هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
پیام زده شده در: ۲۳:۴۱ دوشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۴

هری پاتر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۵۱ چهارشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۱۷:۳۷ جمعه ۳۰ مرداد ۱۳۹۴
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 224
آفلاین
نقد پست 18 ققنوس میوزیک - مایکل کرنر

سلام مایک احوالات؟

خب بریم سره پستت. خب مایکل تو تقریبا پستت از نظر ظاهری ایرادی نداره و قسمت بیش تر نقدت مربوط میشه به قسمت درونی پست که بیش تر از هرچیزی ممکنه توش اشتباه پیش بیاد. خب این سوژه تقریبا یه مشکل داره اونم اینه:

هر نویسنده میاد یه سوژه وارد داستان میکنه و این سوژه توسط نویسنده بعدی شپلخ میشه و اون دوباره یه سوژه دیگه میده. :|

تو این اتفاق رو انجام ندادی ولی یه اتفاق دیگه افتاد. مهم ترین چیزی که یه نویسنده باید تو رول ادامه دار توجه کنه اینه که رولی که میخواد بنویسه تا چه حد به صلاح سوژه س. الان خب یکم سوژه با اومد محسن چاووشی قفل میشه. بهتر نبود مثلا بیش تر از شخصیتت و لادیسلاو استفاده میکردی؟ مثلا مایکل میگه من نمیخونم مگر اینکه محفل فلان کارو کنه. حالا اون کاری که گفت میتونست کلی محفلو تو دردسر بندازه.

مورد بعدی:

نقل قول:
-خب حالا که تنبیه شدین، بشینین بهتر فکر کنین. من می رم اصغر کلپچی، کلپچ بزنم بر بدن.


و

نقل قول:
-مگه جودی کَر شده، فرزند روشنایی با لباس های زاقارت؟


میدونی این دو تا دیالوگ مشکلشون چیه؟ احتمال اینکه ولدمورت دیالوگ بالا و دامبلدور دیالوگ پایین را بگن خیلی کمه. یعنی وقتی من این دو تا دیالوگ رو خوندم با خودم گفتم مگه میشه دامبلدور با یه محفلی اینطوری حرف بزنه و به لباسش بگه زاقارت؟ یا مثلا ولدمورت با اون همه قدرت خودشو من خطاب کنه؟ کلپچ و ولدمورت؟ داریم اصن؟

یکی از مهم ترین قسمتای رول اینه که مطمئن باشی همچین واکنشی از شخصیتی که داری مینویسی بعید نیست. مثلا تو رولت جودی رو من یه درصدم فکر نکردم این واکنش و دیالوگ بهش نمیخوره. دقت که شخصیت ها مطابق خودشون استفاده بشن.

یکی از مواردی که ازش لذت بردم روش پیشرفت سوژه بود. نه سریع بود نه کند، به اندازه پیش رفته بود، خوشم اومد، آفرین.

نقل قول:
-مگه جودی کَر شده، فرزند روشنایی با لباس های زاقارت؟
-پروف! مگه داری می خونی که می گی کَر؟ الان روله، تو باید بشنوی. گفتم کُر.
-کُر چیست، فرزند روشنایی با کمبود ارتفاع خشتک؟
-هوم... مثلاً خواننده مون یه چیز می خونه، جودی می گه عاااااا عوووو و اینا.


ببین مایکل برای مورد آخر، سفید نوشتن مهمه. مرگخوارا چون دشمن محفل پیری و حواس دامبلدور رو مسخره میکنن که سیاه نوشتنه. محفلیا هم کچلی و بی دماغی ولدمورت رو مسخره میکنن برای طنز که سفید نوشتنه.

من نمیگیم ولدمورت رو تو رولات مسخره کن ولی مسخره کردن دامبلدور تو رول برای اضافه کردن طنز رول برای یه محفلی کار درستی نیست. این مورد هم دقت کن.

موفق باشی مایک.


به یاد گیدیون پریوت!

قدم قدم تا ‏ روشنایی، ازشمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
می جنگیم تا آخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی !!!‏
برای عشق !!!!
برای گریفیندور ‏.



تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
پیام زده شده در: ۱۰:۱۲ پنجشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۴

مایکل کرنر old


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۰۵ جمعه ۱۷ بهمن ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۱۴:۵۴ پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۴
از همونجایی که ممد نی انداخت
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 182
آفلاین
سلام پروف، چه خبر از توافقات هسته؟

این رو نقد کن با زحمت.


لامصب چقد رنک

!Only Raven

وبلاگ شخصی من

بیخیال اون صوبتا، من هنوز شصت درصد ایفام ریتا هم سی و نه درصد، جمعاً می شیم 99 درصد ایفا


چقد چکش!

اصن ذووووق

تصویر کوچک شده


پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
پیام زده شده در: ۱۵:۳۴ سه شنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۴

آلبوس دامبلدور old


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۰۱ سه شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۱:۲۸ سه شنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۴
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 154
آفلاین
نقد پست فابین پریوت؛ همانند يك سفيد اصيل بنويسيد

فابین عزیز...

فکر می کنم این اولین پست رولی بود که توی انجمن های عمومی ایفای نقش زدی.
اول از همه بگم که با توجه به این که اولین پست ـت بود، کارت خوب بود.

ظاهر پستت تقریباً قابل قبول بود. فقط به این نکته توجه کن که بین دیالوگ ها نیازی نیست دو تا اینتر بزنی و یه اینتر کفایت می کنه. فقط باید فضاسازی ها و توصیف ها از دیالوگ ها جدا بشه.
در کل از لحاظ اصول نوشتاری تقریباً همه چیزو رعایت کرده بودی. پس سریع از این قسمت رد میشم و میریم سر محتوای پستت.

ببین فابین، مهم ترین رکن هم رولی، سوژه و محتوای ی اونه. یعنی باید خیلی به این قسمت توجه کنی.
وقتی یه نفر میاد و میخواد پست تو رو توی این سایت بخونه، باید براش جذابیت ایجاد کنی که ازش لذت ببره. وقتی من این پست تو رو خوندم یه جورایی حس کردم دارم کتاب قصه ی کودک میخونم. همه چیز خیلی تند تند و سریع اتفاق افتاد و دقیقاً همونطوری که هر خواننده ای حدس میزد. این کار باعث میشه اعضا رقبت نکنن که پست هات رو بخونن.

اما حالا برای جذاب کردن پست باید چه کاری کنیم؟

اول این که سعی کن از فضاها و شخصیت ها و داستان های هری پاتری بیشتر استفاده کنی.
الان توی این نوشته ی تو فقط فابین و گیدیون از دنیای هری پاتر بودن و دیگه اوجش 2-3 تا طلسمی که استفاده کرده بودی. بقیه ـش یه جورایی با فضای سایت بیگانه بودن.
مثلاً تو می تونستی به جای این، بیای و دزدیده شدن یکی از محفلی ها به دست مرگخواران رو روایت کنی و فابین و گیدیون رو بفرستی که نجاتش بدن.

نکته ی دوم اینه که ما باید با استفاده از فضاسازی ها و دیالوگ های خوب و قوی خواننده رو جذب کنیم و کاری بکنیم که کاملاً بتونه خودش رو در فضای پست ما تصور کنه. برای این که بهتر متوجه بشی یه قسمتی از پستت رو میخوام برات بازنویسی کنم:

نقل قول:
اما دیگر دیر شده بود. فابین کارش را کرد . و لشگری از خفاش های خون اشام به آن ها حمله کردند . و دوبرادر با سحر ها ی مختلف با انها می جنگیدند .

- استوپفای ! استوپفای !

- فابین این شنل رو بنداز .
- این شنل به چه دردی می خوره ؟
- این نا مرئیت میکنه و می تونیم از دست این خفاش ها ی سیاه سوخته فرار کنیم .و اونن دختر را نجات بدیم ...
- باشه پس بریم ...!


بازنویسی:
نقل قول:
به محض این که دست فابین به اون شی خورد ناگهان فضای غار پر از پرندگان سیاه رنگی شد که به طرف دو برادر حمله می کردند. گیدیون سعی می کرد با استفاده از طلسم های خودش پرنده ها رو دور کنه اما تعدادشون بیشتر از چیزی بود که بشه باهاشون مقابله کنن.

- فابین اینجوری نمیشه! باید یه کاری بکنیم!

برادر بزرگتر نگاهی به اطراف انداخت تا چیزی برای مقابله با پرندگانی که شباهت زیادی به خفاش های خون آشام داشتن پیدا کنه اما هیچ چیزی وجود نداشت که در برابر این گروه بزرگ خفاش کاری از پیش ببره. اما ناگهان فکری به ذهنش رسید:

- گید! شنل نامرئی می تونی کمکمون کنه! توی کوله پشتی ـته!

گیدیون با سرعت شنل رو در آورد و روی سر خودش و برادرش انداخت...


ببین فابین اینجوری به خواننده حس این دست نمیده که میخوای تند تند داستان رو تموم کنی و بری. در نتیجه بیشتر جذب میشه و علاقه پیدا می کنه که تا آخرش رو بخونه.

قطعاً با بیشتر کار کردن می تونی خیلی بهتر بنویسی و آینده ی روشنی داشته باشی دوست عزیزم.
منتظر رول های بعدی ـت هستم.
موفق باشی.


تصویر کوچک شده

تصویر کوچک شده

موفقیت برای انسان بی جنبه مقدمه گستاخی ـست...


پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
پیام زده شده در: ۱۶:۲۲ دوشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۴

جروشا مون old


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۳۰ شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۴
آخرین ورود:
۱۹:۳۶ پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۴
از شبنم عشق، خاک آدم گل شد!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 82
آفلاین
چرا؟ چرا من تازگیا اینقدر چرت و پرت و نامفهوم می‌نویسم؟

دریابید لدفن.


"عمه ریتا پاره ی تن من است! دوستش بدارید! ... فقط باهاش مصاحبه نرین، خطرناکه! "

***

تصویر کوچک شده
رستاخیز ققنوس!

***

تصویر کوچک شده
کاراگاه ارشد
ریاست دایره‌ی کاراگاهان


پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
پیام زده شده در: ۰:۵۷ سه شنبه ۹ تیر ۱۳۹۴

هری پاتر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۵۱ چهارشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۱۷:۳۷ جمعه ۳۰ مرداد ۱۳۹۴
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 224
آفلاین
نقد پست 107 نوزده سال بعد - رون ویزلی

حالا نمیشه پروفسور نباشه؟

احوالات؟ اولین نقدت هم زمان با اولین نقد منه، چه جالب واقعا. خب دیگه خوش و بش بسه، میریم سره نقده پستت.

خب، ظاهر پستت اولین اشکاله، میدونم برات تو تالار گریفیندورو هم تو پیام شخصی توضیح دادم که چیه اما برای اینکه ملکه ذهنت باشه دوباره اشکالات ظاهر پستتو برات میگم، اولیش اینکه بین پاراگرافات دو تا اینتر بزن که تو هم تو هم نشه، بعد خواننده پستت تا ظاهرشو ببینه در بره. برای مثال:

نقل قول:
باد همچون شلاقی به صورتش برخورد می کرد اما چنان در فکر غرق شد که سرما را احساس نمی کرد. بر جای خود ایستاده بود و برای لحظه ای سرمای هوا را فراموش کرده بود.
ان سوتر در دنیایی دیگر هری ،هرمیون و رون که پس از مدتی طولانی دویدن ،خسته شده بودند دیواری پیدا کردند و در حالی که از خستگی کم شده بودند


باید تبدیل بشه به:

نقل قول:
باد همچون شلاقی به صورتش برخورد می کرد اما چنان در فکر غرق شد که سرما را احساس نمی کرد. بر جای خود ایستاده بود و برای لحظه ای سرمای هوا را فراموش کرده بود.

ان سوتر در دنیایی دیگر هری ،هرمیون و رون که پس از مدتی طولانی دویدن ،خسته شده بودند دیواری پیدا کردند و در حالی که از خستگی کم شده بودند


مورد دوم اینه که بعد از دیالوگت که قراره متن بیاد هم دو تا اینتر بزن، این هم باعث تو هم تو هم شدنه پست میشه، اینم برای مثال:

نقل قول:
-هرمیون منظورت از اینکه گفتی «شايد پرفسور دامبلدور تو اين زمان چيزي به تو گفته و يا چيزي از تو خواسته كه فقط هري پاتري كه در اين زمانه ميدونه نه تو!» چی بود؟
هرمیون که مشتاقانه منتظر این پرسش بود سریع حالت متفکرانه به خود گرفت و جواب داد:


باید تبدیل بشه به:

نقل قول:
-هرمیون منظورت از اینکه گفتی «شايد پرفسور دامبلدور تو اين زمان چيزي به تو گفته و يا چيزي از تو خواسته كه فقط هري پاتري كه در اين زمانه ميدونه نه تو!» چی بود؟

هرمیون که مشتاقانه منتظر این پرسش بود سریع حالت متفکرانه به خود گرفت و جواب داد:


خب بریم سره مورد بعدی.

نقل قول:

- یعنی پس هری ای وجود داره دیگه پس ممکنه پروفسوردامبلدور چیزی بهش گفته باشه


و همیشه این جمله ی جیمز سیریوس پاتر تو ذهنت باشه، " شکلک جای نقطه رو نمیگیره! " یعنی جمله ت که تموم شد، یه نقطه بزار، بعد شکلکو بزار. مثل الان. خب مورد بعدیی که باید تو پستت بدونی اینه که پستت الان سراسر دیالوگه، به جز دو تا پاراگراف تو اولش دیگه فضا سازی توش دیده نمیشه، قبول دارم تو پست طنز آنچنان نمیشه فضا سازی کرد ولی میتونی از اضافه کردنه پاراگراف برای اضافه کردنه باره طنزه پستت استفاده کنی که هم پستت فضا سازی به خودش بگیره هم طنز بهتری ارائه بدی که جفتش به نکات مثبت پستت اضافه میکنه.

نقل قول:
-نویل؟؟؟


اینجا نیازی به سه تا علامت سوال نیست، یدونه هم منظورو میرسونه، اگر میخوای تعجب و سوال رو باهم نشون بدی از " ؟! " استفاده کن که نیازی به سه تا علامت سوال نباشه، خب تا همین جا بسه.

رون تو نویسنده ی خوبی هستی، فقط یه مقدار تو ظاهر پست و قسمت درونی پستت اشکال داری، قسمت درونیشو بهت نگفتم چون تا کسی ظاهر پستشو مرتب نکنه، خواننده زیاد به درون پستش توجه نمیکنه. تو کسی هستی که از نقدات استفاده میکنی و این خیلی خوبه، مطمئنم با این پشتکارت بعد از یه مدت بهترین رولا رو مینویسی.

موفق باشی دوسته من!


به یاد گیدیون پریوت!

قدم قدم تا ‏ روشنایی، ازشمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر !
می جنگیم تا آخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی !!!‏
برای عشق !!!!
برای گریفیندور ‏.



تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
پیام زده شده در: ۰:۲۲ سه شنبه ۹ تیر ۱۳۹۴

آلبوس دامبلدور old


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۰۱ سه شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۱:۲۸ سه شنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۴
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 154
آفلاین
نقد پست لونا لاوگود؛ نوزده سال بعد

سلام دوشیزه لاوگود.

خیلی خوشحالم که پستت رو نقد می کنم و عذرخواهی می کنم بابت تأخیر.

فرزندم، برای نوشتن رول باید به دو قسمت خیلی مهم پست ـت توجه کنی. یکی ظاهر پست ـت هست، و اون یکی ـش سوژه و باطن پستت ـه.
هر کدوم اینا به تنهایی خیلی مهم ـن و اگه یکی از این دو رکن رعایت نشده باشه نمیشه گفت پست خوبی زده شده.

اول از همه میخوام راجع به ظاهر پستت باهات صحبت کنم...

شاید پست هایی رو دیده باشی که وقتی قبل از خوندن ـش نگاهش می کنی، خیلی جذب میشی که بخونی ـش. وقتی داری میخونی ـش اذیت نمیشی و دفعه ی بعدی که از نویسنده ـش پست دیگه ای دیدی ترغیب میشی که دوباره بخونی ـش.

اما قطعاً اون طرف قضیه هم هست. پست هایی که اصلاً وقتی ظاهر ـش رو می بینی دلت نمیخواد بخونی ـش. حتی اگه خیلی قشنگ هم نوشته باشه در حین خوندن از ـش خسته میشی و حوصله ـت سر میره. بعضی وقتا چشمات درد می گیره حتی. مطمئناً همه از خوندن چنین پست هایی فراری ـن.

اینجا میخوام چند تا اشتباه ـت توی ظاهر پستت رو بهت بگم.

نقل قول:
هري و رون به سمتي كه هرميون اشاره كرد نگاه كردند.مردي كه فاصله ي زيادي از آن ها داشت به سمت آن ها مي آمد .او پر فسور دامبلدور بود كه شتابان به سمت آن ها مي آيد.


به قسمت هایی که زیرشون خط کشیدم نگاه کن. علائم نگارشی رو دو مدل مختلف استفاده کردی ولی هر دو مدل اشتباه بوده. اصلاً علامت های نگارشی مثل « . ، ! ؟ - » به کلمه ی قبل از خودشون می چسبند و از کلمه ی بعدی فاصله میگیرند. پس نیاز نیست قبل از اون ها فاصله بزنیم ولی بعدشون حتماً فاصله میخواد.

نقل قول:
-نه! براي چي بايد فرار كنيم ؟!؟!رون ما همين جا منتظر مي مونيم تا پرفسور دامبلدور بياد تا ببينيم چيكار داره.


دوباره قسمتی که زیرش خط کشیدم رو ببین. تو از علائم نگارشی بیش از حد استفاده کردی. هیچوقت دو تا علامت نگارشی پشت سر همدیگه نمیان. چه برسه به چهار تا. یه علامت سوال برای اینجا کافی بود. تعجب بیشتر رو توی رول های طنز می تونی با شکلک نشون بدی.

نقل قول:
جيني در حالي كه پالتو ي خود را مي پوشيد چترش را هم برداشت و گفت:
-ميرم پيش هرميون.شايد اون بدونه رون و هري كجا رفتند.


آفرین! دیالوگ نویسی ـت خیلی خوب بود! شیوه ی درست نوشتن دیالوگ دقیقاً همینه. یه دو نقطه بذاری، یه اینتر و سطر بعد رو با خط تیره شروع کنی و دیالوگ رو بنویسی.

نقل قول:
لحضاتي بعد جلوي در خانه هرميون و رون
جيني كه داشت از سرما مي لرزيد زنگ خانه را به صدا درآورد.با خود فكر مي كرد كه چه خوب مي شود كه هرميون از آن ها خبر داشته باشه...
جيني در فكر بود كه دختر مو قرمزي كه صورتش كك و مكي بود در را باز كرد.
-سلام رز.خوبي عزيزم؟ عزيزم مادرت داخل خانه س؟


این قسمت رو نگاه کن. همه این ها رو تند تند و پشت سر هم نوشتی.
توی یک رول باید قسمت هایی که توصیف و توضیح صحنه هاست و ما اصطلاحاً بهش فضاسازی میگیم از دیالوگ ها با دو تا اینتر جدا بشه. همینطور تغییر مکان و زمان (مثل «لحضاتي بعد جلوي در خانه هرميون و رون») باید با دو تا اینتر از قبل و بعد ـش جدا بشه و حتماً هم بولد و مشخص بشه.
من اگه بخوام این یه تیکه رو باز نویسی کنم اینجوری می نویسم:

لحضاتي بعد جلوي در خانه هرميون و رون

جيني كه داشت از سرما مي لرزيد زنگ خانه را به صدا درآورد. با خود فكر مي كرد كه چه خوب مي شود كه هرميون از آن ها خبر داشته باشه. جيني در فكر بود كه دختر مو قرمزي كه صورتش كك و مكي بود در را باز كرد.
-سلام رز.خوبي عزيزم؟ عزيزم مادرت داخل خانه س؟

و اما بریم سر سوژه ی رول ـت و بطن داستانت.

ببین لونا، قسمت اصلی داستان اینجاست و باید خیلی بهش توجه کنی.
اولین نکته ای که این داستان تو داره، اینه که من متوجه نشدم این طنز بود یا جدی بود؟

اصولاً توی یه سوژه ی طنز ما حق نداریم جدی بنویسیم و توی یه سوژه ی جدی هم طنز نویسی درست نیست. پس قطعاً تو باید اینجا طنز بنویسی. طنز نویسی هم همینطوری که مشخصه باید خواننده رو بخندونی و بیشتر به این نکته توجه میشه تا منطقی بودن داستان. البته نباید خیلی هم غیر منطقی بشه و از حد بگذره.

چیزی که خیلی به طنز نویسی کمک می کنه استفاده از شکلک هاست. تو با خیلی از شکلک ها می تونی علاوه بر این که کاربر رو بخندونی، احساس گوینده های دیالوگ رو هم بهتر منتقل کنی.

نکته ی بعدی که میخوام بهت بگم اینه که توی یه داستانی که داری می نویسی و طنز هم هست می تونی خیلی راحت از لحن محاوره ای برای فضاسازی ها و دیالوگ هاست استفاده کنی. لحن کتابی یه کم کاربرا رو توی این سایت خسته می کنه.

نقدت رو زیاد و کامل گفتم چون می دونم خیلی راحت می تونی به سرعت این مشکلاتت رو برطرف کنی و رول های خوبی بنویسی.
حتماً به توصیه هام دقت کن و رول بخون و بنویس.
منتظر پست های خوبت هستم.

موفق باشی. :folwer:


تصویر کوچک شده

تصویر کوچک شده

موفقیت برای انسان بی جنبه مقدمه گستاخی ـست...


پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
پیام زده شده در: ۱۴:۰۷ پنجشنبه ۴ تیر ۱۳۹۴

فابین پریوتold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۳۱ جمعه ۹ آبان ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۲۲:۳۰ شنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۴
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 15
آفلاین


پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
پیام زده شده در: ۱۶:۴۳ چهارشنبه ۳ تیر ۱۳۹۴

آلبوس دامبلدور old


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۰۱ سه شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۱:۲۸ سه شنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۴
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 154
آفلاین
نقد پست فلورانسو؛ ققنوس میوزیک

فلورانسو عزیز.
اول عذر خواهی می کنم به خاطر دیر شدن نقدت و امیدوارم دیگه از این مشکلات پیش نیاد برام.

اما بریم سراغ نقد پستت فرزندم.

من اولین بار که پستت رو خوندم، ناخودآگاه اینجوری به نظرم اومد که شروع کردی به نوشتن پست، تا وسطاش نوشتی و بعد یهو یه کاری برات پیش اومده و سریع پست رو جمع کردی و رفتی به کارت برسی.

یعنی یه جورایی پستت رو خیلی خوب و با حوصله شروع کردی. آروم آروم داشته پیش میرفته، بعد یهو مثل این که یکی فیلم رو زده روی دور تند! همه چیز تند تند انجام میشه و به نتیجه میرسه و فیلم تموم میشه میره پی کارش!

ببین فرزندم، به نظر من با توجه به دامنه ی اتفاقاتی که توی پستت میفته، طول پستت خیلی کوتاه بود. این که محفلی ها بیان یکی یکی تست بدن ایده ی بدی نبود. شاید یه کم تکراری بود توی سایت ولی باز هم ایده ی خوبی بود. اما به شرطی میشه خوب حساب ـش کرد که درست بهش پرداخته بشه.

الان تو می تونستی روی تک تک افراد محفل و روی آواز خوندنشون مانور بدی. از هری که ممکنه وسط خوندن سرش درد بگیره و راجع به زخمش شعر بخونه بگیر تا هاگرید که لباس کِیکی پوشیده و در وصف عشق کیک می خونه.

هیچ وقت فراموش نکن که توی یه پست طنز بیشتر از این که وظیفه ی جلو بردن سوژه روی دوش نویسنده باشه، وظیفه ی به خنده در آوردن خواننده ی پست به عهده ـشه. یعنی ممکنه توی یه پست اصلاً سوژه پیش نره ولی اینقدر جذاب و خنده دار باشه که به عنوان بهترین پست یه نفر شناخته بشه.

نکته ی دیگه ای که میخوام بهت بگم در مورد پرداخت ـت به شخصیت دامبلدور بود.
توی این پست تو بیش از این که دامبلدور یه شخصیت مهربون و باهوش و مثبت نشون داده بشه، یه جورایی اسکول و اوا خواهر نشون داده شده.
فراموش نکن که دامبلدور یکی از بزرگترین جادوگران تاریخ بوده و باید به شخصیت پردازی که براش شده احترام بذاریم.
ممکنه مرگخوارانی که میخوان سیاه بنویسن اینجوری برای خنده دار تر شدن پستشون از دامبلدور استفاده کنند ولی برای محفلی ها این کار درست نیست فرزندم.

در کل ازت انتظار بیشتری دارم فرزندم.
موفق باشی.


تصویر کوچک شده

تصویر کوچک شده

موفقیت برای انسان بی جنبه مقدمه گستاخی ـست...


پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
پیام زده شده در: ۱۰:۰۶ سه شنبه ۲ تیر ۱۳۹۴

گریفیندور

رون ویزلی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۵۸ پنجشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۱۷:۵۶ شنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۹
از
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
گریفیندور
پیام: 737
آفلاین
سلام پروفسور...
اینو هم برای من نقد کنید.
اولین نقدمه


تصویر کوچک شده


پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
پیام زده شده در: ۲۱:۵۴ یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۴

لونا لاوگودold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۳۳ شنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۱۱:۱۹ جمعه ۱۲ شهریور ۱۳۹۵
از خونه بابام
گروه:
کاربران عضو
پیام: 251
آفلاین
سلام پروفسور.
لطفا اینم واسه من نقد کنید




هوش بی حد و مرز، بزرگترین گنجینه ی بشریت است

Only Raven

تصویر کوچک شده








شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.