اما بحث شیرین :
نقل قول:
من تا حالا چند تا مصاحبه رو خوندم و برام خیلی عجیبه که بعضی از اعضا مثل پیوز ، لینی وارنر ، آرنولد پفکی و... بعد از این همه سال فعالیت هنوز هم توی سایت هستن. از دوران دبیرستان با سایت آشنا می شن و انگار دیگه نمی خوان و نمی تونن از این دنیای خیالی دل بکنن یا ولش کنن.
اگه مصاحبه منو خونده باشی میدونی که من در دنیای واقعی زندگی خودم رو دارم! هممون داریم! آلبوس هم داره ! لُرد هم داره ... و حتی گفتم جایی در فاصله 93 تا 96 که کاملا سایت رو کنار گذاشتم یه علت مهمش زیاد شدن مشغله هام در دنیای واقعی بود. پس خیلی واضحه که برای من (و احتمالا همه افراد دیگه) زندگی واقعی کاملا اولویته ... ما یه مشت آدم خیالزده نیستیم ... یه سری آدمیم که دوست داریم در کنار زندگی واقعیمون، کمی هم وقت صرف فانتزیهامون بکنیم و ازش لذت ببریم ...
نقل قول:
ما لحظه به لحظه به سمت مرگ حرکت می کنیم و داریم فرصت کممون برای زندگی دنیایی رو توی این سایت به فنا می دیم.
این سایت هم یه بخشی از زندگی دنیایی ماست ... اگر برامون لذت بخشه مثل هر لذت دیگه ای (کتاب خوندن، سفر رفتن و ... ) بخشی از تجربیات و خاطرات شیرینمون میشه ...
نقل قول:
همه یکجوری از اینجا حرف می زنن که انگار واقعا داخلش زندگی می کنن! دوست پیدا می کنن ، مهارت ها اجتماعی یاد می گیرن ، عشقو تجربه می کنن...؟!
دنیای مجازی، یک نسخه کوچک شده و مدلسازی شده از دنیای واقعیه. به عنوان کسی که بخشی عمده رشته تحصیلی و مطالعاتش «جامعهشناسی» هست بهت میگم که اصلا عجیب نیست بسیاری از تجربیات در «جامعه مجازی» بتونه با کیفیت مطلوبی، شبیهسازی شده تجربیات واقعی باشه ...
اما نکته مهم که ازش غافل موندی اینه، که خیلی از ما خارج از دنیای مجازی باهم آشنا میشیم. من وقتی میگم دوست پیدا کردم، اونایی که باهاشون تو چتباکس حرف میزنم رو نمیگم ... یکی مثل پژمان (آلبوس سوروس پاتر سابق) رو میگم که حتی باهم سفر رفتیم ... یعنی تجربه رو واقعی کردیم ... همین قاعده درباره عشق و غیره هم صدق میکنه !
نقل قول:
درسته که این سایت تفریحیه اما آیا تفریحات بهتری وجود ندارن که باعث رشد و ترقی من توی دنیای واقعی بشن. مثلا سفر کردن ، کتاب خوندن ، موسیقی و...
همه تفریحات (اگر تفریح باشن واقعا!!) به یه اندازه ارزش دارن و معیار برتریشون میزان لذتی هست که به تو میدن !! ... اگر بخوای بر اساس معیار «مفید» بودن بسنجی دیگه اسمش تفریح نیست! میشه کار !!!
نقل قول:
اغراق نمیکنم، جوگیر هم نیستم، امّا اعضای سایت مجازی جادوگران، برای من، واقعیتر از آدمایین که هر روز توی دنیای واقعی میبینم.
مشابه این تجربه رو خیلی از ما داریم ... و این لزوما چیز بدی نیست ... گاهی ما فکر میکنیم چون فضا مجازیه، این مجازی بودن واقعی بودن آدمایی که پشت شناسهها نشستن رو نقض میکنه ... ولی اینطور نیست ...
ته تهش از پشت همه پرده های مجازی، یه آدم واقعی مخاطب شماست و این ارزشمنده !
نقل قول:
راستشو بخوای، آدم به هر جای دنیا که برسه، باز از خودش میپرسه: خب که چی؟!
از آمدنم نبود گردون را سود
وز رفتن من جاه و جلالش نفزود
از هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود
کین آمدن و رفتنم از بهر چه بود ؟!؟
(خیام)
نقل قول:
ما فکر کردن درباره ی این چیز ها هیچ وقت برای هیچ سنی بد نیست. اتفاقا اگر از سن کم شروع بشه بهتره. خیلی هم بهتره. چون باعث میشه خیلی اشتباهات و کار های نادرست رو از همون سن انجام ندی و جلوی تصمیم ها و راه اشتباه رو بگیری.
اینطور نیست دوست عزیزم ... آلبوس گفت. منم میگم. اصن اون آخرین جواب من توی مصاحبه که از دید بعضیا «بدآموزی» تلقی شد حرفش دقیقا همین بود.منم مثل تو بودم. خیلی دیگه هم شاید بودن ... ولی اینطور نیست !! اتفاقا بزرگترین اشتباهی که میتونی توی این سن بکنی فکر کردن به این چیزاست ... و وقتی بزرگتر بشی میفهمی که با صرف وقتت برای این چیزا، یا تمرکزت برای «مفید» بودن فعالیت های زندگیت، چقدر تجربیات مهم و ارزشمندی رو از دست دادی ... وقت فکر کردن به این چیزا یه سن دیگست !!
حرف آخر مصاحبه من دقیقاَ همینه و این شاید بزرگترین اشتباه زندگی من و خیلی های دیگه بوده و هست ...
اینکه سعی داریم زودتر از سنمون بزرگ بشیم، و یا برعکس، بچهتر از سنمون باشیم !!! هردو غلطه ... اگه دبیرستانی هستی، کارایی رو بکن که یه پسر (یا دختر؟) دبیرستانی میکنه ... هرچی که هست ... این یه افتخار نیست که متفاوتتر و بالغتر از بقیه باشی ... منم فکر میکردم هست ... ضربه خوردم ازش ... به نصیحت کسی که حداقل حداقلش 6-7 سال ازت بزرگتره گوش کن ...
خدافس !!