هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۸:۲۰ سه شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۵

دراکو مالفویold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۳۳ یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۴
آخرین ورود:
۲۱:۲۳ سه شنبه ۹ شهریور ۱۳۹۵
از از تالار اسلیترین
گروه:
کاربران عضو
پیام: 124
آفلاین
جایگزین شود لطفا!

نام : دراکو

نام خانوادگی : مالفوی

گروه : اسلیترین

سن : حدودا بیست و پنج

چوب دستی : چوب درخت زالزالک با هسته ی موی تک شاخ _ 10 اینچ _ انعطاف پذیر

تولد : 5 ژوئن

سپر مدافع : کوسه

ویژگی های ظاهری :
نسبتا خوشتیپ و قد بلنده با چشمای خاکستری و موهای بلوند. پوست خیلی روشن و رنگ پریده ای داره و معمولا لبخندی به لب داره که گاهی نشانه ی تمسخره گاهی نشانه ی انتقام و گاهی نشانه ی رضایت و شادیه!

ویژگی های اخلاقی :
پیش آدمایی که خیلی نمیشناسه نسبتا آرومه وسعی میکنه خودشو ریلکس و مغرور نشون بده و نمیذاره هیچ کس از ضعفاش با خبر بشه اما به دوستاش خیلی نزدیکه و تو جمع های خودمونی خیلی شیطونی میکنه.

توضیحات کلی :
پدرش لوسیوس مالفوی و مادرش نارسیسا مالفویه.همون جور که معلومه توی خانواده ی ثروتمندی به دنیا اومده ولی به دلیل اختلافاتی که باخانوادش داشته توی شونزده سالگیش اونا رو رها میکنه و مدتی پیش سیوروس اسنیپ زندگی میکنه و بین مدیرها ومنوهای مدیریت بزرگ میشه.در حال حاضرم با آستوریا گرین گرس ازدواج کرده.


انجام شد.


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۵/۳/۲۵ ۱۸:۲۸:۳۳

تصویر کوچک شده


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۵:۰۶ سه شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۵

نارسیسا مالفوی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲:۵۷ سه شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۵
آخرین ورود:
۲۳:۲۴:۴۸ چهارشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۸
از اونور دنیا
گروه:
کاربران عضو
پیام: 13
آفلاین
نام : نارسیسا مالفوی
گروه : اسلیترین
نژاد : اصیل زاده
ویژگی های ظاهری و اخلاقی: موهام بلونده و یه رگه های قهوه ای توشه چشم هام طوسیه
قلب مهربونی دارم ولی نشست و برخواست با مرگخوارا باعث شده یکم سردتر از قبل بشم. رفتارمم اکثر اوقات خشک و جدیه.
چوبدستی :

چوب:نارون
هسته:ریسه قلب اژدها
طول:۲۴سانتی متر
ویژگی:بسیار قدرتمند است

پاترونوس : تک شاخ
معرفی کوتاه : نارسیسا بلک هستم و همسر لوسیوس مالفوی و مادر دراکو مالفوی!
به واسطه ازدواجم با لوسیوس، منو نارسیسا مالفوی هم می‌نامند.



تایید شد.
معرفی شخصیتتون خیلی کوتاهه. لطفا بعدا همینجا برگردین و حتما کاملش کنید.


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۵/۳/۲۵ ۱۵:۱۸:۱۱

Toujours pur

اصالت جاودان

تصویر کوچک شده


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۹:۱۲ دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۵

آستوریا گرین گرس old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۲۰ شنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۴
آخرین ورود:
۱۵:۳۱ جمعه ۲۵ تیر ۱۳۹۵
گروه:
کاربران عضو
پیام: 9
آفلاین
نام:آستوریا گرین گرس!
گروه:اسلیترین!
قد:بلند و خوش اندام! رنگ چشم:خاکستری! مو:بلند و قهوه ای!
علایق:علاقه مند به همه چیز از جمله دعوا کردن با مار کله غورباقه ای پرورش یافته زرد متکبر کمیاب و گاهی هم زرافه غرغرو(همون دراکو!)
شغل:از بهترین شفاگران که در حال پیشرفت های چشمگیری هستم!
سن:از خانما سنشون رو نمیپرسن...هم سن زرافه غرغرو!
توانمندی ها:از خرخونین هاگوارتز و توانمند در تغییر شکل و کلا هرچیز مربوط به جادوی سیاه،معجون سازی،تاریخ جادوگری و اصولا تمامی دروس!
اخلاق:ذکر کردم از اخلاق های جذابم کل کل کردن با مالفوی عزیزمه!به مقداری زیاد که گاهی اطرافیان خسته میشن!
کلهم با پسرا لجم و کمی وحشیانه عمل میکنم!البته اگر کسی برام عزیز باشه مهربون برخورد میکنم اما هیچکس اونقدر برام عزیز نشده خوشبختانه!
یه خواهر بزرگتر دارم به اسم دافنه گرین گرس و از خانواده ای بسیار اصیل هستیم!
خیلیا ممکنه بهتون بگن که من یک sociopath (جامعه گریز) هستم چون سکوت رو ترجیح میدم و به راحتی با آدما ارتباط برقرار نمیکنم اما بهتره حرفشون رو جدی نگیرید!
درسته که آدم ساکتیم اما دلیل خوبی نیست تار های صوتیم خوب کار نکن!خوب میتونم داد بکشم!


تایید شد.


ویرایش شده توسط Chakameh در تاریخ ۱۳۹۵/۳/۲۴ ۱۹:۲۲:۵۴
ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۵/۳/۲۴ ۱۹:۵۶:۵۱


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱:۰۷ دوشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۵

ریگولوس بلکold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۱۷ پنجشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۴
آخرین ورود:
۱۸:۵۴:۴۳ پنجشنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۸
از یو ویش.
گروه:
کاربران عضو
پیام: 279
آفلاین
جایگزین لطفا. وای چرا انقد من باکلاسم. وای چقد من معرفی شخصیتم طولانیه.



بعله! گروه! اِصلی‌‌ترین!
سن! بیس و چارِ پنجِ همین حدود!
سپر مدافعشم از زمانی که برادرش مرد سگِ سیاه-گرگه آقا جون، آره، باشه، گرگه. باشه نزن تو راس میگی گرگه. نمیذاره ما بگیم که. قبلشم روباه بوده. الانم که... چی بگم.
چوبدستیشم که یاس کبود و ریسه قلب اژدها س، دوازده ممیز نود و نُه اینچ. و باز هم سیخ کباب.

والا عرضم به خدمت شما که، دراز!
البت یکم باز تر بخوام عرض کنم خدمتتون که متوجه بشید، میریم که بریم خصوصیات ظاهری رو!

از اول! دراز! ریپیت افتر می! دراز! متاسفانه لاغرم هستن ایشون، اصلا ترکیب جالبی نیست، ریپیت افتر می، سیخ کباب!
شما یه سیخ کبابِ خیلی رنگ پریده رو در نظر بگیر، سرش موهای مجعدِ سیاه بذار، بکش پایین تا رو شونه. دوتا چشم سیاهِ همچی بی احساسِ دراماتیک طورِ خفنم فرو کن بهش، که لامصبا بطرز نامتناسبی از کله ش گنده تر باشن. بعله. تبریک میگم این یه ریگولوسه.
بعد این دماغشم یه نمور دراز و باریکه متاسفانه، چی میگن، قلمی، ریپیت افتر می، دوبل سیخ کباب. ازین چونه تیزا، با چیز، چالِ لپ. هار هار هار بسوزید. سیخ کبابش چپ دستم هس، خیلی باکلاس.
با ازین جای زخم خفنای تمام قد، که خب درباره ی این یه موردِ خاص اصلا باکلاس نیس چون آدم این سوال براش پیش میاد که خب لاکردار تو که تمام مدت بوق پیچ شدی فرار کردی، وای هم نستادی دعوا کنی که بخوایم بگیم زخمِ جنگه یا چی، چقد میتونه بی عرضه باشه یه موجود. خورد به دیوار.
بعد عرضم به خدمتتون که سیخ کبابش انگشت کوچیکه ی دست چپش مال خودش نیس، اصن متناسب نیس، مث باقی انگشتاشم باریک و دراز اینا نیس، همچی چیزه، وصله پینه س.
ها همین.

میفرمایند که، جدای از بحثِ دراز و این صوبتا بریم خصوصیات باطنی رو.

توی دعوا ها دیدین میگن بیشورِ عوضی؟ ایشونه!
سیخ کبابِ مذکور گندِ ریلکسی و خونسردی رو دراورده، به این دلیل که همه چی واسش شوخی و مسخره س بنظرش. بعد بگیری بزنی جر به جرشم بکنی باز خونسرده یه طوری که کم کم حرص آدم در میاد، منتها یه سری چیزا، اسما، آدما هستن تو زندگیش که واسش مهمن. متاسفانه به اینا کسی انگشت بزنه، حرف بزنه، دست بزنه، این بشر بطور ناگهانی خیلی کش تمبون طور ول میشه و هرچی سر راهش باشه رو لت و پار میکنه. کتک خورشم ملسه، اگه سوال براتون پیش اومده بود جای زخما برا چیه خدمتتون عرض کنم لقمه ی گنده تر از دهن. پررو بازی.
همیشه ام دیر میرسه. حالا شما میخواین جنبه دراماتیک خفن طورشو در نظر بگیرین یا جنبه ی رو اعصابشو، از هر دو حالت دیر میرسه.
بعد یه موجودِ پررویی ام هست میزنه زندگی طرفو به بوق واصل میکنه اصلا به روی خودش نمیاره. بقیه ام به روش بیارن بهش بر میخوره که چرا من گند زدم منو حلوا حلوا نکردین. و خب اصولا برای اینکه به هدفش برسه "هر" کارِ کثیف و وحشتناکیو حاضره انجام بده. حاضره دروغ بگه، سو استفاده کنه، آدم بکشه، و هزار جور جوایز نقدی و فیلان دیگه، بدون اینکه حتی یه فندق به بقیه و بلایی که سر بقیه میاد فکر کنه، بعد در نهایت که به هدفش رسید خیلی راحت میتونه به روش نیاره تمام کارایی که کرده رو.
بعد یه طوریم هس که یکیو دوس داشته باشه دهن طرفو سرویس میکنه، از سر و کول طرف بالا میره طرفو به غلط کردن میندازه انقد که تو دس و پاش میپیچه.
پیانوعم میزنه. با انگشتِ مردم.
دزدم هس. ینی من یه "دزدم هس" میگم شما یه "دزدم هس" میشنوین. یه طوری دزده که میای میگی تو فلان چیزو از من دزدیدی بعد اینم دس میکنه تو جیبش میگه آره دزدیدم منتها یادم نمیاد کی این کارو کردم، احتمالا غیر ارادی بوده. غیر ارادی!!! میفمی لعنتی؟؟!!
آها بعد یه میمونم داره که اسمش میمونه، بعد این علاوه بر اینکه تو فرایند های "غیر ارادی" کمکش میکنه و تمام مدت از سر و کولش بالا میره، از محبوبیت خاصی ام برخورداره تو خونه ی ریدل بطوریکه به مرگش راضین نود و نه درصدِ مرگخوارا. انقد که ناز و مهربونه این موجود.
یه اخلاقِ مزخرفی داره بش بگی یه کاریو نکن تو چشات نگا میکنه لبخند میزنه هی همون کارو میکنه میکنه میکنه. چی میگن بش، سادیسم.
بعد تو نبردای تن به تن بلا استثنا کتک میخوره، حریف هم مهم نیست حتی. میخوره. ولی خب به همون اندازه تو پرتاب کردنِ خنجرایی که ازش آویزونن ماهره. برای همین کلا بخوایم جنبه ی دراماتیک طورشو در نظر بگیریم یا جنبه ی فیزیکی شو، اولین راه حلی که در مواجهه با هر اتفاق ناگهانی ای به ذهنش میرسه فرار کردن و دور شدنه. برای همین خیلی خوب میدوه. برای همین کل عمرشو داشته فرار میکرده. برای همین تقریبا هر قفل یا گره ایو میتونه باز کنه.
میگن که صداش قشنگه، و خب یکی از خوبیای بشدت معدود و کمش مهارتای کلامیشه که خیره کننده ست بقول خودش. جدای از اینکه برای متلک ننداختن به دیگران باید "سعی" کنه و اینم جزو عملکردای غیر ارادی ش محسوب میشه، تقریبا توی هر مذاکره ای میتونه برنده باشه.

بچگی خعلی ضایعی ام داشته. ینی مثلا به این حالت که تا چهارده سالگی همه اینو حلوا حلوا میکردن که رفته اسلیترین و این حرفا، بعد ازش انتظار داشتن خعلی خفن و دراماتیک طور رفتار کنه که گندای سیریوس جبران شه، بعد این بدبخت نمیتونسته، خودِ سیریوسم هی اینه سگ محل میکرده میگفتن ریگولوس خونه س میگفته ریگولوس نداریم اینجا، بعد این بدبخ هی اونه دوس داشته.
بعد از چارده سالگیشم که سیریوس کلا از خونه فرار کرد و از یه طرف این قضیه ی انتظاره چن برابر شد، از یه طرف بنظر میرسید تو اون خونه ی لعنتی فقط این بچه س که اهمیت میده به رفتنِ طرف.
خلاصه که کلی متد های تربیتیِ جذاب روش اعمال شد در نهایت از شدتِ جذابیت وقتی شونزده سالش بود کلا ول شد فرار کرد، دو سال آخر هاگوارتزم نخوند، رف تو پاتیل درزدار یه اتاق گرف همونجا کوله پشتیشو گذاش زمین، بعدم دزد شد. بعدم مرگخوار شد. دو سال بعدشم اومدن بش خبر دادن که خونشون آتیش گرفته کل خونواده مردن، این نرفت نگا کنه حتی.
یه چن سال بعدم زدن داداشه رو کلا شتک کردن این طی یک حرکت کاملا اعتراضی مجسمه های داداشای جادوییِ وزارتخونه رو گرفت آتیش زد، انقدم از قبل گند زده داشت، یه دو سال آزکابان بود. الانم بیس و پن شیش سالش میشه، خدمت شماس.
هیچی دیگه. همین صوبتا.

افتخاراتم نداریم. کلا انسان مفتخری نیستیم. انسان بیخودی هستیم.

پ.ن: دیدین که رو جلد فیلما و اینا حرفای منتقدا رو مینویسن و اینا؟
"معرفی شخصیتش همش بولده، انگار همشو جیغ کشیده باشه."
"مرتیکه ی بیناموس."



انجام شد.
مطمئن نبودم پ.ن رو هم باید وارد معرفی شخصیت می‌کردم یا نه. فعلا نکردم. اما اگه اشتباه متوجه شدم لطفا با پیام شخصی بگو تا اضافه کنم.


ویرایش شده توسط ریگولوس بلک در تاریخ ۱۳۹۵/۳/۲۴ ۱:۱۶:۲۶
ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۵/۳/۲۴ ۱:۴۴:۲۹

تصویر کوچک شده
تصویر کوچک شده


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۱:۲۶ سه شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۵

سوزان بونزold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۱۶ شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۴
آخرین ورود:
۷:۳۵:۳۹ دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۸
از همون اول خوشم نمیومد ازت.
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 265
آفلاین
جایگزین شه لطفا.


نام :سوزان بونز

گروه: هافلپاف

جبهه: سیاهی و مرگخوار

جنسیت: مونث

رنگ مو: هر دفعه یه رنگه.

رنگ چشم: اینم هر دفعه یه رنگه.

چوب دستی: چوب درخت بلوط و مغزی پوست آفتاب پرست

پاترونوس: آفتاب پرست

جارو: آذرخش

لقب: رنگارنگ

معرفی: او همزمان با هری پاتر وارد هاگوارتز شده و عمه ی او آملیا سوزان بونز است که از اعضای رده بالای وزارت جادوگری محسوب میشود.

سوزان به دلیل داشتن حس کنجکاوی نسبت به شکل پاترونوس هری پاتر و همچنین یادگیری پاترونوس به ارتش دامبلدور میپیوندد ولی سال بعد از آن دیگر در ارتش دامبلدور شرکت نکرد زیرا دیگر ارتشی دامبلدوری وجود نداشت که او بخواهد به آن بپیوندد.

علایق: همه چی!

نژاد: اصیل زاده

ویژگی های اخلاقی: آرام- بی آزار- شوخ طبع (گاهی اوقات یکمی فراتر از اون)- سعی می کنه همه چیز رو آسون بگیره- فوق العاده دوستاشو دوست داره و ازشون حمایت می کنه.



انجام شد.


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۵/۳/۱۸ ۱۶:۴۵:۱۴




تصویر کوچک شده


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۳:۵۲ یکشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۵

ربکا جریکو


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۱۶ یکشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۵
آخرین ورود:
۰:۳۴ دوشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۵
از Recycle Bin!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 49
آفلاین
نام: رِبِـکـا جِـریـکـو

القاب: رِب، دختری با موهای لَبویی. دختره‌ی هفت‌تیر کِش.

گروه: ریونکلاو! .. شایعه که بخاطر طرفدارِ دو آتیشه بودن تیم چلسی بوده.

پاترونوس: طاووس.

ظـاهـر:

قد و قواره‌ی نُرمالی داره و پوست صورتش صاف و روشنه. متامورف‌ماگوس ـه ولی رنگ موهاش اکثراً زرشکیه و معمولاً اونا رو نمی‌بنده یا اگه ببنده، بصورت دم اسبی می‌بنده. یه عینک دودی بین موهاش می‌زنه، ژاکت و دستکش چرمی قرمز هم می‌پوشه. رنگ طبیعی چشاش آبیه ولی بسته به شرایط و حالت و خُلقِش، تغییر رنگ می‌ده.

مـعـرفـی کـلّـی و اخـلـاقـیـات:

ربکا یه دختر جوون در حال ادامه تحصیلـ ! ـه و مشنگ زاده به حساب میاد. پدر و مادرش در دوران چند ماهگیش به دلیل نامعلوم و مرموزی کشته شدن و از همون موقع سپرده شد به دست عمه‌ش، جودی. و زیر سایه‌ی پُر مهرِ اون بزرگ شد. در واقع ربکا هروقت به مشکلی برخورده یا توی دردسری افتاده، عمه‌ش به خوبی نقش سپر مدافعی رو در برابر ناسزاها و مشکلات زندگی ایفا کرده.

علاقه‌ی وصف ناپذیری به سلاح‌های مشنگی داره و در کنار چوبدستیش، معمولاً یه هفت‌تیر با خودش همراه داره که بخاطر این سلیقه‌ی غیر جادوگرانه‌ش، همیشه بین همگروهی‌ها و اطرافیانش مورد تحقیر و تبعیض قرار گرفته که در اکثر اوقات با یه نگاهِ "به تو چه؟" ـی، به سادگی تموم می‌شه قضیه.

رو مودِ خاصی نیس همیشه و متغیره بسته به شرایط. بعضی وقتا لام تا کام هیچی نمی‌گه و ساکت و آرومه و در برخی شرایط، یه نفس فقط زر می‌زنه که به ناچار مجبور می‌شی با آچار فرانسه، شات داونِش کنی.

اجتماعیه و هوای دوستاش رو داره. گنجایشِ کاسه‌ی صبر و جنبه‌ش زیاده ولی از یه جایی به بعدش دیگه رنگ موهاش از جیگری به صابون لوکسی تغییر رنگ می‌ده و دیده شده که طرف رو با کلمات نه چندان نرم و لطیفی مورد عنایت قرار داده که.. خب.. طبیعیه دیگه!

عشق موتورسواری تو وجودش فوران می‌کنه و چون رکسان مدتیه گم و گور شده، فعلا موتور سیکلتش رو کِش رفته تا ببینیم تا بعد چی می‌شه!

و در آخر اینکه یه روز بطور تصادفی با آلبوس دامبلدور رو در رو شد و پروفسور با چشمای دست‌کم دو بار اشکبار شده‌ش، این دختره رو هم اسکن فوری و بعدش دو دوتا چهارتا کرد و دید که از همه رنگه محفل، شهر قشنگه محفل. چشما رو نمی‌سوزونـ.. چیز.. ینی عـــــشــــق لایتناهی رو توی وجودش یافت و بهش اعتماد کرد و فرستادش خونه‌ی بخت یا همون دوازدهمیِ گریمولد و فوقع ما وقع!

-----

خداحافظ، روباه نارنجی!

تایید شد.


ویرایش شده توسط ربکا.جریکو در تاریخ ۱۳۹۵/۳/۱۶ ۱۲:۲۹:۵۵
ویرایش شده توسط آرسینوس جیگر در تاریخ ۱۳۹۵/۳/۱۶ ۱۹:۲۰:۳۳

خدافظ جادوگران!
Fox Life!


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۰:۲۷ پنجشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۵

چارلی ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۴۷ دوشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۴
آخرین ورود:
۱۲:۳۳ پنجشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۵
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 83
آفلاین
لطفا جایگزین کنید. ممنون!

نام: چارلی ویزلی

گروه: گریفندور

چوبدستی: هجده سانتی متر، چوب صندل، ریسه قلب اژدها

جبهه: محفل ققنوس

سپر مدافع: اژدها

شغل : تجارت اژدها

توانایی: از زمان بچگی، می توانست با حیوانات ارتباط ذهنی برقرار کند.

خصوصیات ظاهری و رفتاری: قد متوسطی دارد و کمی چاق است. موهای صاف و مرتب قرمز دارد. عاشق رداهای قرمز است و همراه با آن، شنل بلند و قرمز هم می پوشد. اغلب کلاه سیاه و بلندی هم برسرش می گذارد.
او عاشق حیوانات است و به شدت آنها را دوست دارد.
چارلی کلاهش را طوری طلسم کرده که در آن از هر نوع حیوان جادویی، غیر جادویی، وحشی، اهلی، گیاهخوار، گوشت خوار و... را در آن جای داده است. (کلاه نیست که! کشتی حضرت نوحه! )
هرگاه در جایی بیکار نشسته باشد، یکی از حیوانات کوچک را از کلاهش بیرون می آورد و شروع به نوازش آن می کند.
حیوان خانگی مورد علاقه اش عنکبوت اش است که "خانم آرا" نام دارد و او را روی شانه اش می نشاند.
چارلی از خزندگان وحشت دارد. خزندگان تنها حیواناتی هستند که چارلی از آنها متنفر است. حتی لولوخورخوره او نیز به شکل یک افعی سیاه است.
البته خودش می گوید که از خزندگان نمی ترسد بلکه "چندش اش" می شود!

معرفی: چارلی در خانواده خائن به اصل و نسب ویزلی به دنیا آمد. او از بچگی عاشق حیوانات بود و میتوانست با آنها ارتباط برقرار کند.
چارلی در یازده سالگی وارد هاگوارتز شد و کلاه گروه بندی او را به گریفندور انداخت. با اینکه در دروس خواندنی ضعیف بود، اما استعداد فراوانی در کوییدیچ داشت و در مقام یک جست و جو گر بازی می کرد.

پس از پایان تحصیلاتش به رومانی رفت تا بر روی حیوان مورد علاقه اش یعنی اژدها کار کند. پس از چندین سال، تبدیل به یک تاجر اژدها شد.
او برای فروش اژدها از تلفن همراه مشنگی استفاده می کند.
معمولا بیشتر اژدها هایی که می فروشد، متعلق به یک خانم شفادهنده بوده که با آن تنها به سنت مانگو می رفته است...!


انجام شد.


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۵/۳/۱۳ ۱۱:۴۷:۲۴

قدم قدم تا ‏ روشنایی، ازشمعی در تاریکی تا نوری پرابهت و فراگیر!
می جنگیم تا آخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی!!!‏
برای عشق!!!!‏
برای گریفیندور.


تصویر کوچک شدهتصویر کوچک شده
آخرین دشمنی که نابود می شود، مرگ است.


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۸:۲۷ جمعه ۷ خرداد ۱۳۹۵

جیمز پاتر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۵۵ پنجشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۵
آخرین ورود:
۰:۳۱:۱۵ پنجشنبه ۴ مهر ۱۳۹۸
از تـــــه قلبت بنویس!
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
پیام: 110
آفلاین
برای تکمیل و به طور کل جایگزینی اومدم:


نام: جیمز پاتر

او در بیست و هفتم ماه مارچ از سال هزار و نهصد و شصت میلادی در خانواده پاتر که به پندار عموم در شرف انقراض قرار داشت به دنیا آمد، او تنها فرزند فلیمنت پاتر و همسرش افمیا بود. جیمز در سن یازده سالگی به مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز راه پیدا کرد و در آنجا دوستی عمیقش را با سیریوس بلک، ریموس جان لوپین و پیتر پتی گرو را پایه ریزی کرد که بعدها منجر به تشکیل گروه غارتگران شد.

جیمز پس از گروهبندی به گروه گریفندور راه یافت و پس از مدّتی وارد تیم کوییدیچ این تیم شده و در پست مهاجم با این تیم چندین بار به قهرمانی رسید. او که در سال های تحصیلش در هاگوارتز علاوه بر کسب علم به شناختن نقاط مختلف قلعه می پرداخت، تصمیم گرفت تا با کمک دوستانش نقشه ای جامع از مدرسه هاگوارتز تهیه کند و آن را نقشه غارتگر نامید.

در طول سال پنجم تحصیل وی در مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز او توانست که به طور کامل - و مخفیانه- خود را به یک گوزن تبدیل کند و در حقیقت تبدیل به یک جانورنما یا انیماگوس شود. هر چند که سوروس اسنیپ - کسی که شاید می شد او را دشمن خونی جیمز دانست - تا حدودی از این قضیه مطلع شده بود.

جیمز پس از اتمام دوره تحصیلش در هاگوارتز با لی لی اوانز ازدواج کرد و پس از یک سال هم صاحب فرزندی به نام هری پاتر شد. فیلمنت و افمیا پیش از آن که نوده شان را ببینند، از دنیا رفتند. این اتفاقات همزمان با ظهور جادوگری سیاه به نام لرد ولدمورت بود.

جیمز پاتر که ثروت خانوادگی خاندان پاتر را به ارث برده بود، نیازی به کارکردن نداشت و تمام وقتش را صرف ارتش سرّی آلبوس دامبلدور می نمود که برای مقابله با جادوگران سیاه ایجاد شده بود، موسوم به
محفل ققنوس.

پس از گذشت کمتر از یک سال جیمز پاتر به علت خیانت پیتر پتی گرو، در جلوی خانه اش، وقتی رفته بود آشغالا رو بذاره دم در، توسط لرد ولدمورت کشته شد!

از القابی که برای او استفاده شده در طول کتاب: شاخدار (گروه غارتگران)

افتخارات: قهرمانی جام گروه های هاگوارتز، جام کوییدیچ هاگوارتز، حضور در محفل ققنوس

و امّا اگه می خواهید بیشتر راجع به جیمز بدونید، با ما همراه بوشیـــــــــد!


انجام شد.


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۵/۳/۷ ۲۱:۵۲:۵۴

دوباره اومدم، اگه این بار هم نباشی...
دوباره می رم.


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۵:۱۴ جمعه ۷ خرداد ۱۳۹۵

ریموس لوپینold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۵۱ چهارشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۵
آخرین ورود:
۸:۰۷ سه شنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۶
از گریمولد
گروه:
کاربران عضو
پیام: 10
آفلاین
نقل قول:

ریـموس نوشته:
نام: ریموس جان لوپین

معانی اسمش:
ریموس = یکی از بنیان گذاران شهر رم که در بچگی توسط یک ماده گرگ شیر داده شده بود.
لوپین = در لاتین به معنی گرگ است.

نام مستعار : مهتابی ( به خاطر گرگینه بودنش )

خصوصیات چوب دستی :
جنس: چوب درخت سرو و موی تک شاخ
اندازه : ده و یک چهارم اینچ

گروه: ___
عضو محفل ققنوس و گروه غارتگران

نسب : پدر جادوگر- مادر مشنگ
نام پدر :لیال لوپن
نام مادر: هوپ هاول!

خصوصیات ظاهریش:
رنگ چشم : آبی
رنگ مو : موهای قهوه ای روشن با رگه های خاکستری روشن-ماهی یک بار پرمو تر از همیشه می شود
پوشش عادی : کت و شلوار قهوه ای
لباس جادوگری : ردای بلند و مشکی رنگ

دیگرخصوصیاتش : شوخ طبع ، آرام ، مهربان، ساکت ولی شیطان و اغلب بیمار و خسته بنظر می رسد به همین علت افراد معمولا او را دست کم می گیرند ، لوپین یک معلم فوق العاده و مرد خیلی خوبی ست ولی یک نقطه ضعف دارد و نقطه ضعفش این است که دوست دارد دوست داشته شود و همیشه با بخش دیگر وجودش که گرگینه بودنشه ، درگیر هست.


استعداد های خاص :
فوق العاده با استعداد در دفاع در برابر جادوی سیاه

رتبه خونی:دورگه(گرگینه)

علت گرگینه شدنش : کمی قبل از تولد پنج سالگیش ، توسط یک گرگینه به نام "گری بک" گاز گرفته میشودو از آن ب بعد برای همیشه به یک گرگینه تمام عیار تبدیل میشود و هر ماه در زمان کامل شدن ماه، تغییر شکل می دهد.
( لازم به ذکره که " گری بک" دشمن لیال لوپین (پدر ریموس) بود، و به خاطربیان این جمله از طرف لیال ، در اداره مقررات و کنترل موجودات جادویی (لیال لوپن عضو این اداره بوده) که گرگینه ها " موجوداتی شیطانی ، بدون روح و لایق هیچ چیز جز مرگ نیستن " گری بک پسر لیال را به گرگینه تبدیل کرد)


مرگ: 2 می 1998-نبرد هاگوارتز
به دست انتونین دالاهوپ ( که یکی از قدیمی ترین مرگ خواران ولدمورت بود) کشته شد

نشان های دریافتیش : درجه یک مرلین ( که پس از مرگش به او اعطا شد و اولین گرگینه ای بود که در طول تمام دوران به این افتخار دست یافته بود )



در حال حاظر به علت پر بودن ظرفیت گریفیندور "موقت" میخوام بدون گروه (منظور از گروه چهار گروه اصلی هست) ایفای نقش کنم حتی جا نبود رو سقفم بخوابم


تایید شد.
به ایفای‌نقش خوش اومدین.


ویرایش شده توسط ریـموس در تاریخ ۱۳۹۵/۳/۷ ۱۵:۲۲:۲۸
ویرایش شده توسط ریـموس در تاریخ ۱۳۹۵/۳/۷ ۱۵:۲۳:۳۷
ویرایش شده توسط ریـموس در تاریخ ۱۳۹۵/۳/۷ ۱۵:۲۶:۱۲
ویرایش شده توسط ریـموس در تاریخ ۱۳۹۵/۳/۷ ۱۵:۲۷:۱۴
ویرایش شده توسط ریـموس در تاریخ ۱۳۹۵/۳/۷ ۱۵:۳۲:۵۴
ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۵/۳/۷ ۱۷:۴۰:۳۶


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۱:۳۵ پنجشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۵

ریموس لوپینold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۵۱ چهارشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۵
آخرین ورود:
۸:۰۷ سه شنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۶
از گریمولد
گروه:
کاربران عضو
پیام: 10
آفلاین
نام: ریموس جان لوپین

معانی اسمش:
ریموس = یکی از بنیان گذاران شهر رم که در بچگی توسط یک ماده گرگ شیر داده شده بود.
لوپین = در لاتین به معنی گرگ است.

نام مستعار : مهتابی ( به خاطر گرگینه بودنش )

خصوصیات چوب دستی :
جنس: چوب درخت سرو و موی تک شاخ
اندازه : ده و یک چهارم اینچ

گروه: ___

نسب : پدر جادوگر- مادر مشنگ
نام پدر :لیال لوپن
نام مادر: هوپ هاول!

خصوصیات ظاهریش:
رنگ چشم : آبی
رنگ مو : موهای قهوه ای روشن با رگه های خاکستری روشن-ماهی یک بار پرمو تر از همیشه می شود
پوشش عادی : کت و شلوار قهوه ای
لباس جادوگری : ردای بلند و مشکی رنگ

دیگرخصوصیاتش : شوخ طبع ، آرام ، مهربان، ساکت ولی شیطان و اغلب بیمار و خسته بنظر می رسد به همین علت افراد معمولا او را دست کم می گیرند ، لوپین یک معلم فوق العاده و مرد خیلی خوبی ست ولی یک نقطه ضعف دارد و نقطه ضعفش این است که دوست دارد دوست داشته شود و همیشه با بخش دیگر وجودش که گرگینه بودنشه ، درگیر هست.


استعداد های خاص :
فوق العاده با استعداد در دفاع در برابر جادوی سیاه

رتبه خونی:دورگه(گرگینه)

علت گرگینه شدنش : کمی قبل از تولد پنج سالگیش ، توسط یک گرگینه به نام "گری بک" گاز گرفته میشودو از آن ب بعد برای همیشه به یک گرگینه تمام عیار تبدیل میشود و هر ماه در زمان کامل شدن ماه، تغییر شکل می دهد.
( لازم به ذکره که " گری بک" دشمن لیال لوپین (پدر ریموس) بود، و به خاطربیان این جمله از طرف لیال ، در اداره مقررات و کنترل موجودات جادویی (لیال لوپن عضو این اداره بوده) که گرگینه ها " موجوداتی شیطانی ، بدون روح و لایق هیچ چیز جز مرگ نیستن " گری بک پسر لیال را به گرگینه تبدیل کرد)


مرگ: 2 می 1998-نبرد هاگوارتز
به دست انتونین دالاهوپ ( که یکی از قدیمی ترین مرگ خواران ولدمورت بود) کشته شد

نشان های دریافتیش : درجه یک مرلین ( که پس از مرگش به او اعطا شد و اولین گرگینه ای بود که در طول تمام دوران به این افتخار دست یافته بود )




ویرایش شده توسط ریـموس در تاریخ ۱۳۹۵/۳/۶ ۲۱:۳۹:۲۹
ویرایش شده توسط ریـموس در تاریخ ۱۳۹۵/۳/۶ ۲۲:۰۳:۵۳
ویرایش شده توسط ریـموس در تاریخ ۱۳۹۵/۳/۷ ۱۵:۰۷:۱۷

تصویر کوچک شده


قدم قدم تا روشنایی، از شمعی در تاریکی
تا نوری پرابهت و فراگیر !
میجنگیم تا آخرین نفس !!
میجنگیم برای پیروزی !!!
برای عـشـــق !!!!
برای گـریـفـیندور !!!!!









شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.