جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

17 کاربر(ها) آنلاین هستند (12 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
13
مهمانان
4
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  93 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  204 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  217 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  306 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  208 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: جمعه 31 شهریور 1396 15:12
نمایش جزئیات
آفلاین
لینی!!!!!
شاینی؟
عاغا ای لاو شاینی!
اولین بار مینهو رو تو هوارانگ دیدم از اون موقع میبینمش نیشم باز میشه!
تمینم تو مسابقه رقصه هیت ده استیج دیدم!
تم جوکرش محشر بود!
بعد ی تست هست طبق تاریخ تولد اسم کره ایتو میگیریا؟
با اسم راستکی اونیو یکی بود ذوق مرگ شدم!
من خودم رینگ دینگ دونگو میدوستم وری بسیار!
تو چی؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

"تنها ارباب است که میماند"
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: جمعه 31 شهریور 1396 12:41
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام پیکسی.
هر بار که توی این مدت میگفتی که قلم‌پر، من مشتاق تر میشدم که ببینم چی میخونم ازت... و بلخره گذاشتیش!
سوال نپرسیدم... نمیگم نداشتم. داشتم! نپرسیدم چون که حس میکردم اگر اینجا بپرسم در حالی که همزمان دارم بات بحث میکنم، یه مقدار کارم داغان بوده و باید وسط حرف میپرسیدم و خلاصه هی نمیشد!
اول همه ی حرفامو بزنم چون میخوام تاپیک رو باز نگه دارم و وسط خوندن پی دی اف بیام جا به جا جواب بدم... همین الان هم وسط مشورت مدیریتی به لینی گفتم که حرف نزن مصاحبه تو دارم میخونم... ناراحت نشده باشه =)))
لینی، تو دوست خوبی هستی. یه رکن خیلی مهم رو داری و اون هم صداقته... نمیپیچونی آدمو، راستشو میگی. و این لذت بخشه.
با آراگوگ موافقم. خودت باش. خودت باش و برای خودت... خودت خوبه! حتی خیلی بیشتر خودت باش و بی سایه!

پ.ن: از همین تریبون باید بگم که حس جالبی بهم دست میده هر بار که آراگوگ دو نقطه دی میزنه. انگار از دل برآمده س! همر زدنشون هم میبینیم آیا؟ :)))


نقل قول:
لینی وارنر، لیلی لونا پاتر و... نوربرتا: این همون شناسه ی خجالت آوریه که نمیخوای کسی ازش خبر داشته باشه؟ چرا؟
ازت متنفرم. چرا اسرار ملت رو فاش میکنی؟

خدااااع! =)))
برای رفقایی که نمیدونن اینو اینجا میگم... چند وقت پیش ما درون گروه مدیران در حال بررسی اولین پست های ایفایی همدیگه و از شما چه پنهون مسخره کردن همدیگه بودیم! مشکل چی بود؟ مشکل این بود که این یه ذره حشره... هر کار میکردیم نمیتونسیم یه پست ضایع در حد خودمون حتی از شناسه ی دومش در بیاد. و مکررا هی میگف خز بازیامو با یه شناسه دیگه انجام دادم!
خیلی از ریتا اسکیتر تشکر میکنم که این سوژه رو برامون جور کرد! مرسی! =)))

نقل قول:
لینی مگه هافلی نیست؟ تو چرا ریونی از آب در اومدی؟

نمود کامل ظلمه این. من همواره این بحثو به روی ایشون اوردم... و ایشون هم کم لطفی نکردن و گفتن رز گریفیه!


نقل قول:
دوران بعد از کنکور، وقتی تازه برگشته بودم، رول زدن یادم رفته بود و تازه دانشگاه رفته بودم و اصن یه وضع در هم برهمی بود، واقعا برام سخت بود بمونم.

اون زمانو یادمه... شاید دومین یا سومین پست بعد از حضور مجدد و در کنار هم خودمون، توی یکی از ماموریت های مرگخوارا بود. یادم میاد که خیلی داشتم اذیت میشدم... و بعدش توی تاپیک گزارش ماموریت انجمن مرگخوارا، بعد از تموم شدن ماموریت، لرد اومدن و نقل قولت کردن که بازگشت لینی! و بعدش هم من بودم و نوشته بودن بعد از بازگشت لینی شاهد بازگشت رز هم بودیم!
من اون پست هر دومون رو یادمه. یادمه که هر دومون کلافه بودیم غر میزدیم، لرد با این حرفش پرتمون کرد به سمت و سوی جلو! :)))

نقل قول:
بعله، میره. خیلیم میره.

ما داریم توی یه جوب زندگی میکنیم. حتی توی مخالفت ها هم یه دفعه ای یه نفر باعث توافق میشه و معمولا همه چی ختم به خیر میشه! شاید چون هم همکاریم و هم رفیق... مرسی پیکسی! ✌️

نقل قول:
گاهی این اختلاف نظرا به گیس و گیسکشی هم میکشه.

نمیدونم یادته یا نه، اون اوایل یه بار بود که رای هامون مساوی شد توی یه مسئله که 180 درجه مخالف بودیم. شاید یکی دو هفته بود من مدیر بودم. یهو پرسیدم "خب، حالا چیکار میکنیم؟" تو جواب دادی "گیس و گیس کشی میکنیم ببینیم کی میبره!" .

آه پیکسی. احساساتی شدم! میدونم رفیق... جدی ترین بحثمون رو یادمه که همین چند وقت پیش بود... تهش هم به همین نتیجه رسیدیم که مدیریت جدا رفاقت جداس برامون. برای منم همین طوره. امیدوارم که ناراحتی ای چیزی نداشته باشی... دوست خوبی هسی برام... :)

و اما در مورد ابراز محبتم باید بگم که اتفاقا برام سوال بود که سرت به کجا خورده و کی با حشره کش زده روت که این شکلی شدی! ولی مهم نیس. ما هم ابراز محبت، ما هم ابراز محبت از همین تریبون. :)

نقل قول:
اما خب، میشه آراگوگ و رز رو ببینم؟

تو این طرفا رفت آمدت زیاده! دفعه بعد با چک و لگد خودم هماهنگ میکنم و دیگه به تو نمی سپارم! :|


کی بریم کوییدیچ کوچیک بزنیم لن؟ برگشتی که!

اوه اوه... میدونسم بحث به هاگوارتز میرسه! آقا منو ببخش! از همین تریبون! ملت من حافظه م قد ماهیه... برای تک تک اطلاعیه هایی که میزدم حداقل یک سوتی رو میدادم و باید میرفتم قوانین چک میکردم و فک کنم که لینی رو حرص زیاد دادم این مدت... ولی خوشالم که این تجربه ی مشترک رو داستان کردیم با هم!

نقل قول:
هیچی دیگه، هنوزم نداریمش. فحش بدین مدیرا. :همر:

این صحنه خیلی جالب بود. یه دفعه من دیدم که تلگرامم منفجر شده و 60 تا پیام از لینی دارم... باز کردم دیدم حجم عظیمی از آب غوره و سر به دیوار کوبی و اینا جلومه! =)) ترسیدم و گفتم چی شده و اینا... اول یه کم امتناع ورزید و بعد گفت و هر دومون زمستان شدیم!


نقل قول:
دامبلدور بنده روونارو این وسط مقصر ندونین که کوچکترین تقصیری نداشت و فقط با شجاعت کار نکرده رو به گردن گرفت!

این خیلی مهمه و خیلی خوشحالم که بلخره فرصتی شد بهش اشاره بشه... اون چند روز برای من و لینی به علت مرگخوار بودنمون و چند تا درگیری کوچیک و بزرگ و همزمانی با جریانات استعفای لرد خیلی سخت بود... از جانب خودم میگم... احساساتی بودم و مدیرانه رفتار نمیکردم و از دست زمین وزمون عصبانی بودم! دامبلدور با اینکه وظیفه ای نداشت از این نظر... خیلی خیلی شجاعانه اومد و به فکر سایت بود. اومد و مسئله رو جمع و جور کرد...
مرسی که اینو گفتی لینی. دمت گرم!

نقل قول:
خیلی ندای وظیفه ای.

=))))))
تا سال ها مدیون کاشف این لقبم! :))
خیلی زیاد و در حد هفته ای دو سه بار پیش میاد که من مجبور باشم لینی رو آروم کنم که حرص نخور... طرف بی مسئولیته و خودمون درستش میکنیم اصن. خیلی خیلی لقب مناسبیه ندای وظیفه =))

نقل قول:
در حال حاضر outlast 2 رو پیشنهاد میکنم. بازی ترسناکه.

گول نخورین. گول نخورین. دانلود نکنین. نصب نکنین. از جاتون تکون نخورین. این کار کثیف یه بار با من انجام شده! ضعف اعصاب میگیرم اصن وقتی یادم میاد چند روز توی یه لول روزی شص بار سکته میکردم! نکنین! نکنین!

نقل قول:
SHINee هست!

خوب شد یادم اومد... برم اون گلچینی که فرستاده بودی رو ببینم چی بود!

نقل قول:
خب باشه... با دلفی.

روش کار کن اونجا حتما... ببینم چیکار میکنی. برو یه ناظر درست کن برامون بیا! :))

نقل قول:
دوبار. نصف که چه عرض کنم، پودر شد بخشی از منو، تا اینکه تصمیم گرفتیم کلا اون بخش رو حذف کنیم. :((

آقا... این موردی بود که تلگرام لینی پوکید و 60 تا آب غوره و سر به دیوار کوبی از من گرفت!! شاید یک هفته داشتیم تایپ میکردیم برای یه بخش از منو و بالا پایین میرفتیم... با یه کلیک یه دفعه همه چیز غیب شد! لینی خیلی مهربون گفت اشکال نداره و دوباره درست میکنیم... دوباره درست میکردم و دوباره با یه کلیک...
از همین جا میگم که لینی خیلی روی مسئولیت حساسه... ولی آدم مهربونیه.
گاهی وقتا اگر به من نگفته بودی اشکال نداره و درست میشه، شاید من سایت نمی اومدم دیگه و میدونی... منظورمم مسائل منویی اینا نیس...
مرسی لینی.


صفحه دسکتاپو! =)))

تموم شد... خیلی خیلی مصاحبه ی مفصلی بود و خیلی دوست داشتنی... حرفامو زدم اون اول... خوشحالم که میشناسمت!
همین، خلاص!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

ارباب جان، جان جانان اند اصلا!




پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: جمعه 31 شهریور 1396 11:29
نمایش جزئیات
آفلاین
خیلیخوب بود.
و واقعا لذت بردم.
چقدر واقعا خوبه که شما به عنوان مدیر ایفا انتخاب شدید، چون با حوصله و صبورید و به همه کارا رسیدگی میکنید.
فقط یه سوال.
من چه کار های عجیبی ازم سر میزنه؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط دافنه مالدون در 1396/6/31 11:52:46
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: جمعه 31 شهریور 1396 01:40
نمایش جزئیات
آفلاین
سوال نکرده بودم. سوالی نداشتم. تو رو خوب می شناسم.

این مصاحبه بسیااااار بسیاااار مفصل بود! خیلی خوب بود. می خواستم بشینم تعداد آراگوگ های توی مصاحبه تو بشمرم.
همونطور که گفتی طبیعیه...ما خیلی ساله با همیم...و خیلی هم به هم نزدیکیم.
تو سایت زمان زیادی با هم گذروندیم...خارج از سایت هم همینطور.

آدما سخت برای من خاص می شن. خیلی طول می کشه. تو یکی از خاص ترین ها هستی. جات اونقدر محکمه که حتی خودت هم نمی تونی تکونش بدی.

لینی یکی از خوش قلب ترین آدماییه که تو زندگیم شناختم. اگه بدترین آدم دنیا رو بذارین جلوش، با چشمای پر از اشک، می گرده که یه ویژگی خوب ازش پیدا کنه و منو حرص بده! همینطور یکی از رو راست ترین ها. غیر ممکنه حرفی رو بزنه که بهش اعتقاد نداره. غیر ممکنه چیزی رو قبول کنه که از ته قلب قانع نشده باشه که درسته.
یه شخصیت فوق العاده. محکم...قوی...صبور...شجاع...

از نظر سایتی، صبر و حوصله و میزان مقاومتت بی نظیره. این همه وقت، مدیریتی رو که واقعا به نظر من کار غیر قابل تحملیه، به بهترین شکل انجام دادی. تلاش کردی...با هر کسی که پیشنهادی داشت همکاری کردی. با کشمکش ها و دعوا ها سرو کله زدی. با اعضایی مثل من که یهو گیر می دن که من می رم و کسی نمی تونه جلومو بگیره، کنار اومدی. با ناز کردنا و قهر کردنا و اختلاف ها و دعواها. در مقابل چی گیرت اومد؟ گاهی اعصابتو خرد کردن...گاهی تهمت زدن که عشق مدیریت داری(که واقعا نمی دونم کجای مدیریت می تونه برای کسی که سالها مدیر بوده، عشق برانگیز باشه!)...گاهی بین دو نفر، دو گروه، گیر کردی...
می دونم چقدر اذیتت کردن. توی سایت و خارج از سایت.
خودمم خیلی اذیتت کردم.
با اون هیکل ریز، این همه قدرت تحمل رو از کجا آوردی؟!

فعالیتت خوبه... مدیریتت خوبه... همه جا هستی. همه جا مفیدی.


شعار نمی دی. همینی که هستی. و اینی که هستی، تحسین بر انگیزه. همین بمون!


حشره بی نظیری هستی. دوست بی نظیر تری هم هستی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
!If you can't handle me at my worst, you dont deserve me at my best
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: جمعه 31 شهریور 1396 01:33
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:
خیلی ندای وظیفه‌ای.


ینی تا حالا هیچ لقبی رو ندیدم که انقد عمیق، مَچ و با معنا باشه!
ینی حتی شیطان مقیم هم اینقد به گیبن نمی‌خوره.
مرسی ریتا!

نقل قول:
ولی نکته‌ای که وجود داره اینه که هیچ تیمی آلمان نمی‌شه و همیشه اولین انتخاب من آلمان خواهد بود.


با توجه به اینکه توی تورنمنت‌های ده سال اخیر، همیشه پرتغال و آلمان به همدیگه خوردن، شکی درش نیس که سال آینده هم می‌خورن.
برا همین، بیا قضیه رو جالب کنیم. اگه آلمان باخت، قول بده خودتو یه هفته بلاک کنی!

نقل قول:
آرنولد پفک پیگمی: خیلی خوبه. :))


اممم... چی بگم... مرسی واقعاً. نظر لطفته.

نقل قول:
in reply to Leiny


لینی، لِینی خونده میشه؟ ینی من چهار سال اشتباه می‌خوندم؟
(رو به افق می‌کنم. غروبه. آخرین بازمونده‌های آفتاب، پلک‌هامو نوازش می‌کنه.)
آه... ینی... ینی زندگیم همش دروغ بود؟

نقل قول:
ریتا: بدترین دعوایی که خودت کردی؟
لینی: با ویولت بودلر بود.


حدس میزدم جوابت ویولت باشه. ویولت با همه دعوا داشته. حتی توی یکی از رولای لادیسلاو، داشت روی کوسن، فنون کشتی‌کج اجرا می‌کرد.

نقل قول:
21 Pilots


یه آهنگ بود از این گروه توی PES 2017. اسمشم Ride بود. بهترین آهنگ بازی بود به نظرم. نمی‌دونم آهنگ خوب دیگه‌ای هم دارن یا نه، ولی حوصله‌ی کشف گروه‌ها و خواننده‌های جدید رو ندارم.

نقل قول:
بازی هم ترسناک و اکشن و بزن بزن تفنگی.


خیلی وقت پیش خواستم بپرسم، نشد. الآن موقعیتش پیش اومد که بپرسم... هنوزم RE4؟ چند بار تمومش کردی؟ گفتی عاشق Iron Maiden ـی. (همون موجود جهش‌یافته که توی جزیره‌س و ازش تیغ میزنه بیرون. )

نقل قول:
یه فانتزی که همیشه تو ذهنته نقل کن برامون.


اِ؟ اینو چرا جواب ندادی؟ سؤال منم بودا.

نقل قول:
مثلا می‌بینم یه اتفاق بدی افتاده، حالا چه تو فیلم چه تو واقعیت برای دیگران حتی، کلی ناراحت می‌شم و افسوس می‌خورم.


خیلی کم دیدم کسی به این موضوع اشاره کنه.
قبلاً خیلی اینطور می‌شدم. مخصوصاً در مورد شخصیت‌های تخیلی. مثلاً یه شخصیت می‌مُرد، کلی افسرده می‌شدم. طوری که یکی دو روز اون کتاب یا سریال رو کنار می‌ذاشتم و در مورد مرگ یارو فک می‌کردم‌. نه فقط مرگ. نه فقط اتفاقات بد. کلاً هر اتفاق یا دیالوگی که به دلم بشینه و منو تکون بده. این حس رو هم دوس دارم، هم اذیتم می‌کنه بعضی وقتا. انگار یکی توی ذهنم بهم میگه: ولش کن. خودتو بخاطر یه اتفاق، دیالوگ یا کاراکتری که وجود خارجی نداره، اذیت نکن.
یه مدتیه به‌ندرت دچار همچین چیزی میشم. اصلاً به‌ندرت وارد اتمسفر داستان‌ها میشم. نمیدونم دلیلش چیه. ولی دوس دارم دوباره تجربه‌ش کنم.

و در آخر...

نقل قول:
ریتا: نوربرتا!
این همون شناسه‌ی خجالت‌آوریه که نمی‌خوای کسی ازش خبر داشته باشه؟ چرا؟

لینی: ازت متنفرم. چرا اسرار ملت رو فاش می‌کنی؟ :(


افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Rock 'n' Roll 'n' Rule 'n' Role!
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: جمعه 31 شهریور 1396 01:00
نمایش جزئیات
آفلاین
مصاحبه خیلی خوب بود.(لینی خوب بود نه تو سوسکی ) از اون جایی که مصاحبه قبلی رو هم رفتم گشتم و خوندم میگم که احتمالا لینی توی این چند سال تغییر کرده واقعا! چون این به لینی ای که من میشناسم خیلی نزدیک تر بود...

و این که در نهایت...
واقعا با من بری مسافرت؟ خدایی من؟ اصلا یعنی تو کل مصاحبه یکی سر اون صد و یازده تا جزوه خندیدم یکی سر سوتیات با منوی مدیریت یکیم از همه بیشتر سر این... یعنی من خودمم حاضر نیستم با خودم برم مسافرت! از بس که تنبلم و کارام و میندازم گردن همسفرام.

و مورد دوم این که بله روونایا به من یه وقتی بده و من قول میدم در عرض سه روز هشتاد عدد رول بزنم. تازه الان که خوبه... روونا خودش مهرو بخیر کنه واقعا!+راجب استعداد هم بسیار لطف داری،شرمنده میکنی...

ویرایش:آقا اینا جاموند
آلمان؟ تو کجا بودی تا الان؟خیلی خوبی خیلی.
و مورد بعد این که 21piolt?تو کجا بودی واقعا چرا من انقدر دیر پیدات کردم؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط دلفی در 1396/6/31 1:53:54
ویرایش شده توسط دلفی در 1396/6/31 3:01:17
تصویر تغییر اندازه داده شده

پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: جمعه 31 شهریور 1396 00:42
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:
اینه که باید دامبلدورو واقعا به چشم یه رهبری که خواهان پیشرفتشونه ببینن و از هیچ کمکی بهش دریغ نکنن.


موافقم با این. گرچه بازم یه مقداریش به کتاب برمی گرده که همونجا هم دامبلدور بیشتر نقش دوست و راهنما رو داشت تا رهبر.
شایدم من این جوری برداشت کردم.

نقل قول:
نکنه کسی الگویی که نباید بگیره؟

:

نقل قول:
بزرگترین و مهمترین خرابکاریای که کردم به همین چند ماه پیش برمیگرده. یه بلاک مهمی بود مخصوص مدیرا که کلی چیزای خوب خوب و مفید و راه سریعکن و اینا توش بود. خیلی پرملات بود. آقا زدم پاکش کردم.  مدیران حال و آینده مرا نفرین خواهند کرد.


نقل قول:
هیچی دیگه، هنوزم نداریمش. فحش بدین مدیرا. :همر:


:|
خب چیزی که آرامشم می‌ده اینه که احتمالا نصفی شون به ایفا مربوط بوده، احتمالا!
ولی اگه به آپلود عکس بر می گشته...

نقل قول:
-یه کاری بکن مملکت رو بردن
+ نه ما قصد ادامه تحصیل داریم جفتمون


....:)))

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط رز زلر در 1396/6/31 11:11:47
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: پنجشنبه 30 شهریور 1396 23:43
نمایش جزئیات
آفلاین
مصاحبه ی خیلی خوبی بود!

خیلی دوست داشتم مصاحبه ی لن رو بخونم که خوندم!

نفر بعدی کیه؟

همین دیگه...قهرم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
قهر،قهر،قهر تا روز قیامت!
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: پنجشنبه 30 شهریور 1396 23:40
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:

لینی وارنر نوشته:
سلام.

بابت اینکه اینقد طول کشید معذرت می‌خوام. سوالا زیاد بودن و منم یکم سرم شلوغ بود.
امیدوارم سوتی‌ای نداده باشم، چون فرصت نکردم برای آخرین بار چک کنم.
تقدیمتون.

+ نیم ساعته سعی دارم بفرستم یهو چنان نت کند شد که نگو. :|



چه سوالات خوبی ، واقعا از بعد پرسی ویزلی یادم نمیاد سوالاتی اینقد گرم و صمیمانه پرسیده بشه ، معمولا همیشه خشک و رفع تکلیفی بود سوالات.

جواب هام که خیلی خودمونی و گرم بود ، خوندنشون رو لذت بخش تر میکرد و جذب میکرد که ادامه بدی لینی وارنر رو بهتر بشناسی.

Good Job to both

داشتم میدیدم یه دفعه دیدم اا اسم منم اومده چند بار ، لذت بخش بود که همش تو خاطرات خوبت از سایت بودم و این خودش یه افتخاریه

نقل قول:
به نظرم دامبلدور فعلی اگه بخواد می‌تونه. آدم خوبیه و شخصا قبولش دارم. فقط حس می‌کنم خودش یکم اذیت می‌شه. هاگرید رو تصور کنین! چه شخصیتی داشت و چه طنزی. حالا با دامبلدور محدودیت پیدا کرده و باید چارچوب خاصی رو رعایت کنه. نمی‌تونه خودشو مث هاگرید واسه هرچیزی آزاد بدونه. حتی وقتی هر از گاهیم ترمزو ول می‌کنه و چشمه‌ی هاگرید بودنش می‌جوشه، نگران می‌شه که من دامبلدورم، نکنه کسی الگویی که نباید بگیره؟ (این آخری حرفای خودشه‌ها، این‌چنین به فکره. :) )


زمانی که من دامبلدور بودم اگر یادت باشه ، قطعا آراگوگ که یادشه ، با پرسی ویزلی ، بی ناموسی نویسی رو به اوج خودش رسوندیم. یعنی رسما سایت رو مثبت هیجده کرده بودم و خیلی ها شاکی بودن. میدونم اینم ربطی به تو و مصاحبت نداشت ولی چون اینجا خوندم و با خودش هم در ارتباط نیستم ، بهترین جا دیدم که نظرمو بگم.
کلا دامبلدور های زیادی بودن تو سایت ، هر دامبلدور هم شخصیت قبلیه اون طرف بوده. خیلی ها مثلا فکر میکنن که کار راحتیه که از هاگرید بری دامبلدور شی و عوض شی که اینجوری نیست و اکثرا هم انجامش ندادن. شاید مثلا یه سری افراد دامبلدور شدن جدی تر شدن و یه سری شوخی ها رو دیگه نکردن ولی این حتما نشونه دامبلدور خوب بودن نیست.
در واقع تمام این چیزای گیج کننده ای که بالا گفتم ، منظورم اینه دامبلدور ورژن خودت باش، مهم نیست چه ورژنیه ، همینه که رول نویسی رو خاص میکنه. یه سال دامبلدور مثبت هیجده ، یه بار یه پیرمرد خرفته ، یه بار دلقکه ، یه بارم هاگرید

نقل قول:
اما دلیل اینکه جدی نمی‌نویسم اینه که تعداد سوژه‌های جدی کم شده و اکثر تاپیکا طنز هستن. خودتم سوژه جدید شروع کنی اینقد طرفداراش کمن که احتمالا یا دیر به دیر ادامه پیدا می‌کنه یا اصلا سوژه می‌خوابه.


ها یه تاپیک جدی نویسی پیدا کن ، اگر خودت وقت و حوصلش رو داری ، دوتایی داستانش رو جلو ببریم. البته اگر بقیه هم خواستن بیان که ایول ولی اگر نیومدنم هفته ای نفری یه پست میزنیم مثلا داستان جلو میره. اگر دوست داری جدی بنویسی و وقتش رو داری چون میدونم مدیریت باعث میشه وقتی که واسه پست زدن میتونی بذاری خیلی کم بشه.

نقل قول:
نمی‌گم بهترین هاگ چون نمی‌دونم چیش برتری داشت. اما لذت‌بخش‌ترین هاگی که شرکت کردم هاگوارتزی بود که مدیرش پرسی ویزلی بود. فک کنم تعداد کلاسا 13 تا بود (برای اون زمان خوب بود، برای الان بسیار بده!) و کلا خیلی خوش گذشت بهم.


اون دوران یادش بخیر واقعا ، من و آرش (پرسی) یکی درمیون مدیر هاگوارتز میشدیم و من اعتقاد داشتم که تعداد کلاسا باید پایین باشه و موضوعات تازه تدریس بشه ، کلاسارو میاوردم 6 تا میکردم ، بعد ترم بعد اون میرفت 20 تا کلاس میذاشت.
حالا هر کدوم دلایلی داشتیم واسه خودمون و هر جفتش هم به یه اندازه منطقی بود و چون رفیق هم بودیم هیچوقت درگیر نشدیم ولی کلا جالب بود.
ریونکلاو هم خیلی هاگوارتز برده ، خجالت بکشید فارغ التحصیل (کلمه سختیه ) شید دیگه باو ( زمانی که من ریونکلاو بودم کوییدیچ بردیم فقط فک کنم )


ها در آخر هم اینکه خسته نباشی کلا بابت مدیریت سایت و نظارت و رول نویسی و همه کارهایی که میکنی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
همه‌چیز را می‌فهمم… جز آنچه باید احساس شود.
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: پنجشنبه 30 شهریور 1396 23:58
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام.

بابت اینکه اینقد طول کشید معذرت می‌خوام. سوالا زیاد بودن و منم یکم سرم شلوغ بود.
امیدوارم سوتی‌ای نداده باشم، چون فرصت نکردم برای آخرین بار چک کنم.
تقدیمتون.

+ نیم ساعته سعی دارم بفرستم یهو چنان نت کند شد که نگو. :|

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!