هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   2 کاربر مهمان





پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱:۱۲ پنجشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۸

ریونکلاو، محفل ققنوس

ریموند


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۵۰ چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۳:۱۶:۵۸
از اون شاخاش
گروه:
محفل ققنوس
کاربران عضو
ایفای نقش
ریونکلاو
پیام: 251
آفلاین
نام: ریموند

گروه:ریونکلاو

ویژگی های ظاهری:پسری لاغر اندام و قد بلند با موهایی فر که از گوشه کلاه بافتنی سیاهش همیشه دنبال راهی برای فرار کردن هستند،تک گوش،با لباس هایی همیشه تیره با دماغی شکسته و چشمهایی سیاه.

ویژگی های اخلاقی:منزوی وتنها،عاشق ارامش و سکوت و تاریکی.

چوبدستی: 4.5اینچ، انعطاف پذیر ،از چوب متوسلاه با هسته پر ققنوس

بدون جارو

پاترونوس:دینگو

زندگینامه:
ریموند،
در خانواده ای مذهبی دیده به جهان نگشودم،کلا در خود کلیسا متولد شدم.
مادرم راهبه ای بود که عاشق پسر یهودی ای شد،پسری که وقتی مردم شهر متوجه شدند مادرم از اون حامله شده دارش زدند، همینطور صبر کردن تا من متولد بشم و بعد هم مادرم رو کشتند و درحالی که گوش نوزاد تازه متولد شده رو هم بریدند به عنوان نمادی از شر منو وسط بیابون رها کردند.
این ماجرای غم انگیز رو از خاله ام شنیدم جادوگر منفوری که درسته نتونست برای مادرم کاری انجام بده ولی خودم رو به فرزند خوندگی گرفت.
هیچ وقت نفهمیدم علت تنفر مردم وحتی بقیه جادوگرها از خاله ام چیه و حتی دوری نگذشت که بی دلیل همه از من هم متنفر شدند و باز هم هیچ وقت نپرسیدم علت این همه تنفر چیه چون هر چی که بود من به اون اهمیتی نمیدادم .
من یاد گرفتم که به هیچکس نیازی نداشته باشم،با تنهایی خو گرفتم و بعد ازمردن خاله ام با اینکه فقط نه سال داشتم توی خونه ای کوچیک و تاریک، گوشه ای از این دنیای بزرگ زندگی میکردم،خودم و خودم و خودم.
وقتی که نامه ی هاگوارتز به دستم رسید میدونستم که دنیای روبه روی من بزرگ تر از این کلبه خواهد شد پس چوب دستی و یک سری خرت و پرت قدیمی رو از وسایل خاله ام برداشتم و راهی شدم و پشت سرم هم صدای اتش داغی بود که توی دل گرمای بیابون کلبه ام رو میسوزوند تا خاطره ای برای افسوس خوردن نداشته باشم.
لحظه ای که هاگوارتز رو دیدم مثل این اینکه قراره سوز سنگینی بیاد کلاه بافتنی و سیاهم رو تا زیر گوشم پایین کشیدم و اروم تر از اینکه کسی متوجه من بشه مسیر تالار رو از روی چمن های خیس کنار دریاچه رد کردم.


تایید شد.

به ایفای نقش خوش اومدین.




ویرایش شده توسط مافلدا هاپکرک در تاریخ ۱۳۹۸/۱/۱۵ ۱:۲۱:۰۷


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۲:۰۵ چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۸

آتسوشی تاکاگی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۲۴ دوشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۱۶:۴۴ سه شنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۸
از تو جوب!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 11
آفلاین
نام: آتسوشی تاکاگی

جنسیت: مونث

گروه: اسلیترین

سن: 15

پدر و مادر: اصیل زاده

چوب دستی: چوب توسکا، موی پریزاد، 22 سانت، نیمه انعطاف پذیر

ویژگی خاص: جانور نما ثبت نشده(گرگ برفی)،نیمه پریزاد، دگرگون نما پیشرفته، ذهن جوی قوی

ویژگی ظاهری: قد نسبتا بلندی داره، به دلیل دگرگونما بودنش می تونه موها و رنگ چشماش رو تغیر بده ولی رنگ اصلی موهاش سیاه با رگه نقره ای و چشماشم بادومی و قهوه ایه اما معمولا با موی سفید و بنفش و چشمای سبز دیده می شه.

ویژگی اخلاقی:
در نگاه اول خیلی مظلوم به نظر میاد ولی اگه بشناسیش خیلی می تونه حقه باز و نامرد از آب دربیاد. خیلی زود اعصبانی می شه اما در بیشتر مواقع خونسرده. تو نینجا خیلی وارده و همیشه دستکشی که توش تیغ های زهرآلود به کار رفته استفاده می کنه.

زندگی نامه:

آتسوشی یه دورگه ژاپنی ـ انگلیسیه. پدرو مادرش هر دو جادوگر و ساحره اصیل زاده بودن. پدرش ژاپنی ودگرگونما بوده و در خانواده اصیل زاده سنتی تو توکیو بزرگ شده بوده و توی مدرسه جادوگری مهوتوکورو ژاپن درس خونده. مادرش پریزاد بوده توی یک خانواده اصیل زاده بزرگ شده و در هاگوارتز و گروه اسلیترین درس خونده. پدر آتسوشی در بیست سالگیش واسه تحقیقات به لندن میاد و توی وزارت خونه سحرو جادی لندن به مادر آتسوشی که منشی رئیس اجرای قوانین جادویی بوده، بر می خوره. اونا عاشق هم می شن و با هم ازدواج می کنن پدر آتسوشی هم چون روی جانوران جادویی تحقیق می کرده تصمیم می گیره تو انگلستان موندگار شه.
مثل همه بچه ها یازده ساله نامه ای از هاگوارتز واسه آتسوشی میاد و اون میره هاگوارتز و توی گروه اسلیترین که خیلی به خلق خوش می اومده می افته. البته کلاه گروهبندی پنج دقیقه کامل توی تردید بوده که اونه تو اسلیترین بذاره یا ریونکلا . توی دوازده سالگی آتسوشی تصمیم میگیره که یک جانورنمای ثبت نشده بشه و موفق هم میشه جانور اون گرگ برفی بوده. توی سیزده سالگی آتسوشی پدر و مادرش بر اثر نیش سمی چنگولک سمی می میرن و آتسوشی مجبور می شه تو پرورشگاه جادویی بزرگ شه. در حال حاضرپانزده ده سال داره و سال پنجمیه.


تایید شد.

به ایفای نقش خوش اومدید.


ویرایش شده توسط maniaaaa در تاریخ ۱۳۹۸/۱/۱۴ ۲۲:۱۳:۳۱
ویرایش شده توسط مافلدا هاپکرک در تاریخ ۱۳۹۸/۱/۱۴ ۲۳:۰۷:۲۴


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۹:۳۰ دوشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۸

محفل ققنوس

گادفری میدهرست


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۴۹ سه شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۷
آخرین ورود:
امروز ۹:۴۴:۵۲
از سیرک چالگاه غریب
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
محفل ققنوس
پیام: 115
آفلاین
نام و نام خانوادگی: گادفری میدهرست

جنسیت: مذکر

گروه: ریونکلاو

جبهه: محفل ققنوس

ویژگی های ظاهری: ریش و سبیلش را شش تیغ می زند و آرایش می کند. قدش متوسط است، اما چون هیکلش استخوانی است و کفش های لژ دار می پوشد، بلندتر از آنچه هست، به نظر می رسد. موهای او مشکی، بلند و مواج است و رنگ چشمانش عسلی می باشد. گادفری همواره پیراهن سفید، کت و شلوار سیاه و دستکش سفید می پوشد و کلاهی بلند و سیاه نیز بر سر می گذارد. طرح پنج ستاره ی صلیب مانند روی پیشانیش داغ زده شده.

ویژگی های اخلاقی: جنتلمن، مهربان و مودب است و همین به بعد خشن شخصیت او جنبه ای ظریف داده است.

چوبدستی: از چوب درخت بید مجنون با تار مویی از یال تک شاخ در میان آن

پاترونوس: گربه

جارو: ندارد، چرا که از ارتفاع بیم دارد و پرواز او را دچار سرگیجه می کند.

سلاح ویژه: اره برقی!

توضیحات: در مکان و زمانی نامعلوم به دنیا آمد. اما از وقتی که خود را شناخت، در یتیم خانه بوده. یکی از مسئولان نوانخانه ادعا کرده او را هنگامی که نوزاد بوده، در سطل آشغال و میان زباله ها پیدا کرده. دوران کودکی او در نوانخانه نسبتا به خوبی گذشت. اما هم اکنون، در دوران بزرگسالی، گادفری داستان هایی اغراق آمیز و ناراحت کننده را از آن دوران برای زنان و دختران تعریف می کند تا آن ها را تحت تأثیر قرار دهد.

وقتی که یازده ساله شد، نامه ای از هاگوارتز برایش آمد و او با خوشحالی روانه ی مدرسه ی جدیدش شد. به خاطر علاقه ی فراوان گادفری به هنر و خلاقیت، کلاه گروه بندی او را در گروه ریونکلاو قرار داد. در مدرسه، شاگرد درس خوانی بود، اما دختران بسیاری را اغفال کرد.

بعد از فارغ تحصیلی، در یک سیرک مشغول به کار شد. وی از تماشاچیان داوطلب می خواست که در یک جعبه ی چوبی بنشینند و سپس شمشیرهایی را از زوایای مختلف وارد جعبه می کرد. در نهایت، جعبه را می گشود و در حالی که فرد داوطلب تقریبا سالم بود و مثلا جز یک شمشیر که از چشمش رد شده و از پس کله اش بیرون زده، آسیب دیگری ندیده بود، ملت برایش کف می زدند. در هر حال، روزی صاحب سیرک مزبور ورشکسته شد و گادفری بعد از گرد هم آوردن تعدادی افراد با استعداد دور هم، سیرک خودش را با نام "چالگاه غریب" تأسیس نمود.

یک روز که مشغول فضانوردی با خشخاش بود، روونا در مقابلش ظاهر گشت و از او خواست که نیم تاج ریونکلاو را از بانک بدزدد. البته، این چیزی است که وکیل گادفری گفته و اطمینان زیادی به آن نیست. به هر جهت، گادفری نیم تاج را دزدید، اما مأموران آزکابان او را دستگیر کرده؛ به زندان انداختند و طرح پنج ستاره ی صلیب مانند را هم روی پیشانیش داغ زدند که در واقع مجازاتی مخصوص برای دزدها بود. گادفری هنگام اقامت در آزکابان، یک دیوانه ساز مونث را فریب داد و با وعده ی ازدواج، او را خام کرد. دیوانه ساز هم به او کمک کرد تا از زندان بگریزد. بعد از فرار، گادفری دیوانه ساز را قال گذاشت و دیمنتور هم از شدت ناراحتی، خود بوسی کرد. وقتی برادر دیوانه ساز عاشق و ناکام از این قضیه مطلع گشت، به تعقیب گادفری مشغول شد تا اینکه بالاخره او را پیدا کرد. تصمیم داشت مرد فریبکار را ببوسد تا انتقام خواهرش را از او بگیرد، اما نتوانست این کار را بکند. چرا که گادفری شب قبلش سیر خورده بود و دهانش بو می داد. به هر جهت، مأموران آزکابان گادفری را دوباره دستگیر کردند و به زندان انداختند. اما وکیلش به کمک او آمد و با سر هم کردن داستان فضانوردی، خشخاش و خزعبلاتی از این قیبل، مرد جوان را نجات داد.

گادفری هم اکنون، در سیرک "چالگاه غریب" مشغول به کار است و هنوز هم شمشیر در چشم و چار ملت فرو می کند.

از شوخی گذشته، هر چند نیمه ی سفید و نیمه ی سیاه روح گادفری در جدال دائمی به سر می برند، هدف او این است که با کمک هم جبهه ای هایش در محفل ققنوس، دنیایی به دور از تعصبات منفی، تبعیض و نژاد پرستی برای جادوگران، ساحره ها، ماگل ها و سایر موجودات بسازد.

لطفا عوض بشه.

_____________
انجام شد!


ویرایش شده توسط گادفری میدهرست در تاریخ ۱۳۹۸/۱/۱۲ ۹:۳۸:۱۷
ویرایش شده توسط تاتسویا موتویاما در تاریخ ۱۳۹۸/۱/۱۲ ۱۶:۲۴:۳۶


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۳:۰۰ یکشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۸

ویکتوریا ویزلی old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۴۷ سه شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۱۸:۱۳:۵۴ یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۸
گروه:
کاربران عضو
پیام: 14
آفلاین
نام:ویکتوریا ویزلی
گروه:هافلپاف
پدر:بیل ویزلی
مادر:فلور دلاکور
چوبدستی: چوب آبنوس با ریسه قلب اژدها
پاترونوس:جغد
محل زندگی:دره ی گودریک
استعداد ها:کوییدیچ و معجون سازی به لطف دست نوشته های شاهزاده دورگه
ویژگی ظاهری:صورت مادرمو دارم با موهای قرمز ویزلی ها , قد نسبتا بلند
ویژگی های اخلاقی:
در ظاهر جدی اما بین دوستام شوخم, همیشه دنبال دردسرم چون لذت خاص خودشو داره, هوش سرشاری دارم, استعداد خاصی در کوییدیچ دارم, درسته که هافلپافیم اما با گریفیندوری ها هم ارتباط نزدیکی دارم.
زندگی نامه:
من بیشتر اوقاتو تو خونه ی پدر بزرگ و مادربزرگم یعنی خونه ی ویزلی ها میگذرونم چون اونجا همیشه شلوغه و همه در رفت و امدن و میتونم دوستانو فامیل هامو ببینم. بخشیم پریزاده. من با جیمز سیریوس همسالم و بیشتر اوقات باهم میگردیم هرچند که از گروهای متفاوتیم

______________
تایید شد!
خوش اومدین به ایفای نقش.


ویرایش شده توسط تاتسویا موتویاما در تاریخ ۱۳۹۸/۱/۱۱ ۱۸:۰۹:۱۸


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۱:۲۴ شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۸

ویکتوریا ویزلی old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۴۷ سه شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۱۸:۱۳:۵۴ یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۸
گروه:
کاربران عضو
پیام: 14
آفلاین
نام:ویکتوریا ویزلی
گروه:هافلپاف
پدر:بیل ویزلی
مادر:فلور دلاکور
چوبدستی: چوب آبنوس با ریسه قلب اژدها
استعداد ها:کوییدیچ و معجون سازی به لطف دست نوشته های شاهزاده دورگه
زندگی نامه:
من بیشتر اوقاتو تو خونه ی پدر بزرگ و مادربزرگم یعنی خونه ی ویزلی ها میگذرونم چون اونجا همیشه شلوغه و همه در رفت و امدن و میتونم دوستانو فامیل هامو ببینم. بخشیم پریزاده. من با جیمز سیریوس همسالم و بیشتر اوقات باهم میگردیم هرچند که از گروهای متفاوتیم

_________________
معرفی‌تون خیلی کوتاهه، ویکتوریای عزیز.
لطفا درمورد ویژگی های ظاهری و شخصیتی، بیشتر توضیح بدین
.
فعلا تایید نشد.


ویرایش شده توسط تاتسویا موتویاما در تاریخ ۱۳۹۸/۱/۱۱ ۳:۱۰:۴۸
ویرایش شده توسط تاتسویا موتویاما در تاریخ ۱۳۹۸/۱/۱۱ ۳:۱۱:۴۰


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۹:۴۵ سه شنبه ۶ فروردین ۱۳۹۸

ریونکلاو، مرگخواران

تام جاگسن


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۴۱ سه شنبه ۶ فروردین ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۴:۴۱:۴۸
از کی تا حالا؟!
گروه:
ناظر انجمن
ریونکلاو
کاربران عضو
ایفای نقش
مرگخوار
پیام: 258
آفلاین
نام: تام جاگسن { تو کتاب فقط جاگسن اومده }
گروه: با افتخار ریونی ام
سن: زیر 20 بالای 1 !
جنسیت: مذکر
نژاد: بریتانیایی
پدر: جیکوب جاگسن
مادر: لینی جاگسن
چوبدستی: هرچی دم دستم باشه ولی در حال حاظر چوب افرا با مغز خر!
ویژگی های ظاهری: خوشتیپ، جذاب، تو دل برو و خلاصه هرچی صفت خوب بلدید به توان 2!
ویژگی های اخلاقی: پررو، شیطون، رفیق باز، شجاع، کمی دختر باز!
علایق: لرد کبیر، ریون و بچه هاش
جارو: ما مرگخوارا جارو نیاز نداریم هر وقت خواستیم لردمون تامین میکنن !
پاترونوس: آی آی! (یه سرچ بزنید میفهمید چیه)
استعداد ها: مرگخواری، لرد دوستی، مخ زنی!

زندگینامه:
والا از کجا بگم براتون...
توی یه روز بارونی اوایل جنگ جهانی دوم، دوتا کفتر عاشق به انگلیس پناه میبرن و اونجا ازدواج میکنن، حاصل این ازدواج میمون و مبارک! شده این جنتلمنی که میبینید!
10 سالم بود عین آدم نشسته بودیم تو خونه یهو یه جغد اومد تو منم که ترسیده بودم با مشت زدم کشتمش! بعد پاشو که وا کردم دیدم ای داد بیداد از هاگوارتزه! اومدیم هاگوارتز یه چند سالی محصل بودیم و بعدش با کلی تلاش و پشتکار روزافزون! (اینجاش شبیه این مجریای آمادگی کنکور شد) موفق به دریافت درجه کبیر مرگخواری شدیم.
——————————
شناسه قبلی:
فیلیوس فلیت ویک


_______________

تایید شد!
خوش برگشتین به ایفای نقش.


ویرایش شده توسط تاتسویا موتویاما در تاریخ ۱۳۹۸/۱/۷ ۰:۳۸:۲۵


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۰:۲۷ پنجشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۷

كريس چمبرز


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۵۴ یکشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۲۳:۳۸ یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۸
از زیر ضلع شمالی سایه ارباب!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 459
آفلاین
نام:کریس چمبرز
گروه:ریونکلاو
چوبدستی:چوب شاه بلوط با ریسه ی قلب اژدها۱۲سانتی متر انعطاف پذیر
پاترونوس:سگ
جانورنما:سگ
رتبه خون:دورگه
بوگارت:مرگ عزیزان
سرگرمی ها:کوییدیچ،کتاب،مسخره بازی،خدمت به ارباب(این سرگرمی نیست وظیفس)
محل زندگی:خونشون/:
شغل:دانش آموز هاگوارتز،بازیکن کوییدیچ،مرگخوار(چیه اینا شغل نیست؟)
مهاجم تیم کوییدیچ ریونکلاو.
زندگینامه:
یک پسر که فکر میکرد معمولیه ولی با نهایت خرسندی فهمید جادوگره پدرش جادوگر بود ولی چون فکر میکرد همسرشو از دست میده هیچ وقت اینو به کریس نگفته بود.اما بعد از اینکه نامه هاگوارتز اومد اعتراف کرد و برخلاف باورش اتفاق بدی نیفتاد.
عاشق هاگوارتز و گروهشه و به درس جادوی سیاه و معجون سازی خیلی علاقه داره.

منطقی هست و عاشق ریونکلاو ولی با ادمای بی منطق رفتار وحشتناکی میکنه(مثل مرحوم ساحره ردا فروشی که اظهار داشت ردایی که یه اینچ بهش کوتاه بود اندازشه )
بعد از اینکه از هاگوارتز اومد بیرون،متوجه شد باید از قدرتش استفاده کنه و بعد از کمی تحقیق فهمید چقدر به لرد سیاه و مرگخواراش علاقه منده و روحیاتش به اونا میخوره!پس سریع رفت خانه ریدل و یه خالکوبی روی دستش خورد که بهش افتخار میکنه،چون اون حاصل همه تلاشاییه که کرده.


ویژگی های ظاهری:
مو:طلایی
چشم:قهوه ای(چیه مگه قهوه ای رنگ نیس؟!)
قد:بلند و رعنا و...باشه خب...متوسط رو به بالا
ویژگی های اخلاقی:
کریس یه شخصیته که خیلی شوخه.کلا سعی میکنه از هرچیزی یه شوخی دربیاره
خیلی زیادم غر میزنه موقع کارای سخت و کله همه رو میخوره
ولی عوضش رو گروه خودش خیلی حساسه و حاضره هر کاری
برای همگروهیاش و مرگخوارا بکنه!
البته شوخی کردن کریس توی بعضی مواقع که خیلی مواقع حساسی هست هم میاد.
نه اینکه رو حساب مسخره بازیا..اینجور موقعا شوخی میکنه که استرس همه رو مخصوصا خودش کم کنه
و به همه القا کنه که هیچی نیست.
جانورنماش و پاترونوسش سگه.یه سگ قهوه ای خیلی معمولی
اما امان از روزی که کریس عصبانی بشه(مواقعی که کسی به دوستاش توهین کنه یا به ارزش های دیگش مثل خانواده)
اینجور مواقع کریس ترسی از کشتن نداره(مثلا مرگخواره ها)
میشه گفت شجاع هم هست نسباتا ولی خصوصیات ریونکلاویش خیلی بیشتره به خاطر همین تو گریفیندور نیفتاده دیگه!
دوست خوبیم هست(حالا میگن از خودش چقدر تعریف میکنه؛صبر کنید الان اخلاقای گند شروع میشه)

خب غر زدنو که گفتم؟
خیلی هم کم طاقته سریع میخواد یه کاری تموم شه بره!
اگه کسی خیلی اذیتش کنه نابودش میکنه!
اگه بخواد میتونه شوخیای وحشتناکی با دشمناش بکنه،مخصوصا لفظی!


گفتم که عاشق ریونکلاوه؟البته بغیر از مواقعی که عجله داره و نمیتونه سوال در ورودی خوابگاهشونو جواب بده !
عاشق گروه مرگخوارا هم هست این دیگه بغیر از مواقعی نداره،به قول اسنیپ همیشه!
......
عوض شه لطفا!


انجام شد.


ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۷/۱۲/۲۳ ۱۶:۳۸:۵۲

Only Raven
گفتن نداره ولی اربابمون!




پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۱:۳۶ چهارشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۷

اشلی ساندرز old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۲۴ چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۲۰:۳۱ شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۸
از لندن گرينويچ
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 208
آفلاین
جایگزین شه لطفا!
نام: اشلی
نام خانوادگی: بوترا ساندرز
لقب: اش
والدین: پدرش مردی انگلیسی است که در یکی از معروف ترین گروه های موسیقی پیانو می نوازد و مادرش زن زیبای اسپانیایی است که در همان گروه پیانو می نوازد.
گروه: گریفیندور.
سن: نوجوان
تولد: اول ژانویه.
علایق: لرد سیاه، موسیقی، پاستیل و گیتارش که همه جا همراهش است و از هرچیزی برایش ارزشمند تر است.
بوگارت: دیدن سازهای موسیقی در اتش!
پاترانوس: شیر ماده
چوب دستی: چوب درخت بائوباب و مغز رگ اژدهای دم شاخی با ظرافت و ساخته ی گرگروییچ چوب دستی ساز معروف انگلیسی.
سلاح:گیتارش هرکی مضاحمش باشه با گیتار میکوبه تو سرش که از صد تا کروشیو بیشتر درد داره.
ویژگی های ظاهری: موهای پر کلاغی تیره و چشم های ابی تیره خیره کننده، لاغر و کشیده، کلا کیوته و برخی واسه همین کیوتی سر و دست میشکونن.
ویژگی های اخلاقی: عجول، خشن، تنبل، رو کم کن، عاشق دعوا، جو گیر، شوخ طبع و شوخی هایی میکنه که گاهی خیلی خطرناکه، اشلی هنگام دعوا حتی بدون چوبدستی بارها دست و دماغ طرف رو شیکونده. دل رحمی و بخششم نداره، لج باز و یه دنده.

زندگی: اول ژانویه هنگام سال تحویل، زمانی که برف تا زانو باریده بود اشلی متولد شد، او زیبایی مادرش و شجاعت پدرش را به ارث برده بود; او از کودکی استعداد بی نظیری در موسیقی داشت و با بزرگشدنش استعداد او هم رشد میکرد و اما هنگامی که یازده ساله بود و والدینش نام او را در یکی از معروف ترین مدارس موسیقی انگلستان نوشته بودند نامه ی هاگوارتزش به دستش می رسد، اشلی در هاگوارتز در گروه گریفیندور گروهبندی شد و از روز اول شیطنت را شروع کرد و او هر روز در دفتر مک گوناگال به دلیل شیطنت هایش پلاس بود،اشلی در هاگوارتز به دو دلیل مشهور بود زیباییش و قدرتش، اشلی در معجون سازی یک ابله و در اجرای طلسم ها، موسیقی و رقص هیپاپ یک استوره است. و از رویاهایش پیوستند به لرد سیاه است، او از خبرنگاران پیام امروز نیز هست و در اجرای زنده مهارت بالایی دارد.

__________

انجام شد!


ویرایش شده توسط تاتسویا موتویاما در تاریخ ۱۳۹۷/۱۲/۲۲ ۲۲:۵۳:۵۳

تا حالا کسی با گیتار زده تو سرت!؟


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۴:۱۱ چهارشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۷

فیلیوس فلیت‌ویک old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۳۲ چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۱۶:۰۲ شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۸
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 61
آفلاین
نام: جاناتان جاگسن
گروه: با افتخار ریونی ام
سن: زیر 20 بالای 1 !
جنسیت: مذکر
نژاد: آمریکایی
پدر: جیکوب جاگسن
مادر: لینی جاگسن
چوبدستی: هرچی دم دستم باشه ولی در حال حاظر چوب افرا با مغز خر!
ویژگی های ظاهری: خوشتیپ، جذاب، تو دل برو و خلاصه هرچی صفت خوب بلدید به توان 2!
ویژگی های اخلاقی: پررو، شیطون، رفیق باز، شجاع، کمی دختر باز!
علایق: لرد کبیر، ریون و بچه هاش
جارو: ما مرگخوارا جارو نیاز نداریم هر وقت خواستیم لردمون تامین میکنن !
پاترونوس: آی آی! (یه سرچ بزنید میفهمید چیه)
استعداد ها: مرگخواری، لرد دوستی، مخ زنی!

زندگینامه:
والا از کجا بگم براتون...
توی یه روز بارونی اوایل جنگ جهانی دوم، دوتا کفتر عاشق به انگلیس پناه میبرن و اونجا ازدواج میکنن، حاصل این ازدواج میمون و مبارک! شده این جنتلمنی که میبینید!
10 سالم بود عین آدم نشسته بودیم تو خونه یهو یه جغد اومد تو منم که ترسیده بودم با مشت زدم کشتمش! بعد پاشو که وا کردم دیدم ای داد بیداد از هاگوارتزه! اومدیم هاگوارتز یه چند سالی محصل بودیم و بعدش با کلی تلاش و پشتکار روزافزون! (اینجاش شبیه این مجریای آمادگی کنکور شد) موفق به دریافت درجه کبیر مرگخواری شدیم.
-------------------
لطفا جایگزین شخصیت فعلی بشه.

درود بر شما!
برای تغییر دادن شخصیتتون، اول باید بلیت بزنین.
تایید نشد!


ویرایش شده توسط تاتسویا موتویاما در تاریخ ۱۳۹۷/۱۲/۲۲ ۲۲:۵۲:۴۷


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۰:۳۹ یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷

هافلپاف

آگاتا تراسینگتون


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۰۴ یکشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۱۸:۱۷:۵۳ یکشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۹
از کتابخونه
گروه:
ایفای نقش
هافلپاف
کاربران عضو
پیام: 57
آفلاین
نام:آگاتا تراسینگتون

گروه هاگوارتز:هافلپاف

سن: نوجوان{سال پنجم تحصیلی در هاگوارتز،فعلا}

جنسیت:مونث

نژاد:دورگه


پدر:والتر تراسینگتون{ماگل}

مادر:رزتا تراسینگتون{جادوگر}

چوب دستی:چوب آبنوس,یال تک شاخ , ریسه ی قلب اژدها ,پر ققنوس، 32سانتی متری , انعطاف پذیر

ویژگی های ظاهری:موهایی خرمایی مجعد و پر پشت، چشمان آبی ،پوست بسیار سفید،لاغر،ظریف،قد بلند،روی مد وخوش پوش

ویژگی های اخلاقی:شر و شیطون،دردسر ساز،ماجراجو،مهربون،شوخ،خوشحال،زرنگ،باهوش، به شدت احساساتی،جسور و شجاع،خوش سفر،باهوش،فداکار،راز دار و قابل اعتماد،صادق و راست گو،تنبل ولی زرنگ ،خوش خنده،خجالتی،راحت طلب، با پشتکار، کم صبر و حوصله،همگام با تکنولوژی ماگلی و جادوگری


جارو:آذرخش

پاترونوس:گربه

بوگارت:مرگ مادر


استعداد ها:
نامرِئی شدن
پرواز با جارو
معجون سازی
دفاع در برابر جادوی سیاه
حافظه بسیار قوی
خیال پردازی
نوآوری
خلاقیت
عکاسی
نقاشی
نویسندگی
حرف زدن با حیوانات
دگرگون نما

سرگرمی ها و علاقه مندی ها:
مطاله کتاب
فیلم دیدن
دردسر درست کردن
گردش
خوش گذرونی با دوستان
ماجراجویی
محبت و کمک به دیگران
سفر رفتن
کرم ریختن
اهنگ و موسیقی گوش دادن

زندگینامه:
در یکی از روز های بارانی پاییز در ماه نوامبر وقتی خورشید داشت روز رو به ماه می سپرد قدم به این دنیا گذاشتم.وقتی دو سالم بود با مامانم و بابام سوار ماشین داشتیم می رفتیم مسافرت که تصادف سنگینی کردیم و مامانم مرد.
دو سال پدربزرگ مادربزرگم فوت کردن و ما هم از آمریکا به انگلستان مهاجرت کردیم.
سال های سختی بود...پدرم در نبود مادرم و پدر و مادرش که فوت شده بودن به شدت عصبی شده بود و من رو درک نمی کرد...

ولی بالاخره وقتی که کلاس دوم بودم یعنی 4 سال بعد از مهاجرتمون پدرم دوباره ازدواج کرد.
ازدواج موفقی بود.
اما من راضی نبودم.
یک روز وقتی که از دست مادرخوانده ام بسیار بسیار عصبانی بودم و از شدت خشم تمام اتاقم را بهم ریخته بودم نامه ای از هاگوارتز دریافت کردم و به هاگوارتز اومدم.
می تونم از کارهای عجیبم مثال بزنم که:
وقتی عصبانی می شدم ومی شم موهام قرمز می شدو میشه برای بابام عادی بود و هست اما برای مادر خوانده ام نه!
می تونتم و می تونم با حیوانات صحبت کنم و می کردم
و...


:
معمولا یه دامن کوتاه می پوشم با یونیفورم هافل
همیشه یه دستبند و ساعت تو دستمه و یه گردنبند همشون مشکی
آرایش تو کارم نیست
تا همیشه به محفل ققنوس و هافلپاف وفادار خواهم بود













...................................................................................................................................................با سلام
من یه سری تغییرات می خواستم بدم دوباره ویرایشش کردم همون شخصیتم و همون گروه با اندکی تغییر
لطفا ویرایش شه
ممنون


انجام شد.


ویرایش شده توسط آگاتا تراسینگتون در تاریخ ۱۳۹۷/۱۲/۱۹ ۲۰:۴۷:۴۱
ویرایش شده توسط آگاتا تراسینگتون در تاریخ ۱۳۹۷/۱۲/۱۹ ۲۰:۵۹:۰۴
ویرایش شده توسط آگاتا تراسینگتون در تاریخ ۱۳۹۷/۱۲/۱۹ ۲۱:۰۱:۱۶
ویرایش شده توسط آگاتا تراسینگتون در تاریخ ۱۳۹۷/۱۲/۱۹ ۲۱:۰۳:۴۹
ویرایش شده توسط آگاتا تراسینگتون در تاریخ ۱۳۹۷/۱۲/۱۹ ۲۱:۰۴:۳۷
ویرایش شده توسط آگاتا تراسینگتون در تاریخ ۱۳۹۷/۱۲/۱۹ ۲۱:۰۶:۳۰
ویرایش شده توسط آگاتا تراسینگتون در تاریخ ۱۳۹۷/۱۲/۱۹ ۲۱:۰۷:۴۰
ویرایش شده توسط آگاتا تراسینگتون در تاریخ ۱۳۹۷/۱۲/۱۹ ۲۱:۱۰:۰۶
ویرایش شده توسط آگاتا تراسینگتون در تاریخ ۱۳۹۷/۱۲/۱۹ ۲۱:۱۱:۵۵
ویرایش شده توسط آگاتا تراسینگتون در تاریخ ۱۳۹۷/۱۲/۱۹ ۲۱:۲۷:۰۷
ویرایش شده توسط لینی وارنر در تاریخ ۱۳۹۷/۱۲/۱۹ ۲۲:۳۴:۲۶
ویرایش شده توسط آگاتا تراسینگتون در تاریخ ۱۳۹۷/۱۲/۲۰ ۱۶:۳۳:۵۰

نذار مشنگ ها روزت رو خراب کنن :)

هافلپاف عشقه







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.