هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۸:۲۶ دوشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۷

ریونکلاو، مرگخواران

ریتا اسکیتر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۳۸ جمعه ۴ تیر ۱۳۹۵
آخرین ورود:
۱۰:۲۸:۴۱ جمعه ۱ فروردین ۱۳۹۹
از سوسک سیاه به عنکبوت!
گروه:
ریونکلاو
ایفای نقش
کاربران عضو
مرگخوار
پیام: 205
آفلاین
ضمن رد تمام اتهامات وارده از سوی این دزد عنوان 《باب بزرگ》 که ما پتنتش رو هفت سال پیش ثبت کرده بودیم، بقیه موارد مطرح شده (دوئل و ده روز و اینا ) توسط این جانب تایید میشه.

باشد که این روح همواره مزاحم به سزای عمل خویش رسیده و این صاحب بالحق قلم‌پر به حق مسلم خودش برسه.


تصویر کوچک شده

Only Raven


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۸:۰۹ دوشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۷

پیوز قدیمی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۲۱ جمعه ۲۵ اسفند ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۲۲:۱۸ جمعه ۲۸ تیر ۱۳۹۸
از توی دیوارای تالار هافلپاف
گروه:
کاربران عضو
پیام: 1513
آفلاین
با سلام خدمت کچل سیاه ... چیز ببخشید ... لرد کچل !! ... نه ای وای اشتباه شد ... لرد سیاه!! ... پیر شدم پسرم زبونم میگیره ببخشید ... بنده تمایل دارم که دوئلی با مهلت ده روزه داشته باشیم با چیز ... عهه ... یادم رفت ... همین چیز ... چیز دیگه ... کی بود ؟!؟ ... حمییییییید ؟

- ریتا اسکیتر !

آهان آره آره ... ریتا اسکیتر ... ایشان با استفاده از ابزار تکفیری قلم‌پر جادویی باعث کدورت خاطر لُرد بزرگوار از این جانب شدن و اتهامشون نشر اکاذیب، تشویش اذهان عمومی و اقدام علیه امنیت مرگخواریه و من تصمیم دارم با سنت پسندیده Trail By Combat از سرزمین وستروس (!) حق رو به حق‌دار برسونم ...


خدافس !


هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر کوچک شده






A Never Ending Story ...


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۰:۱۵ دوشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۷

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۱:۵۵:۴۶
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5863
آفلاین
سوژه دوئل روبیوس هاگرید و رز زلر: لرد پاکتی!


توضیح:

شما مدتیه برای محفل کم کاری کردین...یا اشتباهی مرتکب شدین.
بطور اتفاقی با لرد سیاه مواجه می شین که بیهوشه...یا خودتون به طور اتفاقی یا عمدی موفق می شین بیهوشش کنین!
برای بخشیده شدن از طرف دامبلدور و محفل، لرد رو می ذارین تو جیب یا کیفتون که برای دامبلدور ببرین.
توضیح بدین که لرد رو چطوری حمل می کنین...تو مسیر چه اتفاقایی میفته...و آخرش چی می شه.
قسمت بیهوش کردن لرد یا پیدا کردن لرد بیهوش رو آزادین که توضیح بدین یا نه.

سوژه رو درباره شخصیت های خودتون بنویسین.


برای ارسال پست در باشگاه دوئل دو هفته(تا دوازده شب دو شنبه 27 فروردین) فرصت دارید.


جان سالم به در ببرید!


خود را به شما سپردیم...مثل بچه آدم بنویسید ها! حواسمان به شماست!


I was ripped from my body, I was less than spirit, less than the meanest ghost... But still, I was alive.

قوانین دوئل - قوانین نقد انجمن خانه ریدل ها


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۰:۵۹ یکشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۷

هافلپاف، محفل ققنوس

رز زلر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۳۹ پنجشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۱۷:۴۷:۰۷ جمعه ۱۵ فروردین ۱۳۹۹
از رنجی خسته ام که از آن من نیست!
گروه:
محفل ققنوس
ایفای نقش
هافلپاف
کاربران عضو
پیام: 922
آفلاین

يه دوئل درخواستي با هماهنگي كامل و زمان دو هفته اي با كالين...عه نه هاگريد!
مرسي





پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۸:۳۵ جمعه ۳ فروردین ۱۳۹۷

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۱:۵۵:۴۶
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5863
آفلاین
نتیجه دوئل رودولف لسترنج و لودو بگمن:


امتیازهای داور اول:
رودولف لسترنج: 26.5 امتیاز – لودو بگمن: 26 امتیاز.

امتیاز های داور دوم:
رودولف لسترنج: 26.5 امتیاز – لودو بگمن: 26 امتیاز.

امتیاز های داور سوم:
رودولف لسترنج: 26.5 امتیاز – لودو بگمن: 26 امتیاز.

امتیازهای نهایی:
رودولف لسترنج: 26.5 امتیاز – لودو بگمن: 26 امتیاز.


برنده دوئل: رودولف لسترنج!




-دوئل آخرمه!
-دوئل قبلیتم دوئل آخرت بود رودولف...قبل از اون هم...و قبلیش...و قبلیش...و پارسالی...
-این یکی فرق می کنه. خیلی براش تمرین کردم.

بلاتریکس به رودولف که پشت میز آشپرخانه نشسته بود و با دستی که در دست داشت، برنج ها را پاک می کرد نگاه کرد.
-اون دیگه چیه!

-دسته...خریدمش...از دستفروش. رفتم ببینم چی می فروشه، واقعا دست می فروخت. اونم دست خودشو. همون جا ترو تازه برید داد بهم. منم خریدم باهاش تمرین دوئل کنم، دست خودم فرسوده نشه.

بلاتریکس نمی فهمید پاک کردن برنج چه ربطی به تمرین دوئل دارد...ولی تقریبا مطمئن بود که این یکی هم آخرین دوئل همسر معتادش نخواهد بود.


کمی قبل:

-خب...دست لعنتیتم که خریدم. خونش داره می چکه روم. حالا عروسکا رو بهم بده.

دستفروش، کیسه پر از گالیون را از رودولف گرفت و داخل بساطش پنهان کرد. سه عروسک پارچه ای کهنه و زشت از لای همان بساط بیرون کشید و به طرف رودولف گرفت.
-بالاخره درآمد ما هم باید حلال باشه. نمی تونم از طریق فروش عروسک طلسم شده امرار معاش کنم که...می تونم؟ فردا رو پل صراط...

رودولف نمی دانست پلی که دستفروش حرفش را می زند دقیقا کجاست...حلال و حرام هم که کلا سرش نمی شد. او فقط عروسک ها را می خواست!


قصر بگمن ها:


آلونکی تنگ و تاریک روی تپه ای بلند که در سر درش تابلوی چوبی "قصر بگمن ها" به چشم می خورد و روی عقده ای و ندید بدید بودن صاحب آلونک تاکید می کرد!
لودو بگمن، با قدی کوتاه و شکمی بزرگ، در حالی که لباس ورزشی اش به وضوح برایش تنگ بود، دور آلونک می دوید و نفس نفس می زد.
-هه...هه...یک...دو سه...سه دو یک...هاه...هاه...یه کمی استراحت کنم!

در واقع بیشتر از چهل ثانیه نبود که لودو ورزش را شروع کرده بود.
-احساس ورزیدگی می کنم...شاید بهتر باشه اینقدر به خودم فشار نیارم. هر چی باشه خیلی قوی تر از اون چشم چرون پست فطرتم...مثل سوسک لهش می کنم! منو دعوت می کنه به دوئل! وای...ورزش کردم، گشنم شد!

و به داخل آلونک رفت...


قصر لسترنج ها:


بلاتریکس دست بریده شده را با انزجار از روی میز برداشت.
-رودوووووووووووووووولف! این اینجا چیکار می کنه! میکروب! تو نباید الان تمرین کنی؟

صدای رودولف از اتاق خواب به گوش رسید. صدایی که به دلیل همزمان شدن با خمیازه، بسیار ناواضح تر شده بود.
-مععععععن خععععععیلی تعععععمرین کععععععردم....فول فولم! نابودش می کنم. حالا ببین.

بلاتریکس که شوهرش را می شناخت و لودو بگمن را هم می شناخت زیاد مطمئن نبود که ببیند!

-نظرت چیه بعد از دوئل برم تو کار استند آپ کمدی؟ خیلی بامزم. دیشب دو ساعت به خودم خندیدم! با همین دسته یه برنامه برات اجرا کنم؟ بشین یه دقیقه...خیلی خوبه به جون تو. شوخیای دست اول دارم. بشین داستان "دستم بنده" رو برات بگم..دستم به دامنت...بشکنه این دست که نمک نداره...دست بالای دست بسیار است...

بلا زیر چشمی به شوهر بی مزه اش که در حال تشویق خودش با استفاده از دست اضافه بود، نگاهی انداخت و برای معیارهای انتخاب همسر خودش افسوس خورد.


روز اعلام نتیجه دوئل:


-یعنی چی که لودو برنده شده؟...این امکان نداره! اصلا امکان نداره ها. برین دوباره چک کنین!

کراب به خودش، لرد سیاه و هکتور اشاره کرد.
-بریم چیو چک کنیم دقیقا؟ ما اینجاییم! داورا ما هستیم. امتیازا رو ما دادیم. اون بیست و شیشه رو که می بینی ارباب...

با نگاه چپ چپ هکتور، کراب به یاد آورد که قرار نیست امتیاز دهنده ها، لو داده شوند! حتی اگر امتیاز ها بسیار تابلو و هر سه یکی باشد! خیلی مهم بود که کدام بیست و شش مال لرد سیاه است و کدام مال هکتور کم ارزش!
-به هر حال...برنده دوئل لودو بگمن!

-اهه...باز می گه...باز می گه...باز می گه! این آخرین دوئل منه. چرا نمی فهمی!
رودولف این نتیجه را قبول نداشت!
عروسک ها را بارها روی هر سه داور امتحان کرده بود. در خانه ریدل ها...سر میز شام...در اتاق جلسات...
درست کار می کردند!
و روز گذشته، درست در لحظه ای که داوران برای امتیاز دهی وارد دفتر شده بودند، قلمی به دست عروسک ها داده بود و هر سه را وادار به دادن امتیاز های بی سابقه ای همچون "30/5" و "32" کرده بود!

و حالا...با چند امتیاز پایین، بازنده شناخته شده بود...

در دلش بدترین فحش هایی که بلد بود نثار داوران دوئل...نتوانست بکند! چون لرد سیاه ذهنش را خواند و در همان ابتدا کروشیویی نصیبش کرد.

رودولف هم بازنده بود و هم شکنجه شده بود.


شب قبل از اعلام نتایج:

لودو همچنان می دوید! محل دَوِشش را به هاگزمید و لیتل هنگلتون گسترش داده بود.
اصلا به خودش زحمت نمی داد که لحظه ای ایستاده و به این موضوع فکر کند که دویدن دقیقا قرار است چه کمکی به دوئلش بکند.
-به تو چه...شاید بخوام فرار کنم...

لودو بسیار بی ادب بود و این موضوع را فراموش می کرد که کنترل، همیشه در دستان نویسنده است و خب دیگه...خودش خواست...

همینطور که می دوید، درخت کهنسالی که بسیار هم کهنسال بود، شاخه اش را جلوی پای لودو گرفت و لودو با مغز پخش زمین شد و درست روی سنگ نوک تیزی افتاد که در همان لحظه در محل افتادنش ظاهر شده بود. سنگ از این طرفش وارد و از طرف دیگر خارج شد. لودو با افتادنش، عقرب کوچکی را که روی زمین بود ترساند و عقرب هم پرید و دَمِ نیش ترین منطقه بدن لودو را نیش زد و لودو فریادی کشید که باعث شد خرس قهوه ای وحشی ای که داخل جنگلی بود که همان لحظه وسط هاگزمید روئیده بود خشمگین شده و به لودو حمله کند و بطور اتفاقی این خرس دارای بیماری هاری نیز بود!

در یک پاراگراف همینقدر بلا می شد سر لودو آورد. به هر حال دل نویسنده هم به مقدار کافی خنک شد.

لودو به شکل معجزه آسایی بطور تکه پاره و بیمار و نیش خورده، از مهلکه گریخت و به محوطه حصار کشیده شده کنار قصر لسترنج ها پناه برد.
-لعنت به این شانس...داغون شدم! الان چطوری دوئل کنم...لعنت...به...شانسم!

با تلفظ هر یک از سه کلمه آخر، لگدی به عروسک های زشتی که با دقت کنار دیوار روی زمین چیده شده بودند زد.
عروسک ها به پرواز در آمده و در محلی بسیار دورتر روی زمین سقوط کردند....


زمان حال، دفتر دوئل...


لرد سیاه خودش را روی صندلی انداخت.
-بالاخره رفت...آخ...هنوز تمام وجودمان غرق در درد است! ما نفهمیدیم چی شد که به آن شکل پرتاب شدیم...

هکتور کلاه شنلش را برداشت. تمام سرش باند پیچی شده بود.
-من که هنوز مغزمو پیدا نکردم. می گن تو همون محل سقوط افتاده...فکر کنم یکی پیداش کرده برده ازش استفاده کنه...کراب...گچ پای تو رو کی باز می کنن؟

کراب سرگرم کشیدن علامت شوم صورتی رنگی روی گچ پایش بود.
-نمی دونم...به این رودولف نگفتی امتیازا رو داورای ذخیره دادن و ما کل دیشب تو سنت مانگو بودیم؟

-نه...ولش کن! همینو بهانه می کنه که بازم بیاد دوئل کنه! همینجوری بهتره...باخت دیگه!

کراب نگاهی به اول پست انداخت.
-ولی برده ها...

-بلاتریکس سفارششو کرده. تهدید کرد. حتی با یه دست اضافه که نمی دونم از کدوم بدبختی کنده بود، کتکم هم زد! تو می خوای جواب بلا رو بدی فردا؟ وقتی می گم باخت یعنی باخت! همینه که هست!


I was ripped from my body, I was less than spirit, less than the meanest ghost... But still, I was alive.

قوانین دوئل - قوانین نقد انجمن خانه ریدل ها


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۲:۲۵ جمعه ۲۵ اسفند ۱۳۹۶

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۱:۵۵:۴۶
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5863
آفلاین
لیسا


با کی قهری؟ ما بهت نگفته بودیم حق نداری با ما قهر کنی؟

اولا دوما سوما ردیف می کنه برای ما!


اولا سوژه دوئل لیسا تورپین و آملیا فیتلوورت: سیندرلا!


دوما توضیح:

یه نفر شما رو طلسم کرده. بهتون گفته که سر ساعت خاصی باید در محل خاصی باشین وگرنه طلسم فعال می شه و یه اتفاقی براتون میفته.
اون یه نفر می تونه دوست و آشنا باشه یا غریبه یا دشمن.
اون محل خاص هر جایی می تونه باشه. حتی خونه خودتون. مدرسه...یا جایی که نمی شناسین.
شما نمی دونین اگه به موقع نرسین چه اتفاقی میفته. هر چیزی ممکنه باشه. ساده و کوچیک یا بزرگ و ترسناک و عجیب و غریب.
و به هر دلیلی(که تو پستتون توضیحش می دین) به موقع نمی رسین...
کی طلسمتون کرده؟...کجا باید برین؟...چرا نمی تونین برسین؟ و بعدش چی می شه؟


سوما برای ارسال پست درباشگاه دوئل، تا دوازده شب سیزده فروردین فرصت دارید. ما نمی دونیم چند شنبه اس!


چهارما جان سالم به در ببرید!


پنجما سیزده فروردین دوشنبه اس!


سیزده تان به در!


I was ripped from my body, I was less than spirit, less than the meanest ghost... But still, I was alive.

قوانین دوئل - قوانین نقد انجمن خانه ریدل ها


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۰:۳۳ جمعه ۲۵ اسفند ۱۳۹۶

ریونکلاو، مرگخواران

لیسا تورپین


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۱۶ چهارشنبه ۱ دی ۱۳۹۵
آخرین ورود:
امروز ۳:۵۳:۵۷
از جایی که مردمانش همیشه قهرند!
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
ریونکلاو
مرگخوار
پیام: 448
آفلاین
اولا قهرم!

دوما درخواست دوئل دارم با آملیا فیتلوورت.

سوما میخوام تا ۱۳ فروردین باشه!

چهارما هماهنگ شدست!

همین دیگه... دوباره قهرم!


تصویر کوچک شده


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۲:۵۷ پنجشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۶

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۱:۵۵:۴۶
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5863
آفلاین
دوئل آرنولد و لینی با توافق خودشون به آینده موکول شد!


..................


سوژه دوئل رودولف لسترنج و لودو بگمن: عروسک!


توضیح:

یه عروسک طلسم شده وجود داره...
عروسک با جادو به شخصی مرتبط شده. به این شکل که هراتفاقی که برای عروسک بیفته، برای اون شخص هم میفته.( اگه موهای عروسک رو بکشین، موهای شخص مرتبط به عروسک هم کشیده می شه).
شما اتفاقی یا عمدی این عروسک رو بدست میارین. یعنی هم می تونین اتفاقی پیداش کنین و هم می تونین خودتون تو این طلسم دست داشته باشین.
در انتخاب شخصیت جادو شده کاملا آزاد هستین.
تصمیم درباره این که شخصیت خودتون بدونه که عروسک طلسم شده هست یا این موضوع رو ندونه با خودتونه.
بنویسین چی به سر عروسک و شخص مرتبط باهاش میاد. از این فرصت، هر استفاده ای می تونین بکنین.
لازم نیست شخصی که عروسک رو به دست میاره حتما شخصیت خودتون باشه. از طرف هر شخصیتی می تونین بنویسین.

واضح بود دیگه؟ اگه نبود برین کمی گردو بخورین و نیم ساعت بعد دوباره بخونین. اگه نفهمیدین برین عدس بخورین...اگه بازم نفهمیدین از غذاهای دریایی استفاده کنین.

خیلی توضیح دادیم! فهمیده باشین!


برای ارسال پست در باشگاه دوئل چهار روز(تا دوازده شب دوشنبه 28 اسفند) فرصت دارید!
یه روزم صبر می کردیم عید می شد!


برای نتیجه هم کمی صبور باشید! روزای اول عید همه درگیرن.


جان سالم به در ببرید.


I was ripped from my body, I was less than spirit, less than the meanest ghost... But still, I was alive.

قوانین دوئل - قوانین نقد انجمن خانه ریدل ها


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۰:۲۵ چهارشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۶

لودو بگمنold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۰۲ دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۲۰:۵۷ جمعه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۷
از در عقب، صندلی جلو!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 1317
آفلاین
اربابا! در راستای امر به معروف و نهی از منکر و هچنین مساله بسیار مهم غیرت، ما هر چی سعی کردیم سعه صدر نشون بدیم نشد. ما از بچگی فرد بسیار ماخوذ به حیایی بودیم و به همه ساحره‌ها به چشم همشیره خودمون نیگا می‌کردیم ، کسی به کمالاتشون نیگا چپ کنه خونشو می‌ریزیم! فلذا این رودولف مفسد فی الارض رو به دوعل دعوت می‌کنیم. بالاخره یکی باید این مزاحم نوامیس رو سر جاش بشونه. تا کی چشم چرانی و شهوت رانی؟


هیچی به هیچی!
تصویر کوچک شده


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۵:۲۸ چهارشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۶

آرنولد پفک پیگمیold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۴۲ شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۱:۵۱ چهارشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۷
از هررررررررررچی که منفوره، خوشم میاد!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 96
آفلاین
خدافس.
درخواست دوئل نکردن با لینی وارنر رو دارم.
با آرزوی سیاه‌سوخته شدنِ همه‌تون توی آتیش‌بازیا.
تنفر.


Rock 'n' Roll 'n' Rule 'n' Role!







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.