هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: روزی در کوچه دیاگون
پیام زده شده در: ۰:۲۴ سه شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۸
#2

گیلدروی لاکهارت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۴۵ شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۷:۴۷ پنجشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۸
از جهنم
گروه:
کاربران عضو
پیام: 33
آفلاین
به یاد دارم که خیلی هیجان زده بودم.پدرم ماگل بود برای همین با مادرم به کوچه دیاگون آمده بودم.یادم می آید مادرم همش میگفت:(( گیلدوری کوچولو تو با بقیه فرق داری،تو از همشون بهتری،با استعداد تری)) بعد لپمو کشید و گفت: (( و البته جذاب تری. ))

همه چی برق میزد.مغازه ها،لباس ها،خیابان و خلاصه همه چی نو و جدید بود.آرزو میکردم کاش اونقدری پول داشتم که همه چیو بخرم.از قورباغه شکلاتی گرفته تا نیمبوس 1970.اون موقع سریع ترین مدل بود ولی الان برای جارو زدن حیاط استفاده میشه.

صدای حیوان ها گوش آدمو کر میکرد.صدای جغد،موش،گربه،وزغ و خلاصه انگار باع وحش بود.همانطور که راه میرفتم به مامانم میگفتم این و میخوام اونو میخوام اون یکیو میخوام.مادرم هم در اخر با عصبانیت گفت بسه دیگه گیلدوری کوچولو.(از این که به من میگفت گیلدوری خوشم نمیومد چون اسم من گیلدوری نیست بلکه گیلدروی هست)

اولین بار بود که به جز مادرم جادوگر دیگه ای میدیدم و از یه ناحیه به بعد صدای جلنگ جلنگ پاتیل های مسی که با هم برخورد میکردند فضا را پر کرده بود.رو به روی مغازه ای ایستادیم.تابلو ی آن را خواندم(( الیواندر)) اسم عجیبی بود.مادرم گفت اینجا چوبدستی میخری.بعد به یک ساختمون بزرگ اشاره کرد و گفت این (( بانک هاگزمیت)) هست و بعد مدرسه ای که قراره بری امن ترین جا تو بین جادوگراست.

باید قبل خرید به حسابم تو اونجا میرفتم.
اونجا مادرم گفت خدا کنه بزرگ شدی برای خودت کسی بشی گیلدوری کوچولو.


این بود خاطره من از اولین روزی که وارد اجتماع جادوگری شدم در کوچه دیاگون.


گیلدروی لاکهارت عظیم


تصویر کوچک شده


تصویر کوچک شده






روزی در کوچه دیاگون
پیام زده شده در: ۱۵:۵۷ جمعه ۳۰ شهریور ۱۳۹۷
#1

رون ویزلیold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۰۳ پنجشنبه ۶ مهر ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۲:۰۱:۰۶ چهارشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۹
از میتوکندری به راکیزه!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 129
آفلاین
با سلام.

به دلیل کمبود تاپیک های تک پستی در این انجمن، این تاپیک تک پستی تحت عنوان " روزی در کوچه دیاگون " از همین حالا راه اندازی میشه.
همونطور که از اسمش معلومه شما می تونید خاطره یک روزتون رو در کوچه دیاگون شرح بدید.
موضوعش هم محدودیت خاصی نداره و دستتون بازه.
به عنوان مثال می تونید خاطره روزی که به دیاگون اومدید تا وسایل مورد نیاز برای ترم جدید هاگوارتز رو بخرید رو بنویسید.
یا مثلا نحوه گرفتن چوبدستی مخصوص خودتون از مغازه الیواندر.
یا شاید هم گم شدن تون توی کوچه ناکترن و اتفاقاتی که ممکنه براتون بیفته.
البته اینا همه مثال بودن و منظورم این نیست که حتما باید از اینا استفاده کنید.
پست تون هم میتونه جدی باشه و هم طنز و محدودیتی وجود نداره.

منتظر خوندن خاطرات تون هستیم.
با تشکر فراوان.


ویرایش شده توسط رون ویزلی در تاریخ ۱۳۹۷/۶/۳۰ ۱۶:۰۱:۲۴
ویرایش شده توسط رون ویزلی در تاریخ ۱۳۹۷/۶/۳۰ ۱۸:۱۶:۵۹



تصویر کوچک شده







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.