا فرد یا ناظر خاصی.
هیچ چیزی علیه ویکتور من پیدا نکردم که کار ایشون بوده باشه.

اگه سالازار عزیز اینجارو میخونن، خوشحال میشم بیان و بگن از کجا و با چه قاطعیتی به تد گفتن که کار ویکتور بوده. حرفی سندی داشتن سالازار از ویکتور (مثل پیام شخصی) که اینکارو کرده باشه؟
باید مشارکت کنید تا به یه جا برسه. اگرچه نظر خود من بیشتر به حل مسئله و پیشگیری هست از این موارد تا تنبیه و جریمه فرد مسئول خود رای و امثال این موارد.


No Country for Old Men




پاسخ به: حل بحران پست های انجمن کوییدیچ
پیام زده شده در: ۱۱:۳۹ چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۹۲
#8

لارتن کرپسلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۳۲ دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۳:۰۲ شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۲
از یو ویش!
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
پیام: 471
آفلاین
در این فایل پست های 8 تا 15 تیم پاورداس و همچنین پست های 8 و 9 چیورون قابل رویت هستند.

پیوست:


zip 3.zip اندازه: 510.49 KB; تعداد دانلود: 32


نارنجی رو بخاطر بسپار!

طنز نویسی به موجی از دیوانگی احتیاج داره...

چه کسی بود صدا زد : لارتن!؟


پاسخ به: حل بحران پست های انجمن کوییدیچ
پیام زده شده در: ۱۱:۳۷ چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۹۲
#7

لارتن کرپسلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۳۲ دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۳:۰۲ شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۲
از یو ویش!
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
پیام: 471
آفلاین
در این صفحه که ضمیمه می کنم، پست های 4 تا 7 پاورداس و پست های 2 تا 7 چیورون وجود دارند.

پیوست:


zip 2.zip اندازه: 479.52 KB; تعداد دانلود: 30


نارنجی رو بخاطر بسپار!

طنز نویسی به موجی از دیوانگی احتیاج داره...

چه کسی بود صدا زد : لارتن!؟


پاسخ به: حل بحران پست های انجمن کوییدیچ
پیام زده شده در: ۱۱:۳۳ چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۹۲
#6

لارتن کرپسلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۳۲ دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۳:۰۲ شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۲
از یو ویش!
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
پیام: 471
آفلاین
خب من به فرموده ی پروفسور کوییرل پست هایی رو که قبلاً لینک داده بودم رو پیوست می کنم که توی سرور سایت باشن.
البته چون فایل ضمیمه محدودیت داره و نمی تونه بیش از 1000 کیلوبایت باشه، مجبورم توی سه تا پست اضافه کنم.

این فایل که اینجا ضمیمه می کنم مربوط به فینال کوییدیچ، شامل پست اول تیم چیورون و پست های اول تا سوم تیم پاورداسه.

البته توی این صفحه 5 تا پست از تیم فرمون به دست ( ) آرمادیلو هم هست.

همچنین چون صفحاتی که من ضمیمه می کنم، چند سال پیش ذخیره شدن، خوندن چت باکس اون موقع هم خالی از لطف نیست!

پیوست:


zip 1.zip اندازه: 599.13 KB; تعداد دانلود: 38


نارنجی رو بخاطر بسپار!

طنز نویسی به موجی از دیوانگی احتیاج داره...

چه کسی بود صدا زد : لارتن!؟


پاسخ به: حل بحران پست های انجمن کوییدیچ
پیام زده شده در: ۱۱:۰۱ چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۹۲
#5

پروفسور کويیرل


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۵۲ چهارشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۶:۰۹:۱۶ یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷
از مدرسه جادوگری هاگوارتز
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
پیام: 2962 | خلاصه ها: 1
آفلاین
میتونید از این تاپیک هم کمک بگیرید. به خیلی از پست ها و تاپیک ها لینک داده شده

من سعی کردم با کش گوگل تاپیک ها رو پیدا کنم ولی فکر کنم زمان زیادیه که اونها پاک شدن. متاسفانه چون تاریخ دقیق حذف تاپیک ها مشخص نیست حتی از بک آپ سایت هم نمیشه کمک گرفت.





پاسخ به: حل بحران پست های انجمن کوییدیچ
پیام زده شده در: ۱۹:۲۹ سه شنبه ۲ مهر ۱۳۹۲
#4

لارتن کرپسلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۳۲ دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۳:۰۲ شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۲
از یو ویش!
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
پیام: 471
آفلاین
سلام
ممنونم دلوروس عزیز. من اینا رو که رو هاردم داشتم آپلود کردم. بازم اگه سرنخ هایی گیر اومد اطلاع می دم!

لینک


نارنجی رو بخاطر بسپار!

طنز نویسی به موجی از دیوانگی احتیاج داره...

چه کسی بود صدا زد : لارتن!؟


پاسخ به: حل بحران پست های انجمن کوییدیچ
پیام زده شده در: ۱۹:۱۹ سه شنبه ۲ مهر ۱۳۹۲
#3

محفل ققنوس

تد ریموس لوپین


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۹:۳۰ سه شنبه ۱۰ مهر ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۲۳:۵۵ پنجشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۶
از دور شبیه مهتابی‌ام.
گروه:
محفل ققنوس
ایفای نقش
کاربران عضو
پیام: 1495
آفلاین
دلورس عزیز... من این پست از پرسی ویزلی رو پیدا کردم که مربوط به لیگ سوم کوئیدیچ میشه که وقتی روی لینک ورزشگاه‌ها میری URL رو نشون میده ولی خب صفحه‌ای وجود نداره که بازش کنیم.
امیدوارم کمکی بکنه:‌

لینک

بازم ممنون


تصویر کوچک شده


پاسخ به: حل بحران پست های انجمن کوییدیچ
پیام زده شده در: ۱۳:۲۴ سه شنبه ۲ مهر ۱۳۹۲
#2

دلوروس آمبریج


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۴۶ شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۱
آخرین ورود:
۱۷:۵۲:۵۳ شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۸
از چاه
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 1592
آفلاین
به لطف بک آپ ها از جداول دیتابیس دارم مواردی پیدا میکنم.
در خصوص لاگ و اینکه این مورد فنی بوده یا کار ناظری که تدی از طرف سالازار بهش شک کرده بود (ویکتور) من نظری نمیتونم بدم چون سندی پیدا نکردم فعلا علیه ایشون. ولی بررسی هارو ادامه خواهم داد.

شماره پست: 168772
تاپیک: ورزشگاه کلاسیک قهرمانان به آیدی 4416 ( تاپیک حذف شده است)
ارسال کننده این پست: کاربر به شماره آیدی 23408 - لارتن کرپسلی

محتوای پست پس از اینکد شدن:

نقل قول:

پست سوم چيورون

خلاصه هر دو تا تيم روبروي هم آرايش تيمي گر�تن و مادام آلبوس هم وارد زمين شد و گ�ت:
- خب! كاپيتانا باهم دست بدن! ... از هر دو تا تيم انتظار بازي جوانمردانه دارم ....

و از اين حر�اي خزي كه همه داورا اول مسابقه مي زنن رو كامل و از ح�ظ براشون گ�ت!

بيرون استاديوم...

جماعتي متعصب و پر خروش، بيرون درهاي استاديوم جمع شده بودن و خواستار ورود به جايگاه تماشاگران تيم چيورون بودن!‌ مامورين امنيتي هم با چوبدستي هايي كه خشاب هاش با طلسم هاي نابخشودني، مثل آواداكداورا،‌ پر شده بود، جلوي در مستقر شده بودن.

حالا باز توي ورزشگاه...

بازي شروع شده بود و پاورداسيا هم به زيبايي و راحتي نبض بازيو در اختيار داشتن و ول هم نمي كردن آخه لامصبو!() تماشاگرا همينجوري يكصدا پاورداسيا رو تشويق مي كردن و هي �رت و �رت موج مكزيكي و اينا مي ر�تن! لارتن هم كه جو استاديوم گر�ته بودش هي دور مي زد و واسه تماشاگرا دست تكون مي داد و ماچ مي �رستاد!

- هووو! بوقي! اينا كه ما رو تشويق نمي كنن! چرا دست تكون مي دي واسشون!؟

- تو هويجتو بخور باب!‌ تو سانتوري، نمي �همي! همه لارتنو دوس دارن! همه!.... ببين چقدر بامحبتن! همش به من مي خندن!

ديگر اعضاي تيم چيورون:
-

از اونطر� كورن و چهارشنبه با هم كورس گذاشته بودن كه به اسنيچ برسن و البته بيش از نيمي از حواس كورن به اين بود كه آيا اين كيست!؟ من كيستم!؟ اگر من بندري هستم،‌ پس عينك ريبونم كو!؟ اگر اين بندري نيست، پس عينك ريبون چرا زده!؟

و همينجوري واسه خودش توي بحران شخصيتي شناور بود! كه

پاااق

اين صداي چه حادثه غم انگيزي بود!؟ آيا بلاجري با مخ كسي برخورد كرده بود!؟ آيا ريش بادراد لاي چرخ جارويش ر�ته بود و كله پا شده بود!؟ عمرا؟ بگم!‌ بريت توي پست بعد بخونين!


همچنان بررسی میکنم اگه مونده باشن جمعشون کنم. با فرمت های اس کیو ال هم خروجی گرفتم که بعد از حل شدن این موضوع بشه یه جوری برگردونیم پست ها رو.

دوستان عزیزی که پست هاشون اینطوری شده، لارتن ، تدی، لیلی و بچه های اون دوره لطفاً اگه مشخصه ای به درد بخور یادتونه از اونها، اگه لینک دارین ازشون که غیر فعال شده به خاطر پاک شدن بذارین اینجا برام. کمک میکنه. اون شماره آیدی پست و تاپیک خیلی مفیده برای پیدا کردنشون.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
ویرایش- یه مورد دیگه:

شماره پست: 167715
تاپیک: ورزشگاه دیجیتال لیورپول به آیدی 3967 ( تاپیک حذف شده است)
ارسال کننده این پست: کاربر به شماره آیدی 23151 - لیلی اوانز

محتوای پست پس از اینکد شدن:

نقل قول:

پست سوم چيو رون


مگورين دستي به سرش مي كشد و در حاليكه باحالت ان�جار به لارتن خيره شده مي گويد:زود باشيد ديگه!....يالا!...بريد تو زمين!
ليلي لارتن و سيني:
در آن سوي ميدان نظرقلي معلقي روي جاروي كاب�لي اش مي زند و به همراه وزير و چهارشنبه روي زمين چمن �رود مي آيد.
تمام ورزشگاه از حضور پر شور هموطنان ا�غاني پر شده و صداي هم همه ي آهنگ با شكوه « از او بالا ك�تر مييا يه َ» ديوار هاي ورزشگاه را به لرزه در آورده .
مگور با اين حالت نگاهي به ورزشگاه و هواداران چيو رون و بعد نگاهي به لارتن مي اندازد.
لارتن:
صداي گزارشگر:...همونطور كه مي دونيد اين اولين حضور تيم جوان وپر آتيه ي چيو رون در عرصه ي رقابت ها ي كوئيديچه...شما مي تونيد بازيكنان اين تيم رو با رداهاي صورتي و نارنجيشون...امممم خب البته بعضاً با زير شلواري هاي زردشون...اممم منظورم اينه كه با سر بند خالخالي...امممممم خب بينندگان عزيز لط�اً به گيرنده هاتون دست نزنيد! اونايي كه رداي ورزشي س�يد پوشيدن وسمت راست زمين قرار گر�ته ن ريش س�يدان هستن! بقيه هم قاعدتاً بازيكنان چيورون!!...
صداي تماشاگران: اي دختر شيرازي من يه ا�غاني هستم!!(الان چه ربطي داشت؟)
نظر قلي دستي به سربند خالدارش مي كشد و دوباره سوار جارو مي شود.
ليلي:اممم....ببخشيد شما خيلي وقته كوئيديچ بازي مي كنيد؟
نظر قلي: ما عضو تيم ملي ا�غانستان هستيم! شما كدام پست بازي مي كنيد لَيلي خان�م؟
ليلي: مهاجم
مگور به سختي چهار پا و دو دستش را در دوطر� جارو جاسازي مي كند و درحاليكه ايمان و اراده در چشمانش موج مي زند مي گويد:خب آماده ايد؟! با شماره ي 3 همه سر پستاشون! 1...2...3!
ملت:
صداي سوت مادام آلبوس(!!) به گوش مي رسد! سووووووووت
مگور:گ�تم همه سر پستاشون!
نظر قلي: هاااا وزير بپر تو دروازه . من امروز حمله بازي مي كنم!! چارشنبه َ تو هم برو دنبال اسنيچ!
مگور: هوووي! اين چه و ضعشه! مثل اينكه من كاپيتانما!!مگه تو دروازه بان نيستي؟ تازه من اسم سيني رو به عنوان جستجوگر رد كردم!!
نظر قلي پاره آجري از جيبش در مي آورد و به مگور نزديك مي شود.بازيكنان ريش س�يدان چند دقيقه اي است اوج گر�ته اند و در پستهاي خود قرار گر�ته اند.صداي سوت ممتد و اعتراض آميز داور �ضاي ورزشگاه را در بر گر�ته.
مگور كه بغض گلويش را مي �شارد نگاهي به پاره آجر مي اندازد و مي گويد:خيلي خوب باب!اصلاً من چيكاره ام!هر غلطي مي خوايد بكنيد!
نظر قلي رو به ليلي:
صداي گزارشگر: خب بعد از اون درگيري كوچيك و بعد از نيم ساعتي كه لارتن كرپسلي براي به حركت در آوردن جاروش تلاش كرد الآن همه ي بازيكنان چيو رون سر پست هاشون قرار گر�تن و بازي جريان طبيعي خودش رو آغاز كرده...
لارتن چند دور دور � ورزشگاه مي زند و با ذوق رو به ليلي مي گويد: خداييش چه حالي مي ده! از سواري با اردلم* باحال تره!خب حالا ما بايد چيكار كنيم؟
ليلي: ببين اصلاً سخت نيست! سيني به من گ�ت ما �قط بايد اون توپ گنده هه رو بندازيم تو اون حلقه ها!
لارتن:هاااا! چه جالب!ايول
آنسوي زمين:
مگور:هووي سيني! بيكار واينستا!...اون چماقو الكي دستت ندادن! بزن تو سر كالين! نبايد بذاري نزديك دروازه بشن مي �همي؟!!
سيني:اييييييش چه نا جوانمردانه! تو كتاب كه اينا رو ننوشته بود!
گزارشگر:...خب بازي كم كم داره سرعت مي گيره...بعد از نا مو�ق موندن حمله ي اول ريش س�يدان و د�ع توپ توسط سم مگورين الآن چيوروني ها هستن كه سعي دارن بازي رو به دست بگيرن!...اوه خداي من اين لارتن كرپسليه كه با سرعت هر چه تمام تر كوا�ل رو به دست مياره...بعد از اون شروع عجيب و مشكلي كه در ح�ظ تعادل جاروش داشت اين سرعت عمل عجيب به نظر مي رسه!...لارتن كوا�ل رو به دست گر�ته و با سرعت جهت جاروشو عوض مي كنه!...اوه خداي من غير ممكنه! چه ات�اقي ا�تاده! ... اون داره...اون داره...
مگور:خب سيني داشتم مي گ�تم! تو بايد كالينو آليشيا رو نا كار...سيني! آليشيا رو ولش! لارتنو بزن!...مي گم لارتنو بزن!!!!
چند دقيقه بعد لارتن كه مو�ق شده كوا�ل رو از حلقه عبور بده اطرا� زمين بازي دور ا�تخار مي زنه و هموطنان ا�غاني هم همچنان نعره مي زنن: "ازو بالا ك�تر مييايه..."
گزارشگر:خارق العاده ست! �كر نمي كنم در كل تاريخ كوئيديچ تا حالا همچين ات�اقي رخ داده باشه! عجب گلي! چه سرعت عملي!چه تكنيك منحصر به �ردي!...ريش س�يدان 10 چيورون ص�ر!

مگور::-:ycry:x

-------------------------------------
* = اَردَل وسيله ي نقليه ي لارتن . براي اطلاعات بيشتر رجوع شود به خيابان هاي پر چاله و چوله ي شهر تهران!


ویرایش بعدی- دوباره یه مورد دیگه از لیلی:

شماره پست: 174772
تاپیک: ورزشگاه دیجیتال لیورپول به آیدی 3967 ( تاپیک حذف شده است)
ارسال کننده این پست: کاربر به شماره آیدی 23151 - لیلی اوانز

محتوای پست پس از اینکد شدن:

نقل قول:

پست سوم تيم چيورون

....

بوووووووووووومب!

كشتي تكان محكمي خورد و مغز ليلي و نظر قلي ك� عرشه پخش شد!

- چي شده؟ چه ات�اقي ا�تاده؟!
- شما خوديتان را ناراحت نكنيد. ايحتیمالاً دست اندازي سرعت شيكني چيزي بوده!کجایش بودم؟آها! لاو واز ون آی...

صداي شلپ شلوپي از زير عرشه به گوش رسيد و چند دقيقه بعد مگورين در حالي كه از سر تا سمش آب مي چكيد روي عرشه آمد.
- هوووي كدوم بوقي آب ريخت تو كابين من!
سينيسترا و لارتن كه تا اين لحظه زير يك سايه بان نشسته بودند؛ در حاليكه هد�ون يك ام پي تري پلير را مشتركا در گوششان چپانده بودند و همزمان با نوشيدن آب پرتغال، مجله كوئيديچي هم مي خواندند با تعجب به مگورين خيره شدند.
سينيسترا عينك آ�تابي بزرگش را بالا زد و پرسيد :« نا مرد! باز ر�تي جت اسكي ما رو نبردي؟!»

لارتن هم براي اينكه �كر نكنيد سيب زميني است چند لحظه با حالت «من از عمرم چه �هميدم؟!» به مگورين نگاه كرد. بعد با نهايت سر و صدايي كه مي توانست ته مانده ي ليوانش را به وسيله ي ني بالا كشيد و وقتي از خالي شدن ليوان مطمئن شد، هد�ون را محكمتر در گوشش �رو برد و زمزمه كرد:
« ماي هله ماي هله دان يمبو صحنه!»

در همين موقع صداي جيغ بن�شي از سوي كابين كاپيتان به گوش رسيد:


-نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

استر در حاليكه دوربين يك چشمي از شدت هيجان در چشم راستش �رو ر�ته بود با وحشت روي عرشه پريد:
- كوووه يخ كووووه يـــــخ!!

ملت:


يك ساعت بعد

دماغه ي كشتي تا نيمه در آب �رو ر�ته بود و هر لحظه بيشتر از قبل از حالت تعادل خارج مي شد. اعضاي چيورون در حاليكه جليقه هاي نجات نارنجي رنگشان را به تن كرده بودند لب عرشه ايستاده بودند و با حسرت به پايين نگاه مي كردند.


قررررررت قررررت قررررت

استر با حالتي �لك زده پرسيد:« يعني هيچ راهی نداره؟»
ناخدای کشتی در حاليكه در قايق موتوري جابجا مي شد گ�ت:
«نه ! مي بيني كه جا نداريم!... پسر اون تسمه رو محكمتر بكش! مگه نون نخوردي؟!»
قررررررت
سينيسترا با بغض گ�ت: «اما آخه مگه نمي گن ناخدا آخرين ن�ريه كه كشتي غرق شده شو ترك مي كنه؟!»
- اون مال تو �يلما بود! الان زمونه عوض شده!... د � بجنب پسر! تا صبح كه نمي خوايم اينجا بمونيم!
- آخه ناخدا روشن نمي شه!
- چي؟!
شتلق!....شششلپپپپپ! ( صدای ا�تادن شخصی در آب) قریچ قریچ! ( صدای خورد شدن استخوان زیر دندان كوسه!!)

ناخدا با عصبانيت گ�ت: « پسره ي پر رو هنوز ياد نگر�ته ملوان نبايد تو روي ناخدا وايسه!» بعد در حاليكه دستي به ريشش مي كشيد ادامه داد:« خب... �كر مي كنم الان براي يه ن�رتون جا داريم!»
نظر قلي با شنيدن اين حر� با سرعت به سمت ليلي پريد، دستهاي سرد ليلي را در دست گر�ت و به چشمهايش خيره شد...
-نه نظر قلي جون... باور كن نمي تونم ... نمي شه كه تو اينجا بموني و من برم... تو رو خدا اصرار نكن ... به جون تو دلم طاقت نمي ياره!
نظر قلي با اشتياق به ليلي نگاه كرد و گ�ت:«مي دانستم كه اندازه ي عيشق شما نيسبت بي من بزرگتر از اين حر�هاست!»
بعد مثل �نر درون قايق پريد و ادامه داد:«ليلي عيشق شما هم در قلبي من درست ميثل يَك ا�غاني مي ماند كه هرگز از ايران بيرون نخواهد شد ... �راموشت نمي كنم!»
ملت چيورون:
ليلي كه صورتش به رنگ موهايش در آمده بود با ته آرنج به پهلوي لارتن زد و گ�ت:«خاك بر سر سيب زمينيت بكنن! تو نمي خواي يه چيزي بگي؟!»
لارتن كه از يك ساعت قبل به جليقه ي نجات نارنجي اش خيره شده بود و مدام آن را نوازش مي كرد با اين حالت گ�ت:«چرا!...چرا خيلي قشنگه!...خيلي قشنگه!»
ليلي:

نظرقلي تسمه ي موتور را كشيد و قايق با صداي هن هني روشن شد!
مگورين با بيچارگي گ�ت:«اما....آخه... پس ما چيكار كنيم؟!»
ناخدا جواب داد: « من چه می دونم!... يه قايق پارويي زير عرشه هست شايد به دردتون بخوره!»
قايق به راه ا�تاد و ر�ته ر�ته در غروب طلايي خورشيد نا پديد شد.
نظر قلي در حاليكه سكان قايق را به دست گر�ته بود از دور �رياد كشيد:
«اصلاً نيگران نباشيد! بي محض رسيدن به ورزيشگاه واداريشان مي كنم بازي را تا آمدن شما متوق� كنند!


ویرایش شده توسط دلوروس آمبریج در تاریخ ۱۳۹۲/۷/۲ ۱۳:۴۱:۳۲
ویرایش شده توسط دلوروس آمبریج در تاریخ ۱۳۹۲/۷/۲ ۱۳:۵۸:۱۸

No Country for Old Men




حل بحران پست های انجمن کوییدیچ
پیام زده شده در: ۱۳:۰۹ سه شنبه ۲ مهر ۱۳۹۲
#1

دلوروس آمبریج


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۴۶ شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۱
آخرین ورود:
۱۷:۵۲:۵۳ شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۸
از چاه
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 1592
آفلاین
سلام

اینجا رفته رفته سعی می کنم تا جایی که امکانش باشه اطلاعات رو بذارم. سوال و بحث در مورد پست های پاک شده اون انجمن کوییدیچ رو دوستان از این به بعد در اینجا مطرح کنن و گفتگو با مدیران بمونه برای سایر مسائل.

ایشالله که پیدا بشه پست ها.


No Country for Old Men









شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.