هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: دسته اوباش هاگزمید!
پیام زده شده در: ۲۱:۱۰ چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۸

گریک الیواندرold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۳۲ جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۲۳:۳۲ چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۸
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 156
آفلاین
1)خود را در یک جمله،به شیوه اوباشانه معرفی کنید.

معرکه گیر ترینِ معرکه گیر های عالم!

2)علت تصمیمتان برای عضویت در گروه چیست؟

ساپورت کردن اوباشیا با چوب های دست ساز خودم!
هرجا برین لنگشو پیدا نمیکنین!

3)یک نمونه رفتار اوباشانه را شرح دهید.

دادن ابر چوبدستی تقلبی به لردا!
فقط نمیدونم چرا کار کرد؟

4)رولی کوتاه درباره واکنش خود بعد از دیدن اعلامیه اوباش بنویسید.

داشتم برای خرید ریسه ی قلب اژدها به هاگزمید می رفتم!... آخه یکی بهم گفته بود که اونجا یه دلال هست که ریسه ی قلب اژدها رو داره!... منم به حرفش گوش کردمو رفتم! تو راه یه چندتا الیزا دیدم که واقعا الیزا های خوبی بودن! به این نتیجه رسیدم که الیزا های هاگزمید خیلی بهتر از الیزا های دیاگون هستن و من فقط داشتم وقتمو توی دیاگون هدر میدادم!
آقا همینجور که داشتیم میرفتیم یهو دیدیم یه بنر خیلی گنده جلو رومونه!... منم زدمش کنار... ولی متاسفانه بنر مقاوت کرد!
درگیری سختی بین منو بنر در گرفت...هی من بزن کنار، هی اون نرو کنار... آخرش خسته شدم و بنر رو خوندم!

نقل قول:
مدیریت جدید کریس چمبرز به اطلاع میرساند:ثبت نام اوباش به زودی شروع شده و فرم ثبت نام در همینجا قرار داده میشود،لطفا اوباشانه وارد شوید!

باورم نمیشد که کریس اوباشو راه انداخته بود!
کمی فکر کردم و گفتم:
-اوباش میشیم قبل اینکه اوباش مد شه!

در رو باز کردم!
-آدم باس رو مد باشه بابا... سرت سلامت!





ویرایش شده توسط گریک الیواندر در تاریخ ۱۳۹۸/۱/۱۴ ۲۱:۳۱:۴۴
ویرایش شده توسط گریک الیواندر در تاریخ ۱۳۹۸/۱/۱۴ ۲۱:۳۲:۳۶

Ravenclaw is my everything



تصویر کوچک شده


پاسخ به: دسته اوباش هاگزمید!
پیام زده شده در: ۲۰:۴۶ چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۸

كريس چمبرز


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۵۴ یکشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۲۳:۳۸ یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۸
از زیر ضلع شمالی سایه ارباب!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 458
آفلاین
سلام آلکتو!
اتفاقا قبلا توضیح شخصیتتون رو خونده بودم،از همون موقع فهمیدم باید تو اوباش باشید.
از کارهای اوباشانتون خوشم اومد.
علاقه هم که به اوباش بودن دارید،لحنتون هم اوباشانس.
تایید شد!


Only Raven
گفتن نداره ولی اربابمون!




پاسخ به: دسته اوباش هاگزمید!
پیام زده شده در: ۲۰:۲۳ چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۸

آلکتو کرو old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۵۴ جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۰:۰۰ سه شنبه ۵ آذر ۱۳۹۸
از ما هم شنفتن...
گروه:
کاربران عضو
پیام: 204
آفلاین
۱) خود را در یک جمله، به شیوه ی اوباشانه معرفی کنید.
کتک زنِ مورنگ کنِ آدامس خورِ سیار!

۲) علت تصمیمتان برای عضویت در گروه چیست؟

خو ببین داش ما، همه می دونن که ع ما اوباش تر تو این دنیا وجود نداره. هر وقت بحث دعوا اینجور مسئله هاس بدون کار ماس. خو ما ع بچگی عاشق زورگیرو کتک زدن ملت بودیم. البت یه دلیل دیگه م دارها ما پارسال یه خبطی کردیم جزو کارآگاها شدیم، که یه گونی پیازم آیدمون نشد حالا می خوایم شورش کنیم!

۳)یک نمونه رفتار اوباشانه را شرح دهید.

این یکی راس کار خودمونه!
کتک زدن مردم توسط چوب بیسبال خوشملمون!
شکوندن شیشه های سه دسته جارو واس انتقام و باجگیری!
انداختن آدامس با طمع توف تلنگی در نوشیدنی کره ای دیگران!
تبدیل کردن موی ملت به بوم نقاشی!
بسه یا بازم بگیم؟


۴)رولی کوتاه درباره ی واکنش خود بعد از دیدن اعلامیه اوباش بنویسید.

صاحب کافه سه دسته جارو باز آلکتو را به خاطر قلدر بازی هایش بیرون کرده بود. آلکتو از این بابت ناراحت بود زیرا این بار هم نتوانسته بود نوشیدنی کره ای اش را کامل بنوشد. او عاشق کتک کاری و دعوا بود ولی نمی دانست کجا باید این کار ها را انجام دهد تا دیگران سرزنشش نکنند.
آلکتو در این فکر ها بو که ناگهان با جسم سختی برخورد کرد.
- این چی بود خورد تو ملاجمون؟
خیلی زود متوجه شد که با تیر برق برخورد کرده است.
- خاک تو گور ننه اون ننه سیریوسی که اینو وسطس خیابون کاشته!

ناگهان متوجه علامیه ای روی تیر برق شد:
نقل قول:
مدیریت جدید کریس چمبرز به اطلاع میرساند:ثبت نام اوباش به زودی شروع شده و فرم ثبت نام در همینجا قرار داده میشود،لطفا اوباشانه وارد شوید!


- ای ول بالاخره یکی این اوباشو راه انداخت ما بریم قلدر بازی کنیم توش!

آلکتو بعد از این که قلنج گردنش را شکاند به پیش کریس رفت تا فرم را پر کند.


ویرایش شده توسط آلکتو کرو در تاریخ ۱۳۹۸/۱/۱۴ ۲۰:۲۶:۵۷

اگر بار گران بودیم رفتیم!


پاسخ به: دسته اوباش هاگزمید!
پیام زده شده در: ۱:۳۷ چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۸

كريس چمبرز


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۵۴ یکشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۲۳:۳۸ یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۸
از زیر ضلع شمالی سایه ارباب!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 458
آفلاین
ماتیلدا!
آفرین آفرین،لحن شمام بسیار اوباشانه بود،از کلمه سوکس خیلی خوشمان آمد.
کشتن سوکس ها توسط یک دختر هم کار خیلی اوباشانه ای بنظر میرسه،معمولا دخترا موقع دیدن سوکس فرار میکنن،شعر اوباشانه و هیپ هاپ طور هم که میگید،پس
تایید شد!


Only Raven
گفتن نداره ولی اربابمون!




پاسخ به: دسته اوباش هاگزمید!
پیام زده شده در: ۱۴:۴۶ سه شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۸

هافلپاف، محفل ققنوس

ماتیلدا استیونز


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۰۱ پنجشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۲:۵۳:۰۷ دوشنبه ۲ تیر ۱۳۹۹
از کالیفرنیا
گروه:
ایفای نقش
هافلپاف
کاربران عضو
محفل ققنوس
پیام: 359
آفلاین
۱) خود را در یک جمله، به شیوه ی اوباشانه معرفی کنید.

می کنم سوکس بشه حیوونی جلوم سبز
سوکس برتر نداره هیچ مرز!

۲) علت تصمیمتان برای عضویت در گروه چیست؟

چون نسل سوکسا داره منقرض میشه
( خیلی کم پیش میاد سوکس ببینم تو مرلینگاه!)

۳)یک نمونه رفتار اوباشانه را شرح دهید.

میرم جنگل، می کنم هر حیوونی رو سوکس
می ندازمشون تو قفس، تکون میدم انقد تا بشن بیهوش
در میارم تحت سلطه ام اما اگر نکردن گوش
می کنم ماده ای اسیدی تزریق، سوکسِ حرف گوش نکن باید سوخ!( سوخت)

۴)رولی کوتاه درباره ی واکنش خود بعد از دیدن اعلامیه اوباش بنویسید.

ماتیلدا رفته بود توی فاضلاب که یه حیوونی پیدا کنه که تبدیل به سوکسش کنه. اون دلیلی داشت که نمی رفت جنگل ممنوعه:
به دلیل سیزده به در، همه ی حیوونا به پارک های شهرای دیگه هجوم برده بودن.

اون که نتونست تمساحی پیدا کنه، با ناامیدی و بدبختی بالاخره در فاضلابو باز کرد. اما تسترال بوقی که داشت با عجله می دوید، دوباره درو با لگد بست. اما قبل از بسته شدن در، اعلامیه ای از دست تسترال افتاد توی فاضلاب. وقتی ماتیلدا اون آگهی رو دید، دو پای دیگه قرض گرفت و به طرف محل اوباش دوید!


Cause i don't wanna lose you now
I'm looking right at the other half of me



پاسخ به: دسته اوباش هاگزمید!
پیام زده شده در: ۱:۲۲ سه شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۸

كريس چمبرز


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۵۴ یکشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۲۳:۳۸ یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۸
از زیر ضلع شمالی سایه ارباب!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 458
آفلاین
آندریا!
آفرین آندریا،آفرین،فرم بسیار اوباشانه ای بود.
دلتون به حال ما سوخت؟ما اینجا هزاران هزار عضو داریم!(به چهار نفر اوباش که روی صندلی نشسته اند اشاره میکند)
خوشحالیم که دوست دارید تو اوباش عضو شید.
کار اوباشانه شما هم خوب بود،خوشمان آمد.
تایید شد!


Only Raven
گفتن نداره ولی اربابمون!




پاسخ به: دسته اوباش هاگزمید!
پیام زده شده در: ۱:۱۴ سه شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۸

ریونکلاو

آندریا کگورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۴:۱۳ دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۲۳:۴۲:۵۰ سه شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۹
از کوچه دیاگون پلاک شیش
گروه:
ایفای نقش
ریونکلاو
کاربران عضو
پیام: 144
آفلاین

1)خود را در یک جمله،به شیوه اوباشانه معرفی کنید.
آندریایی هستیم خاک پای هرچی اوباشیِ بامرامه!

2)علت تصمیمتان برای عضویت در گروه چیست؟
راسیتش اول دلمون به حال داش کریسمون سوخت گفتیم بیایم تهنا نباشه ولی الان یه حس عجیبی بهمون دس داده که بش چی میگفتن؟...عاااا اره حس تعلق داشتن!
اومدیم آباد ... چی ... یعنی به آشوب بکشیم هرچی هست و نیست رو !

3)یک نمونه رفتار اوباشانه را شرح دهید.
بیرون آوردن تکه های شکسته چوب دستی از زیر تخت خود و فرو کردن آن در حلق گادفری.

4)رولی کوتاه درباره واکنش خود بعد از دیدن اعلامیه اوباش بنویسید.
همینجوری داشتیم واس خودمون تو کوچه راه میرفتیم بی خبر از آینده نامعلوممون و بدبختیایی که هنوز به سرمون نیومده. درحالی که افکاری مثل کارتن خوابی و بیکاری تو مغزمون بندری میزد چشمون خورد به یه اعلامیه:

نقل قول:
مدیریت جدید کریس چمبرز به اطلاع میرساند:ثبت نام اوباش به زودی شروع شده و فرم ثبت نام در همینجا قرار داده میشود،لطفا اوباشانه وارد شوید!


اقا مارو میگی انگار مدیریت هاگوارتزو بهمون دادن یجوری دوییدیم اولین نفر برسیم که هنوزم پاهامونو حس نمیکنیم. درو که وا کردیم به هرچی شب بیداره لعنت فرستادیم.
جمعشون بدجوری جمع بود اقا. ولی واسمون خیالی نی اول و آخر جامون همینجاس.

قربون شوما ! عزت زیاد!



پاسخ به: دسته اوباش هاگزمید!
پیام زده شده در: ۱:۰۳ سه شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۸

كريس چمبرز


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۵۴ یکشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۲۳:۳۸ یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۸
از زیر ضلع شمالی سایه ارباب!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 458
آفلاین
اشلی!
سلام!چه درخواست های پشت سر همی،ذوق کردم!
اشکالی نداره،از ویژگی های اوباش بودن غیرقابل پیش بینی بودنه...
کارهای اوباشانتون زیادی مهربانانس،یکم بزنید چند نفرو بکشید مثلا،حالا آشنا میشید با کارهای مدنظر ما!
رولتون خیلی طولانیه ها!خسته نشین .فعلا بپرید جوجه ها رو بگیرید بیارید بالاپشت بوم بزنیم بخوریم،باز شما یه سودی داشتید،گادفری که ساختمونو به گند کشید.
تایید شد!


هوریس
سلام هوریس!این طرفا؟البته تو رول جواب دادید!
هوریس شما کلا به جواب دادن به فرم و قوانین اعتقادی ندارید؟
اینهمه سوال طرح کردیم خیر سرمون!
اولین عضو؟چهار نفریم الان هوریس خان!بیاین تو،ما همیشه به یه عضو با تجربه نیاز داریم.
با خوشحالی تایید شد!

پ.ن:یادتون نره پخاتونو چک کنید!


Only Raven
گفتن نداره ولی اربابمون!




پاسخ به: دسته اوباش هاگزمید!
پیام زده شده در: ۰:۵۶ سه شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۸

هوريس اسلاگهورن


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۵:۲۳ جمعه ۳ فروردین ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۹:۵۸:۰۵ شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۹
از می عشق تو چنان مستم، که ندانم که نیست یا هستم
گروه:
کاربران عضو
پیام: 268
آفلاین
کریس لحظه‌ای پشت میز متوقف شد و سعی کرد به جای تار عنکبوت و گرد و خاک، آینده‌ی مقر را متصور شود. اوباش پرشمار گولاخ هیبت با خالکوبی‌های سطان غم مادر، یادگاری‌ها و غنایم به دست آمده که سطح میز را پر کرده و خدم و حشم و نوچه‌هایی که از کنج ردایش آویزان شده‌اند. تعدادی چماغ، قمه، کپوری، ابرچوبدستی و سایر سلاح‌های سرد و گرم نیز به دیوار آویزان بود. اما کریس از قوه تخیل خوبی برخوردار نبود و هرکاری کرد افکارش جلوه بصری پیدا نکرد و تنها پیکر خودش را در آن اتاق تار عنکبوت بسته دید. خود خودش. تنهای تنها. ناامیدانه روی صندلی زهوار در رفته‌ای که پشت میز بود نشســــ...

- هــوی! چشم باز کن ببین نشیمنتو کجا می‌ذاری!

کریس یک قد از جا پرید و زیرش را نگاه کرد. به جای صندلی زهوار در رفته، هوریس اسلاگهورن چمباتمه زده بود روی زمین.

- پروفسور اسلاگهورن!

هوریس یکی از بطری‌های نیمه پری که زیر میز چیده شده بود را در دست گرفت و به کریس تعارف کرد.

- بزن روشن شی.

- شما کجا؟ این جا کجا؟

- ای بابا ... به خاطر یه مشت بهتون بی اساس مثل «اغفال دانش آموزان» و «اختلاس از بودجه مدرسه» از هاگوارتز انداختنمون بیرون. لردم گفت «حالا که نمی‌تونی چشم و گوش ما تو اون مدرسه باشی دیگه چیزی جز یه نون خور اضافه نیستی پیر مرد. تو خونه ریدل بهت نیازی نیست.» من موندم و این خرابه متروکه و این بطریا.

به نظر می‌رسید کریس اولین عضوش را پیدا کرده. به هر حال دسته اوباش بدون عضوی مست و لایعقل و آس و پاس که نمی‌شد.


ویرایش: آقا اجازه؟ ما پستمونو قبل وجود فرم و اینا نوشتیم بعد فهمیدیم ارسال نشده الان فرستادیمش. الان میبینیم فرم هم تعبیه شده.

1)خود را در یک جمله،به شیوه اوباشانه معرفی کنید.

هوری هستم، یک دلربا!


2)علت تصمیمتان برای عضویت در گروه چیست؟

نصف شبا بطری به دست تو خیابونای هاگزمید تلو تلو خوران راه برم و آواز بخونم.

الان که فکر میکنم خیلی ربطی به عضویت نداره ولی فقط یه اوباش این کارو میکنه ... مگه نه؟


3)یک نمونه رفتار اوباشانه را شرح دهید.

الان که بیشتر فکر میکنم میبینم جوابی که به سوال قبل دادم به درد این جا میخوره! پس این جا به سوال قبل جواب میدم.
راستش ساحره‌های نسل جدید خیلی افاده‌ای شدن. کلی ادا و اطوار دارن. از مرلین که پنهون نیست از شما چه پنهون ... من دوره قبلی تدریسم تو هاگوارتز روزانه اقلا سه مورد مخ میزدم. ترم قبل کلا یه مورد بود که اونم فهمیدم فنریر معجون مرکب پیچیده خورده که تو دفترم گازم بگیره. گفتم شاید تو دسته اوباش چنتا ساحره جوان خاکی و بی قر و قمیش پیدا کردم که با من پیرمرد راه اومدن.


4)رولی کوتاه درباره واکنش خود بعد از دیدن اعلامیه اوباش بنویسید.

جواب اینم قبل از فرم مطرح شده!


ویرایش شده توسط هوريس اسلاگهورن در تاریخ ۱۳۹۸/۱/۱۳ ۱:۱۹:۲۰

ز خاک من اگر گندم برآید،
از آن گر نان پزی مستی فزاید! تصویر کوچک شده


پاسخ به: دسته اوباش هاگزمید!
پیام زده شده در: ۰:۴۸ سه شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۸

اشلی ساندرز old


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۲۴ چهارشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۷
آخرین ورود:
۲۰:۳۱ شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۸
از لندن گرينويچ
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 206
آفلاین
1)خود را در یک جمله،به شیوه اوباشانه معرفی کنید.
دیوونه ای غیر قابل پیش بینی!


2)علت تصمیمتان برای عضویت در گروه چیست؟
آشوب کشیدن هاگزمید و این طرفا!


3)یک نمونه رفتار اوباشانه را شرح دهید.
جفتک چارکوش!
صدای بلند دیوونه کننده ی موسیقی!


4)رولی کوتاه درباره واکنش خود بعد از دیدن اعلامیه اوباش بنویسید.
درحالی که دور و ورای هاگزمید میپلکیدیم، جوجه سیزده مونو بگیریم، مرغ فروش که جوج مارو پاک میکرد ما رو به روی مغازه اعلامیه رو دیدیم، مرغو ول کردیم همون موقع با جفتک وارد اینجا شدیم!


تا حالا کسی با گیتار زده تو سرت!؟







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.