هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۸:۵۲ پنجشنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۷

اشلی ساندرز old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۲۴ چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۲۰:۳۱ شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۸
از لندن گرينويچ
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 206
آفلاین
نام: اشلى
نام خانوادگى: ساندرز
اصالت: دورگه
سن:14
ويژگى هاى ظاهرى: چشم هاى ابى تيله اى وقتى به دنيا اومد موهاش قهوه اى بود و تا سال اول هاگوارتز به کمرش مى رسيد اما بعد از سال اول موهاشو کمى پايين تر از شونه هاش کوتاه کرد و به رنگ بلوند در اورد، لبخند ها جذابى داره.

اشلى در زمانى که وارد دنياى جادوگرى شد گرايش زيادى به محفل ققنوس داشت اما بعد از چند شکستى که در عشق، فهميد بايد به لرد سياه بپيونده. بعد از اون به قول خودش گفت اون اشلى سفيد مرده و حالا اشلى جديدى متولد شده. او با اين حال هنوز با بعضى پسرا مى پلکه. ولى نه مثل قبل. شوخ طبعه و بعضى حرفاش مى تونه خيلى کنايه دار باشه. نمره هاش تو ازمونا بالاست که باعث ميشه رو اعصاب معلما باشه. به شدت شجاعه و از کسى نمى ترسه. و به شدت به دوستاش پايبنده و براشون هر کارى مى کنه.

ويژگى هاى اخلاقى: به شدت عجول، پايبند به دوستاش.شوخ طبع و تيکه هاى سنگينى ميندازه، پاش برسه خيلى فحاش ميشه، با دقت و با رفقاش مهربون، اگه بخواد مى تونه شاخ بازى در بياره.خشن اگه عصبى باشه.

عاشق موسيقى تو سبک پاپ...

زندگى نامه: او در يک خانواده ى ماگل به دنيا اومد وقتى کودک بود گهواره اش خود به خود حرکت مى کرد. يه برادر بزرگتر داشت که او هم ماگل بود بين خانواده اش فقط او و پسر عمو هايش جادوگر بودند. در پنج سالگى او کارهاى عجيبى انجام مى داد . مثلا عروسک هايش خود به خود حرکت مى کرد. در ده سالگى نامه ى هاگوارتزش را دريافت کرد و به هاگوارتز رفت.

استعداد ها: در جودو بسيار با استعداد، ساحره ى خبره ايه و در اجرا جادو هاى سياه موفق بوده

و در معجون سازى يه ابله.


جایگزین شد.


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۷/۸/۱۰ ۱۰:۵۱:۰۱

تا حالا کسی با گیتار زده تو سرت!؟


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۰:۳۲ چهارشنبه ۹ آبان ۱۳۹۷

هافلپاف، محفل ققنوس

ماتیلدا استیونز


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۰۱ پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۱:۱۵:۱۳ پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۹
از کالیفرنیا
گروه:
ایفای نقش
هافلپاف
ناظر انجمن
کاربران عضو
محفل ققنوس
پیام: 359
آفلاین
نام: ماتیلدا استیونز

تاریخ تولد: ۱۳ سپتامبر

جنس: مونث

اصالت: آمریکایی

گروه: با عشق " هافلپاف"

رنگ چشم: آبی- خاکستری کشیده ( اما نه مثل ژاپنی ها. منظورم فقط اینه که گرد مثل توپ نیست. اما مردمک چشمم مثل گربه شرک وقتی خودشو لوس میکرد، گرد و پر از اشکه البته!). تقریبا چیزی مثل یه توفان. بعضی وقتا میتونه خوشحال و مجذوب کننده باشه. بعضی وقتا مثل آرامش قبل از طوفان و بعضی وقتا هم خود طوفان همراه با رعد و برق!

پوست: سفید مثل سفید برفی

مو: قهوه ایه کمرنگ بلند. ته موهامو همیشه این رنگی میکنم. اصن همیشه همون شکلیم!

ظاهر کلی:

خیلی خوشگلم. یه ساحره ی سرشار از زیبایی! قد بلند و لاغر. با صورتی گرد. بینی کوچک و خوش فرم. خوشتیپ. خوش هیکل. خوش فرم و... بیشتر مواقع موهامو باز میذارم و یه گردنبندی از سنگ هماتیت سیاه تو گردنمه! شاید بخاطر اینه که هماتیت به آدم اعتماد به نفس میده یا اینکه با لباسم جور و ست باشه، میندازمش.

لباسم به غیر از یه موقع هایی، همیشه یه شنل، یه چکمه مبارز، یه شلوار بین گشاد و تنگ و لباس آستین بلند مشکی- قرمز بوده! اون موقع هاییم که نمیپوشم، بخاطر اینه که همه ی محفلی ها میگن: " بابا تو سفیدی. باید سفیدی رو همرات بیاری، پس چرا نماد سیاهی رو پیش میبری؟" یا اینکه یه روز هایی محفلی ها ازم میدزدنش!

جارو: آذرخش. ( مثل آذرخش زئوس. خدای خدایان!)

اخلاقیات: اول از این که، همیشه میرم دستشویی! دختری خیلی بانمک و در عین حال پرروم! مهربونم و زود جوش میارم. خیلی باهوش نیستم و ساده از نظر فکر هستم. حسودم عین چی! زود رنجم. زودم دوست پیدا میکنم.البته که لجباز و حساسم هستم.

قلبی دارم اندازه ی هفتاد تا کشتی تایتانیک! ولی اگه کسی منو عصبانی کنه، سوسکش میکنم. و این یه کنایه و اصطلاح نیست. واقعا با طلسم تبدیل به سوسکش میکنم! من در کنار این ها، شخصیت یک هافلپافی اصیل رو دارم. من عین این جمله ام : " بهتر است هافلپافی ها را در کنار خود داشته باشید، نه در روبرویتان"

ولی من شجاعم. مثل گریفی ها نه، اما کمی هستم.دوست دارم که از همه ی دوستام موقع دعوا ها دفاع کنم. و تو جنگ در کنارش بمیرم. من هر کاری میکنم که تاریکی بر روشنایی غلبه نکنه. من همراه محفلی ها، برای سفیدی و پروفسورمون میجنگیم!

چوبدستی : طول ۲۵ سانتی متر. چوب درخت گردو و موی اژدها.

علاقه مندی ها: همه چیه هاگوارتز. مخصوصا مرلینگاه! همه ی بچه های هاگوارتز. اول هافلپافی ها رو دوست دارم، بعدش محفلی ها رو. بعدشم که بقیه رو ( غیر از مرگخوارا!) پیشو پشمالوئم که خیلی دوست دارم.

پاترونوس: دلفین.

زندگی نامه:

من در تو خانواده ی معمولی به دنیا اومدم که به جادو اعتقاد نداشتن. اسم پدرم جیمز استیونز و اسم مادرم سوزان ویتی یِر هستش. یه خواهر داشتم که دو سه سال از من بزرگتر بود. اسمش ناتاشا استیونز بود. وقتی دو سالم بود، بخاطر گاز گرفتی مُرد! همه میگفتن چشامون خیلی شبیه هم بود و هر دومون بقیه رو یاد مامان بزرگمون مینداختیم. اما اون آبی چشماش با من فرق داشت. مثل من طوفانی نبود. رنگ چشاش مثل یک دریای پاک و تمیز بود و هر وقت عصبانی میشد، اون چشاش کمی تیره تر میشد. دقیقا مثل این میمونه که تو تو روز به دریا نگاه کنی روشنتر و وقتی که شب میشه، از نظر ما تاریک میشه! وقتی پنج سالم شد‌، کارای عجیب غریبی میکردم و یه جورایی یه اتفاقایی دور من می افتاد. وقتی ده سالم شد، دیگه همه مطمئن شدن که من عادی نبودم. البته تعریف اونا از غیر عادی، در واقع " دیوونه" بود. همیشه دور خودمو پر از سحر و جادو حس میکردم. ولی همه اینا تازه مقدمه ی کار بود! داستان از اونجایی شروع شد که من برای هزارمین بار به کتابخونه رفته بودم که کتاب مورد علاقمو که برای بیستمین بار بخونم. معمولا بخاطر اونجا میرفتم چون احتمالا با مامانم سر جادو دعوام میشد. و یا اینکه اون میگفت:
- چرا مثل ناتاشای عزیزمون رفتار نمیکنی؟ اون یه دختر شایسته بود.

و من با داد به اون یاد آوری میکردم که:
- مامان! اون فقط پنج سالش بود. شما پنج سال باهاش بودین. هنوز خوب جا نیفتاده بود. بعد چطور میگی که ' رفتارش خوب بود؟!'

در هر حال، سر میز نشسته بودم و با کینه کتاب میخوندم که یهو یه صدای بلندی شنیدم. فکر کردم عادی بود اما اون صدا دوباره تکرار میشد. اونوقت صبح، هیچکس غیر از صاحب کتابخونه اونجا نبود. بخاطر همین ساکت بود و موجب ترسم شده بود. یه نفر خیلی بزرگ یهو از پشت قفسه ی کتابخونه ای که تکون میخورد بیرون اومد و بعد ها فهمیدم که اسمش هاگرید است! یه حرفایی زد که رویا های منو به حقیقت تبدیل کرد. منو به کوچه ی دیاگون آورد و از اون موقع، من به دنیای سحر و جادو وارد شدم!



تعویض شه لطفا!


انجام شد.


ویرایش شده توسط مافلدا هاپکرک در تاریخ ۱۳۹۷/۸/۹ ۲۳:۴۵:۰۳

Cause i don't wanna lose you now
I'm looking right at the other half of me



پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۶:۲۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۹۷

دراكو مالفوى old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۱۹ پنجشنبه ۵ مهر ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۱۱:۰۲:۳۸ سه شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۸
گروه:
کاربران عضو
پیام: 37
آفلاین
نام:دراکو مالفوی
تولد:5 ژوئن
چوبدستی:چوب دزخت زالزالک و موی اسب تک شاخ
گروه:اسلترین
پدر:لوسیوس مالفوی
مادر:نارسیسیا مالفوی
جارو:نیمبوس 2001
بسیاری از رفتارهای دراکو در مدرسه از تاثیرگذارترین شخصی که او میشناخت، پدرش، الگوبرداری شده بود و او صادقانه رفتار سرد و تحقیرآمیز لوسیوس نسبت به همه افراد خارج از دایره نزدیکانش را تقلید میکرد. دراکو که از نظر جسمی چندان با اباهت نبود با جذب کردن مرید دوم (کراب پیش از هاگوارتز در این مقام قرار داشت) در قطاری که به مدرسه میرفت، در طول شش سال تحصیلش از کراب و گویل به عنوان ترکیبی از مرید و محافظ استفاده میکرد.احساسات دراکو نسبت به هری همیشه تا حد زیادی به خاطر حسادت بود. با وجودی که او هرگز طعم شهرت را نچشیده بود، هری بیشک آدمی بود که بیشترین حرف درباره او زده میشد و مورد تحسین ترین فرد در مدرسه بود؛ این موضوع طبیعتا برای پسری که با چنان تصوری بزرگ شده بود که جایگاهی تقریبا شاهانه در جامعه ی جادوگری دارد، آزاردهنده بود. از آن فراتر هری در پرواز از او با استعدادتر بود؛ یعنی همان مهارتی که مالفوی مطمئن بود در آن ، میتواند همه را در سال اول تحت تاثیر قرار دهد. این حقیقت که استاد معجونسازی، اسنیپ از مالفوی خوشش میآمد و هری را تحقیر میکرد تنها یک جبران مختصر بود.دراکو که شیفتهی تصور خود به عنوان یک مرگخوار واقعی شده بود، با عزمی راسخ راهی هاگوارتز شد. او که به تدریج متوجه شده بود ماموریتش بسیار دشوارتر از آن چیزی است که تصور میکرده و پس از آن که نزدیک بود دو نفر دیگر را به جای دامبلدور بکشد، کم کم اعتماد به نفسش را از دست داد. دراکو که خطر آسیب دیدن خود و خانوادهاش را بر فراز سرش حس میکرد، کم کم شروع به خرد شدن زیر فشار کرد. تصورات دراکو دربارهی خودش و جایگاهش در جهان داشت از هم میپاشید. او در تمام زندگیاش از پدری بت ساخته بود که از خشونت حمایت میکرد و هیچ ابایی نداشت خود نیز از آن استفاده کند و حال پسرش دریافته بود که تمایلی به قتل ندارد و او این را شکستی شرمآور میدانست.زمانی که لوسیوس کمی بعد از آزکابان آزاد شد، خانواده اجازه پیدا کردند که زنده بمانند و به عمارت مالفوی باز گردند. گرچه اکنون دیگر کاملا بیاعتبار بودند. مالفویها از رویاهای رسیدن به بالاترین موقعیتها در حکومت ولدمورت به پایینترین مرتبه مرگخوارها تنزل پیدا کرده بودند؛ بیعرضهها و افراد ضعیفی که از این پس مورد تحقیر و تمسخر لرد سیاه بودند.

اینو از زندگی نامه دراکو مالفوی تو پاترمور برداشتم.خودم ننوشتمش.

برای داستان کامل به زندیگنامه دراکو مالفوی مراجعه کنید ولی فکر کنم جمله های لرد ناپسدانه داخلش هست.

من قبلا ثبت نام کردم.اینو جایگزین توضیحات قبلی کنید.

اگه خوب نیست بگید دوباره بنویسم.


لزومی نداشت دقیقا اونو ترجمه کنی و اینجا بذاری. همین که به زبون خودت هرچی از دراکو می‌دونی رو می‌نوشتی هم کفایت می‌کرد. به هر حال...
انجام شد!


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۷/۸/۹ ۱۹:۳۰:۲۷

JUST SLYTHRIN


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۸:۴۵ دوشنبه ۷ آبان ۱۳۹۷

كريس چمبرز


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۵۴ یکشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۲۳:۳۸ یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۸
از زیر ضلع شمالی سایه ارباب!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 458
آفلاین
به نام خدا

به نام خدا
نام:کریس چمبرز
گروه:ریونکلاو
چوبدستی:چوب شاه بلوط با ریسه ی قلب اژدها۱۲سانتی متر انعطاف پذیر
پاترونوس:سگ
شکل جانور:سگ
رتبه خون:دورگه
بوگارت:دمنتور
سرگرمی ها:کوییدیچ،کتاب،خدمت به ارباب تاریکی
محل زندگی:خونشون.
شغل:فعلا دانش اموز و بازیکن کوییدیچ.در آینده شاید یکی از معلمای هاگوارتز
مهاجم تیم کوییدیچ ریونکلاو.
یک پسر که فکر میکرد معمولیه ولی با نهایت خرسندی فهمید جادوگره پدرش جادوگر بود ولی چون فکر میکرد همسرشو از دست میده هیچ وقت اینو به کریس نگفته بود.اما بعد از اینکه نامه هاگوارتز اومد اعتراف کرد و برخلاف باورش اتفاق بدی نیفتاد.
عاشق هاگوارتز و گروهشه و به درس دفاع در برابر جادوس سیاه و معجون سازی خیلی علاقه داره.
دوست داره عضو مرگخواران بشه و به لرد بزرگ خدمت کنه.
منطقی هست و عاشق ریونکلاو ولی با ادمای بی منطق رفتار وحشتناکی میکنه(مثل مرحوم ساحره ردا فروشی که اظهار داشت که ردایی که یه اینچ بهش کوتاه بود اندازشه)
ساحره ها بهش علاقه نشون میدن البته متقابله
نمیدونم شاید مهره مار داره بچه!!
گفتم که عاشق ریونکلاوه؟البته بغیر از مواقعی که عجله داره و نمیتونه سوال در ورودی خوابگاهشونو جواب بده

من قبلا عضو شدم الان میخواستم بنا به دلایلی بعضی اطلاعاتو تو توضیحاتم تغییر بدید ممنون.

انجام شد.


ویرایش شده توسط كريس چمبرز در تاریخ ۱۳۹۷/۸/۷ ۱۸:۵۰:۴۲
ویرایش شده توسط كريس چمبرز در تاریخ ۱۳۹۷/۸/۷ ۱۸:۵۱:۵۵
ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در تاریخ ۱۳۹۷/۸/۷ ۲۲:۳۲:۴۹

Only Raven
گفتن نداره ولی اربابمون!




پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۲:۲۶ چهارشنبه ۲ آبان ۱۳۹۷

كريس چمبرز


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۵۴ یکشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۲۳:۳۸ یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۸
از زیر ضلع شمالی سایه ارباب!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 458
آفلاین
به نام خدا
نام:کریس چمبرز
گروه:ریونکلاو
چوبدستی:چوب شاه بلوط با ریسه ی قلب اژدها۱۲سانتی متر انعطاف پذیر
پاترونوس:سگ
رتبه خون:ماگل زاده
بوگارت:دمنتور
سرگرمی ها:کوییدیچ،کتاب،خدمت به محفل
مهاجم تیم کوییدیچ ریونکلاو.
یک پسر که فکر میکرد معمولیه ولی با نهایت خرسندی فهمید جادوگره در حالی که ماگل زاده است(هرکی اونیکی اسمش رو بگه روش طلسم های نابخشودنی رو انجام میده)
عاشق هاگوارتز و گروهشه و به درس دفاع در برابر جادوس سیاه و معجون سازی خیلی علاقه داره
دوست داره عضو محفل قفنوس شه و به دامبلدور بزرگ کمک کنه
منطقی هست و عاشق ریونکلاو ولی با ادمای بی منطق رفتار وحشتناکی میکنه
ساحره ها بهش علاقه نشون میدن البته متقابله
نمیدونم شاید مهره مار داره بچه!!
گفتم که عاشق ریونکلاوه؟البته بغیر از مواقعی که عجله داره و نمیتونه سوال در ورودی خوابگاهشونو جواب بده

سلام، خوش اومدین.

معرفيتون كوتاهه. لطفا بعدا برگردين و كاملش كنين.

تاييد شد.


ویرایش شده توسط لایتینا فاست در تاریخ ۱۳۹۷/۸/۳ ۳:۰۳:۲۸
ویرایش شده توسط لایتینا فاست در تاریخ ۱۳۹۷/۸/۳ ۳:۰۳:۵۲
ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در تاریخ ۱۳۹۷/۸/۳ ۱۴:۰۹:۲۶

Only Raven
گفتن نداره ولی اربابمون!




پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۱:۱۰ چهارشنبه ۲ آبان ۱۳۹۷

گریفیندور

هرمیون گرنجر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۵۸ جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۴:۳۱:۲۷ پنجشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۹
از مشهد
گروه:
مترجم
کاربران عضو
ایفای نقش
گریفیندور
پیام: 117
آفلاین
نام:هرماینی جین گرنجر
هرمیون صداش میکنن
گراوپ اونو به اسم هرمی میشناسه
رون یبار میون صداش زد
اسنیپ بهش گفت خانوم همه چیز دان
و ریتا اسکیتر بهش گفت خانوم کوچولوی کامل
گروه:گریفیندور
رتبه خون:مشنگ زاده
سن:۱۵سال
رنگ مو:قهوه ای بلوطی
رنگ چشم:قهوه ای تیره
قد:۱۶۷سانت
چوبدستی:۲۶سانت از چوب درخت مو و مغز ریسه اژدها بسیار انعطاف پذیر
جارو:علاقه ای به پرواز ندارد
پاترونوس:سمور آبی
عضو ارتش دامبلدور
رییس ت.ه.و.ع(تشکیلات هواداری و عمرانی جن های خانگی)
زندگی نامه:
در خانواده ای مشنگی به دنیا امد.پدر و مادر او اقا و خانم گرنجر هردو دندانپزشک بودند.در یازده سالگی با دریافت نامه هاگوارتز وارد دنیای جادوگری شد و در گروه گریفیندور جای گرفت.بعد از انکه هری پاتر و رون ویزلی در شب هالووین او را از دست یک غول غارنشین نجات دادند دوستی عمیقی بین این سه نفر شکل گرفت که هری و رون بسیاری از نمرات خود را مدیون همین دوستی هستند.زیرا اگر هرمیون نها را مجبور نمیکرد اصلا درس نمیخواندند.
هرمیون هم اکنون ارشد گروه گریفیندور است و سال پنج تحصیلی خود را در هاگوارتز میگراند.

معرفيتون كوتاهه. لطفا و حتما برگردين و كاملش كنين.

تاييد شد.
خوش اومدين.


ویرایش شده توسط Banoo_ye_ariayy در تاریخ ۱۳۹۷/۸/۲ ۱۲:۲۱:۴۲
ویرایش شده توسط لایتینا فاست در تاریخ ۱۳۹۷/۸/۳ ۳:۰۱:۱۳

&وفاداری و شجاعت در رگهای من جریان دارند&


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱:۲۳ شنبه ۱۴ مهر ۱۳۹۷

اسلیترین

سوروس اسنیپ


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۱۵ دوشنبه ۹ مهر ۱۳۹۷
آخرین ورود:
امروز ۷:۳۴:۳۲
از هاگوارتز-تالار اسلیترین
گروه:
ایفای نقش
اسلیترین
کاربران عضو
پیام: 116
آفلاین
سوروس اسنیپ
لقب :شاهزاده ی دورگه
رنگ مو:
سیاه
رنگ چشم:
سیاه
تاریخ تولد:
۹ ژانویهٔ ۱۹۶۰
تاریخ مرگ:
۲ مه ۱۹۹۸ میلادی (۳۸ سال)
محل اقامت:
بن‌بست اسپینر
هاگوارتز
گروه:
اسلیترین
مدرسه:
هاگوارتز
نژاد:
دورگه
خانواده:
توبیاس اسنیپ (پدر)
آیلین پرنس (مادر)
سپر مدافع:
گوزن ماده
قدرت‌های ویژه:
معجون سازی
چفت شدگی یا دفاع ذهنی
تسلط بر هنرها و جادوهای سیاه
پرواز بدون بهره از جاروی پرواز
شغل:
استاد درس معجون‌ها (۱۹۹۶–۱۹۸۰)
استاد درس دفاع در برابر جادوی سیاه (۱۹۹۷–۱۹۹۶)
مدیر هاگوارتز(۱۹۹۸–۱۹۹۷)
عضویت در:
مرگخواران (۱۹۸۰–۱۹۷۸)
محفل ققنوس (۱۹۹۷–۱۹۸۱)

تولد ۱۹ دی ۱۳۳۹
دورگه مادرم ایلین پرنس ساحره و پدرم یک ماگن بنام توپیای اسنیپ بود

دوست ندارم چیز زیادی ازخودم بگم
من کسی نیستم که زندگیه فاش و بی پرده ای داشته باشم
شاید شرایطم این رو ب من القا کرده به هر حال
من از ۱۱ سالگی وارد هاگوارتز شدم هرچند پدرم مخالف بودن اون در کل از هیچی خوشش نمیاد

در مدرسه علوم و فنون جادوگریه هاگوارتز درگروه اسلیترین قرار گرفتم در طی هفت سال تحصیلاتم رو به پایان رسوندم
سه سال بعد و طی ۱۵ سال استاد درس معجون ها بودم و بعد به مدت یک سال به ارزوی دیرینم رسیدم و علوم دفاع در برابر جادوی سیاه که خودم در سنین جوانی اون رو از روی علاقه یاد گرفتم رو تدریس کردم فک نمیکنم نیاز باشه بیشتر از این براتون بگم اما از حظورم درمرگخواران که پایان راهیست برای اسلیترین ها بسیار خوشحالم


تایید شد.
خوش اومدین.


ویرایش شده توسط hanastta00 در تاریخ ۱۳۹۷/۷/۱۴ ۱:۲۶:۱۵
ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در تاریخ ۱۳۹۷/۷/۱۴ ۲:۴۴:۱۷


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۰:۵۴ چهارشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۷

دراكو مالفوى old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۱۹ پنجشنبه ۵ مهر ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۱۱:۰۲:۳۸ سه شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۸
گروه:
کاربران عضو
پیام: 37
آفلاین
نام:دراکو مالفوی
گروه:اسلترین
ویژگی های ظاهری:موهای بلوند مایل به سفید و بور.چشمان نقره ای.
ویژگی های اخلاقی:مغرور.خودخواه.اصیل زاده.ثروتمند و خودپسند
چوبدستی:موی تک شاخ و نوعی درخت با اندازه دقیقا 10 اینچ
جارو:نیمبوس 2001
داستان کوتاه زندگی:دراکو مالفوی تنها فرزند یک خانواده اشرافی و اصیل زاده است.دراکو از دوران کودکی با تفکر بزرگ شد:1:اینکه او از بقیه جادوگران برتر و بالاتر است.2:اینکه لرد ولدمورت فرمانروای متلق دنیای جادوگری است.
دراکو در سن یازده سالگی به هاگوارتس رفت او ابتدا سعی کرد با هری دوست شود.
اما هری درخواست دوستی دراکو را به دلیل توهینش به رون ویزلی رد میکند.همون موقع بود که اتش تنفر از هری پاتر در وجود شعله ور شد.
دراکو مالفوی و هری پاتر از همان لحظه با هم دشمن شدند.
بزرگترین دلیل تنفر مالفوی از هری این است که دراکو به شدت به هری حسودی میکند.زیرا مالفوی بر خلاف هری هیچ استعدادی در کوییدیچ ندارد.
تنفر هری.مرگ خوار بودن خانواده مالفوی و عقاید بالا همه همه دلیل شد تا دراکو در سال ششم و سن 16 سالگی یک مرگ خوار شود.
او به دستور لرد سیاه باید دامبلدور را به قتل میرساند.اما او با انجام ندادن این کار و فقظ خلع سلاح کردن او ثابت کرد که دردرونش اندکی خوبی نیز وجود دارد.


معرفيتون كوتاهه. لطفا و حتما برگردين و كاملش كنين.

تاييد شد.
خوش اومدين.


ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در تاریخ ۱۳۹۷/۷/۱۲ ۲۱:۰۱:۴۸

JUST SLYTHRIN


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۳:۳۵ پنجشنبه ۵ مهر ۱۳۹۷

اسكورپيوس مالفوى


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۳۳ سه شنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۲۳:۵۲:۱۹ شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۸
از زیر سایه ی لرد ولدمورت
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
پیام: 9
آفلاین
نام کامل : اسکورپیوس هایپریون مالفوی


سن : سیزده سال

گروه : اسلیترین

پاترونوس : شاه کبری

محل زندگی : سانفرانسیسکو

رنگ مو : طلایی

پدر و مادر : پدرم دراکو مالفوی و مادرم استوریا گرین گراس

چوبدستی : چوب درخت گردو با مغزی پر ققنوس

توضیحات : پدرم دراکو مالفوی ، تنها فرزند لوسیوس مالفی و نارسیسا بلک ، یکی از اصیل ترین اشراف زاده هاست و مادرم آستوریا گرین گراس هم از یه خانوادۀ اصیل .
از دشمنی بین خانواده خودم و هری پاتر همچین خبر مشخصی ندارم ، ولی به خاطر سنت وفاداری به خانواده ، علاقه ای ندارم باهاشون معاشرت کنم .
همکلاسی من ، آلبوس سوروس پاتر ، پسر کوچیکۀ کسیه که گاهی پدرم با اسم کله زخمی ازش حرف می زنه ولی اگه من این عبارت رو به کار ببرم ، توبیخ می شم . مامان بزرگ نارسیسا عقیده داره یک اشراف زاده نباید دهان خودش رو به کلمات عامیانه آلوده کنه .

حیوان مورد علاقه : اسب شاخدار


خوش اومدين.
ببينين خيلي ميتونين بيشتر بنويسين. الان تاييد ميكنم. اما حتما برگردين و كاملش كنين.

تاييد شد.



ویرایش شده توسط voldemurt1 در تاریخ ۱۳۹۷/۷/۵ ۱۴:۱۶:۰۶
ویرایش شده توسط voldemurt1 در تاریخ ۱۳۹۷/۷/۵ ۱۴:۲۹:۱۳
ویرایش شده توسط voldemurt1 در تاریخ ۱۳۹۷/۷/۵ ۱۴:۳۶:۵۸
ویرایش شده توسط voldemurt1 در تاریخ ۱۳۹۷/۷/۵ ۱۴:۳۷:۳۲
ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در تاریخ ۱۳۹۷/۷/۵ ۲۳:۱۷:۰۰

عشق فقط لرد ولدمورت


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۶:۳۶ دوشنبه ۲ مهر ۱۳۹۷

كيگانوس بلک


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۴:۴۱ دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۱۶:۲۷:۲۹ چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۸
از به تو چه
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
پیام: 83
آفلاین
نام: کیگانوس بلک

گروه:اسلایترین

سن:18

چوبدست:چوب از دندان مار افعی و زهر مامبای سیاه

پاترونوس:شاه کبرا

انیماگوس:مار شاه کبرا-گرگ

محل زندگی:دانمارک-سامسو

رنگ مو:طلایی

خصوصیات اخلاقی:سرد-وحشی- باهوش و زیرک

پدر و مادر:پولارکس بلک و اایرما کراب

علایق:لباس های ورزشی-مرگ و میر-چاقوش.

بوگارت:در کمال تعجب همگان نداره

لباس پوشیدن:این یکیش

یکی دیگه

چند تا دیگه

لباس مورد علاقش

دومین لباس مورد علاقش

آخرین لباسش

زندگی نامه:او درخانه بلک ها چشم به جهان گشود. از اول هم به ورزش علاقه داشت و در مهارت های رزمی هم بی همتا بود. او علاقه زیادی به خون داشت و این باعث قاتل شدنش شد. او میتواند با مار ها حرف بزند ولی نواده کسی نیست. بزرگترین هدف او بازی کردن در تیم های ورزشی از جمله فوتبال است.
اطلاعات دیگری در دسترس نیست.
جایگزین شه لطفا


انجام شد.


ویرایش شده توسط بلاتریکس لسترنج در تاریخ ۱۳۹۷/۷/۳ ۱۳:۱۱:۲۱

اتش در پس شعله های سیاهی معنا پیدا میکند.







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.