هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۰:۳۸ دوشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۷

آندریا کگورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۴:۱۳ دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۱۹:۵۱ سه شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۹
از کوچه دیاگون پلاک شیش
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 144
آفلاین
آندریا کگورت

نام کامل:آندریا پاسفیکا کگورت
لقب:آندی
سن:14
اصالت:شاید اصیل باشد شاید دورگه شاید هم اصلا مشنگ زاده باشد...هیچکس نمی داند(حتی خود او)
گروه:ریونکلاو
جنسیت:مؤنث
خصوصیات اخلاقی:خون گرم،شوخ طبع،یکم بدجنس، رقابتی
پاترونوس:روباه
چوب دستی:چوب درخت سدر با هسته موی تک شاخ، یک و نیم اینچ طول به همراه انعطاف پذیری کم
حیوان خانگی:گربه سیاه
خصوصیات ظاهری:موهای کوتاه قهوه ای روشن با رگه های طلایی، چشم های قهوه ای تیره، پوست روشن، چشمان درشت، لب های صورتی
زندگی نامه:در یکی از شب های همیشه مهتابی هاگوارتز، هاگرید در حالی که سعی میکرد فنگ را از بو کشیدن و دویدن در جنگل ممنوعه باز دارد به دختری دو یا سه ساله با موهایی اشفته و صورت و بدنی که بخواطر سو تغذیه پوست استخوان شده بود برخورد کرد که زیر درخت بلوطی به خواب رفته بود. صورت دخترک کثیف و آلوده به هر چیزی که فکرش را بتوان کرد بود اما میشد از زیر ان همه گل و برگ صورت معصوم و خسته اش را تشخیص داد، هاگرید با دیدن دختر کوچولو ابتدا متعجب و آشفته و سپس نگران شد او نمی دانست درشبی به این تاریکی این دختر از کجا پیدایش شده ایا کسی او را انجا گذاشته بود؟اگر میخواست منطقی تر به این سوال فکر کند شکی نمی ماند که او گرتل بود اما به افکار همانند اقیانوسش اجازه داد زمانی بهتر برای جوش و خروش پیدا کند و دخترک بینوا را که از فرط خستگی بیهوش شده بود بلند کرد و به قلعه برد تا آلبوس دامبلدور (که تصمیمات فوق العاده اش برای انتخاب استاد دفاع در برابر جادوی سیاه زبان زد همه بود) درمورد او تصمیم بگیرد.
یک سال گذشت ولی کسی ادعای قیم دختر کوچولو بودن را به جان نخرید بنابراین پرفسور مینروا مک گوناگال که تا ان زمان شیفته دخترک شده بود تصمیم گرفت اورا به فرزند خواندگی بگیرد و اسمش را بر اساس مادربزرگ مادری اش«آندریا پاسفیکا کگورت» بگذارد.
سال ها گذشت آندریا بزرگ و بزرگتر شد و به هاگوارتز رفت و در گروه ریونکلاو پذیرفته شد. او بسیار شوخ طبع و خنده رو بود اما با این حال میشد غم بزرگی را در چشمانش خواند، غمی که ویترینی برای تماشای تمام سوال ها و نگرانی های زندگی اش بود.

سلام، خوش اومدین.
تایید شد.


ویرایش شده توسط لایتینا فاست در تاریخ ۱۳۹۷/۵/۸ ۲۲:۵۴:۵۳


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۰:۲۳ یکشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۷

هلگا هافلپافold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۴:۰۱ یکشنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۰:۳۴ پنجشنبه ۶ دی ۱۳۹۷
از هاگزمید
گروه:
کاربران عضو
پیام: 29
آفلاین
(( لطفاً جایگزین شود))

نام: هلگا هافلپاف.

سن: تا دلت بخواد بیشتر از سن تو.

تاريخ تولد: هلگا هافلپاف در قرون وسطا متولد شده اما تاریخ دقیق تولدش مشخص نیست.

جنسیت: مونث.

اصالت: انگلیس.

گونه: گرگینه.

رنگ چشم:متغير با رنگ لباسي كه ميپوشه.

گروه: موسس گروه هافلپاف.

مو: طلایی و بلند.

ظاهر كلي: کمی تپل اما نه خیلی چاق. صورتی گرد با بینی کشیده و استخوانی. قد متوسط. هلگا اصولا لباس های شاد می پوشید مثل رنگ های قرمز، نارنجی و زرد. او بسیار مهربان بود، آشپزی بهترین تفریحش بود و همیشه از پذیرایی کردن از مهمان ها با غذاها و نوشیدنی ها و کیک هایش لذت می برد. هلگا هافلپاف به وفاداری و درستکاری مشهور بود و همه به او اعتماد داشتند و با او درد دل می کردند.

حیوان خانگی: از تمام حیوانات حداقل یکی دارد.

نام كامل: هلگا ریونا هافلپاف.

كوييديچ: بازی نمی کرد.

جارو: پرواز با موجودات جادویی مثل اژدهایان، تسترال ها و هیپوگریف ها را به پرواز با جارو ترجیح می داد.

چوب جادو: چوب بلوط،27/94 سانتی متر، مغز: موی گورکن.

مغز: موی گورکن با انعطاف لازم.

پوست: سفید مایل به سرخ.

شغل: آشپزی در آشپزخانه و انتخاب تازه واردین.

علاقه ها: آشپزی در آشپزخانه.

تواناييهاي خاص: گرگینه بودن.

جانور نما: تک شاخ.

پاترونوس: اژدها.

بوگارت: دیوانه ساز.

خون: اصیل زاده.

زندگي نامه: او آشپز زبردستی بود و بزرگترین تخصصش افسون‌های مرتبط با غذا بود. هنوز هم بسیاری از غذاهای هاگوارتز بر اساس دستورهای غذایی هلگا طبخ می‌شود. این استعداد هلگا کل مدرسه را برای ضیافت های خوشمزه گردهم جمع می‌کرد، ویژگی ای که بعدا در گروهش نیز دیده می شد که همه را به یک چشم می‌دید. تابلوی نقاشی او که دارد در جام معروفش به دانش‌آموزان نوشیدنی تعارف می‌کند هنوز هم به دیوار تالار عمومی هافلپاف است.

نقل قول معروف : I’ll teach the lot, and treat them just the same من به همه درس میدم، و با همه یکسان برخورد می‌کنم.


تاييد شد.
خوش اومدين.


ویرایش شده توسط امیرعباس در تاریخ ۱۳۹۷/۴/۳۱ ۲۰:۳۱:۵۸
ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در تاریخ ۱۳۹۷/۵/۱ ۰:۴۹:۰۶

من معتقد بودم و هستم که ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسی است ! »




پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۹:۴۷ یکشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۷

بلوینا بلک


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۰۱ پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۵
آخرین ورود:
۱۹:۵۰ یکشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۷
از دُم سوجی پالتویی خواهم دوخت!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 52
آفلاین
اسم شخصیت انتخابی: بلوینا بلک
گروه: با افتخار اسلایترین

خصوصیات ظاهری/اخلاقی:

بلوینا ظاهری یکسان با اکثر اعضای خاندانش داره همان چیز های همیشگی میدانید... بلند قامت، موی به سیاهی شب که دارای چند تار نقره فام هستن (داستان نکنید عامو رنگ کرده از سن بالا نیست)، چشمان نیلی رنگ، چهره ایی استخوانی و پوستی به رنگ پریدگی ماه و لب هایی که همیشه مرلین سرخ هستن!

بلوینا علاقه خاصی به مد داره و همواره لباس های پر زرق و برق و کت های پوست خز گران قیمت مورد توجه اش قرار میگیرد و اینکه توی هر حالت و شرایطی، ظاهرش خوب به نظر برسه براش از اهمیت بالایی برخورداره.
زیادی اجتماعی نیست و با اشخاص نااشنا تا حدی سرد برخورده به جز استثناعاتی...
ولی با اعضای گروه خودش صمیمانه برخورد میکنه.
گاها کمی نیرنگ باز و حیله گره که به خودخواهیش برمیگرده.
همچنین قانون مند و شکاک!
اون به کوچیکترین چیز ها که به ظاهر ممکنه عادی بیان هم مشکوک میشه... و بدبینی او برای همه چیز و همه کس هست و حد و مرزی نمیشناسه.
همچنین به روی شانه اش کلاغی کوکو نام نیز همراه داره...

چوبدستی: 34 سانت چوب درخت نارون ریسه قلب اژدها انعطاف ناپذیر
جارو: آذرخش

معرفی کوتاه:
بلوینا بلک (برک) فرزند چهارم فینیاس نایجلیوس بلک و اورسلا فلینت.
سه برادر بزرگتر از او سیریوس بلک (نه اون سیریوسی که فکرشو میکنید، در اخر معرفی تحلیل شجره نامه سیریوس اندر سیروس را با ما تجربه کنید!
از اونجایی که خاندان خفن و اینایی هستیم به رسم یاد بود و گرامی داشت سه سیریوسی که داشتیم اسماشون از برادر بنده گرفته شده
و ما باقی داستان... )
فینیاس بلک (اینم پدرم نیست برادرمه ملت، اسم بابایی رو گذاشتن روش پز بده که داستان میشه و حمایت کننده از مشنگها از اب در میاد و در نتیجه جیز بود و طرد شد! ) آرکچروس بلک و یک برادر کوچکتر به نام سیگنوس.
ریشه اصلی اسم برخلاف اکثر افراد خاندان بلک که از صورت فلکی و ستاره و داستان های آسمان گرفته میشه به معنای "شراب دلنشین" (شیرازی ) هستش!
موقعش که رسید به مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز رفت و در گروه اسلایترین جای گرفت!

بی زحمت اگر امکانش هست، جایگزینش کنید سپاس!

انجام شد.


ویرایش شده توسط لایتینا فاست در تاریخ ۱۳۹۷/۴/۳۱ ۱۹:۵۸:۳۸

اصالت و قدرت برای لحظه اوج!
به یک باره خاموشی ما برای
دگرگونی شما...
بهتر است به یک باره خاموش شد تا ذره ذره محو شد...


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۸:۱۶ یکشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۷

فلورانسو اندرسونز


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۴۸ دوشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۲۰:۵۹ دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۸
از تهران
گروه:
کاربران عضو
پیام: 4
آفلاین
نام: فلورانسو اندرسونز

گروه:اسلایترین

رنگ چشم:قهوه ای روشن

رنگ مو: قهوه ای روشن

تاریخ تولد: ۱۲ اکتبر

پاتروناس: گرگ

شغل: کارآگاه

مهارت های خاص: خون آشام

چوبدستی: چوب درخت بید، انعطاف پذیر، ۲۸ سانتی متر، ریسه قلب اژدها

زندگینامه کوتاه: من در ۱۱ سالگی وارد هاگوارتز شدم و میل به خطر و ماجراجویی و همینطور استعداد ذاتیم منو به سمت اسلایترین کشوند تا پیشرفت کنم. بعد از اون به خاطر رفتار خاصی ک داشتم بیشتر اکیپ های برتر اونجا مایل به اضافه کردن من به گروهشون بودن و حتی در این راه نفرت بعضیارم برانگیختم! اما واردشون نشدم و هیچوقت خودمو درگیر قدرت طلبی نکردم چون برام همه چی نبود!
در سال هایی ک تو هاگوارتز تحصیل کردم بالاترین نمراتو تو سایر درسا کسب کردم و همیشه بهترین بودم تا اینکه به عنوان کارآگاه وارد وزارت جادو شدم و در حین یکی از ماموریتام به خون آشام تبدیل شدم اما به هیچ کس در این باره نگفتم . به خاطر اینک زیر نور آفتاب نمیتونم راه برم از معجون خاصی استفاده میکنم و اوایل با یکم تمرین تونستم میلمو از خون انسان به خون حیوانات تغییر بدم.
قابلیتای جدید بهم اضافه شد و میتونستم صدا هارو از مایل ها دور تر تشخیص بدم و سریع تر بدوم و خب توی حرفم ازش استفاده کردم.
جا داره ک بگم از شروع زندگی حرفه ایم تا الان در پی دستگیری فنریر گری بک بودم و یکی از دشمنای بزرگ هم به حساب میایم.

سلام، خوش اومدین.
تایید شد.


ویرایش شده توسط لایتینا فاست در تاریخ ۱۳۹۷/۴/۳۱ ۱۹:۵۶:۳۷


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲:۵۵ جمعه ۲۹ تیر ۱۳۹۷

هلگا هافلپافold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۴:۰۱ یکشنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۰:۳۴ پنجشنبه ۶ دی ۱۳۹۷
از هاگزمید
گروه:
کاربران عضو
پیام: 29
آفلاین
(( لطفاً جایگزین شود))
نام شخصيت انتخابي: هلگا هافلپاف

گروه :(یکی از گروه های چهارگانه گریفندور، اسلایترین، ریونکلاو و هافلپاف که کلاه گروهبندی تعیین کرده است.) هلگا خودش موسس گروه هافلپاف است.

ویژگی های ظاهری و اخلاقی: موهای بلند قهوه‌ای، کمی تپل اما نه خیلی چاق. چشم‌های مهربان آبی رنگ. صورتی گرد با بینی کشیده و استخوانی. قد متوسط. هلگا اصولا لباس های شاد می پوشید مثل رنگ های قرمز، نارنجی و زرد. او بسیار مهربان بود، آشپزی بهترین تفریحش بود و همیشه از پذیرایی کردن از مهمان ها با غذاها و نوشیدنی ها و کیک هایش لذت می برد. هلگا هافلپاف به وفاداری و درستکاری مشهور بود و همه به او اعتماد داشتند و با او درد دل می کردند.

چوبدستی: چوب بلوط، 11 اینچ، مغز موی گورکن !

جارو: هلگا هیچوقت جارو نداشت و پرواز با جانوران جادویی مثل تسترال ها یا هیپوگریف ها را ترجیح می داد.

معرفی کوتاه:(معرفی کوتاه یا داستانی از زندگی شخصیت مورد نظر) هلگا هافلپاف در قرون وسطا متولد شده اما تاریخ دقیق تولدش مشخص نیست. او آشپز زبردستی بود و بزرگترین تخصصش افسون‌های مرتبط با غذا بود. هنوز هم بسیاری از غذاهای هاگوارتز بر اساس دستورهای غذایی هلگا طبخ می‌شود. این استعداد هلگا کل مدرسه را برای ضیافت های خوشمزه گردهم جمع می‌کرد، ویژگی ای که بعدا در گروهش نیز دیده می شد که همه را به یک چشم می‌دید. تابلوی نقاشی او که دارد در جام معروفش به دانش‌آموزان نوشیدنی تعارف می‌کند هنوز هم به دیوار تالار عمومی هافلپاف است.

نقل قول معروف : I’ll teach the lot, and treat them just the same من به همه درس میدم، و با همه یکسان برخورد می‌کنم.


سلام و خوش اومدين.
ببينين شما بايد معرفى شخصيت جديدى براى شخصيتتون بنويسيد. اينى كه شما فرستادين، معرفيه هلگاييه كه قبلا شخصيت رو گرفته.
ضمنا اين شخصيت دو ماه پيش گرفته شده و شما نميتونيد انتخابش كنين.
لطفا يه شخصيت آزاد (شخصيتى كه تو ليست شخصيت ها قرمز و يا لينك شده، نباشه) رو انتخاب كنين و دوباره معرفى كنيد.

تاييد نشد.


ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در تاریخ ۱۳۹۷/۴/۲۹ ۲۳:۲۳:۲۲
ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در تاریخ ۱۳۹۷/۴/۲۹ ۲۳:۲۴:۳۰

من معتقد بودم و هستم که ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسی است ! »




پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۹:۳۰ پنجشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۷

سوراو کارتیکold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۵۰ جمعه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۱۳:۵۵ دوشنبه ۲ مهر ۱۳۹۷
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 20
آفلاین
نام:سیوارو کارتیک

سن:19

تاريخ تولد:٢٣فوريه

جنس:مذكر

اصالت: مصري

گونه:سپراهاینوید*

رنگ چشم:متغير با رنگ لباسي كه ميپوشه.

گروه: اسليترين

مو: بلند و بسته-مشكي-لَخت

ظاهر كلي:لاغر.قد بلند و داراي زخم يك گرگ روي چشم راست كه در درگيري با يك گرگ آلفا* به وجود آمده است.

نام كامل: سیوارو هوگو كارتيك

كوييديچ:دروازه بان

جارو:آذرخش 2019

چوب جادو:داراي رگ قلب اژهاي ولزي.٢٣ اينچ.مناسب براي طلسم كردن.

پوست:نيمه تيره

شغل:قاتل

علاقه ها:قتل.خون.

تواناييهاي خاص:گرگينه بودن

جانور نما:انسان مصری

پاترونوس:گرگ آلفا

بوگارت:خنده

خون:اصيل زاده

زندگي نامه:او در جنگل ممنوع متولد شد و تا زمان عزیمت به هاگوارتز همان جا ماند. او تنها کسی است که برای رفتن به هاگوارتز سوار قطار نشده است. او همیشه موقعی که دانش آموزان سال اولی از قطار پیاده میشوند با شکل انسان قاطی آنها میشود. گونه او همیشه از انسان ها کینه ای فراموش نشدنی در دل دارند. زیرا انسان ها گونه طلایی سپرا هاینوید ها که در واقع خاندان سلطنتی سپرا هاینوید ها میشوند را تک تک جز یکی که همین سیوارو است از بین بردند. سپراهاینوید ها از گرگان آلفا هم خوششان نمی آید. چون همیشه با هم مشکل داشتند. گرگان آلفا همیشه سعی در تصاحب سرزمین آنها داشتند. خوشبختانه انیماگوس سیوارو جادوگر است و طی یک اقدام ح
---------------------
*نوعی گرگ بالدار با خاصیت تاریک بودن و انیماگوس انسان بودن. این گونه از گرگ ها هرگز مرگ را تجربه نمیکنند.
*گرگ های بزرگ و سردسته

جایگزین شه لطفا
پ.ن:لطفا اسم شخصیتمو از سوراو به سیوارو تغییر بدید . اگرم نمیشه خوب هیچی پس.

جایگزین شد.
فقط آخر معرفیتون ناتمام باقی مونده، لطفا با پیام شخصی یا پست زدن همینجا کاملش کنین.
اسم هم قابلیت تغییر نداره چون تو لیست همینه و در نتیجه همین می مونه.


ویرایش شده توسط لایتینا فاست در تاریخ ۱۳۹۷/۴/۲۹ ۲۱:۴۶:۵۲

گاهي اوقات بايد براي رفتن به جلو بقيه رو پايين بندازي. اما اينا اصلا مهم نيست. برو جلو و اصلا هم برات مهم نباشه كه چند نفرو زمين ميزني.

آه از اين رنج و عذاب
ريشه كرده در نژاد
آه از اين فرياد مرگ
دلخراش و جان گداز
آه از عصيان جوش خون
بر در و ديوار رگ
خون و خونبارش كجاست
آنكه باشد سد آن
درد و غم نفرين عذاب
كو كه دارد تاب آن
ليك باشد چاره اي
چاره ها اندر سراست


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۲:۰۰ شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۷

ریموس لوپینold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۰:۰۴ سه شنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۱۵:۳۲ جمعه ۹ شهریور ۱۳۹۷
گروه:
کاربران عضو
پیام: 14
آفلاین
نام: ریموس لوپین
گروه:گریفندور
گونه: گرگینه
چوبدستی: چوب درخت سرو، ده اینچ، موی تک شاخ
سپرمدافع: گرگ
همسر: نیمفادورا تانکس
فرزند: تد ریموس لوپین

زندگی:
ریموس یک جادوگر دورگه بود.هنگامی که کودک بود در شبی که ماه کامل بود مورد حمله فنریر گری بک قرار گرفت و گرگینه شد.او در اوج نا امیدی توسط دامبلدور به هاگوارتز دعوت شد و به گریفندور پیوست.دامبلدور در هاگوارتز بید کتک زن را در وردی شیون آوارگان کاشت تا لوپین به دور از چشم همه به آنجا رفته و در شب هایی که ماه کامل است برای کسی خطری نداشته باشد.سیریوس و جیمز و پتی گرو راز این دوست صمیمی اشان را فهمیدند و به خاطر او جانور نما شدند تا در شب هایی که ماه کامل است تنها نباشد.آنها به او لقب مهتابی را داده بودند.او بعد ها به محفل ققنوس پیوست و در رکاب دامبلدور مبارزه کرد.در سال سوم تحصیل هری بود که او به عنوان استاد درس دفاع در برابر جادوی سیاه انتخاب شد و بهترین معلمی بود که هری داشت.او در آن سال در شب ماه کامل معجون گرگ خفه کن می نوشید و در دفترش مینشست تا دوباره حالش خوب شود.ولی در اواخر آن سال اسنیپ راز او را لو داد و او مجبور به استعفا شد.او دوباره به محفل پیوست و ماموریتش نفوذ در گرگینه ها بود،در همان سال ها بود که تانکس عاشقش شد.او ابتدا چون گرگینه بود نیمخواست به ازدواج با تانکس تن دهد ولی در نهایت راضی شد.او صاحب فرزندی به نام تد شد او به همراه همسرش در شب جنگ هاگوارتز کشته شد و تنها پسرش تدی توسط مادربزرگ و پدرخوانده اش هری پاتر بزرگ شد


معرفيتون همچنان كوتاهه.
لطفا و حتما بعدا برگرديد و كاملش كنين.

تاييد شد.
خوش اومدين.


ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در تاریخ ۱۳۹۷/۴/۲۴ ۱۱:۱۱:۴۹


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۷:۱۱ شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۷

ریموس لوپینold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۰:۰۴ سه شنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۱۵:۳۲ جمعه ۹ شهریور ۱۳۹۷
گروه:
کاربران عضو
پیام: 14
آفلاین
نام: ریموس لوپین
گروه:گریفندور
گونه: گرگینه
سپرمدافع: گرگ
همسر: نیمفادورا تانکس
فرزند: تد ریموس لوپین

زندگی:
ریموس لوپین در کودکی توسط فنریر گری بک تبدیل به گرگینه شد بعد از پایان تحصیلات به همراه دوستان صمیمیش به محفل ققنوس پویستند هرچند پیتر پتی گرو خائن از آب در آمد سالها بعد توانست معلم دفاع در برابر جادوی سیاه هاگوارتز شود هرچند به دلیل گرگینه بودن به در خواست والدین دانش آموزان اخراج شد.
سال بعد به دلیل ظهور مجدد لردولدمورت محفل ققنوس مجددا برپا شد و لوپین دوباره به محفل پیوست مدتی بعد با نمیمفادورا تانکس ازدواج کرد و حاصل این ازدواج پسری بود که نامش را گذاشتند تدی. لوپین و همسرش در نبرد هاگوارتز کشته شدند و پسر آنها توسط مادربزرگ و پدر خوانده اش هری پاتر بزرگ شد


معرفى شخصيتتون خيلى كوتاهه. لطفا كاملش كنين و مجدادا بفرستيد.

فعلا تاييد نشد.


ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در تاریخ ۱۳۹۷/۴/۲۳ ۱۸:۰۸:۲۹


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۱:۰۴ شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۷

تابی لنوکسold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۵۲ یکشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۱۲:۱۲ پنجشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۷
از ایران، بوشهر
گروه:
کاربران عضو
پیام: 6
آفلاین
نام : توبی

نام خانوادگی : لنوکس

خون : اصیل زاده

گروه : ریونکلا

قد من 185 سانتی متر است و چشمانم به رنگ عسل است. مو های مشکی لخت دارم و بینی جمع و جور. همیشه در کنار درس به ورزش هم توجه ویژه داشته ام و به همین خاطر همیشه یکی از گزینه تیم کوئیدیچ ریونکلا بودم.
آدم هیجانی و زود رنجی هستم. خیلی زود عصبانی میشم ولی با همون سرعت هم به حالت عادی بر می گردم. همچنین خیل می خندم و خیلی وقتا بی جا و بی وقت میخندم و بعد پشیمون میشم. درکل خیلی زود خنده ام می گیره. خیلی کتاب می خونم و علاقه ی بسیار شدیدی به کتاب های تخیلی دارم. بعضی وقت ها هم دزدکی به بخش ممنوعه کتابخانه هاگوارتز می رفتم.
دوستانم به من می گم نمیشه هم خر و خواست هم خرما و هم خرمالو رو. نمیشه هم ورزشکار بود و هم کتابخون. ولی من بدون توجه به اونها راهم رو ادامه می دم.
هیچ وقت نیازی به پاترونوس نداشتم به همین خاطر هیچ وقت اونو ندیدم ولی می دونم که یک گرگ سفید شمالی هستش.
خانواده اصیلی دارم ولی وضع مالی خیلی خوبی خوب نیست. چون خیلی کتاب های تاریخی می خونم و به زبان های باستانی آشنایی دارم و همچنین زبان های چینی، روسی، فرانسوی و فارسی رو هم به خوبی بلدم، برای دانش آموزای دیگه ترجمه می کردم و از این راه درآمد زایی می کردم. اولین جاروی پرنده ام که یک نیمبوس هزار بود رو بعد از یک ماه کار خریدم.
من تو تیم کوئیدیچ ریونکلا جای ثابتی دارم ولی یه مدافع خیلی مستحکم هستم. بش تر مواقع جویندم رو از دست نمیدم و خیلی خوب ازش دفاع می کنم.
راستش بهضی وقتا فک میکنم که چوبدستی خوبی ندارم ولی ازش راضی ام و فک می کنم از جنس چوب درخت گردو باشه ولی تا حالا از کسی نپرسیدم.
در نایب قهرمانی سال 94 تو فینال جام کوئیدیچ جلوی گریفیندور من بهترین بازیکن شدم ولی خوب باختیم و نایب قهرمان شدیم.
درس خون نیستم ولی همیشه با نمره خوب قبول میشم و تو آزمون «OWL» با نمره E قبول شدم.
بعد از فارغ التحصیلی تو وزارت سحر و جادو آغاز به کار کردم ولی بعد از 4 سال به هاگوارتز برگشتم و الان استاد ادبیات و طلسم های باستانی هستم.
و در خدمتم.


تاييد شد.
خوش اومدين.


ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در تاریخ ۱۳۹۷/۴/۲۳ ۱۱:۲۵:۴۸

جالب است ثبت احوال
همه چیز را در شناسنامه ام نوشته؛
جز احوالم


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۶:۰۳ یکشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۷

هلنا ریونکلاوold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۲۶ پنجشنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۱۸:۴۲ سه شنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۸
گروه:
کاربران عضو
پیام: 29
آفلاین
نام:هلنا
نام خانوادگی:ریونکلاو
گروه:ریونکلاو
لقب:شاهدخت ریونکلاو
نژاد:اصیل زاده
سن:15
پاترونوس:اسب تک شاخ سفید
جارو:اذرخش
خصوصیات ظاهری:قدی بلند وبا موهای مشکی بلند و چشمای درشتو قهوه ایی و زیبا
دختری هستم مهربان و دلسوز و من در دوران کودکی به خاطر خجالتی بودنمدوستی پیدا نمی کردم ولی خب مادرم روونا مثل همیشه کمکم کرد و راه و رسم زندگی و دوستی رو بهم یاد داد از اون موقع با بهترین و مهربون ترین افراد دوست میشم و بگم که من فردی شوخ طبع و کنجکاو و خیلی شیطونم و خیلی دوست دارم دوستام با من حس راحتی کنن و همیشه بخندیم در برخی مواقع در مشکلات سرخم میکنم در واقع میخوام فرار کنم و موقعی که نیم تاج مادرم رو برداشتم میخواستم برش گردانم اما ترسیدم ، ترسیدم از اینکه در چشم های مادرم چیزی ببینم که نمیخوام ببینم دیدن نا امیدی از فرزندش به همین خاطر هیچ وقت با مادرم روبه رو نشدم ولی خوشحالم از اینکه قبل از اینکه خیلی دیر شود بر ترسم غلبه کردم و به دیدار مادرم رفتم اما به همان اندازه شرمنده ام که چرا زود تر بر ترسم غلبه نکردم بالاخره اون مادرم است اون همیشه منو میبخشه

معرفی شخصیتتون خیلی کوتاهه. در اولین فرصت کاملش کنین لطفا.

تایید شد. خوش اومدین.


ویرایش شده توسط لایتینا فاست در تاریخ ۱۳۹۷/۴/۱۸ ۲:۵۷:۴۴

خوشبختی حتی در تاریک ترین زمان ها هم پیدا میشهتصویر کوچک شده







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۰-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.