جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

12 کاربر(ها) آنلاین هستند (8 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
10
مهمانان
2
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  93 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  204 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  217 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  306 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  208 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: پنجشنبه 13 اردیبهشت 1397 19:04
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام.

از هر لحاظ خیلی مصاحبه‌ی کمر شکنی بود اما تموم شد.
اگه سوتی ای غلطی چیزی هم دیدین به بزرگواری خودتون ببخشین. یه کوچولو، یه ریزه میزه سوالاش زیاد بود وقت نشد درست حسابی چکش کنم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لایتینا فاست در 1397/2/13 19:08:06
The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر تغییر اندازه داده شدهaven
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: یکشنبه 2 اردیبهشت 1397 01:28
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام بر آینده سایت!

سوالایی که میپرسم جدیه، جواب بده!


1_ آیا به این امر واقف هستی که در آینده این شب نخوابیدن ها و یا دیر خوابیدن ها در قرار هست دهنت رو مورد عنایت قرار بده؟ یا صرفا از روی جهالت، نادانی، خام بودن و لجبازی هست این حرف گوش نکردنت؟

2_ همیشه فکر میکنم که اهمیت بیش از حد به درس و مشق و مدرسه و تحصیل یا حتی کار، با فعالیت مفید و مداوم در سایت منافات داره و نباید مسئولیت های کلیدی رو به چنین افرادی سپرد، چون یکهو به بهونه امتحان میان ترم مدرسه تیزهوشان،لاگین نمیکنن...لاکن یه مشکلی وجود داره! با پافشاری بر مذمت "خرخونی"، من از شنیدن مسئولیت گرفتن تو بسیار استقبال کرده و بیشتر استقبال خواهم کرد! یعنی به طرز عجیبی مسئولیت پذیر هستی، سواد داری و خوب تعامل میکنی با کاربرا، دیدت تقریبا به سایت و ایفا درسته، به طوری که لقب "آینده سایت" رو بهت اهدا میکنم! و در عین حال در زمره همون دوستانی هستی که گفتم...چقد زیاد حرف زدم! تو این قسمت رو فقط سوال در نظر بگیر که "فکر میکنی مشغله های دنیای واقعی (درس و مشق و امتحان و اینا) باعث میشه شاهد غیبت لایتینا بشیم؟"

3_میدونم وقتی که اومدی جادو سنت کم بود، الانم تقریبا سنت کمه...لاکن یه سوالی که برام مطرحه اینه که..ناموسا "عقاب تیز پرواز"؟ یعنی میدونی؟ خیلی ها هستن که مثلا اولی که میان بنا بر مقتضیات سنشون مثلا ومپایر میشن یا قدرت های عجیب غریب به دست میارن...لاکن عقاب تیز پرواز؟ تیز چنگالم بود یه چیزی..تیز پرواز آخه؟ کی تصمیم گرفتی عقابت رو کنار بذاری؟

4_چرا لایتینا؟ اینو مطمئنا ازت میپرن، ولی چیزی که میخوام بدونم اینه که چرا لایتینا؟ یعنی چرا این اسم؟ فکر نکردی اسمت سخته؟ و سخت بودن اسمت باعث شه که زیاد ازت توی رولا استفاده نشه مثلا؟

5_ فکر کنم یه بار یه آهنگ از موتورهد گذاشتم و شناختی و اینا...شخصیت لایتینات هم در حال گوش دادن به متاله...باعث خوشحالیه که آدم نسل جدید رو میبینه که پاپ های اشغال گوش نمیده، لاکن پرسشی که مطرحه اینه که لایتینای ایفا متال هده؟ یا صرفا توی هدفونش متال گوش میده...چون یادم نمیاد توی رولی شخصیت متالهدی از لایتینا دیده باشم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: شنبه 1 اردیبهشت 1397 22:02
نمایش جزئیات
آفلاین
البته که من آدمی نیستم که سوال بکنم! یکی تلسکوپ گذاشت پشت سرم بیام بپرسم سوالاشو... و اون کسی نیست جز: آملیا!

1_ چرا از دوئل فراری؟

2_ میدونه که ازت میپرسن ولی چند بار ناظر شدی؟

3_ این یکی به نظرم خیلی مضخرف بود ولی پرسید چند تا رنک گرفتی؟

4_ بهترین رول دوئلت کدوم بوده؟

5_ چرا مرگخوار شدی؟


سوالاش تموم شد! منم یه سوال داشتم... البته که درباره‌ی خودته و زندگی خصوصیت نه سایت و غیره.

اگر تو زندگی واقعیمون هم سیاهی و سفیدی وجود داشت میرفتی سمت سیاهی؟ چرا؟

همین دیگه از سوال من فیض ببر از سوالای آملیا احساس تاسف کن!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: شنبه 1 اردیبهشت 1397 08:17
نمایش جزئیات
آفلاین
۱. چرا لاست؟ چرا فاوند نه؟
۲. چطور انقدر یکهو سطح نوشته‌هات رفته بالا؟ کتاب زیاد می‌خونی؟ اصلا وقت می‌کنی بخونی؟
۳. با اینهمه پشتکار فکر نمی‌کردی باید بری به هافل؟
۴. چرا انقدر سوژه‌ی مناسبی واسه انواع و اقسام شوخی‌ها هستی؟
۵. چرا انقدر مالتی تسکینگی؟
۶. هریت؟ من؟ ما؟ :کپی رایت بای --- :
۸. چی؟
۷. چرا؟

 The End

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: جمعه 31 فروردین 1397 08:33
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام لایتینا.

چطور تونستی یک دفعه طنز نویس شی؟ چون همونطور که خودت گفتی قبلا طنز نویسیت افتضاح بود و حتی تو سوژه های طنز جدی می نوشتی.

آیا تا حالا تصمیم گرفتی ریونو ترک کنی؟

به نظر تو گروه های دیگه هم بودی. به نظرت کدومیشون از همه بهتر بودن؟

نظرت درباره ی دارین ماردن چیه؟ درباره ی منی که پشت گوشی ام نه. نظر و احساس واقعیت درباره ی خود دارین ماردن.


چرا دیگه هیچ سوالی به ذهنم نمی رسه؟

اگه دوباره چیزی به ذهنم رسید بر می گردم.




افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط دارین ماردن در 1397/1/31 8:41:01
عشق نیروی وحشتناکی است. نیرویی که مثل یک تیر در قلبتان فرو می رود و زهرش آرام آرام همه ی وجودتان را می گیرد.

یک روز چشم هایتان را باز می کنید و می بینید عاشق شده اید. عاشقی که همه ی وجود و هستی اش ، همه ی ذهن و نیرویش همه ی آرمان ها و همه ی زندگی و دنیایش در چنگال معشوقی گرفتار شده.
وقتی به خود می آیید که می بینید تبدیل عروسک خیمه شب بازی ای شده اید که معشوق نخ هایش را در دست دارد.

خوشحالم که هیچ وقت در این مرداب فرو نرفتم.
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: یکشنبه 19 فروردین 1397 01:37
نمایش جزئیات
آفلاین


با سلام و درود و تشکر از یوآن صورتی که دعوتت نمود بشینی رو قلم پر میریم که بپرسیم سوالات رو. یدونشم جواب ندی میکشمت. :|

1- چرا؟
2- چطور؟
3- چگونه؟
4- چرا جادوگران؟
5- چرا ریونکلا؟
6- چرا گریفو ول کردی؟
7- چرا محفلو ول کردی؟
8- چرا اورلا رو ول کردی؟
9-با این دسترسی مدیریت بقیه گروه هارو نگاه میکنی؟ نخواستی بری اسلی یا هافل مثلا؟
10- چی شد که موندگار شدی؟
11- چرا یوآن صورتی شده؟ :|
12- مدیریت خوبه؟ ناظر بودن چطور؟
13- چرا انقد خرخونی؟
14- بر همگان واضح و مبرهن است که منو تو کل سایت از همه بیشتر دوس داری، ولی حالا بعد من دیگه با کیا راحتی؟
15- از کی خیلی بدت میاد؟ نام ببر.
16- گندی زدی تو سایت که بخوای برای بچه های تو خونه تعریف کنی؟ بگو بگو.
17- کراش نداشتی تو سایت؟ نام ببر.
18- دیگه چه خبر؟ :|
19- صحبت خاصی با من نداری بگی؟ نکته ای؟ نصیحتی؟ :|
20- عزییییییزم؟

فعلا همینا بود اگه سوال دیگه ایم یادم اومد میام اضافه میکنم. خدافز.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
این بدترین شکنجه دنیاس، اینکه صبر کنی و بدونی هیچ کاری از دستت ساخته نیست.

the hunger game | 2012 | Gary Ross


تصویر تغییر اندازه داده شده

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: شنبه 18 فروردین 1397 23:04
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام من اصن شمارو نمیشناسم. ولی پاندارو میشناسم. میشه از رابطه و دوستیتون با پاندا توضیح بدین. فک کنم تو امضاش هستین هنوز. الان شناسه شو بسته رفته.(برگشته؟) در کل که سیر تا پیاز تعریف کنید در مورد این دوستی. ممنون.

موجودی به شدت کیوت بود لامصب.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: جمعه 17 فروردین 1397 16:29
نمایش جزئیات
آفلاین
بله بله، خیلیم ممنونم از پیوز که به این بحث افسرده‌کننده پایان داد...
و همچنین ممنون از ریتا اسکیتر بابت مصاحبه‌های جذابش!
امّا خب، هر چیزی یه پایانی داره و دوره‌ی مصاحبه‌گری این سوسک هم از این قاعده مستثنی نیس و قلم پر دوباره توی مُشت شخصی قرار گرفته که اصلاً سرتاپاش بوی انجمن قدح اندیشه میده... Me!
Oh it's True! Oh it's Damn True!

می‌شناسین منو که؟ این لبای غنچه‌ای گولتون نزنه‌ها. به موقعش پوزه‌ی اون گربهه رو به خاک خواهم مالوند! هن!

خب دیگه، بریم سراغ مهمون بعدی، شخصی که به نظرم باید زودتر از اینا ازش دعوت میشد:

لایتینا فاست!


تا دو هفته‌ی دیگه اینجاس. حسابی ازش پذیرایی کنین.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
How do i smell?
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: جمعه 17 فروردین 1397 14:55
نمایش جزئیات
آفلاین
اما بحث شیرین :

نقل قول:
من تا حالا چند تا مصاحبه رو خوندم و برام خیلی عجیبه که بعضی از اعضا مثل پیوز ، لینی وارنر ، آرنولد پفکی و... بعد از این همه سال فعالیت هنوز هم توی سایت هستن. از دوران دبیرستان با سایت آشنا می شن و انگار دیگه نمی خوان و نمی تونن از این دنیای خیالی دل بکنن یا ولش کنن.


اگه مصاحبه منو خونده باشی میدونی که من در دنیای واقعی زندگی خودم رو دارم! هممون داریم! آلبوس هم داره ! لُرد هم داره ... و حتی گفتم جایی در فاصله 93 تا 96 که کاملا سایت رو کنار گذاشتم یه علت مهمش زیاد شدن مشغله هام در دنیای واقعی بود. پس خیلی واضحه که برای من (و احتمالا همه افراد دیگه) زندگی واقعی کاملا اولویته ... ما یه مشت آدم خیال‌زده نیستیم ... یه سری آدمیم که دوست داریم در کنار زندگی واقعیمون، کمی هم وقت صرف فانتزی‌هامون بکنیم و ازش لذت ببریم ...

نقل قول:
ما لحظه به لحظه به سمت مرگ حرکت می کنیم و داریم فرصت کممون برای زندگی دنیایی رو توی این سایت به فنا می دیم.


این سایت هم یه بخشی از زندگی دنیایی ماست ... اگر برامون لذت بخشه مثل هر لذت دیگه ای (کتاب خوندن، سفر رفتن و ... ) بخشی از تجربیات و خاطرات شیرینمون میشه ...

نقل قول:
همه یکجوری از اینجا حرف می زنن که انگار واقعا داخلش زندگی می کنن! دوست پیدا می کنن ، مهارت ها اجتماعی یاد می گیرن ، عشقو تجربه می کنن...؟!


دنیای مجازی، یک نسخه کوچک شده و مدلسازی شده از دنیای واقعیه. به عنوان کسی که بخشی عمده رشته تحصیلی و مطالعاتش «جامعه‌شناسی» هست بهت میگم که اصلا عجیب نیست بسیاری از تجربیات در «جامعه مجازی» بتونه با کیفیت مطلوبی، شبیه‌سازی شده تجربیات واقعی باشه ...
اما نکته مهم که ازش غافل موندی اینه، که خیلی از ما خارج از دنیای مجازی باهم آشنا میشیم. من وقتی میگم دوست پیدا کردم، اونایی که باهاشون تو چت‌باکس حرف میزنم رو نمیگم ... یکی مثل پژمان (آلبوس سوروس پاتر سابق) رو میگم که حتی باهم سفر رفتیم ... یعنی تجربه رو واقعی کردیم ... همین قاعده درباره عشق و غیره هم صدق میکنه !

نقل قول:
درسته که این سایت تفریحیه اما آیا تفریحات بهتری وجود ندارن که باعث رشد و ترقی من توی دنیای واقعی بشن. مثلا سفر کردن ، کتاب خوندن ، موسیقی و...


همه تفریحات (اگر تفریح باشن واقعا!!) به یه اندازه ارزش دارن و معیار برتریشون میزان لذتی هست که به تو میدن !! ... اگر بخوای بر اساس معیار «مفید» بودن بسنجی دیگه اسمش تفریح نیست! میشه کار !!!

نقل قول:
اغراق نمی‌کنم، جوگیر هم نیستم، امّا اعضای سایت مجازی جادوگران، برای من، واقعی‌تر از آدمایین که هر روز توی دنیای واقعی می‌بینم.


مشابه این تجربه رو خیلی از ما داریم ... و این لزوما چیز بدی نیست ... گاهی ما فکر میکنیم چون فضا مجازیه، این مجازی بودن واقعی بودن آدمایی که پشت شناسه‌ها نشستن رو نقض میکنه ... ولی اینطور نیست ...
ته تهش از پشت همه پرده های مجازی، یه آدم واقعی مخاطب شماست و این ارزشمنده !

نقل قول:
راستشو بخوای، آدم به هر جای دنیا که برسه، باز از خودش می‌پرسه: خب که چی؟!


از آمدنم نبود گردون را سود
وز رفتن من جاه و جلالش نفزود
از هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود
کین آمدن و رفتنم از بهر چه بود ؟!؟

(خیام)

نقل قول:
ما فکر کردن درباره ی این چیز ها هیچ وقت برای هیچ سنی بد نیست. اتفاقا اگر از سن کم شروع بشه بهتره. خیلی هم بهتره. چون باعث میشه خیلی اشتباهات و کار های نادرست رو از همون سن انجام ندی و جلوی تصمیم ها و راه اشتباه رو بگیری.


اینطور نیست دوست عزیزم ... آلبوس گفت. منم میگم. اصن اون آخرین جواب من توی مصاحبه که از دید بعضیا «بدآموزی» تلقی شد حرفش دقیقا همین بود.منم مثل تو بودم. خیلی دیگه هم شاید بودن ... ولی اینطور نیست !! اتفاقا بزرگترین اشتباهی که میتونی توی این سن بکنی فکر کردن به این چیزاست ... و وقتی بزرگتر بشی میفهمی که با صرف وقتت برای این چیزا، یا تمرکزت برای «مفید» بودن فعالیت های زندگیت، چقدر تجربیات مهم و ارزشمندی رو از دست دادی ... وقت فکر کردن به این چیزا یه سن دیگست !!
حرف آخر مصاحبه من دقیقاَ همینه و این شاید بزرگترین اشتباه زندگی من و خیلی های دیگه بوده و هست ...
اینکه سعی داریم زودتر از سنمون بزرگ بشیم، و یا برعکس، بچه‌تر از سنمون باشیم !!! هردو غلطه ... اگه دبیرستانی هستی، کارایی رو بکن که یه پسر (یا دختر؟) دبیرستانی میکنه ... هرچی که هست ... این یه افتخار نیست که متفاوت‌تر و بالغ‌تر از بقیه باشی ... منم فکر میکردم هست ... ضربه خوردم ازش ... به نصیحت کسی که حداقل حداقلش 6-7 سال ازت بزرگتره گوش کن ...




خدافس !!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر تغییر اندازه داده شده






A Never Ending Story ...
پاسخ به: قلم پر تندنویس
ارسال شده در: پنجشنبه 16 فروردین 1397 14:03
نمایش جزئیات
آفلاین
دارلین.

نقل قول:
یک لحظه به عقل خودش شک می کنه که نکنه هاگوارتز واقعا وجود داره؟


شاید هری پاتر واقعیه و اون چیزی که واقعی نیست و تخیلیه خود ما هستیم!

نقل قول:
ما لحظه به لحظه به سمت مرگ حرکت می کنیم


ما متولد شده ایم ، بزرگ می شویم و می میریم . بنابراین زندگی ما در یک زمان مشخص گنجانده شده است. با این حال وقتی کاری را انجام می دهیم که واقعا دوستش داریم ، انگار زمان متوقف می شود و خود را جاودانه احساس می کنیم. با وجود این ، برای فکر کردن به حرکت یا ثبات چیز هایی که اطراف مان وجود دارند و همچنین برای فکر کردن به وجود خودمان ، هم به زمان هم به مرگ و هم به ابدیت نیاز داریم . اگر چیز ثابتی در ما وجود نداشته باشد ، مثل چیز هایی که همواره از لحظه ی تولد تا لحظه ی مرگ ثابت می مانند ، نمی توانیم یک شخص باشیم ، از سوی دیگر، اگر در لحظه پیر تر نشویم، نمی توانیم زنده باشیم.


نقل قول:
من تا حالا چند تا مصاحبه رو خوندم و برام خیلی عجیبه که بعضی از اعضا مثل پیوز ، لینی وارنر ، آرنولد پفکی و... بعد از این همه سال فعالیت هنوز هم توی سایت هستن.


هرکسی منحصر به فرد است و باید به خاطر فردیت اش پذیرفته شود و مورد احترام قرار بگیرد . با این حال ، از آنجا که همه ی ما انسان هستیم و در خانواده و جامعه با هم زندگی می کنیم ، نقاط مشترک بسیاری داریم.

نقل قول:
انگار دیگه نمی خوان و نمی تونن از این دنیای خیالی دل بکنن یا ولش کنن.

نقل قول:
ما به این سایت اومدیم چون دوست داریم هاگوارتز واقعی باشه. دوست داریم توی هاگوارتز درس بخونیم و با زندگی شگفت انگیز و جادویی آزادی که خانوم رولینگ به نمایش گذاشت سر و کار داشته باشیم نه دنیای واقعی که محدودیت هایی داره و در اون جادوی کتاب هری پاتر نیست که مثلا زمان برگردان داشته باشه. با اینکه خودمون هم می دونیم هری پاتر فقط فقط یک داستانه اما تخیلمون و اون نیاز هاگوارتزی ای که داریم ما رو به اینجا می کشه. هممون انقدر تخیلی شدیم که داریم از زندگی واقعی به زندگی خیالی سایت جادوگران پناه می بریم و لحظه لحظه هامون رو برای چهار تا رولی که به هیچ جا هم نمی رسه از دست می دیم.


جسم و ذهن اغلب با هم در تقابل اند و حتی با هم درگیرند ، زیرا نه احتیاجات یکسانی دارند و نه علایق و لذت های یکسان . با این حال، با هم کار می کنند، به هم تبدیل می شوند و بدون شک مکمل یکدیگر هستند ، زیرا هر یک از آنها کاری را انجام می دهدکه از توان دیگری خارج است . مسئله این است که سرانجام کدام یک از آن ها باید بر دیگری مسلط شود. چون که هر کدام از آن ها همواره فراموش می کند که تنها نیست ، جسم با نیاز های جسمانی و ذهن با نیاز های غیر جسمانی اش .
اما این که می گی "تخیلی شدیم" یه کم بحثش طولانی تره ! اختیار ما انسان ها بسیار زیاد است ، زیرا می توانیم انتخاب کنیم و مسیولیت انتخاب هایمان را بر عهده بگیریم . همین مسئله داشتن اختیار را سخت می کند : به همین دلیل است که قبل از تصمیم گرفتن تأمل می کنیم ، وقتی اشتباهی مرتکب می شویم دیگران ما را مسخره می کنند یا...
ما جزئی از یک بازی بزرگ دومینو هستیم ، جزئی از یک زنجیره ی طولانی و پیچیده که در آن هیچ اتفاقی بی علت و نیز هیچ رویدادی بی نتیجه نیست و در نهایت همه چیز به هم متصل است ؛ تا جایی که از خود پس اختیار ما کو؟
در نتیجه هیچ موجودی آزاد نیست جز در محدوده ی وجودش.
و شاید به همین دلیل باشه که خیلی هامون خودمون رو با دنیای مجازی سرگرم می کنیم، چون توش آزادی عمل داره! این که تو چجوری یک رول رو ادامه می دی همش بسته به تمایل خودته یا حتی شایعات و گفت و گو ها خیلی هاش تو دنیای مجازی تخیلیه!
اصلا مگه اسم این دنیا مجازی نیست؟

نقل قول:
شخصیت واقعیم پس چی؟


تو همین جادوگران خودمون ، پسری رو می شناختم - که به شدت هم ازش متنفر بودم ها! - که تقریبا هم سن و سال خودت بود . از همون روزی که عضو سایت شد ، به این نتیجه رسید که این شخصیت مجازی که برای خودش می سازه نمی تونه شخصیت عینی و واقعی خودش رو تغییر بده و دردی هم از درد هاش دوا نمی کنه؛ به همین دلیل - طبق مکاتبه هایی که با هم داشتیم- تصمیم گرفت خودش باشه ! و از همون روز اول هم به عنوان خودش شروع به فعالیت کرد. و با اینکه تازه وارد بود خیلی زود پیشرفت کرد - چون درگیر حاشیه ها نشد- و خیلی هم به شـــدت محبوب بود. به همین دلیل رسما مجبور نیستی شخصیت واقعی خودت رو کنار بزاری دارلین.

بگذریم از اینکه هیچ وقت به جغد
من جواب ندادی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
I'm learning that who I'm is'nt so bad.The things that make me different are the things that make me