هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۳:۱۵ پنجشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۷

اسلیترین، ویزنگاموت، مرگخواران

هکتور دگورث گرنجر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۴۲ سه شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۳
آخرین ورود:
امروز ۰:۵۷:۲۸
از روی شونه های آریانا!
گروه:
مرگخوار
ناظر انجمن
ایفای نقش
اسلیترین
کاربران عضو
پیام: 775
آفلاین
سوژه دوئل نیمفادورا تانکس و ریموس لوپین: مرسوله جا به جا!

توضیح: یک بسته(بسته پستی) اشتباهی به دست شما می رسه. توضیح بدین که بسته برای کیه وشما باهاش چیکار می کنین.
می تونین سعی کنین برسونین به صاحبش...یا بازش کنین و از توش هر چیزی در بیاد. ممکنه چیز خوبی باشه یا چیزی باشه که درگیرش بشین یا تو دردسر بیفتین.


برای ارسال پست در باشگاه دوئل، هفت روز(تا دوازده شب جمعه، دوم فروردین) فرصت دارید!

ملاقه هایتان ذوب شود!


ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!




پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۴:۵۰ چهارشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۷

نیمفادورا تانکس old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۰۶ شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۲۳:۵۲ جمعه ۱۷ آبان ۱۳۹۸
گروه:
کاربران عضو
پیام: 114
آفلاین
درخواست دوئل با ریموس لوپین.
هماهنگ شده
7 روزه


تصویر کوچک شده


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۳:۴۳ یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷

اسلیترین، ویزنگاموت، مرگخواران

هکتور دگورث گرنجر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۴۲ سه شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۳
آخرین ورود:
امروز ۰:۵۷:۲۸
از روی شونه های آریانا!
گروه:
مرگخوار
ناظر انجمن
ایفای نقش
اسلیترین
کاربران عضو
پیام: 775
آفلاین
سوژه دوئل ارنی پرنگ و سدریک دیگوری: مقصد اشتباه!

توضیح:

شما قصد رفتن به هاگوارتز یا هاگزمید(یا هر جای دیگه) رو دارین...ولی در اثر عجله سوار قطار(یا وسیله) اشتباهی می شین. ماجرا رو توضیح بدین و بگین که سر از کجا در میارین.


برای ارسال پست در باشگاه دوئل یک هفته(تا دوازده شب دوشنبه 27 اسفند) فرصت دارید.


در پاتیل بجوشید!


ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!




پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۹:۴۹ شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷

هافلپاف

ارنى پرنگ


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۴۳ دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۶
آخرین ورود:
امروز ۱:۱۰:۲۳
گروه:
ایفای نقش
هافلپاف
کاربران عضو
پیام: 181
آفلاین
درخواست دوئل با سدریک دیگوری مهلت یه هفته. هماهنگ شده!


تصویر کوچک شده


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۰:۱۷ شنبه ۴ اسفند ۱۳۹۷

اسلیترین، ویزنگاموت، مرگخواران

هکتور دگورث گرنجر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۴۲ سه شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۳
آخرین ورود:
امروز ۰:۵۷:۲۸
از روی شونه های آریانا!
گروه:
مرگخوار
ناظر انجمن
ایفای نقش
اسلیترین
کاربران عضو
پیام: 775
آفلاین
نتیجه ی دوئل گریک الیواندر و سو لی:

امتیازهای داور اول:
گریک الیواندر: 25 امتیاز – سو لی: 27 امتیاز

امتیاز های داور دوم:
گریک الیواندر:25 امتیاز – سو لی: 26.5 امتیاز

امتیازهای داور سوم:
گریک الیواندر:25 امتیاز – سو لی: 26.5 امتیاز

امتیازهای نهایی:
گریک الیواندر:25 امتیاز – سو لی: 26.5 امتیاز

برنده دوئل: سو لی!

................................

الیواندر برای بار سی و دوم در آن روز و برای جلوگیری از سر رفتن حوصله اش جعبه های چوبدستی ها رو مرتب می کرد.
- این دفعه بر اساس حر.ف الفبای مغز چوبدستی بچینم یا براساس حروف الفبای چوب چوبدستی؟
الیواندر در افکارش غرق بود و اصلا متوجه جغدی که پشت در مغازه بال بال می زد نشده بود.
- هو هووووو....
گوش الیواندر مدتی بود که کمی سنگین شده بود.

- هوووووو هووووووووووووو!
متاسفانه گوش الیواندر بدهکار نبود.

- هووووووووووی مردک با تو ام یک ساعته دارم بال بال میزنما!

بلاخره الیواندر چغد بیچاره رو که نصف پرهاش رو از دست اون کنده بود، دید. جغد که دیگه کاسه ی صبرش سر رفته بود، نامه رو در حلقوم الیواندر فرو کرد. پرهاش رو از روی زمین زیر بغلش زد و پیاده از نظر ها دور شد.

الیواندر کاغذ لوله شده رو از درون حلقومش بیرون کشید و بعد از تکون دادن سرش به نشونه ی تاسف کاغذ رو باز کرد و مشغول خوندن شد.

چند ساعت بعد- یک شهر اون طرف تر- منزل پدر پدربزرگ الیواندر:

الیوندر خودش رو به سرعت اونجا رسونده بود تا در مراسم ترحیم پدر پدربزرگش شرکت کنه. اون همیشه احترام زیادی برای این مرد سالخورده قائل بود و همیشه اون رو دوست داشت. حتی بیشتر از پدر خودش.
اون دو به قدری به هم نزدیک بودن که اگر چند روز همدیگه رو نمیدیدن حتما یکیشون دچار افسردگی می شد.
به خاطر همین حالا الیواندر بسیار افسرده و ناراحت بود. انگار صد سال دیگه هم به سنش اضافه شده بود. تنها دلخوشیش هم میتونست ارثیه ای باشه که پدر پدربزرگش براش به ارث گذاشته بود تا یادگاری براش بمونه.
این ارثیه یه انگشتر با نامه ای اختصاصی بود. نامه رو باز کرد و شروع به خوندنش کرد.

نقل قول:
گریک کوچولوی من!
وقتی داری اینو میخونی من دیگه ترکت کردم اما خوب میدونی که من تحمل دوری تو رو ندارم. ولی پاره ای نیست عسل بابابزرگ. برات انگشترم رو به ارث میذارم که همین الان قبل از خوندن ادامه نامه دستت کن.

از اونجایی که الیواندر همیشه به حرف های پدر پدربزرگش گوش میداد فورا انگشتر رو دستش کرد و مشغول خوندن ادامه نامه شد.

بعد از گذشت چند ساعت گریه ی حاضرین بیشتر شده بود، چون حالا غم از دست دادن گریک الیواندر هم به غم دیگرشون اضافه شده بود. همه تصور میکردن که الیواندر از غم حجران پدر پدربزرگش بوده که مرده و کسی ادامه ی نامه ی پدر پدربزرگ رو که باد با خودش برد ندید.

نقل قول:
آفر ین کوچولوی بابا.
حالا که دستت کرد تا یکی دو ساعت دیگه پیش خودمی. تو که میدونی من تحمل دوری تو رو نداشتم برای همین هم انگشتر رو سمی کردم که زود بمیری بیای پیش خودم باهات اتل متل بازی کنم.
قربانت بابابزرگ!


ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!




پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۲:۳۱ جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۹۷

اسلیترین، ویزنگاموت، مرگخواران

هکتور دگورث گرنجر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۴۲ سه شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۳
آخرین ورود:
امروز ۰:۵۷:۲۸
از روی شونه های آریانا!
گروه:
مرگخوار
ناظر انجمن
ایفای نقش
اسلیترین
کاربران عضو
پیام: 775
آفلاین
سوژه دوئل گریک الیواندر و سو لی: ارثیه!


توضیح:

سالمندترین فرد خانواده تون(بزرگ خاندان!) مرده و بهتون خبر می دن که وصیت کرده و یه چیزی براتون به ارث گذاشته. شما چه فکری می کنین؟ و وقتی می رسین با چی مواجه می شین؟

در مورد موارد جانبی مثل شکل مردن طرف، نوع رابطه تون و مقدار غم و غصه تون از مرگش، مسیر رفتنتون و خانواده تون که چه جور آدمایی(یا حتی موجوداتی) هستن، هم می تونین بنویسین.

برای ارسال پست در باشگاه دوئل دو هفته(تا 12 شب شنبه 11 اسفند) فرصت دارید.


معجون چکاننده بشوید!


ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!




پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۰:۱۶ جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۹۷

گریک الیواندرold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۳۲ جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۲۳:۳۲ چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 156
آفلاین
درود بر داوران!

خواستار دوئلی با ایشون را دارا هستم.
نظر خودمون دو هفتس!
حالا ببینیم مرلین چطور رقم میزنه!


Ravenclaw is my everything



تصویر کوچک شده


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۴:۵۱ شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۷

اسلیترین، ویزنگاموت، مرگخواران

هکتور دگورث گرنجر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۴۲ سه شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۳
آخرین ورود:
امروز ۰:۵۷:۲۸
از روی شونه های آریانا!
گروه:
مرگخوار
ناظر انجمن
ایفای نقش
اسلیترین
کاربران عضو
پیام: 775
آفلاین
نتیجه ی دوئل اشلی ساندرز و لودو بگمن:

امتیازهای داور اول:
اشلی ساندرز: 24.5 امتیاز – لودو بگمن: 25.5 امتیاز

امتیاز های داور دوم:
اشلی ساندرز:25 امتیاز – لودو بگمن: 26 امتیاز

امتیازهای داور سوم:
اشلی ساندرز:25 امتیاز – لودو بگمن: 25.5 امتیاز

امتیازهای نهایی:
اشلی ساندرز:25 امتیاز – لودو بگمن: 25.5 امتیاز

برنده دوئل: لودو بگمن!

......................

اشلی برای سی و سومین بار سعی می کرد خودش رو متقاعد کنه که زنگ رو بزنه.
- ببین اشلی اصلا سخت نیست. زنگ رو میزنی و میگی میخوای مرگخوار بشی فقط همین. خب حالا با شماره سه میچرخی و زنگ رو میزنی. یک... دو... سه...
- سلام میبینم که اومدی مرگخوار بشی.

انگشت اشلی روی هوا و درست جلو دماغ بانز خشک میشه. البته از اون جایی که نمیشد بانز رو دید اشلی نمیفهمه که انگشت جلو دماغ بانز قرار گرفته. اون فقط در بازی رو میبینه که داره باهاش حرف میزنه.
بانز که به این موقعیت ها عادت داره، خودش رو معرفی میکنه.
- خب من بانزم و خب نامرئی ام واسه همین دیده نمیشم. خب حالا بیا تو.

بلاخره بعد از دقایقی اشلی وارد میشه و خودش رو جلو در اتاق بلاتریکس می بینه. مسئول عضو گیری مرگخواران!
دستی به لباسش می کشه و در میزنه.
- بیا تو!

اشلی نفسی می کشه و وارد میشه..
- سلام من اشلی ام اومدم مرگخوار بشم.

بلا سرش رو از روی کاغذ های پیش روش بلند میکنه و لبخندی ترسناک میزنه.
- خب... خب... خوش اومدی اشلی! برای ورود باید یه ماموریت رو انجام بدی.

دقایقی بعد اشلی در اتاق لینی بود و داشت فکر میکرد از همین حالا علامت شوم رو روی دستش میبینه. ماموریتش خیلی راحت بود. کافی بود به لینی بگه که اتاقش قراره به محل نگه داری تسترال ها تبدیل بشه. به همین راحتی!
اما اشلی غافل بود که عمرا به این راحتی هم نیست!

- اشلی! نمیخوای بگی با من چی کار داری؟

اشلی صداش رو صاف کرد و استارت زد.
- اهم... چرا! ببین من قراره یه خبری بهت بدم. یعنی مامور ابلاغم. خبر هم اینه که اتاقت قراره بشه اتاق تسترال ها!
- شوخی خوبی بود اشلی حالا بگو باهام چی کار داری!
- من شوخی نکردم!
- چرا اشلی شوخی کردی من میدونم!
- نه من کاملا جدی ام. بلا گفت بیام اینو بهت بگم تا مرگخوار بشم. منم اومدم گفتم. حالا من یه مرگخوارم.

از نیش لینی جرقه های سرخ و آبی بیرون میزد و کارد میزدی خون آبیش در نمی اومد. بعد از ویز ویز کوتاهی بیشتر از صد تا حشره ی مختلف دور و برش ظاهر شدن که همشون بی اعصاب به نظر میومدن.

- ببین لینی من خیلی با حشره ها میونه ی خوبی ندارم. دیگه میرم.
اشلی رفت که بره ولی در قفل بود!
- اممم... میشه درو باز کنی؟
نمی شد! لینی و دوستانش با نیش های تیز شده به اشلی نزدیک و نزدیک تر میشدن... خیلی نزدیک...

دقایقی بعد صدای جیغ های اشلی کل خانه ریدل رو پر کرده بود و بلاتریکس پشت در اتاق لینی وایساده بود.
- مرگخوار خوبی میشدی اشلی! البته اگه زنده میموندی. به هر حال نمیتونستم یکی از مرگخوار ها رو قربانی کنم. ارباب منو میکشت.


ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!




پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۲:۰۵ پنجشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۷

اسلیترین، ویزنگاموت، مرگخواران

هکتور دگورث گرنجر


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۴۲ سه شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۳
آخرین ورود:
امروز ۰:۵۷:۲۸
از روی شونه های آریانا!
گروه:
مرگخوار
ناظر انجمن
ایفای نقش
اسلیترین
کاربران عضو
پیام: 775
آفلاین
دوئل کنندگان محترم!


وقتی هماهنگ می کنین زمان رو هم هماهنگ کنین. اگه تعیین نکنین خودمون ده روز می دیم.
این یکی رو دوازده می دیم.


سوژه دوئل اشلی ساندرز و لودو بگمن: ابلاغ!


وزارتخونه یه تصمیم مسخره(خنده دار یا غیر منطقی یا خطرناک) درباره مکان، یا شخص یا گروهی گرفته(مثلا تصمیم گرفته که از این به بعد مرگخوارا باید بدون جارو پرواز کنن!...یا هاگواتر باید تبدیل به میدون تسترال دوانی بشه).
امروز اولین روز کاری شما تو وزارتخونه اس...و برای همین دیوار کوتاه تر از شما گیر نیاوردن. به شما ماموریت می دن که این تصمیم رو به اون فرد یا گروه یا مکان ابلاغ کنین(به اطلاعشون برسونین).
توضیح بدین که تصمیم چیه...درباره چیه...و چطوری ماموریتتونو انجام می دین. بعدش اتفاقی براتون میفته یا نه.

برای ارسال پست در باشگاه دوئل، دوازده روز(تا دوازد شب سه شنبه 23 بهمن) فرصت دارید.

ملاقه بخوره تو سرتون.


ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!




پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۹:۴۱ چهارشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۷

اشلی ساندرز old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۲۴ چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۲۰:۳۱ شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۸
از لندن گرينويچ
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 206
آفلاین
درخواست دوئل با لودو بگمن دارم.
هماهنگ شده
مدت زمانش هم 12 روز باشه خوبه.


ویرایش شده توسط اشلی ساندرز در تاریخ ۱۳۹۷/۱۱/۱۱ ۱۵:۰۸:۴۲

تا حالا کسی با گیتار زده تو سرت!؟







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.