هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
پیام زده شده در: ۲۳:۲۸ پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۴

گلرت پرودفوت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۵۷ سه شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۱۰:۴۶ دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۹
از قلعه ی نورمنگارد
گروه:
کاربران عضو
پیام: 511
آفلاین
کلاس 2E مانند همیشه پر سروصدا بود. دانش آموزانِ منتظر، در صندلی های خود مشغول پچ پچ با بقل دستی هایشان بودند. اگر استاد تا پنج دقیقه ی دیگر نمی آمد، آنها اجازه ی ترک کلاس را پیدا می کردند و با تمام وجود برای این کار به درگاه مرلین دعا می کردند.

هنوز چند دقیقه به پایان زمان مقرر باقی مانده بود که پروفسور پرودفوت در را باز کرد و شاگردان را در اوج امیدواری، ناامید نمود. او برعکس همیشه پالتوی خاکستری رنگی به تن داشت که اصلا مناسب تابستان به نظر نمی رسید. در یکی از دستانش کلاسوری بود و در دست دیگرش چوب جادوی قهوه ای رنگش را نگه داشته بود. با این که از ظاهرش به نظر می رسید روز سختی را پیش رو داشته، پر انرژی و شادان می نمود.

پروفسور کلاسور موضوعات تدریسش را بر روی میز گذاشت؛ پس از معرفی خود، بحث را اینگونه شروع کرد:

- درسی که ما اینجا میدیم، در مورد طلسمات و وردهای جادوییه ولی من توی این کلاس ذره ای از قسمت های مختلف جادو که مرتبط با موضوع کلاس هستند رو هم به شما نشون میدم. حالا... کی می تونه چندتا طلسم سیاه رو نام ببره؟

مثل همیشه دستِ شاگردان ریونکلاوی پیش از بقیه بلند شد. به همین دلیل، پرودفوت به یکی از آنها اشاره کرد و اجازه ی پاسخ داد.

- طلسم های سیاه مثل... طلسم مرگ، طلسم شکنجه، طلسم فرمان... و... و طلسم سکتوم سمپرا!

- بله دوشیزه لاوگود. کاملا درسته. ولی کسی می تونه طلسمی غیر از این چهارتا رو نام ببره؟!

کلاس برای چند دقیقه در سکوت فرو رفت. پروفسور پرودفوت که انتظار این را داشت، به ادامه ی صحبت هاش پرداخت.

- طلسم های سیاه قسمت اعظمی از طلسم های مبارزه ای رو شامل میشن. تعداد زیادی از طلسم هایی که شما میشناسید در واقع طلسم های سیاه هستند. به صورت کلی، طلسم های سیاه به سه گروه تقسیم میشن. جینکس ها، که ضعیف ترین نوع اونها هستن بیشتر برای شوخی به کار میرن و نسبت به دو گروه دیگه، میشه به عنوان یک جور بدشانسی بهشون نگاه کرد. البته همین طلسم ها هم اگر درست استفاده بشن، میتونن نتیجه ی یک دوئل رو تغییر بدن. از نمونه های این بدشانسی ها (جینکس ها) طلسم ایمپدیمنتا و لویکورپوس هستش. کسی کارکرد این طلسم ها رو میدونه؟!

از گوشه ی کلاس یکی از دانش آموزان گریفیندوری که اصلا شباهتی به شاگردهای مدرسه نداشت و حداقل باید پنجاه سال در این کلاس مردود میشد که بتوان او را هنوز شاگرد تصور کرد، در حالی که با یک دست، ریشِ سفید رنگش را می خاراند، دست دیگرش را بلند کرد.

پروفسور پرودفوت پس از شکست در یافتن داوطلبی دیگر، به شاگرد گریفیندوری اجازه ی صحبت داد.

- پروفسور، در مورد طلسم لویکورپوس، تاثیر این طلسم مثل این میمونه که فرد رو با یه طناب نامریی از مچ پا در هوا آویزون کنیم. در مورد طلسم ایمپدیمنتا، این طلسم یکی از موثرترین طلسم ها برای افرادیه که دوئل می کنن؛ چرا که در صورت برخورد، سرعت حرکت هر چیزی که باهاش برخورد کنه رو کم میکنه. البته اگر این طلسم به اندازه ی کافی قدرتمند انجام بشه، توانایی متوقف کردن و حتی به عقب پرت کردن هدف خود رو هم داره.

گلرت پرودفوت که از جواب کامل سوالش شوکه شده بود، از شاگرد خواست که خود را معرفی کند و شاگرد کسی نبود جز پروفسور مرلین کبیر که با توجه به رای مدیریت، اجازه ی شرکت در کلاس ها و کسب امتیاز برای گروهش را یافته بود!

پروفسور پرودفوت پس از خارج شدن از این شوک، به تدریس ادامه ی مطلب پرداخت و توضیحاتی در مورد گروه هکس ها داد. او توضیح داد که گروه هِکس ها دومین گروه از سه گروه طلسم های سیاه است و تاثیرات آن نسبت به بقیه شبیه به بلایی گذراست و اینکه از نمونه های این گونه از طلسم ها، طلسم های خفاش-مُف و پرتاب کننده هستند. سپس پرسید آیا شخص دیگری بجز پروفسور مرلین کاربرد این طلسم ها را می داند یا خیر.

از هر گوشه ی کلاس دستی بلند بود و هرکدام متعلق به یکی از اساتید محترم هاگوارتز بود. حتی برخی از اساتید مانند پروفسور اسکیتر هر دو دستشان را بالا برده بودند و برای جواب دادن بال بال می زدند!
گلرت پرودفوت در حالی که از اعماق وجود می خواست سرش را به دیوار بکوبد، خودش پاسخ سوال را گفت.

- طلسم خفاش-مف، آب بینی طرف مقابل رو تبدیل به گروهی از خفاش ها می کنه که از بینی قربانی خارج می شوند. اجرای این طلسم بر روی موجودات غیر انسان جرم بوده و بر روی برخی از آنها مرگبار نیز می تواند باشد؛ و در صورت انجام بر روی حیوانات، شخص اجرا کننده ی این طلسم، توسط ویزنگاموت تحت تعقیب قرار خواهد گرفت. طلسم پرتاب کننده، انجام شخص رو از روی جارو به زمین پرتاب می کند.

پرودفوت میخواست کلاس را به پایان برساند و در اتاقش کمی استراحت کند اما هنوز قسمتی از وقت کلاس باقی بود و موضوعاتی را هنوز در این جلسه توضیح نداده بود. نفس عمیقی کشید و در حالی که تلاش می کرد خود را روی پا نگه دارد، به تدریس باقی ماده ی درس پرداخت.

"سومین و قوی ترین گونه از این طلسم های سیاه، کِرس ها هستند. این گونه از طلسم ها همان نفرین ها هستند و طلسم های نابخشودنی نیز در این گروه از طلسم ها قرار دارند. به جز نفرین هایی که لونای عزیز در ابتدای کلاس نام برد، طلسم هایی مانند طلسم بدن بند کامل (پتریفیکوس توتالوس) و طلسم پودر کننده (ریداکتو) در زمره ی معروف ترین این طلسم ها هستند. طلسم بدن بند کامل، همونجور که از اسمش پیداست، توانایی حرکت رو از رقیب می گیره و برای مدتی بدن اون شخص بدون حرکت باقی می مونه... و طلسم پودر کننده، در صورت برخورد با اجسام جامد غیر زنده، اون ها رو به پودر تبدیل می کنه!"

او کارش را انجام داده بود. از همان جا با چوبدستی، موضوع تکلیف شاگردان را بر روی تابلو نوشت و پس از تیک زدن چیزی در کلاسور توی دستش، از کلاس خارج شد.

تکلیف:
رولی بنویسید و در آن سه طلسم از شش طلسمی که در طول درس توضیح داده شدند(لوی کورپوس، ایمپدیمنتا، خفاش-مف، طلسم پرتاب کننده، طلسم بدن بند کامل و طلسم پودر کننده) را استفاده کنید. (30 نمره)


هوش بی حد و مرز، بزرگترین گنجینه ی بشریت است!

!Only Raven
!Only Raven

تصویر کوچک شده

!I am THE PROUDFOOT
!Only Raven
OnlyRaven


پاسخ به: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
پیام زده شده در: ۱۲:۵۰ پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۴

سیوروس اسنیپ old


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۵۴ یکشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۱۵:۲۸ پنجشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۵
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 499
آفلاین
کلاس طلسمات و وردهای جادویی با تدریس پروفسور گلرت پرودفوت- ترم 19(تابستانی)مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوراتز

برنامه درسی و زمان بندی این کلاس در طول ترم به شرح زیر خواهد بود:

نقل قول:
جلسه اول= پنجشنبه 11 تیرماه 94
جلسه دوم= پنجشنبه 25 تیرماه 94
جلسه سوم= پنجشنبه 8 مرداد ماه 94
جلسه چهارم= پنجشنبه 22 مرداد ماه 94
جلسه پنجم= پنجشنبه 5 شهریور ماه 94


تذکر: لطفا قوانین را به دقت مطالعه کنید.

با آرزوی موفقیت برای ایشان.



پاسخ به: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
پیام زده شده در: ۱۲:۵۸ پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۲

ریونکلاو، مرگخواران

لینی وارنر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۵۳ شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
دیروز ۲۱:۳۲:۱۴
از رو شونه‌های ارباب!
گروه:
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
ریونکلاو
کاربران عضو
گردانندگان سایت
پیام: 4862
آفلاین
1. دو ویژگی اوراد دفاعی باستانی و دو ویژگی اوراد دفاعی مدرن را بیان کنید.

استاد، به مرلین ما تمام جلسات شمارو شرکت کردیم، تازه حواسمونم به کلاستون جمع بود، اما نمیدونیم چرا اصن چنین چیزیو به یاد نداریم.

اما حدس ما اینه که اوراد دفاعی باستانی، دشوار ترین، قدرتمند ترین و کارساز ترین ورد ها و طلسمارو در برگرفتن که تنها معدود جادوگرانی، فشار و زحمت انجام این وردو حاضرن بپذیرن و دقیقا به همین دلیله که موارد استفاده شون کمتره و به اندازه ی وردای مدرن بین جادوگرا و ساحره ها شهرت ندارن.

اما اوراد دفاعی مدرن، فشار و زحمت کمتری رو به انجام دهنده ی جادو وارد میکنن و جادوگرا و ساحره ها در اجرای این نوع وردا راحت تر هستن و بیشتر ازشون استفاده میکنن.

از طرفی با وجود اینکه طلسما و وردای مخوف زیاد مدرنی وجود داره، اما بازم درجه ی مخوفیتشون و قدرتی که دارن، کمتر از اوراد دفاعی ـه باستانی ـه. همینه که اوراد دفاعی باستانی رو مخوف میکنه!

2. سه راه متفاوت برای مقابله با خون آشام ها را نام ببرید. [ دو راه به صورت ورد و دیگری به صورت انجام یک عمل ؛ با توضیح ]

1. ورد بلادیوس: که باعث میشه که خون آشام یک لذت کاذب رو تجربه کنه که مملو از خون هست؛ پس شما فرصت فرار رو پیدا می کنید.

2. ورد اتنداندی: وردی هست که اجراش مرسوم نبوده ولی بسیار قدرتمند هست و باعث میشه خون آشام دارای توهم بشه!

3. شخصا دست به کار بشیم و چوب نوک تیزی تو دستامون بگیریم و با نزدیک شدن خون آشام ـه عزیز چوب رو درون قلبش فرو کنیم تا بمیره! البته میتونیم قبل از کشتنش مقادیری تیر چوبی به سمتش شلیک کنیم تا ضعیف شه و مبادا قبل از فرو کردن چوب تو قلبش، اون مارو قورت بده.

3. علت اینکه از ورد اتندای استفاده زیادی نمی شود چیست؟ [ منطقی فکر کنید اما خلاقیت را فراموش نکنید. ]

این ورد فقط باعث میشه خون آشاما توهم بزنن و تو عالم هپروت غرق شن و شاید حتی به فضا برن، خب اینا خوبه چون باعث گیج شدن خون آشام ـه میشه و میتونه حواسشو از ما پرت کنه و درگیر توهماتش بشه، که این میتونه فرصت فرارو برای ما مهیا کنه. اما همچینم راهکار 100% نیست.

اصن یه وخ دیدی توهمش مربوط به تو بود، یه وخ تو رو تو تخیلاتش یه لیوان پر خون ببینه و به جا اینکه با این ورد نجات پیدا کنی، برعکس شپلخ بشی.

البته خب این اتفاق دومی بسیار نادره، ولی همون گیج زدن خون آشام هم درسته که میتونه نجاتت بده و وقت فرار پیدا کنی، اما تا وقتی وردا و طلسمای بهتری هست، چرا باید خودمونو درگیر این ورد کنیم؟

4. فشفشه ها به چه دلیل توانایی انجام جادو را ندارند؟

دلیلش ذره جادوهه! حالا ذره جادو چیه؟ ذره جادو یک گوی بسیار ریز و نامرئی در سه نقطه از بدن است؛ نخاع و مغز (پیشانی) و کف دستان. این گوی نامرئی با برقراری پیوند میان این سه نقطه وردی را اجرا و طلسمی را انجام می دهد.

فشفشه ها هم همچون ما جادوگران دارای ذره جادو هستند. ولی تا سن 11 سالگی این ذره به اندازه یک جادوگر 11 ساله رشد پیدا نکرده. به همین دلیل است که فشفشه ها تنها می توانند عناصر جادویی را حس و یا در مواردی ببینند و یا حتی ورد یا طلسمی رو اجرا کنن.

5. روند تکمیل و تکامل یک ورد را بنویسید.

ورد: پدرسوخته در بیاریوس!

سازنده: سالازار اسلیترین

کاربرد: می تونه در یک آن کل جد های شوما رو از دماغ ـتون در بیاره! ورد ـی بسیار درد ناک که فرد مورد نظر را بد بخت می کند. تنها مورد ها ـی گزارش شده استفاده این ورد، توسط مرگ خواران بوده.

تا اینجا تاریخچه نبودا، داشتم طلسمو معرفی میکردم، از اینجا به بعد بشمارین پنج خط!

تاریخچه توسط دافنه گرینگراس در همون تاپیک مذکور شرح داده شده:

تاریخچه: روزی سالازار اسلیترین معروف، در اثر کل کل زیاد با فرد ـی خلاف کار، به نام جیمز سیریوس که از خاندان بدنام "پاتر" ها می باشد؛ اعصاب ـش خورد شد و تصمیم به فوش دادن گرفت. «ابـــــــــله! پدر سوخته ـت رو می دم در بیارن!» بعد یک اتفاقی افتاد و سالازار فریاد زد:«پدرسوخته در بیاریوس!» و بعد تمامی اجداد جیمز (هری- جیمز-...) دیده شده اند که از دهان جیمز به صورت "سوخته" در می آید!

در نهایت جادوگرای سیاه از این حرکت خوششون اومد و گفتن چه جالب میشه اگه واقعا بتونیم طرفو زجر بدیم. اینجاس که طلسم کروشیو ساخته میشه و به شکلی که امروز میبینیم مورد استفاده قرار میگیره.




پاسخ به: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
پیام زده شده در: ۰:۱۲ جمعه ۱۶ اسفند ۱۳۹۲

پروفسور فلیت ویک old


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۳۷ چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۲
آخرین ورود:
۱۰:۲۷ سه شنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۳
از خوابگاه اساتید هاگوارتز
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 288
آفلاین


جلسه آخر طلسم ها و ورد ها
[/center]

آزمون :

1. دو ویژگی اوراد دفاعی باستانی و دو ویژگی اوراد دفاعی مدرن را بیان کنید.

2. سه راه متفاوت برای مقابله با خون آشام ها را نام ببرید. [ دو راه به صورت ورد و دیگری به صورت انجام یک عمل ؛ با توضیح ]

3. علت اینکه از ورد اتندای استفاده زیادی نمی شود چیست؟ [ منطقی فکر کنید اما خلاقیت را فراموش نکنید. ]

4. فشفشه ها به چه دلیل توانایی انجام جادو را ندارند؟

5. روند تکمیل و تکامل یک ورد را بنویسید.








دربرابر شرارت وزیر و مدیر خیانت کار و مفسد و چیزکش جامعه ساکت نمی مانیم ... !


تصویر کوچک شده

با هم، قدم به قدم، تا پیروزی ...


- - - - - - - - - - - - - - - - -


تصویر کوچک شده

تا عشق و امیدی هست؟ چه باک از بوسه دیوانه سازان!؟


پاسخ به: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
پیام زده شده در: ۱۱:۵۲ پنجشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۲

ریونکلاو، مرگخواران

لینی وارنر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۵۳ شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
دیروز ۲۱:۳۲:۱۴
از رو شونه‌های ارباب!
گروه:
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
ریونکلاو
کاربران عضو
گردانندگان سایت
پیام: 4862
آفلاین
1. سوال طرح کنید. 8

1) نام و علت نام گذاری وردی که پروفسور استفاده نمودند را شرح دهید!
2) چگونگی ساخته شدن ورد مذکور را توضیح دهید!
3) چند مورد استفاده در تاریخ از این ورد تا فقط نام ببرید!
4) نام مخترع ورد و تاریخچه ی زندگی وی را بنویسید!
5) کلیه ی وردها، طلسم ها و اشیاهای مشابه که باعث غیب شدن موقت یا دائمی یا تغییر مکان یا زمان می شوند را نام ببرید!
(مثلا همون زمان برگردان یا آپارات کردن یا شنل جادویی یا ...)

2. انتقاد کنید. 5

هیچی پروفسور! مگه انتقاد زوریه؟

فقط همینکه نن جون هافلپاف مطرح کردن رو ما نیز تایید میکنیم! بخصوص تو جلسات اول خیلی این مورد برجسته بود که البته به مرور درست شد و رفع شد و ما بسیار حال نمودیم و ...

3. دو ورد پرتگو و اکستراتانگتوم رو با هم مقایسه کنید. 10

ورد اکستراتانگتوم (اوه چه سخته تلفظش!) همونطور که اصلا از اسمشم مشخصه اجرا کردنش کار ساده ای نیست و حرکت چوبدستی برا ادا کردنش نیازمند دقت و تمرکز زیاده.

اما گفته شد که این ورد خطرناک و البته دارای عوارض جانبیه. علت خطرناک بودن این ورد اینه که اگه موقع اجرا کردن اون دچار اشتباهی بشی، ممکنه طلسم جور دیگه ای عمل کنه و نه تنها ازت محافظت نکنه و بعنوان یه ورد دفاعی مورد استفاده قرار نگیره، بلکه به خودت هم آسیب بزنه!

درست مثل وردی که برای غیب و ظاهر شدن استفاده میکنیم و اگه درست اجرا نشه موجب جا موندن یا تیکه تیکه شدن بدنمون میشه، این ورد اکستراتانگتوم هم دقیقا به همین شکله و خلاصه اینکه خوب باید حواسمونو موقع اجراش جمع کنیم دیگه! به قدرت جادویی زیادی هم نیاز داره!

و اما عوارض جانبی! به قدری قدرت محافظت ِ این ورد دفاعی زیاده که باعث میشه به بدن خود شخص هم فشار وارد بشه. یعنی درسته که میتونه از ما در مقابل دیگر طلسما و وردا محافظت کنه اما آسیب هایی رو هم ممکنه به خودمون بزنه. فشار ناشی از این ورد میتونه موجب تنگی ـه نفس و کند شدن ضربان خون و اینا بشه.

ورد پرتگو هم به نسبت بالایی هم تلفظ راحت تری داره و هم حرکات چوبدستی برا اجراش راحت تره و کلا هرکسی با یکم تمرکز و دقت میتونه اونو براحتی انجام بده.

اما مسلما قدرتش بسیار کمتر از اون ورد اکستراتانگتوم ـه و توانایی دفع یک سری از طلسم های قوی مثل آواداکداورا و سایر طلسم های نابخشودنی رو نداره و مدت مونگاریش هم کمتره و نیاز به تجدید قوا داره. بنابراین نمیشه ازش برا حفظ جون استفاده کرد اما برای حفاظت در برابر شیطنت های سایر هم کلاسی ها و اینا بسیار مناسبه و شدیدا پیشنهاد میشه.

4. چند ورد مدرن دفاعی و باستانی رو با توضیح کوتاه نام ببرید. 7

ورد کولیاپی! این ورد یه هاله ی محافظتی ـه کاملا رنگی دور ما بوجود میاره که سایر اشخاص به وضوح میتونن اونو ببینن و کاملا متوجه میشن که ما از یه ورد دفاعی استفاده کردیم. این ورد هم کاربردی مشابه پروتگو داره و میتونیم وقتی کتابخونه و بین یک مشت آدم شر نشستیم ازش استفاده کنیم و بدون نگرانی از بابت آسیب دیدن، با خیال راحت درسمونو بخونیم. شاگردان ریونی باش آشنایی خوبی دارن.

ورد ماگولتا: خیلی خطرناکه حسن! اجرای این ورد به شدت دوشواره اما نه تنها هاله ی محافظتیش نامرئیه، بلکه میتونه هر طلسمی اعم از آواداکداورا یا سایر طلسمای مرگبار و شوم رو منعکس کنه! بله! این ورد نه تنها باعث میشه تو آسیب نبینی، بلکه بازتابش هم میده و چه بسا ممکنه یکراست به سمت اونی که طلسمو بهت زده برگرده و خود ـه طرف بپکه! واسه همینه که خطرناکه چون ممکنه اطرافت جادوگرا و ساحره های بی گناهی باشن که طلسم بازتابیده به اونا برخورد کنه.

پس باید حواسمون باشه که کجا و چه وقت ازش استفاده میکنیم!




پاسخ به: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
پیام زده شده در: ۰:۱۱ پنجشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۲

هلگا هافلپاف


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱:۵۳ جمعه ۱۹ مهر ۱۳۹۲
آخرین ورود:
۲:۱۴ جمعه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۳
از اون بالا اکبر می آید!!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 211
آفلاین
1. سوال طرح کنید. 8

الف) با استفاده از چه وردی پروفسور غیب شدند؟
ب) این ورد چگونه اجرا می شود؟ کلامی یا غیر کلامی؟
پ) 3 وردی که برای غیب و ظاهر شدن به کار می رود را نام برده و توضیح دهید.

2. انتقاد کنید. 5

اولاً خسته نباشید عرض می کنم خدمتتون برای این کلاس های خوبی که برگزار کردید.
به نظر من یکی از مشکلات کلاس شما تکالیف بود.
اصولاً حجم تکلیف باید با نمره ی اون تناسب داشته باشه، یعنی وقتی بقیه ی استاد ها برای یک رول، 30 امتیاز یا اکثراً بالای 25 امتیاز میذارن، کسی نمیاد برای 10-15 امتیاز یه رول بنویسه و به 3-4 تا سوال دیگه هم جواب بده.

تکالیف سنگین رو کمتر بچه ها دوست دارن که انجام بدند، مگه این که یه چیز فوق العاده باشه.

3. دو ورد پرتگو و اکستراتانگتوم رو با هم مقایسه کنید. 10

همونطور که مشخصه ورد اکستراتانگتوم بسیار سخت تره و مهارت بیشتری برای انجام دادنش نیازه، اما در عوض از ورد پروتگو بسیار بسیار قوی تره. به شکلی که در اکثر مواقع حتی دفاعی برای ورد آواداکداورا هم هست.
اما ورد پروتگو با این که آسون تره و تقریباً همه می تونن از اون استفاده کنند، ولی درجه ی دفاعی بالایی نداره و فقط یا شدت طلسم را کم می کنه یا سرعتش رو.

4. چند ورد مدرن دفاعی و باستانی رو با توضیح کوتاه نام ببرید. 7

از ورد های باستانی که به پروتگو و اکستراتانگتوم اشاره شد.
اما ورد های جدید رو می توان به موفلیاتو که به علت مخفی کردن، خودش یک نوع دفاع محسوب می شود، اشاره کرد.
ورد دیفنسو هم یک سپر آهنی ایجاد می کنه که با استفاده از اون میشه طلسم رو منحرف کرد. این ورد هم از ورد های مدرن هست.




پاسخ به: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
پیام زده شده در: ۲۳:۴۱ پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۲

پروفسور فلیت ویک old


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۳۷ چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۲
آخرین ورود:
۱۰:۲۷ سه شنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۳
از خوابگاه اساتید هاگوارتز
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 288
آفلاین
تدریس جلسه آخر طلسمات و ورد ها

زمستان 92

فلیت ویک



- تدریس جلسه قبل واقعا گیج کننده بود استاد!

پرفسور فلیت ویک از زیر میز بیرون می آمد گفت:

- خیر! وقت لازم داشت، البته قبول داریم روش تدریسمان گنگ بود!

پس ازچند ثانیه مثل همیشه روی صندلی رفت و با چوبدستی اش ورد هایی را به سمت دانش آموزان ایجاد کرد.

خودش و دانش آموزان، به خوبی می دانستند هاله سفیدی کم کم دور و برشان تشکیل می شود. اما جز پرفسور فلیت ویک، کسی نمی دانست اوضاع از چه قرار است.

پس از تشکیل هاله تقریبا نامرئی، پرفسور سیل طلسم های رنگارنگ و خطرناک را به سویشان فرستاد. تمام دانش آموزان از ترس بر جایشان میخکوب شدند اما عده ای پس از دریافتن اوضاع، آرام گرفتند.

پرفسور فلیت ویک به آرامی از میز پایین آمد، صدایش را صاف کرد و بلند گفت:

- جیم.بـــِ.دال ؛ جادو های باستانی دفاعی

- این ورد ها از مشهور ترین ورد های باستانی هستند. دشوار ترین، قدرتمند ترین و کارساز ترین ورد ها جزو همین دسته اند.

- اما تنها معدود جادوگرانی، فشار و زحمت انجام این ورد را می پذیرند. به همین دلیل سهولت در اجرای ورد یک اصل مهم در جادوگری است. حالا به شما دو ورد معرفی می کنم.

سپس همانطور که در طول کلاس قدم می زد روی ت خته چیزهایی نوشت.

- وردِ " اکستراتانگتوم " ؛ باستانی و خطرناک! عوارض جانبی داشته و ...

- ورد "پرتگو" را حتما می شناسید. این ورد نمونهساده اوراد دفاعی است.

- اجازه استاد، زنگه ها ...!

- برید ولی تکالیف رو فراموش نکنید.



تکالیف:

1. سوال طرح کنید. 8

از جزوه خودتون در جلسه قبل سوالاتی رو طرح کنید.

2. انتقاد کنید. 5

جلسه قبل ابراز ارادت کردید اما این جلسه از تدریس و یا مشکلاتش انتقاد کنید. و پیشنهاد بدید.

3. دو ورد پرتگو و اکستراتانگتوم رو با هم مقایسه کنید. 10

4. چند ورد مدرن دفاعی و باستانی رو با توضیح کوتاه نام ببرید.
7


دربرابر شرارت وزیر و مدیر خیانت کار و مفسد و چیزکش جامعه ساکت نمی مانیم ... !


تصویر کوچک شده

با هم، قدم به قدم، تا پیروزی ...


- - - - - - - - - - - - - - - - -


تصویر کوچک شده

تا عشق و امیدی هست؟ چه باک از بوسه دیوانه سازان!؟


پاسخ به: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
پیام زده شده در: ۲۳:۲۰ پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۲

پروفسور فلیت ویک old


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۳۷ چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۲
آخرین ورود:
۱۰:۲۷ سه شنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۳
از خوابگاه اساتید هاگوارتز
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 288
آفلاین
نمرات جلسه چهارم طلسمات و ورد ها

زمستان 92

پرفسور فلیت ویک



ریونکلا: 30 + 27 = 57/2 =29

لینی وارنر : 10 + 8 + 2 + 9 = 29 + 1 = 30

شیطنت وارنر، شیطنت!
به دلیل نگاه ویژه استاد در سوال یک و 3، تشویقی گرفتید.

استاد همه چیز را می داند، وارنر! ما برای جلسه آخر هم برنامه خاصی در نظر داشتیم.

گلرت گریندوالد : 8 + 8 + 2 + 8 = 26 + 1 = 27

باز هم شما از شیطنت ننوشتید! تاریخ میزبان شیطنت های جذابی با اینورد جذاب بوده.

به خاطر سوال 2، نمره مثبت داده شد.

{ از دیگر گروه ها شرکت کننده نداشتیم. }





دربرابر شرارت وزیر و مدیر خیانت کار و مفسد و چیزکش جامعه ساکت نمی مانیم ... !


تصویر کوچک شده

با هم، قدم به قدم، تا پیروزی ...


- - - - - - - - - - - - - - - - -


تصویر کوچک شده

تا عشق و امیدی هست؟ چه باک از بوسه دیوانه سازان!؟


پاسخ به: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
پیام زده شده در: ۸:۵۶ پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۲

گلرت گریندل والد


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۳۱ چهارشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۱
آخرین ورود:
۱۶:۱۲ شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۳
از عقلت استفاده کن، لعنتی!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 513
آفلاین
1. چیز هایی که تا به حال بهتون یاد دادم رو به صورت جزوه کوتاه دربیارید. { 10 امتیاز }

ورد ارکیدیوس : ظاهر کردن یک دسته گل با توجه به سلیقه ی طرف مقابل که برای مردهایی که چند همسر دارند بسیار کاربردی میباشد اما این دسته گلها پس از 24 ساعت غیب میشوند(طبق اصل پایستگی ، جادو نمیتواند چیزی را به صورت دائمی به و جود بیاورد)

ورد اتنداندی : ایجاد توهم موقط مخصوصا" برای خون آشامان ولی در صورت استفاده شدن توسط انسانهای تازه کار ممکن است به جای ترساندن خون آشام به او خود را به شکل غذا نشان دهید یا چیزی نشان دهید که در مورد صحنه های +18 انجام شده ی پس از آن اجازه ی سخن گفتن نداریم

وردِ بلادیوس: این ورد باعث میشود که خون آشام یک لذت کاذب رو تجربه کند که مملو از خون است؛ پس شما فرصت فرار را پیدا می کنید؛ ولی اگر یک شمشیر آهنین داشته باشید میتوانید خون آشام را در زمانی که در حال اوج لذت است با شمشیر به سیخ بکشید

ورد آودایم :جادوگران با اجرای وردِ آودایم بر روی یک میخ به جنس صنوبر می تونن یک خون آشام رو دچار مرگ موقت کنند و توی این زمان هم میتونن باز هم با استفاده از شمشیر عمل به سیخ کشیدن رو انجام بدهند.

همینا رو در حد 20 نمره باید شده باشند

2. تدریس کنید ؛ اتفاقی که براتون افتاد رو و درسی که ازش گرفتید، کمی تحقیق کنید و به من بگید، عایا این فقط برای بیدار کردن دانش آموزا از خواب بود یا ... ؟ { 8 امتیاز ؛ در صورت ارائه مطالب درست و خلاقانه، نگاه ویژه استاد روی شما خواهد بود!} *

شما برای این کار از طلسم دیس ایلوژنمنت استفاده کردید و بخاطر قدرتتان در انجام این طلسم توانستید خود را به صورت کامل محو کنید؛ البته دو نفر دیگر که در انجام این کار شهرت جهانی دارند عبارت اند از پروفسور دامبلدور و شخص بنده ؛ در مورد این طلسم در کتاب هفتم در قسمت مکالمه ی هری و دامبلدور در ایستگاه بین مرگ و زندگی اشاره شده است. از این طلسم میشود برای انواع کارهای مخفی استفاده کرد ولی طلسم افرادی با قدرت دیس ایلوژنمنت کم مانند آلستور مودی یا لرد ولدمورت هدف را به صورت کامل نمبتواند مخفی کند ؛بعد از انجام طلسم توسط آنها هدف مانند جسمی زلال مانند آب میشود که تصویر پشت خود را از خود عبور میدهد اما حجم آن کاملا مشهود بوده و با کمی دقت قابل دیدن میباشد.

3. ابراز ارادت کنید. بالاخره جلسه آخر هست و جلسه بعدی امتحانات برگزار می شه، ابراز ارادت کنید ... { 2 امتیاز ؛ این امتیاز رو جدی بگیرید! }


ما به استاد سرگروه ریونکلاو و قد بسار مناسبشان افتخار کرده و پس از ابراز ارادت فراوان از ایشان انتظار نمره ی کامل را داریم؛ باشد که پس از این پنج ساعت که به چشمان، انگشتان و قسمت تحتانیمان فشار آوردیم ضایع نشویم

4. اون کاری که من سر کلاس کردم رو بار ها در تاریخ، افراد مختلف تکرار کردن، کی و چرا و کی این اتفاق دوباره افتاده؟ به صورت یک رول تجربه خودتون و یا دیگران رو (اگر مخاطب شیطنت بودید) و یا خودتون و دیگران رو (اگر انجام دهنده شیطنت بودید) بنویسید. * { 10 امتیاز }

دخترک در تاریکی نشسته بود و فکرش مشغول بود؛او ضمن پنهان نگه داشتن خودش با شور و شوق به جمعیت بچه هایی که در حال توپ بازی بودند مینگریست ؛ هوا داشت تاریک میشد و خیابان برف گرفته کم کم رو به سردتر شدن نهاده بود اما بچه ها دست بردار نبودند.

در میان هیاهو یکی از بچه ها ناگهان بر زمین افتاد، و پس از آن دو پسر دیگر نیز بر زمین افتادند...

پسرها که از ترس نمیدانستند چه کاری انجام دهند دور هم جمع شده بودند و به اطراف کوچه ی خالی و خلوت چشم دوخته بودند و منتظر جنبیدن کوچکترین جنبنده ای بودند که در گوشه ی دیوار، جایی که تا چند لحظه پیش هیچ چیزی وجود نداشت حالا دو پسر با چوب دستی هایی هر کدام به اندازه ی یک خط کش با لبخندی موزیانه دست به سینه ایستاده بودند...

گلرت با قدی کوتاه تر در کنار آلبوس ایستاده بود؛ هر دو چوبهایشان را تکانی دادند و در برابر دیدگان پسزها محو شدند؛ بچه ها که در حال آماده شدن برای رفتن به خانه هایشان بودند صدای جیغ هایی که از خانه های ماگلی بلند میشد را شنیدند ولی تنها چیزی که دیدند انسانهایی بود که از شدت ترس رنگشان پریده بود و متنی که بر روی دیوار چنین نوشته شده بود:"ماگل ها به جایی که به آنجا تعلق دارند باز خواهند گشت؛ بسیار زود!"

و در آن سوی خیابان دخترک بر روی سنگ فرش دراز کشیده بود و به کلمات پسر قمو بور فکر میکرد:

-ما با هم این کار را خواهیم کرد؛ ما ماگل ها را وادار به خدمت خواهیم کرد و خانواده ات را از زندان آزاد خواهیم کرد تنها باید محل سه شئ با ارزش را برای ما پیدا کنی...

پسر قد بلند عینک نیم دایره اش را کمی تکان داد و ادامه داد:
-یک چوب یک شنل و یک سنگ!

دختر هنوز مردد بود؛ ماگل ها پس از دستگیری خانواده اش از او مراقبت کرده بودند و با او مهربان بودند ولی از طرفی او نمی توانست خانواده اش را تنها بگذارد؛ هر کس زمانی باید مسیر خود را انتخاب کند و حال نوبت او بود که پا در مسیری نامطمئن بگذارد و او باید میان خانواده و دوستانش یکی را اتخاب میکرد...



هوش بی حد و مرز، بزرگترین گنجینه ی بشریت است!

Elder با نام علمی Sambucus از خانواده Adoxaceae به معنای درخت آقطی است؛ در حالی که یاس کبود جزو خانواده ی Oleaceae (زیتونیان) میباشد؛ کلمه ی Elder در Elder wand به جنس چوب اشاره میکند و صرفا بدین معنا نیست که این چوب قدیمی ترین چوب باشد.

تصویر کوچک شده


پاسخ به: كلاس طلسمات و وردهاي جادويي
پیام زده شده در: ۲۲:۵۹ چهارشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۲

ریونکلاو، مرگخواران

لینی وارنر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۵۳ شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
دیروز ۲۱:۳۲:۱۴
از رو شونه‌های ارباب!
گروه:
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
ریونکلاو
کاربران عضو
گردانندگان سایت
پیام: 4862
آفلاین
1. چیز هایی که تا به حال بهتون یاد دادم رو به صورت جزوه کوتاه دربیارید. { 10 امتیاز }

اولین جلسه شما در مورد چیزایی حرف زدین که هرکسی برای جادو کردن حتما بهش نیاز داره و از جمله ی اونا ذره ی جادو و چوبدستی بود و سایر موارد رو به عهده ی خودمون گذاشتین تا تحقیق کنیم و براتون بگیم.

همچنین تو همین جلسه راجع به سیر تکاملی وردها و طلسم ها سخن گفتین و اینکه ممکنه در طول تاریخ چه تغییراتی روی یک ورد یا طلسم رخ بده یا نده. مثل افزایش اثر اون ورد یا هرچیز دیگه ای. همچنین به انواع و اقسام مدلای وردا و طلسما اشاره کردین که مثلا کاربرد یکیشون برای حفاظته و مدلی دیگه تغییر شکله و ...

تو تکلیف از ما خواستین چندین ورد رو همراه با نام مخترعشون جلسه ی بعدی براتون بیاریم و من براتون تحقیق ِ علمی ِ موثق از همین سایت کردم! :)

در جلسه ی دوم مارو با خودمون آشنا کردین. یعنی خون آشاما و البته متاسفانه راهای مقابله با ما !(به چه جراتی راهای نابودی هم گروهی خودتونو تدریس میکنین؟ ). در این زمینه به دو نوع ورد که یکی پرکاربردتر و دیگری که خیلی مرسوم نبوده اشاره کردین و دلیل کم کاربرد بودن دومی رو ازمون خواستین. حالا این دو ورد چی بودن؟ بلادیوس و اتنداندی!

اولی باعث میشه خون آشامه حس کنه لبریز از نوش ِ جان کردن خون ـه و دومی هم باعث میشه خون آشامه توهم بزنه و البته هردو میتونن فرصتی رو برای فرار به دست ما بدن تا از چنگ خون آشاما بگرخیم. (اشتباه نکنین، من از هم نوعم نمی گرخم!)

و اما جلسه سوم. ورد ارکیدیوس که باعث میشه از چوبدستی ما دسته گلی به دلخواه ِ اونی که ما میخوایم گلو تقدیمش کنیم بوجود بیاد. همچنین از ما خواستین که نام مخترع این ورد و چگونگی بوجود اومدنش رو براتون توضیح بدیم.

والسلام، نامه تمام! آه چه خاطرات خوشی داشتیم اینجا سرکلاس پروفسور.

2. تدریس کنید ؛ اتفاقی که براتون افتاد رو و درسی که ازش گرفتید، کمی تحقیق کنید و به من بگید، عایا این فقط برای بیدار کردن دانش آموزا از خواب بود یا ... ؟ { 8 امتیاز ؛ در صورت ارائه مطالب درست و خلاقانه، نگاه ویژه استاد روی شما خواهد بود!} *

خواهش میکنم بار ِ دیگه این لحظه ی شومو به یاد من نیارین. من غرق در تخیلات خودم بودم و تو فکر فرو رفته بودم که ناگهان احساس کردم چیزی که مشنگا میگن برق، بله همون برق، منو گرفت و اصن شوکه شدم و از جا پریدم.

خلاصه کلهم سیر تفکراتی که در سر می پروروندم هم به فنا رفتن و هاج و واج به اطراف و دانش آموزان ِ غرق در هیاهو نگاه کردم و بعد از اون کاملا حواسمو جمع ِ شما و درستون کردم. اما جالبه که تا به خودم اومدم اصلا نفهمیدم که شما این طلسمو اجرا کردین و فقط بعد از کلاس () وقتی داشتم تدریستونو میخوندم متوجه شدم اجرا کننده ی این طلسم شما بودین و گویا کاری خارق العاده انجام دادین و غیب شدین و اینا.

البته حدس من اینه که شما طلسم نزدین، احتمالا قبل از کلاس هی پاتونو رو فرش کشیده بودین و از یه جایی الکتریسیته بهتون منتقل شده بود و شما با گذاشتن انگشتتون رو دست من (استغفرالمرلین) اونو به من منتقل کردین و شد آنچه شد!

بعدم که تو یک چشم به هم زدن رفتین سراغ ِ بقیه دانش آموزا. از نظر من هدف شما فقط بیدار کردن دانش آموزان از خواب نبوده، چون من خواب نبودم. البته به نوعی خواب بودم، ولی واقعا که نبودم!

بنابراین ما حدس میزنیم که هدف شما جمع کردن حواس کلیه ی سلولای مغزی دانش آموزاتون به سمت خودتون بود تا به خوبی به درس گوش بدن و سخنان ِ چون درّ گرانبهای شما از دستشون نره.

ضمن اشاره به اینکه من کاملا حواسم جمع بود و کاملا متوجه شدم که تدریس امروز اون وردی بود که شما رو خودتون اجرا کردین و محو شدین و بعدم دوباره ظاهر شدین و اینا. خیلی دانش آموز خوبی ام نه؟ ^_^

3. ابراز ارادت کنید. بالاخره جلسه آخر هست و جلسه بعدی امتحانات برگزار می شه، ابراز ارادت کنید ... { 2 امتیاز ؛ این امتیاز رو جدی بگیرید! }

پروفسور! دلمون برای شما و تدریساتون و تکالیفتون به شدت تنگ میشه! تدریسایی که موضوعات جدیدی در دنیای جادوگری و ساحرگی به ما آموختن! و تکلیف هایی که خلاقیت و قوه ی تفکر مارو قلقلک دادن! پروفسور منو بعنوان شاگردی که در تمام جلسات جاست فر یو شرکت داشتم فراموش نکنین! پروفسور! بااااای!

(البته جلسه دیگه، جلسه آخره پروفسور. با یادآوری ـه این قضیه کلهم حس هایی که تو جملات بالا اندرونش غرق شده بودم از بین رفت! جلسه دیگه میبینمتون پروفسور! )

4. اون کاری که من سر کلاس کردم رو بار ها در تاریخ، افراد مختلف تکرار کردن، کی و چرا و کی این اتفاق دوباره افتاده؟ به صورت یک رول تجربه خودتون و یا دیگران رو (اگر مخاطب شیطنت بودید) و یا خودتون و دیگران رو (اگر انجام دهنده شیطنت بودید) بنویسید. * { 10 امتیاز }

گویند اون اوایل دنیا، یک گروهی بودن به شدت ابهت و پیامبر بودن مرلینو زیر سوال میبردن، بنابراین مرلینو به دوئل دعوت میکنن و یکیشون داوطلبانه میره که اونو شکست بده. مرلین هم موقع دوئل برا نشون دادن قدرتش این وردارو میگه و محو میشه و همینطور هی مث پروفسور ما اینور اونور میره و از ناکجا آباد به حریف طلسم میفرسته، اونا هم همونجا درجا به مرلین ایمان میارن و جلو پاش زانو میزنن.

مرلین هم دوباره سرجاش پدیدار میشه و توبه ی اونارو میپذیره و اون گروه بعد از اون به بهترین یاران مرلین تبدیل میشن!

همین داستانی که بالا گفتمو پیکسی اعظم (جد بزرگوار ما پیکسی ها و آواتار مسنجر ارباب ) شاهدش بوده و منم رفتم تو قدح اندیشه و این صحنه رو تماشا کردم و حالا براتون تعریف میکنم. ولی حقیقتا نمیدونم مرلین از کجا میدونست من اونجام! :|

و حالا رول!

جمعیت زیادی دور سکوی درازی که محل دوئل مرلین و آنتونیوس بود جمع شده بودند و با شور و حرارت خاصی در حال صحبت کردن در مورد نتیجه ی احتمالی بودند. طرفداران آنتونیوس هوار میزدند که پیامبری مرلین دروغین است و سایرین که به مرلین ایمان قلبی آورده بودند با آرامش میگفتند که "خواهید دید!".

هر از گاهی یکی از یاران گروه آنتونیوس با طرفداران مرلین درگیر میشد، اما یاران مرلین که ذره ای نسبت به پیروزی او شک نداشتند، با ملایمت عقب می کشیدند و نمی گذاشتند که بحث بالا گیرد. بالاخره با ورود مرلین و آنتونیوس، تمام شلوغی ها و داد و فریادها به پایان رسید و جای خودش را به همهمه های آرام و سخنان زیرلبی و توگوشی داد.

لینی کنار پیکسی اعظم و بر روی چوب های سقف نشسته بود و آنجا را زیر نظر داشت. برایش خیلی جالب بود که بداند ماجرای این دوئل افسانه ای چیست و برای همین به افکار پیکسی اعظم نفوذ کرده بود.

با تکان خوردن پرچم داور دوئل رسما آغاز میشود، اما قبل از اینکه آنتونیوس بخواهد واکنشی نشان دهد و طلسمی را به سمت مرلین بفرستد، متوجه ناپدید شدن اون میشود! مرلین در عرض سه سوت چندین ورد را به زبان آورده بود و بلافاصله غیب شده بود.

دوباره صدای غوغا و همهمه ی ملت بالا میگیرد و همه با شگفتی به دنبال مرلین میگردند ... حتی یاران مرلین هم از این حرکت بزرگ تعجب کرده بودند. مرلین بدون معطلی طلسمی را به سمت آنتونیوس می فرستد، آنتونیوس جاخالی میدهد و با وحشت به سمتی که طلسم از آن شلیک شده بود برمیگردد و در جواب چندین طلسم را روانه ی آن سمت می کند.

دوباره از سویی دیگر طلسمی به سمت آنتونیوس می آید و اینبار آنتونیوس طلسم را دفع میکند و سریع تر از قبل طلسمی را در جواب میفرستد اما باز هم از سمتی دیگر غافلگیر میشود. مرلین هوشیارانه تمامی طلسم ها را به گونه ای فرستاده بود که عمرا به آنتونیوس برخورد کند و آسیبی بدو برساند.

آنتونیوس بعد از دیدن چندین باره ی این موضوع، در حالیکه به زانو افتاده بود و در کف ِ ماجرای رخ داده بود، فریاد میزند "براستی که تو مرلین، پیامبر تمام جادوگران و ساحرگان و فشفشه های عالم هستی!" و بدین وسیله مرلین خودش را درست جلوی آنتونیوس ظاهر میکند.

با قدم هایی محکم و استوار جلو میرود و دست هایش را بر روی شانه های آنتونیوس می گذارد. او را از زمین بلند میکند و در حالیکه اشک در چشمان آنتونیوس حلقه زده بود او را در آغوش می گیرد و بعد از آن دست ِ صلح و اتحاد به یکدیگر می دهند.

یاران مرلین دست به تقدیر و تکبیر گفتن می پردازند و یاران آنتونیوس به غلط کردن می افتند و پشت سر رهبرشان آنتونیوس، به مرلین ایمان می آوردند.

مرلین پس از پایان خوش این ماجرا و به خواسته ی شدیدا زیاد ملت و در میان تشویق های فراوان حضار، دوباره و با انجام همان وردها ناپدید میشود و چندین جرقه و فشفشه ی جادویی درون آنجا به راه می اندازد و بیش از پیش کف دست هورای ملت را بر می انگیزد.

در پایان طلسم قلقلکی به سویی که لینی بود می فرستد اما طلسم از اندرون لینی می گذرد و به سقف برخورد میکند! لکن شوک این ماجرا باعث سقوط لینی و به بیرون پرتاب شدن از خاطره ی پیکسی اعظم می شود.

سپس مرلین دوباره در میان ملت ظاهر گشته و در میان آغوش آن ها گم می شود. هیچ کس نمیداند که هدف مرلین از فرستادن این طلسم به سقف چه بود و اهمیت هم ندادند ... اما ما که میدانیم! :|









شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.